دعاهایی به جهت تقويت حافظه

دعاهایی به جهت تقويت حافظه

1ـ سوره الرحمن را تا فبای آلاء ربکما تکذبان هر روز بعد از نماز صبح بخواند.

۲ـ مرحوم شیخ بهائی در کتاب تهذیب فرموده است به جهت زیادتی حافظه این دعا را بخواند.

الَلِّهُمَ ارْزُقْنی فَهْمَ النَّبِییّنَ وَ حِفْظَ الْمُرْسَلینَ وَ اِلْهامَ الْمَلائِکهَ الْمُقَرّبینَ آمینَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

۳ـ بعد از هر نماز این دعا را بخواند مجرّب است.

سُبْحانَ مَنْ لا یَعْتَدی عَلی اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا یُاخِذُ اَهْلَ الاَرْضِ بِألْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّئُوفُ الرَّحیم اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلْبی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِ شَیءٍ قَدیر.

۴ـ جهت قوت حافظه هر روز ده مرتبه بگوید:

فَفَهَّمْناها سُلیمْانَ وَ کُلاَّ آتیْنا فَهْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ مَعَ داوُدَ الْجِبالَ یَسْبَحْنَ وَ الطَّیْرَ وَ آلِهِ اَکْرِمْنی بِالْفَهْمِ وَ الْحْفِظِ وَ الْخَیْرّ یا قاضِیَ الْحاجاتِ وَ صلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ.

۵ ـ هر روز صبح قبل از آن که کسی سخن بگوید این جمله را بخواند.

یا حَیَّ یا قَیَُّومُ فَلا یَفُوتُ شَیءُ عِلْمُهُ وَ لا یَئُودُه.

۶ ـ هر روز بعد از نماز نافله صبح بگوید.

اَللَّهُمَّ لا تُنسِنی ما اَقْرَءُ فی یَوْم هذا فَانَّکَ قُلْتَ سَنَفْرَئَکَ فلا تُنسی.

۷ـ هر کس چیزی را فراموش کند دست خود بر پیشانی گذارد و بگوید.

اَنْسانِیَهُ الشَّیْطانَ.

۸ ـ در حدیث سلمان فارسی (رضی اللّه عنه) آمده است که رسول خدا(ع) فرموده است: هر کس آیهالکرسی را با زعفران برکف دست راست خود بنویسد و آن را با زبان بلیسد و هفت‌‌نوبت چنین کند هرگز چیزی را فراموش ننماید.

۹ـ پنج‌چیز است که حافظه را زیاد می‌کند و بلغم را از بین می‌برد:

۱ـ مسواک‌کردن، ۲ـ روزه‌گرفتن، ۳ـ قرائت قرآن‌نمودن، ۴ـ عسل‌خوردن، ۵ـ کندرجویدن.

 
۱۰ـ قبل از مطالعات این جملات را بخوانید.

اَللّهُمَّ اَخْرُجْنی مِنَ الظَّلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنی بِنُورِ الْفَهْمِ الَّلهُمَّ افْتَحْ عَلَینا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

۱۱ـ مردی از شیعیان توسّلات و ختم‌ها انجام داده که حضرت‌زهرا(ع) را در خواب ببیند و تقاضای حافظه کند. شبی در عالم خواب حضرت‌زهرا(ع) را که در پشت‌پرده‌ای قرار داشت مشاهده نمود تقاضایش را پرسید. عرض کرد کم حافظه‌ هستم و به شما ملتجی می‌باشم. فرمود: از این پس وضو را با آن‌ نیم‌گرم بگیر، زیرا آب سرد جهت حافظه شما خوب نیست. آن مرد به دستور حضرت عمل‌نموده حافظه‌اش قوّت گرفت.

۱۲ـ کسی که می‌خواهد حافظه‌اش زیاد شود مسواک کند و روزه بگیرد و قرآن بخواند مخصوصاً آیهالکرسی را و ناشتا ۲۱ عدد مویز با هسته سرخ بخورد زیرا جهت فهم و حفظ ذهن مفید خواهد بود. نافع خوردن حلوا و گوشت نزدیک گردن و عسل‌وعدس و کُنّدر می‌باشد.

۱۳ـ هر روز هفت مثقال مویز ناشتا بخورد و همچنین هر روز با غذا خردل میل نماید.

۱۴ـ جهت حافظه شیخ کفعمی فرماید: مویز و سعد‌کوفی و زعفران را با هم کوبیده و مخلوط کرده ناشتا بخورد.

۱۵ـ قرنفل و کندر خوب کوبیده تا نرم شود هر روز قدری ناشتا بخورد.

۱۶ـ از زیاد خورده سردی بپرهیزد مانند ماست و برنج و امثال آن و خوردن آب زیاد.

۱۷ـ شیر حافظه را زیاد می‌کند و خورده شیرینیجات و گوشت و عدس و عسل مخصوصاً ناشتا خوردن انار بالیله آن.

۱۸ـ مربای آویشن که با شکر درست شده باشد و همچنین خوردن اسطو‌خدوس جهت حافظه مفید است.

۱۹ـ دائم‌الوضو‌بودن و رو به قبله نشستن و به صورت علما نگاه‌کردن و به عبادت مشغول‌بودن و اطاعت پدر و مادر نمودن و روزه‌داشتن و خوردن انگور و گرمی‌جات به طور عموم و خوردن آب‌کم و خوردن غذای کم جهت زیادی حافظه مؤثر است.

۲۰ـ از پیغمبر اکرم(ع) است که پنچ‌چیز حافظه را قوی‌می گرداند.

۱ـ شیرینی، ۲ـ گوشت نزدیک‌گردن، ۳ـ عدس، ۴ـ نان‌سرد، ۵ ـ خواندن آیهالکرسی.


پی نوشت:
کتاب گنج های معنوی

طلب دعاي خیر برای نویسنده ی وبلاگی در همسایگی

توضيح: نویسنده وبلاگ تو فقط لیلی باش، كه همسر و مادر بزرگواري است، براي سلامتي فرزندش طلب دعاي خير و سلامتي دارد. با هم برايشان حمد مي خوانيم .اين نيز زبان حال شان است. قسمت اولش را از اينجا بخوانيد. پيش از اين هم در وبلاگ خودمان معرفي اش كرديم. معرفي نامه وبلاگ تو فقط ليلي باش.

سلام دوستان خوبم

خیلی دوست داشتم براتون خوش خبر باشم، اما متاسفانه جواب MRI چندان رضایتبخش نبود و دکتر میگفت مغز قدری التهاب داره ، اما باز هم نمیشه نظر قطعی داد ... یه سری ازمایش و MRI تزریقی و ... داده برای اینکه بتونه نظر قطعی بده ... برای التهاب هم گفته باید یک مدت بیمارستان بستری بشه و دارو بگیره ...

حالا دیگه منم و این شرایط جدید، که معلوم نیست تا کی باید دنبال این مسئله باشم ... با این حساب فکر کنم دیگه نمیتونم خیلی اینجا بیام و بنویسم ... اما خوشحال میشم اگر شما تجربه ای در این مورد دارین یا پزشک حاذقی رو در این زمینه میشناسین بهم معرفی کنین. من در فواصل کارهام میام میخونم و استفاده میکنم.

از همه ی دوستانی که لطف کردن و برای سلامتی خانوم خانوما دعا کردند ممنونم ...لطف میکنید اگر همچنان دعاش کنید تا هر مشکلی که هست برطرف بشه و دوباره سلامتی کامل رو بدست بیاره ...

اگر در این مدت ناخواسته ازم دلگیر شدین و نتونستم حق دوستی رو ادا کنم، حلالم کنید، و برام دعا کنید که بتونم از پس امتحان سختی که در پیش دارم، بر بیام ... دعا کنید اونقدر قوی باشم که بتونم به تاسی از امام عشق بگم : الهی هَّونَ لیَ الامر لإنّه بعَینُک ...

 

طرح هديه صلوات به ساحت مقدس حضرت ابوالفضل عليه السلام

 

 

كليك كنيد

 امام سجاد علیه السلام فرمودند:

 همانا عباس(علیه السلام) نزد خداوند تبارک و تعالى مقامى دارد

که جمیع شهدا، در روز قیامت، بر او غبطه مى‏خورند.‏

 

دستورالعمل حاج حسنعلي اصفهاني به حضرت امام خميني (ره)

دستورالعمل حاج حسنعلي اصفهاني به حضرت امام خميني(ره)

 

ذكري بهتر از علم كيميا

 

از حضرت آيت‌الله آقا موسي شبيري زنجاني نقل شده است كه:

در سفري كه امام خميني(ره) و پدرم براي زيارت به مشهد مقدس رفته بودند، امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالك الي الله حاج حسنعلي نخودكي مواجه مي شوند. امام امت (ره) كه در آن زمان شايد در حدود سي الي چهل سال بيشتر نداشت، وقت را غنيمت مي شمارد و به ايشان مي گويد با شما سخني دارم. حاج حسنعلي نخودكي مي گويد: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملي (ره) بمانيد من خودم پيش شما مي آيم. بعد از مدتي حاج حسنعلي مي‌آيد و مي گويد چه كار داريد؟

امام (ره) خطاب به ايشان، رو به گنبد و بارگاه امام رضا (ع) كرد و گفت: تو را به اين امام رضا، اگر (علم) كيميا داري به ما هم بده؟

حاج حسنعلي نخودكي انكار به داشتن علم (كيميا) نكرد، بلكه به امام (ره) فرمودند: اگر ما «كيميا» به شما بدهيم و شما تمام كوه و در و دشت را طلا كرديد، آيا قول مي‌دهيد كه به جا استفاده كنيد و آن را حفظ كنيد و در هر جائي به كار نبريد؟ امام خميني (ره) كه از همان ايام جواني صداقت از وجودشان مي‌باريد، سر به زير انداختند و با تفكري به ايشان گفتند: نه نمي توانم چنين قولي به شما بدهم.

حاج حسنعلي نخودكي كه اين را از امام (ره) شنيد رو به ايشان كرد و فرمود: حالا كه نمي توانيد «كيميا» را حفظ كنيد، من بهتر از كيميا را به شما ياد مي دهم و آن اين كه:

بعد از نمازهاي واجب يك بار آيه الكرسي را تا «هوالعلي العظيم» مي خواني.

و بعد تسبيحات فاطمه زهرا(س) را مي گويي.

و بعد سه بار سوره توحيد «قل هوالله احد» را مي خواني.

و بعد سه بار صلوات مي فرستي: اللهم صل علي محمد و آل محمد

و بعد سه بار آيه مباركه: وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا..وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا . (طلاق/2 و 3) را مي خواني كه اين از كيميا برايت بهتر است! ...

اعمال روز مباهله

ياد و اعمال روز بيست و چهارم ذيحجه

روز مباهله و نزول آيه تطهير

خاتم بخشي اميرالمومنين در حال ركوع و نزول آيه ولايت (10ق)

 

بيست و چهارم ماه ذى الحجّه، يادآورِ دو خاطره مهمّ تاريخى در اسلام است:

روزى است كه امير مؤمنان على(عليه السلام) در آن روز، در حال ركوع انگشتر خود را به سائل فقير عنايت كرد; اين عمل خالصانه و ايثارگرانه امير مؤمنان(عليه السلام) بقدرى پرارزش بود كه آيه 55 سوره مائده در شأن آن نازل شد: «(إنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنوُا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ); سرپرست و ولىّ شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند; همانها كه نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع، زكات مى دهند!»(1)

جا دارد كه مؤمنان با يادآورى اين خاطره مهم و تفسير آيه شريفه، و ذكر مناقب و فضايل اميرمؤمنان(عليه السلام)اين روز را گرامى دارند و خود نيز در تصدّق و انفاق به فقرا و نيازمندان، به آن حضرت تأسّى جويند.

واقعه مهمّ ديگر «مباهله» رسول خدا با مسيحيان نجران است.(2)

پس از گفتگوى فراوان نصاراى نجران با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درباره حضرت مسيح(عليه السلام) سرانجام علماى نصارا از پذيرفتن حق خوددارى كردند و كار به مباهله كشيده شد. (مباهله يعنى نفرين كردن دو نفر نسبت به يكديگر كه هركس ناحق مى گويد گرفتار مجازات الهى شود).

براين امر توافق شد كه در چنين روزى مسيحيان نجران با رسول خدا «مباهله» نمايند و نفرين كنند كه هر گروه و جمعيّتى كه ناحق مى گويد، رسوا و مجازات شود.

خداوند طبق آيه 61 سوره آل عمران به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «(فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْنائَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكاذبِينَ); هرگاه بعد از علم و دانشى كه (درباره حضرت مسيح(عليه السلام)) به تو رسيده، كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خويش را دعوت نماييم شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».

پيرو اين دستور الهى، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در حالى كه فرزندش حسين(عليه السلام) را در آغوش داشت و دست حسن(عليه السلام) را در دست گرفته بود و على و فاطمه(عليهما السلام) نيز همراه او بودند، به سمت محلّ مباهله حركت كرد. نصارا، چون چنين جمعيّتى و نشانه هايى را از نزديك شدن كيفر

الهى ديدند، وحشت كردند و از «مباهله» منصرف شدند و حاضر به پذيرفتن جزيه گرديدند.(3)

اين داستان نشانه ديگرى از عظمت اهل بيت(عليهم السلام) و حقّانيّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و دين اسلام است.

بنابراين، بسيار شايسته است مسلمانان در چنين روزى، با يادآورى و آگاهى بيشتر از اين جريان، عظمت و بزرگى رسول خدا و اهل بيت پاكش را به خاطر آورند و بر معرفت خويش نسبت به آنان بيفزايند، و به شكرانه آن به نيازمندان انفاق كنند.

 

به هر حال، اين روز، روز باعظمتى است كه چند عمل براى آن نقل شده است:

1ـ اين روز را به شكرانه اين بركات بزرگ، روزه بدارد.(4)

2ـ غسل كند و بهترين لباسش را بپوشد و خود را معطّر نمايد.(5)

3ـ نيم ساعت قبل از ظهر، دو ركعت نماز بخواند; در هر ركعتى يك مرتبه سوره «حمد» و ده بار سوره «قل هو اللّه احد»، ده بار «آية الكرسى» و ده بار سوره «انّا انزلناه» را بخواند.

در روايتى از امام صادق(عليه السلام) براى اين نماز پاداش فراوانى ذكر شده است.(6)

دعاى روز «مباهله» را بخواند كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است و آن چنين است:

ادامه نوشته

تاثیر دعا

 

بنده‌اي خدا را گفت: 

اگر سرنوشت مرا نوشته اي،

پس ديگر  چرا دعا كنم...؟

 

خدا گفت:

 شايد در سرنوشتت نوشته باشم

 هر چه خودش دعا كند!

 

 

 

 

 

 

در روز عرفه و نیایش از خدا چه بخواهیم ؟

در روز عرفه از خدا چه بخواهیم ؟

 

روز برآورده شدن حاجات و نزول رحمت الهی و روز بخشیده شدن و قبول توبه حضرت آدم و در شب و روز عرفه سفارش شده به مناجات با خدا برای گرفتن تمام خواسته ها و آرزوها و توبه از گناهان گذشته قبول است  و دُعا در عرفه مُستَجاب است و کسى که آن شب را به عبادت به سر آورد اجر صد و هفتاد سال عبادت داشته باشد و هدف خداوند از عرفه دعوت از ما برای خوشبخت شدن در دنیا و بهشتی شدن بعد از مرگ است.

 

در عرفه چه کارهایی انجام دهیم؟

روز عرفه از اعیاد بزرگ است و روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و بستر و احسان خود را براى ما گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر و خشمناکترین اوقات خواهد بود و سفارش شده از خدا ناامید نباشیم و هرچه میخواهیم از او بطلبیم و امام زین العابدین علیه السلام فرموده در این روز حتی بچه های در شکم مادر هم از فضل خدا بهره مند می شوند و امید بسیار برای قبول دعاست.

خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم

 

اعمال روز عرفه

در کتاب مفاتیح در قسمت اعمال 9 ذی الحجه بطور کامل ذکر شده و بطور خلاصه عبارتند از :

1- غسل به نیت توبه و پاک شدن

2- خواندن دعای شب و روز عرفه

3- زیارت امام حسین علیه السلام که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است.

4- بعد از نماز عصر پیش از آنکه مشغول بخواندن دعاهاى عرفه شویم خواندم دو رکعت نماز با حضور قلب و  آمرزش گناهان.

5- گرفتن روزه به شرط آنکه از خواندن دعا خسته نشویم مستحب است !

 

سجادیه

حدیث قدسی درباره عرفه

- خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم.

 

بهترین مکان دعا در عرفه کجاست؟

1- بهتر است در حرم امام حسین علیه السلام که فرشته ها اول در کربلا فرود می آیند اگر نشد دلت را روانه آنجا کن و خداى سبحان در قبال شهادت امام حسین (علیه السلام) چهار خصلت به او داد: در خاک قبرش شفا قرار داد و دعا را در زیر گنبد او اجابت مى‏کند و ائمه علیهم السلام را از فرزندان او قرار داد و روزهایى که زائرین زیارت قبرش مى‏کنند جزء عمرشان بحساب نمى‏آورد.

2- سپس در سرزمین عرفات که فرشتگان بعد از کربلا به مکه  می آیند و اگر نشد دلت را روانه آنجا کن.

3- در مسجد که خدا می فرماید "بدانید که خانه‏هاى من در زمین مساجدند"، و خوشا بحال بنده‏اى که در خانه‏اش تطهیر و غسل کند، سپس مرا در خانه‏ام زیارت کند و خدا کریم تر از آن است که زائر و خواهان خود را دست خالى بازگرداند. و امام باقر ع وقتى نیاز و خواسته و مشکلی داشت به هنگام زوال ظهر آن را از خداوند درخواست مى‏کرد، وقتى مى‏خواست درخواست کند ابتدا صدقه‏اى مى‏داد و بوى خوش استشمام مى‏کرد و به مسجد مى‏رفت و براى حاجت خود دعا مى‏کرد. (مفاتیح الجنان)

خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم.

 

امام حسین علیه السلام در عرفه از خدا چه می خواهد :

1ـ ستایش حق تعالی:

ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بیدریغ است. اوست که بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت....

 

2- تجدید عهد و میثاق با خدا:

پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این که چیز قابل ذکری باشم... .

 

3ـ خود شناسی:

و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمتهای بیکرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکیهای سهگانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچیک از امورم را به خودم وانگذاشتی... .

 

4ـ راز آفرینش انسان:

ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی. و  در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دلهای پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

 

5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:

تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمتهای بیکرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .

خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را میبینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!

6ـ نعمتهای خداوند:

آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بیکرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این که همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی... .

 

7ـ شهادت به بیکرانی نعمتهای الهی:

الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوستهای جریان نور دیدهام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانیام، و روزنههای تنفسیام، و نرمههای تیغه بینیام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لبهای من پنهان است... .

 

8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:

گواهی میدهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشهدار باشد... .

 

9- ستایش خدای یگانه:

بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا که وسعم میرسد با ایمان و یقین قلبی گواهی میدهم. و اظهار میدارم:

حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراثبرش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد... .

 

10ـ خواستههای یک انسان متعالی:

خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را میبینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!

 

11ـ سپاس به تربیتهای الهی:

خداوندا! ستایش از آن توست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. به خاطر لطفی که به من داشتی والا... .

 

12ـ نیازهای تربیتی از خدا:

و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شبها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنجهای این جهان و محنتهای آن جهان نجات بده و از شر بدیهایی که ستمکاران در زمین میکنند نگاه بدار... .

تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز میداری. و اگر پردهپوشی تو نبود از رسوایان بودم

13ـ شکایت به پیشگاه خداوند:

خدایا! مرا به که وا میگذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانی که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتی که تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟

 

14- ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:

ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میکائیل و اسرافیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیدهاش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .

 

15- تو پناهگاه منی:

تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز میداری. و اگر پردهپوشی تو نبود از رسوایان بودم.

 

منتخبی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام

از دعاهای حضرت امام سجاد علیه السلام در روز عرفه است که:

خدایا! مرا شاکر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان .

خدایا! در همه کارها عاقبت ما را به خیر کن و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگهدار .

خدایا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوا عزیز کن و به عافیت زیبایی ده .

خدایا! از زوال(از بین رفتن، نابود شدن) نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی و همه چیزهایی که مایه ناخشنودی توست به تو پناه می برم .

خدایا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوسهای بد و مرضهای بد به تو پناه می برم .

خدایا! سحرخیزی را بر امت من مبارک ساز .

خدایا! تو را به غیب دانی و قدرتی که بر آفرینش داری سوگند می دهم تا موقعی که زندگی را برای من بهتر می دانی مرا زنده نگهدار و موقعی که مرگ را برای من بهتر می دانی مرا بمیران .

خدایا! از تو می خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصیب من کنی و در حال خشنودی و خشم کلمه اخلاص را به زبان من جاری نمایی و در حال فقر و توانگری میانه روی را شعار من سازی .

 خدایا! چنان که خلقت مرا نیک کردی سیرتم را نیز نیک کن .

خداوندا! یک لحظه مرا به خودم واگذار مکن و چیزهای خوبی که به من بخشیده ای، از من باز مگیر.

خدایا بر محمد و خاندان پاکش درود فرست .

درودهای پربرکت و پاکیزه و فزاینده ای که صبح گاهان و شامگاهان در رسند،

و درود فرست بر ایشان و بر ارواح شان،

و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،

و احوالشان را به سامان آر،

و ما را به رحمت خود در جایگاه امن و امان در کنار ایشان قرار ده،

ای مهربانترین مهربانان.( منتخبی از دعای امام سجاد علیه السلام در روز عرفه، مترجم: حسین انصاریان)

 

 


منابع:

المعارف تشیع، جلد هفتم، ص 529 و 530.

دعای عرفه عبدالکریم بی آزار شیرازی

ماهنامه موعود، ش 71 .

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام حاتم پوری کرمانی

اعمال روز عرفه از ماه ذي الحجه + روز نیایش

اعمال روز عرفه از ماه ذي الحجه

 

روز نهم (روز عرفه)

 

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گويد: روز عرفه از اعياد بزرگ اسلامى است و كسى كه بتواند اين روز را در «عرفات» باشد، توفيق بزرگى دارد. اين روز اعمال و دعاهاى فراوانى دارد و بهترين عمل در اين روز، دعا است.(1)

 

اين روز، براى تقويت معرفت الهى، و رابطه عميق تر با حضرت حق و شناخت صفات جمال و جلال پروردگار، بسيار مناسب و مغتنم است.

اين روز، بويژه براى كسانى كه در سرزمين پرخاطره و انسان ساز «عرفات» باشند و در مناسك حج شركت داشته باشند، سعادت مضاعف خواهد بود; آنان كه در لباس سفيد احرام، با قلبى مملوّ از عشق خداوند، دعاى عرفه امام حسين(عليه السلام) را در سرزمين عرفات زمزمه مى كنند، از اين زلال معرفت ناب، بيش از ديگران سيراب مى شوند.

 

امام باقر(عليه السلام) از امام زين العابدين(عليه السلام) روايت كرده است كه آن حضرت در روز عرفه جمعى را مشاهده كرد كه دست نياز به سوى مردم دراز كرده و كمك مى خواستند! حضرت فرمود: واى بر شما! آيا از غير خدا در اين روز حاجت مى طلبيد در حالى كه در اين روز اميد مى رود كه فضل خداوند حتّى شامل بچّه هايى شود كه در شكم مادرانند.(2)

در روز عرفه، مخصوصاً دعا براى مؤمنان و دوستان بسيار سفارش شده است. چه آنان كه زنده اند و چه كسانى كه از دنيا رفته اند.(3)

از ابراهيم بن هاشم كه از بزرگان شيعه است چنين نقل شده كه: «عبد اللّه بن جندب» را در سرزمين عرفات ديدم كه در روز عرفه، غرق در دعا و راز و نياز بود. دست هاى خود را به سوى آسمان بلند كرده بود و اشك از چشمانش سرازير بود، و فراوان گريه مى كرد; در پايان نزد او رفتم و گفتم: وقوف و عبادت هيچ كس را مثل تو نديدم. گفت به خدا سوگند! فقط براى برادران مؤمن دعا كردم، زيرا از امام موسى كاظم(عليه السلام) شنيدم كه فرمود: هر كس براى برادران مؤمن خود دعا كند، از عرش ندا مى رسد كه صدهزار برابر آن براى خود تو خواهد بود، و من نخواستم از صد هزار برابر دعاى فرشتگان كه يقيناً مستجاب است، دست بردارم! و براى خودم دعا كنم كه نمى دانم مستجاب خواهد شد يا خير!(4)

 

اعمال روز عرفه:

براى روز عرفه چند عمل وارد شده است:

 

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید/ التماس دعا

ادامه نوشته

اعمال شب عرفه از ماه ذي الحجه

اعمال شب عرفه از ماه ذي الحجه

 

شب نهم (شب عرفه)

 

شب عرفه از شب هاى مبارك و بافضيلت است كه عبادت و توبه و راز و نياز با حضرت حقّ در آن بسيار پرارزش است.

در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه فرمود: شب عرفه شبى است كه دعاها در آن مستجاب است، و كسى كه آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش سالها عبادت را دارد و اين شب، شبِ مناجات و توبه است.(1)

براى اين شب، اعمالى نقل شده است:

1ـ اين دعا را كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است بخواند، و در پاداش آن فرموده هر كس آن را در شب عرفه يا شب هاى جمعه بخواند، خداوند او را بيامرزد:

 

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید/ التماس دعا

ادامه نوشته

اعمال روز بیست و پنج ذی القعده + دحوالارض

 

سه شنبه‌ي اين هفته (فردا)

بيست و پنج ماه ذي القعده

روز دحو الارض است

 

بيست و پنجم ماه ذى القعده:

طبق روايتى از امام رضا(عليه السلام) روز دحوالأرض است (روزى است كه نخستين خشكى ها از زير آب - كه تمام روى زمين را فراگرفته بود - سربرآورد و مطابق بعضى از روايات، نخستين جايى كه از زير آب بيرون آمد و خشك شد و سپس گسترش يافت، سرزمين «مكّه» و بخصوص محلّ «خانه كعبه» بود و لذا مكّه «امّ القرى»]= مادر همه آبادى ها[ نام گرفت).

 

روز بيست و پنجم (روز دحوالارض):

همان گونه كه پيش از اين گفته شد، روز بيست و پنجم ذى القعده، روزى است كه نخستين خشكى ها از زير آب سربرآورد، و سپس گسترش يافت.

 

براى اين روز اعمالى نقل شده است:

الف) در روايتى از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: اوّل رحمتى كه از آسمان به زمين نازل شد، روز بيست و پنجم ذى القعده بود; بنابراين اگر كسى آن روز را روزه بگيرد، و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت يكصد سال را دارد.

همچنين فرمود: در آن روز، اگر گروهى به ذكر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پيش از آن كه متفرّق شوند برآورده سازد; خداوند در اين روز هزار هزار رحمت نازل مى كند كه قسمتى از آن شامل كسانى است كه جمع گردند و به ذكر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت كنند.

 

ب) مستحب است در آغاز روز (هنگامى كه آفتاب كمى بلند شود) دو ركعت نماز بجا آورد و در هر ركعت، بعد از سوره حمد پنج مرتبه سوره والشمس را بخواند و پس از سلام نماز، اين دعا را بخواند:

 

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ، يا مُقيلَ الْعَثَراتِ، اَقِلْنى عَثْرَتى،

جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ اى ناديده گير لغزشها، ناديده گير لغزشم را

يا مُجيبَ الدَّعَواتِ، اَجِبْ دَعْوَتى، يا سامِعَ الاَْصْواتِ، اِسْمَعْ صَوْتى،

اى اجابت كننده دعاها اجابت كن دعايم را اى شنواى صداها بشنو صدايم را

وَارْحَمْنى وَتَجاوَزْ عَنْ سَيِّئاتى وَما عِنْدى، يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ.

و به من رحم كن و از گناهانم و آنچه بدى دارم درگذر اى صاحب جلالت و بزرگوارى.

 

ج) «شيخ طوسى» فرمود: مستحب است در اين روز، اين دعا را بخواند:

 

اَللّـهُمَّ داحِىَ الْكَعْبَةِ، وَفـالِقَ الْحَـبَّةِ، وَصارِفَ اللَّزْبَةِ، وَكاشِفَ كُـلِّ

خدايا اى گسترنده خانه كعبه و شكافنده دانه و برطرف كننده سختى و گشاينده هر

كُـرْبَـة، اَسْئَلُكَ فى هذَا الْيَوْمِ مِنْ اَيّامِكَ الَّتى اَعْظَمْتَ حَقَّها، وَاَقْدَمْتَ

غم و گرفتارى از تو خواهم در اين روز از روزهايت كه بزرگ گرداندى حقش را و در سبقت

سَبْقَها، وَجَعَلْتَها عِنْدَ الْمُؤْمِنينَ وَديعَةً، وَ اِلَيْكَ ذَريعَةً، وَ بِرَحْمَتِكَ

پيشش انداختى و در نزد مؤمنين آن را به وديعت نهادى و آن را وسيله اى براى آمدن به پيشگاهت و رسيدن برحمت

الْوَسيعَةِ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ، فِى الْميثاقِ الْقَريبِ

وسيعت قراردادى كه درود فرستى بر محمّد بنده برگزيده ات در روز ميثاق نزديك كه

يَوْمَ التَّلاقِ، فاتِقِ كُلِّ رَتْق، وَداع اِلى كُلِّ حَقٍّ، وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاَْطْهارِ

روز ديدار و ملاقات است آن بزرگوارى كه هر در بسته اى را گشود و به هر حقى دعوت فرمود و بر خاندان پاكيزه

الْهُداةِ الْمَنارِ، دَعائِمِ الْجَبّارِ، وَوُلاةِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ، وَاَعْطِنا فى يَوْمِنا هذا

و راهنمايان روشنى بخش و پايه هاى دين خدا و زمامداران كار بهشت و دوزخند و عطا كن به ما در اين روز

مِنْ عَطآئِكَ الْمَخْزُونِ، غَيْرَ مَقْطوُع وَلا مَمْنوُن، تَجْمَعُ لَنا بِهِ التَّوْبَةَ،

از عطاى موجود در خزينه ات كه نه پايان دارد و نه منّتى در آن است گردآورى بدان براى ما توبه

وَحُسْنَ الاَْوْبَةِ، يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَاَكْرَمَ مَرْجُوٍّ، يا كَفِىُّ يا وَفِىُّ، يا مَنْ لُطْفُهُ

و بازگشت خوبى را بسوى خودت اى بهترين خوانده شدگان و بزرگوارترين مايه اميد اى كفايت كننده اى وفادار اى كه لطفش در

خَفِىٌّ، اُلْطُفْ لى بِلُطْفِكَ، وَاَسْعِدْنى بِعَفْوِكَ، وَاَيِّدْنى بِنَصْرِكَ، وَلا تُنْسِنى

نهان و خفاست بلطف خويش بر من لطف فرما و به عفوت سعادتمندم كن و به ياريت كمكم ده و از ياد

كَريمَ ذِكْرِكَ، بِوُلاةِ اَمْرِكَ، وَحَفَظَةِ سِرِّكَ، وَ احْفَظْنى مِنْ شَوائِبِ الدَّهْرِ،

كريمانه ات فراموشم مكن به حق زمامداران كار خود و نگهبانان رازت و نگاهم دار از آلودگيهاى روزگار

اِلى يَوْمِ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ، وَاَشْهِدْنى اَوْلِيآئَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسى، وَحُلُولِ

تا روز حشر و برانگيخته شدن و گواه گير برايم دوستانت را هنگام جان دادنم و سرازير

رَمْسى، وَانْقِطاعِ عَمَلى، وَانْقِضآءِ اَجَلى، اَللّهُمَّ وَاذْكُرْنى عَلى طُولِ

شدنم در قبر و به پايان رسيدن كردارم و بسر آمدن عمرم خدايا يادم كن در دوران دراز

الْبِلى، اِذا حَلَلْتُ بَيْنَ اَطْباقِ الثَّرى، وَنَسِيَنِى النّاسُونَ مِنَ الْوَرى،

پوسيده شدنم در آن هنگام كه ميان توده هاى خاك وارد شوم و مردم فراموشكار يكسره فراموشم كرده اند

وَاَحْلِلْنى دارَ الْمُقامَةِ، وَ بَوِّئْنى مَنْزِلَ الْكَرامَةِ، وَاجْعَلْنى مِنْ مُرافِقى

و در خانه ماندنى (بهشت) فرودم آر و در منزل كرامت جايم ده و از رفقاى دوستانت و

اَوْلِيآئِكَ، وَاَهْلِ اجْتِبآئِكَ وَأصْفِيائِكَ، وَبارِكْ لى فى لِقآئِكَ، وَارْزُقْنى

برگزيدگان و مخصوصانت قرارم ده و ديدارت را بر من مبارك گردان و حسن عمل روزيم كن

حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الاَْجَلِ، بَريئاً مِنَ الزَّلَلِ وَسُوءِ الْخَطَلِ، اَللّـهُمَّ وَ

پيش از آن كه عمرم بسر رسد در حالى كه پاك از لغزش و بد كردارى باشم خدايا

اَوْرِدْنى حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، وَاسْقِنى مِنْهُ

مرا به حوض پيامبرت محمّد درود خدا بر او و خاندانش باد (يعنى حوض كوثر) واردم كن و بنوشان مرا از آن

مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنيئاً، لا اَظْمَأُ بَعْدَهُ، وَلا اُحَلاَُّ وِرْدَهُ، وَ لا عَنْهُ اُذادُ،

حوض نوشاندنى سيراب كننده و روان و گوارا كه ديگر تشنه نشوم و از ورود بدان جلوگيريم نكنند و بازم ندارند

وَاجْعَلْهُ لى خَيْرَ زاد، وَ اَوْفى ميعاد، يَوْمَ يَقُومُ الاَْشْهادُ، اَللّهُمَّ وَالْعَنْ

و آن را برايم بهترين توشه راه و كاملترين وعده گاه در روز به پا خواستن گواهان قرار ده خدايا دور ساز

جَبابِرَةَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ، وَبِحُقُوقِ اَوْلِيآئِكَ الْمُسْتَاْثِرينَ، اَللّـهُمَّ

از رحمتت سركشان اوّلين و آخرين را و آنان كه به حقوق دوستان برگزيده ات تجاوز و تعدّى كردند خدايا

وَاقْصِمْ دَعآئِمَهُمْ، وَاَهْلِكْ اَشْياعَهُمْ وَ عامِلَهُمْ، وَ عَجِّلْ مَهالِكَهُمْ،

پايه هاى حكومتشان را در هم شكن و پيروان و عمالشان را نابود گردان و به هلاكتشان تعجيل كن

وَاسْلُبْهُمْ مَمالِكَهُمْ، وَضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسالِكَهُمْ، وَالْعَنْ مُساهِمَهُمْ

و مملكتهاشان را از ايشان بگير و راهها را بر ايشان تنگ فرما و آنان كه با ايشان سهيم

وَمُشارِكَهُمْ، اَللّـهُمَّ وَعَجِّلْ فَرَجَ اَوْلِيآئِكَ، وَارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظالِمَهُمْ،

و شريك هستند نيز از رحمتت دور كن خدايا شتاب كن در فرج دوستانت و حقوق از دست رفته شان را به آنها باز گردان

وَاَظْهِرْ بِالْحَقِّ قآئِمَهُمْ، وَاجْعَلْهُ لِدينِكَ مُنْتَصِراً، وَبِاَمْرِكَ فى اَعْدآئِكَ

و قائمشان را به حق ظاهر گردان و يارى ستاننده دينت و فرمانرواى در ميان دشمنانت قرارش ده

مُؤْتَمِراً، اَللّـهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ، وَبِما اَلْقَيْتَ اِلَيْهِ مِنَ الاَْمْرِ فى لَيْلَةِ

خدايا فرشتگان يارى دهنده را گرداگردش قرار ده و بدان دستورى كه در شب قدر بر او فرستى وى را

الْقَدْرِ، مُنْتَقِماً لَكَ حَتّى تَرْضى، وَيَعُودَ دينُكَ بِهِ وَعَلى يَدَيْهِ جَديداً

انتقام كشَنده براى خودت قرار ده بدان حد كه تو خشنود گردى و دين تو به وسيله او و بدست او بصورت نو و تازه اى

غَضّاً، وَيَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضاً، وَيَرْفِضَ الْباطِلَ رَفْضاً، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ

درآيد و حق كاملاً خالص گردد و باطل يكسره از بين برود خدايا درود فرست بر او و

وَعَلى جَميعِ آبائِهِ، وَاجْعَلْنا مِنْ صَحْبِهِ وَاُسْرَتِهِ، وَابْعَثْنا فى كَرَّتِهِ، حَتّى

بر همه پدرانش و قرار ده ما را از اصحاب و نزديكانش و در زمان رجعت او ما را برانگيز تا

نَكُونَ فى زَمانِهِ مِنْ اَعْوانِهِ، اَللّهُمَّ اَدْرِكْ بِنا قِيامَهُ، وَاَشْهِدْنا اَيّامَهُ، وَصَلِّ

ما در زمان او جزء يارانش باشيم خدايا توفيق درك زمان قيام او را نصيب ما گردان و در روزگار ظهورش ما را حاضر كن و درود فرست

عَلَيْهِ، وَعَلَيْهِ السَّلامُ، وَارْدُدْ اِلَيْنا سَلامَهُ، وَرَحْمَـةُ اللهِ وَبَرَكـاتُهُ.(7)

بر او و سلام او را بسوى ما بازگردان و سلام و تحيت و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.

 

 

از كتاب المراقبات/ ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي

 

اعمال روز بيست و پنجم ، روز «دحوالارض»
كار مهم در اين ماه آگاهى از نعمتهايى است كه خداوند در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمين )) به بشر ارزانى داشته است . زيرا آگاهى از نعمت و كم و كيف آن اولين مرتبه شكر است . همانگونه كه در روايات بر اين مطلب تصريح و در علم اخلاق ثابت شده است .
در روايات زيادى آمده است كه در بيست و پنجم ذى القعده كعبه نصب گرديده ، زمين گسترده شده ، آدم پايين آمده ، خليل و عيسى (عليهما السلام ) متولد شدند و رحمت پخش شده است .
از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) روايت شده است كه فرمودند: ((اولين رحمتى كه از آسمان به زمين نازل شد، در بيست و پنجم ذى القعده بود. كسى كه اين روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بايستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت . هر گروهى كه در اين روز براى ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آيند، پراكنده نمى گردند مگر اين كه خواسته آنان داده مى شود. در اين روز يك ميليون رحمت نازل مى شود كه نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران اين روز و عبادت كنندگان اين شب خواهد بود.))
دو ركعت نماز در اين روز
روايت شده است : پيش از ظهر، دو ركعت نماز با يك بار حمد و پنج بار شمس و ضحى خوانده و بعد از سلام بگويد: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و دعا كرده و بگويد: يا مقيل العثرات ! اءقلنى عثرتى . يا مجيب الدعوات ! اءجب دعوتى . يا سامع الاصوات اسمع صوتى و ارحمنى و تجاوز عن سيئاتى و ما عندى ، يا ذالجلال و الاكرام !
نيز مستحب است دعايى را كه اول آن ((يا داحى الكعبه )) است بخواند.
نعمت نصب كعبه و گسترش زمين
نعمت نصب كعبه و گسترش زمين شكلى دارد و ماهيتى . شكل ظاهرى آن همانگونه كه در ((اقبال )) به آن اشاره شده اين است كه خداى متعال در اين روز زمين را براى سكونت و زندگى انسانها آفريد و از رحمتى كه در اين روز نازل گرديد، زمين و نعمتهاى آن حتى بدن و روزى ما بوجود آمد. بنابراين تمام نعمتها از هر جنس ، نوع و صفت ، كه كسى قادر به شمارش آن نيست ، در اين روز فرود آمده و پخش شده است .
بنابراين لازم است بنده اى كه مراقب مولايش بوده و در پى شكر نعمتهاى اوست ، درباره نعمتهايى كه از آن آگاهى داشته و با آفرينش زمين و آنچه در آن است از آن بهره مند گرديده ، بينديشد. مثلا از نعمتهاى خداوند متعال در بدن خود شروع نمايد كه با فراوانى و لطافت آن قطعا نمى تواند تمام آن نعمتها را درك كند. كه براى توضيح بيشتر مى توان به علم تشريح پزشكى مراجعه نمود. در كتاب جديدى از يكى از نويسندگان اروپايى عكسهايى ديدم كه پوشش عضوى را با عضو ديگر و رگها و مويرگها را با رنگهاى مختلف و مدارها، رگها و اجزاى ديگر بدن را نشان مى داد بگونه اى كه انسان و حتى پزشك به شگفت مى آيد كه چگونه تمام اينها بطور مستقيم يا غير مستقيم در سلامتى آن عضو و بطور غير مستقيم در سلامتى مزاج انسان مؤ ثرند. و بالاخره نعمتهايى كه با حس درك مى شوند بالغ بر چند ميليون هستند. و از اينجا مى توانيم بفهميم نعمتهاى غير محسوس بيش از نعمتهاى محسوس است .
اين گونه اى از نعمتهاى بدنى است كه انواع ديگرى نيز دارد كه شايد تعداد آن بيشتر و عجيب تر از اين باشد. از جمله نعمتها نيروهايى نامرئى است كه در اين اجزاء با تكثير، تحريك ، شكل دادن ، تغذيه ، رشد، هضم ، دفع و... فعاليت مى كنند. و هر كدام علامت و آثار خاص خود را دارند. يكى ديگر از نعمتها وجود ملكوتى اين نيروها، قوايى كه از آنها تبعيت نموده ، كاركرد و تاءثير آن بر كار نيروهاى نامرئى كه به شرايط زمانى ، مكانى ، وضعيت جسمى و روحى و ساير شرايط خارجى بستگى دارد، مى باشد؛ كه هيچكس قادر به شمارش عناوين اين گونه نعمتها نمى باشد، مگر خدا يا كسى كه از جانب او از آن مطلع شده باشد؛ چه رسد به شمارش تك تك آن . و اگر انسان شكل ارتباط عوالم با يكديگر را بفهمد، بروشنى مى يابد كه تمام اين عوالم در سلامتى كامل هر كدام از اعضاى بدن و حتى هر جزء از اجزاى آن عضو، نقش دارند؛ و مى فهمد كه خداوند متعال براى اعطاى يك نعمت بظاهر جزئى به او اين همه مقدمات را ايجاد نموده است .
آنگاه اگر درباره نعمتهاى خارجى از قبيل خوردنى ، نوشيدنى ، لباس ، چيزهايى كه در آن دخل و تصرف مى كند و حواس ظاهرى و باطنى كه در عوالم مختلف هستند انديشه نمايد، فرموده خداوند: ((قادر به شمارش ‍ كامل نعمتهاى خدا نيستيد)) و ((لشكريان پروردگارت را بجز خود او كسى نمى داند.)) را بهتر درك مى كند.
يكى از عالمهايى كه انسان با نيروى خيال در آن دخل و تصرفات جزيى دارد عالم مثال است كه بشر توانايى فهم و و گستردگى آن را ندارد. چه رسد به دخل و تصرفاتى كه با عقل محيط خود در تمام اين عالمها، مى نمايد. اى مسكين ! تو كجا و فهم تفصيلى يكى از امور يكى از عالمهايى كه عقل تو در آن دخل و تصرف مى كند كجا. به اين نعمتها بنگر و خود قضاوت كن كه چگونه بايد شكر اين نعمتها را بجا آورى .
تازه اينها ظاهر نعمتهايى است كه آفريننده زمين با گسترش زمين به تو عنايت نموده است و اگر درباره عطاياى مالك دنيا و آخرت كه با آفريدن زمين به تو عنايت نموده ، انديشه كرده و آن را كاملا درك كنى ، شگفتيت افزون خواهد شد.
در اين مورد باختصار مى توان گفت : آنچه اهل حق و مكاشفه دريافته و روايات اهل بيت وحى (عليهم السلام ) به آن اشاره دارد اين است كه خداى متعال آدم را آفريده و او را در عالم مثال قرار داد - عالمى كه در بعضى از روايات از آن به بهشت و در بعضى ديگر به شهر ((جابلقا)) تعبير شده است . و اين همان بهشت آدم است كه از آن به زمين فرود آمده ، تا با عبور از اين دنيا از نعمتهاى مثالى ، كه در عالم برزخ براى او آماده شده بهره بردارى كند؛ كه اين عالم در برابر بهشت آدم بوده و ((جابلسا)) ناميده مى شود؛ و نيز به اين جهت فرود آمد كه در عالم آخرت و در بهشتهاى جاويد از نعمتهايى كه براى او مهيا شده ، استفاده نمايد. و اگر آدم به اين دنيا نمى آمد، هيچگاه به نعمتهاى سراى آخرت نمى رسيد؛ و تمام نعمتهايى كه خداوند به پيامبران ، جانشينان آنان ، اوليا و مؤ منين وعده داده است از فوايد سفر به اين عالم بوده و اين عالم ايستگاهى از ايستگاههاى سفر آخرت مى باشد. حتى از يك جهت منشاء و سرچشمه نعمتهاى آن است . بهمين جهت نيز در روايات ((مزرعه آخرت )) ناميده شده است . و شايد اين آيه قرآن نيز به همين مطلب اشاره داشته باشد: ((اين همان چيزى است كه قبلا روزى ما بوده و اكنون مانند آن روزى ما شده است .))
بنابراين تمام نعمتهاى جاويد و فناناپذير كه قابل مقايسه با نعمتهاى اين دنياى پست نمى باشد - و خالق آن از هنگام آفرينش دنيا هيچگاه به آن نظر نكرده و آن را براى بندگانش انتخاب ننموده و سراى پاداش نيست - منشاء و سرچشمه آن همين عالم دنيا است . بنابراين عارف مراقب در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمين )) بر خود لازم مى بيند كه در مقابل تمام اين نعمتها شكرگزارى نمايد.
و در اين هنگام بخوبى مى يابد كه نمى تواند حق مقدار كمى از اجزاى گوشه كوچكى از آن را ادا نمايد؛ گرچه تمام عابدين شاكر را به كمك طلبيده و تا ابد مشغول شكرگزارى گردند. نه باين جهت كه شكر اين نعمتها نيز از نعمتهاى خدا بوده و بر آن نيز شكرى واجب است ، بلكه بخاطر بزرگى ، فراوانى ، ظرافت و ديده نشدن آن نعمتهاست . و آنگاه كه بنده به اين شناخت رسيده و نعمتهاى الهى را قدر شناخت ، نشانه كسانى را كه بخوبى ناتوانى و كوتاهى خود را در شكرگزارى خداى متعال فهميده اند پيدا كرده و خجالت مى كشد كوشش خود را - هر مقدار كه باشد - شكرگزارى بداند. و مى فهمد كه خداوند با قبول اين شكرگزارى كم و ناچيز اين نعمتها چه منتى بر او دارد. و خداوند متعال را براى اين انجام دادن اين شكرگزارى ، سپاس مى گويد. و معنى شكور (بسيار شكرگزار) را كه از نامهاى خداوند است ، تا اندازه اى مى فهمد. گرچه شناخت كنه نامهاى خداوند متعال محال است .
از بزرگترين نعمتهاى اين روز اين است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زيارت نموده و با پاداش و رضايت فراوان اين عمل را از آنان مى پذيرد. و اين نهايت لطف ، مهربانى و كرم است . آنگاه كه انسان با چشم باز در معانى اعمال حج تاءمل نمايد به لطف بزرگ خدا پى مى برد. و بالاتر از اين ، مى يابد كه او تا چه اندازه دوست دارد كه دست عنايت خود را روى سر مؤ منين نگهدارد. نيز نهايت عنايت او در جذب آنان به در خود و دعوت آنان به نزديكى و پناه خود را درك كرده و قدر نعمت وجود اين پيامبر بزرگوار را كه بواسطه آن ما را به اين عالمهاى گرانقدر هدايت نموده و ما را از اسرار آن آگاه نموده ، و اين دلهاى مرده را با نور ايمان حيات بخشيده و گمراهى آن را با نور يقين تبديل به هدايت نموده ، خواهد دانست .
بطور اختصار درباره نعمت نصب كعبه مى توان گفت : خداوند متعال انسان را از خاك آفريده و او را به ديدار و پناه خود دعوت نمود. نزديكى و پناه او نيز مخصوص بلند مرتبگان و افراد با معنويت است . و به جهت اين كه انسان در اوايل كار، به جهت فرو رفتن در تاريكيهاى عالم طبيعت و اسارت در كره خاكى و ميان آب و گل ، به اين عالمهاى عالى دسترسى ندارد، خداوند، عالم او را با ايجاد مكانى آباد كرده و آن را خانه خود ناميد. و آن را زيارتگاه زائرانش و طالبين حضرتش قرار داد تا بر گرد آن چرخيده ، زيارتش كرده ، به مقتضاى حال خود با پروردگارشان ماءنوس ‍ شده و با اين امور آماده عالمهاى قدس و نزديك شدن به خدا گردند. براى اين زيارت نيز عبادتهايى مقرر فرموده كه تمامى آنان باعث پرواز از عالم خاكى به عالم ملكوت ، جبروت و لاهوت است . بعبارت ديگر اين عبادتها عبادت كننده را آماده زيارت كعبه حقيقى مى نمايد كه درباره آن در روايت آمده است : ((زمين و آسمانم گنجايش من را ندارد بلكه قلب بنده مؤ منم گنجايش مرا دارد)). بعبارت ديگر اين عبادات باعث شناخت نفس مى شود كه شناخت پروردگار را در بر دارد. همانگونه كه در مناجات شعبانيه به آن اشاره شده است : ((چشم قلبهاى ما را با نگاه آن به خودت روشن فرما تا ديدگان قلبها حجابهاى نورى را پاره كرده و آنگاه به معدن بزرگى رسيده و روحهاى ما به پاكى گرانقدرت آويزان گردد.))
انسان بخاطر حجابهاى تاريكى و نورى نمى تواند به معدن بزرگى برسد. حجابهاى تاريكى همان عالم طبيعت است كه آنرا ديده و حس مى كنيم البته بعضى از عالمهاى مثال نيز به حجابهاى تاريكى ملحق مى شوند. حجابهاى نورى نيز از آنجا شروع مى شود كه انسان با واگذاشتن ماده و شكل از عالم طبيعت ترقى ، نفس خود را مجرد از اين دو ديده ، نفس و حقيقت او بدون پوسته ماده و شكل براى او آشكار شده و نفس خود را امر بزرگى ببيند. و با بقاى حجابهاى نورى در معارف كشفى بر او گشوده مى شود و آنگاه باندازه اى كه اين حجابها كنار رفته و در عوالم نورى انديشه نمايد، علم به مبداء، معاد و حقايق مقامات دينى كه در اين آيه آمده است : ((و كسى كه به خداوند، فرشتگان ، كتابها و پيامبران او و روز قيامت ايمان آورد...)) براى او منكشف مى شود. تا جايى كه ديدگان دلها حجابهاى نورى را پاره كرده و به معدن بزرگى برسد؛ و در اين هنگام به مقام قرب رسيده ، و با مشاهده جلوه هاى نامها و صفات خداوند رستگار شده و از زائرين و پناه داده شده هاى او محسوب مى گردد. و خلاصه خداوند با لطف خود براى اهل اين عالم خانه اى همجنس عالم خودشان قرار داده تا از فيض زيارتش محروم نمانده و براى اين خانه نيز عباداتى را مقرر داشته كه باعث آماده نمودن ديدار كننده و شايسته گرداندن او براى ديدار خانه حقيقى اش مى گردد.

مراقبات شب و روز عيد فطر

 

با تبريك عيد سعيد فطر به مومنان حقيقي روزه دار

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شكر كه اين امد و صد حيف كه آن رفت

 

از كتاب المراقبات:

 

مراقبت شب عيد فطر

حقيقت عيد

عيد زمانى است كه خداوند متعال براى جايزه دادن و بهره مند كردن بندگان از نعمتها، آن را در ميان روزها انتخاب مى كند، تا براى گرفتن خلعتها و عطايا جمع شوند و به همگان اعلام كرده است كه به درگاه او روى آورده و با اعتراف به بندگى و آمرزش خواستن از گناهان و عرضه نيازها و آرزوهايشان براى او تواضع نمايند. خداوند نيز در تمام اين موارد به آنان وعده اجابت و اعطايى بالاتر از آرزوهايشان بلكه بالاتر از آنچه در دل بشرى خطور كرده ، داده است . دوست دارد در چنين روزى به او خوش گمان بوده و جانب اميدوارى به قبول خداوند و آمرزش و عطاى او را بر جانب ترس از رد و عذابش ترجيح بدهند.

و نااميد ورشكسته در اين روز از معنى عيد غافل و سرگرم آرايش خود براى مردم و كف زدن و شانه كردن مو بوده و از امر مهم درخواست عطوفت و رحمت پروردگار غافل است . و بجاى انس در مجالس پاكان و خواص پروردگار جهانيان ، پيامبران و رسولان و شهدا و صديقين ، با چهارپايانى مانند خود خو گرفته و درجات بهترين جاهاى بهشت را رها و به طبقات جهنم چسبيده است . و بالاتر، پناه خداى متعال و جبار آسمانها و زمين را به چسبيدن به زمين و عالم طبيعت فروخته است . چه ورشكستگى آشكار و بزرگى .

خلاصه خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه عبادت خود قرار داده و بندگانش را در روز عيد فرا خوانده تا براى گرفتن جوايز و هدايا جمع شوند.

گروههاى مختلف در برابر عيد

مردم در رابطه با عيد به چند دسته تقسيم مى شوند:

 

باقي را در ادامه مطلب بخوانيد

ادامه نوشته

اعمال شب آخر ماه رمضان / از کتاب : المراقبات

 

پس از شب هاي گرامي قدر

و در روز واپسين از ماه مبارك

اعمال شب آخر ماه رمضان

 

اعمال مهمى در اين شب براى اهل بيدارى وجود دارد از قبيل:

عملى براى قبول شدن اعمال ماه رمضان

(1 براى قبول شدن اعمال ماه رمضان اين عمل وارد شده است : عمل شريفى كه سيد (قدس سره ) آن را در ((اقبال )) از ((جعفر بن محمد الدوريستى )) از كتاب ((حسنى )) از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه فرمودند: ((كسى كه در شب آخر ماه رمضان ده ركعت نماز بجا آورد؛ در هر ركعت يك بار فاتحة الكتاب و ده بار قل هو الله احد بخواند و در سجده و ركوع خود ده بار بگويد: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر و در هر دو ركعت يك بار تشهد خوانده و سپس سلام بدهد؛ و در پايان ده ركعت نماز بعد از سلام دادن صد بار ((استغفر الله )) بگويد و هنگامى كه از استغفار فارغ شد سجده كند و در سجده بگويد: يا حى يا قيوم يا ذوالجلال و الاكرام يا رحمن الدنيا و الاخره و رحيمهما، يا اله الاولين و الاخرين اغفر لنا ذنوبنا، و تقبل منا صلواتنا، و صيامنا و قيامنا قسم به كسى كه مرا بحق به پيامبرى برانگيخت ، جبرئيل بنقل از اسرافيل و او از پروردگار متعال به من خبر داد كه : او سرش را از سجده برنمى دارد مگر اين كه خداوند او را آمرزيده ، ماه رمضان را از او قبول نموده و از گناهش ‍ مى گذرد، گرچه هفتاد گناه انجام داده باشد كه هر كدام از آنان بزرگتر از گناهان بندگان باشد؛ و از تمام اهالى منطقه اى كه در آن است قبول مى كند تا اين كه فرمود: اين هديه ، مخصوص من و مردان و زنان امتم مى باشد و خداوند متعال آن را به هيچكدام از پيامبران و مردم قبل از من نداده است .))

مؤ منى كه در پى اصلاح مردم بوده و بهره اى از رحمت خداوندى دارد، بايد اين نماز را بخاطر خير زيادى كه براى بندگان خدا دارد بخواند. عالمى كه در طول ماه براى هدايت مردم و اصلاح اعمال آنان در جايگاه وعظ نشسته بود چگونه مى تواند نسبت به اين عمل جزئى كه حتى باندازه يك جلسه وعظ نيز زحمت ندارد بى تفاوت باشد در حالى كه بخوبى مى داند كه موعظه هاى او براى تمامى كسانى كه در مجلس وعظ او حضور پيدا مى كنند سودمند نيست ؛ چه رسد به اهل منطقه اش كه ممكن است گاهى جمعيت آن به چند ميليون نفر برسد. و نيز فايده وعظ براى آنان يك دهم فايده آمرزش و قبول تمامى اعمال اين ماه كه در روايت آمده نيست .

اگر كسى بگويد كه روايت قطعى نيست . در جواب او بايد گفت : با تمسك به ((روايات تسامح )) اين مشكل حل مى گردد. و اگر باز بگويد: فرض كن ((روايات تسامح )) اين روايات را مانند روايات قطعى گردانيد، ولى از كجا يقين كنيم كه اين عمل قبول مى گردد تا به فايده مذكور يقين پيدا كنيم ؟ در جواب مى گوييم : اين اشكال در وعظ نيز موجود است ؛ در حالى كه اين مشكل در اين عمل كمتر از وعظ مى باشد. زيرا اصلاح نيت در وعظ از چند جهت مشكلتر از اصلاح نيت در عبادت است . كه واضحترين آن همين است كه وعظ مناسب با دوستى مقام است ؛ همچنين وعظ فقط در ميان جمعيت كثيرى از مردم امكان پذير است كه موجب مشكل شدن اصلاح نيت مى گردد.

عملى از امام زين العابدين (عليه السلام ) در اين شب

(2 از كارهاى مهم مطالعه مطالب و كارهايى است كه از امام زين العابدين (عليه السلام ) در اين شب نقل شده و انديشيدن در مقام ، عبادت ، تلاش زياد و عمل اوست . آنگاه ببيند كه خود با اين بدحالى ، مقام پست و كوتاهى در عبادت پروردگارش ، چه بايد بكند.

 

باقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام/ دانلود فایل های صوتی ماه مبارک رمضان 92

نيمه‌ي ماه پر مهر رمضان است و

ميلاد كريم اهل بيت، امام حسن مجتبي عليه السلام

بر تمامي شيعيان راستين آن حضرت مبارك باد

 

باشد كه الگوي رفتاري آن حضرت، ميثاق مردان زندگي؛ و شرارت هاي همسر آن حضرت، هزاران سال نوري از ساحت زنان مسلمان ايران زمين به دور باشد.

 

* هديه‌ي اين ميلاد پر بركت؛ بسته‌ي صوتي ماه مبارك رمضان ( صفحات ذيل تا آخر ماه مبارك هر روز آپديت و  براي دانلود تكميل مي شود. روي عكس مورد نظر كليك كنيد. منبع: سایت عقیق)

 

90 فایده دعا برای فرج امام زمان (عج)

90 فایده دعا برای فرج امام زمان (عج)

تبيان نوشت:

آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی در کتاب گران سنگ مکیال المکارم خلاصه آثار و فواید و ویژگی‌هایی را که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، بیان می‌کند و ما هم به جهت این که کتاب مکیال المکارم به امر مطاع ولی عصر علیه السلام نوشته شده و کتابی مبارک و پر خیر است، مطالب آن را ذیلا نقل می‌کنیم. 

 

دعا کننده برای فرج حضرت مشمول برکات زیر می‌شود:

1 - اطاعت از امر مولایش کرده است، که فرموده‌اند: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.

2 - این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها می شود.

3 - اظهار محبت قلبی است.

4 - نشانه انتظار است.

5- زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم السلام است.

6 - مایه ناراحتی شیطان لعین است.

7 - اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است (که اداء حق هر صاحب حقی واجب ترین امور است.)

9 - تعظیم خداوند و دین خداوند است.

10 - حضرت صاحب الزمان علیه السلام در حق دعا کننده دعا می کند.

11 - شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.

12 - شفاعت پیامبر ان شاء الله شامل حال او می شود.

13 - این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست.

14 - مایه استجابت دعا می شود.

15 - اداء اجر رسالت است.

16 - مایه دفع بلاست.

17 - سبب وسعت روزی است ان شاء الله.

18 - باعث آمرزش گناهان می شود.

19 - دعا کننده مشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود.

20 - در زمان ظهور آن حضرت به دنیا رجعت می کند.

21 - از برادران پیامبر صلی الله علیه و آله خواهد بود.

22 - فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام زودتر واقع خواهد شد.

23 - سبب پیروزی از پیغمبر و امامان - صلوات الله علیهم اجمعین - می شود.

24 - وفای به عهد و پیمان الهی است.

25 - آثار نیکی به والدین برای دعا کننده فرج حاصل می گردد.

26- فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود.

27 - سبب زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل او می گردد.

28 - دعا برای فرج موجب طولانی شدن عمرش خواهد شد ان شاء الله.

29 - موفق به تعاون در کارهای نیک و تقوا می شود.

30 - به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند توفیق می یابد.

31 - هدایت می شود به نور قرآن مجید.

32 - نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.

33 - به ثواب طلب علم نائل می شود ان شاء الله.

34 - از عقوبت های اخروی ان شاء الله در امان می ماند.

35 - در هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.

36 - این دعای برای فرج، اجابت دعوت خدا و رسول صلی الله علیه و آله است.

37 - با امیرالمومنین علیه السلام محشور و در درجه آن حضرت خواهد بود.

38 - محبوب ترین افراد نزد خداوند می گردد.

39 - عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می شود.

40 - ان شاء الله از اهل بهشت خواهد بود.

41 - دعای پیامبر صلی الله علیه و آله شامل حالش می گردد.

42 -کردارهای بد او به کردارهای خوب تبدیل می شود.

43 - خداوند در عبادت او را تایید فرماید.

44 - ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.

45 - ثواب کمک به مظلوم را دارد.

46 - ثواب احترام به بزرگتر و تواضع نسبت به او را دارد.

47 - پاداش خونخواهی حضرت سیدالشهدا علیه السلام را دارد.

48 - شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد.

49 - نور او برای دیگران نیز [در روز قیامت] درخشان می گردد.

50 - هفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت می کند.

51 - دعای امیرالمومنین علیه السلام روز قیامت شاملش می شود.

52 - بی حساب داخل بهشت می شود.

53 - از تشنگی قیامت در امان می ماند.

54 - در بهشت جاودان خواهد بود.

55 - مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.

56 - روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.

57 - خداوند عز و جل از خدمتکاران بهشت نصیبش می فرماید.

58 - در سایه گسترده خداوند قرار می گیرد و رحمت بر او نازل می شود مادامی که مشغول آن دعا باشد.

59 - پاداش نصیحت مومن را دارد.

60 - مجلسی که در آن برای حضرت قائم - عجل الله تعالی فرجه - دعا شود، محل حضور فرشتگان گردد.

61 - دعا کننده مورد مباهات خداوند قرار می گیرد.

62- فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

63 - از نیکان مردم محسوب می گردد.

64 - این دعا اطاعت از اولیای امر است که خداوند اطاعتشان را واجب کرده است.

65 - مایه خرسندی خدای عز و جل می شود.

66 - مایه خشنودی پیامبر می گردد.

67 - این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.

68 - دعاگوی فرج حضرتش از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت دهد ان شاء الله تعالی.

69 - حساب او آسان می گردد.

70 - این دعا برای او در عالم برزخ انیس و مونس مهربانی خواهد بود.

71 - بهترین اعمال است.

72 - باعث دوری غم ها می شود.

73 - دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور است.

74 - فرشتگان درباره دعا کننده دعا می کنند.

75 - دعای حضرت سیدالساجدین علیه السلام - که نکات و فواید متعددی دارد - شامل حالش می شود.

76 - این دعا تمسک به ثقلین (کتاب و عترت) است.

77 - چنگ زدن به ریسمان الهی است.

78 - سبب کامل شدن ایمان است.

79 - مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.

80 - این دعا برای فرج از تعظیم شعائر خداوند است.

81 - گوینده این دعا ثواب کسی را دارد که با پیامبر صلی الله علیه و آله شهید شده باشد.

82- ثواب کسی دارد که در زیر پرچم حضرت قائم شهید شده باشد.

83 - ثواب احسان به حضرت صاحب الزمان علیه السلام را دارد.

84 - دعا ثواب گرامی داشتن عالم را دارد.

85 - پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد.

86 - دعا کننده در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود.

87 - درجات او در بهشت بالا می رود.

88 - از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.

89 - در روز قیامت به بالاترین درجات شهدا نائل می گردد.

90 - به شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها رستگار می گردد. 

 

اعمال شب و روز اول ماه مبارک رجب/ دانلود متن کتاب المراقبات

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.


5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.


دانلود متن مربوط به اعمال ماه مبارک رجب

 از کتاب المراقبات مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

ماه مبارک رجب و اعمال آن از کتاب المراقبات

شرافت ماه رجب‏


بدان که اين ماه ماه بسيار شريفى است به اين جهت كه:
1 - از ماههاى حرام مى‏باشد.
2 - از اوقات دعا مى‏باشد و حتى در زمان جاهليت به اين مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر اين ماه بوده تا در آن دعا كنند.
3 - اين ماه، ماه امير المؤمنين، عليه السّلام مى‏باشد، همانطور كه در بعضى از روايات آمده است چنانچه شعبان، ماه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و رمضان ماه خداى متعال مى‏باشد.
4 - شب اول آن يكى از چهار شبى است كه تأكيد به زنده نگهداشتن آن به عبادت شده است.
5 - درباره روز نيمه آن آمده است كه محبوبترين روزها نزد خداوند بوده و زمان انجام عمل «استفتاح» است كه بطور مفصل خواهد آمد.
6 - روز بيست و هفتم اين ماه، مبعث پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى‏باشد.
روزى كه زمان ظهور رحمت خداوند است. چيزى كه از اول خلقت تا كنون مانند آن ديده نشده است.
اين گوشه‏اى از فضايل اين ماه بود و ما توان فهم تمام فضايل اين ماه شريف را نداريم.
ترجمه ‏المراقبات ص : 96

 

آداب و دعاهاي ماه رجب
ماه رجب ، ماه بسيار شريفى است ؛ به اين جهت كه : از ماههاى حرام مى باشد، از اوقات دعا مى باشد و حتى در زمان جاهليت به اين مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر اين ماه بوده اند تا در آن دعا كنند.
اين ماه ، ماه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى باشد؛
شب اول آن يكى از چهار شبى است كه تاءكيد به زنده نگهداشتن آن به عبادت شده است . درباره روز پانزدهم آن آمده است كه محبوبترين روزها نزد خداوند بوده و زمان انجام عمل ((استفتاح )) است كه در ادامه به طور مفصل خواهد آمد.
همچنين روز
بيست و هفتم اين ماه ، مبعث حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد. روزى كه زمان ظهور رحمت خداوند است . چيزى كه از اول خلقت تا كنون مانند آن ديده نشده است . اين گوشه اى از فضايل اين ماه است . در اينجا مراقبت ها و آداب اين ماه را ذكر مى كنيم .
1 - از مراقبت هاى مهم در اين ماه ، به ياد داشتن حديث ((ملك داعى )) مى باشد كه از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است . پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((خداى متعال در آسمان هفتم فرشته اى قرار داده است كه ((داعى )) گفته مى شود.
هنگامى كه ماه رجب آمد، اين فرشته در هر شب از اين ماه تا صبح مى گويد: خوشا به حال تسبيح كنندگان خدا، خوشا به حال فرمانبرداران خدا. خداى متعال مى فرمايد: همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند. فرمانبردار كسى هستم كه فرمانبردارم باشد و بخشنده خواهان بخشايش هستم .
ماه ، ماه من و بنده ، بنده من و رحمت ، رحمت من است . هر كسى در اين ماه مرا بخواند او را اجابت مى كنم و هر كس از من بخواهد به او مى دهم و هر كس از من هدايت بخواهد او را هدايت مى كنم . اين ماه را رشته اى بين خود و بندگانم قرار دادم كه هر كس آن را بگيرد به من مى رسد.))

2 - سزاوار است كه طالبان علم در اين ماه و ماههاى شعبان و رمضان عبادت را مقدم بر تحصيل علم نمايند؛ گر چه تحصيل علم نيز از برترين عبادتهاست .
3 - شب اول اين ماه ، يكى از چهار شبى است كه شب زنده دارى در آن تاءكيد شده است . يكى از مراقبت ها اين است كه در هنگام ديدن ماه در شب اول ، دعايى كه روايت شده است را بخواند.
4 - مستحب است كه در شب اول اين ماه ، بعد از نماز مغرب بيست ركعت نماز به جا آورده كه در هر ركعت سوره فاتحه و اخلاص را يك مرتبه خوانده و براى هر دو ركعتى ، يك سلام بدهد.
نماز آسان ترى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است كه فرمود: كسى كه دو ركعت نماز در شب اول ماه رجب ، بعد از نماز عشا بخواند و در ركعت اول آن ، سوره فاتحه و الم نشرح را يك بار و اخلاص را سه بار و در ركعت دوم ، سوره فاتحه ، الم نشرح ، اخلاص و مهوذتين (ناس و فلق ) را هر كدام يك بار بخواند؛ سپس تشهد خوانده و سلام دهد.
بعد از آن نيز سى بار ((لا اله الا اللّه )) گفته و سپس سى بار بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) صلوات بفرستد. گناهان گذشته او آمرزيده شده و او را مانند روزى كه از مادر متولد شده از گناهان بيرون مى برد.

 

1.    (نمازهاى مستحبى اين ماه در بخش نمازهاى مستحبى آمده است .)

5 - سزاوار است كه در تمام اين ماه و ماه شعبان ، رمضان و تمام عمر، اهميت زيادى به دعا، جهت توفيق اخلاص داده و توجه به خداى متعال با نامهاى او مانند ((كريم العفو و مبدل السيئات بالحسنات )) و توسل به او به وسيله محمد و آل او (عليه السلام ) را زياد كند.

6 - چنانچه شب اول ماه ، مصادف با شب جمعه بود، سزاوار است كه عمل
((ليلة الرغائب )) را انجام دهد. از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است كه فرمودند: ((از اولين شب جمعه در ماه رجب غافل نشويد؛ زيرا شبى است كه فرشتگان آن را ((ليلة الرغائب )) مى نامد. اين نامگذارى به اين جهت است كه هنگامى كه يك سوم از شب گذشت ، هيچ فرشته اى در آسمان ها و زمين نمى ماند، مگر اين كه در كعبه و اطراف آن جمع مى شوند.

آنگاه خداوند، به طور غير منتظره اى بر آنان وارد شده و مى فرمايد: اى فرشتگانم ! هر چه مى خواهيد از من درخواست كنيد. فرشتگان عرض مى كنند: حاجت ما اين است كه از روزه داران رجب درگذرى . خداوند مى فرمايد:

اين كار را انجام دادم )). بهتر است كسى كه اين حديث را مى شنود، در اين شب ، زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكليفى را كه آيه تحيت (نساء/آيه 86) به عهده ما گذاشته به اندازه توانايى انجام داده باشد.

سپس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: كسى كه روز پنج شنبه اول رجب را روزه گرفته و بين نماز مغرب و عشا دوازده ركعت نماز به جا آورده هر دو ركعت به يك سلام و در هرركعتى سوره فاتحه يك بار، سوره قدر سه بار و سوره توحيد دوازده بار خوانده و هنگامى كه نماز تمام شد، هفتاد بار بر من (با اين الفاظ) صلوات بفرستد :
اللهم صل على محمد النبى الامى و على آله

و سجده كرده و در سجده هفتاد بار بگويد:
سبوح قدوس رب الملائكة و الروح

سپس سر خود را بلند كرده و بگويد:
رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلى الاعظم.


آنگاه بار ديگر به سجده رفته و در سجده همان چيزى را بگويد كه در سجده اول گفت ، سپس حاجت خود را از خدا بخواهد، ان شاء اللّه تعالى برآورده مى شود.

 

 

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ادامه فرمودند: قسم به كسى كه جانم در دست اوست ؛ هيچ بنده يا كنيزى - از بندگان و كنيزان خدا - اين نماز را به جا نمى آورد، مگر اين كه خداوند گناهان او را مى بخشد؛ گرچه گناهان او مثل كف دريا و به عدد شن و به وزن كوهها و به عدد برگهاى درختان باشد.

در روز قيامت هفتصد نفر از خويشان خود را كه همگى سزاوار آتش باشند را شفاعت مى كند و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترين صورت ، با روى گشاده و خندان و زبان فصيح براى او مى فرستد و مى گويد: اى محبوب من ! مژده بده ؛ از هر سختى نجات پيدا كردى .

مى پرسد: تو كيستى ؟رويى بهتر از رويى تو نديده و بويى به خوش بويى تو، به مشامم نرسيده .

جواب مى دهد: اى محبوب من ! من ثواب آن نمازى هستم كه در فلان شب ، فلان منطقه ، فلان ماه و فلان سال به جا آوردى ؛ امشب آمده ام تا حقت را ادا كرده ، مونس تنهايى تو بوده و وحشت را از بين ببرم . زمانى كه در شيپور دميده شود، در عرصه قيامت بر سرت سايه افكنم و تو هرگز هيچ خيرى را از جانب مولايت از دست نخواهى داد.

7 - از كارهاى مهم در روز اول ماه رجب ،
روزه ، نماز حضرت سلمان دعا در اول آن با دعايى كه در اقبال سيد قدس سره روايت شده ، مى باشد.

8 - از كارهاى مهم در اين ماه اين است كه در تمام ماه ، هزار بار بگويد:
استغفر اللّه ذاالجلال و الاكرام من جميع الذنوب و الاثام

شيخ صدوق (ره ) روايت كرده است : اگر كسى اين ذكر را در رجب ، هزار بار بگويد، خداوند متعال مى فرمايد: اگر گناهان شما را نبخشم ، پروردگار شما نيستم ، پروردگار شما نيستم ، پروردگار شما نيستم !

9 - مستحب است كه در تمام ماه رجب ،
سوره توحيد را ده هزار بار و همچنين روايت شده است كه هزار بار بخواند. روايت شده است : ((كسى كه هزار بار آن را بخواند روز قيامت ، عمل هزار پيامبر و هزار فرشته را مى آورد و هيچكس نزديكتر از او به خدا نيست ؛ مگر كسى كه بيشتر از او آن را خوانده باشد و ثواب خواندن اين سوره در رجب ، چندين برابر است .))

10 - مستحب است كه در اين ماه كه هزار بار، خدا را تسبيح كند. در روايت آمده است كسى كه چنين عملى را انجام دهد، خداوند صد هزار عمل خوب براى او نوشته و صد كاخ در بهشت براى او مى سازد.

11 - مستحب است كه در تمام اين ماه ، هزار بار
(( لا اله الا اللّه )) بگويد. روايت شده است كسى كه در اين ماه اين عمل را انجام دهد خداوند براى او صد هزار حسنه نوشته و صد شهر در بهشت براى او مى سازد.

12 - مستحب است كه در اين ماه صد بار بگويد:
استغفر اللّه الذى لا اله الا هو وحده لا شريك و له و اتوب اليه. و اگر پس از آن صدقه بدهد خداوند او مورد رحمت قرار داده و گناهان او را مى آموزد و كسى كه چهار صد بار بگويد خداوند پاداش صد شهيد را براى او مى نويسد.

13 - خوب است كه در تمام ماه با پيروى از امام سجاد (عليه السلام ) در سجده خود اين ذكر را بگويد: عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك .

14 - سزاوار است كه صبح و شب و بعد از هر نمازى دعاى
يا من ارجوه لكل خير.... را بخواند و سپس با دست چپ محاسن خود را گرفته و انگشت سبابه دست راست خود را حركت داده گريه كند و بگويد:يا ذالجلال و الاكرام يا ذا النعماء و الجود يا ذا المن و الطول حرم شيبتى على النار.

15 - از دعاهاى مستحب در اين ماه دعاى :
يا من يملك حوائج السائلين ...مى باشد.

16 - از كارهاى مهم در اين ماه ، زيارت امام حسين (عليه السلام ) در اول و وسط ماه است .

17 - نمازهاى مستحبى در اين ماه ، در بخش نمازهاى مستحبى ذكر شده اند.

18 - روز بيست و هفتم رجب ، مستحب است كه روزه بگيرد، غسل كرده و زيارت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و حضرت على (عليه السلام ) را بخواند.

 

 

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :
1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."

2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:


«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»

3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:


«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

 

4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید:

«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه بگويد :

"لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید :

روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید:"أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر:

أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره
قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود.

هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

 

9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند.

و سپس ده مرتبه بگوید
: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)روایت شده است كه: هر كس در یكشب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان اورا می‌آمرزد..

 

1.       اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول
این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَالسَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى ‏دید مى ‏گفت:
اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَبَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِوَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُالْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.
حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماهرجبرا درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاکمی‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تاخود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:
در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم
حمد وألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او رابیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

ديگر اعمال ماه رجب

 

از ديگر اعمال مهم و ارجمند اين ماه خواندن اذكار دعاهايي است كه از سوي معصومين (عليهم السلام) روايت شده است. از جمله آنكه:

1ـ در طول ماه هزار بار خواندن اين دعا:
استغفرالله ذوالجلال و الاكرام من جميع الذنوب و الاثام. شيخ صدوق در اين باره روايت كرده است كه هر كس اين دعا را در رجب هزار بار بخواند خداوند به او مي‌گويد: اگر تو را نيامرزم خداي تو نيستم، خداي تو نيستم.

2ـ خواندن سوره توحيد ده هزار يا هزار بار كه هر كس در رجب اين سوره را هزار بار بخواند در قيامت پاداشي برابر عمل هزار پيامبر و هزار فرشته خواهد داشت و هيچ كس از او به خدا نزديكتر نخواهد بود جز آنكه پيش از اين سوره را خوانده باشد.

3ـ گفتن هزار بار لا اله الا الله و روايت شده هر كس در رجب هزار بار لا اله الا الله بگويد خداوند صد هزار حسنه براي او مي‌نويسد و صد كاخ بهشتي به او مي‌دهد.

4ـ صدبار خواندن اين دعا:
استغفرالله الذي لا اله الا هو وحده لا شريك له و اتوب اليه كه روايت شده هر كس اين دعا را صد بار بگويد و پس از آن صدقه انفاق نمايد خداوند كارش را با بخشش و آمرزش پايان دهد و اگر همان را چهارصد بار بگويد خداوند پاداش صد شهيد را به او مي‌دهد.

5ـ به پيروي از امام سجاد (عليه السلام) در همه ماه در سجده‌هاي خود اين دعا را بخواند:
عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك.

6ـ از جمله اعمال ديگر ماه رجب كه داراي فضيلت بي شماري است خواندن دعاي يا من ارجوه لكل خير بعد از هر نماز واجب است اين دعا در مفاتيح الجنان ذكر شده و براي فرد فضيلت‌هاي بي شماري را به همراه دارد.

7ـ خواندن دعاي اللهم اني اسالك صبر الشاكرين لك در هر روز. در كتاب اقبال در مورد اين دعا آمده است كه معلي از حضرت امام صادق (عليه السلام) خواست تا دعايي به او بياموزد كه تمام معارف شيعه را در برداشته باشد امام خواندن اين دعا را به او توصيه كرده است.

8ـ هر روز اين دعا را خواندن: يا من يملك حوائج السائلين.

9ـ خواندن دعاي
اللهم اني اسألك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة امرك كه از دست خط حضرت ولي عصر نقل شده است و دعايي است با مضامين بسيار بلند و نيكو كه درهايي از علم و معرفت را به روي آنكه اهل آن باشد مي‌گشايد.

10ـ خواندن دعاي ارجمند و پر مضمون
اللهم يا ذالمنن السابغه...

11ـ زيارت حضرت امام حسين (عليه السلام) در آغاز و در ميان ماه.

12ـ به جاي آوردن نمازهاي ويژه ماه.

13-توجه به اعمال روز 13-14-15 رجب که به ایام البیض مشهور است.

منابع مقاله:
1ـ مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي: فضيلت اعمال ماه رجب.
2ـ المراقبات، شيخ جواد ملكي تبريزي: اعمال ماه رجب.
3ـ ثواب الاعمال، شيخ صدوق.
4ـ اقبال الاعمال، سيد بن طاووس: اعمال ماه رجب.
5ـ مصباح المتهجد، شيخ طوسي: فضيلت ماه رجب

گزيده سخنان رهبر فرزانه انقلاب درباره عيد نوروز

گزيده سخنان رهبر فرزانه انقلاب درباره عيد نوروز

آن چه پيش روي شماست، گلچيني از سخنان رهبر معظم انقلاب از سال 1369 تا 1390 درباره عيد نوروز است كه در دو بخش با عناوين ماهيت نوروز و تكاليف آن تدوين يافته است.

 

الف. ماهيت نوروز

1. سال شمسي افتخار ملت ايران؛

« [ما] تنها ملتي هستيم كه هم مبدأ تاريخ قمري و هم مبدأ تاريخ شمسي را براساس هجرت نبيّ مكرّم اسلام قرار داده و محاسبه مي كنيم. آغاز سال قمري، اوّل ماه محرم است كه بقيه ملت هاي مسلمان هم در محاسبه ماه هاي قمري، با ما شريكند؛ ولي براي حساب هايي كه لازم است سر راست و مضبوط باشد، بقيه ملت هاي مسلمان، از سال ميلادي مسيحي استفاده مي كنند و تنها ملت ماست كه از سال شمسي استفاده مي كند كه آغاز آن نيز هجرت پيغمبر است؛ يعني در واقع، عيد نوروز كه اوّل سال شمسي است، يك سال ديگر بر هجرت پيغمبر و هجرت بزرگ اسلامي و پيدايش حكومت اسلامي اضافه مي شود. سال شمسي ما هم هجري شمسي است و اين، افتخار ملت ايران است».1

 

2. نوروز، مظهر ذوق و سليقه ايراني؛

«در ضمن، اوّلِ سال را اوّلِ فصل بهار انتخاب كرده ايم؛ در حالي كه مسيحيان، اوّلِ زمستان را اوّلِ سال قرار مي دهند! البته فرق آنها با ما اين است كه ولادت حضرت مسيح، تاريخ مشخّصي ندارد و يك مطلب حدسي است؛ در حالي كه هجرت نبي مكرّم اسلام، از نظر تاريخي، كاملاً دقيق و مشخّص است. به هر حال، ما اوّلِ بهار را اوّلِ سال خودمان قرار داده ايم كه اين هم يك ذوق و سليقه ايراني است. اوّلِ بهار، اوّلِ رويش طبيعت، اوّلِ بيداري باغ و راغ و بوستان و اوّلِ بالندگي همه موجودات زنده است. اين بهتر از زمستان است كه وقت مردن و انجماد طبيعت و گياه و نباتات است».2

 

3. نوروز اسلامي، نه نوروز باستاني؛

«اسلام با سنّت هايي كه از قبل از اسلام باقي مانده است، دو نوع رفتار مي كند؛ اوّلاً بعضي سنّت هاي غلط را به كلّي از بين مي برد و نابود مي كند... . ثانياً اسلام بعضي از سنّت ها را از بين نبرده است؛ كالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض كرده است... . مردم ما عينِ همين كار را با نوروز كردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتواي آن را عوض كردند. نوروز در ايران، جشني در خدمت حكومت هاي استبدادي قبل از اسلام بود! به همين خاطر است كه «نوروز باستاني» مي گويند! نوروزاش خوب است؛ ولي باستاني اش بد است! باستاني، يعني اين كه همه اين جشن هاي دوره سال - مثل جشن نوروز يا جشن مهرگان يا جشن هاي ديگري نظير خردادگان، مردادگان و جشن هاي گوناگوني كه قبل از اسلام بوده است - در خدمت حكومت هاي استبدادي و سلطنت هاي پوسيده دوران جاهليت ايران بود! محتواي نوروز، محتواي مردمي و خدايي نبود؛ توجّه و ارادت به حضرت حق در آن نبود؛ جهات عاطفي و انساني و مردمي در نوروز نبود! ملت ايران، نوروز را نگه داشتند؛ اما محتواي آن را عوض كردند. اين محتواي امروز نوروز ايراني، غير از محتواي باستاني است».3

 

4. روزهاي نوروز؛

«...در معناي نوروز و اين كه نوروز چيست، در روايات مختلف، تعبيرات مختلفي هست؛ مثلاً آن روزي كه رسول اكرم [صلّي اللّه عليه وآله]، اميرالمؤمنين را به خلافت منصوب كرد، آن روز، نوروز بود يا در روايت ديگر، آن روزي كه دجّال در آخرالزمان، به دست حضرت مهدي [ارواحنافداه] به قتل مي رسد، آن روز، نوروز است يا حتّي در بعضي از روايات آمده، آن روزي كه آدم هبوط كرد، آن روز، نوروز بود. نوروز، يعني روزي نو در تاريخ بشر و حالتي نو در زندگي انسان ها».4

 

5. بهره برداري ديني از نوروز؛

«حقيقت اين است كه مردم عزيز كشور ما در طول ساليان متمادي و به خصوص در اوقات حاكميت نظام اسلامي بر كشور، از عيد نوروز هم براي معنويت، براي معرفت، براي نزديكي به خدا استفاده كرده اند. شاهد هم اين است كه شما در ساعت تحويل، اگر ملاحظه كنيد، مي بينيد بيشتر مردم در مراكز ديني، در بارگاه ها، در زيارتگاه ها و مشاهد مشرفه و در مساجد، مشغول توجه و دعا و ذكرند. معناي اين حركت عظيم، اين است كه ملت ايران از اين آيين و از اين سنت هم براي دين بهره برداري مي كند. اين بايد خط شاخصي باشد براي ما در همه امور كه براي پيشرفت معرفت خود، معنويت خود، دين خود، استقرار احكام اسلامي و معارف اسلامي و اخلاق اسلامي، [از آن] بهره برداري كنيم».5

 

ب. تكاليف نوروز

1. شرط نوروز بودن نوروز؛

«حال اگر شما مي خواهيد روز اوّلِ فروردين را هم براي خودتان روز «نو» و نوروز قرار دهيد، شرط دارد؛ شرطش اين است كه كاري كنيد و حركتي انجام دهيد؛ حادثه اي بيافرينيد. آن حادثه در كجاست؟ در درون خود شما! «يا مقلّب القلوب و الابصار. يا مدبّر الليل و النّهار. يا محوّل الحول و الاحوال. حوّل حالنا الي احسن الحال». اگر حال خود را عوض كرديد، اگر توانستيد گوهر انساني خود را درخشان تر كنيد، حقيقتاً براي شما نوروز است! اگر توانستيد پيام انقلاب، پيام پيامبران، پيام امام بزرگوار و پيام خون هاي مطهّرِ بهترين جوانان اين ملت را - كه در اين راه ريخته شده است - به دل خودتان منتقل كنيد، براي شما نوروز است».6

 

2. رسيدگي به حساب؛

«يكي از وظايف اوّل سال اين است كه هر كسي به حالات و حساب خود - هم حساب شخصي، هم حساب عمومي، هم شخص، هم جماعت، مثل يك ملت - رسيدگي كند. اين، بهانه خوبي است كه انسان به پشت سر خود برگردد و غفلت هايي را كه انجام داده است، كوتاهي ها و كارهاي ناشايستي كه از او سر زده است و همچنين كارهاي خوب خود را يك بار ديگر مشاهده كند؛ يعني برادران و خواهران عزيز من! همه ما بايد عادت كنيم كه هر سالي كه نو مي شود، به مناسب اوّل سال، به گذشته يك ساله خود يك نگاهي بكنيم...».7

 

3. نشانه هاي تحويل حال به احسن حال؛

«اين جا سؤال پيش مي آيد كه نشانه و جهت اين كامل شدن چيست و چگونه مي شود كه انسان حالش بهتر مي گردد و به سمت كامل تر شدنش پيش مي رود؟ من، دو عنوان را به عنوان نشانه به شما عزيزان خودم كه اين صحبت را در آغاز سال مي شنويد، عرض مي كنم. اين دو نشانه، عبارت است از سازش و آشتي با خدا و سازش و آشتي با مردم. ما هر جا هستيم و هر كيفيّت حالي كه داريم، بايد به سمت اُنس و آشتي كردن با خداي متعال پيش برويم؛ يعني گناهان را در رفتار خودمان جست وجو كنيم و آنها را كنار بگذاريم. انسان، غالباً بدي هاي كار خودش را نمي شناسد؛ به عبارت ديگر، حبّ نفسش نمي گذارد كه ما به نواقص و عيوب خودمان آشنا شويم. پس، بايد اوّل اين نواقص و عيوب را جست وجو كنيم و بشناسيم و با برطرف كردن آنها، خودمان را به خدا نزديك سازيم؛ به تعبير من، «با خدا، آشتي كنيم». سپس، آشتي با مردم، صفا با مردم، وفا با مردم، نيك رفتاري با مردم و نيكوكاري با مردم را - يعني با همه قشرها، مخصوصاً با كساني كه ضعيفند، چه ضعيف از لحاظ جسمي، چه ضعيف از لحاظ مالي، چه ضعيف از لحاظ موقعيت اجتماعي و چه ضعيف از لحاظ دانستن راه و چاه زندگي - سرلوحه رفتار خود قرار دهيم. در برابر هر كس كه قرار مي گيريم، مخصوصاً اگر ضعيف باشد، به تصحيح رفتارمان با او بپردازيم و سعي مان اين باشد كه با مردم خوب و بندگان خدا، حالت آشتي پيدا كنيم. اگر در اين جهت پيش برويم و خودمان را لحظه به لحظه پيراسته تر كنيم، آن وقت، تحويل «حال» به «احسن حال»، انجام گرفته است. نمي گويم كه بهترين خواهيم شد؛ اما ان شاءاللّه، به سمت بهترين حركت خواهيم كرد.8

 

4. نوروز، توجه به خدا و صله رحم؛

«نوروز براي ملت ما، امروز عبارت است از اوّلاً توجّه مردم به خدا. اوّلِ تحويلِ سال كه مي شود، مردم دعا مي خوانند؛ «يا محوّل الحول والاحوال» مي گويند؛ آغاز سال را با ياد خدا شروع مي كنند؛ توجّه خود را به خدا زياد مي كنند. اين، ارزش است. ثانياً نوروز را بهانه اي براي ديد و بازديد و رفع كدورت ها و كينه ها و محبّت به يكديگر قرار مي دهند. اين، همان برادري و عطوفت اسلامي و همان صله رحم اسلام است؛ بسيار خوب است».9

 

5. شاد كردن آري، مبتذل كردن نه؛

«هر کاري هم که در اين ايام به جشن مردم کمک کند و آن را معنا ببخشد، خيلي خوب است و هيچ ايرادي ندارد؛ يعني کسي که دارد براي عيد نوروز برنامه‏ريزي مي‏کند، نبايد احساس گناه و جرم و کمبودي بکند؛ منتهي شاد کردن مردم يک چيز است، مبتذل کردن فضا يک چيز ديگر است. من گاهي مي‏بينم که به‏عنوان شاد کردن مردم، فضا را مبتذل مي‏کنند؛ مثلا اگر مي‏خواهند جوک و لطيفه‏اي بگويند، لات‏بازي مي‏کنند! لات‏بازي بد است؛ هرجا باشد، بد است؛ در تلويزيون هم بد است؛ در راديو هم بد است. تيپ هاي متين و شسته و رُفته مي‏توانند همان مقصود را به شکل هاي خوب کاملاً برآورده کنند؛ لزومي ندارد که در اين زمينه آدم به پَستي گرايش پيدا کند».10

 

6. عيد، نماد مهرباني و مهرورزي؛

«عيد نوروز، يك عيد شرقي و حامل ارزش هاي برجسته و ممتازي است. در واقع، عيد نوروز، يك نماد است؛ نماد نوآوري و طراوت و جواني و نشاط؛ همچنين نماد مهرباني و محبت به يكديگر، سركشيِ برادران از يكديگر، محبت خانواده هاي خويشاوند به يكديگر، محكم كردن روابط دوستي و مهرباني ميان دوستان، آشنايان و زدودن كينه هاست؛ چون بهار، مظهر طراوت است؛ مظهر نشاط است و همه اين معاني در واقع، در بهار وجود دارد و اين، يك امتياز است براي ملت هاي ما كه نوروز را آغاز سال نوِ خودشان قرار دادند؛ مبدأ تاريخ قرار دادند؛ به خاطر اين كه حامل اين معاني برجسته است».11

 

7. سال نو، شناخت و اداي مسئوليت؛

«با شروع سال نو و اين گونه مقاطع تاريخي و تقويمي، همه بايد به اين نكته توجه كنيم كه ورود در هر سالي، ورود در هر ماهي، ورود در هر روزي از روزهاي زندگي، ما را به شناخت مسئوليت خود فرا مي خواند و به اداي مسئوليت، تحريك مي كند».12

 

8. استفاده از فرصت ها؛

«دأب و دِيدن اسلام اين است: از همه فرصت ها، از همه لحظه هاي زندگي، از همه مقاطع حيات در شكل هاي گوناگون، استفاده شود؛ براي تكامل انسان؛ براي پيشرفت معنوي و مادي نوع بشر. ما ايراني ها مي توانيم با استفاده از اين مناسبت، به كارهايي كه اسلام ما را به آن دعوت كرده است و در جهت احكام اسلامي و معارف اسلامي حركت كنيم و خودمان را با اهداف عاليه اسلام آشنا كنيم. در اين ايام، صله رحم، توجه به خداي متعال، شنيدن سخنان خوب از يكديگر و اجتماع در مراكز ديني و معنوي، از آن فرصت هاي مغتنمي است كه بايد از آن استفاده كرد».13

 

9. يك قدم به جلو بياييد؛

«من مي‏خواهم بگويم: ايها الناس! هر كدام هر جا هستيد، بلند شويد؛ يك قدم به جلو بياييد؛ اگر در عالم عبادتيد، يك قدم به جلو بياييد؛ در عالم تحصيل، يك قدم به جلو بياييد؛ در توليد يك قدم به جلو بياييد؛ كارگر، يك قدم جلو؛ كارفرما، يك قدم جلو؛ استاد، يك قدم جلو؛ دانشجو، يك مقدم جلو؛ مأمور دولتي، يك قدم جلو؛ محقق حوزه و دانشگاه، يك قدم جلو. در آيين و فرهنگ پيامبر اعظم، توقف نيست؛ ايستادن نيست؛ وامانده شدن نيست؛ تحجر نيست و نوميدي وجود ندارد. پيامبر ما با نوميدي جنگيد، مسلمان، سرشار از اميد است».14

 

10. سنگ تمام بگذاريم؛

«تذكّري كه مي خواهم عرض كنم، اين است كه از آغاز سال جديد، دو شاخص را به عنوان شعار براي خودمان قرار دهيم؛ اين دو شاخص، عبارت است از: «وجدان كار» و «انضباط اجتماعي». اين دو شاخص، براي همه ما، در هر جا كه هستيم، بسيار مهم است. «وجدان كار»؛ يعني اين كه اگر كاري را به عهده گرفتيم و انجام آن را تعهّد كرديم - چه اين كار براي شخص خودمان يا خانواده خودمان، جهت نان درآوردن باشد و چه كاري اجتماعي و مردمي و مربوط به ديگران باشد، مثل امور مهم اجتماعي و مسئوليت هاي كشوري – آن را خوب و كامل و دقيق و تمام انجام دهيم؛ به تعبير معروف، براي آن كار، «سنگ تمام بگذاريم».15

 

11. تقويت عزم ملي؛

«اول سال، فرصت خوبي است براي تقويت عزم ملي؛ براي بركت بخشيدن به عمر خود در اين سال. اگر همه آحاد ما مردم ايران از اول سال عزم خود را بر اين متمركز كنيم كه با تلاش خود، با حركت خود، سال پُرباري براي خود فراهم كنيم، خداي متعال هم يقيناً كمك خواهد كرد؛ البته جانمايه اين عزم ملي و بزرگ، نيت پاك و تصميم بر جلب رضاي الهي است؛ تصميم بر پيمودن صراط مستقيم و آن گاه شناختن موقعيت خود و وضع خود، جايگاه خود در شرايط كنوني عالم و چالش هايي كه پيش روي ملت قرار دارد و شناختن خطوط اساسي براي مواجهه با چالش ها. اين، شرط موفقيت يك ملت زنده است؛ وضع خود را، جايگاه خود را، شرايط خود را درست بشناسد و براي اين شرايط، برنامه‏ريزي داشته باشد و عزم و تصميم قاطع بر مواجهه با آن چه كه در اين راه براي انسان، به طور طبيعي پيش بيايد».16

«يا مقلّب القلوب و الابصار. يا مدبر الّليل والنهار. يا محوّل الحول و الاحوال؛ اي کسي که گردش زمين و آسمان، گردش دل ها و چشم ها و گردش روزگاران به دست توست، اين گردش قراردادي سال را هم براي ما با برکت و مبارک قرار بده؛ حوّل حالنا الي احسن الحال».17

 

پي نوشت ها:

1. از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با مردم مشهد و زائران حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام در صحن حضرت امام خميني، 04/01/1375.

2. سخنراني در جمع زائران حرم امام رضا عليه السلام، فروردين 1377.

3. بيانات در اجتماع زائران و مجاوران بارگاه ملكوتي حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام، 1/1/1377.

4. سخنراني در ديدار با مسئولان كشوري و لشكري در نخستين روز از سال نو و در آستانه ماه مبارك رمضان، 1/1/1369.

5. از سخنان مقام معظم رهبري در حرم مطهر رضوي در آغاز سال 90.

6. همان، 1/1/1377.

7. از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با مردم مشهد و زائران حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام در صحن حضرت امام خميني، 4/1/1375.

8. از سخنان مقام معظم رهبري به مناسبت حلول سال 1373 شمسي، 29/12/1375.

9. سخنراني در جمع زائران حرم امام رضا عليه السلام، فروردين 1377.

10. از سخنان رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با مديران مراکز سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در استان ها، 7/12/1370.

11. از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار رؤساي جمهور شركت كننده در جشن جهاني نوروز 7/1/1389.

12. از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در صحن جامع رضوي مشهد مقدس 02/01/1383.

13. ا ز سخنان مقام معظم رهبري در حرم مطهر رضوي در آغاز سال 90.

14. از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با مردم مشهد و زائران حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام در صحن حضرت امام خميني، 04/01/1375.

15. از سخنان مقام معظم رهبري به مناسبت حلول سال 1373 شمسي، 29/12/1372.

16. از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي‏ در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي‏، 01/01/1386.

17. از سخنان رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با مردم مشهد و زائران حضرت علي‏بن موسي‏الرّضا عليه السلام در صحن حضرت امام خميني، 1/1/1378.

 

تنها جایی که خدا استجابت دعا را تضمین کرده است

تنها جایی که خدا استجابت دعا را تضمین کرده است

در زیارتنامه حضرت سید الشهدا آمده است: "سلام بر کسی که دعا در زیر قبه ات مستجاب است". تصویر مربوط به مراسم افتتاح ضریح جدید سالار شهیدان میباشد.
   


عکس: حامد حجتی
منبع: جهان

12 دستورالعمل برای استجابت دعا

12 دستورالعمل برای استجابت دعا

عقیق: خداوند در سوره ی غافر، آیه: 60 می فرماید: «مرا در جمیع مطالب بخوانید، تا دعای شما را مستجاب کنم؛ زیرا آن جماعتی که تکبر می نمایند و از عبادت من سرکشی می کنند به زودی با ذلت و خواری وارد جهنم می شوند» و در احادیث بسیاری از ائمه این امر نقل شده است که در مجموع مراد از عبادت در این آیه، دعا می باشد!

در روایتی در اصول کافی از حضرت رسول نقل شده است که: «دعا، حربه ی مومن برای دفع دشمنان است، عمود دین است که با آن دین مومن برپاست و نور آسمان و زمین است» و همچنین امام رضا (ع) نیز فرموده اند: «دعا از نیزه ی تیز کارگرتر است و دعا قضا را رد می کند، هر چند از آسمان نازل شده باشد و محکم گردیده باشد و بسیار دعا کنید، زیرا دعا کلید جمیع رحمت هاست و موجب دست یافتن به همه ی حاجت ها می باشد و به کرامت های الهی نمی توان رسید، مگر به دعا!»
با توجه به روایات ذکر شده به این نتیجه می رسیم که بر انجام دعا به خصوص در هنگام گرفتاری ها و مشکلات بسیار تاکید شده است و جالب است بدانید که دعا کردن نیز شرایط و آدابی مخصوص به خود دارد تا پذیرفته شود.

1- همدلی دل و گفتار
علامه محمدباقر مجلسی درباره ی این شرایط نخست به توجه کامل فرد در هنگام دعا تاکید می کند و می گوید در هنگام مناجات با خداوند، فرد باید با تمام وجود به دعا به سوی خدا بپردازد و این کار را با جهد و تلاش انجام دهد. از این رو در اصول کافی جلد 2 نقل شده است که حضرت علی (ع) می فرمایند: «چنین دعا نکنید که دل شما از آن غافل باشد، بلکه باید با جدیت و تلاش دعا نمایید» و در حدیثی دیگر فرموده اند: «خداوند دعایی را که با دل غافل از دعا همراه باشد مستجاب نمی کند. پس هرگاه دعا می کنید دل خود را با خدا همراه کنید و مطمئن باشید که دعای شما مستجاب خواهد شد.»

2- دعا، حتی در مواقع شادی و وفور نعمت
باید به این نکته توجه نمود که دعا صرفاً در مواقع گرفتاری و مشکلات نیست و این امر باید در سرتاسر لحظات زندگی جاری باشد به نحوی که در اصول کافی جلد 2 از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که: «کسی که پیش از نزول بلا دعا کند، چون بلا نازل شود، دعایش مستجاب می گردد و ملایکه می گویند: این صدای آشنایی است و دعای او را از آسمان منع نمی کنند و کسی که پیش از نزول بلا برای دفع آن دعا نکند، بعد از بلا دعایش مستجاب نمی شود و ملایکه می گویند ما این صدا را نمی شناسیم» و در حدیثی دیگر فرمودند که ملایکه می گویند: «پیش از امروز کجا بوده ای؟» و در حدیثی دیگر فرموده اند که: «کسی که می خواهد دعای او در هنگام گرفتاری ها مستجاب گردد باید در هنگام رفاه و نعمت نیز بسیار دعا کند.»

3- دعا باید همراه با عمل صالح و وفا به خدا باشد!
شاید بسیار دیده باشید کسی که از مخلوقی حاجتی دارد کارهای بسیار شایسته ای برای وی انجام می دهد تا آن فرد از کارهای او خوشش بیاید و حال این امر در مورد خداوند نیز صادق است و باید به این امر توجه نمود که هر کس بیشتر به درگاه خداوند عبادت کرده است دعایش به اجابت نزدیکتر است؛ چنان چه از حضرت رسول (ص) روایت شده است که: «دعایِ بی عملِ صالح، مانند تیر انداختن از کمانِ بی زه است.» و در روایتی به نقل از بحارالانوار جلد 93 نقل شده است که: «شخصی به حضرت صادق (ع) عرض نمود: حق تعالی می فرماید دعا کنید تا دعای شما را مستجاب کنم. ما دعا می کنیم ولی مستجاب نمی شود! پس حضرت فرمود: دعای شما برای این مستجاب نمی شود که، به پیمان هایی که خداوند در عمل به واجبات و ترک محرمات از شما گرفته است وفا نمی کنید. چرا که خداوند می فرماید: به عهد و پیمان هایی که به من داده اید وفا کنید تا من نیز به عهد و پیمان های شما وفا کنم و دعاهایتان را مستجاب نمایم!»

4- هنگامی که خدا را شناختید دعا کنید تا مستجاب گردد
یکی دیگر از شرایط استجابت دعا، کمال معرفت و شناخت نسبت به خداوند است به نحوی که در بحارالانوار در جلد 93 نقل شده است که: «جماعتی از امام جعفر صادق (ع) سوال نمودند که چرا هر چه ما دعا می کنیم، دعای ما مستجاب نمی گردد؟ و حضرت پاسخ دادند: زیرا شما کسی را دعا می کنید که او را نمی شناسید و در حدیثی دیگر از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: «چون دعا می کنید گمان کنید که حاجت شما در خانه ی شماست» و این احادیث بیانگر داشتن شناخت نسبت به خدا برای پذیرش دعا می باشد.

5- مبالغه و الحاح
یکی دیگر از شرایط استجابت دعا، مبالغه و الحاح (اصرار و پافشاری) در هنگام دعا می باشد و از این رو در اصول کافی جلد 2 از حضرت رسول نقل شده است که ایشان فرموده اند: «خداوند رحم می کند بر بنده ای که با حالت الحاح (اصرار و پافشاری) حاجتی را از خدا طلب می کند؛ خواه دعای او مستجاب بشود و خواه نشود.» و همچنین از امام صادق (ع) نقل شده است که: «پروردگار الحاح کردن مردم را بر یکدیگر در سوال(درخواست) مکروه می داند و خداوند دوست دارد که از ایشان مردم هر چه می خواهند را طلب نمایند.»

6- یک دعای مخفی بهتر از 70 دعای علنی
از دیگر موارد شرایط دعا کردن و پذیرش آن مخفی دعا کردن است، زیرا دعایی که در خفا و پنهانی صورت پذیرد به اخلاص نزدیک تر است و از ریا دورتر؛ چنان که از امام رضا (ع) نقل شده است که: «اگر یک دعای مخفی به جا آوری، بهتر است از هفتاد دعا که به طور علنی به جای آوری!»
علامه محمدباقر مجلسی همچنین ذکر می کند اگر چنانچه فردی دارای حاجت بسیار بزرگی است با توجه به این که دعای خود را ناچیز بداند و بدون ریا باشد، اگر در مجامع دعا کند بهتر است؛ چنان که در اصول کافی جلد 2 از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: «اگر برای پدرم حاجتی روی می داد، زنان و اطفال را جمع می نمودند و ایشان دعا می کردند و آنها آمین می گفتند و در حدیثی دیگر فرمودند: «دعا کننده و آمین گوینده هر دو در ثواب شریک هستند!»

7- بهترین زمان پذیرش دعا
بی شک رعایت نمودن بعضی از اوقات و زمان ها که توصیه شده برای استجابت دعا تاثیر بسیاری در برآورده شدن دعا دارد به نحوی که در اصول کافی جلد 2، از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: «در چهار وقت دعا کنید: وقت وزیدن بادها، وقت گردیدن سایه ها، وقت باریدن باران و در هنگام ریختن نخستین قطره ی خون از مومنی که شهید می شود، و بدانید که درهای آسمان را در این اوقات می گشایند» و در حدیثی دیگر فرمودند: «دعا در چهار محل مستجاب می شود: در نماز وِتر، بعد از نماز صبح، پس از نماز ظهر و بعد از نماز شام.»

حضرت علی (ع) نیز درباره ی بهترین اوقات دعا فرموده اند: «دعا را در چهار وقت غنیمت شمارید: هنگام خواندن قرآن، در وقت اذان، وقت باریدن باران و هنگام ملاقات کردن دو صف برای شهادت» و همچنین از امام صادق (ع) در بحارالانوار جلد 93 نقل شده است که: «سه وقت است که حاجت بنده از خدا پوشیده نمی شود: بعد از نماز واجب، هنگام باریدن باران، و زمان ظاهر شدنِ معجزه ای از حجت های خدا بر روی زمین.»
در معانی الاخبار شیخ صدوق نیز از امام زین العابدین نقل شده است که: «حضرت فاطمه فرمودند: از حضرت رسول (ص) شنیدم که می فرمود: در روز جمعه ساعتی است که هر مسلمان در آن ساعت از خدا چیزی طلب نماید، خداوند به او اعطا می فرماید. گفتم: یا رسول الله! آن کدام ساعت است؟ فرمود: وقتی که نصف قرص آفتاب فرو رود...» و همچنین در اصول کافی جلد 2، به سند معتبر از امام صادق (ع) نقل شده است که: «بر تو باد به دعا کردن در حال سجده، زیرا بنده در سجده از تمام احوال به خداوند نزدیک تر است.»

8- برای برآورد حاجت گریه کن، اگرچه به مقدار سر مگسی باشد!
از موارد دیگری که علامه مجلسی درباره ی پذیرش و استجابت دعا بیان می فرماید ابراز تضرع و زیادتِ مذلت و شکستگی در برابر خداوند است، چنان چه که از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: «چون بدنت به لرزه افتاد و از چشمانت اشک جاری گردید، بسیار دعا کن، زیرا رحمت الهی متوجه تو گردیده و هنگام اجابت است.» و در حدیثی دیگر در اصول کافی جلد 2، از امام صادق (ع) نقل شده است که: «اگر از امری در ترس بودی یا در طلب حاجتی از خداوند بودی، پس اول خدا را به بزرگی و عظمت یاد کن، چنانچه شایسته خداوند است و صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و حاجت خود را بطلب و خود را به حالت گریه درآور و سعی کن گریه کنی، اگرچه به مقدار سر مگسی باشد. پدرم می فرمود: نزدیک ترین حالت بنده به خدا، هنگامی است که بنده در سجده باشد و چشمانش نیز گریان.»

9- دادن صدقه قبل از بیان حاجت
به احتمال بسیار زیاد این امر را در جوامع فراوانی دیده اید که اگر چنانچه کسی حاجتی به درگاه فرد بزرگی داشته باشد، ابتدا نگهبانان و دربانان آن درگاه را خشنود می کند تا داخل شدن به نزد آن فرد بزرگ به آسانی برای وی میسر شود و نیازها و حاجتش زودتر برآورده گردد؛ و باید دانست، که به گفته ی علامه مجلسی دربانان درگاهِ خداوند، فقرا و مساکین هستند و باید پیش از طلب حاجت از خداوند، صدقه ای در راه این افراد داده شود. چنان چه که در اصول کافی جلد 2، از حضرت صادق (ع) نقل شده است که فرموده اند: «هرگاه یک نفر از شما بیمار شود، طبیب درخواست می کند و به او چیزی می دهد و اگر حاجتی به پادشاهی پیدا کند به دربانان او رشوه می دهد. پس اگر حاجتی به خدا دارید باید صدقه بدهید (تصدقی بکنید)، خواه کم و خواه بسیار باشد!»

10- دعا کردن در حق دیگران
یکی دیگر از مواردی که استجابت دعا را سرعت می بخشد دعای فردی دیگر برای دیگری است از این رو در اصول کافی جلد 2، به نقل از امام محمد باقر (ع) آمده است که ایشان فرموده اند: «سریع ترین دعایی که برآورده می شود، دعای مومنی است که غایبانه برای برادر مومن خود دعا کند. پس مَلَکی که موکل دعای اوست می گوید: آمین! و خدا به تو دو برابرِ آنچه برای برادر مؤمن خود دعا کردی عطا می فرماید.» و حضرت رسول (ص) نیز فرموده اند: «هر مومنی که برای مومنین دیگر دعا کند، خدا به عدد هر مومنی که فوت شده و به دنیا خواهد آمد، از اول تا آخر دنیا، مانند هر آنچه را که برای ایشان دعا کرده است، به او برمی گرداند، و خدا در قیامت امر می کند که بنده ای را به جهنم ببرند، پس ملایکه او را می کِشند و می برند و در آن حال مومنان می گویند: پروردگارا! این بنده در دنیا برای ما دعا می کرد. ما را شفیع وی بدان! پس خداوند ایشان را شفیع او می کند و به شفاعت ایشان نجات می یابد.»

11- حمد الهی پیش از دعا
از جمله آداب دیگر پذیرش دعا این است که خدا را پیش از طلبیدن حاجت، به بزرگواری و عظمتِ وجود و کَرَم ستایش نمایید و نعمت های ایشان را یاد کرده و او را بر آن نعمت ها شکر کنید و از این رو وارد شده است که بهترین دعا «الحمدالله» است. همچنین چون گناهان آدمی موجب محرومی از خیرات و سعادت است، باید پیش از دعا، از گناهان استغفار کرد، تا موجب رفع موانع شود، چنانچه مفضل به حضرت صادق (ع) عرض نمود: دعای جامعی به من تعلیم فرمایید و حضرت فرمودند: حمد الهی بکن؛ زیرا چون حمد الهی کردی، هر کس نماز بخواند، برای تو دعا می کند و می گوید: «سمع الله لمن حمده»؛ یعنی خدا دعای حمدکنندگان خود را مستجاب کند.»

12- صلوات، دعا را به آسمان می برد!
علامه محمدباقر مجلسی یکی دیگر از شرایط پذیرش و استجابت دعا را فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد می داند و صلوات را یکی از عوامل قبولی دعا می شمارد. همچنین است که از امام صادق (ع) نقل شده است که: «هر کس دعا کند و پیغمبر را یاد نکند، آن دعا بر بالای سرش می ایستد و تا هنگامی که صلوات نفرستد به سوی آسمان نمی رود.»
همچنین درباره ی اثر صلوات در «من لایحضره الفقیه» به سند معتبر نقل شده است که: «حضرت صادق (ع) به صباح بن سبابه فرمودند: می خواهی تو را چیزی تعلیم دهم که خدا به سبب آن، تو را از آتش جهنم حفظ کند؟ گفت: بلی!

حضرت فرمودند: بعد از صبح (نماز صبح) صد مرتبه «اللهم صلی علی محمد و آل محمد» بگو تا خداوند روی تو را از گرمیِ آتش جهنم نگه دارد.» و در بحارالانوار جلد 94 نیز از حضرت رسول (ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: «هر کس روز جمعه صد مرتبه بر من صلوات بفرستد، حق تعالی شصت حاجت او را برآورده می کند، سی حاجت دنیایی و سی حاجت اخروی!» و در فروع کافی جلد 3، نیز از امام محمدباقر (ع) نقل شده است که: «هیچ عملی در روز جمعه بهتر از فرستادن صلوات بر محمد و آل او نیست.»

منبع: قدس آنلاین
 

آيا دعايی وجود دارد كه انسان با خواندن آن محبوب و با عزت شود؟

آيا دعايی وجود دارد كه انسان با خواندن آن محبوب و با عزت شود؟

بر حسب بعضی نقل ها ،خواندن این دعا [اللهم حسّن خلقی و خلقی] که از پیامبر اسلام (ص) نقل شده مفید است.

بر اساس آنچه در روایتی امده است زیاد خواندن سوره نجم موجب می شود فرد نزد مردم محبوب واقع شود.{ثواب الاعمال 116} .
از نطر قرآن ایمان و عمل صالح انسان را در نزد دیگران عزیز و محبوب می سازد : {اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ اَلرَّحْمنُ وُدًّا{كسانى كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهند خداوند براى آنان محبتى در دل‏ها قرار خواهد }، {(مریم، آیه 96)

از روایات به دست مى‏آید كه رعایت امورى چند موجب جلب محبت دیگران است از جمله: 1- دین‏دارى، 2- افتادگى و تواضع، 3- بخشندگى، 4- خوشخویى (چهره شاد و روى باز)، 5- مهربانى و اظهار دوستى به دیگران، 6- دل بركندن از آن چه مردم دارند (طماع نبودن)، 7- رعایت انصاف در معاشرت با دیگران، 8- كمك مالى به دیگران در سختى و خوشى (مانند قرض‏دادن)، 9- وفادارى. براى آگاهى بیشتر ر.ك: میزان الحكمه، ج 1، احادیث 3045 - 3060 .

و نیز امور ذیل در کسب عزت موثرند:
1- خارج شدن از ذلت معصیت خداوند به سود اطاعت او
2-داشتن تقوای الهی
3- یاس از مردم و ناامیدی از آنها
4- انصاف دادن در برخورد با مردم
5- گذشت از خطاکار و ظلم ظالم
6- عطا کردن به کسی که ما را محروم کرده است .
7- ایجاد پیوند با کسی که از انسان بریده است .
8-حفظ کردن زبان
9- داشتن توکل
10- داشتن تواضع
11- صبر بر مصیبت
12- شجاع بودن
13- جهاد در راه خدا
14- داشتن قناعت
15- فرو بردن خشم

ر. ک : میزان الحکمه ، باب العزه ، شماره 350

زندگی به سبک نهج البلاغه

زندگی به سبک نهج البلاغه

نوع نگرش اسلام به دنیا و آخرت ملزوماتی دارد که باید در زندگی روزمره تمام مسلمانان رواج داشته باشد، از جمله ملزومات آن ...

عقیق: نوع نگاه و نگرش انسان ها به دنیا بسیار متفاوت است و ادیان الهی نیز نگرش خاصی به دنیا و لذات دنیوی دارند، در حالی که مکاتب مختلف فکری و یا ادیان الحادی نگرش متفاوتی را ترویج می‌کنند.


مسلما ارزش‌مندی دنیا در زندگی روزمره افراد نتایج خاصی را به دنبال دارد. افرادی که بی اعتنایی و عدم دلبستگی به دنیا را در درون خود پرورش می‌دهند و دنیا و نعمت‌های دنیوی را به گونه ای دیگر تعبیر می کنند و برای استفاده از نعمات الهی نیز دارای منش خاصی هستند که افراد دنیاگرا فاقد آن می‌باشند.


نوع نگرش ما به دنیا در تمام ارکان زندگی ما  نمود دارد. اگر ما زندگی خود را خلاصه شده در این دنیا و پایان پذیر در آن ببینیم، تمام امورات خود را معطوف به این دنیا کرده و افق دیدی برای خود متصور نیستیم و در مقابل با فرض دنیایی دیگر چشم انداز بهتری خواهیم داشت.


برای مثال با حاکمیت لیبرالیسم در غرب، نوعی لذت‌جویی و منفعت‌گرایی در میان افراد گسترش پیدا می‌کند. با این نوع نگرش افراد تنها به دنبال راحت طلبی و آسایش هستند و هر سختی و مصیبتی را خارج از توان خود دانسته و از آن فرار می‌کنند.


اسلام بین سختی و راحتی دنیا پلی زده است
در مقابل، نوع نگاهی که ائمه اطهار در میان دوستداران خود ترویج می‌کنند، حاکی از توجه به دنیا و آخرت است.

ائمه هیچ‌گاه خواستار اشاعه راحت‌طلبی و لذت‌گرایی در میان پیروان خود نیستند، هر چند که دین اسلام هم‌چون بسیاری از ادیان دیگر مانند هندوئیم  و ... ریاضت کشیدن و سخت گرفتن آدمیان بر خودشان را ترویج نمی‌کند، اما اسلام بین سختی و راحتی دنیا پلی زده است و راحتی و آسایش دنیا را مقارن و همراه با سختی می‌بینید و بالعکس.

ائمه (ع) دنیا را سراسر سختی می‌بینند که انسان‌ها باید با عبور موفقیت آمیز از آن خود را به آخرت روشن و درخشان خود برسانند.


نفس خود را به سختی‌ها و مشکلات عادت دهید!

امام علی علیه السلام به امام حسن وصیت می‌کنند: «عَوِّدْ نَفْسَکَ [الصَّبْرَ] التَّصَبُّرَ عَلَى الْمَکْرُوهِ وَ نِعْمَ الْخُلُقُ التَّصَبُرُ فِی الْحَقِّ»؛ در سختی‌ها و ناگواری‌ها خود را به شکیبایی وادار، راستی چه نیکو خویی است شکیبایی در راه حق! (1)
انسان‌های وارسته به دنبال راحت طلبی و آسایش نیستند، بلکه همواره سعی دارند نفس خود را به سختی عادت دهند.
یکی از نکات تربیتی ظریف در این بیان حضرت نهفته است که می‌تواند در تربیت فرزندانمان کمک بسیاری به ما کند؛ حضرت این نکته را به ما یادآور می‌شوند که لزوما نباید تمام امکانات رفاهی و آسایشی را در اختیار فرزندانمان بگذاریم و به این وسیله نوعی تنبلی و سست عنصری را در میان آنها ترویج دهیم، هر چند که فراهم کردن آسایش و امکانات رفاهی خانواده جزو مسئولیت‌های مردان است، اما نباید با اجابت بی چون و چرای خواسته‌های فرزندانمان آنها را راحت‌طلب بار بیاوریم.
همواره باید این نکته را به خاطر داشته باشیم، افراد با گذشته سرشار از سختی و مشکلات، در مدیرت مشکلاتی  که در آینده با آن مواجه خواهند شد و یا حتی زندگی روزمره عملکرد بهتری خواهند داشت و در صورت مواجه با هر مشکلی به سرعت راه برون رفت از آن را می یابند.


چگونه خانه دنیا را توصیف کنم که ابتداى آن سختى‏ و پایان آن نابودى است؟ 
امیر المومنین می فرمایند: «اى بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش مى‏کنم و از دنیاپرستى شما را مى‏ترسانم؛ زیرا دنیا خانه‏اى ناپایدار و جایگاه سختى‏ و مشکلات است. چگونه خانه دنیا را توصیف کنم که ابتداى آن سختى‏ و مشقّت و پایان آن نابودى است؟ در حلال دنیا حساب و در حرام آن عذاب است. کسى که ثروتمند گردد فریب مى‏خورد و آن کس که نیازمند باشد اندوهناک است و تلاش کننده دنیا به آن نرسد و به رهاکننده آن، روى آورد. کسى که با چشم بصیرت به آن بنگرد او را آگاهى بخشد و آن کس که چشم به دنیا دوزد کوردلش مى‏کند.» (2)
«مبادا دلبستگى فراوان دنیاپرستان، و تهاجم حریصانه آنان به دنیا، تو را مغرور کند؛ چرا که خداوند تو را از حالات دنیا آگاه کرده، و دنیا نیز از وضع خود تو را خبر داده، و از زشتى‏هاى روزگار پرده برداشته است‏.» (3)


در به دست آوردن دنیا آرام باش و به یقین بدان که تو به همه آرزوهاى خود نخواهى رسید
«به یقین بدان که تو به همه آرزوهاى خود نخواهى رسید و تا زمان مرگ بیشتر زندگى نخواهى کرد و بر راه کسى مى‏روى که پیش از تو مى‏رفت، پس در به دست آوردن دنیا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردى نیکو عمل کن، چه بسا تلاش بى اندازه براى دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد. پس هر تلاشگرى به روزى دلخواه نخواهد رسید، و هر مدارا کننده‏اى محروم نخواهد شد. نفس خود را از هرگونه پستى باز دار، هر چند تو را به اهدافت رساند؛ زیرا نمى‏توانى به اندازه آبرویى که از دست مى‏دهى بهایى به دست آورى‏.» (4)


مصرف گرایی، مرض انسان مدرن
مصرف گرایی یکی از امراضی است که انسان‌های امروزی به آن گرفتارند، اما برای درمان آن به هیچ طبیبی مراجعه نمی‌کنند؛ مصرف‌گرایی از اقتضائات تفکر غربی است، اما آیا باید مسلمانان که نگرش متفاوتی به دنیا و آخرت دارند نیز دارای چنین سبک زندگی باشند!
مصرف‌گرایی ناشی از این تفکر است که ما تنها در این دنیا زندگی می‌کنیم پس باید نهایت استفاده‌مان را از دنیا بکنیم و از ملزومات این رویکرد حرص بی نهایت انسان‌ها در برآوردن حاجات و آرزوها است که مخالف با نگرش ائمه به آن است.
«پسرم، بدان تو براى آخرت آفریده شدى، نه دنیا، براى رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن در آن، براى مرگ، نه زندگى جاودانه در دنیا که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنى و به آخرت در آیى و تو شکار مرگى هستى که فرارکننده آن نجاتى ندارد و هر که را بجوید به آن مى‏رسد و سرانجام او را مى‏گیرد.» (5)


هم دنیا آنها را به بازى گرفته و هم آنها با دنیا به بازى پرداخته‌اند
«همانا دنیا پرستان چونان سگ‏هاى درنده، عوعوکنان، براى دریدن صید در شتابند، برخى به برخى دیگر هجوم آورند، و نیرومندشان، ناتوان را مى‏خورد، و بزرگ‏ترها کوچک‏ترها را و یا چونان شترانى هستند که برخى از آنها پاى بسته، و برخى دیگر در بیابان رها شده، که راه گم کرده و در جادّه‏هاى نامعلومى در حرکتند، و در وادى پر از آفت‏ها، و در شن‌زارى که حرکت با کندى صورت مى‏گیرد گرفتارند، نه چوپانى دارند که به کارشان برسد، و نه چراننده‏اى که به چراگاهشان ببرد. دنیا آنها را به راه کورى کشاند.
و دیدگانشان را از چراغ هدایت بپوشاند، در بیراهه سرگردان در نعمت‏ها غرق شده‏اند که نعمت‏ها را پروردگار خود قرار دادند. هم دنیا آنها را به بازى گرفته و هم آنها با دنیا به بازى پرداخته و آخرت را فراموش کرده‏اند.» (6)


خوشا به حال آن کس که در راه خدا هر گونه سختى و تلخى را به جان خریده
«اى دنیا از من دور شو، مهارت را بر پشت تو نهاده و از چنگال‏هاى تو رهایى یافتم و از دام‏هاى تو نجات یافته و از لغزشگاه‏هایت دورى گزیده‏ام.


ای دنیا! آن کس که بر امواج تو سوار شد، غرق گردید

امّا هیهات! کسى که در لغزشگاه تو قدم گذارد سقوط خواهد کرد و آن کس که بر امواج تو سوار شد غرق شد؛ کسى که از دام‏هاى تو رهائى یافت پیروز شد، آن کس که از تو به سلامت گذشت نگران نیست که جایگاهش تنگ است؛ زیرا دنیا در پیش او چونان روزى است که گذشت.


سوگند به خدا، رام دنیا نگردم که خوارم سازد

از برابر دیدگانم دور شو، سوگند به خدا، رام تو (دنیا) نگردم که خوارم سازى، و مهارم را به دست تو ندهم که هر کجا خواهى مرا بکشانى، به خدا سوگند که تنها اراده خدا در آن است، چنان نفس خود را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان، هر گاه بیابم شاد شود و به نمک به جاى نان خورش قناعت کند و آنقدر از چشم‏ها اشک ریزم که چونان چشمه‏اى خشک در آید، و اشک چشمم پایان پذیرد.


آیا سزاوار است که چرندگان، فراوان بخورند و راحت بخوابند و على نیز [همانند آنان‏] از زاد و توشه خود بخورد و استراحت کند؟
چشمش روشن باد! که پس از سالیان دراز، چهارپایان رها شده و گلّه‏هاى گوسفندان را الگو قرار دهد!! خوشا به حال آن کس که مسئولیّت‏هاى واجب را در پیشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هر گونه سختى و تلخى را به جان خریده، و به شب زنده‏دارى پرداخته است و اگر خواب بر او چیره شده بر روى زمین خوابیده، و کف دست را بالین خود قرار داده و در گروهى است که ترس از معاد خواب را از چشمانشان ربوده و پهلو از بسترها گرفته و لبهایشان به یاد پروردگار در حرکت و با استغفار طولانى گناهان را زدوده‏اند». (7)


نگرش انسان گرایانه اسلام
اسلام نگرشی کاملا انسان‌گرایانه دارد، در حالی که آن چه امروز به عنوان سبک زندگی غربی در حال رواج است نگرشی حیوانی به انسان دارد.

 

اسلام، انسان را در دو بعد می‌بیند، در حالی که با ترویج سبک زندگی غربی آنچه در میان ما شیوع پیدا می‌کند توجه صرف به جسم و نیازهای جسمانی و دستیابی به اهداف دنیایی به هر قیمتی است، اما نگرش اسلام به انسان، در برآوردن گرسنگی و تشنگی و نیازهای جنسی خلاصه نمی‌شود، بلکه اسلام، چشم انداز وسیع‌تری در افق دید خود قرار می‌دهد.


ضرورت آخرت گرایى‏
«اى پسرم! من تو را از دنیا و تحوّلات گوناگونش و نابودى و دست به دست گردیدنش آگاه کردم و از آخرت و آنچه براى انسان‏ها در آنجا فراهم است اطّلاع دادم و براى هر دو مثال‏ها زدم، تا پند پذیرى و راه و رسم زندگى بیاموزى. همانا داستان آن کس که دنیا را آزمود، چونان مسافرانى است که در سر منزلى بى آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینى را دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است.
پس مشکلات راه را تحمّل مى‏کنند و جدایى دوستان را مى‏پذیرند و سختى سفر و ناگوارى غذا را با جان و دل قبول مى‏کنند تا به جایگاه وسیع و منزلگاه امن، با آرامش قدم بگذارند و از تمام سختى‏هاى طول سفر احساس ناراحتى ندارند و هزینه‏هاى مصرف شده را غرامت نمى‏شمارند و هیچ چیز براى آنان دوست داشتنى نیست جز آن که به منزل أمن و محل آرامش برسند.
امّا داستان دنیا‌پرستان همانند گروهى است که از جایگاهى پر از نعمت‏ها مى‏خواهند به سرزمین خشک و بى آب و علف کوچ کنند، پس در نظر آنان چیزى ناراحت کننده‏تر از این نیست که از جایگاه خود جدا مى‏شوند، و ناراحتى‏ها را باید تحمّل کنند». (8)


پی نوشت ها:
1.نهج البلاغة/ صبحی صالح/ ص 391
2.نهج البلاغة/ ترجمه دشتى/ ص 129
3.نهج البلاغة/ ترجمه دشتى/ ص531
4.نهج البلاغة/ ترجمه دشتى/ ص533
5.نهج البلاغة/ ترجمه دشتى/ ص531
6.نهج البلاغة/ ترجمه دشتى/ ص531
7.نهج البلاغة/ ترجمه دشتى/ ص555
8.نهج البلاغة/ ترجمه دشتى/ ص527

 

توصيه هاي ماه صفر+ صدقه زياد بدهيد

در مراسم این هفته دعای کمیل در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مطرح شد
سعی کنید صدقه زیاد بدهد چرا که از روایات برمی آید در این ماه بلا زیاد می شود لذا برای اینکه محفوظ بمانید اولا فراوان صدقه بدهید ، ثانیا این دعای سه چهار خطی که سفارش شده را در روز ده بار بخوانید ،خیلی موثر است .

مراسم هفتگی دعای کمیل ، همزمان با آخرین شب ماه محرم در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) برگزار شد.

به گزارش عقیق ، دراین مراسم که با حضور جمع زیادی از مشتاقان اهلبیت(ع) برگزار شد ، حاج منصور ارضی به قرائت دعای کمیل پرداخت و پایان بخش مراسم نیز مدیحه سرایی و عزاداری توسط حاج سعید حدادیان بود.

در ادامه متن سخنان حاج منصورارضی پیش از قرائت دعا از نظرتان می گذرد:

 ماه محرم با همه عظمتش و همه دردهایی که بر قلوب اهلبیت (ع) و مسلمین در این ماه وارد شد ، سراسر نور و هدایت است. مردم این مصایب را دردهای خانواده خودشان می دانند و همین است که می بینید در محرم کسانی را که حتی تصور هدایتشان را هم نمی کنید جذب اهلبیت می شوند.

در ماه صفر هم سعی کنید صدقه زیاد بدهد چرا که از روایات برمی آید در این ماه بلا زیاد می شود لذا برای اینکه محفوظ بمانید اولا فراوان صدقه بدهید ، آن هم صدقه ای که گره از کار کسی بازکند ، ثانیا این دعای سه چهار خطی که سفارش شده در روز ده بار بخوانید. خیلی موثر است .

 در این دعا می خوانیم : يا شَديدَ الْقُوي‏ وَيا شَديدَ الْمِحالِ يا عَزيزُ يا عَزيزُ يا عَزيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَميعُ خَلْقِكَ فَاكْفِني‏ شَرَّ خَلْقِكَ يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ وَصَلَّي اللَّهُ عَلي‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ لطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ

این دعا دعای مهمی است . مثل سوره توبه بسم الله هم ندارد. ظاهر دعا نشان می دهد ماه صفر ماه پر بلایی است . صبر فروانی هم می طلبد. دراول دعا هم از قوت الهی کمک می گیریم دربرابر شر خلایق و همچنین خدا را با اسمایی یاد می کنیم که در دعاها کمتر استفاده شده. توسلات را هم در این ماه فراموش نکنید . در این ماه پربلا پناه بردن به اهلبیت(ع) کارها را آسان می کند.


امروز مصادف با آغاز ماه صفر دومین ماه قمری است .ماهی که به نحوست معروف است .
عقیق: ماه صفر که بنا به روایتی ، روز اول آن روز واردشدن کاروان اسرای کربلا به شام است و حوادث تلخ دیگری از جمله شهادت دختر 3 ساله امام حسین (ع)،رحلت جانگداز پیامبر اکرم (ص) در روز 28 این ماه  واقع شده و پایان ماه نیز مصادف با شهادت هشتمین پیشوای شیعیان امام رضا (ع) می باشد.

چرا صفر را صفر نامیده اند؟
در نامگذاری این ماه، دو وجه ذکر کرده‏اند:
1. از «صُفْرَة (زردی)» گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردی برگ درختان بوده است.
2.از «صِفْر (خالی)» گرفته شده؛ زیرا مردم پس از پایان ماه‏های حرام، رهسپار جنگ می‏شدند و شهرها خالی می‏شد.
این ماه، معروف به شومی و بدشگونی است. از پیامبر اکرم (ص) درباره ماه صفر، چنین نقل شده است:
هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او می‏دهم.

برخی اعمال ماه صفر
1-در این ماه، به دادن صدقه اهتمام بیشتری شود

 پیامبر اکرم (ص) در باب صدقه دادن می فرمایند : " لبخند تو بر روی برادرت صدقه است ، امر به معروف و نهی از منکر کردنت صدقه است ، رهنمایی کسی که راه را گم کرده صدقه است و دور کردن سنگ و خا ر و استخوان از راه صدقه است . "
2-برای ایمنی از بلاها، دعای زیر هر روز ده مرتبه خوانده شود:
یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ! (مفاتیح الجنان)
ای سخت نیرو، و ای سختگیر! ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز! خوارند از بزرگی‏ات همه خلقت. پس کفایت کن از من شرّ خلق خودت را، ای احسان بخش! ای نیکوکار! ای نعمت بخش! ای عطا دِه! ای که معبودی جز تو نیست! منزّهی تو! به راستی من از ظالمانم. اجابت کردیم برایش و نجاتش دادیم از غمّ و همچنین نجات دهیم مؤمنان را، و رحمت کند خدا بر محمّد و آل پاک و پاکیزه‏اش!
3-ـ «سیّد بن طاووس» نقل کرده است: در روز سوم ماه صفر، دو رکعت نماز بخوان که در رکعت اوّل سوره «حمد» و سوره «انّا فتحنا» (فتح) و در رکعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحید» قرائت شود و پس از سلام نماز، صد بار صلوات بفرست و صد بار آل ابى سفیان را لعنت کن و صد مرتبه استغفار نما و آنگاه حاجت خویش را از خداوند بخواه. (ان شاء اللّه به هدف اجابت مى رسد).( اقبال، صفحه 587)
4ـ در روز اربعین (بیستم ماه صفر) زیارت امام حسین(علیه السلام) مستحبّ است و مورد تأکید قرار گرفته. در روایتى که «شیخ طوسى» از امام حسن عسکرى(علیه السلام) نقل کرده، چنین آمده است: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است: به جاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله) و زیارت اربعین (امام حسین(علیه السلام)) و انگشتر را بر دستِ راست نهادن، و پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم الله الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.

مناسبت های ماه صفر
اوّل ماه صفر:
آغاز جنگ صفّین، مطابق نقل مورّخان در سال 37 هجرى است. جنگ صفّین از سوى امیرمؤمنان(علیه السلام) و لشکریانش، در برابر معاویه و سپاه غارتگر شام، آغاز شد و مدّت 110 روز طول کشید،(2) و در آستانه شکست لشکر شام، عمرو عاص خدعه اى به کار زد و قرآن ها را بر سر نیزه کردند و داستان تأسّف بار حکمین پیش آمد.
همچنین در این روز در سال 61 هجرى (بنا بر روایتى) سرِ مبارک حضرت سیّدالشّهدا(علیه السلام) را همراه کاروان اهل بیت(علیهم السلام)وارد شهر شام کردند.
دوم ماه صفر:
روز شهادت زید بن على بن الحسین(علیه السلام) پس از قیام بر ضدّ بنى امیّه در سال 120 هجرى است; وى به هنگام شهادت 42 سال داشت.

سوم ماه صفر: ولادت امام محمد باقر عليه السلام به روايتي. سال 57 قمري
هفتم ماه صفر:
بنا بر نقل شیخ مفید و کفعمى، روز شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام) است.
همچنین ولادت امام کاظم(علیه السلام) طبق روایتى در سال 128، در این روز در منطقه «ابواء» (محلّى میان مکّه و مدینه) واقع شده است. این روز از جهتى روز حزن و از جهتى روز سرور است.

بیستم ماه صفر:
روز اربعین امام حسین(علیه السلام) است; بنابر نقل جمعى از بزرگان مانند شیخ مفید، شیخ طوسى و کفعمى، جابر بن عبداللّه انصارى در این روز براى زیارت امام حسین(علیه السلام) به کربلا آمد و همین روز، روزى است که اهل بیت امام حسین(علیه السلام) طبق روایتى از شام به مدینه آمدند.
ولى در ارتباط با آمدن اهل بیت حسینى(علیه السلام) در روز اربعین به کربلا میان مورّخان گفتگوست; مرحوم حاج شیخ عبّاس قمى در «منتهى الآمال» از سیّد بن طاووس نقل مى کند که اهل بیت حرم حسینى(علیه السلام) در مسیر بازگشت به مدینه، نخست به کربلا آمدند و زمانى به آنجا رسیدند که جابربن عبدالله انصارى و گروهى از بنى هاشم به زیارت امام حسین و یارانش آمده بودند (و با توجه به اینکه جابر در بیستم صفر به کربلا آمد، بنابراین اهل بیت نیز ورودشان به کربلا همان روز بود).
اما مرحوم حاج شیخ عباس قمى با توجه به نقل دیگر مورّخان و قرائن و شواهد دیگر، ورود اهل بیت(علیهم السلام) را در بیستم صفر (اربعین حسینى) به کربلا بسیار بعید مى داند و از شیخ مفید و شیخ طوسى نقل مى کند که اهل بیت(علیهم السلام) روز بیستم صفر از شام به مدینه مراجعت کردند.

بیست و هشتم ماه صفر:
در چنین روزى، در سال یازدهم هجرى، رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) وفات یافت و همه مورّخان اتّفاق دارند که روز وفات آن حضرت، روز دوشنبه بود و آن حضرت به هنگام وفات شصت و سه سال از عمر مبارکشان مى گذشت.
همچنین بنا بر نقل جمعى از علما و مورّخان، روز بیست و هشتم صفر سال 50 هجرى، روز شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام) است و این روایت بیشتر در میان شیعیان مشهور است تا روایت هفتم ماه صفر.

روز آخر ماه صفر:
بنا بر قول «شیخ طبرسى» و «ابن اثیر» آخر ماه صفر سال 203 هجرى، روز شهادت امام رضا(علیه السلام) است که در سنّ پنجاه و پنج سالگى، توسّط مأمون عبّاسى مسموم شده و به فیض شهادت نائل آمدند.

"محیا محمّد و آل محمّد" یک سبک زندگی است

حجت الاسلام محمد رضا زائری:
کسی که روی پیراهن یا تی شرت مشکی عزاداری‌اش طرح ۷۲+ نقش بسته، آرزو دارد که به یاران سیدالشهدا بپیوندد و هنگامی که مچ بند چرمی با عبارت «إن قطعتم یمینی» را به دست راست یا «إن قطعتم یساری» را به دست چپ می‌بندد، در واقع دست راست و چپ خود را برای قربانی کردن در راه عقیده آماده می‌کند.
عقیق: حجت الاسلام محمدرضا زائری در یادداشتی به بیان شاخصه های سبک زندگی حسینی بر مبنای "محیا محمّد و آل محمّد" پرداخته است، که در ادامه آورده ایم؛ ماه محرم و نجوای روزانه زیارت عاشورا با تکرار عبارت «محیا محمد و آل محمد» یادآور غایت و آرمانی است که باید زندگی روزمره دنیایی را به عرصه تحقق زندگی آسمانی با الگوی حسینی تبدیل کند و انسان مؤمن را به سمت و سوی حسینی شدن می‌برد.

زندگی در دنیایی که مزرعه آخرت است، برای مؤمن فرق می‌کند با غیر مؤمن. کسی که به آیین اسلام و مکتب اهل بیت دل داده و جان سپرده در هر نفس، هر قدم، هر کلام و هر حرکت باید بر پایه آموزه‌های اسلامی زندگی کند. 

دستور‌های دینی ما در ریز‌ترین امور هم تکلیف انسان مؤمن را مشخص کرده و خداوند با فرستادن پیامبر و جانشینان او هم در حدیث و گفتارشان به شکل صریح و هم در سیره و کردارشان به شکل عملی، الگو و نمونه‌ای برای زندگی عرضه داشته است. 

مبنای قرآنی «ولکم فی رسول الله اسوة حسنة» برای کسانی که به بندگی خداوند می‌اندیشند و به روز داوری ایمان دارند، زندگی دینی و ایمانی متفاوتی بر اساس زندگی پیشوایانشان در عرصه‌های گوناگون زندگی دنیا می‌سازد. 

انسان مؤمن که حیات و شهادت حسین بن علی ـ علیهماالسلام ـ را بالا‌ترین تجلی و جاودانه‌ترین جلوه بندگی خدا می‌بیند، هر صبحگاه در زیارت عاشورای او از خدا چنان بودنی و چنان رفتنی می‌طلبد و زمزمه می‌کند که: «الهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد» و این زمزمه آرام آرام در لحظه‌های زندگی و محیایش جاری می‌شود. 

توجه به نمونه‌های عینی حضور حسینی در زندگی روزمره، مقدمه‌ای است برای مطالعه و باز‌شناسی این سبک زندگی و تمرکز جدی‌تر بر عناصر و مؤلفه‌هایی خاص مانند محصولات مصرفی که نمونه‌هایی محسوس و ملموس هستند از این جهت اهمیت می‌یابند. 

با این نمونه‌هاست که بی‌شعار و سخن نوعی زندگی شکل می‌گیرد و بدون آنکه کسی بخواهد زبان بگشاید در رفتار و کردار خود به سبک خاصی از زندگی را برمی‌گزیند؛ از خوراک و پوشاک تا شنیدنی‌ها و دیدنی‌ها همه با خود نوعی زندگی را شکل می‌دهند. 

بررسی و شناخت و تولید و مصرف این گونه محصولات در ماه محرم و صفر، ایام سوگواری ابوالاحرار سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ مقدمه‌ای است برای شکل بخشیدن به یک زندگی حسینی در همه روزهای سال. 

سیاه پوشی در سوگ پیشوایان هدایت و نور، سرآغازی است برای سپید شدن و راهیابی به نور هدایت در همه عرصه‌های زندگی و توجه به سبک زندگی حسینی در ماه محرم مقدمه‌ای است برای پرداختن و عرضه سبک زندگی دینی در سایر مناسبت‌ها و موقعیت‌های سال از میلاد رسول خدا تا عید غدیر و ماه مبارک رمضان. 

نخستین قدم‌ها برای سفر در جاده زندگی حسینی کشف نمونه محصولات و عادات و آداب آیینی و سنت‌ها و رسوم و رفتار و کردار مردم است در اظهار دلبستگی و محبت و عشق و اعتقادشان به بنده برگزیده و عزیز یکدانه خدا حسین بن علی علیهماالسلام. 

این حوزه بسیار گسترده و البته کمتر شناخته شده است و از تابلوهای تبلیغاتی هیأت‌ها و تزئینات مجالس مذهبی تا پوشاک و خوراک را در بر می‌گیرد و هر چه بیشتر بدان بپردازیم، فرصت‌ها و بهانه‌های تازه تری برای مصداقی و عینی کردن مفاهیم دینی در عرصه زندگی واقعی خواهیم یافت. 

در حوزه سبک زندگی مهم‌ترین مؤلفه تولید محصول به شمار می‌آید و اهمیت آن در این نکته نهفته است که مفاهیم و ارزش‌ها و افکار مجرد و ذهنی را به مصداق‌های عینی و مشخص تبدیل می‌کند و مخاطب و مصرف کننده بی‌آنکه بخواهیم مستقیم به او چیزی بگوییم، پیام را دریافت می‌کند و از آن متأثر می‌شود. 

کتیبه‌ها و پرچم‌های در و دیوار مجالس حسینی که خود رسانه‌هایی مستقل به شمار می‌آیند، به تنهایی می‌توانند موضوع مطالعه و کار جدی باشند و قطعا اهمیتشان از تبلیغات حاشیه زمین‌های مسابقات ورزشی کمتر نیست و باید برای انتقال پیام به مخاطبی که در بهترین شرایط روحی مدتی با آن‌ها روبروست برای شعار و طرح و مضمون آن اندیشید و دقت کرد. 

وقتی این روز‌ها پرچم کوچکی که به آنتن یک خودرو تاکسی نصب شده در معرض دید مخاطب قرار می‌گیرد، شعار مشخص آن با عبارت «مقصد: آزادی انسان از جهل» به مسافران تاکسی حس و حال تازه‌ای می‌دهد که برگرفته از زیارت ناحیه مقدسه است که فرمود: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة» یعنی بدون آنکه این عبارت را برای مخاطب بخوانید مضمون آن را در شکل کاملا متناسب با حرکت مسافر تاکسی به ذهن و جان او منتقل کرده‌اید. 

وقتی شخص به مجلس عزاداری وارد می‌شود، کیسه‌ای را برمی‌دارد که کفش خود را در آن بگذارد و می‌بیند که روی کیسه این جمله نقش بسته که: «کفش مهمان تو تاج سر ماست» و بی‌آنکه کسی با او مستقیم سخن بگوید احساس می‌کند، به عنوان مهمان سیدالشهدا حرمت و قداستی ویژه دارد. 

این رویکرد در لباس عزایی که در زمینه رنگ مشکی‌اش و در جای قلب طرح و نقشی با این عبارت نقش بسته که «قبره فی قلب من والاه» به مخاطب القا می‌کند که قلب او می‌تواند جایگاه قبر مولایش باشد. 

بر روی جعبه دستمال کاغذی هیأت به جای طرح و نقشی عمومی که در بهترین حالت یک گل است این مصراع به چشم می‌خورد که: «ای اشک ماتمت به رخ مردم آبرو» و سوگواران سیدالشهدا احساس می‌کنند، با هر قطره اشک دارند آبروی اجتماعی خود را ذخیره می‌کنند. 

وقتی عزادار امام حسین در پایان مجلس مهمان سفره اکرام حضرتش می‌شود بر سفره یکبار مصرف هیأت نقش فرشتگانی را می‌بیند که غذا را به او تعارف می‌کنند و به این ترتیب شما بی‌آنکه چیزی بگویید به او یادآوری کرده‌اید که از غذایی آسمانی می‌خورید.

و وقتی شرکت کنندگان در مجلس عزاداری می‌خواهند آب بنوشند روی لیوان‌های مقوایی طرحی از سپاه اشقیا را می‌بینند که با نیزه‌های خود جلوی آب را گرفته‌اند و هر کسی این لیوان را به دست بگیرد، با خواندن عبارت «از آب هم مضایقه کردند کوفیان» بی‌تردید زیر لب یا حسین را زمزمه خواهند کرد. 

شکل دادن به سبک زندگی مخاطب یعنی همین که شما بدون آنکه به او دستوری بدهید یا نصیحتی بکنید با ارائه محصولی که استفاده می‌کند، یک ارزش یا یک فرهنگ را به او منتقل کنید و این اتفاقی است که تا کنون جایش بسیار خالی بوده است. 

کسی که روی پیراهن یا تی شرت مشکی عزاداری‌اش طرح ۷۲+ نقش بسته، آرزو دارد که به یاران سیدالشهدا بپیوندد و هنگامی که مچ بند چرمی با عبارت «إن قطعتم یمینی» را به دست راست یا «إن قطعتم یساری» را به دست چپ می‌بندد، در واقع دست راست و چپ خود را برای قربانی کردن در راه عقیده آماده می‌کند. 

شاید هنوز برای رسیدن به وضع مطلوب فاصله‌ای طولانی و کاری سنگین داشته باشیم ولی این تجربه‌ها می‌تواند آغازی باشد برای عرضه محصولات و نمونه‌های مشخص و عینی برای مناسبت‌ها و بهانه‌های دیگری در طول سال که به مرور همچون حلقه‌های به هم پیوسته زندگی دینی در طول سال را رقم زنند.

کربلا ؛ مکتب اخلاق

متن بیانات آیت الله فاطمی نیا؛ بیت الزهرا؛ هجدهم محرم الحرام:
قرائت قرآن خیلی مهم است. باید درست خوانده شود. سابقا در ایران فن و اسلوب قرائت نبود. فنّ می خواهد. حساب می خواهد. در قاهره شیخ محمد رفعت بود که حقاً اسمش در تاریخ ماندگار شده است. هنگامی که قرائت می کرد، صندلی های سالن خرید و فروش می شد!
این ها نعمت های خدا هستند. در روایت داریم که انبیا از خوش صدا ترینِ مردمان بودند. داریم که حضرت سجاد و باقر(ع) از خوش صداترین مردمانِ آن زمان بودند.
خب برگردیم به بحث خودمان. بحث در صفات عالیه بود. این بحث، رمز کار است!
فرض کنید یک ساختمان را کاملا سیم کشی کنند، گران قیمت ترین لوسترها را آویزان کنند، اما اگر منبع برق نباشد چه فایده دارد؟؟!! وقتی مولد نیرو نباشد به درد نمی خورد.
دینِ ما، دینِ بازیچه نیست. اگر اخلاق را ازش بگیریم این دین خاموش می شود. به درد نمی خورد. پیامبر می فرماید: «بُعِثتُ لِأتَمّم مَکارمَ الاخلاق» اصلا برای این مبعوث شدم.
الان علم اخلاق را علمی درجه دو می دانند. حاشیه ای می دانند. خیلی مهم نمی دانند. در حالی که اصلْ، جلسه اخلاق است.
آیت الله آسید علی شوشتری(ره) بودند. شخصی از ایشان مسأله ای می پرسد و به ایشان اطلاعات دروغ می دهد. لذا ایشان فتوای ناصحیح می دهد. همان شب شخصی می آید جلوی درب منزل ایشان. شخصی ژنده پوش! گاهی این افراد ژنده پوش اهل حقیقت اند. در حدیث داریم که خداوند اولیائش را در میان مردم مخفی کرده است.
بله. شخصی ژنده پوش آمد جلوی درب منزل ایشان و گفت که این فتوا را اشتباه داده ای! فردا کارگر بِبَر. مدارک را فلان جا دفن کرده اند. بعد شخص می گوید: آسیدعلی شوشتری، وعده ما در وادی السلام!!
فردا آقای شوشتری می رود و مدارک را می یابد و فتوا را عوض می کند. سید شوشتری(ره) بعد از این جریان اوضاع درونی اش منقلب می شود. مدت ها می گذرد. آن ژنده پوش را هم پیدا می کند و از آن استفاده می کند. یک وقتی گُذارَش به مجلس ملا حسینقلی همدانی(ره) افتاد.
بنده بارها عرض کرده ام که عارف  باید مجتهد باشد. باید بتواند ارشاد کند. عرفان مراحل دارد. باید شخص مجتهد و متخصص باشد. استاد می خواهد. عرفان و طیّ راه استاد و متخصص می خواهد.
بهترین دستور نیز همان است که آیت الله بهجت(ره) می فرمود: به یقینیات خود عمل کنیم. اگر به یقینیاتِ خود عمل کنیم، از مَلَک برتر می شویم. بالاترین دستور همین است. باید برای رضای خدا عمل کنبم. به همه درجات می رسیم.
امثال شیخ حسنعلی نخودکی فقط برای رضای خدا، فقط برای رضای خدا کار می کرده اند. عبادت می کرده اند.
بنده از طریق پدرم خبر موثق دارم آشیخ حسنعلی ۳۰ شب، گونی می انداخته و در آن سرمای شدید مشهد، فقط و فقط عبادت می کرده است! خب این روح و جسم ارتباط دارد. به جایی می رسد که روح انقدر قوی می شود که بر جسم مسلط می شود.
فقط رضای خدا !
ابن عطا سِکَندری جمله ای مست کننده دارد! ابن عطا آدمی حکیم بوده است. خیلی جملات عجیبی دارد. آدمی را مست می کند. در یک جا می گوید:«در پشتِ یک در بایست(فقط در خدا). نه برای این که در به رویت باز شود. اگر از ذهنت این چیزها را بیرون کردی درها خود بخود برایت باز می شود!»
نباید منتظر کرامات باشیم، نباید به این نیت عبادت کرد. باید ذهنمان را از این چیزها خالی کنیم. باید بدانیم همه چیز از آن خداست. به اذن الهی است:«و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی»
در آیه ای داریم که ای عیسی! تو شفا دادی اما ما هستیم که شفا می دهیم! همه آثار و کرامات از آنِ خداست. این را باید مد نظر داشته باشیم.
برگردیم به داستان. آسید علی شوشتری رفت به درس آیت الله حسینقلی همدانی. ملاحسینقلی را کشید بیرون گفت: این علم را کسانی هستند که ندریس بکنند. اما اخلاق و سلوک خیلی مهجور است! ملاحسینقلی همدانی درس و بحث را رها کرد و خدمت سیدشوشتری(ره) رسید و مراتب را طی کرد و به صفات عالیه رسید. دارد که ۳۰۰ ولیّ الهی را تربیت کرد آخوند همدانی!
ببینید این ها همه صفات عالیه است. صفات عالیه خیلی مهم است. اخلاق، خوش اخلاقی، گذشت، مصالحه. این ها خیلی مهم است. الان بسیاری از زندگی ها به طلاق منجر می شود. چرا؟ چون اخلاق نیست در زندگی هایمان.
بین زن و شوهری را من با یک جمله امیرالمؤمنین(ره) مصالحه کردم و آشتی دادم. یک جمله:«الاحتمال قبرالعیوب» تحمل، قبر عیب هاست. اگر بخواهیم این جمله را شرح دهیم ۲۰۰ صفحه کتاب می شود!
تحمل باید داشت. در مقابل هر چیزی نباید جواب داد. باید تحمل کرد. سکوت و تحمل بسیاری از دعوا و اختلاف ها را مرتفع می کند.
ملاحسینقلی همدانی با همین اخلاقیات، با همین صفات عالیه ۳۰۰ ولیّ الهی تربیت کرد. گذشت و بلند نظری و باقی صفات عالیه.
مکتب کربلا نیز فقط اخلاق بود. اخلاق رذیله به نمایش گذاشته شد. اخلاق فضیله هم به نمایش گذاشته شد. مکتب اخلاق بود. مکتب علم بود.
امام حسین(ره) جانش را داد تا بندگان را از نادانی برهاند. نهضت، اصلا نهضت علم است، فضیلت است. اخلاق است. نهضت فضایل است. امام حسین(ره) درس عزت و ذلت را در زیر برق شمشیرها داد نه زیر سقف و جای گرم ونرم!
 
«ای فرس با تو چه رخ داد که خود باخته ای --مگر اینگونه که ماتی تو شَه انداخته ای»
سخنان استاد جاودان؛ حسینیه هنر؛ هجدهم محرم الحرام:
اگر انسان در سنّ کم باشد، او را می پذیرند و او را کمک می کنند. میرزای شیرازی(ره)، محمد حسن شیرازی، ایشان می فرمود: چهل روز بکوش گناه کبیره نکنی. اگر توانستی این کار را بکنی، برای تو تبدیل می شود به ملکه. و بعد از آن باید سعی شود طاعت و عبادت کنی.
حدیثی هست به نام حدیث معراج که بی نظیر است در میان احادیث اخلاقی و عرفانی شیعه. در آن حدیث خطاب از خداوند آمده است :«یا احمد! آیا می دانی کدام زندگی گواراتر است؟ و کدام زندگی باقی مانده تر است؟ فرمود: خیر، نمی دانم. خطاب آمد: آن زندگی گواراست که صاحبش از یادِ من خطور نکند. لحظه ای از یاد من بیرون نرود. نعمت مرا فراموش نکند.»
اما حیات باقی ماندنی آن است که صاحبش بر روی خودش کار می کند. مراقبه می کند. نتیجه کارش نیز اینست که  دنیا در نظرش کوچک می شود و آخرت در نزدش بزرگ!
خواسته منِ خداوند را بر خواسته خودش مقدم و رضایت مرا طلب می کند. تنظیم می کند حق مرا. ادا می کند حقّم را. به یاد دارد و توجه دارد که من به او علم دارم؛ در قرآن دارد «أعلم بِما کَسَبت». آن چه مورد نظرِ من است را مراقبه می کند. مراقب است مرا ، هر شب و روز، در هر سیئه و معصیت. در هر حالی من را مراقب است!
برای رسیدن به مقصد باید راه را بپیماید. به عنوان اولین قدم، باید در هر چیز مرا مراقبه کند؛ در مقابل هر معصیت مرا در نظر بیاورد.
در روایات بر ذکر دائم تاکید شده است. یعنی چه؟ منظور ذکر لفظی روزانه نیست. بلکه در روز با کارهایش و کنار گذاشتن ِ معصیت یاد و اطاعت خدا را بکند.
مرحله اول ذکر این است که مثلا شخص نماز بخواند؛ عبادت کند. مرحله دوم: مراقبت می کند. کوشش می کند در عبادت کردن.
پس از این مراقبه، با او طورِ دیگر رفتار می شود. چون او نیز طور دیگری رفتار کرده است! او را مواظبت می کنند. محافظش هستند. یعنی ولایت دارند بر او.
استاد ما، آیت الله حق شناس(ره) می فرمودند: «حتی معلمش را هم انتخاب می کنند! هم مُباحثش را هم تعیین می کنند! همه را برایش انتخاب می کنند!»
آقای حق شناس(ره) یک وقتی می خواستند خانه بخرند. ابتدا می خواستند سر کوچه خانه بگیرند ولی شرایط طوری پیش آمد که در پس کوچه خانه گرفتند. این طور برایش مقدر نمودند! اگر کسی به آنجا رسید که او را مواظبت کنند او به جایی می رسد.
اگر انسان در سنّ کم باشد، او را می پذیرند و او را کمک می کنند. میرزای شیرازی(ره)، محمد حسن شیرازی، ایشان می فرمود: چهل روز بکوش گناه کبیره نکنی. اگر توانستی این کار را بکنی، برای تو تبدیل می شود به ملکه. و بعد از آن باید سعی شود طاعت و عبادت کنی.
این را هم مد نظر داشته باشید اگر هزار بار هم زمین خوردی باز بلند شو! بگو من می توانم! اگر این چنین باشی «لهم دارالسلام عند ربهم و هو ولی». همسایه خداوند می شوند به تعبیر من! وَ خداوند ولیّشان است. خب چگونه ممکن است شخص به این ولیّ(خداوند) برسد؟ باید خودش ولیّ بشود؛ باید بنده ی طاعت شود.

خبرگزاری فارس: آیت الله جاودان گفت: من نمی‌توانم با گناه بسازم و با گناه ساختن به معنای این است که من می‌خواهم دستم را توی آتش بکنم و تحمل بکنم.

در ششمین شب مراسم حسینیه هنر در محرم 1434 آیت‌الله محمد علی جاودان استاد درس اخلاق و از شاگردان برجسته آیت الله حق‌شناس سخنرانی کردند که متن آن در زیر می‌آید.

یک حدیث داریم که حداقل با اسمش آشنا هستید، حدیث معراج که در میان احادیث اخلاقی شیعه بی‌نظیر است. معمولا نام مبارک پیامبر را می‌برد و بعد یک مطلبی می برد. آیا می‌دانید کدام زندگی گواراتر است و کدام زندگی باقی ماندنی‌تر است؟

آن زندگی که صاحبش لحظه‌ای از یاد من بیرون نرود و نعمت مرا فراموش نکند؛ اما آن زندگی باقی ماندنی، زندگی‌ای است که صاحبش برای خودش کار می‌کند، روی خودش کار می‌کند، این آن چیزی است که اصلا از بین نمی‌رود.

نتیجه کاری که شخص روی خودش می‌کند نتیجه به این می‌شود که دنیا در نظرش کوچک می‌شود و آخرت را در نظرش عظیم و بزرگ می‌کند و خواستۀ مرا بر خواسته خودش مقدم می‌دارد و رضای مرا طلب می‌کند، تعظیم می‌کند آن‌طور که بایست حق مرا یاد دارد که من به او علم دارم. مراقبه می‌کند مرا در شب و روز نزد هر سیئه و معصیت (صغیر و کبیر) این یک راه درازی را باید بپیماید تا به این جایگاه که قدم اول است برای ما. ما حداقل یک آروزوهایی داریم دیگر.

ذکر دائم یعنی چه؟

به عنوان اولین قدم در هر چیز «یراقبونی بالیل و نهار». این اولین قدم است، در روایات متعدد دیگری هم دارد، می‌فرماید که سخت‌ترین وظیفه مومن چند تا چیز است، مواسات با برادران و … یکی از آن‌ها ذکر دائم است. حالا ذکر دائم یعنی چه؟ منظور این نیست که دائما ذکر بگویی. منظور اینست که در طول روز که می خواهد کار انجام بدهد ممکن است معصیت پیش آید و باید گناه را کنار بگذارد و اگر معصیت است نکند و اگر اطاعت است بکند.

اولین بار که آدم دل می بندد یا ایمان می‌آورد، مثلا یک نفر که مسیحی است مسلمان می‌شود، ما که در خانواده مسلمان بزرگ شدیم، ذره‌ای از آن علقه‌ها در طول زمان ایجاد می‌شود. بعضا در یک حادثه آن علقه پیش می‌آید. در آن اولین قدم چیزی ممکن است آدم را بترساند و آن می‌شود یک سرمنشا برای اصلاح راه.

از این شروع بنده خدا تصمیم می‌گیرد که مسلمان باشد، مسلمان! مثلا نماز بخواند، یک مرحله بالاتر اینست که دائما مواظب اعمال و کردارش باشد. سخنش را وزن می‌کند که غیبت نشود و یا توهینی نکند.

آن ذکری که در من یک جریان بوجود آورد، شروع یک حرکت بود. در طول روز آدم دائما باید مشغول وزن باشد. این خیلی مهم است که هیچ جایی را نگذارد که از دستش لیز بخورد، یعنی مواظبتش جوری است که گاهی لیز خوردن هم پیش نیاید. این مرحله دوم بود.

اگر مقاومت در کار باشد حتما کمک خواهد شد.

کسی که طاعت را انتخاب می‌کند مقام برتری دارد. در تمام 4 راه‌ها نگاه می‌کند ببیند که کدام طاعت است، کوشش برای انتخاب طاعت است. کل زندگی را من مناظره می‌کنم تا حتما طاعت را انتخاب کنم. از اینجا آدم با سایرین فرق می‌کند، با او یک رفتار دیگری می‌کنند، این امر مهمی است. ملاحظه‌اش را می کنند، مواظبتش می‌کنند. این‌ها را ما اسمش را می‌گذاریم ولایت. ولایت الهی سایه‌اش بالای سر این شخص افتاد.

امام زمان دائما مواظب اوست. در روایت است که من این را از حلال صافی هم مراقبت می‌کنم، از ترس اینکه این حلال صافی او را به شبهه بکشاند. این کار صحیح است، مراقبت است، ولی ممکن است در طول آن کار حوادثی پیش بیاید که پای بنده‌ام بلغزد، نمی‌گذارم آن کار سر بگیرد.

استاد حق شناس می فرمودند که استادش را هم مشخص می‌کنند، کدام دانشگاه برود، کدام رشته…

در مرحله والاتر همسر برایش انتخاب می‌کنند. آقای حق شناس می‌خواست خانه بخرد، ولی گفتند اینجا نه، رفتند کمی عقبتر پس کوچه شد، گفتند اینجا خوب است. ایجا سلامت دینی شما بهتر رعایت می‌شود. این مرحله سوم است.

بعضی گناهان از کسی بخشیده نمی‌شود. وقتی می‌گویی ای کاش می‌شد که فقط من را به آن گناه مواخذه می‌کردند چون گناه کوچکی بوده، از آن دسته گناهانی است که بخشیده نمی‌شوند.

برنامه عملی داشته باشید. بگویید من می‌خواهم از امروز صبح گناه نکنم. دوستی داشتم که تصمیم گرفته بود که از امروز به نامحرم چشمش نیفتد. آمد پیش من گفت که حالا که تصمیم گرفتم نگاهم عمدی شده. باید به خدا تکیه کنیم و شاید او برای تو کاری بکند. باید به خدا پناه ببریم. اگر هم سنم کم باشد پناه بردن را می‌پذیرند، باور کنید می پذیرند، کمک می کنند.

وقتی به میرزای شیرازی بزرگ مراجعه می‌کردند، می‌گفتند که 40 روز بکوش گناه کبیره نکنی و اگر توانستی این تبدیل می‌شود به ملکه برای تو. بعد از آن سعی کن هر کاری می‌کنی طاعت باشد.

ممکن است که یک روزه همه گناه‌ها را بگذاری کنار، ولی طاعت کامل سخت است، راه درازی وجود دارد که هزار بار زمین می‌خوری و این ایرادی ندارد و اگر پی بگیری آنجایی است که خدا کمک می‌کند، اگر مقاومت در کار باشد حتما کمک خواهد شد.

آیت‌الله حق‌شناس، نزدیک سه سال این ذکرش بود که چه کار کنیم خدا از ما راضی باشد

من تصمیم دارم گناه نکنم ولی در همین روز اول 40 تا گناه کردم، باید فردا هم تصمیم بگیرم، من نمی‌توان با گناه بسازم، ساختن مثل اینست که دستم را بکنم در آتش، ماندن در آتش ممکن نیست. این چیزی نیست که آدم بتواند تحمل کند، من ناگزیرم، اگر من معتقد به یک قیامت هستم ناگزیر به تصمیم هستم.

اگر 1000 بار شکست خوردی بلند شو بگو من می‌توانم، قدم اول قدم بسیار بزرگی است. برای قدم دوم ممکن است 60 سال زمان ببرد، چون طول می‌کشد می‌گویی من نمی‌خواهم، نمی شود که، قیامتت بسته به آن است. دست مهربان از اینجا بر سر آدم می‌آید.

بنده 18 سالم بود، آقای حق شناس، ظهر می‌رفتیم پیش اقای حق‌شناس، می‌فرمود چکار کنیم خدا از ما راضی باشد، شاید نزدیک سه سال این ذکرش بود که چه کار کنیم خدا از ما راضی باشد. بعد دیگر چیزی نگفت. راه حلش را هم به ما گفت. آن روزها برای ما شده بود یک آرزو.


ای فرزند! دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله و آن حضرت نیز از جبرییل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد می‌شود و پیش‌آمدهای عظیمی که رخ می‌دهد آنرا بخواند

از حضرت زین‌العابدین علیه السلام روایت شده که می‌فرمایند: « پدرم در روز عاشورا مرا به سینه خویش چسبانید و در حالی که از زخم‌هایشان خون، فوران می‌کرد، فرمود: ای فرزند! دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از جبرییل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد می‌شود و پیش‌آمدهای عظیمی که رخ می‌دهد آنرا بخواند

سپس فرمود: بخوان:

بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی.

(دعوات، قطب‌الدین راوندی، ص54)

برای سلامتی آیت الله مجتبی تهرانی دعا کنیم

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو...

برای سلامتی معلم اخلاق دعا کنیم

صبح امروز برخی سایت های خبری از وخیم تر شدن اوضاع جسمی و حتی به کما رفتن حضرت آیت الله مجتبی تهرانی خبر دادند.هر چند این خبر تکذیب شده،اما حاج آقا در بستر بیماری هستند.هر کجا که هستیم برای سلامتی و شفای معلم اخلاق شهر دعا کنیم.

»از همه‌تان تقاضا می‌کنم من را هم دعا کنید. تعارف نمی‌کنم و جدی می‎گویم. من محتاج دعای شما هستم.» این جمله را حضرت آیت االله مجتبی تهرانی در آخرین جلسه منبرشان در ماه رمضان امسال گفتند. کهولت سنی باعث شد از ابتدای محرم امسال هم جلسات ایشان به جز چند شب اول برگزار نشود.

از صبح امروز  برخی سایت های خبری از وخیم تر شدن اوضاع جسمی و حتی به کما رفتن ایشان خبر دادند.هر چند حجت‌الاسلام حسین تهرانی فرزند حاج آقا مجتبی این خبر را تکذیب کرده،اما آنچه مسلم است ایشان در بستر بیماری هستند.

در گوشه و کنار کشور نیز جلسات دعا برای شفای ایشان برگزار شده.در آخرین مورد آیت‌الله محمدعلی جاودان ، امشب و پس از نماز مغرب و عشاء در حسینیه مرحوم حاج شیخ مرتضی زاهد مراسم ختم صلوات برگزار کردند.فردا نیز در حسینه خیمه مشتاقان و علاقمندان این عالم عظیم الشان در مراسم دعا و توسل شرکت خواهند کرد.

هر کجا که هستیم برای سلامتی و شفای معلم اخلاق شهر دعا کنیم؛ امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو...


لطفا به گوش «آقا مجتبی» برسانید؛

در این شهر هزار رنگ منتظریم شما برگردید

دلمان لک زده تا در ایام اعتکاف، از مسجد آیت‌الله شاه آبادی بیرون برویم تا در مسجد چهل ستون پشت سر «آقا مجتبی» نماز بخوانیم و به تذکر آن روحانی جوان اعتنا نکنیم که می‌گوید: اعتکافتان دچار مشکل می‌شود، از مسجد بیرون نروید! و ما با خنده بگوییم: نماز پشت سر آقا مجتبی را عشق است!

عقیق،رضا صیادی: آهای آقای دکتر!  شما را به خدا هر چه در چنته داری، رو کن.  پیرمردی که روی آن تخت سفید خوابیده و نفس‌هایش به شمارش افتاده، مراد ماست که خدا می‌داند حاضریم جانمان را بدهیم تا او دوباره چشم‌هایش را باز کند، روی صندلی رنگ و رو رفته‌اش بنشیند و برایمان از سیدالشهدا(ع) بگوید. 

آقای دکتر! نکند این روزها، مثل یکی از همین فیلم‌های صدتا یک غاز ایرانی، از اتاق شیشه‌ای بیرون بیایی و بگویی: متاسفم. تو را خدا برایم روضه نخوان که ما وسیله‌ایم و عمر دست خداست! می‌دانم. اصلا من و تو که باشیم که بخواهیم خودمان را وارد معامله آقا مجتبی و خدا کنیم، اما راستش را بخواهی این دلشوره عذاب آور، دست بردار نیست. هر بار که صدای پیامک موبایلم می‌رود بالا ، دلم هوری می‌ریزد پایین.

این شایعه‌های لعنتی هم که دست بردار نیستند. مرد باش و بگو حال آقا مجتبی خوب شده و همین روزها از بیمارستان مرخص می‌شود و چهارشنبه همین هفته جلسه اخلاق برپاست. دلم از این می‌سوزد که حاج آقا همین بیخ گوشمان بود و قدرش را ندانستیم. این سال‌ها آنقدر مشغله داشتیم که اصلا چهارشنبه‌های تقویم را گم کرده بودیم. حالا مثل این بچه‌های خیالباف دارم با خودم قول و قرار می‌گذارم که «اگر حاج آقا خوب شود...» بیا و مردانگی کن تا این آرزوها به دل ما نماند.  دلمان لک زده تا یک دفتر چهل برگ از آن مغازه‌دار قدیمی خیابان ایران بخریم و از همان در کوچک انتهای بن بست ملکی وارد مجلس شویم. اول یک استکان چای کمر باریک بخوریم و بعد برویم یک جایی نزدیکی‌های صندلی حاج آقا برای خودمان دست و پا کنیم.

دلمان لک زده تا حاج آقا اوصاف «متقین» را بگوید و ما مثل این میرزا بنویس‌های کارکشته تند و تند نت برداریم و چند روز بعد دفتر را گم کنیم تا همین داستان هفته بعد هم تکرار شود. دلمان لک زده که گاهی اوقات برویم و پشت سر حاج آقا نماز بخوانیم و موقع قنوت گوش‌هایمان را تیز کنیم تا هر چه او خواند را تکرار کنیم، بدون آنکه حتی معنایش را بدانیم و بعد توی دلمان بگوییم حاج آقا که بی حکمت دعا نمی‌کند. اصلا دلمان لک زده برای همان غروری که پس از کلاس‌های اخلاق حاج آقا سراغمان می‌آمد. تا بادی در گلو بیندازیم و به دوستان بگوییم :«دیشب جلسه اخلاق حاج آقا مجتبی بودیم...» و همین جمله ساده را طوری آب و تاب دهیم که شنونده گمان کند با یکی از شاگردان خصوصی استاد طرف است.

دلمان لک زده تا در ایام اعتکاف، از مسجد آیت‌الله شاه آبادی بیرون برویم تا در مسجد چهل ستون پشت سر «آقا مجتبی» نماز بخوانیم و به تذکر آن روحانی جوان اعتنا نکنیم که می‌گوید: اعتکافتان دچار مشکل می‌شود، از مسجد بیرون نروید! و ما با خنده بگوییم: نماز پشت سر آقا مجتبی را عشق است!  دلمان لک زده برای زل زدن به آن چشم‌هایی که انگار همیشه حوضچه اشک است. دلمان لک زده برای «آمین» گفتن به دعاهایی که حاج آقا می‌خواند و دل ما را قرص می‌کرد که خدا بندگانش را دوست دارد. می‌بینی آقای دکتر! خروار خروار آروزهای ما روی آن تخت سفید خوابیده است.

 قول بده همین امشب وقتی معاینه‌ات تمام شد ، کنار تخت حاج آقا بایستی، دستت را به آسمان بلند کنی و «آمن یجیب» بخوانی. اگر این قوانین دست و پا گیر پزشکی‌ات راه داد، سراغ حاج آقا برو، نگاه به چشمان بسته اش نکن، حتما صدایت را می‌شنود. سرت را کنار گوشش ببر و آرام بگو: «خیلی‌ها توی این شهر هزار رنگ چشم انتظارند که شما برگردید. یک وقت نا امیدشان نکنید...»بعد به نیابت از همه ما بر آن دستان بی رمق بوسه بزن که عجیب دلتنگش هستیم.  آقای دکتر جان تو و جان عزیز ما.

 

ويژگي هاي متقين

توصيف ويژگي هاي متقين در كلام امير مومنين

یکی از اصحاب امیرمومنان علیه السلام به نام همام که مردی عابد و پرهیزگار بود به آن حضرت عرض کرد:

ای امیرمومنان پرهیزگاران رابرایم آنچنان توصیف کن که گویا آنان را با چشم می نگرم.

امام علی علیه السلام در پاسخش فرمود:

1- اهل فضیلت بوده کلام و گفتارشان صدق و راستی منهاج و روش زندگی شان میانه روی متواضع و فروتن هستند.

2- چشمان خویش را از آنچه خداوند بر آنها تحریم نموده پوشانیده و گوشهای خود را وقف شنیدن علم و دانش سودمند کرده اند.

3- در بلا و آسایش حالشان یکسان است, و اگر نبود اجل و سرآمد معینی که خداوند برای آنها مقرر داشته, روح های آنان حتی یک چشم برهم زدن از شوق پاداش و از خوف کیفر در جسمشان قرار نمی‌گرفت.

4- خالق و آفریدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده(به همین جهت)غیر خداوند در نظرشان کوچک است. آنهابه کسی می مانندکه بهشت را با چشم دیده و در آن متنعم است و همچون کسی هستند که آتش دوزخ را مشاهده کرده و در آن معذب است.

5- قلب هایشان محزون ،موجودات ازشرشان درامان،بدن هایشان لاغر،و نیازمندی هایشان خفیف(کم)و نفوسشان عفیف و پاک است.

6- برای مدتی کوتاه در این جهان صبر و استقامت ورزیدند و در نتیجه راحتی و آسایشی طولانی بدست آوردند، و این تجارتی است پرسود که پروردگارشان برایشان فراهم ساخته است.

7- دنیا(باجلوه هایش)خواست آنها را بفریبد ولی آنها فریبش را نخوردند و آنرا نخواستند، دنیاخواست آنها را اسیر خود سازد ولی آنها با فداکاری،خویشتن را آزاد ساختند.

8- شب هامتهجد( درحال عبادت)بوده و با پروردگار خود راز و نیاز دارند، قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت می کنند، با قرائت آن جان خویش را محزون ساخته و داروی درد خود را از آن می گیرند.

9- هرگاه به آیه ای برسند که درآن تشویق باشد باعلاقه فراوان بدان روی آورده،روح و جانشان با شوق بسیار در آن نظاره کند و آن را همواره نصب العین خود می سازند. و هرگاه به آیه ای برخورد کنند که در آن بیم باشد گوشهای دل خویشتن را برای شنیدن آن باز کرده، و صدای ناله و به هم خوردن زبانه های آتش با آن وضع مهیبش دردرون گوششان طنین انداز است.

10- آنان در پیشگاه خدای متعال به رکوع رفته و جبین و دست و پابه هنگام سجده بر خاک می‌سایند، و از آزادی خویش را از آتش جهنم درخواست می‌کنند.

و اما در روز:

11-دانشمندانی بردبار و نیکوکارانی باتقوا هستند. ترس و خوف بدنهای آنها را همچون چوبه تیری لاغر ساخته چنانکه ناظران آنها را بیمار می پندارند اما هیچ بیماری در وجودشان نیست. بیخبران و نا آگاهان چنین گمان می برند که آنان غیرطبیعی هستند، در حالی که اندیشه ای بس بزرگ آنان را به این وضع در آورده است.

12- از اعمال اندک خویش خشنود نیستند و اعمال فراوان خود را نمی بینند، خویشتن را متهم ساخته،و از اعمال و کردار خود خوفناکند.

13- هرگاه یکی از آنها ستوده شود از آنچه درباره اش گفته شده در هراس افتاده و می گوید:من از دیگران نسبت به خودآگاه ترم و پروردگارم از من به من آگاه تر.

و در دعا و راز و نیاز با پروردگار عالمیان چنین عرضه میدارد:

14_بار پروردگارا مرا در مورد آنچه که به من نسبت می دهد مواخذه مفرما و مرا درباره من گمان می‌برند برتر قرار ده

و آنچه را که نمی دانند مورد غفران و آمورزش قرارداده.

از نشانه های او این است:

15- دردین نیرومند، نرمخو و دور اندیش، با ایمانی مملو از یقین ،حریص در کسب علم و دانش و دارای علمی توام با حلم، در حال ثروت و غنا میانه رو، در عبادت خاشع، در فقر و تهیدستی آراسته و زیبا، در شدائد و سختی ها بردبار، طالب رزق و روزی حلال، در راه هدایت با نشاط و از حرص و طمع دور.

16- درحالی که تمام اعمالش صالح و نیک است امّا خوف از خدای تبارک و تعالی را در دل دارد.

روز را شام می سازد و دائما در حال شکر است. شب را به روز می آورد و تمام فکرش یاد و ذکر خداوند تبارک و تعالی است. می خوابد امّا با حال خوف برمی خیزد. امّا شادمان و بانشاط، خوف او از غفلت و شادمانی و نشاطش به خاطر فضل و رحمت خدای سبحان است.

17- هر گاه نفس او در انجام وظائفی که خوش ندارد سرکشی کند او هم نفس را از آنچه دوست دارد محروم می سازد. روشنی چشمش در چیزی است که زوال و فنا در آن راه ندارد، و بی علاقه گی و زهدش در چیزی است که باقی نمی ماند و فنا پذیر است،علم و حلم رابه هم آمیخته و گفتار را با کردار هم آهنگ ساخته است.

18- آمال و آرزو و خواسته هایش نزدیک، لغزش کم، قلبش خاشع، نفسش قانع، خوراکش اندک، امورات و مسائل زندگی اش آسان، دینش محفوظ، شهوتش مرده و خشمش فرو خورده. همه انسان ها به خیرش امیدوار، و از شرش در امانند.

19- اگر در میان غافلان باشد جزو ذاکران محسوب می گردد، و اگر در میان ذاکران باشد جزو غافلان محسوب نمی شود. کسی را که به او ظلم و ستم کرده می بخشد، و به آنکه محرومش ساخته عطا می کند، با آنکس که پیوندش راقطع کرده می پیوندد، ازگفتار زشت و ناسزا بر کناراست؛کلام و گفته هایش نرم و دلنشین است، بدی هایش پنهان و نیکی هایش آشکاراست. اعمال نیک و صالحش ظاهر و اعمال زشت و شر از او دور و بعیداست.

20- در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام ،در سختی ها و ناگواری هاشکیبا و بردبار است و در موقع نعمت و راحتی سپاسگزار است.

متن زيارت عاشورا به همراه ترجمه فارسي

زيارت عاشورا

متن كامل به همراه ترجمه

 

 *- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء  

*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کند و فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز

*- يا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ

اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام

*- و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ

و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ريختند شالوده ستم و بيدادگرى را بر شما خاندان

*- وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها

و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود

*- و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ

و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهيه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند

*- بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِياَّئِهِم

بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان

*- يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ

اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قيامت

*- وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ

و خدا لعنت کند خاندان زياد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى اميه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زياد) را

*- وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زين کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پيكار با تو

*- بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ

پدر و مادرم بفدايت که براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را

*- وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و َآلِهِ

و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزيم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله

*- اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ

خدايا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت

*- يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ

اى اباعبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه و حسن

*- وَ اِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَيْكُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ على اَشْياعِكُمْ

و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بيزارى جستن از آسى آه شالوده ستم و ظلم بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ريزى کرد شالوده اين کار را و پايه گذارى کرد بر آن بنيانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما

 *- بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيِّكُمْ

بيزارى جويم بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى دوستان شما

*- وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ

و به بيزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى از ياران و پيروانشان

 *- اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ

من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد

 *- فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ

و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم کند بيزارى جستن از دشمنانتان را

 *- اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ

به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى) در دنيا و آخرت

 *- وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْكُمْ

و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسنديده شما در پيش خدا و روزيم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى (به حق) که از شما (خاندان ) است

 *- وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَه

و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او داريد ، که عطا کند به من بوسيله مصيبتى که از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را که مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى که ديده

 *- وَ اَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَميعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ

براستى چه مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا چنانم کن در اينجا که ايستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى

 *- اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

*- اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

خدايا اين روز روزى است که مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت که درود خدا بر او و آلش باد

*- فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

در هر جا و هر مكانى که توقف کرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

*- اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْيانَ وَ مُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ

خدايا لعنت کن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را که لعنت بر ايشان باد از جانب تو براى هميشه

 *- وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ

و اين روز روزى است که شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسين صلوات اللّه عليه را

*- اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذابَ (الاَْليمَ) اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَا الْيَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا

خدايا پس چندين برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى که هستم

*- وَ اَيّامِ حَياتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ

و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان پيامبرت که بر او و بر ايشان سلام باد

 

 

پس مى گوئى صد مرتبه :

 *- اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

خدايا لعنت کن نخستين ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين کسى که او را در اين زور و ستم پيروى کرد

 *- اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شايَعَتْ وَ بايَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً

خدايا لعنت کن بر گروهى که پيكار کردند با حسين عليه السلام و همراهى کردند و پيمان بستند و از هم پيروى کردند براى کشتن آن حضرت خدايا لعنت کن همه آنها را

 

پس مى گوئى صد مرتبه :

 *- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار زيارت من از شما

*- اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين

 

پس مى گوئى :

*- اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ

خدايا مخصوص گردان نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

 *- اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ

خدايا لعنت کن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا روز قيامت

 

پس به سجده مى روى و مى گوئى :

 *- اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى

خدايا مخصوص تو است ستايش سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگي مصيبتم

*- اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ

خدايا روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام.

 

تا پس از مراسم تاسوعا و عاشورا

خدانگهدار

التماس دعا

فطرت حسيني انسان

حجت الاسلام پناهیان در مراسم شب دوم محرم هیئت میثاق با شهدا؛

شکوفا ترین بخش فطرت انسان حسین(ع) است

خداوند انسان را به گونه ای خلق کرد که گرایش به خوبی در او قوی تر است اما به صورت پنهان در وجود اوست و گرایش به بدی در وجودش ضعیف تر است ولی آشکار است ...
مراسم شب دوم محرم در هیئت میثاق با شهدا، با حضور جمع کثیری از جوانان حسینی در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.

به گزارش عقیق، در این مراسم حجت الاسلام حاج علیرضا پناهیان در خصوص بازگشت به فطرت، به سخنرانی پرداختند که گزیده ای از سخنان ایشان را در ادامه آورده ایم:

زمان بازگشت به فطرت است...

حجت الاسلام پناهیان با اشاره به اینکه مدیریت انقلاب در طول 30 سال توانسته با وجود تمامی تحریم ها و فشار ها به این شکوفایی برسد، گفت: انسانهای دنیا به بن بست رسیده اند. البته خیلی ها این را نمی پذیرند و این به خاطر تصاویری است که صهیونیست ها به او القاء کرده اند. بلا فقط برای گشایش فطرت است. روز قیامت معلوم می شود چقدر بلاها انسان را نجات داده است. زمان بازگشت به فطرت است.

ایشان همچنین با طرح این سوال که، فکر می کنید چرا انسان آفریده شد؟، بیان داشت: خداوند می خواست موجودی بیافریند که به او مقرب شود فرشته به دلیل اینکه اختیار ندارد نمیتوانست باشد. چون تقربی ارزش دارد که از روی اراده باشد . خداوند انسان را به عنوان اشرف مخلوقات عالم مختار آفرید. انسان اگر گرایش به بدی داشته باشد که با ذات خدا در تضاد است و اگر گرایش به خوبی داشته باشد که تفاوتی با فرشته نخواهد داشت و اگر هم گرایش به خوبی و بدی به صورت مساوی داشته باشد هم در عذاب و تنگنا و در اعتدال بود و تقرب پیدا نمی کرد . اما خداوند انسان را به گونه ای خلق کرد که گرایش به خوبی در او قوی تر است اما به صورت پنهان در وجود اوست و گرایش به بدی در وجودش ضعیف تر است ولی آشکار است . به همین دلیل است که مجلس عزاداری برای امام حسین(ع) را با چیزی عوض نمی کنیم چون به آن گرایش شدید تری داریم. انسان به گرایش سطحی و بد راضی نیست اما با گرایش پنهان خوب قرار و آرام  پیدا میکند.

حجت الاسلام پناهیان در خصوص فطرت و بازگشت به فطرت، اظهار داشت: فطرت بخش با عظمت، روح انسان است که پنهان است و گرایش به خوبی درونش قوی تر است.  "من عرف نفسه فقد عرف ربه"، کسی که خودش را شناخت خدا را شناخته است .

وی در ادامه با اشاره به فلسفه نظام جمهوری اسلامی از نگاه امام خمینی (ره) گفت: امام خمینی فرمودند : فلسفه نظام جمهوری اسلامی بازگشت به انسان است و این بازگشت به انسان همان فطرت است . البته در ایبرالیسم هم شعار بازگشت به خود دروغین داده می شود چرا که این خود همان خود آشکار ضعیف است .

پناهیان در پایان گفت: پیامبران آمده اند حجاب فطرت را کنار بزنند. اگر گوشه ای از فطرت مشخص شود نور آن همه جا را روشن می کند. شکوفا ترین بخش فطرت انسان حسین(ع) است. فطرت اگر شکوفا بشود چیزی از انسان باقی نمی گذارد و حسین شکوفایی فطرت است. مهم ترین بخش رسالت پیامبر اکرم نیز حسین(ع) بود.

در ادامه این مراسم حاج میثم مطیعی و  امیر عباسی  به نوحه سرایی در رثای سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) پرداختند.

شرايط توبه از نگاه استاد جاودان

توبه و شرایط آن از زبان استاد جاودان:
خداوند متعال توبه را برای جبران گناهان قرار داده است. اگر تهمتی زده ای باید رضایت بخواهی و کاری بکنی که طرف شما را حلال بکند و چاره دیگری هم نیست. اگر با پدر و مادر بدرفتاری کرده‌ای، برو و دست و پای آنها را ببوس. معذرت خواهی کن! التماس کن، قسم بده که از شما بگذرند! اگر رفتارت درست بشود آنها ان‌شاءالله از شما خواهند گذشت.
اگر کسی گذشته خوبی نداشته باید گذشته را جبران کند و الا این گذشته مشکل ساز خواهد شد. به طور جدی به دنبال جبران گذشته باشد. حتما رفقای گذشته را ترک کند، زیرا اگر این رفقا عوض نشوند توبه شکسته خواهد شد. مگر اینکه آن ها هم جدی توبه کرده باشند.
خداوند متعال توبه را برای جبران گناهان قرار داده است. اگر تهمتی زده ای باید رضایت بخواهی و کاری بکنی که طرف شما را حلال بکند و چاره دیگری هم نیست. اگر با پدر و مادر بدرفتاری کرده‌ای، برو و دست و پای آنها را ببوس. معذرت خواهی کن! التماس کن، قسم بده که از شما بگذرند! اگر رفتارت درست بشود آنها ان‌شاءالله از شما خواهند گذشت.
در هر صورت اگر به خدمتگزاری و مهربانی و اطاعت از پدر و مادر بکوشی هم از گذشته شما ان شاءالله می‌گذرند و هم باعث عاقبت به خیری شما می‌شود. صورتت را به پای مادر بگذار و از خدا بخشش بخواه.
در بیابان یا حیات منزل صورتت را روی زمین و خاک بگذار و از خدا آمرزش بخواه. در روضه اباعبدالله (ع) شرکت کن و گریه و زاری بکن و از خدا آمرزش بخواه.
اگر گناهان گذشته شما کاملا بخشیده بشود آن یقین و آرامش که انسان در پی آن است، به دست می‌آید.
باید هر روز بکوشی و کار کنی و جبران کنی تا ان‌شاءالله به صورت یک مؤمن مقبول در بیایی. باید به درستی نمازت بکوشی. کاسبی و کارهایت باید پاک و حلال باشد. معاشرت تو باید درست و پاک باشد. باید خمس مالت را بدهی. اگر درآمد خوبی داری به فقرا کمک کنی. نمازت را اول وقت و به جماعت بخوانی....
منبع: پایگاه اطلاع رسانی استاد جاودان

برنامه مراسم عزاداری ایام محرم در حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

 

برنامه مراسم عزاداری ایام محرم در حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.
به گزارش KHAMENEI.IR، این مراسم از هفتم تا یازدهم محرم (۱۴۳۴ ه. ق) برابر با پنج‌شنبه ۹۱/۹/۲ تا دوشنبه ۹۰/۹/۱۷، به مدت ۵ شب، همراه با اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی(ره) واقع در خیابان فلسطین، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار می‌شود. همچنین هر شب قبل از اقامه‌ی نماز مغرب و عشاء، احكام شرعی توسط حجت‌الاسلام فلاح‌زاده بیان می‌شود.
از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام دعوت می‌شود تا در این مراسم شركت فرمایند.
برنامه‌ی این مراسم به شرح زیر است:

ایام مراسم تاریخ قبل از منبر سخنران عزاداری
شب اول
پنج‌شنبه
۷ محرم
۹۱/۹/۲

دعای توسل: مهدی سماواتی

حجت‌الاسلام صدیقی میثم مطیعی
شب دوم
جمعه
۸ محرم
۹۱/۹/۳

مرتضی طاهری

حجت‌الاسلام سیداحمد خاتمی محمود كریمی
شب سوم
شنبه
۹ محرم
 ۹۱/۹/۴
منصور نورائی حجت‌الاسلام پناهیان سعید حدادیان
شب چهارم
یكشنبه
۱۰ محرم
۹۱/۰۹/۵
سیدمحمد موسوی حجت‌الاسلام رفیعی محمدرضا طاهری
شب پنجم
دوشنبه
۱۱ محرم
۹۱/۰۹/۶

صادق آهنگران

حجت‌الاسلام عالی مهدی سلحشور