دين و حديث و مسائل عمومي در خصوص زندگي

مطالب ديني و حديثي و مسائل مربوط به خانواده و ازدواج و طب سنتي

هفت راه ساده برای نزدیک‌تر کردن شما به همسرتان

 

در دنیای عشق و عاشقی، همه چیز زیبا و جذاب است. اول مسحور هم می‌شوید، طوریکه اصلاً نمی‌توانید دست از هم بکشید. مدام با هم در تماسید یا اس‌ام‌اس می‌زنید. هر لحظه از کنار هم بودنتان توام با اکتشافات تازه درمورد همدیگر و رابطه‌تان است. با گذشت زمان این عشق خام کامل‌تر شده و کم‌کم به دوستانی خیلی خوب و یاران همیشگی برای هم تبدیل می‌شوید. به طور اجتناب‌ناپذیری سال‌های بعد از ازدواج عادت‌هایی در دو طرف ایجاد می‌کند. کمی فکر کردن و تلاش برای بهبود کیفیت زمانی که دو طرف کنار هم می‌گذارند، تغییر شگرفی در رابطه آنها ایجاد می‌کند که پایه‌های عشقی بادوام و همیشگی را برایشان فراهم خواهد کرد. در ازدواج برخلاف زمان دوستی و آشنایی، با هم بودن دیگر فقط به شام‌ در رستوران‌ها و کافه‌های شیک ختم نمی‌شود و حتی ساده‌ترین برنامه‌ها هم می‌تواند خاطراتی به یادماندنی در ذهنتان ایجاد کند.

 

خرید موادغذایی: بیدار شدن و به خرید موادغذایی موردنیاز روزانه رفتن نباید حتماً کاری از سراجبار و خسته‌کننده باشد. می‌توانید به آن بعنوان فرصتی برای غذاهایی که می‌توانید در روزهای آتی با هم درست کنید فکر کنید. کمی در اینترنت برای دستورغذاهای جدید جستجو کنید. لیست خریدتان را با خودتان ببرید و موقع خرید کردن به لذتی که آن آشپزی دونفره برایتان خواهد داشت فکر کنید.

پیاده‌روی آخرهفته‌ها: به جز این دیگر چه زمانی زن و شوهر می‌تواند شانه‌به‌شانه و دست در دست هم راه بروند و از زمان با هم بودن خود لذت ببرند. البته بهتر است در این مواقع تلفن همراهتان را خاموش کنید که زنگ‌های آن صمیمیت دونفره‌تان را بر هم نزند. وقتی هوا گرمتر باشد و گل‌ها و درخت‌ها زیبا و سرسبز، زمانی جادویی را کنار هم خواهید گذراند.

آخرهفته‌های دونفره: چند ساعت مرخصی برای با هم بودن هیچ فایده‌ای ندارد. دو روز آخر هفته دست از کار بکشید، گوشی‌های موبایلتان را خاموش کنید، کمی خرید کنید. چند فیلم سینمایی از قبل آماده کنید و تعطیلات آخر هفته‌ای عالی در کنار هم بگذرانید. این بهترین زمان است که روی کاناپه کنار هم بنشینید و لذت ببرید.

زیباسازی حیاط خانه: اگر هوا خوب باشد می‌توانید کمی در حیاط خانه باغبانی کنید. به گل‌فروشی محل بروید، کمی تخم گل بخرید و با هم در باغچه خانه بکارید. این تجربه برای ماه‌ها خاطره‌ای خوش در ذهنتان ایجاد خواهد کرد.

ماشین‌سواری: یک سفر درون‌شهری با اتومبیل شخصی‌تان این امکان را فراهم می‌کند که زمانی عالی را کنار هم بگذرانید و کلی هم سیاحت کنید. یک سبد پیک‌نیک و زیرانداز همراه خود بردارید تا اگر محلی مناسب پیدا کردید کنار هم ناهاری عاشقانه صرف کنید.

یک روز در شهر مثل توریست‌ها: چند نفر هستند که از دیدنی‌های شهرشان دیدن کرده باشند؟ برای بازدید از مناطق دیدنی شهرتان وقت بگذارید. چه موزه‌های نزدیکتان باشد و چه آثار تاریخی و چه جدیدترین تئاتر شهر، همیشه کشف دوباره محلی که در آن زندگی می‌کنید لذت‌بخش خواهد بود.

حرف زدن شب‌هنگام: هیچ زمانی برای ابراز احساسات بهتر از زمانی نیست که کنار هم روی تخت دراز کشیده‌اید. این نوع صمیمیت است که باعث می‌شود هیچوقت از هم جدا نشوید. 

رابطه‌ای که طی سال‌ها کنار هم بودن تقویت می‌شود باعث می‌شود زمانی را که زن و شوهر کنار هم می‌گذرانند، صرف‌نظر از نوع فعالیت آن، بسیار پربارتر باشد. هیچوقت این واقعیت را فراموش نکنید که باوجود از بین رفتن شور و هیجان اول ارتباط، این همسرتان است که با او زندگی می‌کنید: کسی که همه زندگی‌تان دوستش داشته‌اید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 11:23  توسط   | 

وقتی از رابطه‌تان راضی هستید، این ۱۰ نکته را یاد می‌گیرید

 

ممکن است قبل از ازدواج یا پیش از هر رابطه جدی دیگری، با افراد زیادی آشنا شوید که حتی روابطتان سالها هم به طول انجامد. ممکن است با خودتان تصور کنید که می‌دانید چطور باید رابطه‌تان را اداره کنید. اما تا وقتی وارد یک ارتباط جدی نشده‌اید، نمی‌فهمید که هیچگدام از چیزهایی که قبلاً تجربه کردید واقعی نبوده‌اند. عشق واقعی احساسی متفاوت با ارتباطات عادی است -- حتی اگر آن روابط سالها طول کشیده باشند. وقتی در یک رابطه خوب هستید، خیلی چیزها یاد می‌‌گیرید. متفاوت رفتار می‌کنید؛ مثل یک تیم فکر می‌کنید، نه یک فرد. طرفتان را به جای اینکه از دستشان خیلی زود خسته شوید، بیشتر درک کرده و می‌پذیرید.

 

۱. سوءتفاهمات اجتناب‌ناپذیرند.

همیشه سوءتفاهم اتفاق می‌افتد. اگر حرف طرفتان را طوری متوجه شوید که بعداَ بفهمید اشتباه بوده است، او را تنبیه نکنید. فراموشش کنید. اگر بخواهید دوباره و دوباره آن را وسط بکشید، بعدها مشکلات ارتباطی برایتان پیش خواهد آمد. گاهی ممکن است یک حرف یا عمل طرفتان را اشتباه متوجه شوید و از اینکه طرفتان شما را نمی‌فهمد خسته شوید. یک قدم به عقب بردارید و سعی کنید بفهمید که مسئله چندان پیچیده‌ای نیست. سوءتفاهمات را باید کلاَ دور بریزید، زیرا خیلی کوچک هستند و اگر بخواهید بزرگشان کنید، به مشکلات واقعی تبدیل خواهند شد

۲. یاد بگیرید به او اعتماد کنید.

باید به طرفتان اعتماد کنید. چرا باید زندگی‌تان را با کسی تقسیم کنید که فکر می‌کنید هر وقت رویتان را برگردانید دچار لغزش می‌شود؟ اگر به وفاداری، صداقت، محبت و یا هر چیز دیگر طرفتان اعتماد نداشته باشید، پس در رابطه خوبی نیستید. بهترین روابط با اعتمادی عمیق شروع می‌شوند و حتی وقتی مشکلاتی ایجاد می‌شود، این اعتماد آنقدر قوی است که آنها را کنار هم نگه می‌دارد.

۳. بگذارید دلتان برای هم تنگ شود.

عاشق هم هستید، به همین خاطر می‌خواهید همیشه و در همه زمان کنار هم باشید! خیلی خوب است که همیشه، صبح و شب، با هم باشید اما کی برای تجربه کردن چیزهای مختلف وقت خواهید داشت؟ وقتی کارتان یا محل تحصیلتان از هم جدا باشد، موضوعی برای صحبت کردن با هم خواهید داشت. وقتی با دوستانتان بیرون بروید و طرفتان هم با دوستان خودش، آنوقت زمانی را برای خودتان خواهید داشت و با انرژی بیشتری به سمت هم برخواهید گشت. فرصت خواهید داشت که دلتان برای هم تنگ شود و این کمک می‌کند ارزش واقعی رابطه‌تان را درک کنید. دلتنگ شدن برای کسی فوق‌العاده است زیرا دوباره دیدن او احساسی عالی به شما خواهد داد.

۴. همدیگر را برای تغییر و رشد تشویق کنید.

در یک رابطه خوب، هر دو طرف برای رشد و تغییر تشویق می‌شوند. شما فقط یکبار زندگی می‌کنید -- پس باید آن را تمام عیار تجربه کنید. اگر می‌خواهید کارتان را رها کنید و درستان را ادامه دهید، طرفتان باید از شما حمایت کند. اگر می‌خواهید کار جدیدی را امتحان کنید یا به کاری که در گذشته می‌کردید برگردید، باید پشت شما باشد. شما هم باید او را از همین حمایت بهره‌مند کنید. طرفتان را تشویق کنید کارهای جدیدی را امتحان کند، چیزهای تازه بیاموزد و با افراد جدید آشنا شود. اگر بخواهید طرفتان هیچ تغییری نکرده و همانطور بماند که هست، زندگی‌تان فوق‌العاده خسته‌کننده خواهد شد.

۵. کوتاه آمدن به این معنی نیست که ضعیف هستید.

کوتاه آمدن به معنی تسلیم شدن نیست. به این معنی نیست که جنگ را باخته‌اید. اتفاقاَ دقیقاَ برعکس آن است. آیا می‌دانید گاهی‌اوقات کوتاه آمدن چه کار سختی است؟ دوست دارید حرف شما به کرسی بنشیند چون فکر می‌کنید درست است و حرف‌های طرف‌مقابلتان معنایی برایتان ندارد. یک قدم به عقب بردارید و کمی سیاستمدارانه‌تر به این مشاجره نگاه کنید. نتیجه منطقی آن چیست؟ اگر حق با طرفتان است، از اینکه آن را بپذیرید نترسید. حرف او را قبول کنید یا نظرات هر دوتان را کمی تغییر دهید که هر دو شما راضی شوید. نکته مهم این است که حرف خودتان را به کرسی ننشانید. کوتاه آمدن و صلح کردن به رشد رابطه‌تان کمک می‌کند.

۶. ضعف‌هایتان را بپذیرید.

طرفتان از شما انتظار ندارد فوق‌العاده باشید و احتمالاَ شما هم چنین انتظاری از او ندارید. همه ما انسان هستیم و جایزالخطا. هیچ اشکالی ندارد که اشتباه کنیم. درواقع، برای اینکه رابطه‌ای بادوام و جدی داشته باشید، باید اجازه دهید طرفتان از ضعف‌های شما آگاه شود. این باعث می‌شود نسبت به چیزهایی که اذیتتان می‌کند حساس‌تر شود و کمکتان کند خودتان را در آن زمینه‌ها تقویت کنید.

۷. خیلی وقت‌ها باید مسائل را بپذیرید چون قادر به اصلاح آن نیستید.

همه آدمها گذشته‌ای دارند. شما دارید، طرفتان هم دارد. آیا می‌توانید به گذشته برگردید و تجربیات بدتان را پاک کنید؟ خیر! مجبورید آنها را تحمل کنید و سعی کنید با آن کنار بیایید. گذشتن از بعضی از این تجربیات آسان‌تر است اما واقعیت این است که گاهی‌اوقات نمی‌توانید مسائل را اصلاح کنید. نمی‌توانید کاری کنید که مشکلاتتان رفع شوند. باید آنها را بپذیرید و از آنها بگذرید. در غیر اینصورت رابطه‌تان تاوان خواهد داد.

۸. زود و از ته دل ببخشید.

هر زمان که با هم دعوا کردید، نگران اینکه کی می‌برد و کی می‌بازد نباشید. از آن مشاجر درس بگیرید -- از حرف‌هایی که زده می‌شود و از اینکه مشکلتان چطور حل می‌شود. وقتی از دعوایی درس می‌گیرید، می‌توانید آن درس را در رابطه‌تان پیاده کنید تا از بروز دوباره آن مشکل در آینده جلوگیری شود. همه اینها خیلی خوب است اما کارتان تمام نشده است! طرفتان را ببخشید! خودتان را هم همینطور! دعوا تمام شده است، حالا دیگر باید از آن بگذرید. هیچوقت از طرفتان کینه‌ای به دل نگیرید زیرا این خشم و کینه تا جایی ادامه پیدا می‌کند که دیگر دوست نخواهید داشت رابطه‌تان را با او ادامه دهید.

۹. هیچوقت انتظاری نداشته باشید.

انتظار نداشته باشید که طرفتان بتواند ذهن شما را بخواند، یا صبحانه‌تان را به اتاقتان بیاورد، ظرفها را برایتان بشوید. این اتفاق‌ها قرار نیست بیفتد. نباید هیچ انتظاری از کسی داشته باشید، مگر اینکه آن را به او بفهمانید. حرف بزنید. مطمئن شوید که طرفتان می‌داند که از رابطه چه انتظاراتی دارید. همچنین باید نظرات شما را درمورد مسائل مختلف بداند. این به او کمک می‌کند با ملاحظه دربرابر شما رفتار کند اما باز با اینحال انتظاری از او نداشته باشید.

۱۰. احساساتتان را نشان دهید.

بدترین کاری که می‌توانید در یک رابطه انجام دهید این است که بازی کنید. طرفتان را اذیت نکنید؛ به رفتارهای «خوبشان» با محبت و ابراز علاقه پاداش ندهید. باید مطمئن شوید که طرفتان احساس می‌کند که دوستش دارید. ممکن است از دست او خوشحال یا عصبانی باشید، اصلاً مهم نیستُ او باید احساس کند که دوستش دارید. او باید احساسات شما را بداند پس کاری نکنید که دچار سوءتفاهم شود.

 

منبع: مردمان


برچسب‌ها خانواده, زناشویی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 11:10  توسط   | 

دختران دهه شصت هنوز مادر نشده اند

 

متولد ۱۳۶۲ است. اسفند امسال نیز که بگذرد بیش از ۳۰سال از زندگی‌اش گذشته است و او به‌عنوان یک معلم ورزش در شهر خودشان روزها را به مدرسه و سالن‌های ورزشی می‌رود و شب‌ها را در خانه کنار پدر یا مادرش یا تنها سریال‌های تلویزیونی تماشا می‌کند. رویا یک دختر معمولی در میان دیگر زنان و دختران کشور است و خودش می‌گوید: «همه آنچه در این سال‌ها در زندگی تجربه کرده از او یک دهه شصتی ساخت
دهه شصتی عنوانی است که با پشت‌سرگذراندن دوران نوجوانی این دهه بر سر زبان‌ها افتاد؛ نسلی که موقعش بود، نسل دیگری را تحویل جامعه ایران دهد اما انگار ترجیح داد این وظیفه را به نسل قبل و بعد از خود بسپارد. به‌طوری‌که حتی در پیش‌بینی‌های جمعیتی نیز دست برد و همه‌چیز آنگونه که انتظار می‌رفت، نشد. این دختران آنگونه که انتظار می‌رفت هنوز تبدیل به «مادران نمونه آینده» جامعه نشده‌اند و همچنان جمعیت زیادی از آنان مجرد است.

سرشماری سال ۹۰ نشان داد، جمعیت زنان نیمه‌اول دهه۶۰ در حال حاضر بیشتر از نیمه‌دوم آن و همچنین دهه بعد و قبل از خود است. بر اساس این سرشماری ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺳﻨﻲ جمعیت زنان کشور ۳۰ سال است. تیام‌ برخلاف اسمش با چشمان آبی‌رنگ و موهای روشنش یکی از متولدین نیمه‌اول دهه۶۰ است، بیشتر دوران نوجوانی‌اش با بیماری مادر و بعد فوت او سپری شد.

او در حال حاضر از ایران رفته است و مشغول ‌کار در یکی از شهرهای آمریکاست اما گاهی به نظر می‌رسد نوعی تنهایی دهه شصتی به سراغش می‌آید و می‌گوید: «همه زندگی می‌خواستم که بهترین دوست برای دوستانم، بهترین دانش‌آموز برای مدرسه، بهترین خواهر برای خواهر و برادرانم و بهترین فرزند برای پدر و مادرم باشم. اما امروز می‌بینم که تنها هستم و آنها به بهترین بودن من توجهی نکردند

این دختران مهم‌ترین بخش جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و بر اساس آمارها جزو ۳۰درصدی جمعیت مجرد زنان کشور هستند و به نظر می‌رسد کمتر از کم‌سن‌وسال‌های خود انگیزه‌ای برای ازدواج دارند. این امر موجب شده تا جدول‌های آماری جمعیت و ازدواج در ایران به شکل دیگری دربیایید. اگرچه از تعداد ازدواج‌ها در سال‌های اخیر کاسته نشده اما آمارها نشان می‌دهند این ازدواج‌ها عمدتا مربوط به دختران نیمه‌دوم دهه۶۰ و بیشتر از آن دهه۷۰ بوده است.

میانگین سن اولین ازدواج در بین زنان و مردان بر اساس سرشماری سال ۹۰ در بین دختران ۲۳سال و در بین پسران ۲۶سال است و بر این اساس معادلات ازدواج در این سال‌ها چندان دور از ذهن نیست و تنها در ازدواج‌های مربوط به نیمه نخست دهه۶۰ تفاوت‌هایی وجود دارد.

بهاره ۳۱ساله است و کلاس‌های آموزشی زیبایی و پوست دارد؛ چهارسالی است که مشغول ‌کار شده و در این سال‌ها برای گذراندن دوره‌های مختلف دایما در حال سفر به کشورهای اطراف است که برایش کار و تفریح با هم است. درآمدش خوب است و این را یکی از دلایلش برای ازدواج‌نکردن می‌داند. البته او معیارهای دیگری هم دارد و معتقد است هنوز فرد تمام و کمالی را پیدا نکرده است. درمورد این تفاوت می‌گوید: «فکر می‌کنم معیارهای نسل ما با نسل جدید برای انتخاب همسر بسیار متفاوت است. بیشتر می‌بینم که آنها فقط می‌خواهند یک پسر پولدار پیدا شود و ازدواج کنند اما ما به تحصیلات، کار، طرز فکر و رفتار طرف مقابل هم خیلی اهمیت می‌دهیم و عمدتا به نظرم خیلی سختگیرتر هستیم یا شده‌ایم

پدرها و مادرهایی که زود پیر شدند
به نظر می‌رسد دختران متولد ۶۶ به بعد کشور با رسیدن به سن ازدواج، آن را به‌عنوان یکی از معیارهای زندگی خود قرار داده‌اند در حالی‌که دختران بزرگ‌تر از آنان هنوز زیر بار این مسوولیت نرفته‌اند. نجمه و سمیرا در کافه‌ای مشغول صحبت در مورد دوران نوجوانی و کودکی‌شان هستند. هردو با وجود مجردبودن از شرایط خود چندان نیز ناراضی نیستند و دوستان همسن‌شان که ازدواج کرده‌اند را نیز چندان موفق نمی‌دانند.

نجمه بیشتر به خانواده‌اش رسیدگی می‌کند و می‌گوید: «نمی‌دانم چرا پدر و مادرهای ما خیلی زودتر از پدرها و مادرهایشان گرفتار بیماری‌ها شدند. دایما برای درد قلب پدرم یا درد پای مادرم باید مراقبشان باشم و می‌بینم که تنها من این شرایط را ندارم؛ بقیه هم‌سن‌وسال‌های من هم همین‌طورند. خانواده‌هایمان هم کاملا از ما انتظار دارند و انگار همه امورشان را به ما سپرده‌اند

سمیرا در جواب نجمه می‌گوید: «خب این به خاطر همین است که ما ازدواج نکرده‌ایم و نه آنها کسی را جز ما دارند و نه ما جز آنها کسی را داریم.» اما نجمه این حرف دوستش را قبول نمی‌کند و ادامه می‌دهد: «آخر مگر ما فرصت ازدواج هم داشتیم؟ حتی به خودمان هم فکر نمی‌کنیم چه برسد به کس دیگر، همه فکرمان خانواده و پاسخ گفتن به آنهاست.» سمیرا نیز به نشانه تایید سری تکان می‌دهد و زیر لب می‌گوید: «نه وقت نکردیم

سمانه هنوز از «بله» گفتن دخترخاله متولد ۷۲ خود به پسر هم‌دانشگاهی‌اش متعجب است. او که خود متولد ۶۱ است، می‌گوید البته خیلی از دوستانش هم ازدواج کرده‌اند و مخالف ازدواج نیست اما اصرار چندانی هم برای این مساله ندارد و معتقد است هنوز فرصت هست. یادش می‌آید در سال‌های نوجوانی‌، همان سال‌های پراسترس و فشار برای گذر از سد کنکور یک روز با کنجکاوی مثل همه دختران دیگر کلاسشان سعی می‌کردند به دفتر مدرسه سرک بکشند.

آن روز یکی از همکلاسی‌هایی که وسط سال یکباره به عقد پسردایی‌اش درآمده بود، در اتاق مدیر سعی می‌کرد تا برای ادامه تحصیلش در مدرسه اجازه بگیرد: «تازه می‌خواستیم ببینیم ابروهایش را که برداشته، چه شکلی شده، با مادرش آمده بود تا اجازه بگیرد اما مدیر به هیچ عنوان قبول نکرد. معتقد بودند برای دختران دیگر بدآموزی دارد چنین دختری در مدرسه باشد

به گفته خودش آن زمان این چیزها عیب بوده و مهم‌ترین حسن برای یک دختر گذراندن دانشگاه و داشتن تحصیلات بود: «ما همیشه به فکر درس خواندن بودیم اصلا خجالت می‌کشیدیم به ازدواج فکر کنیم، چقدر غرورداشتیم، پاسخمان در برابر هر درخواست ازدواجی فقط «نه» بود. تازه سال‌های آخر دانشگاه بعضی‌هایمان دیگر کم‌کم سروگوششان می‌جنبید

بر اساس آخرین آمار سازمان ثبت احوال از ازدواج بین گروه‌های سنی مختلف زن و مرد که پاییز امسال منتشر شد و گزارش خبرآنلاین، ۴۷‌درصد از این ازدواج‌ها مربوط به گروه سنی ۲۵سال به بالاست و ۵۳‌درصد یعنی بیش از نیمی از ازدواج‌ها مربوط به دختران کمتر از ۲۴سال با پسران ۲۰ تا ۲۹ساله بوده است.

«
سرمایه من در زندگی تنها یک قلب مهربان است و می‌دانم باید با آن تا انتهای زندگی‌ام بروم.» زیباست و هیچ‌چیز نمی‌تواند موجب انکار این زیبایی شود، چشمان خندان یک دختر افغان که در میان صورتی شیرین و مشتاقش برای صحبت‌کردن قرار گرفته است. سال ۱۳۶۲ و بعد از مهاجرت خانواده‌اش به ایران در کشور متولد شده است. مانند هم‌نسلان خودش است و تقریبا همه دوستانش ایرانی هستند که از مدرسه و دوران دانشگاه با آنها در رفت‌وآمد است. در یکی از مطب‌های شهر اهواز کار می‌کند و کارش مرتبط با رشته تحصیلی‌اش رادیولوژی است.

می‌گوید در سال‌های دانشگاه در شهر مشهد به خاطر مشغله‌های فکری‌اش در مورد خانواده به خواستگارانش جواب رد داده است. با وجود آنکه یک برادر بزرگ‌تر از خود و دو برادر و یک خواهر کوچک‌تر از خود دارد اما بیشتر بار روحی و فکری خانواده را خودش به دوش می‌کشد: «نمی‌دانم در چه فکر‌هایی بودم، اصلا اسم خواستگاری که می‌آمد می‌گفتم پس پدر و مادرم چه کار کنند. الان هم می‌گویم هرچه خدا بخواهد

آموزش‌ ترحم و دلسوزی
اگرچه بسیاری از این دختران همه متعلق به یک‌دهه هستند اما آمارها نشان از آن دارد که میان رفتارها و اعتقادات دختران نیمه‌اول دهه۶۰ با نیمه‌دوم آن تفاوت بسیاری وجود دارد. شاید از جنگ چیزی جز صداهای مبهم و خاطرات پراکنده به‌یاد ندارند اما دوران کودکی و مدرسه‌شان دقیقا همزمان با دوران جنگ و بعد از جنگ بود. وسایل و امکانات این دوره محدود بود.

فاطمه متولد ۶۵ و از یک خانواده مذهبی است و به یاد دارد: «هر وقت مدادرنگی یا دفتر نو برایم می‌خریدند ناراحت بودم، دایما فکر می‌کردم باید یاد بچه‌های فلسطینی باشم که در جنگ هستند و الان از این مداد رنگی‌ها ندارند. گاهی خودم هم فکرهایم را باور نمی‌کنم ولی در آن زمان اینگونه بود دیگر.» گذران زندگی با کوپن‌های خرید دولتی، دفترهای یک‌شکل با عکس یک گل مشکی روی جلد، کارتون‌هایی که همه از دلسوزی، از دست دادن پدر و مادر و تنهایی سخن می‌گفت بخشی از خاطرات کودکی دختران و پسران این دهه است.

شیدا در شبکه اجتماعی خودش می‌نویسد: «والدین شما هم بعد از خوردن یک غذای خوشمزه و‌گرانقیمت سعی می‌کنند خاطرات فقر و نداری دوران بچگی خود را به یادتان بیاورند.» او نیز معتقد است: «دهه۶۰، چه دختر چه پسر، همه زندگی‌شان شاید چندان سخت نبوده اما ویژگی‌های خاص خود را داشت.» آنها در هر دوره یا چندسال، شرایط بسیار متفاوتی را در جامعه تجربه کرده‌اند. تمام‌شدن جنگ و در عوض رشد پله‌پله اقتصادی کشور، نوعی شور و هیجان در دوران اصلاحات، در دوران نوجوانی و کمی در دوران جوانی و دانشگاه، تحصیل برای بهتربودن، مفیدبودن، کارکردن برای متکی‌نبودن به خانواده و بعد سقوط پله‌پله اقتصادی، فرهنگی و... یا حتی بازنشستگی و خستگی پدرها و مادرها که رنگ دیگری می‌گرفت.

 

http://khabarfarsi.com/ext/8078639


برچسب‌ها خانواده, نوزاد, فرزند, مادر, پدر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 15:25  توسط   | 


بسمه تعالي

با سلام و درود و  عذرخواهي به محضر خوانندگان خوب وبلاگ دين و حديث

دبير اين وبلاگ را به جهت تاخير در بروزرساني مطالب وبلاگ ببخشيد و اميدوارم با استعانت از حضرت حق، ادامه اين مسير را با همراهي عزيزان مخاطب، هموارتر بپيمائيم.

با آرزوي قبلوي طاعات در ماه مبارك رمضان؛ التماس دعا


 

 

توصيه هاي حجت الاسلام شهاب مرادي براي

قبل از ازدواج و هشدارهای ضروری

 

 یک بار؛ توصیه ها و هشدارهای "انتخاب همسر" را که پراکنده در جلسات پرسش و پاسخ بیان کرده ام را با هم مرور کنیم:

 

 دختر خانم ها؛  آقا پسرها؛

۱. به قصد اصلاح، درمان و یا هدایت با کسی ازدواج نکنید! و فراموش نکنید ازدواج درمانگاه نیست!

چشمتان را خوب باز کنید ببینید آیا با همین خواستگارتان بدون هیچ تغییر و اصلاحی در رفتارش، عقایدش، وضع علمی و مالی‌اش می توانید زندگی کنید یا نه؟

و بر مبنای همین الان، کاملا واقع بینانه، تصمیم بگیرید.

۲. از سر ترحم ، کمک و دستگیری با کسی ازدواج نکنید!

۳. از سر طمع، تفاخر و پُز دادن و مشهور شدن، با کسی ازدواج نکنید!

۴. برای انتقام(از دیگری)، تسویه حساب، حالگیری و یا رقابت و کِنف کردن دیگری با کسی ازدواج نکنید!

   (متاسفانه زمینه بروز این جنس رفتارهای کودکانه کم نیست)

۵.از سر عجز، فرار و یا با تئوری "از این ستون تا اون ستون فرجی است" ازدواج نکنید!

   (بلکه ابتدا با تدبیر و اعتماد به نفس مشکلتان را برطرف کنید.)

۶. در امر ازدواج استخاره نکنید!

خوب است به خانواده ی مقابل هم در ابتدا این را تذکر دهید. »»» استخاره

۷. برای تکمیل تیم یا گروه عروس ها یا دامادهای فامیل با کسی ازدواج نکنید!

   (این به فلانی و فلانی میاد... هم تیپ و...)

 

قسمت دوم:

دخترخانم ها و آقا پسرهای مجرد بهتر است که:

  ۱. قبل از انتخاب همسر، خودخواه باشید. (بعد از ازدواج فداکار)

  ۲. قبل از انتخاب همسر، نسبت به همسر آینده، بد بین و سخت گیر باشید. (بعد از ازدواج خوش بین و آسان گیر)

  ۳. از ازدواج با افراد خرافاتی و دارای عقاید عجیب غریب خودداری کنید.

  ۴. معمولا علاقمندی های یک طرفه ی دختر خانم ها، بی ثمر است و از عوامل اساسی و موثر در کاهش تدریجی شانس ازدواج آنان به شمار می رود.

  ۵. به علاقمندی های پسرها ی زیر ۲۰ سال اعتماد نکنید.

  ۶. پسرها عجله نکنند و قبل از فراهم شدن مقدمات ازدواج؛ شغل و سربازی(و نه ثروت! که ثروت اصلی اعتماد به نفس و توکل است)، به ازدواج فكر نكنند و برای انتخاب همسر هیچ اقدامی نكنند. 

 


برچسب‌ها شهاب مرادی, ازدواج, خانواده
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 15:46  توسط   | 

در ماه مبارك رمضان، مراقب نوع تغذيه و سلامتي خود باشيد. التماس دعا

جزوه هاي آموزشي براي تغذيه و سلامت

تصوير برخي از جزوه ها... بيش از چهل جزوه مفيد آموزشي را

از اين سايت دانلود نماييد


برچسب‌ها تغذيه, سلامت, جزوه هاي آموزشي
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 15:26  توسط   | 

مدیر دفتر بهبود تغذیه معاونت بهداشت وزارت بهداشت به مناسبت ماه رمضان با تشریح باورهای غلط روزه ای توصیه‌های تغذیه ای برای روزه داران را ارائه داد و گفت:روزه بدون سحری موجب کاهش وزن نمی‌شود، همچنین، آش رشته غذای مناسبی برای افطار نیست.
صراط: زهرا عبداللهی با بیان اینکه مطالعات متعدد نقش موثر روزه داری را در بهبود بیماری‌های مختلف نشان داده اند، اظهار داشت: در اغلــب بیماری‌هایی که عادات غلط غذایی، چاقی و افزایش وزن در بروز آنها دخالت دارند، روزه داری مفید است.

عبداللهی افزود: مطالعات نشان داده است روزه گرفتن برای مبتلایان به چربی خون بالا بسیار مفید است و میزان چربی‌های نامطلوب موجود در خون را تنظیم می‌کند و موجب افزایش میزان چربی‌های مفید خون می‌شود.

وی به روزه داران توصیه کرد: همانند زمانی که روزه دار نیستند سه وعده غذا بخورند که این وعده‌ها شامل افطار، شام و سحر است.

عبداللهی ادامه داد: خیلی ها فکر می‌کنند هنگام سحر باید غذاهای پرچربی و پرکالری بخورند که در طول روز احساس گرسنگی نکنند. اما مصرف مواد غذایی پُرچربی بخصوص در هوای گرم موجب تشنگی شدید و کم آبی بدن می‌شود.

وی با تاکید بر این که در وعده سحری از غذای کم چرب مواد غذایی پرفیبر مثل میوه‌ها و سبزی‌ها استفاده کنید، افزود: موادغذایی پرفبیر آب زیادی در خود جذب می‌کنند و بدن می‌تواند آن را به آهستگی جذب کند و احساس تشنگی دیرتر عارض شود.

عبداللهی گفت: مصرف آب به مقدار زیاد در وعده سحری و به خصوص بین غذا توصیه نمی‌شود، چون موجب رقیق شدن شیره معده و آنزیم‌های گوارشی شده و روند هضم غذا مختل می‌شود.

وی توصیه کرد: مصرف مایعات مثل آب آشامیدنی، آب میوه، شیر کم چربی، دوغ بدون نمک در فاصله پس از افطار تا هنگام خوابیدن کمک می‌کند که تعادل آب و الکترولیت‌های بدن شما در هنگام روزه داری حفط شود.

پرهیز از مصرف غذاهای سرخ شده و پرچرب

مدیر دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت تصریح کرد: در ماه مبارک رمضان بهتر است از غذاهای سرخ شده و پرچرب استفاده نشود، زیرا علاوه بر افزایش چربی‌های خون موجب سوءهاضمه، ورم معده، اضافه وزن و چاقی می‌شوند.

وی افزود: مصرف زیاد چای به خصوص در وعده سحری توصیه نمی‌شود زیرا چای مدرر است و باعث از دست دادن آب بدن شما می‌شود.

عبداللهی در ادامه بیان کرد: مصرف زیاد مواد قندی و شیرین مثل کیک‌های خامه ای، شکلات، شیرینی‌های خامه دار، زولبیا و بامیه، باقلوا، حلوای خیلی شیرین و چرب، شله زرد شیرین و چرب در ایام ماه مبارک رمضان اضافه وزن و چاقی و خطر بالا رفتن قند خون را به دنبال دارد.

وی با بیان این مطلب که آش رشته غلیظ همراه با پیاز داغ که حاوی روغن زیادی است و به وفور در افطار مصرف می‌شود غذای مناسبی برای افطار نیست زیرا موجب سوءهاضمه و اختلالات گوارشی دیگر می‌شود. به جای آن بهتر است از آش رشته رقیق و کم روغن در وعده افطار استفاده شود.

عبداللهی با اشاره به این که در فصل تابستان طول شب کوتاهتر است، گفت: بهتر است روزه داران کمی پس از صرف افطار بسیار ساده و سبک (مثلاً 30 دقیقه بعد) اقدام به صرف شام نمایند و تا پیش از خوابیدن 2 لیوان چای کم رنگ، یک لیوان شیر کم چرب (کمتر از 2.5 درصد چربی) و حداقل 2 عدد میوه نیز میل کنند.

نخوردن سحری موجب چاقی می شود

وی گفت: برخلاف تصور برخی افراد، روزه بدون سحری نه تنها موجب کاهش وزن نمی‌شود، بلکه بدلیل افت شدید قند خون در طی روز موجب می‌شود تا شخص روزه دار در زمان افطار تمایل بیشتری برای خوردن غذاهای شیرین و چرب پیدا کند و همین موضوع در نهایت منجر به اضافه وزن و چاقی می‌شود.

عبداللهی مصرف غذاهای سبک و مختصر شامل گروه‌های غذایی شیر و لبنیات (مانند شیر و ماست و پنیر) میوه‌ها و سبزی‌ها و نان و غلات (مانند برنج و نان) توصیه می‌شود مانند نان و پنیر و سبزی که یکی از عادات خوب غذایی هموطنان در این ایام است.

هنگام افطار نوشیدنی گرم بنوشید

مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت در ادامه گفت: مصرف شیر گرم، فرنی و یــا شیر برنج در هنگام افطار مناسب است. استفاده از مواد غذایی آبکی مثل سوپ، آش، حلیم بــدون روغن و همچنین مایعات به هنگام افطار و سحر موجب حفظ تعادل آب و املاح فرد روزه دار می‌شود.

عبداللهی تاکید کرد: استفاده از سبزی‌ها و میوه‌ها در هنگام افطار و همچنین، در فاصله زمانی بین افطار تا سحر به دلیل اینکه منبع خوبی از فیبر هستند برای دستگاه گوارش بسیار مفید است و مانع بروز یبوست می‌شود. توصیه ای مناسب است، همچنین، در وعده سحری مقدار مناسبی سبزی‌های مختلف مصــرف شود. سبزی‌ها با دارا بودن مواد مغذی مختلف و آب، علاوه بر تامین ویتامین‌ها و املاح مورد نیاز بدن، از تشنگی فرد در طول روز جلوگیری می‌کنند.

وی با بیان این که مصرف مواد غذایی شیرین در وعده سحری توصیه نمی‌شود، بیان کرد: مصرف مواد غذایی شیرین با تحریک انسولین موجب ورود قند خون به داخل سلول‌ها و در نتیجه کاهش قند خون می شوند. به این ترتیب مصرف مـــواد غـــذایی شیرین و حاوی قندهای ساده در وعده سحری موجب می شود شخص زودتر گرسنه شود. از آنجا که میوه‌ها نیز حاوی قندهای ساده هستند توصیه می‌شود در وعده سحری کمتر مصرف شوند. انواع میوه را که حاوی ویتامین‌ها و املاح معدنی است و بسیار مفید برای سلامت بدن محسوب می‌شود، بهتر است در وعده افطار و یا در فاصله افطار تا سحر مصرف کرد.

عبداللهی در ادامه تاکید کرد: توصیه می‌شود برای تامین آب مورد نیاز پس از صرف افطار و تا قبل از خواب به تدریج انواع میوه، چای کمرنگ و سایر مایعات به ویژه آب برای جبران کم آبی بدن نوشیده شود.

وی گفت: یکی از عادات غذایی نادرست روزه داران این است که به دلیل تشنگی زیاد افطار را با آب سرد و یا نوشیدنی‌های سرد شروع می‌کنند که توصیه می‌شود افطار را با  نوشیدنی‌های گرم و یا ولرم مانند آب ولرم، چای کمرنگ و شیر گرم آغاز کنند.

مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت افزود: پس از آن روزه داران می‌توانند از خرما یا کشمش استفاده کنند زیرا این دو سبب کنترل اشتها می‌شود و از پُر خوری به هنگام افطار ممانعت می‌کند. علاوه بر آن مصرف خرما در ماه مبارک رمضان در تنظیم قند خون بسیار مفید اســـت لــذا تـــوصیه می‌شود که در وعده افطار حتی المقدور 5-3 عدد خرما مصرف شود و البته از مصرف بیش از حد خرما نیز مانند سایر شیرینی‌ها پرهیز شود.

عبداللهی تصریح کرد: در وعده‌های سحر و افطار از پُرخوری اجتناب کنید، و تا حد امکان به جای مصرف انواع شیرینی‌ها مثل زولبیا و بامیه که فقط حاوی انرژی و فاقد مواد مغذی (ویتامین‌ها و مواد معدنی) هستند، از مواد غذایی طبیعی شیرین مثل خرما، کشمش و انواع میوه درحد متعادل استفاده شود. افراط در مصرف انواع شیرینی به هنگام افطار چاقی و اضافه وزن را به دنبال خواهد داشت.

از نوشیدن آب زیاد هنگام افطار بپرهیزید

وی گفت: مصرف آب زیاد به هنگام صرف افطار سبب اختلال در هضم مواد غذایی می‌شود. بعد از صرف سحری نیز بســـیاری از روزه داران از بیــــم تشنــــگی در طول روز به مقدار فراوان آب می‌نوشند که عادت صحیح غذایی نیست.

وی همچنین، افزود: از نوشیدن بیش از اندازه چای در وعده سحری اجتناب شود، چون چای باعث افزایش دفع ادرار و از دست رفتن نمک‌های معدنی که بدن شما در طول روز به آن احتیاج دارد می‌شود.

عبداللهی تصریح کرد: روزه داران از مصرف تنقلات زیاد در فاصله افطار تا سحر پرهیز کنند. این قبیل مواد دیر هضم هستند و سبب می‌شوند که به هنگام سحر به دلیل پُری معده میل به غذا کاهش پیدا کند.

به گزارش وزارت بهداشت، وی گفت: مصرف مـــواد غذایی سنگین، دیر هضم، پُر چرب و سرخ شده به هنگام افطار مناسب نیست. به طور کلی توصیه می‌شود به جای غذاهای چرب و سرخ کرده از غذاهای آب پز و بخارپز، کم چرب و کم نمک استفاده شود.

وی همچنین، افزود: مصرف میوه رنده شده، لبنیات خصوصاً شیر کم چرب، استفاده از انواع سوپ ها و آش ها در افطار و سحر و نوشیدن چای کمرنگ برای سالمندان روزه دار مفید است و می‌تواند تعادل آب و املاح را برقرار کند. همچنین، مصرف یک لیوان شیر در هنگام افطار و سحر و مصرف یک پیاله ماست در موقع شام به کودکان و نوجوانان روزه دار توصیه می‌شود.


عبداللهی در پایان خاطرنشان کرد: هر چند بخش عمده انرژی دانش آموزان در زمان روزه داری باید از گروه غذایی نان و غلات تامین شود، اما مصرف مواد پروتئینی مانند انواع گوشتها خصوصاً گوشت سفید، تخم مرغ، شیر و لبنیات برای آنها ضروری است.
منبع: تسنیم

برچسب‌ها سلامت, ماه مبارك رمضان, سفره افطار, خانواده, تغذيه مناسب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 9:18  توسط   | 

قسمت اول

 

درس هايي براي زندگي مومنانه

 

درس اول: همسرتون رو به اسمى صدا کنيد که بيشتر دوست داره و بيشتر خوشش مياد.... اين اسم مى تونه اسم کوچيک باشه يا فاميلش باشه يا لقب مذهبى و عناوين اجتماعى باشه... مثل:حسين جون،مريم جون،عزيزم و...

 

درس دوم: امام صادق(ع) فرمود، وقتى شوهر به خانه وارد مى شود- بايد به خانواده اش سلام کند،قبلا کفشش را به زمين بزند و سرفه کند تا خانواده را از آمدن خود خبر دهد،مبادا چيزى بيند که او را ناخوش آيد. يکى از چيزهايى که انس و الفت بيشترى بين زوجين ايجاد مى کند سلام کردن است. براى مثال:هنگام ورود به منزل،هنگام بيدار شدن از خواب ...

 

درس سوم: بانو گاهى که کار واجبى ندارى،هنگام بيرون رفتن شوهرت از خانه، او را بدرقه کن، چند قدمى پشت سرش برو...  و نيز هنگام وارد شدن شوهرت به خونه،به استقبالش برو،سلام کن ...حالش رو بپرس...و ببوسش... و اگر چيزى خريده بگير ازش و تشکر کن.

 

درس چهارم: خداحافظى هم مانند سلام کردن، ايجاد محبت و الفت مى کند . آقا با شما هستم... خداحافظى يادتون نشه... شوهر با گفتن اين جمله ى کوتاه،چشم همسرش را روشن و دلش را گرم نگه مى دارد. خانوم با شما هم هستم... خداحافظى يادتون نشه...

 

درس پنجم: على بن موسى الرضا_عليه السلام_فرمود:هيچکس فايده اى به دست نياورده است که بهتر باشد از همسر شايسته اى که چون به او بنگرد،شاد گردد و چون از نزد او غايب شود،عفت خويش و مال او را نگهدارد. همانطور که وجود زن ،امانت خداست در دست مرد،اموال مرد هم امانت او است در دست زن. پس بانو امانت دار خوبى باش...

 

درس ششم: چه زيباست که چون صبح,شوهر که از خانه بيرون مى رود،زن سؤال کند:براى ظهر چه غذايى درست کنم؟ و شوهر بگويد:هر غذايى را که خودتان ميل داريد و درست کرديد،من هم مى خورم،من مسلمانم،طبق دستور امامم رفتار مى کنم.من که منافق نيستم,(معناى منافق و مناسبت آن را با مورد بحث،ضمن دليل بيان خواهيم کرد) %%مؤمن مطابق ميل خانواده اش غذا مى خورد،و منافق،خانواده اش مطابق ميل او غذا مى خورند. مرد مسلمانى که با همسرى مسلمان،ازدواج نموده،قبول کرده است که مطابق دستور اسلام،بازنش رفتار کند و زن را امانت خدا بداند. بعلاوه چون بانو ضعيفتر از مرد است،شوهر بايد جانب او را رعايت کند. بنابراين مردى که غذاى خواست خود را بر همسرش تحميل کند،در واقع نفاق ورزيده است و عملش با زبان و نيتش که مى گويد من مسلمانم مخالف گشته است. قابل توجه آقااايوووووون.......!!!!!

 

درس هفتم: زيبا سخن گوييد تا پاسخ زيبا بشنويد. گفتگو و سؤال و جواب زن وشوهر بايد مؤدبانه و محبت آميز باشد،نه خصمانه و نفرت انگيز. مثلا براى دعوت به نشستن مى توان گفت:بنشينيد،بفرماييد و بتمرگيد. ولى توصيه ى اسلام اين است که کلمه اى که از همه زيباتر و مؤدبانه تر است را انتخاب کنيم. ولى اگر هم همسر کلمات تند و خشنى بکار برد بايد زن يا شوهر متانت و سعه صدر نشان دهد و صحنه ى نزاع را به مجلس مزاح تبديل کند. مهم تر از کلمات و واژه ها،در ايجاد محبت يا نفرت،آهنگ صدا و حرکات دست و چشم و لب و ابرو،هنگام سخن گفتن است. آهنگ نرم و ملايم ايجاد محبت مى کند،چنانکه صداى کلفت و خشن،ملال و نفرت مى آورد. قابل توجه آقايووون و خانووووم هاااا....!!!

 

درس هشتم: عذرخواهى هم مانند تشکر،موجب محبت و مودت وصميميت مى شود. در زندگى زناشويى اينکه زوجين دچار اشتباه و خطا شوند طبيعى است و اين باعث رنجش طرف مقابل مى شود اما با معذرت خواهى مى توان زنگار کدورت را زدود. چند نکته در مورد عذرخواهى: 1-کسى که عذرخواهى نمود،طرف مقابل هم بايد عذر او را بپذيرد. حضرت على(ع) فرمود:بدترين مردم کسى است که معذرت خواهى ديگران را نپذيرد و از خطايشان در نگذرد. 2-عذرخواهى بايد متناسب با مقدار جرم و خطا باشد،نه کمتر و نه بيشتر. 3-مرتکب نشدن جرم و خطا بهتر از عذرخواهى پس از ارتکاب خطا و گناه است. امام صادق(ع):همانا ترک گناه از عذرخواهى و پوزش طلبى آسان تر است و چنين نيست که هر کس بخواهد توبه کند موفق به توبه گردد.

 

درس نهم: امام صادق(ع)فرمود: بهترين زنان شما کسى است که چون با جفتش خلوت کند،پيراهن حيا بر کند و چون بپوشد و همراه او شود، زره حيا بر تن کند. دوستان عزيزم همينطور که ديديد از نظر امام صادق_عليه السلام_بهترين زن،زنى است که در زمان خلوت با شوهرش خوش زبان و شيرين حرکات باشد و هرگونه پرده و حجابى را از ميان خود و شوهرش بردارد. و در حالت خلوت با شوهر ،کاملا حيا و خجالت را کنار گذارد و تا از خلوت بيرون آمد،لباس حيا بر تن کند و مجسمه عفت وقار باشد،پس اگر هميشه با حيا باشد،بهترين زنان نخواهد بود،چنانچه اگر هميشه طناز و عشوه گر باشد.خلاصه آنکه زن بايد لباس رزم و بزم خود را بشناسد و هريک را در جاى خود بپوشد.

 

درس دهم: رسول خدا(ص) فرمود:لباسهاى خود را تميز کنيد و موهاى خود را کم کنيد،مسواک بزنيد و آراسته و پاکيزه باشيد ، که بنى اسرائيل چنين نکردند تا زنانشان زناکار شدند.

 

 

اين درس ها ادامه دارد....


برچسب‌ها زنان, مردان, خانواده, زناشويي
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 16:0  توسط   | 

نکته‌ای جالب در عروسی پسر رهبر انقلاب با دختر حداد عادل
فرزندان رهبر معظم انقلاب اسلامي
 
"من پولی برای خرید خانه ندارم.خانه‌ای اجاره کرده‌ایم که قرار است،دریک طبقه آن آقامصطفی و در طبقه دیگر آقامجتبی زندگی کنند.ما زندگی معمولی داریم و شما زندگی خوبی دارید، مثل ما زندگی نکرده‌اید.آیا دختر شما حاضر است با این وجود زندگی کند؟
 
به نقل از تسنیم، غلامعلی حداد عادل خاطره‌ای جالب از خواستگاری و ازدواج پسر رهبر معظم انقلاب با دختر خود روایت کرده است که در ذیل می‌آید:

تصوير را براي مشاهده اسامي ذخيره كنيدچند روز پس از خواستگاری خانواده بزرگوار حضرت‌آیت الله خامنه‌ای از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبری رسیدم. ایشان فرمودند: آقای دکتر! اگر خدا بخواهد با هم خویشاوند می‌شویم. عرض کردم چطور؟ فرمودند: آقا مجتبی و دختر خانم شما ظاهراً یکدیگر را پسندیده‌اند و در گفتگو به نتیجه رسیده‌اند. حالا نظر شما چیست؟ عرض کردم: آقا اختیار ما هم دست شماست! آقا فرمودند: شما و همسرتان استاد دانشگاه هستید و زندگی شما با زندگی ما متفاوت است. تمام زندگی ما غیر از کتاب‌هایم، یک وانت لوازم کهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندرونی دارد و یک اتاق بیرونی که مسئولان می‌آیند و با من دیدار می‌کنند.

من پولی برای خرید خانه ندارم. خانه‌ای اجاره کرده‌ایم که قرار است، در یک طبقه آن آقامصطفی و در طبقه دیگر آقامجتبی زندگی کنند. ما زندگی معمولی داریم و شما زندگی خوبی دارید، مثل ما زندگی نکرده‌اید. آیا دختر شما حاضر است با این وجود زندگی کند؟! زیبایی و دقت سخن رهبر معظم انقلاب برای من بسیار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روی باز استقبال کرد.

برچسب‌ها امام خامنه اي, مجتبي, حداد عادل, ازدواج
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 9:20  توسط   | 

هشت خطر در کمین جوان مؤمن انقلابی

گزارش پیش رو بخش‌های مهمی از آفت‌ها و خطراتی است که جوان مومن انقلابی را تهدید می‌کند. این گزارش دو ادعا ندارد. یکی اینکه آفات واقعی فقط همین‌هاست که در بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی آمده و در این گزارش قید شده است. نه چه بسا هرکس به فراخور فهم و تحلیلش مصادیق و محورهای دیگری هم برای این موضوع بیابد. دوم اینکه آنچه می‌خوانید باز همه‌ی آنچه از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح شده هم نیست. شاید و حتما می‌شود با کندوکاو بیشتر چیزهای فزون‌تری هم یافت. این گزارش بیشتر بهانه‌ای است برای فتح باب سخن گفتن در این باب.

 
آیت الله العظمی خامنه‌ای که به رهبری منصوب شدند طی رسمی دیرینه افراد مختلف در گروه‌ها و دسته‌های مختلف با ایشان بیعت کردند. بعد از مقامات رسمی نظام و نیروهای نظامی و انتظامی که صورت‌بندی نظام را تشکیل می‌دادند و عده‌ای از مردم، دهمین گروهی که تعدادی از دانشجویان دو هفته بعد از انتصاب برای بیعت به حیات حسینیه آمده بودند. اینجا اولین جایی بود که رهبر معظم انقلاب از تعبیر «جوان مومن انقلابی» یاد کردند:

«شما دانشجویان نقش خودتان را فراموش نکنید. آگاهى سیاسى کسب کنید و نسبت به آنچه که مى‌‌گذرد، هوشیار باشید و انگیزه و تپش جوانانه‌‌ى انقلابىِ متناسب با قشر شما، در خدمت هدفهاى نظام قرار گیرد.
عده‌‌یى از افراد ساده‌‌اندیش خیال مى‌کنند که اگر دانشجو بخواهد حضور انقلابى‌ داشته باشد، راهش این است که بر سر مسئولان خود داد بکشد؛ خیر، اینکه انقلابى‌‌گرى نیست. آنجایى که مى‌‌بینید دانشجو بر سر مسئولان امر داد مى‌‌کشد، مسئولان با دانشجویان هم‌جهت نیستند؛ آن‌ها مزدور امریکا هستند و این جوانان نمى‌‌توانند طاقت بیاورند و بالاخره فریاد اعتراض مى‌کشند؛ کمااینکه در رژیم گذشته همین‌گونه بود و دانشجو و طلبه و مردم و وجدانهاى بیدار و انسانهاى شجاع و روحهاى سالم، بر سر مسئولان امر داد مى‌‌کشیدند.» ۱
* نقشه‌ی کلان و دهه‌ای به نام «عدالت و پیشرفت». برنامه‌ای که تحقق آن یک دهه کار و تلاش و سختی کشیدن می‌خواهد؛ علاوه بر سه عنصر راهبردی مفهوم‌سازی، گفتمان‌سازی و نهادسازی؛ و همچنین تعیین زیرساخت‌های قانونی و اجرایی، یک موتور محرک بیشتر ندارد. آنچه کشنده اصلی قطار در حرکت نظام اسلامی خواهد بود به تصریح و اذعان رهبر انقلاب اسلامی، «جوان مومن انقلابی» است. این پیام را بیاد دارید؟

«جوانان عزیز!
دست یافتن به آرزوهای بزرگ ملی، نیازمند فکر روشن و عزم راسخ و شجاعت و اخلاص است، و جوان مومن که مبانی جمهوری اسلامی و راه امام بزرگوار را عمیقا پذیرفته است، امید بخش‌ترین نیرویی است که میتواند ملت ایران را در رسیدن به آرزوهای بزرگش یاری برساند. نقشه‌ی راه برای رسیدن به پیشرفت و عدالت در دهه‌ی چهارم را فقط با اذعان به این حقیقت میتوان ترسیم کرد.» ۲
 
* چرا جوان مومن انقلابی؟
سوالی که ممکن است به ذهن برسد این است که چرا رهبر انقلاب اینقدر روی این دسته از مردم انقلاب اسلامی، مردم ایران تکیه و تاکید دارند؟ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای حداقل دوبار به صراحت به این پرسش پاسخ داده‌اند:
«هرجایى که ما به ابتکار و استعداد جوانان‌مان تکیه کردیم، آنجا ناگهان مثل چشمه‌اى جوشید، شکوفا شد؛ در قضایاى مربوط به مسائل هسته‌اى، در قضایاى مربوط به مسائل دارویى، در درمان‌هاى گوناگون، در سلّول‌هاى بنیادى، در نانو، در این برنامه‌هاى صنعتىِ دفاعى، هرجایى ما سرمایه‌گذارى [کردیم‌] و به این نیروى جوان و علاقه‌مند و مؤمن و بااخلاص داخلى تکیه کردیم و به او ارج نهادیم، کارمان پیش رفت؛ خب، به این برسیم. مسائل اقتصادى هم همین‌جور است.» ۳
اینکه ما تکیه میکنیم بر روى نیروهاى انقلابى و نیروهاى متدیّن، به‌خاطر این است که ما راه طولانى در پیش داریم؛ این ملّت راه طولانى در پیش دارد.

«اینکه ما تکیه میکنیم بر روى نیروهاى انقلابى و نیروهاى متدیّن، به‌خاطر این است که ما راه طولانى در پیش داریم؛ این ملّت راه طولانى در پیش دارد. هدفى که ما براى جمهورى اسلامى، بر اساس آموخته‌هاى عمومى انقلاب در نظر گرفتیم - «ما» که عرض میکنم، مراد این حقیر نیست؛ مراد، ملّت ایران و مسئولان انقلاب است؛ صاحبان انقلاب - آن هدف، هدف خیلى والایى است. هدف، ایجاد یک جامعه‌ى نمونه است. شما میخواهید در محدوده‌ى ایران عزیز - که از لحاظ جغرافیایى در یک نقطه‌ى بسیار حسّاسى از دنیا هم واقع شده است - یک جامعه‌اى بسازید که به برکت اسلام و زیر پرچم قرآن، الگو باشد؛ هم الگو از لحاظ مادّى و پیشرفتهاى مادّى، هم در عین حال الگو از لحاظ معنویّت و از لحاظ اخلاق.» ۴
 
از میان بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره جوان مومن انقلابی دسته‌بندی‌های متعددی به دست می‌آید. این موضوع و مترادفات دیگر آن، حجم قابل توجه و البته مغفولی داشتند که دو محور عمده‌اش عبارتند از:

«خطرات و آفت‌هایی که جوان مومن را تهدید می‌کند»
«وظایف و مسئولیت‌هایی که جوان مومن انقلابی به عهده دارد»

این دو محور، بهانه‌ای برای تهیه دو گزارش مجزا از بیانات ایشان است.

* چه خطراتی جوان مومن انقلاب را تهدید می‌کند؟

۱. پشت کردن به انقلاب!
آیا ممکن است جوانی مومن و انقلابی باشد و بعد بر اثر گذر زمان و تغییر شرایط روزی برسد که آن جوان دیگر مومن یا انقلابی نباشد؟ رهبر انقلاب در اوج رخدادهای فتنه‌آمیز سال ۸۸ تعبیری داشتند به عنوان: «انقلابی فرسوده پشیمان»! دیدار دانش آموزان یک روز پیش از روز دانش آموز مثل هر سال در حسینیه امام خمینی برگزار شده بود. آن روز رهبر انقلاب بیانی داشتند که خیلی زود در افکار عمومی مرجع ضمیرش را پیدا کرد: «...صرف‌نظر از یک عده انقلابی فرسوده‌ی پشیمان که به دلائل گوناگون، زندگی راحت را، سازش را ترجیح دادند، یا به ساز دشمن رقصیدن را عیب ندانستند، جوانِ کشور، توده‌ی ملت که اکثریت هم جوان هستند، این انگیزه‌ی عمیق را دارند.» ۵
 
جالب است که یک سال قبل از انتخابات سال ۸۸ فرموده بودند: «جوانهاى امروز ما، جوان‌هاى نسل معاصر ما و جوانهائى که در آینده خواهند آمد، بدانند راه انقلاب، راهى است که احتیاج دارد به عزم، به ایمان، به ثبات قدم. بعضى این ثبات قدم را دارند، بعضى در بین راه برمى‌گردند؛ البته این‌ها به ضرر خودشان عمل مى‌کنند؛ «فمن نکث فإنّما ینکث على نفسه». آن کسانى که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانى هستند که در تابستان روزه گرفته‌اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ مى‌کنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام مى‌شود؛ افطار مى‌کنند. این مثل همان کسى است که از اولِ روز، روزه نگرفته است. باطل کردن روزه در هر زمانى از ساعات روز باشد، ابطال روزه است. در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگى حرکت وجود نداشت، انسان رابطه‌اش با انقلاب قطع مى‌شود. این بى‌وفائى به انقلاب است. همیشه بودند کسانى که به انقلاب بى‌وفائى کردند، به انقلاب دل‌بستگى خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند. وصیت امام این است که جوان‌ ما، مردم ما، نسلهاى گوناگون ما، با چشم واقع‌بینانه نگاه کنند. اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. انقلابى‌ بودن به حفظ رابطه‌ى خود و عمل خود و پیوستگى خود با انقلاب است.» ۶


۲. یاس و ناامیدی
وقتی از بالا نگاه بکنید دست دشمن در سد کردن مسیر این موتور محرکه انقلاب اسلامی خوب پیداست. شاید از همین روست که آیت الله خامنه‌ای در انذارهای‌شان چیزهایی می‌گویند که در نگاه اول به چشم کسی نمی‌آید. به ریزش‌های انقلاب اسلامی که نگاه کنیم و مصادیق فرسوده‌ شده‌ها را بررسی کنیم، عده‌ای از نقطه‌ی نون «نمی‌شود» منحرف شدند. مایوس شدند. رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با دانش‌آموزان دهه شصت به همین نقطه اشاره فرمودند:
«جوانان عزیز! دشمن روى شما سرمایه‌گذاری‌هاى زیادى مى‌کند؛ حواس‌تان جمع باشد. عده‌یى را به بى‌تفاوتى مى‌کشاند و عده‌یى را دلسرد و مأیوس مى‌کند. یأس، بزرگترین آفت جوان است. جوان‌ها بدانند که متأسفانه یأس به روح جوان زودتر راه پیدا مى‌کند؛ همچنان که امید این‌گونه است. در مقابل یأسى که دشمن مى‌خواهد به جوانها تلقین و تزریق کند، خودتان را مصونیت بدهید.» ۷
من بارها از اعماق جان، قلبم براى این جوانان مؤمن و انقلابى، سوخته و گداخته است. بارها تأسف خورده‌ام که چرا باید به جوانان به این خوبى، بى‌اعتنایى شود!؟ این‌ها هیچ‌چیزشان از آن کسانى که در جاهایى به عنوان هنرمند معروف شده‌اند، کمتر نیست. در بسیارى از امور، از آن‌ها خیلى هم بهترند. اما به این‌ها بى‌اعتنایى مى‌شود. وقتى‌که انسان مطلب را به درستى کاوش مى‌کند، مى‌بیند سر رشته مى‌رسد به اراده‌ى خباثت‌آمیزى در نقطه‌اى! مسئولین هم متوجه نیستند.

 
۳. منزوی شدن
در همان سال‌های ابتدایی رهبری و در دهه‌ای که جریان‌های چپ و راست روشنفکری علیه هنرمندان انقلابی از جنگ برگشته، از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کردند یک فراز بلند از کلمات ایشان در دیدار کارگزاران فرهنگی وقت درد دلی ماندگار است:
«از کارهاى دشمن، این شد که این مجموعه‌هاى مؤمن را منزوى کند. جوان، بى‌تجربه است. به مجرد اینکه ببیند در یک دستگاه رسمى کشور مثلًا در یک مرکز فرهنگى کشور دو نفر به او اخم کردند، به او بى‌اعتنایى کردند، او را تحقیر کردند؛ در حرکتش اثر مى‌گذارد و او را کند مى‌کند. یا مثلًا وقتى ببیند که در مجلّات به‌اصطلاح ادبى و هنرى کشور، چهره‌هاى مخالف با این روش و خط را، بزرگ مى‌کنند، برجسته مى‌کنند، تعریف مى‌کنند، این جوان دلش آب مى‌شود و روحیه‌اش را از دست مى‌دهد. وقتى یک فیلمساز، اثرش را به مراکزى مى‌برد که مى‌توانند از او استفاده کنند و کارى کنند که بتواند کارش را ادامه دهد؛ اما با بى‌اعتنایى به او مى‌گویند: «نه آقا؛ ما این را قبول نداریم. این طورش را قبول نداریم»، و بعد در همان حال ببیند انواع و اقسام کارهایى که از لحاظ مایکى ایه‌هاى هنرى از کار او کمتر است اما چون مایه‌ى اسلامى ندارد مورد قبول آن‌هاست؛ این جوان به‌خودى‌خود، منزوى و ناامید خواهد شد. من بارها از اعماق جان، قلبم براى این جوانان مؤمن و انقلابى، سوخته و گداخته است. بارها تأسف خورده‌ام که چرا باید به جوانان به این خوبى، بى‌اعتنایى شود!؟ این‌ها هیچ‌چیزشان از آن کسانى که در جاهایى به عنوان هنرمند معروف شده‌اند، کمتر نیست. در بسیارى از امور، از آن‌ها خیلى هم بهترند. اما به این‌ها بى‌اعتنایى مى‌شود. وقتى‌که انسان مطلب را به درستى کاوش مى‌کند، مى‌بیند سر رشته مى‌رسد به اراده‌ى خباثت‌آمیزى در نقطه‌اى! مسئولین هم متوجه نیستند.» ۸

۴. رفتار تکفیری
یکی از زنهارهای رهبر انقلاب خطاب به جوانان مومن انقلابی این بود که تکفیر و متهم کردن را به نفع منطق محکم نقادی کنار بگذارند.
«من در مورد تذکّرات، معتقدم باید با منطق محکم و با بیان روشن، نقطه نظرات صحیح را ارائه بدهند. با تهمت‌زنی و جنجال‌آفرینی، بنده موافق نیستم؛ با تکفیر کردن و متهم کردن این و آن، بنده موافق نیستم. اعتقاد من این است که مجموعه‌ی انقلابی کشور ـ که بحمدالله تعداد بی‌شماری از آنها در بین جوانهای ما، در بین صاحب‌نظران ما، اساتید ما، بزرگان ما، تحصیل‌کرده‌های ما حضور دارند ـ میتوانند با منطقِ محکم وارد میدان بشوند، نقّادی کنند. نقاط ضعف را و نقاط منفی را به رخ ما مسئولین بکشانند. گاهی میشود که مسئول، متوجّه نیست چه دارد میگذرد در متن جامعه، امّا آن جوان در متن جامعه است، او میفهمد.» ۹
 
۵. افراط و تفریط
از دیگر هشدارهای رهبر انقلاب که مخاطب اولش طلاب انقلابی بوده است پرهیز از افراطی‌گری و اهانت کردن به دیگران است:
«نبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطى‌گرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوانهاى انقلابى بدانند؛ همان‌طور که کناره‌گیرى و سکوت و بى‌تفاوتى ضربه میزند، زیاده‌روى هم ضربه میزند؛ مراقب باشید زیاده‌روى نشود. اگر آن چیزى که گزارش شده است که به بعضى از مقدسات حوزه، به بعضى از بزرگان حوزه، به بعضى از مراجع یک وقتى مثلًا اهانتى شده باشد، درست باشد، بدانید این قطعاً انحراف است، این خطاست. اقتضاى انقلابیگرى، اینها نیست.»۱۰
 
۶. نفوذ دشمن
در سال‌های ابتدایی دهه هفتاد و در دورانی که انقلاب داشت تجربه جدیدی پیدا می‌کرد، عده‌ای با خلق وضعیتی مشابه ظاهر مومن و حزب‌اللهی اقدام به مشوه کردن فضای افکار عمومی می‌کردند. این دسته با راه انداختن جریانات بدلی با تابلوی امر به معروف و نهی از منکر کارهای خلاف قانون و شرعی را سازمان‌دهی می‌کردند که یک هدف بیشتر نداشت. آیت الله خامنه‌ای در جمع فرماندهای گردان‌های عاشورا که نمونه تازه‌ای از تشکل در نیروی مقاومت بود فرمودند:
«جوان حزب‌اللّهى هم باید باهوش باشد. باید چشمهایش را باز کند و نگذارد کسى در صفوف او رخنه کند و به ‌نام امر به معروف و نهى‌ از منکر، فسادى ایجاد نماید که چهره حزب‌اللَّه را خراب کند. باید مواظب باشید. این، به عهده خودتان است. من یقین دارم - و تجربه‌هاى این چندسال هم نشان داده - تا نیروهاى مؤمن و حزب‌الّلهى براى انجامِ کارى به میدان مى‌آیند، یک عدّه عناصر بدلى و دروغین، با نام اینها در گوشه‌اى فسادى ایجاد مى‌کنند تا ذهن مسؤولین را نسبت به نیروهاى مؤمن و حزب‌الّلهى و مردمى چرکین کنند. مواظب باشید. مسأله امر به معروف و نهى ‌از منکر، مثل مسأله نماز است. یاد گرفتنى است.» ۱۱
 
۷. ظلم به دیگران
آیت الله خامنه‌ای در نماز جمعه معروف چهارده خرداد که نقطه عطفی در تاریخ ایران بعد از فتنه ۸۸ بود هشدار محکمی به جوانان مومن دادند. هشداری که فقط جنبه‌ی اخلاقی نداشت. یک امر حکومتی بود. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم:
«جوان‌هاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد.» ۱۲

۸. انقلابی منفی شدن!
آخرین فراز این گزارش به یکی از بدیع‌ترین تعبیرهای رهبر انقلاب اختصاص دارد. تعبیری که در زمره ادبیات‌سازی‌های راهبردی انقلاب اسلامی قابل بحث و فحص است. نیازی به توضیح نیست. «انقلابىِ منفى» شدن یکی از آفت‌هایی است که جوان مومن انقلابی را تهدید می‌کند.
انقلابىِ منفى، خودش را از کار کنار مى‌گیرد؛ اما اگر یک‌وقت کارى هم به دستش افتاد، مثل آدم‌هایى که هیچ کارى در دستشان نیست، حالت منفى‌بافى و شکل اپوزیسیون به خودش مى‌گیرد؛ کأنّه در هیچ کارى مسئولیت ندارد! انقلابىِ مثبت حتّى اگر هیچ‌کاره هم باشد، خودش را مسئول‌ترین افراد مى‌داند و وارد میدان مى‌شود. من مى‌خواهم به شما عرض کنم: عزیزان من! جوانان! انقلابىِ‌ مثبت باشید.

«ما از اوّلِ انقلاب دوگونه انقلابى داشتیم و انقلابیّون ما دوگونه نقش ایفا کردند. بعضى از انقلابیّون، انقلابیّونِ مثبت بودند؛ بعضى از انقلابیّون هم انقلابیّون منفى بودند. در اوایل انقلاب، انقلابىِ منفى به آن انقلابى‌اى مى‌گفتیم که از میدان کار و تلاش و حرکت، آنجایى که دردسرى داشت، عقب مى‌کشید. انقلابى بود، اما انقلابىِ وجاهت‌طلب و راحت‌خواه؛ انقلابى‌اى که مى‌گفت من مبارزه‌ام را قبل از انقلاب کرده‌ام، اکنون دیگر مى‌خواهم احترام شوم. بنابراین، چنین کسانى به میدان خطر و دردسر و آنجایى که چهار نفر آدم از انسان گله‌مند مى‌شوند، وارد نمى‌شدند.یک عدّه هم انقلابىِ مثبت بودند. حاضر بودند آبرویشان را هم خرج کنند. آنجایى که فکر مى‌کردند وجودشان مى‌تواند کمکى بکند، با همه‌ى وجود حاضر بودند. اگر جبهه بود، یک طور؛ اگر دانشگاه بود، یک طور؛ اگر میدان فرهنگى یا سیاسى بود، وارد میدان مى‌شدند. انقلابىِ منفى، خودش را از کار کنار مى‌گیرد؛ اما اگر یک‌وقت کارى هم به دستش افتاد، مثل آدم‌هایى که هیچ کارى در دستشان نیست، حالت منفى‌بافى و شکل اپوزیسیون به خودش مى‌گیرد؛ کأنّه در هیچ کارى مسئولیت ندارد! انقلابىِ مثبت حتّى اگر هیچ‌کاره هم باشد، خودش را مسئول‌ترین افراد مى‌داند و وارد میدان مى‌شود. من مى‌خواهم به شما عرض کنم: عزیزان من! جوانان! انقلابىِ‌ مثبت باشید. دانشگاه باید انقلابیّون مثبت پرورش دهد؛ این ملت و این تاریخ به شما نیاز دارد؛ باید خودتان را آماده کنید.» ۱۳

*
«کشور شما به نسل جوان مومن و اندیش‌مند و پر‌انگیزه، از همه چیز و از همیشه بیش‌تر نیازمند است. همه شما را به خدای حکیم و علیم می‌سپارم.» ۱۴
«پروردگارا! این جوانهاى‌ مؤمن‌، صالح و این عناصر خوب را پیش خودت و پیش امام زمان روسفید کن.» ۱۵

ردیف عنوان توضیح
۱ در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگى حرکت وجود نداشت، انسان رابطه‌اش با انقلاب قطع مى‌شود. این بى‌وفائى به انقلاب است. همیشه بودند کسانى که به انقلاب بى‌وفائى کردند، به انقلاب دل‌بستگى خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند.۶
۲ در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگى حرکت وجود نداشت، انسان رابطه‌اش با انقلاب قطع مى‌شود. این بى‌وفائى به انقلاب است. همیشه بودند کسانى که به انقلاب بى‌وفائى کردند، به انقلاب دل‌بستگى خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند.۷
۳ از کارهاى دشمن، این شد که این مجموعه‌هاى مؤمن را منزوى کند. جوان، بى‌تجربه است. به مجرد اینکه ببیند در یک دستگاه رسمى کشور ...دو نفر به او اخم کردند، به او بى‌اعتنایى کردند، او را تحقیر کردند؛ در حرکتش اثر مى‌گذارد و او را کند مى‌کند.۸
۴ من در مورد تذکّرات، معتقدم باید با منطق محکم و با بیان روشن، نقطه نظرات صحیح را ارائه بدهند. با تهمت‌زنی و جنجال‌آفرینی، بنده موافق نیستم؛ با تکفیر کردن و متهم کردن این و آن، بنده موافق نیستم.۹
۵ نبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطى‌گرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوانهاى انقلابى بدانند؛ همان‌طور که کناره‌گیرى و سکوت و بى‌تفاوتى ضربه میزند، زیاده‌روى هم ضربه میزند.۱۰
۶ جوان حزب‌اللّهى هم باید باهوش باشد. باید چشمهایش را باز کند و نگذارد کسى در صفوف او رخنه کند و به ‌نام امر به معروف و نهى‌ از منکر، فسادى ایجاد نماید که چهره حزب‌اللَّه را خراب کند. باید مواظب باشید. این، به عهده خودتان است.۱۱
۷ ظلم به دیگران اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم: جوان‌هاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید! ۱۲
۸ انقلابىِ منفى به آن انقلابى‌اى مى‌گفتیم که از میدان کار و تلاش و حرکت، آنجایى که دردسرى داشت، عقب مى‌کشید. انقلابى بود، اما انقلابىِ وجاهت‌طلب و راحت‌خواه؛ انقلابى‌اى که مى‌گفت من مبارزه‌ام را قبل از انقلاب کرده‌ام، اکنون دیگر مى‌خواهم احترام شوم.۱۳
 جدول: آسیب‌ها و خطراتی که جوان مؤمن انقلابی را تهدید می‌کند
 
پی‌نوشتها:
۱.  بیانات در مراسم بیعت دانشجویان ۲۳/ ۰۳/ ۱۳۶۸
۲. پیام به نهمین نشست سالیانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل ۱۳۸۷/۰۶/۰۳
۳. بیانات در دیدار مردم استان ایلام در سالروز ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام۱۳۹۳/۰۲/۲۳
۴. سخنرانى در دیدار دانشجویان و دانش‌آموزان، به‌مناسبت سیزدهم آبان ماه ۱۳۶۸/۰۸/۱۰
۵. بیانات‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان‌  ۱۳۸۸/۰۸/۱۲
۶. بیانات در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره)۱۳۸۷/۰۳/۱۴
۷. سخنرانى در دیدار دانشجویان و دانش‌آموزان، به‌مناسبت سیزدهم آبان ماه ۱۳۶۸/۰۸/۱۰
۸. بیانات در جمعی از کارگزاران فرهنگی ۲۱/ ۰۵/ ۱۳۷۱
۹. بیانات در حرم مطهر رضوی۱۳۹۳/۰۱/۰۱
۱۰. بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌ ۲۹/ ۰۷/ ۱۳۸۹
۱۱. بیانات در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورا ۱۳۷۱/۰۴/۲۲
۱۲. خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمینى (ره) ۱۳۸۹/۰۳/۱۴
۱۳. بیانات و پرسش و پاسخ در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیرکبیر ۰۹/ ۱۲/ ۱۳۷۹
۱۴. پیام به نهمین نشست سالیانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل ۱۳۸۷/۰۶/۰۳
۱۵. بیانات در دیدار کارکنان وزارت اطلاعات ۱۳/ ۰۷/ ۱۳۸۳


برچسب‌ها امام خامنه اي, جوان, مومن انقلاب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 11:42  توسط   | 

براي مشاهده تصوير، آن را ذخيره فرماييد 


برچسب‌ها زن, خانواده, حجاب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 17:18  توسط   | 

راهي براي دل هايي كه با معرفت تمام، خانه ي خدا هستند

                                               خانه نداشتن ما،  مشکل خداست

 

من یک آقای طلبه‌ای را دیدم در قم، آن‌ور قم خانه‌اش بود، این‌ور قم دیدمش. بهش گفتم شما آن‌ور بودید، این‌ور چی کار می‌کنید؟ گفت بابا آن‌جا ما پدرمان در آمد، رفتیم به زور یک خانه‌ای گرفته بودیم در بیابانی، بعد هیچی همه تشویقمان می‌کردند، آقا بالاخره وام جور کردی، بالاخره تو خانه‌دار شدی، این عیبی ندارد نگاه دار، یکربع راه می‌آمدیم تا می‌رسیدیم لب جاده که بعد سوار شویم ماشین که بیاییم حرم، رفتیم کلّ خانه را فروختیم و بدهی‌ها را همه را دادیم، یک دویست هزار تومان پول آن زمان، دستم ماند، آمدیم یک جایی را پیش حرم اجاره کردیم، گفتیم خدایا ما خانه نخواستیم.

 

می‌گوید من به خدا برگشتم این‌جوری گفتم، گفتم خدایا من خانه لازم داشته باشم، یعنی تو خانه لازم داری که به من بدهی، اگر من خانه لازم دارم که بهتر باهاش درس بخوانم، مشکل من نیست، چون من می‌خواهم برای تو کار کنم، مشکل تو است، آن‌وقت من بنشینم غصّة تو را بخورم؟ گفتم واقعاً خانه نداشتن خودت را مشکل خدا می‌دانی، گفت به خدا قسم مشکل خدا می‌دانم، الان هم عین خیالم نیست، تمام فامیلمان جیلیز و ویلیز دارند می‌کنند، که تو خانه را فروختی رفتی مستأجر شدی، دیگر صاحبخانه نمی‌شوی، گفتم ولمان کن بابا من راحت می‌خواهم زندگی کنم.

«حاجاتُهُم خَفِیفَه» سر این مبنایی که دارد نگاهش این‌جوری است، بهش گفتم فلانی واقعاً اگر این‌جوری باشد، خدا در حکمتش باشد که به تو خانه بدهد، به تو خانه خواهد داد، هفتة بعد من را دید، گفت که فلانی راست گفتی‌ها، خدا بهم خانه داد، ببین کلاس آدم می‌گذارد چیست، می‌فرماید «أَرَادَتْهُمُ الدُّنْیَا فَلَمْ یُرِیدُوهَا. وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا» این‌ها برای دنیا کلاس می‌گذارند، بعد دنیا می‌آید خودش را می‌چسباند به این‌ها، چنگ می‌زند، این‌ها خودشان را می‌کشند تا از شرّ دنیا خلاص بشوند.

(سخنرانی استاد پناهیان سال 1386 )


دانلود فايل فيلم:

چگونه ثروتمند شویم!؟ چگونه برکت زندگیمان را افزایش دهیم؟

1 دقيقه و 10 ثانيه

دانلود كنيد

 


برچسب‌ها خدا, خانه, علیرضا پناهیان, دانلود فیلم
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 16:17  توسط   | 

توصيه هاي حاج آقا قرائتي به زنان و شوهران

 

خانم محترم!

١) به شوهرت افتخار کن!
2) کسي را با او مقايسه نکن!
3) اقتدار و غرور او را نشکن!
4) زيبايي او را در عقل او جستجو کن!
5) قناعت پيشه باش!
6)زيباييت را به رخ ديگران نکش!
7) ناز کن اما متکبر نباش!
8) دلبري و فريبايي و طنازي پيشه کن!
9)احساسات زيبايت را با انديشه اي متين همراه کن !
10)لجبازي نکن که از چشم شوهرت مي افتي !
11) تمکين کن تا تاج سرش باشي
12) !پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه !
13) زيبايي با سادگي و بي آلايشي براي تو آرامش بخش تر خواهد بود !
14) هوس بازي نکن ولي زيبا دوست باش!
15) اگر آشپزي را خوب نمي دوني حتما ياد بگير!
16) قبل از رانندگي سازندگي را بياموز!
17) هيچگاه بدون آرايش مقابل شوهرت نشين !
18) دهانت را مسواک وخوشبو کن!
19) بدنت هيچ وقت بوي عرق نده !
20)لباست بوي غذا ندهد !
21) موقع آشپزي از پيش بند استفاده کن !
22) قبل از شوهرت چشم بر هم نگذار و پيش از او بيدار شو !
23) موي تو يکي از دو زيبايي توست ، ازش مراقبت کن!
24) لبخند قشنگت را در هيچ شرايطي با اخم معاوضه نکن !
25) توي رنج هات معناهاي زيبا پيدا کن !
26)اگه شوهرت گفت : کسي غير از من با تو ازدواج نمي کرد ! بگو : پس خيلي بايد از تو ممنون باشم
27) اگه بهت گفت : دوستت ندارم ! بهش بگو : عوضش من به تو افتخار مي کنم!
28) اگه گفت :حوصله تو رو ندارم ! بهش بگو : منم غير از تو کسي رو ندارم!
29) اگه گفت : از خانواده ات خوشم نمياد ! بگو : عوضش من خانواده تو رو دوست دارم !
30) اگه عصباني شد ! بگو : منو ببخش !
31) گاهي براي مادرشوهرت هديه بخر !
32) در خواست هاتو با ناز و دلبري برآورده کن!
33) زورگو نباش !
34) سختي کار شوهرت را درک کن!
35) او را در مردم داري کمک کن!
36) وقتي وارد خونه مي شه , به پيشوازش برو ! دستشو بگير ! بِزار روي صورتت!
37) هيچ وقت بهش نگو : تو بي عرضه اي !
38) لباساشو براش اُتو کن که هر وقت خواست عوض کنه معطل نشه!
39) وقتي غذا رو سر سفره مي ذاري به او بگو : نمي دونم خوشت مياد يا نه ؟ !
40) لحظه به لحظه از خداوند کمک بگير !



🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

 

آقاي عزيز!

١) به همسرت بگو: دوستت دارم!
2) واژه « دوست داشتن » را فقط برای او هزینه کن .
3) همسر تو كريستاله ! مواظب باش او را نشكنی
4)كاري كن كه به تو ايمان بياره ؛
5)تو بايد تكيه گاه خوبي براش باشی
6) از عشقت براي او هزينه كن ، نه فقط از ثروتت ؛
7)زيبايي همسرت را ستايش كن؛
8)كارهايي كه از توانش بيرونه , به او واگذار نکن ؛
9)او گل خوشبوي بهاري است ، پژمرده اش نكن ؛
10) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه ؛
11) با بحث و جدل او را خسته نكن ؛
12) نسبت به همسرت هميشه وفادار باش
13) اقتدار و صلابت را جايگزين خشونت كن
14) همدردي و همدلي او را آرام مي كنه؛
15) قبل از انتقاد ازش تعريف كن ؛
16) سربسرش نگذار
17)اگه به او احترام بذاري , به زندگي اميدوار مي شه ؛
18) اگه آزارش بِدي , از تو متنفر مي شه؛
19) از دست پختش تعريف كن ؛
20) نيش او نوشه ، ناراحت نشو ؛
21) دل او را نشکن ؛
22) مسخره اش نکن ؛

23)حسادت او را با تحقير برنيانگيز ؛

24) انگشتان ظريف و صداي نازکش مي گويند : " با من ستيز مکن  "

25) هر وقت بهت شک کرد ، با

صداقت و مهرباني مطمئنش کن ؛

26 ) اگه گفت : « به اندازه دنيا دوستت دارم »؛

27) اگه گفت : تو منو دوست نداري ؛ من بدبختم که با تو ازدواج کردم ! بلافاصله به او بگو : عوضش من خيلي خوشبختم که با تو ازدواج کردم ؛

28) اگه گفت : دلم گرفته تو اين خونه ؛ بگو : در اولين فرصت روي دوشم سوارت مي کنم تو آسمونا مي گردونمت ؛

29) اگه گفت : تو خيلي بدي ! بگو : عوضش تو خيلي خوبي ؛

30) اگه ناز کرد ! نازشو به قيمت گرون بخر ؛

31) اگه گريه کرد ، خيلي دسپاچه نشو  فقط نوازشش کن ؛

32) اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم بگو : بهت حق مي دم ! تو خيلي صبوري  ازت متشکرم ؛

33) اگه اخم کرد ؛ بهش بگو: اخم نکن، زشت مي شي؛

34) اگه باهات قهر کرد ! بگو: قهرت هم مثل مهرت قشنگه؛

35) اگه از مادر و خواهرت شکايت کرد، فقط شنونده خوبي باش؛

36) اگه گفت: من خواستگاراي زيادي داشتم؛ با لبخند بگو: پس من خيلي آدم خوش شانسي هستم؛ که تو رو به چنگ آوردم؛

37) اگه گفت: تو زشتي؛ بگو عوضش تو خوشگلي؛

38) اگه بازم گفت: زشتي؛ بهش بگو: زيبايي مرد در عقل اونه؛

39) اگه گفت: طلاق مي خوام؛ حتما به مشاور مراجعه کن؛

40) دلآرامي كه داري دل در او بند.

 


برچسب‌ها زنان, مردان, قرائتي, زندگي
+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 9:23  توسط   | 


*************************************************

مجموعه تصويري چهل حديث درباره تربيت كودك

*************************************************

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 10:56  توسط   | 

 

حجت الاسلام علیرضا پناهیان: چرا نظام سلطه این‌قدر با حجاب مشکل دارد و از محجبه‌ها کینه دارد؟/

هرزگی در هر جامعه‌ای موجب کاهش مقاومت می‌شود/ همان کسانی که از تروریست‌های جنایتکار حمایت می‌کنند از رواج بی‌حجابی هم حمایت می‌کنند تا مقاومت را در هم بشکنند/

اگر کسی مقابل دوربین حجاب خود را بردارد هیچ اتفاق تازه‌ای در جهان نیفتاده؛ غیر محجبه در عالم زیاد است!/

مثل دیگران شدن هنرنیست، حجاب حرف تازه در جهان امروز است

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در همایش «دلاوریم» که در محل لانه جاسوسی سابق آمریکا برگزار شد، سخنرانی کرد. بخش اول مشروح این سخنرانی قبلا با عناوین زیر منتشر شد:

  • «لیبرال‌های» به‌ظاهر مدعی آزادی و «تروریست‌های» افراطی هردو مخالف خط مقاومتند
  • شعار مقاومت در جهت تقویت رزمندگان خط مقدم مقاومت در مذاکرات است نه تضعیف آنها
  • مأموریت مذاکره‌کنندگان شبیه مأموریت رزمندگانی است که خرمشهر را آزاد کردند و هر نوع شعار مقاومت به نفع آنهاست
  • بیماردلانی که با شعار مقاومت مخالفند دنبال فروش مملکت با قیمت ارزان و ناچیز به بیگانگان هستند/ مذاکره را هم نوعی مبارزه در جهت مقاومت می‌دانیم
  • افراطیون کسانی هستند که با جریان مقاومت مخالفت می‌کنند
  • بعضی‌ها حتی از خشم و عصبانیت دشمن هم می‌ترسند/ مقام معظم رهبری این جملۀ شهید بهشتی را احیا فرمود: آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر!
  • نظام سلطه خواست جریان مقاومت لبنان را در هم بشکند، ولی موجب شد جریان مقاومت در سوریه هم شکل بگیرد/ مسئولین مملکتی به خط مقاومت بیشتر بها دهند

در ادامه، قسمت دوم از مشروح این سخنرانی را می‌خوانید:

چرا نظام سلطه این‌قدر با حجاب مشکل دارد؟/ وقتی حجاب در میان یک جامعه موجب متانت رفتارها شود، خود به خود به جریان مقاومت کمک می‌کند/ هرزگی در هر جامعه‌ای موجب کاهش مقاومت می‌شود

دربارۀ مسائل فرهنگی هم نکته‌ای را خدمت سروران خودم عرض کنم. چرا موضوعاتی مثل حجاب، توسط دشمنان ما این‌همه مورد حمله قرار می‌گیرد؟ چرا جریان سلطه از وجود پدیدۀ متین و انسانی و ارزشمندی مثل حجاب این‌قدر واهمه دارد؟ برای اینکه آنها می‌دانند وقتی حجاب در میان یک جامعه موجب متانت رفتارها می‌شود، خود به خود به جریان مقاومت کمک می‌کند. هرزگی در هر جامعه‌ای موجب کاهش مقاومت می‌شود. این را همۀ مردم عالم می‌دانند. در میان کلمات حضرت امام(ره) و دیگر بزرگان هم می‌توانید این را به سهولت ببینید.

چرا باید رؤسای نظام سلطه و به‌طور مشخص صهیونیست‌ها و رؤسای آنها بیایند و صریحاً از جوان‌های ما دعوت کنند که شما به هرزگی بپردازید؟ چرا آنها با حجاب در جامعۀ ما این‌قدر مشکل دارند؟ چرا نسبت به محجبه‌ها این‌قدر کینه دارند؟ برای اینکه آنها در نهایت می‌‌خواهند خط مقاومت را بشکنند و الا آنها برای ما غصۀ فرهنگی نمی‌خورند.

موضوع حجاب بیشتر از اینکه برای ما یک موضوع کلیدی باشد برای نظام سلطه یک موضوع کلیدی قرار گرفته است که اساساً بنیاد تمدن غرب را زیر سؤال برده و در معرض خطر قرار داده است. ما در جامعۀ خودمان آن‌قدر مشکل حجاب نداریم که نظام لیبرالی و سلطه‌طلب جاری در کشورهای غربی با حجاب مشکل دارند. آنها می‌روند قانون می‌گذارند که یک دختربچۀ محجبه‌ای را که به میل خودش و بر اساس قانون اساسی آن کشورها، یک متر روسری روی سر خودش گذاشته است از مدرسۀ دولتی اخراجش کنند. چرا آنها این‌قدر از حجاب در کشور خودشان ترس دارند در حالی که بنا بر مبانی خودشان تصریح کرده‌اند که پوشش آزاد است؟

اگر کسی به هندوستان برود و آنجا زندگی کند و ده‌ها متر -کمتر یا بیشتر- پارچه به سر خودش ببندد و هر جوری لباس بپوشد، کسی با او کاری ندارد اما اگر این پارچه تبدیل به یک پوششی شود که اسلام به تعابیر مختلف به آن تصریح کرده یا اشاره کرده است، یک‌دفعه‌ای می‌بینند که بنیاد نظام سلطه دارد به خطر می‌افتد.

اگر کسی مقابل دوربین حجاب خود را بردارد هیچ اتفاق تازه‌ای در جهان نیفتاده؛ غیر محجبه در عالم زیاد است!/ مثل دیگران شدن هنر نیست، حجاب حرف تازه در جهان امروز است

بعد در مقابل این جریان جهانی‌ای که ایجاد شده و خیلی از خانم‌های غیر محجبه، می‌آیند و محجبه می‌شوند و اساساً به‌خاطر ارزش انسانی حجاب، دین اسلام را انتخاب می‌کنند، نظام سلطه هم می‌آید و یک جریان مضحکی در مقابل آن درست می‌کنند که بدل بزنند یا به قول بچه‌های رزمنده، پاتک بزنند. و خیلی دل‌خوش هستند به اینکه چند نفر دارای حجاب پیدا کنند که حاضر باشند مقابل دوربین‌ها حجاب خودشان را بردارند!

اگر کسی مقابل دوربینی، حجاب خودش را برداشت، چه اتفاقی در جهان افتاده است؟ هیچ اتفاق تازه‌ای نیست، غیر محجبه در عالم زیاد است و اینها هیچ اثری هم در عالم نگذاشته‌اند. این حجاب است که در عالم اثر دارد. این حجاب است که امروز برای بشریت حرف نو شده است. اگر کسی غیر محجبه بشود، تازه می‌شود یکی مثل دیگری، یکی مثل همه، و مثل دیگری بودن که هنر نیست. هیچ خاصیتی در جهان ایجاد نمی‌کند. آن‌قدر این وضعیت در جهان بوده و به‌واسطۀ این فرهنگ بی‌حجابی و برهنگی این‌همه به مردم و خصوصاً نسبت به بانوان محترم در همۀ جهان ستم شده است.

همان کسانی که از تروریست‌های جنایتکار حمایت می‌کنند از رواج بی‌حجابی هم حمایت می‌کنند تا مقاومت را در هم بشکنند

چرا اینها دارند هرزگی را ترویج می‌دهند؟ این سؤالی است که هر کسی می‌تواند به سادگی برای خودش مطرح کند. آنهایی که به سادگی از تروریست‌هایی حمایت می‌کنند که با افراطی‌گری در امور دینی، از طرفی زن‌ها را بی‌گناه سر می‌بُرند و از طرفی به بدترین رفتارهای خشونت‌آمیز -که آدم شرم دارد اسمش را برزبان جاری کند- دست می‌زنند، از یک سو به این تروریست‌ها حمایت و کمک‌های مالی می‌کنند و از سوی دیگر، از جریان‌هایی مثل بی‌حجابی حمایت می‌کنند و می‌خواهند این مسأله را در یک جامعۀ مقاوم رواج دهند. برای چه؟ برای اینکه مقاومت را در هم بشکنند.

آنها تجربۀ تاریخی در آندلس و جاهای دیگر را دارند. و اصلاً اگر این تجربۀ تاریخی هم نباشد، هر کسی فکر کند متوجه می‌شود ملتی که جوان‌هایش به گونه‌ای افراطی با موسیقی ارتباط برقرار کنند و به آن آلوده شوند ، این ملت طبیعتاً ضعیف خواهد شد. ملتی که جوان‌هایش بیشتر از اینکه مشغول تحصیل علم باشند، مشغول روابط و مسائلی بشوند که انسان‌ها را در حدّ غریزه نگه می‌دارد، خُب این ملت ضعیف می‌شود. اینها کاملاً مسائل معلومی است. دشمنی آنها با این ملت است، نه حتی با این نظام. دشمنی آنها با اسلام است نه با این کشور، و وقتی که می‌بینند این نظام و این کشور اسلام را احیا کرده، می‌بینند چاره‌ای ندارند غیر از اینکه با این نظام مقابله کنند. خُب در عرصۀ اقتصادی به تحریمهای ظالمانه اقدام می‌کنند. در عرصۀ سیاسی رُعب ایجاد می‌کنند که ان‌شاء الله کسی در مملکت ما نیست که از رُعب آنها هراس کند. و در عرصۀ فرهنگی هم دنبال ترویج ابتذال هستند.

بنده تصور نمی‌کنم درک این معانی کار دشواری باشد. همۀ اینها برای این است که ملتی مقاوم درست نشود. که وقتی تقریباً همۀ جهان دست به دست هم دادند تا یک شهر را از این ملت بگیرند، این ملت این شهر استراتژیک را که دشمن محال می‌دانست رزمندگان ما بتوانند پس بگیرند، همراه با گرفتن شانزده هزار اسیر از دست نظام سلطه آزاد کرد.

در عرصۀ فرهنگ و اقتصاد و سیاست اولین هدفمان باید مقاومت در مقابل جریان استکبار باشد

ما در عرصۀ فرهنگ اولین هدفمان باید مقاومت در مقابل جریان استکبار باشد. در عرصۀ اقتصاد هم بیشترین هدفمان باید مقاومت در مقابل جریان استکبار باشد و در عرصۀ سیاست هم طبیعتاً همین‌طور. همان‌طور که در عرصۀ نظامی موفق شدیم در دل دشمن رُعب ایجاد کنیم، در عرصه‌های دیگر هم باید بتوانیم این کار را انجام دهیم و ان‌شاء الله این کار را خواهیم کرد. مسلماً با حضور خانواده‌های شهدا که جدای از هر جریان و اسم و رسمی و جدای از هر گرایش دل‌دادۀ به خط مقاومت هستند، خط مقاومت در این کشور هیچ‌وقت بی‌فروغ یا حتی کم‌فروغ نخواهد شد.

خدایا، به حق امام موسی‌بن جعفر(ع) آن حضرت را که در زندان‌ها علیه ظلم و ستم زمانۀ خودش مقاومت کرد، امشب دعاگوی ما و شفیع ما و همۀ شهیدانی که خانوادۀ آنها در این مجلس حضور دارند، قرار بده. خدایا این جریان مقاومت را با همین سیر صعودی‌ای که در مسیر خودش دارد هرچه سریعتر به ظهور آقا امام زمان(ع) متصل بفرما. وعده‌های نصرت که به مؤمنان داده‌ای که اگر مقاومت کنند، نصرت تو فراخواهد رسید، این وعده‌ها را بیش از پیش برای مردم مقاوم ما محقق بگردان. همۀ کسانی که در منطقه و جهان به خط مقاومت کمک می‌کنند مؤید و منصور بدار و همۀ کسانی که علیه مقاومت بشریت قدمی بر می‌دارد، قدم‌هایشان را بشکن و قلم‌هایی که علیه مقاومت قلم می‌زنند خودت سبب رسوایی آن قلم‌ها را فراهم بگردان.

مجموعه پوسترهای مربوط حجاب

 


برچسب‌ها پناهيان, زن ايراني و مسلمان, حجاب, بي حجاب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 9:43  توسط   | 

انعطاف پذیری بیشتردر زندگی با پذیرش تفاوت ها

نویسنده/مترجم: چلسیا سورر،فرانک بورد/ سایت روان  

انعطاف پذیری به میزان تجربه پذیری فرد در مقابل محرکات گفته می‌شود. یک ویژگی شخصیتی که در افراد مختلف درجات آن متفاوت است و نوع واکنش افراد در مقابل تجارب جدید نشان می‌دهد. یکی از مشخصه های انعطاف پذیری افراد میزان پذیرش در آنهاست.

اشخاص انعطاف پذیر هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آنها از لحاظ تجربه غنی است، چون تجارب جدید را می‌پسندد و می‌خواهند آنها را لمس کنند. آنها گاه خود به دنبال تجارب می‌روند و سعی می‌کنند انواع مختلفی از تجربه را داشته باشند. آنها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش غیر متعارف بوده و برای شنیدن و گوش کردن و بررسی عقاید جدید و اندیشه‌های نو رغبت نشان می‌دهند. آنها چسبندگی کمتری به عقاید خود ، یا به عقاید سنتی نشان می‌دهند. البته این مساله بدان معنی نیست که آنها همواره در صدد پذیرش عقاید جدید هستند. ممکن است چنین اتفاقی بیافتد یا نیافتد.
«تفاوت» کلمه‌ای است که بیشتر باید به آن بیندیشیم. همه ما نسبت به هم تفاوت‌هایی داریم. به ارزش‌هایی اعتقاد داریم و متناسب با این ارزش‌ها در زندگی‌مان انتخاب‌هایی می‌کنیم و دست به اعمال و رفتارهایی می‌زنیم که ممکن است با دیگران متفاوت باشد. ممکن است دیگران رفتار یا افکار ما را نپسندند، یا دیگران رفتارهایی از خود نشان دهند که چندان به مذاق ما خوش نیاید، اما برپایه و اساس همین واقعیت ساده مهم است که همدیگر را در عین تفاوت‌های کوچک وو بزرگمان بپذیریم.
پذیرش واقعیت ساده تفاوت‌ تا حدی نگرش ما را نسبت به زندگی با دیگران تغییر خواهد داد؛ اگر بپذیریم که انسان‌ها با هم متفاوت‌اند و تا حد و حدودی که اخلاق و ارزش‌های مشترک اعضای جامعه تعیین می‌کند، تفاوت داشتن حق طبیعی آنهاست، دیگر انتظار نخواهیم داشت، همه مطابق میل و سلیقه‌ ما عمل کنند. از این‌که دیگران افکار و رفتارهایی دارند که چندان مورد پسندمان نیست، ناراحت و دلگیر و عصبی نمی‌شویم. بهتر می‌توانیم با دیگران روابط مسالمت‌آمیز برقرار کنیم و این فرصت را می‌یابیم که به انسان‌های بیشتری عشق بورزیم.

انعطاف پذیری یا انعطاف ناپذیری ، کدامیک؟

از نظر روانشناسان افراد انعطاف پذیر ، افراد سالمتر و رشد یافته‌تری هستند. آنها در مورد تغییرات اجباری واکنش مناسبتری دارند و راحتتر آنهارا تحمل می‌کنند به عنوان مثال زندگی یک فرد انعطاف پذیر در یک زمینه فرهنگی متفاوت از فرهنگ خود آسانتر و قابل تحملتر خواهد بود تا یک فرد انعطاف ناپذیر که به سختی می‌تواند چنین شرایطی را تحمل کند.به راحتی تفاوت های بین افراد را می پذیرند و نسبت به تغییرات مقاومت نمی کنند و سعی می کنند تغییرات را بپذیرند به جای اینکه ماع اتفاق افتادن آن شوند.
اینکه تطابق با شرایط جدید برای همه افراد با کلی سختی همراه است، اما افراد انعطاف ناپذیر ناراحتیهای بیشتری نشان می‌دهند. در هر حال و با وجود این مسائل ارزش انعطاف پذیری یا انعطاف ناپذیری بستگی به اقتضای شرایط و موقعیتها دارد. برخی موقعیتها متضمن انعطاف پذیری هستند و برخی شرایط انعطاف ناپذیری را بیشتر نیاز دارند. در واقع افراد هر گروه می‌توانند کارهای مفید و مؤثری در جامعه انجام دهند.

زمینه‌های انعطاف پذیری
زمینه‌هایی که افراد در آن انعطاف پذیری یا انعطاف ناپذیری مختلف هستند. مثل زمینه فعالیتها ، عقاید ، اندیشه‌ها ، احساسات و غیره. برخی افراد در زمینه فعالیت و عمل انعطاف پذیر هستند. آنها در فعالیتهای مختلف ، رفتن به مکانهای جدید و خوردن غذاهای غیر معمول و تفریحات متعدد و ... از خود انعطاف پذیری نشان می‌دهند. آنها تازگی و تنوع را در فعالیتها ترجیح می‌دهند و سرگرمیهای مختلفی دارند. برعکس ، افراد انعطاف ناپذیر در این حوزه تغییر در فعالیت برایشان مشکل است و ترجیح می‌دهند در وضعیت ثابتی باقی بمانند.
در زمینه عقاید نیز انعطاف پذیری افراد می‌تواند متفاوت باشد. افرادی که در این حوزه انعطاف پذیرند از محرکات ذهنی لذت می‌برند گرایش بیشتری به بحثهای فلسفی ، اجتماعی و سیاسی دارند. برعکس افراد انعطاف ناپذیر در این حوزه اطلاعات محدودتری دارند و تمام اطلاعات آنها محدود به حوزه کاری خودشان می‌شوند، نه به سایر مسایل اطراف آنها. در زمینه ارزشها نیز افرادی که در این حوزه انعطاف پذیرند، آمادگی برای امتحان مجدد ارزشهای مذهبی ، سیاسی و اجتماعی دارند. افراد غیر منعطف در این حوزه متمایل به پذیرش اقتدار و افتخارات سنتی هستند و سعی می‌کنند این افتخارات را حفظ نمایند. انعطاف پذیری در ارزش می‌تواند نقطه مقابل دگماتیزم یا جزم گرایی باشد.


به نکات زیر برای درک درست پذیرش تفاوت ها توجه کنید :

- دلیلی وجود ندارد که مردم حتی وقتی رفتارشان قابل قبول نیست، حتما تغییر کنند همین عدم انتظار همراه بزرگ منشی های شما باعث خواهد شد تا به خود بگویید: ( مردم نباید اینطور رفتار کنند چون من این رفتار را دوست ندارم.) گاهی هم ما دوست نداریم که فلان اتفاق بیافتد، ولی اتفاقات معمولا همان طور رخ می دهند که ما دوست نداریم.
باز هم تکرارمی کنیم که هیچ دلیلی وجود ندارد که وقایع یا طبق میل ما روی دهند یا اصلا روی ندهند.
- وقتی دیگران مطابق میل تورفتار نمی کنند هیچ تاثیر بدی بر تو نمی گذارند، مگر آنکه خودت اینطور بخواهی.
وقتی همسر یا دوست تو نامهربانی می کند رفتار آزاردهنده ای انجام داده اما آزاردهنده بودن این رفتار بیشتر به خاطر ظرفیت کم تو برای تحمل ناکامی است، تا خود آن رفتار.
وضعیت بد همیشه برای تو به وجود می آید و ممکن است تاثیر بدی بر روی تو بگذارد اما اوضاع زمانی ناخوشایندتر می شود که به خود بگویی :
( نباید اینطور می شد. من تحملس رو ندارم! )
- اگر دیگران مطابق میل تو رفتار نمی کنند، هرچه خود را بیشتر ناراحت کنید، احتمال اینکه بتوانید رویدادها را مطابق میل خود تغییر بدهی کمتر است.
- دربرابررفتار دیگران به واکنش خود نسبت به دیگران توجه کن.تحریک و عصبانی نشو و خود را به خاطر مسائلی که تحت کنترلت نیست ناراحت نکن.
این احمقانه نیست که تو به خاطر اینکه قهرمان فیلم یا فلان فوتبالیست مطابق میل تو رفتار نکردند موهای خود را بکنی؟!
- اگر خودت رو به خاطر کار دیگران ناراحت کنی، از اصلی ترین ومنطقی ترین مسئله دور شدی، یعنی رفتار و عمل خودت.اگر با تربیت و برخوردهای هیجانی مناسب بر سرنوشت خود کنترل داشته باشی، وحشتناک ترین اتفاقات هم تو را ناراحت نمی کنند.در چنین حالتی حتی می توانی رفتارهای دیگران را به نفع خودت تغییر بدهی.
اما اگر به خاطر هر اتفاق ساده ای بی جهت خود را ناراحت کنی وقت و انرژی که می توانی صرف تربیت هیجانی خود کنی، هدر می رود.
- به دنبال بهترین و کاملترین راه حل نباش چون احتمال پیدا کردن راه حل کامل و بی عیب و نقص خیلی کم است.زیرا مسائل به ندرت سیاه و سفید هستند و معمولا برای هر مسئله راه حل های متعددی وجود دارد.
- یادت باشه که تصمیماتت همیشه درست نیست، هیچ امری ثابت نیست، زندگی یعنی تغییر، چه بخواهی و چه نخواهی باید واقیت را همانطور که هست بپذیری.


موانع عدم پذیرش تفاوت

- فلج الگوی فکری : نام دیگر این مانع عدم پذیرش تفاوت،بیماری نهایی یقین است. این بیماری به این معنی است که همیشه تنها یک روش وجود داردو این هم روش من است.
این نوع نگرش می تواند موفقترین اقراد را با شکست روبرو کند.
- نداشتن انعطاف پذیری در باورها و نگرش ها :اطمینان کامل و بدون شک به باورها و نگرش های خود.


توصیه مهم برای انعطاف پذیری و کسب مهارت در پذیرش تفاوت
مورد سوال قرار دادن هدفمند و مداوم باورها و نگرش ها می تواند به انعطاف پذیری در باورها و الگوهای ذهنی کمک بسیاری بکند. با تمرین انعطاف پذیری عقلانی، خود را برای مواقعی که برای ادامه موفقیت تان، مجبور به تغییر باورها و نگرش هایتان هستید، آماده می کنید. انعطاف پذیری در الگوهای ذهنی تماما به معنی پذیرا بودن و تواضع است. پذیرا بودن افرادی که دنیا را آن طوری که من و تو نمی بینیم، نمی بینند و تواضع بر اساس این حقیقت که هیچ کس همه چیز را نمی داند و حقیقت نزد همگان است. همگی ما نیازمند بیشتر دانستن هستیم.
با غروب خورشید قرن بیستم یک چیز کاملا آشکار است، ما دیگر قادر به مقابله با تغییرات نیستیم، تنها به این دلیل که از آن می ترسیم.ما اکنون باید مسئولیت درک تغییر را به عهده بگیریم و از آن به عنوان راهی برای ایجاد موفقیت های جدید نه تنها برای خود، بلکه برای نسل های آتی اسقبال کنیم.


آیا این واقعا نشانه ای برای ما نبوده تا از اشتباهای خود درس بگیریم، دنیا را کاملا متفاوت ببینیم و سعی کنیم دنیا را به جایی بهتر بدل کنیم.


برچسب‌ها زندگي, تفاوت, زن, مرد
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 8:51  توسط   | 

با این نکات ساده عادت‌های بد فرزندانتان را از بین ببرید

چند روز پیش کودک ۳ ساله‌ام مدام گریه می‌کرد و نمی‌خواست که او را از بغلم زمین بگذارم. من خیلی خسته بودم و لازم بود که چند دقیقه بروم تا چند کار انجام دهم. اول به ذهنم آمد که برنامه‌ای برایش بگذارم تا تماشا کند اما بعد ندای درونی‌ام سرم فریاد کشید که، «نه، اینکار را نکن!» واقعاً نمی‌خواستم که پسرم رفتار خودش را با تماشای تلویزیون مرتبط کند. از این گذشته استفاده از تلویزیون برای آرام کردن پسرم می‌توانست به یک عادت خیلی بد تبدیل شود. درعوض سعی کردم حواس او را به یک بازی ساختمان‌سازی با مهره‌ها پرت کنم. خیلی زود دیدم که خودش مشغول ساختن یک برج شد و من توانستم فرار کرده و کارهایم را انجام دهم. بچه‌ها خیلی سریع عادت‌های بد پیدا می‌کنند. در زیر به راه‌هایی ساده برای از این بردن این عادت‌ها اشاره می‌کنیم:
مراقب ایجاد پیش‌زمینه باشید

بچه‌ها حافظه‌های خیلی خوبی دارند. یکبار بعد از خرید به مغازه بستنی‌فروشی رفتم. دیگر بعد از آن هربار که به آن مغازه برای خرید می‌رفتم دخترم می‌خواست که به مغازه بستنی‌فروشی هم برویم. حتی اگر ساعت ۸ صبح بود! اما خیلی زود به دخترم یاد دادم که نمی‌توانیم هربار که به آن مغازه می‌رویم به مغازه بستنی‌فروشی هم برویم. ما بعنوان والدین باید خیلی مراقب پیش‌زمینه‌هایی که برای بچه‌ها می‌سازیم باشیم. اگر بعنوان جایزه به فرزندانمان شکلات بدهیم، آنوقت آنها برای هر رفتار و عمل خوب خودشان از ما انتظار شکلات خواهند داشت. اگر هروقت که نوزادمان گریه می‌کند به او پستانک بدهیم، ممکن است بی‌اندازه وابسته پستانک شود. به همین دلیل، مراقب ساختن پیش‌زمینه‌ها باشید. از اینها گذشته وقتی اجازه ایجاد شدن این عادت‌های بد را می‌دهیم، از بین بردن آنها سخت‌تر خواهد شد.

الگوی خوبی برایشان ایجاد کنید

گاهی‌اوقات بچه‌ها بخاطر رفتارها و عادت‌های بد والدین یا خواهر و برادرهای بزرگترشان یک عادت بد پیدا می‌کنند. مثلاً آیا خودتان لباس‌هایتان را روی زمین می‌اندازید اما از فرزندانتان انتظار دارید که لباس‌هایشان را از روی زمین جمع کنند؟ آیا فرزندتان برای اینکه صدای خود را به شما برساند داد می‌زند و دلیل آن هم فریادهای همیشگی شما در خانه است؟ بررسی گرایش‌ها و رفتارهای بد خودتان راه بسیار خوبی برای از بین بردن عادت‌های بد فرزندتان است.

نادیده بگیرید و دوباره راهنمایی کنید

من وقتی بچه‌ بودم عادت داشتم ناخن‌هایم را می‌جویدم. اما کم‌کم که بزرگ شدم این عادت را ترک کردم. بخش سلامت دانشگاه میشیگان توصیه می‌کند که بااینکه ممکن است بعضی عادت‌ها مثل ور رفتن با موها یا مکیدن انگشت آزاردهنده باشند اما اگر فرزندتان مشکل حادی از آن نگرفته باشد (مثلاً  دچار عفونت ناخن نشده باشد) نادیده‌اش بگیرید. خیلی وقت‌ها بچه‌ها از روی استرس، خستگی، بی‌حوصلگی، ناراحتی یا خواب‌آلودگی این کارها را انجام می‌دهند. اگر احساس کردید حوصله فرزندتان سر رفته است، فعالیتی به او پیشنهاد کنید تا از این حالت دربیاید.

عواقب را مشخص کنید و تشویق کنید

بعضی عادت‌های بد مثل زدن یا گاز گرفتن را نمی توان نادیده گرفت و نیازمند این هستند که عواقبی برای آن مشخص کنید. خیلی مهم است که به فرزندتان بفهمانید که این رفتارها اصلاً خوب نیستند. همچنین یادتان باشد که وقتی فرزندتان خوب و آرام مشغول بازی است، به صورت کلامی او را حسابی تشویق کنید. برای انگولک کردن بینی نیازی به تعیین یک عاقبت منفی نیست و درعوض می‌توانید به فرزندتان استفاده درست از دستمال برای داشتن یک بهداشت خوب را توضیح دهید.

اگر تصور می‌کنید که رفتارهای بد فرزندتان نشاندهنده یک مشکل جدی است، بهتر است از متخصص کمک بگیرید تا به شما کمک کند علت اصلی بروز این رفتارها و عادت‌ها را پیدا کنید.
 
منبع: مردمان

برچسب‌ها فرزند داري, عادت بد
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 8:45  توسط   | 

ابلاغ سیاست‌های کلی «جمعیت»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست های کلی «جمعیّت» را که براساس بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، ابلاغ کردند.

متن ابلاغیه رهبر انقلاب به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم

با عنایت به اهمیّت مقوله جمعیّت در اقتدار ملّی؛ و با توجه به پویندگی، بالندگی و جوانی جمعیّت کنونی کشور به عنوان یک فرصت و امتیاز؛ و در جهت جبران کاهش نرخ رشد جمعیّت و نرخ باروری در سال‌های گذشته، سیاست‌های کلی جمعیّت ابلاغ می‌گردد. با در نظر داشتن نقش ایجابی عامل جمعیّت در پیشرفت کشور، لازم است برنامه‌ریزی‌های جامع برای رشد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور متناسب با سیاست‌های جمعیّتی انجام گیرد. همچنین ضروری است با هماهنگی و تقسیم کار بین ارکان نظام و دستگاه‌های ذیربط در این زمینه، اقدامات لازم با دقّت، سرعت و قوّت صورت گیرد و نتایج رصد مستمر اجرای سیاست‌ها گزارش شود.
سیّدعلی خامنه‌ای
۳۰/اردیبهشت/۱۳۹۳

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
«سیاست‌های کلی جمعیّت»
             

۱- ارتقاء پویایی، بالندگی و جوانی جمعیّت با افزایش نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی.
۲- رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده و افزایش فرزند، کاهش سن ازدواج و حمایت از زوج‌های جوان و توانمندسازی آنان در تأمین هزینه‌های زندگی و تربیت نسل صالح و کارآمد.
۳- اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران بویژه در دوره بارداری و شیردهی و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های زایمان و درمان ناباروری مردان و زنان و تقویت نهادها و مؤسسات حمایتی ذی‌ربط.
۴- تحکیم بنیان و پایداری خانواده با اصلاح و تکمیل آموزش‌های عمومی در باره اصالت کانون خانواده و فرزند پروری و با تأکید بر آموزش‌ مهارت‌های زندگی و ارتباطی و ارائه خدمات مشاوره‌ای بر مبنای فرهنگ و ارزش‌های اسلامی- ایرانی و توسعه و تقویت نظام تأمین اجتماعی، خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی در جهت سلامت باروری و فرزندآوری.
۵- ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی- ایرانی و مقابله با ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی.
۶- ارتقاء امید به زندگی، تأمین سلامت و تغذیه سالم جمعیّت و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، بویژه اعتیاد، سوانح، آلودگی‌های زیست محیطی و بیماری‌ها.
۷- فرهنگ سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده و پیش‌بینی ساز و کار لازم برای بهره‌مندی از تجارب و توانمندی‌های سالمندان در عرصه‌های مناسب.
۸- توانمندسازی جمعیّت در سن کار با فرهنگ سازی و اصلاح، تقویت و سازگار کردن نظامات تربیتی و آموزش‌های عمومی، کارآفرینی، فنی ـ حرفه‌ای و تخصصی با نیازهای جامعه و استعدادها و علایق آنان در جهت ایجاد اشتغال مؤثر و مولّد.
۹- باز توزیع فضایی و جغرافیایی جمعیّت، متناسب با ظرفیت زیستی با تأکید بر تأمین آب با هدف توزیع متعادل و کاهش فشار جمعیّتی.
۱۰- حفظ و جذب جمعیّت در روستاها و مناطق مرزی و کم تراکم و ایجاد مراکز جدید جمعیّتی بویژه در جزایر و سواحل خلیج فارس و دریای عمان از طریق توسعه شبکه‌های زیربنایی، حمایت و تشویق سرمایه‌گذاری و ایجاد فضای کسب و کار با درآمد کافی.
۱۱- مدیریت مهاجرت به داخل و خارج هماهنگ با سیاست‌های کلی جمعیّت با تدوین و اجرای ساز و کارهای مناسب.
۱۲- تشویق ایرانیان خارج از کشور برای حضور و سرمایه گذاری، و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و توانایی‌های آنان.
۱۳- تقویت مؤلفه‌های هویت‌بخش ملی (ایرانی، اسلامی، انقلابی) و ارتقاء وفاق و همگرایی اجتماعی در پهنه سرزمینی بویژه در میان مرزنشینان؛ و ایرانیان خارج از کشور.
۱۴- رصد مستمر سیاست‌های جمعیّتی در ابعاد کمّی و کیفی با ایجاد ساز و کار مناسب و تدوین شاخص‌های بومی توسعه انسانی و انجام پژوهش‌های جمعیّتی و توسعه انسانی.
 
                                مجموعه بیانات رهبر انقلاب درباره افزایش جمعیت
 
 

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR کلیدواژه‌های کلیدیِ این ابلاغیه را به همراه جمله‌ای از بیانات رهبر انقلاب در تبیین آن‌ها، در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد:

ردیف واژه کلیدی جمله
۱. افزایش نرخ باروری
 
ما هم در یک برهه‌ای از زمان غفلت کردیم، کاری که باید انجام بدهیم انجام ندادیم. درحالی‌که امروز در [بعضی از] همین کشورهای غربی از کاهش باروری دارند زیان می‌بینند و پشیمانند، و در بعضی از کشورهای غربی مطلقاً کاهش باروری وجود ندارد.(۱۳۹۲/۰۸/۰۸)
۲. ترویج تشکیل خانواده
 
مهمترین فایده‌ی ازدواج، تشکیل خانواده است و بقیه‌ی مسائل، فرعی و درجه‌ی دو و یا پشتوانه‌ی این مسئله است؛ مثل تولید نسل یا ارضای غرایز بشری، اینها همه درجه دو است، درجه‌ی اول همان تشکیل خانواده است. (۱۳۸۰/۱۲/۰۹)
۳. افزایش فرزند
 
خانواده‌ها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. این محدود کردن فرزندان در خانه‌ها، به این شکلی که امروز هست، خطاست. (۱۳۹۱/۰۷/۱۹)
۴. کاهش سن ازدواج
 
جوانها در سنین مناسب،‌ وقتی از دوران جوانی خارج نشده‌اند، در همان حال گرمی و شور و شوق، باید ازدواج کنند. (۱۳۷۹/۱۲/۲۳)
۵. حمایت از زوج‌های جوان
 
[ازدواج] به نظر من یکی از کارهایی است که مسؤولان مربوطه باید به آن توجّه کنند. ما در این زمینه‌ها - هم در مورد ازدواج جوانان و هم در مورد لوازمی که ازدواج دارد - سفارشهای زیادی هم به مسؤولان دولتی کرده‌ایم. (۱۳۷۷/۰۲/۲۲)
۶. تربیت نسل صالح و کارآمد فایده‌ی خانواده در تربیت نسل بشر و ایجاد انسانهای سالم از لحاظ معنوی و فکری و روانی یک فایده‌ی منحصر به فردی است. (۱۳۸۱/۱۰/۰۴)
۷. تحکیم بنیان خانواده
 
اسلام بشدت بنیان خانواده را مستحکم قرار داده و پایه های آن را قرص کرده و به آن سفارش کرده است؛ همچنانکه به اصل ازدواج و گزینش همسر خوب و صالح سفارش کرده، به حفظ این بنیان رصین و مستحکم و مبارک هم سفارش کرده است. (۱۳۸۳/۰۳/۲۰)
۸. اصالت کانون خانواده
 
خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمی‌آید، مخصوصاً آنهایی که جوانند و بار اولشان است. مخصوص جوانها هم نیست. خدای متعال از زندگی مشترک و مزدوج خوشش می‌آید. (۱۳۷۵/۱۱/۲۰)
۹. فرزند پروری
 
اگر در جامعه‌ای خانواده مستحکم شد و زن و شوهر حقوق یکدیگر را رعایت کردند و با هم اخلاق خوش داشته و سازگاری نمودند و با همکاری هم مشکلات را بر طرف نموده و فرزندان را تربیت کردند، جامعه‌ای که این طور خانواده‌ها را داشته باشد، به صلاح خواهد رسید و نجات پیدا خواهد کرد. (۱۳۷۲/۰۶/۱۴)
۱۰. ایجاد اشتغال مؤثر و مولّد پول‌ به‌ تنهایی‌ حلال‌ مشکل‌ بیکاری‌ نیست‌ بلکه‌ باید دولت‌ ضمن‌ پیش‌بینی‌ و تمهید دیگر عوامل‌ مؤثر در ایجاد اشتغال‌، مقررات‌ مورد نیاز را وضع‌ کند و با کمک‌ مجلس‌، قوانین‌ ضروری‌ را تهیه‌ و تصویب‌ نماید. (۱۳۸۱/۰۲/۳۱)
۱۱. حفظ و جذب جمعیّت در روستاها [توسعه روستایی] لازم است توجه به روستاها و شوراهای اسلامی روستا در صدر برنامه‌ی مسؤولان کشوری قرار گیرد. (۱۳۷۸/۰۲/۰۸)
۱۲. مؤلفه‌های هویت‌بخش ملی (ایرانی، اسلامی، انقلابی) این نوآوریها، این پیشرفتهای علمی، این جسارت وارد شدن در عرصه‌های نو علمی و تحقیقی به خاطر همین اعتماد به نفسی است که از احیاء هویت ملی پیدا شده است؛ این را انقلاب به‌وجود آورد. (۱۳۸۳/۰۲/۲۸)
۱۳. تدوین شاخص‌های بومی توسعه انسانی آن چه ما دنبالش هستیم، لزوماً توسعه‌ی غربی - با همان مختصات و با همان شاخصها - نیست. پیشرفت برای همه‌ی کشورها و همه‌ی جوامع عالم، یک الگوی واحد ندارد. (۱۳۸۸/۰۲/۲۷)
۱۴. نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی- ایرانی رفتار اجتماعی و سبک زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است: هدف زندگی چیست؟ هر هدفی که ما برای زندگی معین کنیم، برای خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعی، متناسب با خود، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد میشود. (۱۳۹۱/۰۷/۲۳)
۱۵. تکریم سالمندان فرهنگ سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده و پیش‌بینی ساز و کار لازم برای بهره‌مندی از تجارب و توانمندی‌های سالمندان در عرصه‌های مناسب. (۱۳۹۳/۰۲/۳۰)

 

برچسب‌ها امام خامنه اي, خانواده, جمعيت, فرزند
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 16:15  توسط   | 

شوک صدا و سیما به مردم مذهبی

چندی قبل سریالی در صدا و سیما پخش شد که طی پخش آن برخی مردم لر بختیاری ناراحت شدند و به همین سبب صدا و سیما پخش سریال را قطع کرد. البته در آن سریال توهین مستقیم و خیلی بدی نسبت به بختیاری ها صورت نگرفته بود، اما صرف اینکه مردم آن خطه ناراحت شده بودند، پخش سریال قطع شد. رییس سازمان صدا و سیما نیز رسماً از مردم عذرخواهی کرد و ... . کارهای مختلفی صورت گرفت که مردم یک قومیت از ناراحتی درآیند.

جناب ضرغامی! روز دوشنبه یکی از شایعاتی که مردم دوست داشتند تکذیب شود، تأیید شد. مردم شنیده بودند عوامل برنامه «سمت خدا» عوض می شوند. اما مردم در روزی که برای جشن میلاد امام علی (ع) آماده می‌شدند، ناگهان خبری شنیدند که به آن ها شک وارد کرد. شنیدند رکنی، تهیه کننده برنامه سمت خدا عوض شده است و حتی او را به سازمان هم راه ندادند. نجم الدین شریعتی، مجری برنامه هم خداحافظی کرد. حتی پس از این اتفاق حجت الاسلام فرحزاد نیز به نمایندگی از دیگر کارشناسان از مردم حلالیت طلبید. جناب ضرغامی! در حال حاضر مردم از این جابجایی ها ناراحت هستند. این مردم مذهبی که ناراحتند تنها منحصر به یک قومیت در گوشه ای از ایران نمی‌شوند. افراد مذهبی جامعه قاطبه مردم را تشکیل می دهند. در تمام اقوام ایرانی نیز حضور دارند. حال جناب ضرغامی، بسیاری از همین افراد مذهبی ناراحت هستند. آقای ضرغامی! برای ناراحتی میلیون ها ایرانی کاری کنید. چرا مردم از تغییر عوامل سمت خدا ناراحت شدند؟ «سمت خدا» به عقیده مردم برنامه ای مذهبی و عادی مانند دیگر برنامه ها نبود. اثر این برنامه با برنامه های دیگر قابل قیاس نیست. برنامه های مذهبی به این سبک در صدا و سیما بسیار زیاد است. شبکه های یک، دو، سه و ... و به خصوص شبکه قرآن و معارف سیما پر است از این گونه برنامه ها. برنامه هایی که تشکیل شده از یک مجری، کارشناس و سوال های مردم که یا تلفنی و یا پیامکی پرسیده می شود. یعنی برخی از این برنامه ها بیش از سمت خدا، مخاطب محور هستند، بنابراین باید بیش از این برنامه در دل مردم بنشینند. کارشناسان این برنامه ها نیز افرادی آگاه، با معلومات بالا و متقی هستند. اما هیچ یک توفیق سمت خدا را کسب نکرد. حتی بودند برنامه هایی که در مدت کوتاهی با اقبال خوبی مواجه شدند، اما پس از مدتی افول کردند. برنامه «این شب ها» نمونه خوبی برای این زمینه هستند. «سمت خدا» چند ویژگی داشت که موجب می شد در بین مردم دیده شود. اولاً تهیه کننده خوب آن بود. رکنی، که تهیه کننده این برنامه است، فردی مخلص، بی ریا و عامل به شریعت و احکام الهی بود. نه آنکه این ویژگی ها در بین دیگر تهیه کنندگان صدا و سیما دیده نمی شود، اما اخلاصی که در رفتار رکنی بود، بیش از دیگر تهیه کنندگان به چشم می آمد. نگارنده متن، بسیاری از برنامه ها و تهیه کنندگان برنامه، برنامه های مذهبی صدا و سیما را دیده است. این برنامه ها برنامه هایی هستند که در بین مردم به توفیقاتی دست یافته اند. اما با کمال اطمینان می گویم، اخلاصی و تقوایی که در رفتار و حتی در چهره رکنی نمایان بود، به هیچ وجه در دیگر عوامل برنامه های صدا و سیما مشخص نبود. نجم الدین شریعتی، مجری سمت خدا نیز از عوامل مؤثر در تأثیرگذاری این برنامه است. البته برخی مخاطبان با شیوه اجرای وی مشکل دارند، اما هم اکثریتی که طرفدار نوع اجرای وی هستند و هم اقلیتی که با اجرای وی هم سلیقه نیستند، بازهم در خصوص نورانیت جهره وی توافق دارند. بارها و بارها از مردم شنیده ایم که می گویند انگار خود شریعتی از اولین عاملین به توصیه های کارشناسان برنامه است. دیگر عوامل «سمت خدا» از جمله گریمور، صدابردار و ... نیز هر یک در اثر بخشی این برنامه اثرگذارند. یعنی در این برنامه تمامی عوامل به نوعی مذهبی هستند. اینگونه نیست که تنها کارشناس مذهبی دعوت شود و دیگر عوامل تنها به دیده شغل، با کار خود نگاه کنند. عوامل «سمت خدا» خود را در قبال برنامه مسئول می دانند.

یک بار حجت الاسلام نقویان تعریف می کرد در یک برنامه مذهبی که قرار بود ضبط شود و در روزهای آینده پخش شود، برنامه به اذان ظهر رسید، من پیشنهاد کردم ضبط برنامه تا پس از اقامه نماز به تعویق افتد. آن ها نیز قبول کردند اما هیچ یک در همان اول وقت نماز نخواندند. تنها خودم بودم که نماز را اقامه کردم. همین شد که پس از شروع مجدد ضبط در همان ابتدا گفتم خوب است کسانی که تبلیغ دین می کنند، خود اولین عاملین به دین باشند. خود نگارنده نیز وقتی به عنوان خبرنگار در پشت صحنه برخی برنامه ها حضور می یافت با چنین مسائلی روبرو می شد. به عنوان مثال وقتی در پشت صحنه یکی از برنامه ها که اتفاقا موضوعش مرتبط با مسجد بود حاضر شدم، با صحنه ای عجیب روبرو شدم. این برنامه ظهرها پس از اذان ظهر پخش می شد. از قبل از اذان مجری و کارشناس روحانی برنامه به داخل استودیو رفتند تا برای ضبط آماده شوند. اما همین که اذان شروع شد کارشناس برنامه که یک روحانی بود استودیو را ترک کرد تا نماز بگذارد. تهیه کننده با عصبانیت به کارگردان گفت فلانی برای چه بیرون آمد؟ کارگردان گفت برای انجام فریضه نماز. سپس تهیه کننده گفت: فلانی مدام ما را اذیت می کند. جالب است، تهیه کننده برنامه مذکور می گفت، در اواخر دوران کاری خود قرار دارد و تمام علم و تجربیات سالهای دور گذشته خود را در این برنامه قرار داده است.

در چنین شرایطی طبیعی است برنامه ای مانند سمت خدا دیده شود و در طول 5 سال متمادی از توفیقاتش کم نشود اما برنامه های دیگر چندان مخاطبی پیدا نکنند. جناب ضرغامی! مردم عقیده دارند هی تهیه کننده ای همچون رکنی نمی تواند برنامه را اداره کند. آقای ضرغامی! چندین نفر به من که خبرنگاری بیش نیستم گفته اند با سمت خدا مسیر زندگی خود را تغییر داده اند. اولین مورد آن خانمی است که سال ها بی حجاب و بی قید و شرط زندگی کرد و با این برنامه مسیر زندگی خود را با وجود تمام فشارهای خانوده شوهرش تغییر داد. در آخرین مورد آن نیز خانمی پیری که فرزندانش او را رها کرده و به خارج از کشور رفته اند و تنها پول و امکانات مالی برایش فراهم می کنند، می گفت: صبح ها به امید سمت خدا از خواب بیدار می شوم.

جناب رییس سازمان صدا و سیما! ما اعتقاد داریم رسانه ملی، ملی است و متعلق به جمهوری است. مانند بعضی های دیگر نمی خواهیم صدا و سیما را غیر انقلابی جلوه دهیم. نمی خواهیم به خاصر برخی اشتباهات یا کج سلیقگی ها، تمام برایندهای مثبت صدا و سیما را نادیده بگیریم. اما نگرانیم. اول از همه برای برنامه ای نگرانیم که به آن خو گرفته بودیم. اگر ساعت پخشش به ساعتی که ما در خانه هستیم نمی خورد، چه تلاش ها که نمی کردیم تا متن یا صوت برنامه را به دست آوریم. بعدتر نگرانیم که نکند افراد مذهبی به خاطر دلسوزی هایشان از صدا و سیما حذف شوند و امثال سریال سازانی بمانند که قشر مذهبی را نمی بینند و اصلاً درک هم نمی کنند. جناب ضرغامی! برای انقلاب اسلامی فقط همین مردم متدین هستند که می مانند نه آن مردمی که برایشان تبلیغ می کنید.

منبع: رجانيوز

نكته: طراحي عنوان مطلب از وبلاگ دين و حديث مي باشد و نه فقط مربوط به اين برنامه، بلكه اشاره اي ست به سطح پايين و غير فرهنگي و كم ديني! اكثر برنامه هاي صدا و سيما، كه متاسفانه به جاي اينكه فرهنگ سازي كند، در جهت ضد فرهنگ حركت دارد. اميدوارم مسئولان صداوسيما، به منويات مقام معظم رهبري توجه داشته و بنا بر فرموده حضرت امام خميني(ره) اين رسانه عظيم را به دانشگاهي عظيم براي ترويج فرهنگ اسلام ناب محمدي و فرهنگ پرشكوه ايراني تبديل كنند.


پی نوشت/ خبر تکمیلی/ با تشکر آقای ضرغامی

برای بینندگان برنامه سمت خدا که چند روزی بود مجری محبوب شان را در برنامه نمی دیدند، امروز(دوشنبه ۲۹ اردیبهشت) شروع برنامه سمت خدا غافلگیر کننده بود، زیرا در کمال تعجب دیدند که نجم الدین شریعتی، دوباره به برنامه برگشته و مهمان برنامه هم حاج آقا فرحزاد است که در آخرین اجرای برنامه توسط آقای شریعتی گفته بود که اگر مجری برنگردد دیگر در این برنامه حضور پیدا نخواهد کرد.

الف در ادامه نوشت: دعوا در آخرین روز اجرای آقای شریعتی و جایگزینی او توسط یک مجری دیگر حاشیه های فراوانی به دنبال داشت، از اعتراض نماینده مجلس گرفته تا انبوهی از اعتراض های مردمی در سایت ها، که دو نمونه اش در همین سایت الف با این عناوین؛ از شهید «علی خلیلی» تا شهید «سمت خدا»! و مدعیانی که عالم بی عمل شدند از دو زاویه مختلف منتشر شد.

مسئله چه بود؟

روایتهای مختلفی از دلیل تغییر مجری و تهیه کننده برنامه سمت خدا ذکر شد، در حالی که صدا و سیما قضیه را بسیار عادی جلوه می داد و صحبت از پایان قرار داد تهیه کننده و حتی چند ماه تاخیر در پذیرش استعفای او می کرد، خبرهای برخی رسانه ها حکایت از دعوای تهیه کننده و مسئولین شبکه در مورد انتقاد کارشناس برنامه از تبلیغات در صدا و سیما حکایت می کرد. مسئله ای که کارشناس برنامه با رسانه ای کردن نامه خود به ضرغامی در مورد تبلیغات در صدا و سیما پرده از آن برداشت. گرچه افکار عمومی در اتفاقات پیش آمده برای برنامه سمت خدا، مسئولین سازمان صدا و سیما را مصر می دانست، اما به نظر نمی رسید که صدا و سیما وقتی برنامه را با مجری جدید و البته کارشناس قدیمی و از قضا همان کارشناسی که گفته می شد باعث بوجود آمدن این دعوا شده است روی آنتن برد، عقب نشینی کند و اجازه بازگشت مجری سابق را بدهد!

چه شد که مجری سمت خدا برگشت؟

گرچه جزئیات علت بازگشت مجری سابق به صورت رسمی تا الان اعلام نشده است اما، قطعا این بازگشت به جلسه دیروز کارشناسان این برنامه با ضرغامی بر می گردد، جلسه ای که گویا پنج ساعت طول کشیده و جمع نماز را هم در دفتر ضرغامی خوانده اند. در این نشست که شامگاه یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه برگزار شد و پنج ساعت به طول انجامید حجج ‌الاسلام سیدمحمدمهدی میرباقری، حبیب الله فرحزاد، مسعود عالی، سید حسین حسینی قمی و محمدمهدی ماندگاری ضمن ارائه گزارش کاملی از عملکرد برنامه «سمت خدا» نقطه نظرات کارشناسی خود را برای آینده موفق‌تر این برنامه با رئیس رسانه ملی در میان گذاشتند. خروجی جلسه این می شود که آقای ضرغامی تلفنی از مجری جایگزین برنامه سمت خدا، آقای براتی تشکر می کند و از امروز هم مجری جوان و محبوب برنامه به برنامه خود باز می گردد، گرچه مشخص نیست که این بازگشت مجری با بازگشت تهیه کننده هم همراه بوده است یا فقط مجری و کارشناسان برگشته اند.

به هرحال کل این اتفاق که در نهایت هم به اینجا ختم شد که صدا و سیما عقب نشینی کند، این هم از گل به خودی هایی بود که مدیران صدا و سیما به این رسانه نحیف زدند، خود زنی هایی که توان و اعتبار این رسانه را با بحران جدی مواجه کرده است و بازهم با اعتبار این رسانه و افکار مردم کلی بازی شد و نهایتا هم همه چی به روال قبل بازگشت. البته تنها حسن ماجرا این بود که طرفداران این برنامه راضی شدند از بازگشت مجری مورد نظرشان و حرف مدیران به کرسی ننشست، حالا از فشار اجتماعی و مخاطبان بود یا فشار اشخاص ذی نفوذ دیگر خیلی مشخص نیست.


برچسب‌ها تلويزيون
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 9:2  توسط   | 

هر ساعت ، 18 طلاق در کشور
نکته از وبلاگ دین و حدیث: متاسفانه علیرغم همه دستورات و توصیه های روشنگر دين و قرآن مبين و ائمه عليهم السلام،براي داشتن يك زندگي معنوي و درست و سالم، اما خانواده هاي ايراني اشتباهات و كوتاهي هاي بسياري دارند كه غالبا نيز - با توجه به شرايط معاصر- از جانب زن ها اين مسئله اتفاق مي افتد. چون زن ها كه بايد باعث و باني و عالم و عامل آرامش باشند، به اين مهم كم توجه و يا بي توجه هستند. اميدوارم به حق حضرت صاحب الزمان عج كشور عزيزمان از مشكلاتي كه مبتلا به آن شده، رهايي يابد. و مردم بدانند كه تزلزل خانواده ها، بي مهري بين زن و شوهرها، ازدياد طلاق، رشد منفي جمعيت و هزاران معايب ديگر، همه از دسيسه هاي دشمن براي محو اسلام و شيعه و ايران مي باشد. اميدوارم به فرموده و هشدارهاي مقام معظم رهبري نيز توجه و به قول ايشان در پازل دشمن براي تكميل نقشه هايش قرار نگيريم. الهي آمين

بر اساس سرشماري سال 75 تعداد زنان سرپرست خانوار ايران چيزي حدود يك ميليون و 200 هزار نفر بوده است. اين تعداد در سال 85 به بيش از يك ميليون و 600 هزار نفر و در سال90 به بيش از 2ميليون و 550 هزار نفر رسيده است.
شفاف: گسست در خانواده های ایرانی که از آن به عنوان طلاق یاد می شود مدتی است که گریبان گیر زوج های جوان شده و حتی با تاملی چند در دادگاه های خانواده مشاهده می شود در سال های اخیر حتی زوج هایی که سالیان سال هم با هم زندگی کرده اند برای طلاق مراجعه می کنند.
بسیاری از کارشناسان اجتماعی اما ریشه افزایش طلاق در کشور را یکی مشکلا ت اقتصادی و دیگر مشکلات فرهنگی معرفی می کنند.
عدم داشتن شغل مناسب سرپرست خانوار، نداشتن مسکن و ناتوانی از گرداندن چرخ زندگی یکی از دلایل اصلی طلاق در این روزها است.از سوی دیگر هجوم تهاجم فرهنگی به کشور با نفوذ ماهواره ها و اینترنت، سبک زندگی ایرانی ها را تغییر داده و از انها انسان هایی خیانت کار و پرتوقع ساخته که زندگی های لوکس در فیلم ها و سریال های غربی را طلب می کنند و همین امر نیز در افزایش طلاق تاثیر به سزایی دارد.
البته علاوه بر این ها اعتياد، سوءظن، خشونت، نداشتن مهارت‌هاي لازم، نارضايتي از روابط زناشويي و... از عوامل موثر در طلاق هستند.
نکته اما اینجاست که در حال حاضر بر اساس آنچه سازمان ثبت احوال به‌تازگي اعلام كرده ، ميزان طلاق در كشور باز هم افزايش داشته است.
 آمار مربوط به سال91 نشان مي‌دهد كه در اين سال در هر ساعت 16طلاق اتفاق افتاده است حال آنكه، آمار جديد نشان مي‌دهد در سال92 اين رقم به 18طلاق در ساعت رسيده است.
در هر حال مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور از افزایش 3/4 درصدی آمار طلاق در سال گذشته (1392) خبر داده و گفته: در مقابل هر 100 ازدواج، 20/1طلاق وجود دارد که این آمار نگران کننده است.
علی اکبر محزون افزوده: 155 هزار و 369 واقعه طلاق سال گذشته در کشور رخ داده که از این تعداد 144 هزار و 83 مورد در شهرها و 11 هزار و 286 مورد در روستاها انجام شده است.
وی با بیان اینکه 3/49 درصد طلاق‌ها در پنج سال اول زندگی رخ داده، ادامه داده: 2/14 درصد از مواد طلاق نیز مربوط به 10 سال اول زندگی مشترک بوده است.
این در حالی است که طلاق هم زن، هم مرد، هم كودك و هم جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد. طلاق در واقع باعث می شود تعداد زنان سرپرست خانوار افزايش پيدا كند و اين افزايش تبعات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي خود را دارد. 
بر اساس سرشماري سال 75 تعداد زنان سرپرست خانوار ايران چيزي حدود يك ميليون و 200 هزار نفر بوده است. اين تعداد در سال 85 به بيش از يك ميليون و 600 هزار نفر و در سال90 به بيش از 2ميليون و 550 هزار نفر رسيده است.
 يك بررسي ساده نشان مي‌دهد كه در يك دوره 10ساله تعداد زنان سرپرست خانوار 39درصد افزايش داشته است اما، در يك دوره پنج‌ساله يعني از سال 85 تا سال90 شاهد رشد 53درصدي تعداد زنان سرپرست خانوار اتفاق افتاده که همین امر نشان از افزایش امار طلاق در کشور است که باعث می شود کودکانی بدون پدر یا مادر بزرگ شوند و نسلی عصبی و پر از عقده های روانی بر جای بماند.
نسلی که هرگز نمی تواند آینده کشور را تامین کند و باید هر چه سریعتر چاره ای برای این معضل اجتماعی اندیشیده شود.
منبع: سايت شفاف
نظرات مردم كه در ذيل اين خبر آمده نيز خواندني است:
چون شب که خانواده در کنار هم می نشینند تا تلویزیون ببینند باید غم وغصه های و تراژدی های پر اغراق سریال های حزن واندوه برادر ضرغامی راببینند و یا مجریان فرمایشی که سئوالات فرمایشی از مسوولین .... می نمایند.
شاد زیستن ( نه رقص و آواز )در جامعه کمرنگ شده است ، گرفتاری های مردم افزون شده است و ایران در تهران خلاصه شده است.
1- استمرار تورم و افزايش فاصله طبقاتي
2- فقدان شغل دائم
3- بيكاري
4- فساد اداري گسترده در ايران
5- پارتي بازي و نبود عدالت اجتماعي
شفاف بچه های طلاق به اندازه کافی بدبخت هستند
تو نگو اینا اینده ساز مملکت نیستن
نگو عقده ای هستن
نگو عصبی هستن
چه معلوم انشالا خیلی از همینا اگر تحت تربیت درست یکی از والدین خوبشون انشالله اگه قرار بگیرن همینا بشن آینده ساز
دل این بچه هارو با این حرفا جدا نشکنید
با همتونم
گناه نکنید.
خودتون رو خسته نکنید دلیل اول و آخر بیشتر از 90 درصد طلاق ها مستقیما به بی پولی ختم میشه و اون 10 درصد دیگه هم بطور غیر مستقیم به بی پولی ختم میشه!
چرا خودمونو گول ميزنيم نياز مندي و يا بي نيازي رو ميزان توقعاتمون مشخص ميكنه ربطي به پولدار و بي پول نداره- مگه نيستن زن و شوهر هايي كه در خونه اي كوچك و با وضع مالي نا مناسب زندگي مستحكم و قوي دارند؟ پس آگاه باش كه اصل مشكل فرهنگه كه پاشنه آشيل هر ملتي است و غرب شديد داره كار ميكنه
مهمترین دلیل، ازدواجهای عاشقانه خیابانی است!.
میگید نه؟ یه بررسی معمولی سر انگشتی بکنید!. چرا قدیم‍ترها آمار طلاق اونقدر پایین بود؟! چون اساسی ترین نقش در ازدواج جوونهارو پدر و مادرا داشتن. معمولاً والدین برای پسرها و دخترانشون از خانواده های همطراز و هم فرهنگ خودشون که در رفت و آمد بودن عروس یا داماد انتخاب میکردن و فرزندان هم اکثراً بدون چون و چرا قبول میکردن. حیا و احترام متقابل بین جوونها و والدین حاکم بود. کجا جوونها جرات میکردن یا به خودشون اجازه میدادن جلوی پدر و مادرشون سیگار یا قلیون بکشن؟!! اما امروز چی...؟؟!! حضرت عباسی هر کس که توی خانواده و فامیلش طلاقی اتفاق افتاده یه بررسی بکنه ببینه زمینه آشنایی و ازدواج اون زوج چی و چطور بوده؟ خودشون انتخاب کردن یا پدر و مادرشون؟ چند درصد اینجوری بوده؟ البته یه چیزی هم هست!. قدیمترها رفت و آمد بین خانواده ها هم، زیاد بود نه مثل الآن که دید و بازدیدها فقط منحصر شده به ایام نوروز!!! و مردم "صله رحم" رو فراموش کردن که این خودش موجب از بین رفتن برکت از عمر و رزق و روزی ها هم شده... . بماند...!!!!!!!!!
به این سادگی نیست که به یک مساله ربط داشته باشه ... مسایل اقتصادی، بحرانهای جدی جنسی و نبود آموزش ها ومهارت های اصولی زندگی ... همه باعث نابسامانی هستند. البته این رو در نظر بگیرید که همواره طلاق چیز بدی نیست. طلاق نتیجه یک روند است. اون روند باید مورد بررسی قرار بگیره ...
فاصله طبقا تی - بیکاری- پارتی بازی- تقسیم نشدن امکا نات و ثروت کشور- مبلغ 82 هزار میلیارد در دست 575 نفر که اسمشان را هم اعلام نمی کنند- و هزاران هزار مورد دیگر دست در دست هم داده اند. که تاب تحمول از جوانان گرفته شده . حالا آن کسی که کار می کند . هیج کاری نمی تواند بکند. هزینه پول قبض آب گاز برق تلفن در نمی آید. بنده کسی را می شناسم دوتا دوخترش را شوهر داده به اجبار در انباری و لانه مرغ وخروس که در حیاط منزلش در یک روستا داشته ساکن کرده. در شهر تهران بنظر شما چه کار میشود کرد. خدا کند امام زمان ما هر چه زودتر بیا یید . تا همه مشکل دارها را نجات دهد.
البته نباید از اثرات منفی ماهواره و ترویج فرهنگ و سبک زندگی غربی (خیانت ، بی بندو باری ، اعتیاد، تجمل گرایی و..........) غافل باشیم . از انتظارات زیاد و قانع نبودن . از اعتیاد که واقعاً خانمان سوزه و دلیل خیلی از طلاقهاست.
وقتی درجامعه ای تبلیغ عقد موقت می کنند که همه اقایون متاهل شاد وخوشحال دنبال زن ... باشند زندگی از هم می پاشه یا نه وقتی فاصله طبقاتی اونقدر زیاده که یک عده از سیری میترکن یه عده ازگرسنگی وقتی برای جوان تحصیلکرده کار نیست وقتی جامعه پر از فحشا و فساد است و وضع اقتصادی خراب است ایا روی کانون خانواده تاثیر نمیگذارد؟ حالا چرا غربیها و رسانه هایشان را متهم کنیم! .. از ماست که بر ماست!
اگه وضع اقتصادی خرابه چطور میرن زن دوم و سوم رو صیغه کنن. اصلا ما مردم همیشه عادت داریم ناله کنیم. همه می گن بنزین گرانه اله بله ولی تعطیلات نوروز که به کنار تا دو روز تعطیلی می افته همه راه می افتن مسافرت خارج از شهر.
بجز موضوع ها ی مهمی مثل کار سالم و پول حلال که منجر به سلامتی و امنیت نیز می شود موارد دیگری نیز وجود دارد از جمله اینکه یاد نگرفته ایم که حقوق دیگران را در کنار حقوق خود محترم بشماریم و قدردانی و تشکر به موقع و بجا، عذر خواهی به موقع ، نه گفتن منطقی ، که تمام این موارد باید در کنار یک خانواده سالم و همچنین سیستم تعلیم و تربیت کار آمد که به جای تکیه به محفوظات بما درس چگونه با هم زندگی کردن و کار گروهی را یاد بدهدو .....
انقدر مشکلات را به ماهواره و اینترنت ربط ندهید ... اینها وسایله ارتباطی هستند تو هر کشوری وجود دارندو ومیشه گفت قلب بشر شده اند و فوایده زیادی دارن .مشکل اقتصاد . بیکاری . محدویتهای اجتماعی . عدم اموزش مهارتهای زندگی مشترک. مشکلات روحی روانی و به همان اندازه خشونت. نداشتن تفریح همه اینها هستنند.اردواجهای سنتی و بدونه تحقیق و بررسی. که افراد اسمش را مذهبی میگذارند.صدا سیما و هم انگار نه انگار هیچ کس مسولیت قبول نمیکنه....مشکل جایه دیگه هستش.
چرابه جنبه فرهنگی ماجراکه اینقدرپررنگه دقت نمیکنید؟مکه قدیم مردم چقدرپولدارومرفه بودن؟ولی مردمی شاکر وخانواده دوست بودن وباهرمشکلی که پیش میومدراه جدایی روپیش نمیگرفتن.راحت طلبی داره پدرماوبچه هامون رو درمیاره.چه اون خانواده سطح پایین اقتصادی وچه سطح بالا!هممون دنبال راحتی بیدرسریم. واین دشمنان دانای ماهم ما روبه سمت راحت طلبی ولذت جویی سوق میدن بعضی هامون حالیمون نیست داره چه بسرمون میاد.
علتش دوری از خداست
فقطم بی پولی نیست حالا همه یه مدرک لیسانس وفوق لیسانس ودکترا دسشونه انتظار دارند از اول زندگی امکانات وراحتی. را درمدت کوتاهی بدست بیارند همسایه ما یه پزشک متخصص معروفه، با35سال سابقه کار ویه زندگی عالی خودش"" تعریف میکنه که سالها درروستاها. کار کرده و10سال مستاجر بوده تا یه ژیان خریده اما جوانا حالا یکی دوساله میخاند بهمه چی برسند
برای اینکه اوضاع اقتصادی خراب شده و آنقدر هم دولتها و گروهها باد به آستین جوانان کرده اند که ... !!!گوش به نصیحت و تجربهبزرگان فامیل نمیدهند و خود را غقل کل میدانند و بدون تحقیق و تفحص تن به ازدواج میدهند !!!این جوانان خودشان را هم نمیشناسند و اجازه هم نمیدهند حداقل شریک زندگیشان توسط حبره های باتجربه موی سفید کرده با پرس و جو انتخاب کنند !!!!
چاره کار اینه که مشکلات را خودمان حل کنیم ودیگران رو باعث مشکلاتمان ندانیم.
90 درصد متلاشی شدن خانواده ها مشکل تورم وناتوانی در تامین معاش است که متاسفانه مسولین فقط یاد گرفته اند که شعار دهند ودیگر هیچ...
علت اصلي آن اين است كه كلا فرهنگ جهان عوض شده توقع ورسم ورسوم زندگي مشترك دركل جان تغييراساسي يافته واين تغييرات به جامعه ايراني هم منتقل شده ولي حقيت جامعه ماچيزديگري است و به علت برخي محدوديتها چه خوب وچه بد،منطبق با حركت جهاني نيست واين تضادحاصله باعث ناهنجاري ومشكلات رواني مي شودكه آخرش طلاق است وگرنه مسائل مالي وسختي زندگي باتفاهم وعشق زوجين به هم نمي تواندعامل جدايي باشد.ما عشق ورزي ودوست داشتن راازيادبرده ايم وشادزيستن را نه آموخته ايم چون هميشه باتنش وخاطرات تلخ زندگي كرده ايم حتي روابط متقابل باافرادديگرجامعه راهم بلدنيستيم واين همه تقصيرفرهنگ سازان جامعه است كه ازاصول اوليه علم روان شناسي جامعه چيزي نمي دانند...

برچسب‌ها طلاق, خانواده
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 11:7  توسط   | 

پاي درس هاي حاج آقا جاودان

 

جلسه چهارشنبه 10/2/93 . حاصل يك عمر تلاش

 

اي آقا یا ای خانم، شما جنگ به پا کرده اید. آخر چطور می شود با جنگ زندگی کرد؟ مثل اینکه من لباس رزم پوشیده باشم و بعد ازدواج کرده باشم.خب نمی شود. تو چطور می توانی زندگی کنی؟...

 

أعوذ باللهِ من الشَّیطانِ الرَّجیم. بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم. الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمین وَ لا حَولَ وَ لا قوَة إلا بالله العَلیِّ العَظیم وَ الصَّلاة وَ السَّلام عَلی سَیِّدِنا وَ نبیِّنا خاتم الأنبیاء وَ المُرسَلین أبِی القاسِم مُحمَّد وَ عَلی آلِهِ الطیِبینَ الطاهِرینَ المَعصومین سِیَّما بَقیة اللهِ فِی الأرَضین أرواحُنا وَ أرواحُ العالمینَ لِترابِ مَقدَمِهِ الفِداء وَ لعنة الله عَلی أعدائِهم أجمَعین إلی یَوم الدّین

ماه رجب ماه بسیار خوبی است. حاج آقای حق شناس این ماه را خیلی مهم می دانست و ما هم از ایشان آموختیم. ایشان نهم ماه رجب از دنیا رفت.

در آیه 42 سوره مبارکه اعراف می فرماید: وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ حرف بسیار قشنگی است. کسانی که ایمان دارند و عمل صالح کرده اند. ایمان دارند و عمل صالح کرده اند. یک کوشش عمری برای درستی و راستی. باور کنید می ارزد که انسان یک کوشش عمری برای درستی و راستی داشته باشد...

 

در ادامه مطلب بخوانید...


برچسب‌ها حاج آقا جاودان, زنان, مردان, رجب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 17:22  توسط   | 

حد محبت زوجین چقدر است؟

متن کلیپ:

محبت بین زن و شوهر چگونه مورد سوء استفاه قرار می‌گیرد؟

  • یکی از بحث‌های بسیار مهم در موضوع خانواده موضوع محبّت است. اما باید دید که از این محبت، چگونه سوء‌ استفاده می‌شود؟ از این محبت به انواع و اقسام مختلف سوء‌ استفاده می‌شود؛ بازار پیدا می‌‌کند، محل غفلت قرار می‌گیرد و این مسألۀ مادی محل بی‌‌توجهی به معنویات قرار می‌گیرد، مشغلۀ آدم‌ها قرار می‌گیرد و بالاخره خیلی محل سوء استفاده است. البته چیز بدی نیست ولی از آن سوء استفاده می‌کنند.

  • رابطۀ عاطفی چگونه مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد؟ به این صورت که یک‌دفعه‌ای عشق و عاطفۀ بین زن و مرد را زیادی بزرگش می‌کنند، به آن توّرم می‌‌دهند، آن را به‌صورت سرطانی رشد می‌دهند؛ همان‌طوری که غدۀ سرطانی در بدن، زیادی رشد می‌کند و دیگر نمی‌شود کنترلش کرد. یک‌دفعه‌ای عاطفه و محبّتی که بین زن و مرد در یک حدّ معقولش حیات‌بخش است، به‌صورت سرطانی رشد می‌کند و آدم‌ها را خفه می‌کند.

  • دوستان من! «خیلی همدیگر را دوست داشتن» معنایش چیست؟! مثلاً اینکه می‌گویند: «همسرم باید همه‌چیز من باشد! به طور مطلق نقطۀ اتّکاء من باشد!» اینکه «همه‌چیز من باشد» یعنی چه؟! ببخشید، پس رابطۀ تو با پروردگار عالم چه می‌شود؟ چرا مبالغه می‌کنیم؟ چرا منطقی‌تر نگاه نمی‌کنیم؟

در دنیا همه‌ چیز مرز دارد؛ غیر از حب‌الله

  • اگر از محبّت زن و مرد انتظار زیادی داشته باشی، این محبت تبدیل به کینه می‌شود! تبدیل به کُدورت می‌شود! شما در این دنیا برای لذائذ عاطفی هم باید مرز بگذاری. اصلاً در دنیا همه‌‌چیز مرز دارد! همه‌چیز محدودیت دارد؛ غیر از حب‌الله! حتی وقتی در خانۀ اهل‌بیت(ع) هم می‌روی - در زیارت جامعه- می‌گویی: «الهی فدایتان بشوم، اگر کسی از شما به خدا نزدیک‌تر بود من به درِ خانۀ او می‌رفتم»(اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی؛ عیون اخبار الرضا(ع)/2/277) فرازهای پایانی زیارت جامعه را بخوانید؛ یعنی بعد از اینکه آن‌همه از امامان معصوم(ع) تعریف کردی، آخرش می‌گویی که اگر کسی از شما به خدا نزدیک‌تر بود من الان در خانۀ آنها بودم. حالا نه اینکه به همسرت بگویی اگر کسی دیگر بهتر از تو بود، من می‌رفتم او را انتخاب می‌کردم، نه! شبیه این نه!

می‌دانید چرا محبّت کم است؟ چون شما زیادی از محبّت توقع داری

  • گاهی محبت این‌قدر کم است که به من می‌گویند: «آقا! محبّت که الان خیلی کم است، تو هم با این حرف‌هایی که می‌گویی، انگار می‌خواهی محبّت را از همین مقداری که هست، کمتر بکنی!» نه! می‌دانی چرا محبّت کم است؟ چون شما از محبّت توقع زیادی داری، به این دلیل نایاب شده است. اگر از محبت، انتظار معقول داشته باشی، محبّت زیاد می‌شود.

  • محبّت بین زن و مرد یک حدی و یک ظرفی دارد. یک ظرفی هم برای محبّت بین فرزند و پدر و مادر وجود دارد. یک ظرفی هم برای محبّت بین خواهر و برادر وجود دارد. یک ظرفی هم برای محبّت دیگر انسان‌ها وجود دارد. هر کدام یک ظرفی دارند و هیچ‌کدام هم جای همدیگر را نمی‌گیرند! نترسید!

محبت بین زن و شوهر چقدر باید باشد؟

  • ببخشید‌! این غربتی‌بازی‌ها چیست که سرِ موضوع محبّت در می‌آورید؟! بله، محبّت خوب است ولی قاطی نکنید! خدا هر ارتباطی که ‌قوی‌تر از ارتباط بنده‌اش با خودش باشد، قطع می‌کند. همسر آدم فقط «یک‌مقدار» انسان را از تنهایی در می‌آورد، «یک‌مقدار» تسکین می‌دهد، «یک‌مقدار» موّدت، «یک‌مقدار» رحمت بین زن و شوهر باید باشد. حالا چقدر باشد؟ آن‌قدر که «آیه» باشد؛ یعنی خدا را نشان دهد، ولی ارتباط تو را با خدا قطع نکند. و اگر بتواند ارتباط تو را با خدا تقویت هم بکند، که دیگر خیلی بهتر است. خانوادۀ پیامبر گرامی اسلام(ص) وقتی موقع اذان و نماز، به ایشان نگاه می‌‌کردند، احساس می‌کردند که پیغمبر دیگر آنها را نمی‌شناسد.

  • البته مراقب باش از این حرف‌ها، اشتباه برداشت نکنی...

  • حالا چرا اخم‌هایت را باز نمی‌کنی؟

  • «خُب دیگر برایش بس است! چقدر محبت کنم؟ همین‌قدر محبت بَسْ است دیگر!»

  • درست است که گفتیم محبت حدّی دارد، اما نه اینکه این‌قدر سنگ‌دل بشوی و سرد بشوی و سخت بشوی! مثل اینکه شما خیلی عاشق خدا شده‌ای؟! باید لطف و رحمت تو، نسبت به بچه‌هایت، نسبت به خانواده‌ات و نسبت به اطرافیانت برقرار باشد، اما باید ته‌ دلت هم یک تنهایی و خلوتی با خدا داشته باشی.

همسرت نمی‌‌تواند همۀ دل‌گرفتگی‌های تو را برطرف کند؛ فقط کمی به تو تسکین می‌دهد/ بعضی‌ها رسماً می‌خواهند خدایی کنند

  • ببینید بحث‌مان سر چیست؟ محبّت بین زن و مرد حدّ دارد و نباید از آن سوء استفاده کنیم. به همسرش می‌گوید: دلم گرفته آقا! می‌خواهم بروم درِ خانۀ خدا. دلم گرفته خانم! می‌خواهم بروم درِ خانۀ خدا. اما همسرش می‌گوید:

  • «وای! مگر من مُرده‌ام که دلت گرفته؟!»

  • نه عزیزم! تو نمی‌‌توانی همۀ دل‌گرفتگی‌های من را برطرف کنی.

  • «مگر من نتوانسته‌ام به تو تسکین بدهم؟»

  • عزیز من! تو یک حدّی داری، آخر تو هم یک انسانی مثل خودم هستی.

  • این تسکین‌ها و محبت‌های ما نسبت به هم، در واقع کمک است؛ ما برای همدیگر کمک هستیم. ما بنا است یک ذره به همدیگر تسکین بدهیم تا معنای چیزی به نام «تسکین» را بفهمیم، تا برویم اصلش را از خدا بگیریم.

  • نمی‌شود این بحث‌ها را جلو بُرد چون مبانی فرهنگی نگاه‌ها را خراب کرده‌اند و از بین رفته است. می‌گوید: «فقط من و تو باشیم، فقط به من نگاه کن» آقا! تو داری خدایی می‌کنی، چون فرعون هم همین‌ را می‌گفت. فرعون هم می‌گفت «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی»(نازعات/24)  و شما هم در واقع داری همین را می‌گویی: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی» می‌گوید: من کِی گفتم که من خدا هستم؟ تو داری می‌گویی فقط به من نگاه کن. خُب، خدا هم همین را می‌گوید دیگر. خدا هم می‌فرماید: «فقط به من نگاه کن» پس تو چه فرقی با خدا داری؟!

  • بعضی‌ها رسماً می‌خواهند خدایی کنند! همان‌طور که خدا توقع دارد تو فقط دلت را از محبت خدا پُر کنی، بعضی‌ها هم دقیقاً همین انتظار را دارند. بابا یک‌دفعه‌ای بگو «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی» دیگر!

انتظار زیادی در محبت، مقدمۀ ایجاد نفرت و جدایی است/ چرا آمار طلاق خیلی بالا است؟

  • محبت حدّی دارد. انتظار زیادی در محبت، سوء استفاده از محبّت است، مقدمۀ ایجاد نفرت است. می‌گوید: «ببین چقدر همدیگر را دوست دارند، برای همدیگر می‌میرند!» وقتی شما از این محبّت بین زن و شوهر، زیادی توقّع داشته باشید؛ یا از خودتان یا از طرف‌تان، این مقدمۀ جدایی و نفرت است. «الْهِجْرَانُ عُقُوبَةُ الْعِشْق‏»)بحارالانوار/57/11) جدایی، عقوبت عشق است، این روایت امیرالمؤمنین علی(ع) است.

  • می‌گویند: محبّت بین زن و مرد، خیلی مهم است. از آن‌طرف می‌بینیم که آمار طلاق خیلی بالا است، چرا؟ چون به این محبّت زیادی پرداخته شده و توقعات دوطرف بالا رفته است، لذا (وقتی این توقعِ بی‌جا در طول زندگی مشترک برآورده نمی‌شود) توی ذوقشان می‌خورد و برمی‌گردد. اما وقتی آدم‌ها در اثر محبت خدا رشد کنند، همسرشان را هم دوست دارند. حالا اگر کسی هنوز رشد نکرده است، لااقل باید اصلِ دلش را برای محبت خدا بگذارد، و بخش‌های دیگر دلش را هم بگذارد برای اهالی خانواده.

  • بعضی‌‌ها هستند که این محبت بی‌حدّ را نسبت به بچۀشان دارند. بنده در مینی‌بوس ایستاده بودم. یک خانم چادری میان‌‌سال با صدای بلند داشت غُر می‌زد و فحش می‌داد. معمولاً آدم‌ها این‌طور بی‌هوا رفتار نمی‌‌کنند. اول پیش خودم گفتم: حتماً از برخی مسئولین ناراحت است. چون به نظر می‌آمد که دارد به آدم‌‌حسابی‌ها فحش می‌دهد. بعد یک کمی جلوتر رفت، فهمیدم که ایشان دارد به اولیاء خدا بد و بیراه می‌گوید. گفتم: خانم یک کمی مراعات کنید؛ آخر این چه وضع حرف زدن است؟ شما حجاب دارید؟ حجاب را همین اولیاء خدا دستور داده‌اند؛ آخر زشت است! چرا فحش می‌دهی؟ بعد این آقایی که آنجا ایستاده بود، به من گفت: آقا، این خانم ناراحت است، الان به او خبر داده‌اند که بچه‌اش تصادف کرده است. حالا آمده و می‌گوید: یا حضرت معصومه!  مگر من بچه‌ام را به تو نسپرده‌ بودم؟ و بعد حرف‌هایی که می‌زد...

  • آن خانم، خیلی آن‌طرفی غَش کرده بود؛ آدم بچه‌ا‌ش را این‌قدر دوست ندارد که به خاطر مرگش، حتی به اهل‌بیت(ع) هم ناسزا بگوید. حتی اگر ابراهیم خلیل الرحمن هم باشی و پسرت، اسماعیل عزیز الرحمن باشد. می‌دانید ابراهیم چقدر بچه‌اش را دوست دارد! فعلاً تنها گُل‌پسرش همین اسماعیل است. (بعد خدا دستور می‌دهد:) ابراهیمِ من! خودت سر پسرت را بِبُر! - خدایا! لااقل شهیدش کن، و بعد بگو تحمل کن! - نه؛ باید خودت چاقو بگذاری و اسماعیلت را قربان کنی.

  • الهی که همۀ ما به این ظرفیت برسیم که اسماعیل‌مان را دوست داشته باشیم و به قربان‌گاه هم بِبَریم. آقا نمی‌شود! بگو حداقل اسماعیل یک خیانتی به من بکُند، بعد ببرمش به قربان‌گاه. یک بی‌ادبی‌ای بکند، یک جنایتی بکند. آخر من این‌جوری دلم نمی‌آید؛ چون این پسر خیلی ناز است! باید بدانیم که قصۀ زندگی همۀ ما، قصۀ ابراهیم است و اسماعیل‌هایی که ذبح نکردیم و خدا هم وقتی دید که ظرفیتش را نداریم، این دستور را به ما نداد.

منبع: سایت بیان معنوی


برچسب‌ها عليرضا پناهيان, زنان, مردان, خانواده
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 10:9  توسط   | 

روایت زوج هنری از لذت بچه‌داری+تصاویر

آرش مجیدی و میلیشا مهدی نژاد زوج هنرمندی هستند که این روزها حسابی سرگرم بزرگ کردن فرزند شیرینشان «میشا» هستند که حال و هوای جدیدی به زندگی آنها بخشیده است.
آرش مجیدی و میلیشا مهدی‌نژاد زوج هنرمندی هستند که این روزها یک فرزند دوست‌داشتنی دارند که وقتی بخواهی با والدینش مصاحبه کنی حضور آرام و در عین حال پرانرژی این نوزاد نازنین، مسیر مصاحبه را در دست خود می گیرد.

می رویم تا دوران بارداری، دردسرهای بیمارستان، شیرینی دادن به مناسبت سه نفره شدن یک خانواده و بالا و پایین بچه داری! که به قول آرش مجیدی و میلیشیا مهدی نژاد باید بچه‌دار شوی که بفهمی یعنی چه!

در بخش اول گفتگو با این زوج بازیگر، درباره سنت های نوروزی حرف زدیم، از چهارشنبه سوری و خانه تکانی و لحظه سال تحویل گرفنه تا عیدی گرفتن و مسافرت رفتن و در کردن سیزده و سبزه گره زدن!

میشا عاشق دوربین است، حسابی با عکاس همکاری می کند و به قول مادرش در عکس هایی که از او می گیرند همیشه چشمانش توی لنز دوربین است. گرچه با گذشت یک ساعت از مصاحبه این کودک شیرین و آرام، چشم هایش سنگین می شود و مادرش او را می برد تا بخوابد.

ماحصل این بخش از گفتگو که به تولد میشا و تغییرات پیش آمده با حضور او در زندگی این زوج هنرمند را در ادامه می‌خوانید:

 

برچسب‌ها خانواده, فرزند, زنان, مردان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 18:40  توسط   | 

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد، رئیس مرکز تحقیقات زن و خانواده

«مدیریت پنهان» زن در خانواده

حجت‌الاسلام‌ و المسلمین محمدرضا زیبایی‌نژاد، رئیس مرکز تحقیقات زن و خانواده‌ی حوزه‌ی علمیه‌ی قم، یکی از کارشناسان برجسته‌ی موضوع زنان و خانواده است. وی علاوه بر تألیف و تدریس در این موضوع، پیش از این و در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع «زن و خانواده» در مقاله‌ای تحت عنوان «الزامات فقهی اساسی در تدوین الگوی اسلامی زن و خانواده» به بررسی نقش فقه حکومتی و راهبردی در نظام اسلامی نسبت به زن و خانواده پرداخته بود. به بهانه‌ی تبیین محورهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نظرات وی را جویا شده‌ایم.

* رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با جمعی از بانوان فرهیخته، به تشریح مسائل اصلی و فرعی در نگاه به مسائل زنان پرداختند و در ضمن اصلی پنداشتن مسأله‌ی آرامش، سلامت و امنیت زن در خانواده فرمودند که زن مدیر خانواده است. این تعبیر ایشان، تعبیر جدیدی بود. برداشت شما از این نوع مسئولیت زن در خانواده چیست؟
«مدیریت زنان» را اگر در اصطلاح حقوقی بخواهیم به کار ببریم، زن مدیر خانواده نیست، اما در اصطلاح فرهنگی بله، زن می‌تواند یک مدیر مقتدر و موفق باشد. یعنی زن عملاً «مدیریت پنهان» دارد. این مسأله تا جایی است که ما معتقدیم زن، مرد را مدیریت می‌کند. شما به تجربه‌ی دفاع مقدس نگاه کنید؛ صحنه‌های عجیبی از مدیریت پنهان زنان را می‌توانید در آن برهه ببینید. خیلی از مردها می‌خواستند به جبهه بروند، ولی نمی‌رفتند! در خانه مشکل داشتند. زن‌هایشان آماده نبودند که خانواده را حفظ کنند و به انجام تکلیف شوهرشان کمک کنند و به مرد فشار روانی وارد می‌کردند. این نوع برخورد زنان یک نوع مدیریت بود.
 
اما بعضی دیگر متفاوت بودند. مثل مادر من که به پدرم گفتند ندیدم جبهه بروی!؟ مشکلی داری؟ بعد به من گفتند که تو برو جبهه و برگرد تا بعدش ان‌شاءالله برایت زن بگیریم! مادر من در حالی که برادرم شهید شده بود و جنگ در روزهای آخر خود بود، من را بدرقه و راهی جبهه کرد. این آمادگی روانی را فقط زن در خانواده تولید می‌کند. مدیریت زن یعنی این. یا در داستان تحریم تنباکو یا راهپیمایی‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پیشروی خانم‌ها در این حرکت‌ها شما همین رفتارها را ملاحظه می‌کنید. بنابراین منظور از مدیریت زن در معنای فرهنگی‌اش، این نوع رفتارهای او در محیط خانواده است. یعنی زن مسئولیت دارد تا ابهاماتی را که اعضای خانواده با آن مواجه هستند رفع کند.
صوت: زن، مدیر خانواده است
 

وقتی بحران در خانواده ایجاد می‌شود، این‌جا جای مدیریت نرم‌افزاری زن است؛ نه مدیریت حقوقی، بلکه مدیریت روانی. این‌که اعضای خانواده این فضای بحرانی ایجادشده را چطور از سر بگذرانند و چطور اعتماد به نفس از دست رفته به مرد و اعضای خانواده بازگردد. این‌که زن چه کار کند تا همسرش را دوباره به زندگی برگرداند و فشار عصبی را از روی او بردارد و بتواند به همسرش افتخار کند. بعضی‌ زن‌ها در چنین شرایطی شروع به بهانه‌گیری می‌کنند و با این کار روحیه‌ی مرد را تضعیف می‌کنند. این نوع رفتارهای زن در محیط خانه در واقع مدیریت پشت صحنه‌ی او بر اعضای خانواده و محیط خانه است که به نظر می‌رسد منظور رهبری هم از مدیر بودن زن همین منش است.
 
* یکی از خطوطی که همواره در نگاه اسلام به زن وجود دارد، توجه به تفاوت‌های طبیعی او با مرد و اقتضائات این تفاوت‌ها است. این زاویه‌ی نگاه در مباحث بین ما و آن‌ها که در موضوع نقش و حقوق زن، نظرات غربی‌ها را مرجع قرار می دهند همواره بی جواب می‌ماند.
خداوند متعال تأکید دارد که شما زن و مرد، هر دو از یک سرشت هستید، مسئولیت کلی‌تان یکی است، هر دو بایستی به آن نقطه‌ی تعالی که بندگی خداوند است برسید. اما خداوند برای رسیدن به این مقصود، سرمایه‌ی یکسانی را به زن و مرد نداده، سرمایه‌های‌شان متفاوت است. به نظر می‌رسد که خداوند طراحی متفاوتی برای زن و مرد دارد و انتظارات متفاوتی هم از زن و مرد دارد که بر آن اساس ویژگی‌های متفاوتی را برای زن و مرد قرار داده است. مثلاً زن به حسب روایات متعدد،‌ از نظر تکوینی حیای بیشتری نسبت به مرد دارد. در بعضی روایات این است که اگر حیا ۱۰ قسمت باشد، خداوند ۹ قسمتش را به دختر داده و یک قسمتش را به پسر.
«مدیریت زنان» را اگر در اصطلاح حقوقی بخواهیم به کار ببریم، زن مدیر خانواده نیست، اما در اصطلاح فرهنگی، زن عملاً «مدیریت پنهان» دارد. این مسأله تا جایی است که ما معتقدیم زن، مرد را مدیریت می‌کند. آمادگی روانی را فقط زن در خانواده تولید می‌کند. زن از احساسات بیشتری برخوردار است. عاطفه در زن بیش از مرد است و این کاملاً متناسب با کارکردهای مادرانه و همسرانه‌ی او است.

همچنین زن از احساسات بیشتری برخوردار است. عاطفه در زن بیش از مرد است و این کاملاً متناسب با کارکردهای مادرانه و همسرانه‌ی او است. خداوند متعال در آیه‌ی ۲۱ سوره‌ی مبارکه‌ی روم می‌فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکنُوا إِلَیهَا» خداوند به شما از جنس خودتان همسرانی داد تا در کنارشان آرامش بگیرید. ما می‌دانیم که ازدواج هم به زن آرامش می‌دهد و هم به مرد. هر دو از هم آرامش می‌گیرند. همچنین خداوند در آیه‌ی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ۱۸۹ سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف می‌فرماید: خداوند کسی است که خلق کرده نفس واحدی را (حضرت آدم) «وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا» و از جنس آن فرد همسرش را برایش آفرید، چرا؟ «لِیسْکُنَ إِلَیهَا» تا آدم در کنار او به سکون و آرامش برسد. اما جالب است که خطاب این دو آیه به مردان است. روایات را هم که مشاهده می‌کنیم، همین مضمون که زن مایه‌ی آرامش است وجود دارد. یک روایت از امام رضا علیه‌السلام است که می‌فرمایند: «خداوند شب را مایه‌ی آرامش قرار داد و زن هم مانند شب، و زن است که مایه‌ی آرامش است.» روایت دیگری هم هست که امام سجاد علیه‌السلام در کتاب رسالة ‌الحقوق می‌فرمایند «حق همسرت بر تو این است که بدانی او مایه‌ی آرامش و سکون توست.»
همچنین در روایت مفضل بن عمرو، معروف به «توحید مفضل» یکی از مسائلی که حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام از او می‌پرسند این است: می‌فرمایند «چرا دختر و پسر وقتی به سن بلوغ می‌رسند یکسان رشد پیدا می‌کنند، ولی بعضی از صفاتشان متفاوت است؟ پسر صدایش کلفت می‌شود، سبیل در می‌آورد، ولی دختر چهره‌اش لطیف می‌ماند، صدایش هم ظریف می‌شود؟» مفضل می‌گوید نمی‌دانم. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «چون خداوند این‌طور خواسته که مرد سرپرست خانواده باشد.‌ ویژگی‌هایی تکوینی به او داد که همساز با این سرپرستی‌اش باشد و وقار و هیبتش را زیاد کند. صدایش صدای مردانه باشد که اقتدار به او بدهد، نه گردن‌کلفتی. محاسن به او بدهد و وقارش زیاد باشد. زن چون قرار بوده محور قرار بگیرد در خانواده، لطافتی به زن داده که محور توجه شوهر باشد.»
 
* این محور قرار گرفتن زن در خانواده و نزد همسر نکته‌ی مهمی است. کارکردهای زن و شوهر در محیط خانواده چه تفاوت‌هایی با هم دارد؟
کارکردهای زن و مرد تا حدود زیادی متفاوت طراحی شده است. رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود تشبیه زیبایی کردند به تیم فوتبال که اعضای یک تیم فوتبال کارهای یکسانی را انجام نمی‌دهند اما هدف واحدی دارند. وحدت هدف ضرورتاً وحدت مسیر را به دنبال ندارد.
آموزه‌های دینی‌ چهار نقش اصلی را برای زن این‌گونه ترسیم می‌کند: اول همسری، بعد مادری، بعد خانه‌داری و بعد کارهای اجتماعی. زن شاغل در جامعه‌ی فعلی متأسفانه در بسیاری موارد وضعیت برعکسی دارد. حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت در خانه نیست! بعد که به خانه می‌آید، اولویت اولش خانه‌داری، درست کردن غذای شب و ظهر فردا و رسیدگی به تکالیف درسی فرزندان است. آخرین اولویت او، ارتباط کلامی و جنسی با همسرش است.

هدف زن و مرد سعادت و قرب الهی است. ایمان برای زن و مرد مشترک است. هر دو باید عمل صالح انجام دهند تا به آن نقطه برسند. حالا ممکن است عمل صالح برای زن و مرد فرق بکند. می‌بینید بعضی چیزها در خانواده برای زن مستحب است، برای مرد حرام. اسلام به مرد توصیه می‌کند که سخاوت داشته باشد و بیش از آن حد واجب بر اوضاع معیشت همسرش توسعه بدهد. چرتکه نیندازد و حساب کند که خوب یک اتاق برای او کافی است. اسلام به مرد توصیه می‌کند که اگر می‌تواند خانه‌ی بزرگتری برای خانواده‌اش فراهم کند، کاری کند که همسرش احساس آرامش کند، به زندگیش وسعت بدهد. اما این توصیه‌ی اسلام درباره‌ی این ویژگی به زنان متفاوت است. اسلام به زنان توصیه می‌کند که در خرج کردن خست داشته باشند! البته این خست هم اندازه‌ای دارد. اما بالاخره توصیه‌ها متفاوت است و این تفاوت سبب مکمل بودن زن و مرد است. این تفاوت سبب می‌شود که زن و مرد، هر دو به نفع هم عمل می‌کنند.

* در جامعه‌ی کنونی آیا بین نگاه دینی و عملکرد زنان ما درباره‌ی وظایف‌شان نسبت درستی برقرار است؟
عموماً این‌گونه نیست. در منظومه‌ی فکر دینی، مدرسه نقش مکمل خانواده را ایفا می‌کند. اگر ما این الگو را در تربیت بپذیریم، خانواده هم هدایت‌گر نظام آموزشی و هم ناظر بر آن می‌شود. اگر مسئولیت‌ها سر جای خودش باشد، مادر در جایگاه عامل و مباشر تربیتی، مسئولیت‌هایی را برعهده دارد، اما مسئولیت حقوقی ندارد. مادر بعد از این‌که فرزند را به دنیا آورد و به او یک بار شیر داد، می‌تواند هیچ کار دیگری برای فرزندش نکند و بگوید من می‌خواهم شأن همسری‌ام را ایفا کنم. مرد نمی‌تواند شأن مادری را بر همسرش تحمیل کند. در این صورت مرد وظیفه دارد تا برای همسرش دایه بگیرد تا از فرزندش مراقبت کند. در عین حال اگر زن لطف کرد و نقش تربیتی را به عهده گرفت، نقش او باید با نقش سرپرستی پدر هماهنگ باشد. اگر زن بخواهد مادری خود را درست انجام بدهد، باید همسری مقدم بر مادری باشد. آموزه‌های دینی‌ما چهار نقش اصلی را برای زن این‌گونه ترسیم می‌کند: اول همسری، بعد مادری، بعد خانه‌داری و بعد کارهای اجتماعی. زن شاغل در جامعه‌ی فعلی متأسفانه در بسیاری موارد وضعیت برعکسی دارد. اولویت اول او فعالیت‌های اجتماعی است. او حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت در خانه نیست! بعد از این‌که به خانه می‌آید، اولویت اولش خانه‌داری، درست کردن غذای شب و ظهر فردا و مرتب کردن خانه و رسیدگی به تکالیف درسی فرزندان است. بنابراین آخرین اولویت، به شرط این‌که خستگی مجالی به او بدهد، ارتباط کلامی و جنسی با همسرش است.
در جامعه‌ی سنتی در بسیاری از زنان نقش مادری بر نقش همسری غلبه دارد؛ وابستگی مادر به فرزند خیلی زیاد است؛ غلبه‌ی نقش مادری بر همسری مخل به تربیت فرزند است. فرزند از الگوی ارتباطی پدر و مادر برای زندگی آینده الهام می‌گیرد. در برخی خانواده‌ها رابطه‌ی زن و شوهر در فاصله‌ی بین عقد و تولد فرزند، بسیار گرم است؛ اما با تولد فرزند، رابطه‌ی زن و شوهر به حاشیه می‌رود.

در این زمینه ما در جامعه‌ی سنتی دچار یک مشکل هستیم که در بسیاری از زنان نقش مادری بر نقش همسری غلبه دارد؛ وابستگی مادر به فرزند خیلی زیاد است؛ زیادتر از آن حدی که باید باشد. روانشناسان می‌گویند اگر زن و شوهر دارند با هم صحبت می‌کنند و کودک در میانه‌ی صحبت آنان وارد شد و کاری با آنان داشت، پدر و مادر باید بگویند صبر کن تا صحبت ما تمام شود! می‌گویند سعی کنید تا کودک معطل شود و احساس کند که پدر و مادر من چقدر برای هم مهم هستند که کار خودشان را به خاطر من تعطیل نمی‌کنند. او به این پدر و مادر می‌تواند تکیه کند.

در جای دیگر می‌خواندم که غلبه‌ی نقش مادری بر همسری مخل به تربیت فرزند است. فرزند از الگوی ارتباطی پدر و مادر برای زندگی آینده‌اش الهام می‌گیرد. یکی از مشکلاتی که در برخی خانواده‌های ایرانی وجود دارد این است که رابطه‌ی زن و شوهر در فاصله‌ی بین عقد و تولد اولین فرزند، بسیار گرم است؛ اما با تولد فرزند، همه‌ی توجه‌ها به فرزند جلب می‌شود و رابطه‌ی زن و شوهر به حاشیه می‌رود. این اتفاقی خطرناک است که پایداری خانواده را تهدید می‌کند.
 

برچسب‌ها زن, خانواده
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 16:58  توسط   | 

بهانه‌هایی برای بچه‌دار نشدن

هانی چیت‌چیان*
* «تعریف‌ها» زندگی آدم‌ها را عوض می‌کند
چگونگی تعریف ما از زندگی و پدیده‌های آن، قطعاً مدار زندگی‌مان را عوض می‌کند. امروزه تعریف ما مثلاً از پدر بودن یا مادر بودن خراب شده است. یعنی به خاطر فضای زندگی تکنولوژیک، به خاطر فرهنگ‌های القایی، به خاطر تهاجم فرهنگی و بسیاری مسائل دیگر، تعاریف‌ ما تغییر کرده است. ما در موضوع فرزند دچار استحاله‌ی در تعریف شده‌ایم. مثلاً فرزند در بعضی موارد به ابزار پیونددهنده‌ی زن و شوهری تبدیل می‌شود که در آستانه‌ی جدا شدن هستند! برخی افراد برای این فرزند می‌آورند که زندگی‌شان را گرم کند! انگار که این فرزند چسب دوقلو است! در یک نگاه دیگر، فرزند عصای پیری است. در نگاهی دیگر، فرزند برای لذت بچه‌داشتن است. در نگاهی، اگر فرزند نیاوریم، چه کنیم؟ این عوامل پرکردن بی‌معنی‌ زندگی است و البته هرکدام از این تعاریف را فرض بگیرید، یک منظومه‌ای را هم بعد از خودش ایجاد و ایجاب می‌کند.
برخی افراد برای این فرزند می‌آورند که زندگی‌شان را گرم کند! انگار که این فرزند چسب دوقلو است!

* احکام الهی یک سلسله‌ی واحد است
اسلام دیدگاهی در مورد فرزند و رزق و روزی او دارد و صراحتاً می‌گوید: «لا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکمْ خَشْیة إِمْلَاقٍ»۱ بچه‌هایتان را از ترس گرسنه‌ماندن و فقیرشدن نکُشید. این دستور اسلام، و یک منظومه‌ای از معارف است. البته در آن زمان بلد نبودند جلوی تشکیل نطفه را بگیرند و بچه را می‌کشتند، اما الان بلد هستند و کلاً بچه‌دار نمی‌شوند! اگرچه این یک بحث فقهی است و می‌گویند این دقیقا آن نیست، ولی طرح موضوعش همان است. بالاخره اگر کسی پیشگیری کند، باز هم همان وجه «خشیة‌ املاق» مهم است. یعنی نیت «خشیة املاق» نیت الهی نیست.

اگر خداوند چنین دستوری می‌دهد، فرزند را نیز یک طور خاصی تعریف می‌کند. خداوند یک منظومه‌ی احکام ایجاد می‌کند. ما نفقه را نمی‌دهیم، مهریه هم واقعاً صداق و صداقت نیست، هیچ چیز را درست انجام نمی‌دهیم، بعد می‌گوییم چرا باید مثلاً ارث زن نصف باشد؟ خب این یک بسته‌ی مالی بوده که امروزه ۹ قسمت آن را اجرا نمی‌کنند و بعد می‌گویند دهمین قسمتش اجرایی نیست و اگر می‌شود، قانونش را عوض کنید. اگر درباره‌ی هر چیزی در عالم این‌طوری عمل کنیم، نتیجه‌اش همین‌گونه می‌شود. قوانین اسلام یک بسته‌ی کامل است ولذا با حذف بخشی از آن‌ها قطعاً بخش‌های دیگر آسیب می‌بیند.

* فرزند جایگاه والایی در منظومه‌ی توحیدی دارد
یک بحث استثنائی‌ قرآن درباره‌ی فرزند، در آیات ابتدایی سوره‌‌ی مبارکه‌ی «مریم» و در مورد حضرت زکریا علیه‌السلام است. جناب زکریا این‌گونه به پروردگارش می‌گوید که: «قالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیباً وَلَمْ أَکُن بِدُعَائِک رَبِّ شَقِیاً»۲ پروردگارا من پیر شده‌ام، ولی این‌طور هم نیستم که بگویم نمی‌شود؛ « وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِی مِن وَرَائِی»۳ من یک مَوالی‌ای دارم و نگران‌شان هستم. منظورش از موالی چیست؟ آیا یعنی خانواده‌ای دارد؟‌ نه‌خیر؛ می‌گوید: «وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِی مِن وَرَائِی» و ضمناً هم می‌دانم که «فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلِیّاً»۴.

نمی‌گوید من از جانب تو غلام می‌خواهم. نمی‌گوید: فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلداً، بلکه می‌گوید: «فَهَبْ لِی مِن لَّدُنک وَلیّاً». می‌گوید «ولیّ» می‌خواهم. یعنی یک مسیری را آمده و یک حرکت توحیدی را شروع کرده و حالا نگران است که در آینده برای این حرکت چه اتفاقی خواهد افتاد. یعنی می‌خواهد یک کسی این حرکت توحیدی را ادامه دهد. بعد توضیح می‌دهد و می‌گوید: «یرِثُنِی وَیرِثُ مِنْ آلِ یعْقُوب»۵. ارث نبوت برایش مهم است، نه این‌که من دچار کهولت سن هستم و می‌ترسم این پول‌هایی که جمع کرده‌ام، چه خواهد شد! او «ولیّ» می‌خواهد. می‌گوید من پرچم توحید را برافراشته‌ام و بعد از رفتنم نگران این پرچم توحید هستم. به خاطر این‌که موسی وقتی از میان قومش رفت، همه‌ی تلاش‌های او را به هم ریختند. پس حالا من یک کسی را می‌خواهم که ولیّ باشد تا این پرچم توحید را به دست او بسپارم. فرزندش را برای ادامه‌ی ولایتش می‌خواهد و این همان نگاهی است که همه‌ی انبیاء به فرزندان‌شان دارند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24620/C/13920912_0124620.jpg
ابراهیم نبیعلیه‌السلام فرزندش اسماعیل را ادامه‌ی آن حرکت توحید در نظر می‌گیرد. بعد از انبیاء هم ما در وصیتنامه‌ی امیرالمؤمنینعلیه‌السلام همین دغدغه‌ی توحیدی را می‌بینیم. یا همچنین در وصیتنامه‌ی امام خمینیرضوان‌الله‌علیه. آنها فرزند را در این منظومه می‌خواستند. در این منظومه فرزند از اول نذر توحید شده است و ما این را در قرآن داریم. در سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران برمی‌خوریم به خانمی که از آن تعبیر می‌شود به «امْرَأَةُ عِمْرَانَ». این همسر عمران، همان مادر حضرت مریم است که «نَذَرْتُ لَک مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا»۶؛ فرزند درون رحمش را نذر خداوند کرد و این یعنی همان بسته‌ی «نگران رزق نباش»، زیرا این فرزند افق بلندی دارد.

مادرش می‌گوید من این بچه را به دنیا می‌آورم، ولی این بچه برای من نیست؛ این بچه‌ی تو است که یک مدتی به من امانتش می‌دهی تا بزرگش کنم. این کودک من، آزادِ در راه توست و در بند من نیست، بچه‌ی نذرشده است. خداوند متعال هم متقابلاً می‌فرماید: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا»۷ یعنی قبولش کرد و رشدش را بر عهده گرفت. خداوند کفالت فرزند ما را بر عهده می‌گیرد، ولی به شرطی که او را سپرده باشیم به خدا.

* یکی از حیله‌های شیطان، تربیت است
در منظومه‌ی توحیدی می‌توان گفت که خیال آدم‌ها باید کاملاً از رزق و روزی راحت باشد. حتی بهتر بگویم که خیال آدم‌ها باید از رشد و تربیت فرزندشان هم راحت باشد. الان یکی از دغدغه‌های مذهبی‌های ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنه‌های شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است که: آیا اگر بچه‌هایی به دنیا بیاورم، می‌رسم تربیتشان کنم یا نه؟ یعنی همان «خَشیَةَ إملاقٍ» را به اسم تربیت مطرح و وسوسه می‌کند. قرآن صریحاً گفته که اگر پدران و مادران توانستند فرزندانشان را نذر خداوندشان کنند، خداوند خودش تربیت آن را کفایت می‌کند. در قرآن، آن‌جا که می‌گوید شیطان از چپ و راست و جلو و عقب می‌آید، مرحوم علامه‌ی طباطبایی توضیح می‌دهد که یعنی به اسم کار خوب، مانع کار خوب می‌شود.
الان یکی از دغدغه‌های مذهبی‌های ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنه‌های شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است.

من نمی‌خواهم بگویم که اگر چنین کاری کردیم، دیگر لازم نیست به رشد و تربیت بچه‌ها اقدام کنیم؛ بلکه می‌گویم آدم برای رشد و رزقش تلاش کند و خیالش هم راحت باشد که کسی پشتش ایستاده است. مگر شده کسی به خدا اعتماد کند و جواب نگیرد؟ مشکل این‌جاست که ما به شکل «بگیر و نگیر» اعتماد می‌کنیم؛ یکی دو روز اعتماد می‌کنیم، اما شک می‌کنیم و دیگر ادامه نمی‌دهیم. چقدر آدم‌ها در تاریخ از ترس ذلیل‌نشدن، ذلیلانه زندگی می‌کنند. این روایت را امیرالمؤمنین علیه‌السلام ‌فرموده که: از ترس ذلیل‌شدن، ذلیل زندگی نکنید. اگر در "منظومه‌ی  اعتماد به خدا" همه چیز درست و کامل چیده شود، و‌ این زنجیره قطع و وصل نداشته باشد و اتصالی نکند، این سیستم قطعاً درست کار خواهد کرد.

* برای بچه‌نخواستن باید جواب داشته باشیم
حضرت علامه‌ی طباطبایی در تفسیر المیزان ‌نوشته‌اند: بشری که الان به وجود آمده، ماحصل توالد ‌نسل‌ قبلی خودش است. بشر آینده‌ای که الان نیست نیز حاصل توالد نسل امروز است. شما تصور کن اگر مردمان ده نسل پیش به این جمع‌بندی می‌رسیدند که هیچ احتیاجی به فرزندآوری نیست و چرا زحمت بچه‌داری را به خودشان بدهند؛ یعنی اگر ده نسل پیش تصمیم می‌گرفتند که این ماجرا را قطع کنند، نسل امروز اصلاً وجود نداشت. یعنی بودن من و شما بر روی زمین حاصل یک توالدی است که از قبل اتفاق افتاده است. اگر با یک دید بشردوستانه هم به این مسأله نگاه کنیم، باید برای توالد ارزش قائل باشیم.

حالا حرف سر همین است و قرآن صراحتاً می‌فرماید: «هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یکن شَیئاً مَّذْکورًا»۸ شیئ بوده، اما مذکور نبوده است. یعنی الان هم انسان‌های نسل آینده هستند، اما مذکور نیستند و شما باید بگویید به چه حقی او را غیر مذکورش کرده‌ای؟ ما احساس می‌کنیم چیزی به گردن ما نیست و همین است که هست، دلم نخواست! حال آن‌که در آن دنیا باید در قبال چنین نخواستن‌هایی پاسخگو باشیم. از سوی دیگر در مورد ارتقای شخصیت خود انسان هم تجربه‌ی عینی نشان می‌دهد که هیچ بستری مانند فرزند و فرزندآوری، برای فضای عملکرد یک انسان مفید نیست و آن را به چالش‌ نمی‌کشد.

متأسفانه بعضی‌ها آن‌قدر در زندگی دچار افسردگی‌های متعدد هستند که می‌گویند اگر به خودم بود، ترجیح می‌دادم به دنیا نیایم و اصلاً چه بهتر که به دنیا نمی‌آمدم؛ این برمی‌گردد به یک معضل دیگر. ما در زندگی متأسفانه بعضی‌ جاها از حداقل‌های زندگی بشری فاصله گرفته‌ایم. حتی بنیان زندگی بشری که مبتنی بر امید و حرکت است هم ضربه خورده است. هیچ چیز به اندازه‌ی امید در جریان بشریت مهم نیست. لذا هر کسی و در هر حکومتی، اگر امید را از بین ببرد، این از هر خیانتی بدتر است. بشریت به امید زنده است.
*پژوهشگر علوم قرآنی

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره‌ی مبارکه‌‌ی إسراء، آیه‌ی ۳۱   
۲. سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم، آیه‌ی ۴
۳. بخشی از آیه‌ی پنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم
۴. بخشی از آیه‌ی پنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم
۵. بخشی از آیه‌ی ششم سوره‌ی مبارکه‌‌ی مریم
۶. بخشی از آیه‌ی سی‌وپنجم سوره‌ی مبارکه‌‌ی آل‌عمران
۷. بخشی از آیه‌ی سی‌وهفت سوره‌ی مبارکه‌‌ی آل‌عمران
۸. سوره‌ی مبارکه‌‌ی انسان، آیه‌ی

برچسب‌ها فرزند, خانواده
+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت 1393ساعت 17:47  توسط   | 

یارانه و باورهای دینی مردم !

یارانه

آنچه در این نوشته به آن می پردازیم نقد برخی شیوه های به کار گرفته شده از سوی دولت و رسانه ها است که تلاش می کنند این قانون به شایستگی اجرا شود.


الگوسازی و تشویق مردم به پیروی از آنها

هدفمندی یارانه ها در حالی وارد مرحله دوم خود شده که عزم دولت بر کاستن شمار یارانه بگیرهاست تا بتواند با سرمایه ای بیشتر، خدماتی مانند دارو و درمان را بهتر و ارزانتر از گذشته به مردم ارائه دهد. بررسی و اظهار نظر درباره ی اصل این کار را به کارشناسان حوزه ی اقتصاد وامی گذاریم تا درباره نقاط ضعف و قوت آن مانند گذشته سخن گفته؛ برآیند کلی و خروجی آن را تقویت کنند.

استفاده از باورهای دینی و احکام شرعی

یکی از راه‌هایی که دولت برای منصرف کردن مردم از گرفتن یارانه پیمود تلاش برای منصرف ساختن مردم با ورود نهادهای دینی به این ماجرا بود. در هفته‌های قبل، سوالاتی که با امضای «جمعی از مقلدین» از برخی مراجع معظم پرسیده شد و موضعی بود که مراجع معظم در قبال این پاسخ‌ها اتخاذ کردند.

به نظر می‌رسد دولت برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب در هدفمندی درست و اصولی یارانه‌ها بدرستی دریافته است که فرهنگ‌سازی برای انصراف مردم از گرفتن یارانه از اهرم‌های دیگر در این عرصه مۆثرتر است و باز بخوبی درک کرده که هم‌سو کردن نخبگان دینی با این حرکت ملی، نهادینه‌کردن این فرهنگ را سرعت مضاعفی خواهد بخشید اما پرسش مهم این است که آیا حقیقتاً واردکردن پای دین در یک سیاست دوره‌ای که ممکن است با تغییر نگاه‌ها، دچار تغییرات زیربنایی شود کار درستی است و آیا نباید در این هم‌سوسازی هم‌زمان نگران باورهای دینی مردم هم بود؟

مردم ما هنوز فراموش نکرده‌اند که رییس دولت قبل، باز با استفاده ‌کردن از همین باورهای دینی، پول یارانه‌ها را پول امام زمان(عج) معرفی کرد و از مردم خواست که این پول را به عنوان برکت زندگیشان نگه‌دارند و خرج نکنند و حالا به یکباره می‌بینند که رییس جمهور فعلی که اتفاقاً مرد دین و روحانی هم هست، نه فقط این پول را پول امام زمان(عج) نمی‌داند بلکه نگرفتن آن را یک امر دینی بازمی‌شناساند و عده‌ای با طرح پرسش از مراجع تقلید، از زبان بزرگان و نخبگان دینی می‌شنوند که بهتر است این پول را نگیرند و ...

در این میان نقدی به مراجع معظم تقلید وارد نیست؛ چرا که متأسفانه دولت قبلی در سال‌های آخر فعالیت خود، اساساً ارتباط خوبی با مراجع نداشت و از آنان سۆالی هم نپرسید و خود آقای احمدی‌نژاد رأساً پول یارانه را پول امام زمان معرفی کرد . طبعاً هم وقتی مردم از مرجع تقلید سۆال می‌کنند مراجع هم به عنوان پناهگاه دینی مردم، باید پاسخ دهند اما دقت در این فرایند نشان می‌دهد که چنین مواضع کاملاً متفاوتی، حتی اگر به نفع هدفمندی یارانه‌ها باشد – که در آن تردید جدی می‌توان وارد کرد-  مردم را در دین‌داریشان دچار تحیر و سردرگمی می‌کند و معلوم نیست چنین رفتارهایی به نفع دین مردم و دینداری آنان باشد.

اگر سیاست و مصلحت در این دوره، حکم موقت به دریافت نکردن یارانه از سوی عده ای از مردم از طریق «خود اظهاری» و «راستی زمایی» و «منصرف سازی»؛ است یا بهتر نیست که زبان منطق کارشناسی و با تکیه بر فرهنگ و معرفت بالای مردم متمدن ایران‌زمین که نظربلندند و معنای مصلحت را با وعده‌ها و اظهارنظرهای پوپولیستی می‌فهمند، با مردم سخن بگویند و به جای تهدید زبان به تکریم بگشایند و به جای سوارشدن بر باورهای دینی مردم، منطق خود را در چارچوب دین بازتعریف کنند؟

اگر فرض کنیم که آقای روحانی رییس جمهور نشده بود و کس دیگری به این مقام رسیده بود و هدفمندی را به شکل دیگری هدایت می‌کرد، آیا درست بود که برای پیش‌برد اهداف برنامه هدفمندی یارانه‌ها از دین مردم مایه می‌گذاشت؟ و اگر فرض کنیم که سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی در دولت‌های مختلف شکل‌های متفاوتی پیدامی‌کنند آیا این درست است که دولت‌ها سوار باورهای دینی مردم شوند و با آن، برنامه‌های موقتی و دوره‌ای خود را پیش ببرند؟

بدیهی است که اگر قرار باشد چنین موضوعاتی با رویکرد فقهی و دینی بررسی و نقد شود باید تمامی جوانب و فروع آن مورد مداقه قرار بگیرد لذاست که مثلاً عده‌ی بسیاری از مردم این سوال را مطرح کرده‌اند که این دریافت یارانه ها برای همان قشری که امروز برایشان حکم به حرمت می شود به شکل موقت حرام است یا نه؛ همیشه حرام بوده و هست؟ یا این که ملاک در نگرفتن یارانه‌ها، فقر شرعی است یا ملاکی که دولت معرفی کرده و می‌کند؟ آیا با توجه به فرایندهای موجود دولت در تشخیص پولدارها و فقرا، مشکلات زندگی مردم را در نظر گرفته تا بیان مراجع در نگرفتن یارانه‌ها محقق شود؟ آیا دین در خرج این یارانه‌ی بازگشتی دستوری ندارد و آیا دولت نباید مبتنی بر نظر مراجع آن را خرج کند؟  نسبت بین یارانه و خمس چیست و آیا پول یارانه اگر توسط قشرهای کم‌درآمد گرفته شود، جزو اموالی است که حق آن‌هاست یا درآمد به شمار می‌رود و ...

بنابراین به نظر می‌رسد دولت تنها برای حل مشکل خود و فرهنگ سازی، یک طرف را گرفته و به جوانب دیگر توجه نکرده است و در عین حال به این امر مهم هم اهتمام نداشته که این گونه فعالیت‌ها، چه فروع فقهی دیگری را می‌گشاید و چگونه اظهارنظرهای متناقض دولت‌ها در حوزه‌ی دین کار دین‌داریِ مردم را دچار مشکل جدی می‌کند و چه بر سر باورهای مردم درمی‌آورد.

اگر این نکات مبهم و سوال برانگیز برای مردم روشن نشود بیم آن می رود خوراکی آماده شود برای بدخواهان که زبان به اعتراض گشوده؛ ثبات و استحکام فتوای مرجعیت دینی را خدشه دار نمایند و در تبلیغات خود آن را تابع احکام و مصالح دولتی معرفی کنند که یک روز در قبال سیاست آن دولت در معرفی کردن پول یارانه به عنوان هدیه‌ی امام زمان(عج) سکوت می‌کنند و  یارانه ای که بیت المال است برای نیازمند و بی نیاز حلال می شود و روزی دیگر همگام با سیاست جدید، همین بیت المال فقط برای نیازمندان حلال باشد و برای دیگران حرام. این در حالی است که همگان می‌دانند که چگونه تقوا و تیزبینی مراجع، استنباط و تشخیص احکام را توسط آنان به فرایندی بی‌نظیر و عالمانه تبدیل می‌کند و جامعه‌ی متدین ما بدرستی بر این باور استواری می‌ورزند که جایگاه بلند مرجعیت دینی بسی فراتر و والاتر از برنامه‌های موقتی است و اگر هم مراجع در دوره‌های مختلف سکوت کرده‌اند یا سخن گفته‌اند تنها به سبب مصلحت برتر که همان حمایت از حکومت اسلامی است؛ بوده است. 

به دولت محترم هم عرض می شود: اگر سیاست و مصلحت در این دوره، حکم موقت به دریافت نکردن یارانه از سوی عده ای از مردم از طریق «خود اظهاری» و «راستی آزمایی» و «منصرف سازی»؛ است آیا بهتر نیست که زبان منطق کارشناسی و با تکیه بر فرهنگ و معرفت بالای مردم متمدن ایران‌زمین که نظربلندند و معنای مصلحت را با وعده‌ها و اظهارنظرهای پوپولیستی می‌فهمند، با مردم سخن بگویند و به جای تهدید زبان به تکریم بگشایند و به جای سوارشدن بر باورهای دینی مردم، منطق خود را در چارچوب دین بازتعریف کنند؟ مردم ما نشان داده‌اند که در این گونه مسایل بسیار جلوتر از دولت‌مردانند و اعتماد و اعتقادشان به نظام و رهبری فرزانه‌ی آن چنان فراتر هست که به اشاره‌ای در این انصراف ملی، پیش‌قدم شوند.

بخش احکام اسلامی تبیان

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 15:16  توسط   | 

بررسی رویكردهای متفاوت به حضور اجتماعی زنان

زن برای مرد یا برای جامعه مردان؟

|گفتاری از دكتر حسن خجسته، معاون برنامه‌ریزی و نظارت سازمان صدا و سیما درباره‌ی رویكردهای متفاوت به حضور اجتماعی زنان|

* چرا زن‌های انگلیسی مسلمان می‌شوند؟
چند سال پیش مقاله‌ای انگلیسی منتشر شد با این عنوان كه «چرا زن‌های انگلیسی مسلمان می‌شوند؟» پژوهشگر این مقاله نوشته بود كه من یك زن جوان انگلیسی و اهل تمام سرگرمی‌های امروزی جوانان انگلیسی هستم. در ضمن به كارهای پژوهشی هم مبادرت می‌كنم. مدتی بود كه دغدغه‌ای ذهنم را مشغول كرده بود و آن اعتبار و حیثیت زن در جامعه بود. به همین خاطر راجع به وضعیت زنان در ادیان مختلف مطالعه كردم. به مطالعه‌ی اسلام كه رسیدم، به عنوان یك دین شهوانی از آن نفرت داشتم، اما وقتی خوب مطالعه كردم، متوجه شدم آن‌چه در اسلام وجود دارد، با شنیده‌های من تفاوت بسیاری دارد. جذابیت‌های اسلام مرا غرق در خودش كرد؛ تا جایی كه احساس كردم زن در اسلام از یك حریم، حفاظ و حیثیت والایی برخوردار است و این مسأله دغدغه‌های ذهنی مرا برطرف كرد. نویسنده‌ی این مقاله در ادامه نوشته بود: همین مسأله دلیل اصلی گرایش زنان انگلیسی به اسلام است.
رهبر معظم انقلاب: زن در محيط اسلامى رشد علمى ميكند، رشد شخصيتى ميكند، رشد اخلاقى ميكند، رشد سياسى ميكند، در اساسى‌ترين مسائل اجتماعى در صفوف مقدم قرار ميگيرد، در عين حال زن باقى ميماند. (۱۳۹۱/۴/۲۱)

امروزه با تمام تبلیغاتی كه علیه جایگاه زنان مسلمان در تمام رسانه‌های تبلیغاتی غرب صورت می‌گیرد، آماری تكان‌دهنده از شكست این تلاش‌ها حكایت دارد. در واقع زنان حدود ۷۰ درصد از تازه‌مسلمان‌های اروپایی و آمریكایی هستند. بنابراین خود غربی‌ها به عمق اندیشه‌ی اسلامی و تأثیرگذاری بر جوامع خودشان پی‌برده‌اند و از این ناحیه احساس خطر می‌كنند. تداوم این روند، جامعه‌ی آنان را از لحاظ هویتی با چالشی جدی روبه‌رو خواهد كرد. از این رو تلاش می‌كنند به مراكز تولیدكننده‌ی اندیشه‌ی اسلامی ضربه بزنند تا همچنان تمدن خود را بدون مشكل به پیش ببرند.

* پیشنهاد مأمور ارشد CIA
چندی پیش یك روزنامه‌ی ایتالیالی مصاحبه‌ای با آقای «رویل گریكت» انجام داد. گریكت همان كسی است كه پس از فوت حضرت امام رحمه‌الله تا بعد از حوادث۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ مسئول میز ایران در سازمان سیا بود. بر اساس تحلیل‌های همین آقا در سال ۱۳۷۸ بود -كار حكومت ایران را تمام‌شده می‌دانست- كه رئیس‌جمهور آمریكا به تلویزیون آمد و در مورد ایران موضع ویژه‌ای را اتخاذ كرد؛ موضعی كه برای ابرقدرتی مثل آمریكا بسیار بد تمام شد، زیرا در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد و این اعلام موضع نشان‌دهنده‌ی دستپاچگی مسئولان آمریكا در آن زمان تلقی شد. روزنامه‌نگار ایتالیایی در آن مصاحبه در معرفی او گفته بود كه ایشان زبان فارسی را به‌خوبی صحبت می‌كند و در مدتی كه رئیس میز ایران در سازمان سیا بوده، ده بار به ایران سفر كرده و نوع گروه‌بندی او از نیروهای سیاسی ایرانی، مبنای فعالیت‌های وزارت خارجه‌ی آمریكا در مورد ایران است.

آقای گریكت در آن مصاحبه به سؤالات مختلفی از جمله در مورد زنان پاسخ داد. او گفت كه انقلاب اسلامی زن‌ها را از گوشه‌ی خانه‌ها به میدان و صحنه‌ی اجتماع آورده است، ولی بعد از انقلاب خیلی روی این موضوع تمركز نشده كه چه برنامه‌ای برای آنها داشته باشند، اما ما -آمریكایی‌ها- روی این موضوع متمركز شده‌ایم و همه‌ی تلاش ‌ما این است كه با چند چیز در میان زنان ایران به صورت جدی مبارزه كنیم كه از جمله‌ی آن‌ها حجاب است.

از امثال این گفته‌ی آقای گریكت روشن می‌شود كه تغییر هویت اسلامی زنان مسلمان در زمره‌ی برنامه‌های اصلی سازمان‌های برنامه‌ریز دشمن علیه كشورهای اسلامی و به‌ویژه ایران قرار دارد. در نقطه‌ی مقابل هم ما قرار داریم. از این جهت است كه بازگرداندن هویت اسلامی زنان مسلمان به آنان اهمیت و ضرورت می‌یابد؛ اتفاقی كه می‌تواند قدرت بسیاری به جوامع اسلامی بدهد.
پادكست: «نقطه ضعف غرب»
 

* زن برای تمتع مرد، زن برای تمتع جامعه‌ی مردان!
امروزه سه نگاه و رویكرد اصلی زن و جایگاه او در اجتماع وجود دارد؛ نگاه غربی، نگاه سنتی و نگاه اسلامی. در نگاه غربی كه برخاسته از تفكر و اندیشه‌ی غربی است، رابطه‌ی زن و مرد در تمامی نهادهای اجتماعی یك رابطه‌ی مبتنی بر قدرت است. نزاعی دائمی بین زن و مرد برای دستیابی به قدرت وجود دارد. بحث تشابه حقوق زن و مرد یكی از بسترهای ایجادكننده‌ی این رابطه در غرب بود. اصلاً فمینیسم در غرب به وجود آمد تا بتواند امتیازاتی را برای زن جلب كند تا زن در این نبرد قدرت با مرد پیروز گردد.

شهید مطهری رحمت‌الله‌علیه نقش چشم‌گیری در شناخت این انحراف فكری غرب و تبیین جایگاه صحیح زن در خانواده و جامعه ایفا كرده است. ایشان در دهه‌ی ۱۳۴۰ بحث زیبایی را درباره‌ی اشتباه غربی‌ها مبنی بر مشابه دانستن حقوق زنان و مردان –و نه تساوی حقوق آنها– مطرح كرده و اثبات نموده كه با این اشتباه، زنان هر كاری كه بكنند جنس دوم خواهند بود، زیرا بر اساس تشابه حقوقی در كارهای مردانه‌ای وارد خواهند شد كه نیاز به قدرت جسمانی و روانشناختی مردانه دارد و بنابراین هركاری كه بكنند، باز هم در این فعالیت‌ها از مردان عقب می‌مانند.

اما در نگاه سنتی، مردان زنان را فقط برای خود و تمایلات و تمنیات خودشان می‌خواهند. اگر نگاه مدرن زنان را برای جامعه‌ی مردان می‌خواهد، نگاه سنتی زن را برای مرد می‌خواهد. مردان در این نگاه ممكن است زنان را بسیار محدود كنند و با آنان رابطه‌ای ستمگرانه‌ برقرار كنند. اصطلاح عرفی «زن‌ذلیل» در این نگاه قرار می‌گیرد، چرا كه در این تفكر، قدرت مرد یا باید بر همسرش غالب باشد یا این‌كه مرد ذلیل است.

نگاه غربی اما زن را تا برهنگی در جامعه پیش می‌برد، چرا كه این وضع، مطلوب مردان است. به تعبیر جامعه‌شناسان غربی: زن برای جامعه‌ی مردان است. به هر حال، رابطه‌ی زن و مرد در هر دو نگاه اخیر، رابطه‌ی قدرت است. به همین دلیل حوزه‌های زنانگی در نگاه نخست یك معنی دارد و در حوزه‌های دوم یك معنی دیگر.

* زن عزت‌مدار
اما در دیدگاه سوم كه متعلق به اسلام است، رابطه‌ی زن و مرد‌ دیگر رابطه‌ی قدرت نیست. در قرآن رابطه‌ی زوجیت زن و مرد با تعبیر «مودّت» به كار رفته است. فراتر از این رابطه نیز بین مردان و زنان محرم و نامحرم یك نوع رابطه‌ی خاصی وجود دارد؛ یعنی زن در نگاه اسلامی عزت ویژه‌ای دارد.

بگذارید این مسأله را با یك روایت تبیین كنم. یك نفر خدمت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و گفت من از كسانی هستم كه در زمان جاهلیت و پیش از اسلام یكی از دخترانم را زنده به گور كرده‌ام. كفاره‌اش چیست؟ حضرت فرمودند: برو به مادرت خدمت كن. گفت مادرم فوت كرده‌ است. حضرت فرمودند: برو به خاله‌ات خدمت كن كه خدمت به خاله در جبران و كفاره‌ی این گناه مثل خدمت به مادر است. ببینید چقد اعتبار زنان بالا است.

بنابر احادیث و روایات بسیار و متعدد، زن‌ها در دستگاه خدا از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. یعنی بسیاری از مردها می‌توانند مشكلات دنیا و آخرتشان را از طریق زن‌ها حل كنند. این فهم از زن، رابطه‌ی قدرت نیست. اگر مردی با همسرش رابطه‌ی قدرت برقرار كند، عقب می‌افتد. بلكه مرد باید با همسرش رابطه‌ای برقرار كند كه او رضایت داشته باشد. البته خودش نیز لذت می‌برد و چون زن رضایت دارد، مرد از قِبَل این رضایت به بسیاری مواهب و نعمات دست پیدا می‌كند.

می‌خواهم بگویم ما به همین دلیل می‌توانیم نظامی درست كنیم كه یك پایه‌ی بسیار مهم آن خانواده باشد. یعنی شما خیلی از مسائل جامعه را می‌توانید از طریق همین سیستم خانواده حل كنید. ما اگر بخواهیم در جمهوری اسلامی و در جوامع اسلامی كاری پایدار و اساسی انجام بدهیم، بهترین كار این است كه معرفت انقلاب اسلامی نسبت به زن را مدام در كشورمان بازتولید و در جوامع اسلامی بازنشر كنیم. هر تغییر اجتماعی كه بخواهد انجام شود، از طریق نهاد خانواده و زن به‌سرعت قابل اجرا است. همه‌ی زنان و مردان -حتی آنهایی كه دچار غفلت هستند- وقتی با زاویه‌ی نگاه لطیف دینی مواجه شوند، نسبت به آن خاضع می‌شوند و به حقانیت آن اذعان می‌كنند.
یك استاد آمریكایی به من گفت اگر ما ۵۰ درصد آن‌چه را كه شما راجع به زنان گفتید در آمریكا پیاده كنیم، هیچ مشكل اجتماعی نخواهیم داشت. الان دانشگاه ایشان در آمریكا دانشگاهی است كه به خاطر همین مسأله و همین نگاه، بسیاری طرفدار ایران هستند.

* زنان احساس را در محیط منتشر می‌كنند
امروز با وقوع بیداری اسلامی اگر ما بتوانیم معرفتی را كه در اثر انقلاب اسلامی نسبت به زن پیدا شده است، در كشورهای انقلابی بازنشر كنیم، چهارچوب فرهنگی را كه غربی‌ها سال‌های سال در این كشورها نهادینه كرده‌ بودند و بر آن اساس امیال شیطانی و غیر انسانی خود را به پیش می‌بردند، تا حد زیادی عقب رانده‌ایم و به زن‌ها در آن احساس مسئولیتی كه خداوند به آن‌ها داده‌است، قدرت بیشتری داده‌ایم. آن‌وقت این زنان از حضور مردانشان در میدان مبارزه با مشاركت یا حمایت دفاع می‌كنند. هم‌اكنون در بحرین، یمن یا مصر، كم نیستند زن‌هایی كه در میدان حضور دارند. وقتی زن‌ها به میدان می‌آیند، یك جریان شدید احساسی را در محیط منتشر می‌كنند، چون زن از نظر نمادی، مظهر صلح است.

مسأله‌ی مهمی كه وجود دارد و ما باید به آن توجه داشته باشیم، این است كه هر تغییر اجتماعی باید با موافقت زن‌ها انجام شود و هیچ تغییر اجتماعی بدون موافقت زن‌ها پایدار نخواهد بود. پس یكی از موضوعات ویژه‌ای كه در جامعه‌ی دینی وجود دارد، احساس مسئولیت نسبت به محیط است. اگر ما بتوانیم فهم از زن مسلمان و نقش و اعتبار و مزیتی را كه دارد، مانند همان فهمی كه اوایل انقلاب پیدا كردیم به‌خوبی تبیین كنیم، شاهد تحولات عمده‌ای در جوامع اسلامی خواهیم بود. همان‌گونه كه زن‌ها در جریان انقلاب ما و در دوره‌ی جنگ تحمیلی نقش بسیار مهمی ایفا كردند، طبیعتاً همین نقش را می‌توانند در دنیای اسلام و كشورهای دیگر نیز احیا كنند.

ممكن است همه‌ی آموزه‌های اسلامی هنوز در ساختار اجتماعی عمومیت نیافته باشد، اما این فهم از اسلام در فطرت و جان زن‌های مسلمان وجود دارد. آنها بخشی از این آموزه‌های اسلامی را می‌دانند. بنابراین ما باید با زن‌ها با این زبان سخن بگوییم. این زبان به‌طور قهری و طبیعی، چهارچوب بیداری اسلامی را فعال‌تر خواهد كرد، چون برای زنان نقش و شأنی قائل است كه دغدغه‌های آنان را تغییر می‌دهد. اگر با زنان صرفاً با زبان سیاسی صحبت كنیم، دیگران می‌توانند بدلِ سیاسی بزنند، اما این گفتمان هرگز بدل و بدیلی ندارد.

* وقتی دست همسرم را می‌گیرم، بچه‌ها مسخره‌ام می‌كنند
در این زمینه نباید به تبلیغات رسانه‌ای بسنده كنیم؛ برگزاری سمینارهای علمی هم می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. حدود هشت سال پیش من در یكی از نشست‌های تخصصی كنفرانس حكمت مطهر كه راجع به زنان بود، شركت كردم و بحث‌های بسیار خوبی در آن نشست صورت گرفت. دو سال بعد یك استاد آمریكایی كه در آن كنفرانس و در موضوعات فلسفی مقاله داده بود، به ایران آمد و پیغام داد كه می‌خواهد مرا ببیند. من فكر می‌كردم راجع به چه چیزی می‌خواهد از من سؤال كند؟ وقتی آمد، گفت من در آمریكا به دانشجویان می‌گویم زنان در ایران آزاد هستند. ولی آنها به خاطر حجاب زنان ایرانی این آزادی را باور نمی‌كنند. من در پاسخ او كمی در مورد مسائل زنان و شأن و شئون‌ آنان در اسلام توضیح دادم. ایشان به من گفت اگر ما ۵۰ درصد آن‌چه را كه شما راجع به زنان گفتید در آمریكا پیاده كنیم، هیچ مشكل اجتماعی نخواهیم داشت. الان دانشگاه ایشان در آمریكا دانشگاهی است كه به خاطر همین مسأله و همین نگاه، بسیاری طرفدار ایران هستند. حتی خود او تا این حد پیش آمده بود كه می‌خواست در آمریكا با یك دختر ایرانی ازدواج كند كه گفت به دلیل آن‌كه پدر و مادرش كاتولیك‌های بسیار متعصبی بودند، نتوانست.

در یكی از كنفرانس‌های دانشگاه تهران هم با چنین مسأله‌ای مواجه شدم. من از این نمونه‌ها زیاد دیده‌ام و علتش‌ این است كه این فهم بسیار بكر و جدید از اسلام، تازه در دنیا در حال انتشار است. یك مردی كه رئیس یك كمپانی در بلژیك بود و گرایش‌های چپ چه‌گوارایی داشت و كاتولیك متعصبی هم بود، برای من صحبت می‌كرد و از نحوه‌ی برخورد و رفتارش با همسرش می‌گفت. به او گفتم بر اساس آموزه‌های اسلامی زمانی كه دست زن و شوهر در دست یكدیگر است، گناهانشان بخشیده می‌شود. با تعجب پرسید واقعاً؟! خیلی برایش عجیب بود. گفت زمانی كه من با همسرم بیرون می‌روم، وقتی دست او را می‌گیرم، فرزندانم مرا مسخره می‌كنند.
در دیدگاه سوم كه متعلق به اسلام است، رابطه‌ی زن و مرد‌ دیگر رابطه‌ی قدرت نیست. در قرآن رابطه‌ی زوجیت زن و مرد با تعبیر «مودّت» به كار رفته است. فراتر از این رابطه نیز بین مردان و زنان محرم و نامحرم یك نوع رابطه‌ی خاصی وجود دارد؛ یعنی زن در نگاه اسلامی عزت ویژه‌ای دارد.

* اگر فهم جدیدی از خود پیدا كنند...
آموزه‌های اسلامی در مقوله‌ی زن و خانواده به‌قدری جذاب است كه اگر ‌درست منتشر شود، بسیاری را مجذوب خود خواهد كرد. بزرگ‌ترین مسأله و معضلی كه غرب برای زن‌ها ایجاد كرده، این است كه آن‌ها را درگیر مسائل حاشیه‌ای و تفریحی جامعه كرده است. بنابراین زنی كه خودش را به امواج اجتماعی غربی بسپارد، از مسئولیت‌های اجتماعی خود غافل خواهد شد. در دوره‌ی شاه نیز خیلی تلاش كردند كه زن‌ها را به همان مسیر ببرند و الحمدلله موفق نشدند. قدرت دینی در ایران از این جهت بسیار مؤثر بود.

یكی از ویژگی‌هایی كه ما داشته‌ایم و داریم و ان‌شاءالله خواهیم داشت، در مورد احساس مسئولیت زن نسبت به محیط اجتماعی‌ است. زن‌های ایرانی همواره در طول تاریخ به این احساس مسئولیت مهم پایبند بوده‌اند. یك نمونه‌ی بارز آن در جریان تحریم تنباكو و در داخل حرم‌خانه‌ی شاه بود. وقتی ناصرالدین‌شاه به تحریم قلیان‌ها اعتراض كرد، زن‌ها به او گفتند همان كسی این كار را حرام كرده كه ما را به تو حلال كرده است.

به طور كلی اگر زن‌ها فهم جدیدی از خودشان در همه‌ی عرصه‌ها پیدا كنند -فهمی از خودشان فی نفسه به عنوان زن و فهمی از خودشان در زمینه‌ی اجتماعی- بسیار بر جامعه‌ی مردهای خودشان تأثیر خواهند گذارد. به همین دلیل وقتی وارد صحنه می‌شوند، حركت‌های جدی صورت می‌دهند. شما از مسأله‌ی انقلاب اسلامی كه بگذرید، حضور زنان در دفاع مقدس بسیار مقتدرانه بود. تا مادری راضی نبود، پسرش به جبهه نمی‌رفت. تا همسری رضایت نداشت، مردش ماه‌ها در جبهه نمی‌ماند. بنابراین زن‌ها نقش جدی‌تر، مهم‌تر و تأثیرگذارتری را پس از انقلاب در زمان جنگ ایفا كردند و این معلول آن شناخت جدید زن از خودش بود. انقلاب اسلامی یك لایه از این شناخت را باز كرد.
 
منبع: سایت مقام معظم رهبری
+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 15:10  توسط   | 

دختران دهه شصت هنوز مادر نشده اند

 

متولد ۱۳۶۲ است. اسفند امسال نیز که بگذرد بیش از ۳۰سال از زندگی‌اش گذشته است و او به‌عنوان یک معلم ورزش در شهر خودشان روزها را به مدرسه و سالن‌های ورزشی می‌رود و شب‌ها را در خانه کنار پدر یا مادرش یا تنها سریال‌های تلویزیونی تماشا می‌کند. رویا یک دختر معمولی در میان دیگر زنان و دختران کشور است و خودش می‌گوید: «همه آنچه در این سال‌ها در زندگی تجربه کرده از او یک دهه شصتی ساخت
دهه شصتی عنوانی است که با پشت‌سرگذراندن دوران نوجوانی این دهه بر سر زبان‌ها افتاد؛ نسلی که موقعش بود، نسل دیگری را تحویل جامعه ایران دهد اما انگار ترجیح داد این وظیفه را به نسل قبل و بعد از خود بسپارد. به‌طوری‌که حتی در پیش‌بینی‌های جمعیتی نیز دست برد و همه‌چیز آنگونه که انتظار می‌رفت، نشد. این دختران آنگونه که انتظار می‌رفت هنوز تبدیل به «مادران نمونه آینده» جامعه نشده‌اند و همچنان جمعیت زیادی از آنان مجرد است.

سرشماری سال ۹۰ نشان داد، جمعیت زنان نیمه‌اول دهه۶۰ در حال حاضر بیشتر از نیمه‌دوم آن و همچنین دهه بعد و قبل از خود است. بر اساس این سرشماری ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺳﻨﻲ جمعیت زنان کشور ۳۰ سال است. تیام‌ برخلاف اسمش با چشمان آبی‌رنگ و موهای روشنش یکی از متولدین نیمه‌اول دهه۶۰ است، بیشتر دوران نوجوانی‌اش با بیماری مادر و بعد فوت او سپری شد.

او در حال حاضر از ایران رفته است و مشغول ‌کار در یکی از شهرهای آمریکاست اما گاهی به نظر می‌رسد نوعی تنهایی دهه شصتی به سراغش می‌آید و می‌گوید: «همه زندگی می‌خواستم که بهترین دوست برای دوستانم، بهترین دانش‌آموز برای مدرسه، بهترین خواهر برای خواهر و برادرانم و بهترین فرزند برای پدر و مادرم باشم. اما امروز می‌بینم که تنها هستم و آنها به بهترین بودن من توجهی نکردند

این دختران مهم‌ترین بخش جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و بر اساس آمارها جزو ۳۰درصدی جمعیت مجرد زنان کشور هستند و به نظر می‌رسد کمتر از کم‌سن‌وسال‌های خود انگیزه‌ای برای ازدواج دارند. این امر موجب شده تا جدول‌های آماری جمعیت و ازدواج در ایران به شکل دیگری دربیایید. اگرچه از تعداد ازدواج‌ها در سال‌های اخیر کاسته نشده اما آمارها نشان می‌دهند این ازدواج‌ها عمدتا مربوط به دختران نیمه‌دوم دهه۶۰ و بیشتر از آن دهه۷۰ بوده است.

میانگین سن اولین ازدواج در بین زنان و مردان بر اساس سرشماری سال ۹۰ در بین دختران ۲۳سال و در بین پسران ۲۶سال است و بر این اساس معادلات ازدواج در این سال‌ها چندان دور از ذهن نیست و تنها در ازدواج‌های مربوط به نیمه نخست دهه۶۰ تفاوت‌هایی وجود دارد.

بهاره ۳۱ساله است و کلاس‌های آموزشی زیبایی و پوست دارد؛ چهارسالی است که مشغول ‌کار شده و در این سال‌ها برای گذراندن دوره‌های مختلف دایما در حال سفر به کشورهای اطراف است که برایش کار و تفریح با هم است. درآمدش خوب است و این را یکی از دلایلش برای ازدواج‌نکردن می‌داند. البته او معیارهای دیگری هم دارد و معتقد است هنوز فرد تمام و کمالی را پیدا نکرده است. درمورد این تفاوت می‌گوید: «فکر می‌کنم معیارهای نسل ما با نسل جدید برای انتخاب همسر بسیار متفاوت است. بیشتر می‌بینم که آنها فقط می‌خواهند یک پسر پولدار پیدا شود و ازدواج کنند اما ما به تحصیلات، کار، طرز فکر و رفتار طرف مقابل هم خیلی اهمیت می‌دهیم و عمدتا به نظرم خیلی سختگیرتر هستیم یا شده‌ایم

پدرها و مادرهایی که زود پیر شدند
به نظر می‌رسد دختران متولد ۶۶ به بعد کشور با رسیدن به سن ازدواج، آن را به‌عنوان یکی از معیارهای زندگی خود قرار داده‌اند در حالی‌که دختران بزرگ‌تر از آنان هنوز زیر بار این مسوولیت نرفته‌اند. نجمه و سمیرا در کافه‌ای مشغول صحبت در مورد دوران نوجوانی و کودکی‌شان هستند. هردو با وجود مجردبودن از شرایط خود چندان نیز ناراضی نیستند و دوستان همسن‌شان که ازدواج کرده‌اند را نیز چندان موفق نمی‌دانند.

نجمه بیشتر به خانواده‌اش رسیدگی می‌کند و می‌گوید: «نمی‌دانم چرا پدر و مادرهای ما خیلی زودتر از پدرها و مادرهایشان گرفتار بیماری‌ها شدند. دایما برای درد قلب پدرم یا درد پای مادرم باید مراقبشان باشم و می‌بینم که تنها من این شرایط را ندارم؛ بقیه هم‌سن‌وسال‌های من هم همین‌طورند. خانواده‌هایمان هم کاملا از ما انتظار دارند و انگار همه امورشان را به ما سپرده‌اند

سمیرا در جواب نجمه می‌گوید: «خب این به خاطر همین است که ما ازدواج نکرده‌ایم و نه آنها کسی را جز ما دارند و نه ما جز آنها کسی را داریم.» اما نجمه این حرف دوستش را قبول نمی‌کند و ادامه می‌دهد: «آخر مگر ما فرصت ازدواج هم داشتیم؟ حتی به خودمان هم فکر نمی‌کنیم چه برسد به کس دیگر، همه فکرمان خانواده و پاسخ گفتن به آنهاست.» سمیرا نیز به نشانه تایید سری تکان می‌دهد و زیر لب می‌گوید: «نه وقت نکردیم

سمانه هنوز از «بله» گفتن دخترخاله متولد ۷۲ خود به پسر هم‌دانشگاهی‌اش متعجب است. او که خود متولد ۶۱ است، می‌گوید البته خیلی از دوستانش هم ازدواج کرده‌اند و مخالف ازدواج نیست اما اصرار چندانی هم برای این مساله ندارد و معتقد است هنوز فرصت هست. یادش می‌آید در سال‌های نوجوانی‌، همان سال‌های پراسترس و فشار برای گذر از سد کنکور یک روز با کنجکاوی مثل همه دختران دیگر کلاسشان سعی می‌کردند به دفتر مدرسه سرک بکشند.

آن روز یکی از همکلاسی‌هایی که وسط سال یکباره به عقد پسردایی‌اش درآمده بود، در اتاق مدیر سعی می‌کرد تا برای ادامه تحصیلش در مدرسه اجازه بگیرد: «تازه می‌خواستیم ببینیم ابروهایش را که برداشته، چه شکلی شده، با مادرش آمده بود تا اجازه بگیرد اما مدیر به هیچ عنوان قبول نکرد. معتقد بودند برای دختران دیگر بدآموزی دارد چنین دختری در مدرسه باشد

به گفته خودش آن زمان این چیزها عیب بوده و مهم‌ترین حسن برای یک دختر گذراندن دانشگاه و داشتن تحصیلات بود: «ما همیشه به فکر درس خواندن بودیم اصلا خجالت می‌کشیدیم به ازدواج فکر کنیم، چقدر غرورداشتیم، پاسخمان در برابر هر درخواست ازدواجی فقط «نه» بود. تازه سال‌های آخر دانشگاه بعضی‌هایمان دیگر کم‌کم سروگوششان می‌جنبید

بر اساس آخرین آمار سازمان ثبت احوال از ازدواج بین گروه‌های سنی مختلف زن و مرد که پاییز امسال منتشر شد و گزارش خبرآنلاین، ۴۷‌درصد از این ازدواج‌ها مربوط به گروه سنی ۲۵سال به بالاست و ۵۳‌درصد یعنی بیش از نیمی از ازدواج‌ها مربوط به دختران کمتر از ۲۴سال با پسران ۲۰ تا ۲۹ساله بوده است.

«
سرمایه من در زندگی تنها یک قلب مهربان است و می‌دانم باید با آن تا انتهای زندگی‌ام بروم.» زیباست و هیچ‌چیز نمی‌تواند موجب انکار این زیبایی شود، چشمان خندان یک دختر افغان که در میان صورتی شیرین و مشتاقش برای صحبت‌کردن قرار گرفته است. سال ۱۳۶۲ و بعد از مهاجرت خانواده‌اش به ایران در کشور متولد شده است. مانند هم‌نسلان خودش است و تقریبا همه دوستانش ایرانی هستند که از مدرسه و دوران دانشگاه با آنها در رفت‌وآمد است. در یکی از مطب‌های شهر اهواز کار می‌کند و کارش مرتبط با رشته تحصیلی‌اش رادیولوژی است.

می‌گوید در سال‌های دانشگاه در شهر مشهد به خاطر مشغله‌های فکری‌اش در مورد خانواده به خواستگارانش جواب رد داده است. با وجود آنکه یک برادر بزرگ‌تر از خود و دو برادر و یک خواهر کوچک‌تر از خود دارد اما بیشتر بار روحی و فکری خانواده را خودش به دوش می‌کشد: «نمی‌دانم در چه فکر‌هایی بودم، اصلا اسم خواستگاری که می‌آمد می‌گفتم پس پدر و مادرم چه کار کنند. الان هم می‌گویم هرچه خدا بخواهد

آموزش‌ ترحم و دلسوزی
اگرچه بسیاری از این دختران همه متعلق به یک‌دهه هستند اما آمارها نشان از آن دارد که میان رفتارها و اعتقادات دختران نیمه‌اول دهه۶۰ با نیمه‌دوم آن تفاوت بسیاری وجود دارد. شاید از جنگ چیزی جز صداهای مبهم و خاطرات پراکنده به‌یاد ندارند اما دوران کودکی و مدرسه‌شان دقیقا همزمان با دوران جنگ و بعد از جنگ بود. وسایل و امکانات این دوره محدود بود.

فاطمه متولد ۶۵ و از یک خانواده مذهبی است و به یاد دارد: «هر وقت مدادرنگی یا دفتر نو برایم می‌خریدند ناراحت بودم، دایما فکر می‌کردم باید یاد بچه‌های فلسطینی باشم که در جنگ هستند و الان از این مداد رنگی‌ها ندارند. گاهی خودم هم فکرهایم را باور نمی‌کنم ولی در آن زمان اینگونه بود دیگر.» گذران زندگی با کوپن‌های خرید دولتی، دفترهای یک‌شکل با عکس یک گل مشکی روی جلد، کارتون‌هایی که همه از دلسوزی، از دست دادن پدر و مادر و تنهایی سخن می‌گفت بخشی از خاطرات کودکی دختران و پسران این دهه است.

شیدا در شبکه اجتماعی خودش می‌نویسد: «والدین شما هم بعد از خوردن یک غذای خوشمزه و‌گرانقیمت سعی می‌کنند خاطرات فقر و نداری دوران بچگی خود را به یادتان بیاورند.» او نیز معتقد است: «دهه۶۰، چه دختر چه پسر، همه زندگی‌شان شاید چندان سخت نبوده اما ویژگی‌های خاص خود را داشت.» آنها در هر دوره یا چندسال، شرایط بسیار متفاوتی را در جامعه تجربه کرده‌اند. تمام‌شدن جنگ و در عوض رشد پله‌پله اقتصادی کشور، نوعی شور و هیجان در دوران اصلاحات، در دوران نوجوانی و کمی در دوران جوانی و دانشگاه، تحصیل برای بهتربودن، مفیدبودن، کارکردن برای متکی‌نبودن به خانواده و بعد سقوط پله‌پله اقتصادی، فرهنگی و... یا حتی بازنشستگی و خستگی پدرها و مادرها که رنگ دیگری می‌گرفت.

 

http://khabarfarsi.com/ext/8078639

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 12:6  توسط   | 

ازدواج داماد 87 ساله و عروس 62 ساله در گناباد

گناباد - ایرنا - جشن ازدواج مرد 87 ساله گنابادی با عروس 62 ساله روز سه شنبه در خانه سالمندان علامه بهلول گناباد برگزار شد.

 

به گزارش ایرنا، مراسم عقد و ازدواج این زوج ساکن خانه سالمندان با مهریه یک جلد کلام الله مجید و 14 شاخه گل یاس با حضور جمعی از سالمندان برگزار شد.

داماد 87 ساله هدف این ازدواج را پایان دادن به تنهایی ذکر و بیان کرد: در خانه سالمندان با همسرم خدیجه آشنا شدم و مراسم ازدواج ما با همکاری مسوولان در همین مکان فراهم شد لذا تصمیم داریم در همینجا هم زندگی مشترک خود را ادامه دهیم.

اسدالله رمضانی افزود: متولد سال 1306 یکی از روستاهای گناباد هستم و چهار سال قبل همسر نخستم را از دست دادم.

وی گفت: از همسر نخستم یک فرزند پسر دارم که اکنون 57 سال سن دارد.

او افزود: همسرم جدیدم حدود شش سال است که در مرکز نگهداری سالمندان زندگی می کند.

40 نفر سالمند زن و مرد به صورت شبانه روزی در مرکز سالمندان علامه شیخ محمدتقی بهلول گناباد نگهداری و پرستاری می شوند.

گناباد در فاصله حدود 300 کیلومتری جنوب مشهد واقع است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 10:25  توسط   | 

زندگي حضرت فاطمه سلام الله عليها در خانه همسرش

زندگانی او در خانه شوهر نمونه است. چون سراسر زندگانی او نمونه است. دوران زندگی مشترک این دو بزرگوار دوره بسیار پرتحولی در تاریخ اسلام است. حکومت نوپای اسلام به تازگی در مدینه شکل گرفته و جامعه اسلامی به شدت درگیر جنگ است. به طور متوسط در هر سال جامعه شاهد ده حرکت نظامی است و علی یک سرباز تمام عیار و آماده برای جانفشانی و خدمت به رسول الله می باشد. او از 26 غزوه تنها در تبوک حضور نداشته است، یعنی به طور متوسط سالی 3 غزوه انجام می گرفته است. علاوه بر آن فرماندهی بسیاری از سرایای بزرگ و مهم نیز با علی بوده است. در واقع فاطمه به همسری مردی درآمده بود که مجاهد کاملی در راه خدا بود و بیشتر ایام زندگی مشترک این دو بزرگوار در شرایطی طی شد که علی در جبهه بوده است.

در چنین شرایطی فاطمه صاحب فرزندانی شد و با داشتن فرزندان خردسال، وظیفه نگهداری و تربیت و آموزش آنها و بخشی از وظایف همسرش در خارج از خانه را به عهده گرفته بود. هر چند توسط رسول الله به جهت انجام تکالیف خانوادگی بین علی و فاطمه تقسیم کاری صورت پذیرفته بود که بر مبنای آن کارهای درون خانه را فاطمه و کارهای بیرون خانه را علی بر عهده داشته باشد اما با توجه به شرایط جنگی جامعه اسلامی و مأموریت های علی در خارج مدینه، کارهای داخل و خارج از خانه بر دوش فاطمه قرار داشت.(بانوی آفتاب، ص14)


                                                                      

آیاتی از قرآن درباره حضرت فاطمه (س)

آیاتی در شأن فاطمه و دیگر افراد اهل بیت رسول خدا نازل شده است که مصداق اتمّ و اکمل آن آیات می باشند و آنان نمونه کامل موضوع آیه می باشند. برخی از آیات که در شأن آنان نازل شده اند:

 

آیه تطهیر:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

(سوره احزاب/33)

مصداق اهل بیت که مطهر و پاک می باشند فاطمه، علی و حسنین است.

 

آیه مباهله:

فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ

(آل عمران/61)

فاطمه تنها نساء نامی باشد.

این آیه نیز همانند آیه تطهیر بزرگ ترین و مهم ترین سند افتخار و فضیلت خاندان رسول خدا است که پروردگار آنان را برگزید و به عنوان شایستگان اسوه های بشریت معرفی نمود.

 

آیات سوره دهر:

وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا

این آیات بخشی از سوره دهر است که در شأن علی و خانواده آن حضرت نازل شده است. سیاق آیات، سیاق سرودن یک داستان است. داستان اقعی مردمی از مؤمنین که قرآن نامشان را ابرار خواند. و از پاره ای کارهایشان یعنی وفای به نذر و اطعام مسکین و یتیم و اسیرشان خبر داده، ایشان را می ستاید و وعده جمیلشان می دهد.

 

آیه مودت:

قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى

(سوره شوری، آیه 23)

اهل بیت رسول الله کسانی هستند که خداوند مودت آنان را بر هر مسلمانی واجب کرده است و منظور از واجب کردن مودت اهل بیت تنها این است که محبت را وسیله ای قرار دهد برای این که مردم را به اهل بیت ارجاع دهد و اهل بیت مرجع علمی مردم قرار گیرند.

 

آیه ذوی القربی:

وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ

(اسراء/26)

طبرسی با سلسله اسنادش از ابوسعید خدری صحابی رسول الله نقل می کند که وقتی این آیه نازل شد پیامبر فدک را به فاطمه بخشید. (تفسیر الدرالمنثور، ج4، ص177)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 11:0  توسط   | 

از مطالب قدیمی وبلاگ دین و حدیث؛ كه تا قسمت پنجم، امروز به روزرساني شد

 ويژگي هاي يك خانواده خوب و مسلمان از ديدگاه حجت الاسلام عليرضا پناهيان

چكيده قسمت اول تا پنجم:

*امروز خیلی از پدر و مادرها از دست فرزندانشان گله‌مند هستند که «ما چه‌کار کنیم تا بچه‌های ما نمازخوان بشوند؟ چه‌کار کنیم تا کارهای بد نکنند؟ تا بی‌ادب نشوند؟» باید به این پدر و مادرها گفت: شما خودتان جلوی فرزندانتان چقدر مبارزه با نفس کرده‌اید؟ اینکه آدم خوبی باشید کفایت نمی‌کند و در تربیت فرزند به درد نمی‌خورد بلکه فرزندتان باید مبارزه با نفس کردن را در شما ببیند تا تأثیر بگیرد. مثلاً اگر شما به صورت ژنتیکی آدم مهربان یا خوش‌اخلاقی باشید این زیاد به دردِ تربیت بچۀ شما نمی‌خورد. مهم این است که چند بار جلوی فرزندتان پا روی نفس خودتان گذاشته‌اید و دوست‌داشتنی‌ خود را قربانی کرده‌اید و بچۀ شما این را فهمیده است؟ اگر این کار را جلوی بچۀ خودتان انجام نداده‌‌اید، انتظار نداشته باشید که راه‌حلی برای درست کردن فرزند خود پیدا کنید!

*اگر یک خانم بگوید: «من تحصیل کرده‌ام اما الان خانه‌داری را بر هر شغل دیگری ترجیح می‌دهم» او باید احترامش ده برابر شود، چون واقعاً آدم فهمیده‌ای است. خانه‌داری کار ساده‌ای نیست. البته بعضی‌ها با خانه‌داری، «حداقلی» برخورد می‌کنند و زیاد برایش وقت نمی‌گذارند ولی می‌شود با آن «حداکثری» برخورد کرد ... گاهی اوقات آقایانی که دیر ازدواج می‌کنند ناشی از بی‌غیرتی دینی است، یعنی زیاد دنبال تقرب به خدا و کسب نور و معنویت نیستند. آدم متاهل نسبت به مجرد، خیلی می‌تواند از نظر معنویت و نورانیت بالاتر باشد.

*اگر پدر و مادر، موقعی که عصبانی هستند بچۀ خود را تنبیه کنند، و موقعی که خوشحال و سرحال هستند بچه را تشویق کنند، این بچه تربیت نمی‌شود بلکه بی‌تربیت خواهد شد! چون بچه پیش خود می‌گوید: «ملاک تشویق و تنبیه، رفتار درست و غلط من نیست، بلکه ملاکش حال خوب و بد پدر و مادر من است! آنها هروقت سرحال باشند می‌بخشند و هروقت عصبانی باشند نمی‌بخشند و مجازات می‌کنند» وقتی رفتار پدر و مادر باعث شود که بچه‌ این‌طور نتیجه‌گیری کند، طبیعی است که این بچه هم طبق هوای نفسش عمل کند.

* بعضی‌ها خانه را با مُبل راحتی اشتباه می‌گیرند!/ کسانی که به فرزندآوری توجه ندارند اصلاً معنای خانواده را متوجه نشده‌اند/ خانمی که در مقابل شوهرش تواضع می‌کند در واقع امکان لذت بردن خودش را از زندگی‌اش افزایش داده/در خانه‌ای که مادر محبوب باشد و پدر مطاع، بچه تعادل خواهد داشت/ با خانواده‌هایی وصلت کنید که از تعادل روحی برخوردارند

پناهیان: بعضی‌ها خانه را با مُبل راحتی اشتباه می‌گیرند! در حالی که نگاه آنها به خانواده باید مانند نگاه به یک ورزشگاه یا برنامۀ ورزشی باشد که می‌خواهد آنها را وادار به حرکت و تمرین کند و باعث رشد و تعالی آنها شود. در خانواده، زن و مرد با تفاوت‌های بسیار زیاد و آشکار در کنار همدیگر قرار می‌گیرند که این تفاوت‌ها هم موجب شیرینی‌هایی می‌شود و هم موجب تلخی‌هایی می‌شود. اگر شما این مسأله را پیش‌بینی نکرده باشید، نه ظرفیت برخورداری از شیرینی‌هایش را خواهید داشت و نه ظرفیت تحمل و برخورد مناسب با تلخی‌هایش را خواهید داشت. اصلاً خدا این دو جنس مخالف و متفاوت از خیلی جهات را در خانواده کنار هم قرار داده‌ تا تعارض‌ها و تناسب‌های این دو در کنار همدیگر دیده شود و ببیند این دو علی‌رغم همۀ اختلاف‌هایی که دارند، در طول زندگی مشترک چه عکس‌العمل‌هایی در قبال هم انجام می‌دهند. در واقع این دو (زن و شوهر) با همۀ اختلاف‌ها و تفاوت‌هایی که با هم دارند باید همدیگر را کامل کنند و به تکامل برسند.

 

* هیچ چیز مثل خدمت به خانواده، بندگی انسان را رونق نمی‌بخشد/ دو نفر وقتی می‌توانند واقعاً عاشق هم باشند که هر دو عاشق خدا و اولیاء خدا باشند/ خودتان را با خدا طرف حساب بدانید نه با همسرتان/ از این نترسید که اگر من خوب باشم، همسرم حقّ مرا می‌خورد!

پناهیان: گفته‌اند: «عبادت به جز خدمت خلق نیست» ولی باید گفت: «عبادت به جز خدمت به خانواده نیست» بعضی‌ها به غریبه‌ها خدمت می‌کنند و لبخند می‌زنند ولی با پدر و مادر و همسرشان این‌طور خوب برخورد نمی‌کنند، چون اینها برایشان تکراری شده‌اند! اگر با خانوادۀ خودشان مهربان برخورد نکنند، لبخند‌هایی که به غریبه‌ها می‌زنند نیز ارزش ندارد و با این کارها نمی‌توانند سرِ خدا کلاه بگذارند. کسی که به نزدیکان خودش محبت نمی‌کند طبیعتاً محبتش به دیگران، دروغی و فریبکارانه خواهد بود.

متن كامل را دريافت كنيد:

                           قسمت اول             قسمت دوم           قسمت سوم

قسمت چهارم             قسمت پنجم       

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 11:53  توسط   | 

مطالب قديمي‌تر