پیام تسلیت رئیس جمهور به مناسبت درگذشت چاوز
احمدی نژاد یک نفر از یاران امام زمان(عج) را مشخص کرد! + تصاویر
رییس جمهوری اسلامی ایران، در پیامی درگذشت هوگو چاوز رییس جمهوری ونزوئلا را تسلیت گفت.
متن پیام تسلیت محمود احمدینژاد به کفیل ریاست جمهوری بدین شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
دوست گرامی جناب آقای نیکولاس مادورو
کفیل محترم ریاست جمهوری ونزوئلا
روح بلند مردمی بزرگ از تبار عدالت طلبان و آزادیخواهان به آسمان پر کشید و جهان را در سوگ فرو برد. ونزوئلا فرزندی برومند و شجاع و جهان، رهبری خردمند و انقلابی را از دست داد.
در نهایت تأثر این حادثه غمانگیز را به همه ملتها و ملت بزرگ ونزوئلا و خانواده محترم ایشان و جنابعالی تسلیت عرض مینمایم.
هوگو چاوز نامی آشنا برای همه ملتهاست. نام او یادآور زلال پاکی و مهربانی، شجاعت، پایمردی، عشق به مردم و فداکاری و تلاش بیوقفه برای خدمت به مردم به ویژه محرومین و زخم خوردگان از استعمار و استکبار است.
او انسانی عمیقاً موحد و مؤمن و پایبند به ارزشهای انسانی و آسمانی و باورمند به راه انبیاء الهی و حاکمیت جهانی عدالت و عشق به رهبری صالحان بود.
او همزمان که با رشادت تمام در برابر زیادهخواهیهای مستکبران میایستاد و فشار سنگین تبلیغاتی و اقتصادی و تهمتها و حتی کودتاها را در هم میشکست، قامت بلندش در برابر کودکی خردسال فرو میافتاد و با دستهای مهربانش او را نوازش و سرود آزادی و سرافرازی را در گوش او زمزمه و زلال عشق را در اندیشه و جان او جاری میکرد.
هوگو چاوز نماد و میراث دار همه شجاعان و مبارزان و انقلابیون در تاریخ پرافتخار و البته غم بار آمریکای لاتین و تجلی روح آزادگی مردم مظلوم این دیار و همه ملت های تحت ستم و پرچم برافراشته مبارزات ضد استعماری و عدالت طلبانه و طلایه دار دوستی بین ملت ها است.
او نقطه اتکاء روحی و پشتیبان همه انقلابیون و آزادی خواهان منطقه و جهان بود.
او حقیقتا جلوه روشنی از یک ونزوئلایی پرشور و آرمانی و دوست داشتنی است و مردم بزرگ ونزوئلا با آگاهی و هوشمندی بارها و بارها او را به مسند ریاست جمهوری رساندند و در فراز و نشیب و سختی ها یاریش کردند و او نیز همه فرصتها و قدرت را برای خدمت به مردم و سربلندی کشورش و آزادی ملت ها به کار گرفت.
او سرانجام در پی یک بیماری مشکوک همه وجود و جان خود را نیز در این راه پرافتخار تقدیم کرد.
او در حقیقت شهید راه خدمت به ملت ونزوئلا و پاسداری از ارزش های انسانی و انقلابی است گرچه امروز و به ظاهر هوگو چاوز، دوست صمیمی و مهربان مردم، در بین ما نیست اما اطمینان دارم که روح آسمانی و اندیشه پاک او هر روز و در افقی بالاتر در دل و جان تک تک مردم آمریکای لاتین و ونزوئلا و همه ملت های عالم و با درخششی بیشتر طلوع می کند و راه عزت و سربلندی را فرا روی همگان قرار خواهد داد.
هوگو چاوز زنده است تا عدالت و عشق و آزادی زنده است. او زنده است تا ایمان و پاکی و انسانیت زنده است. او زنده است تا ملت ها زنده اند و برای استقرار استقلال و مهربانی و عدالت تلاش می کنند.
تردید ندارم که او بازخواهد گشت و به همراه همه صالحان و حضرت مسیح (ع) و تنها باقیمانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد.
یک بار دیگر این ضایعه سنگین را تسلیت گفته و از خداوند منان برای جنابعالی و ملت ونزوئلا و همه ملت ها سعادت و سلامت و رفاه و عزت آرزو میکنم.
دوست و برادر شما احمدی نژاد
رییس جمهوری اسلامی ایران
نهم مارس 2013 1391.12.16
*
وقتی رئیس جمهور خط قرمزها را می شکند
احمدی نژاد مادر چاوز را در آغوش گرفت+ فیلم و عکس
با سفر رئیس جمهور ایران به پایتخت ونزوئلا برای شرکت در مراسم تشییع هوگوچاوز؛ احمدی نزاد در اقدامی ناباورانه مادر چاوز را در آغوش گرفت. فیلم و تصاویر این حرکت محیرالعقول رییس جمهور ایران از شبکه های ماهواره ای و رسانه های ضدانقلاب پخش شد.
"صراط"پس از مرگ رئیس جمهور ونزوئلا دکتر احمدی نژاد پیامی را صادر کرد که متن این پیام با حاشیه هایی همراه بود. وی در پیام مذکور چاوز را شهید خوانده و صفاتی مانند زلالی و... برای رئیس جمهور فقید ونزوئلا صادر کرد.
اینک اما با سفر رئیس جمهور ایران به پایتخت ونزوئلا برای شرکت در مراسم تشییع هوگوچاوز؛ احمدی نزاد در اقدامی ناباورانه مادر چاوز را در آغوش گرفت. فیلم و تصاویر این حرکت محیرالعقول رییس جمهور ایران از شبکه های ماهواره ای و رسانه های ضدانقلاب پخش شد.
لازم به یادآوری است پیش از این پیامی که احمدی نژاد برای چاوز صادر کرده بود با واکنش تند علما و روحانیون مواجه شد. هنوز از نتیجه ی آخرین اقدام وی در به آغوش گرفتن مادر چاوز خبری در دست نیست.
دانلود فیلم
*
رجعت چه کسانی حتمی است
تردید ندارم که او بازخواهد گشت و به همراه همه صالحان و حضرت مسیح (ع) و تنها باقیمانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد.
"صراط"زيارت آل يس يكي از زيارات معتبري است كه از ناحيه مقدس حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) در پاسخ به نامه "محمد حميري" يكي از ياران آن حضرت انشا شده است.
خواندن اين زيارت پر محتوا در سرداب مقدس فضيلت داشته و البته در ساير مكانها نيز خواندن آن فضيلت دارد و در هر زماني خصوصا عصر جمعه مي توان آن را قرائت كرد.
از حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه) نقل است كه فرمودند:هرگاه خواستيد بوسيله ما به خدا و به سوي ما توجه كنيد اين زيارت را بخوانيد.
در بخشي از اين زيارت پر محتوا و عاليه المضامين بعد از شهادت به وحدانيت خدا و رسالت حضرت ختمي مرتبت و نام بردن از تك تك ائمه اثني عشر و شهادت به امامت ايشان آمده است:
و اشهد انك حجه الله،انتم الاول و الاخر،و ان رجعتكم حق لا ريب فيها يوم لا ينفع نفس ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت في ايمانها خيرا.
و گواهي مي دهم كه تو حجت خدايي ، آغاز و پايان شماييد و اين كه رجعت شما حق است و هيچ ترديدي در آن نيست، روزي كه ايمان آوردن كسي كه قبلا ايمان نياورده يا در ايمانش عمل نيكي انجام نداده سودي به حالش نخواهد داشت.
در برخي از روايات نيز از بزرگاني مانند سلمان فارسي ، مقداد ،جابر بن عبدالله انصاري و مالك اشتر به عنوان كساني كه رجعت مي كنند نام برده شده است.
گفتني است محمود احمدي نژاد در پيام تسليتي كه به مناسبت در گذشت رييس جمهور فقيد ونزوئلا صادر كرد آورده است:
تردید ندارم که او بازخواهد گشت و به همراه همه صالحان و حضرت مسیح (ع) و تنها باقیمانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد.
*
انتقادات صریح حسین شریعتمداری از احمدی نژاد
زنده باد کدام بهار؟
اگر ایشان در تبلیغات انتخاباتی خود، صادقانه به مردم می گفت که رئیس جمهور «اسمی» خواهد بود و ریاست جمهوری «رسمی» را به آقای اسفندیار رحیم مشایی واگذار می کند، آیا مردم به ایشان رأی می دادند؟!
حسین شریعتمداری، امروز سه شنبه 22/12/91 طی یادداشتی با عنوان «زنده باد کدام بهار؟!» در روزنامه کیهان به تحلیل رفتارها و گفتههای این روزهای محمود احمدی نژاد پرداخته است. متن کامل یادداشت مدیر مسوول کیهان را در ادامه میخوانید.
1- فرض کنید که اگر قرار بود مردم در یک انتخابات سراسری شرکت کرده و فردی را به عنوان یک اسلام شناس برجسته انتخاب کنند تا درباره آموزه های دینی از وی راهنمایی بخواهند، آیا جناب آقای احمدی نژاد را انتخاب می کردند؟! حالا تصور بفرمائید که همین مردم قرار است با حضور در انتخابات سراسری یک کارشناس خبره و برجسته را برای «مدیریت جهان»! برگزینند. در این صورت چه کسی را انتخاب می کردند؟ آقای احمدی نژاد را؟! در فرض سوم، قرار است مردم باز هم در انتخابات سراسری دیگری شرکت کرده و فردی را انتخاب کنند که بتواند «اولیاءالله» و مردان بزرگ این مرز و بوم را شناسایی کرده و به ملت معرفی کند. آیا این تخصص را در آقای احمدی نژاد می دیدند و ایشان را برمی گزیدند؟! یا اگر ایشان در تبلیغات انتخاباتی خود، صادقانه به مردم می گفت که رئیس جمهور «اسمی» خواهد بود و ریاست جمهوری «رسمی» را به آقای اسفندیار رحیم مشایی واگذار می کند، آیا مردم به ایشان رأی می دادند؟! بدون کمترین تردیدی در هر چهار فرض یاد شده- و چند فرض مشابه دیگر- پاسخ منفی است و مردمی که به آقای احمدی نژاد رأی داده و ایشان را بر کرسی ریاست جمهوری نشانده اند، از وی نه انتظار اسلام شناسی و آشنا کردن ملت با آموزه های اسلامی را داشته اند، نه ایشان را برای مدیریت جهان! برگزیده اند و نه در پی آن بوده اند که آقای احمدی نژاد، اولیاءالهی و مردان بزرگ را شناسایی کرده و به آنان معرفی کند! نه این که خود را بی نیاز از اسلام شناس بدانند و یا معتقد به مدیریت جهانی اسلام نباشند و یا شناسایی و معرفی اولیاءالله و برخورداری از برکت وجود آنان را کم اهمیت تلقی کنند، بلکه هیچیک از این ویژگی ها را در جناب احمدی نژاد سراغ نداشته و ایشان را برای این منظور انتخاب نکرده اند. آیا غیر از این است؟ مردم آقای احمدی نژاد را با این انتظار برگزیده اند که مطابق قانون اساسی و سوگندی که یاد کرده است، بر کرسی ریاست قوه اجرایی کشور بنشیند و اداره امور اجرایی را برعهده بگیرد. بنابراین، چنانچه ایشان به جای انجام وظایفی که شرعا و قانونا برعهده دارد، وقت و فرصت و امکانات ریاست جمهوری و اموال بیت المال را به انجام امور دیگری که در حوزه وظایف ایشان نیست اختصاص بدهد، به یقین امانتی را که با شعار و ادعای انجام امور اجرایی کشور از مردم تحویل گرفته بود، ضایع نموده و به صداقت مردم دهن کجی کرده است. این نکته بدیهی تر از آن است که درک آن نیازی به محاسبات پیچیده و اذهان ژرف اندیش داشته باشد.
2- مدتی است که آقای رئیس جمهور، وظایفی را که شرعا و قانونا برعهده دارد وانهاده و امکانات و فرصت ها و بیت المال مسلمین را برای اموری هزینه می کند که نه فقط کمترین رابطه ای با وظایف تعریف شده رئیس جمهور ندارد بلکه به این تردید دامن می زند که ایشان به جای پرداختن به دغدغه های اساسی مردم و امور جاری و بر زمین مانده کشور، در پی خواسته های- با عرض پوزش- دم دستی و بلندپروازی های- باز هم با عرض پوزش- آمیخته به توهم خود و اطرافیان کذایی خویش است و انگار نه انگار که در مقابل رأی مردم و اعتمادی که به ایشان شده است، وظیفه و رسالتی برعهده دارد! آقای احمدی نژاد، آدم کم هوشی نیست و به همین علت نمی توان باور کرد که از سخیف بودن اقدامات اخیر خود بی خبر است و یا از میزان آسیبی که این اقدامات ناپسند برای شخصیت خود ایشان در پی داشته و زیانی که به منافع ملی و خواسته های برحق و قانونی مردم وارد می کند، اطلاعی ندارد! بنابراین سوال این است که آیا خدای نخواسته قصد دهن کجی به مردم را دارد؟! اگر چنین نیست که انشاءالله نباشد، پس انگیزه جناب رئیس جمهور از اینگونه اقدامات چیست؟! تازه ترین نمونه از این دست را می توان در جشن موسوم به «جشن استقبال از نوروز»، اعطای نشان درجه یک فرهنگی به اسفندیار رحیم مشایی و تعریف و تمجیدهای سوال برانگیز- تاکید می شود که سوال برانگیز- ایشان از آقای مشایی دید. بخوانید؛
3- آقای احمدی نژاد در مراسم یاد شده با الفاظ و عباراتی نظیر آنچه در حکم انتصاب آقای رحیم مشایی به «ریاست دبیرخانه جنبش عدم تعهد» آورده بود از ایشان یاد می کند! برخی از تعریف و تمجیدها بگونه ای است که فقط برای اولیاءالهی به کار می رود و اگر نام اسفندیار رحیم مشایی از آن حذف شود، این تردید پدید می آید که شاید مخاطب آقای احمدی نژاد، -نستجیربالله- حضرت صاحب الزمان(عج) باشد!
اشتباه نکنید! استفاده آقای احمدی نژاد از این الفاظ و تعابیر درباره آقای مشایی اگرچه تعجب آور و شایسته ملامت و اعتراض فراوان است ولی ماجرا به این نقطه ختم نمی شود بلکه نکته درخور توجه و تأسف آور آن که؛ آقای مشایی با دیدگاه ها و نظرات انحرافی در هر دو عرصه سیاسی و عقیدتی شناخته می شود که بارها به صراحت از جانب وی اعلام شده است، بنابراین حمایت تمام قد رئیس جمهور از وی- چه بخواهد و بداند و چه نخواهد و نداند- دهن کجی به بسیاری از مبانی اسلام و انقلاب و همخوانی با آرزوهای تاکنون برباد رفته دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنهاست.
آقای مشایی به صراحت اعلام می کند «در سال 1357 انقلاب کردیم تا انقلاب اسلامی را صادر کنیم اما، من اینجا عرض می کنم که دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است(!) معنایش این نیست که اسلام گرایی وجود ندارد یا رو به نضج نیست، نه، اسلام هست اما دوره اش به پایان رسیده است. اکنون دوره اسب سواری تمام شده، اما اسب هست، سوارش هم هست...»!
این شخصیت برجسته! می گوید «روند تحولات بشر این نیست که بشریت مسلمان بشود تا به حقانیت برسد... بشر، سرعتش بالا رفته و فهمش نیز به حقایقی می رسد که دیگر لازم نیست آن را از پوسته اسلام طی کند»!
این- به قول رئیس جمهور- «فرزند برومند ملت ایران»! که آقای احمدی نژاد «افتخار آشنایی با ایشان را عنایت خداوند به خود»! می داند بعد از آن که «ریچارد رورتی» نظریه پرداز برجسته CIA در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی کوریره دلاسرا- تیرماه 1386/ ژوئن 2007- تصریح می کند که «ملی گرایی و جدا کردن اسلام از ایران، پادزهر اسلامگرایی در این کشور است»! در قالب یک نظریه پرداز!! ظاهر شده و تاکید می کند که باید «مکتب ایرانی» به جای «مکتب اسلام» بنشیند! و همزمان از «ریچارد فرای» جاسوس شناخته شده CIA- اسناد آن را منابع آمریکایی منتشر کرده اند- برای شرکت در همایش ایرانیان دعوت کرده و کلید یک بنای تاریخی در اصفهان را به وی هدیه می کند. ریچارد فرای نویسنده کتاب معروف «عصر زرین فرهنگ ایران» است که در آن برای اولین بار بر ضرورت جایگزینی «مکتب ایرانی» به جای «مکتب اسلام» تاکید ورزیده است! همین جا باید به آقای مشایی گفت؛ دوستداران ایران، رزمندگان اسلام و خیل عظیم حزب الله هستند که با ایثار مثال زدنی از جان و مال و ناموس مردم این مرز و بوم دفاع کرده اند، نه کسانی که با مفسدان بزرگ اقتصادی زد و بند می کنند و اموال مردم محروم و مظلوم را به یغما می برند.
همین جناب مشایی علاقه مند به ایران در حالی که مردم کشورش به اشتغال آفرینی نیاز مبرم داشتند، در اردیبهشت 87 با شرکت اسپانیایی «گینجر و بونو» برای ساخت 1000 دستگاه سرویس بهداشتی بین راهی، وارد مذاکره می شود و یا در کیش، بیت المال بی زبان را در اختیار برخی از ایرانیان مقیم خارج کشور نظیر یحیی فیوضی و دخترش پانته آ می گذارد. همین یحیی فیوضی بعد از افشاگری کیهان درباره آن قرارداد غیرقانونی و پس از اینکه آقایان از ایشان با عنوان یک ایرانی متعهد یاد کرده بودند طی مصاحبه ای در آمریکا گفت «وطن من آمریکاست، نه ایران» و...
حالا باید از آقای احمدی نژاد پرسید؛ مشایی و سایر اطرافیان شما دوستدار ایران هستند یا مردم پاکباخته و فداکار این مرز و بوم؟!
4- چند ماهی است که آقای احمدی نژاد از واژه «زنده باد بهار»! که ساخته و پرداخته حلقه انحرافی است استفاده می کند و در پاسخ به این پرسش که چرا شعار این حلقه منحرف را بر زبان دارید؟ می گوید؛ منظور ما از «بهار» حضرت صاحب الزمان(عج) است. که باید گفت؛ اگر چه از مراد غایب ما
-ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- با عنوان «ربیع الانام- جان مردم» نیز یاد شده است ولی در بهره گیری مشترک آقای رئیس جمهور و حلقه انحرافی از واژه «بهار» به جای «حضرت صاحب الزمان(عج)» گفتنی است که؛
الف: جناب احمدی نژاد در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد که سران و هیئت های دیپلماتیک شرکت کننده در آن -غیر از تعدادی اندک و کم شمار- با زبان عربی یا فارسی آشنا نیستند، سخنان خود را با دعای «اللهم عجل لولیک الفرج» آغاز می کند که به جای خود شایسته تقدیر است ولی اخیرا - البته بعد از تاکید حلقه انحرافی- در میان مردم ایران از واژه «زنده باد بهار» بهره می گیرد. چرا؟! اگر مقصود از این واژه، همان نام مبارک حضرت صاحب است، چرا در مجمع عمومی سازمان ملل از آن استفاده نکرده و نمی کنند؟! و حال آن که ترجمه مفهوم «زنده باد بهار» برای آنان بسیار آسان تر و گویاتر از اللهم عجل لولیک الفرج است، واژه زنده باد بهار به راحتی با جمله
«VIVA SPRING» قابل فهم و ترجمه است ولی شرح و توضیح درباره «ولی»، «عجل»، «فرج» و... برای آنان به مراتب سخت تر و نامأنوس تر است! نیست؟!
ب: یکی از شگردهای شناخته شده و بارها به کار گرفته دشمنان برای تحریف مفاهیم و آموزه های اسلامی، انتقال واژه های شناخته شده از میدان های «قابل تعریف» به میدان ها و بسترهای «غیرقابل تعریف» بوده است. به عنوان مثال؛ «مکتب اسلام» تعریف شناخته شده ای دارد ولی اگر به جای آن از «مکتب ایرانی» استفاده شود دیگر نمی توان تعریف مشخص و به قول اهل منطق، «تعریف جامع و مانعی» برای آن ارائه کرد. کدام ایران؟ ایران هخامنشی؟ ساسانی؟ پهلوی؟ قاجاری؟ و... کدام ویژگی ایران؟ و... «ریچارد رورتی» و «ریچارد فرای» با همین انگیزه جایگزینی مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام را توصیه می کنند!
اکنون باید پرسید، چه لزومی دارد که به جای نام مبارک حضرت صاحب - ارواحنا له الفداء- که برای همه شناخته شده است، از واژه «زنده باد بهار» استفاده شود؟! گفتنی است، سرکرده آن فرقه ضاله و صهیونیستی نیز ابتدا از واژه- باب- و ادعای ارتباط با امام زمان(عج) آغاز کرد و در نهایت، مدعی شد، که خود او امام زمان(عج) است!!
و در این باره گفتنی های دیگری نیز هست که بماند برای بعد...
*
دردمندانه با احمدینژادی که دیگر «احمدینژاد» نیست؛
آقای رئیسجمهور! عوض شدهايد، چون اولويتتان عوض شده است؛ ما از اين قهقهها همين را ميفهميم
رجانیوز: جناب آقاي دكتر احمدي نژاد! سلام.
عکسهایی که از جشن دیروز با حضور شما منتشر شد، بهانه خوبی شد تا ناگفته هايي را كه در اين حدود چهار سال مجال طرحش فراهم نشده بود را بيرون بريزيم و خیلی خودمانی با شما، با رئیسجمهوری که انتخابش کردیم تا آرمانهای حضرت روحالله را زنده کند و سربازي بي ادعا و توقع باشد براي رهبر انقلاب، سخن بگوييم.
دکترجان!
خنده هاي مكرر شما و همراهانتان در جشني به بهانه استقبال از نوروز و با هدف اعطاي نشان فرهنگ به يار و همنشين اين سال هاي شما سوژه اي وسوسه انگيز براي عكاسان رسانه هاي خبري بود، سوژه اي كه بلافاصله به عكس هاي پرتعداد در رسانه هاي مختلف مبدل شد.
ما نيز اين خنده ها را ديديم و يقين كرديم كه اين خنده ها نه به عدالت طلبی کار دارد، نه ربطی به مبارزه با الیگارشی قدرت وثروت و نه ربطی گفتمان سوم تیر. این خندهها به غفلت و میل ماندن به قدرت بیشتر شباهت دارد تا عدالت طلبی.
بخند دکتر، بخند... بخند اما بدان آنچه مبنای سوم تیر بود و گفتمانش را شکل میداد، قاموس امام بود که در دوران هاشمی و خاتمی به محاق رفت و اين سوم تیر بود كه آنرا احیا کرد. در آن قاموس، خرجهای میلیاردی برای دعوت از رقصندگان رنگارنگ و آنگاه ردیف کردن هیات دولت برای تماشای هنرنمایی آنها و قهقهه مستانه سردادن، ارزش که نبود هیچ، لکه ننگ بود.
وقتی مردمی که در گذشته با یک سیلی صورتشان را تا مدتها سرخ نگه میداشتند، این روزها و شبهای منتهی به همان نوروزی که تو و محبوبت به استقبالش رفتهاید، باید با چند و یا چندین سیلی صورت آبروداری را سرخ نگهدارند، نمیتوانيم به خود بقبولانيم که انسانی عدالتطلب و با درد و غصه محرومین، مهمترین دغدغهاش استقبال از نوروز و نصب نشان فرهنگ به نمایندگی از ملت ایران! بر سینه محبوب باشد.
دکترجان!
خوش رقصي رقصندگان در برابر رئیسجمهوری اسلامی ایران به اسم زنده کردن آداب و رسوم ایرانی و بزرگداشت ملت ایران و فرهنگ تاریخی آنان، پیشکش شما و مرد بهاری همیشه همراهتان. لطف کنید به فکر درد و نیاز واقعی امروز مردم باشید. به جای جشن نوروز و وقت گذرانی در آن، جلسه تنظیم بازار تشکیل بدهید. به جای جشن درخت زندگی و کف و سوت زدن برا چند بازیگر، ستاد مبارزه با فساد تشکیل بدهید و شخصا بر آن نظارت کنید. به جای اشک ریختن برای اهدای نشان به اسفندیار مشایی، به میان مردم بروید و از مشکلات امروز آنها باخبر شوید. به جای برگزاری همایشهای میلیاردی در جزیره کیش و دعوت از خوانندگان پاپ، بر سر سفره مردم بروید و از اوضاع و احوال معیشت آنان کسب اطلاع کنید، دل ما براي آن رئيس جمهور مردمي، ساده زيست و دلسوز براي محرومان كه شب و روزش را سفر به اين روستا و آن منطقه محروم يكي كرده بود، تنگ شده است، رئيس جمهوري كه ديگر آنگونه نيست و اين روزها اولويتش استقبال از نوروز و كاشت درخت صلح و همايش جوانان در كيش وقشم است.
بغض کردن و اشک ریختن برای اهدای نشان درجه یک فرهنگ به فردی که هر کاری کرده باشد، انصافا جز اهدای وامهای چند ده میلیونی به بازیگران برای برگزاری نمایشگاهها و گالریهای سطح پایین، هیچ فعالیتی در عرصه فرهنگ و هنر این مملکت و این سرزمین و مردمان این کشور نداشته است، با کدام دلیل و حجت شرعی و عقلی صورت میگیرد؟ برگزاری مراسم میلیاردی برای تقدیر از فردی که در خوشبینانهترین حالت یک مدیر اجرایی در کشور است مانند هزاران مدیر دیگر، آن هم در این اوضاع اقتصادی که مردم از خودشان نجابت به خرج میدهند و برای ایستادگی بر پای آرمانهایشان، هزینه تحریم و فشارهای اقتصادی را به جان میخرند، کجای گفتمان عدالت قرار میگیرد؟ کجاست آن احمدینژادی که روی زیلوی یک کلبه روستایی مینشست و برای وضعیت نامناسب زندگی مردم اشک میریخت؟
چه اتفاقی افتاده که محمود احمدینژاد که زمانی به دنبال رسیدگی به وضعیت بهداشتی در فلان روستای دورافتاده در دورترین مناطق محروم ایران بود، اکنون به جایی رسیده که برای بقا در قدرت، دست به دامان فلان دخترک بازیگر و فلان پیرمرد ملیگرا شده است؟ اشک ریختن برای محرومیت ملت بزرگوار ایران کجا و اشک ریختن برای اسفندیار مشایی در یک مراسم تشریفاتی پرهزینه کجا؟ واقعا این، همان احمدینژاد است؟
آقای رئیسجمهور!
اینها نشانه است؛ نشانه از اینکه شما و اولویتهایتان عوض شدهاید. اولویت شما چیز دیگری شده است، این را از تعطیلی سفرهای نیم بند استانيتان در این اواخر هم میشد فهمید، از کت و شلوار ترو تمیزي که جای کاپشن دوست داشتنی احمدینژاد را گرفت و از حضور هفتگی در جشنهای هنرمندان و خوانندگان و رقصندگان. تو عوض شدهای!؟ نمي دانيم، اما اين را خوب مي دانيم كه احمدي نژاد جشن هاي اينچنيني، احمدي نژاد سوم تير نيست، احمدي نژاد امروز، نسبتي با گفتماني كه در سوم تير خودش آنرا احيا كرد ندارد.
نمي دانيم عوض شده اي يا نه، اما این را خوب میدانيم که این قهقهه پر از غفلت، قهقهای از سر درد و عدالت طلبی نیست؛ قهقهای است با طعم تلاش براي بقا در قدرت، آنهم به هر قیمت...
*
شعر/ زنده مى مانَد بهار امّا تو صادق نيستى
ناصر فیض، 21 اسفند 91
زنده مى مانَد بهار امّا تو صادق نيستى
با بهاران آنقَدَرها هم موافق نيستى!
زنده ماندن را برايت شرح مى كردم،تو نيز
گوش مى دادى اگر چه اهل منطق نيستى
روز و شب در خواب هم حتّى سخنرانى كنى
باز هم از ديدگاه عقل ، ناطق نيستى !
نسخه مى پيچى براى هر كه مى خواهد دلت
دكترى بى شك، ولى آن قدر حاذق نيستى
عدّه اى گفتند؛ او مردم فريب و فاسق است
بنده امّا خاطرم جمع است ، فاسق نيستى
در بهار ما مگر عيبى به چشمت ديده اى!؟
پاسخى روشن بفرما،گر منافق نيستى
اى كه در افعال اين و آن تجسّس مى كنى
اهل تحقيقى ، ولى اصلاً محقّق نيستى !
با خدا شوخى مكن اندازه ات را حفظ كن!
چون به الطاف خداوندى تو واثق نيستى
اوّل كارَت چه صاف و ساده بودى،حيف شد!
هفت سالى مى شود مانند سابق نيستى
اوّل كارٓت كه از آزادگى دم مى زدى
بارها گفتى كه در بند علايق نيستى!
گاو نر مى خواهد و مرد كهن، هر خرمنى
تو در اين مسند كه داراى سوابق نيستى
حرف ما را لا اقل در خلوتت تصديق كن
گر چه مى دانم شما هرگز مصدّق نيستى
اين خلايق هر چه لايق صحبت بيهوده ايست
از خلايق خواستم ،گفتند؛لايق نيستى
بايد از بطن حقايق با خبر باشى،ولى
حيف حتّى آگه از متن حقايق نيستى
زنده مى مانَد بهار،عاشق اگر باشد كسى
از بهاران دم مزن، وقتى كه عاشق نيستى
مى توانى گر چه از آيينه روشن تر شوى!
تو براى خلق جز آيينه ى دق نيستى
*
وبلاگ دين و حديث:
خداوندا؛ عاقبت همه را ختم به خير بفرما
جانم فداي رهبر
تکمیلی:
آیت الله ناصر مکارم شیرازی امروز در جلسه درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد در سخنانی اظهار کرد: این روزها مسائل دردناکی واقع میشود که انسان نمیداند در برابر آن چه باید بکند، اگر سکوت کند درست نیست و اگر سخن بگوید مشخص نیست که چگونه تفسیر میشود.
به گزارش
صراط، یکی از مراجع تقلید قم گفت: حوادث اسفناک و دردناکی که در جریان تشییع جنازه رئیس جمهور ونزوئلا واقع شد در مجموع شرم آور بود.
آیت الله ناصر مکارم شیرازی امروز در جلسه درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد در سخنانی اظهار کرد: این روزها مسائل دردناکی واقع میشود که انسان نمیداند در برابر آن چه باید بکند، اگر سکوت کند درست نیست و اگر سخن بگوید مشخص نیست که چگونه تفسیر میشود.
وی ادامه داد: پیامبر اکرم (ص) در حدیثی فرمودند که زمانی بر امت من میرسد که امر به معروف و نهی از منکر ترک میشود، اصحاب تعجب کردند و ایشان فرمودند از این بدتر این است که به منکر امر کرده و از معروف نهی میشود و باز هم اصحاب تعجب میکنند و ایشان فرمودند زمانی میرسد که معروف منکر شده و منکر معروف میشود.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه نباید بگذاریم حجاب منکر و بی حجابی معروف شود بیان کرد: اگر بخواهیم به آنجا نرسیم باید علما، فضلا، دردمندان و شخصیتها زمانی که منکر را ببینند آن را بگویند و تذکر دهند.
وی تصریح کرد: حوادث اسفناک و دردناکی که در جریان تشییع جنازه رئیس جمهور ونزوئلا واقع شد در مجموع شرم آور بود؛ اگر سخن نگوییم کم کم منکر معروف شده و این مسئله تبدیل به سنت میشود.
آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به اینکه جناب آقای یزدی رئیس جامعه مدرسین در این مسئله شجاعانه وارد شد و سخن گفت تا منکر معروف نشود، ادامه داد: 17 نفر از مجلسیان و برخی دیگر موضع گرفتند ولی خیلیها سکوت کردند.
وی اضافه کرد: اخیرا جشنی در تهران به نام جشن استقبال از نوروز تشکیل دادهاند و این جشن ساعتها طول کشید و از تمام اقوام آمدند و بساط موسیقیهای مختلف محلی و غیرمحلی را به ره انداختند و رقصیدند و کوبیدند و حتی دختران را وادار به رقص کردند، اگر در برابر اینها چیزی نگوییم منکر معروف میشود.
این مرجع تقلید با بیان اینکه آیا با این بساط به استقبال نوروز میروند؟ گفت: اگر درباره این مسائل سخن نگوییم در پیشگاه خداوند مسئول هستیم، از آقایان دیگر خواهش میکنم در برابر منکرات سکوت نکنند، علمای قم، تهران و شهرهای دیگر نگذارند منکر معروف و عادی نشود.
وی افزود: امیدوارم که خداوند به ما توفیق دهد که در شرایط مختلف بدون ملاحظه جهات وظیفه شرعی خود را انشاءالله انجام دهیم.
*
یکی از مراجع تقلید قم با انتقاد شدید از برگزاری جشن استقبال از نوروز گفت: خدا شاهد است من غصهدار و ناراحت هستم؛ احکام اسلام را مسخره کرده و هتک حرمت میکنند.
به گزارش
صراط،این مرجع تقلید در دیدار تعدادی از فضلا و طلاب حوزهی علمیه قم در واکنش به حوادث پیش آمده در چند روز گذشته گفت: چرا باید در مقابل این همه خلاف شرع سکوت کرد؟ آیا هنوز هم جای توجیه باقی مانده است؟
وی افزود: مگر میشود کسی بگوید که من منتظر امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف هستم و یا قرآن را قبول دارم ولی در مقابل این همه فساد و بیبندوباری ساکت باشد؟
آیتالله صافی گلپایگانی تاکید کرد: وظیفه همه دوستداران اهل بیت علیهم السلام این است که از اَعمال خلاف شرع که اخیراً اتفاق افتاده است ابراز انزجار و تنفر کنند.
وی ادامه داد: امر به معروف و نهی از منکر وظیفه یکایک مسلمانان است. وظیفه رسانه ملی، روزنامهها و سایتهای اسلامی این است که مردم را به وظایف دینی در مقابل منکرات آشنا کنند.
استاد حوزه علمیه قم تاکید کرد: نباید وضعیت طوری شود که معروف، منکر و منکر، معروف جلوه داده شود. اشخاصی که عمداً احترام احکام اسلام را از بین میبرند و فسق و فجور را در مملکت ترویج میکنند، در پیشگاه خداوند متعال و ارواح طیبه شهیدان مسئول هستند.
وی گفت: مگر میشود جشن استقبال از نوروز را اسلامی خواند؟ آیا موسیقیها، رقصها و بیبند و باریهایی که در این جشن اتفاق افتاده خلاف شرع مقدّس اسلام نیست؟
آیتالله صافیگلپایگانی بیان کرد: خدا شاهد است من غصهدار و ناراحت هستم. احکام اسلام را مسخره کرده و هتک حرمت میکنند، این همه مخارج و هزینههای زیاد و ولخرجی از بیت المال جواب دارد.
وی بیان کرد: در مملکتی که این همه بیکار و فقیر وجود دارد و بسیاری از مردم در تأمین معاش اولیه خود مشکل دارند و گرانی و تورّم بیداد میکند، چرا باید باز هم این همه اسراف باشد؟ ما از مجلس و قوه قضائیه توقع داریم که به وظیفه شرعی خود عمل کرده و جلوی این فسادها را بگیرند.
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: نظامی که با خون هزاران شهید آبیاری شده است، نباید آن را با کارهای نسنجیده و خلاف شرع سبک و تضعیف کنیم.همه ما امروز در مقابل ارواح مقدس شهیدان مسئولیم و باید پاسخگو باشیم.
وی گفت: انشاء الله ملت بزرگوار ایران با اتحاد و یکپارچگی و تمسک به قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام همیشه سربلند و سرافراز و عزیز باشند و به وظایف اسلامی خود عمل کرده ، تا قلب مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را از اعمال خود راضی و خشنود کنند.