غذاهای تاکید شده از نظر اهل بیت علیهم السلام

غذاهای تاکید شده از نظر اهل بیت علیهم السلام

 

 

۱. تاکید شده که غذا در ظرف نقره و طلا خورده نشده و جایز دونسته نشده از نظر تمامی اهل بیت علیهم السلام

 

۲. امام صادق علیه السلام : لقمه ها را کوچک بردارید و نیکو بجوید . به روی مردم نظر نکنید... طعام را بسیار گرم نخوردید و صبر کنید که سرد شود و بر روی آن ندمید و همچون منافقان نان را با کارد نبرید و با دست بشکنید

 

۳. نان جو برتر از نان گندم هستش و تاکید بر خوردن آش و سوپ جو زیاد شده ... امام رضا علیه السلام : نان و طعام جو ؛ قوت پیغمبران و نیکان است.

 

۴.امام صادق علیه السلام : برنج برای بیمار مبتلا به اسهال و مبتلا به سل بسیار مطلوب است

 

۵. امام رضا علیه السلام : سویق (آرد بو داده) خاصیت های بسیاری دارد... یک نمونه آن که استخوان رو محکم میکندو گوشت رو می رویاند( میشه به همراه مواد دیگه مصرف بشه مثل شیرینی جات و یا در حلوا)

 

۶. امام صادق علیه السلام : هرکه چهل روز گوشت نخورد کج خلق می گردد.

 

گوشت مرغ تاکید شده حتی در قرآن (سوره واقعه آیه ۲۱)

 

امام کاظم علیه السلام : گوشت کبک ساق پا را قوی میکند و تب را از بین می برد.

 

رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم : کباب ضعف را از بین می برد و رنگ پوست گونه را سرخ می نماید ( بهتر است که با این دعا خورده شود : بسم الله خیر الأسماء ، ملأ الأرضِ و السَّماء، الرحمن الرحیم الذّی لا یَضُرُّ مع اسمه شیءُ و لا داءُ )

 

امام کاظم علیه السلام : خوردن ماهی اگر بی نان باشد کافی است و اگر با نان باشد گواراست (البته تاکید شده دائم و همه روزه خورده نشه)

 

۵. امام صادق علیه السلام : دو چیز به همه چی نفع می رساند: انار و آب نیمه گرم، سه چیز است که خوردنی است و بدن را لاغر می نماید: گوشت خشک، پنیر و شکوفه خرما ، دو چیز است که به همه جهت ضرر می رساند: گوشت خشک و پنیر و سه چیز است که خوردنی نیست اما سبب فربه شدن بدن می گردد: پوشیدن پیراهن کتان، استفاده از بوی خوش، همیشه نظافت را رعایت کردن

 

*منظور از گوشت خشک گوشت خامی است که توی آفتاب خشک شده باشد.

 

**استفاده از پنیر اگر با گردو باشد تاکید بسیار زیادی شده و اگر به تنهایی صبح خورده باشه جایز نیست و اگر شب خورده بشه مدح و خاصیت بسیار زیادی داره

 

*** رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم : گوشت خام باعث سست شدن معده میشود و خوردن آن کراهت بسیار دارد.

 

۶. رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم : خوردن هلیم سبب از بین رفتن ضعف می شود.

 

۷.فِرِنی که امام صادق علیه السلام هر روز به محبان خود می بخشید شامل آرد، برنج، شکر،شیرو گلاب که با حرارت ملایم تهیه شده بود. همین طور این امام حلوایی به نام تلبین را به دوست داران خود می بخشید که شامل آرد، شیر و عسل بود

 

۸. امام کاظم علیه السلام : تخم مرغ فرزند را زیاد میگرداند.

 

۹. امام صادق علیه السلام : پنج میوه از بهشت : " انار، سیب شیرین، به، انگور و خرما

 

۱۰. تقریبا بیشتر اهل بیت علیهم السلام تاکید بسیار زیادی رو موارد زیر داشتن که من دیگه نام امام رو ذکر نمیکنم.

 

روغن زیتون که خوردن آن و استفاده از آن بر روی پوست تاکید شده بود.

 

شکر: که شامل مواردی چون نبات، قند و نقل بود که امام کاظم علیه السلام همیشه قبل خواب یک چیز شیرین میخوردند.

 

عسل و خوردن آن به همراه شیر که بسیار بسیار بسیار تاکید شده بود.

 

شیر : که سبب محکم شدن استخوان میشود (شیر گاو بهتر از شیر گوشفند و شیر شتر بهتر از شیر گاو است)

 

خوردن عدس: سبب نرم شدن دل و جاری شدن آب دیده می گردد.

 

خوردن لوبیا و خرما که مدح بسیاری دارد

 

خوردن پیاز که سبب از بین رفتن بوی بد دهان میشود و محکم شدن دندان ها (یکی از خصلت هاش رو ذکر کردم)

 

خوردن سیر (البته خوردن سیر از نظر اهل بیت علیهم السلام ذکر شده بود که در مواردی که با مردم در معاشرت هستند استفاده نشه)

 

خوردن باقلا پخته شده با پوست: ساق پا را محکم میکند و باعث تصفیه شدن و تولید خون تازه در بدن می شود(منظور باقالا سبر نبوده است)

 

خوردن خیار که از نظر رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بهتر است با نمک و از انتها خورده شود(قبلا خونده بودم که توی علم هم ثابت شده موادی در انتهای خیار هست مثل نشاسته که باعث تاثیر خیار روی بدن میشود)

 

خوردن انجیر: سبب از بین رفتن بوی بد دهان میشود(یکی از خصلت هاش اینه)

 

خوردن کدو پخته :که تاکید بسیاری برای خانم ها شده

 

خوردن بادمجان: درد را از بین می برد

 

خورن ترب: باعث هضم می شود

 

خوردن گلابی: دل را جلا می دهد

 

خوردن آلوی تازه: صفرا را از بین میبرد وآلوی خشک خون را ساکن میکند و درد های قدیمی را زایل میکند

 

ترنج و نارنج که باید بعد از غذا استفاده شود و همینطور سرکه که خیلی خیلی تاکید شده بود

 

خوردن خربزه : که ۱۰ خصلت براش برشمرده اند و از جمله آن از بین برنده سنگ کلیه (خیلی تاکید شده بود)

 

خوردن مویز و سنجد که سبب تقویت حافظه میگردد و در مقابل آن سیب ترش و گشنیز که سبب فراموشی می شود

 

خوردن برگ های کاسنی و عرق آن که از نظر رسول اکرم صلی الله علیه و آله جزو سبزی های بهشتی بود و بسیار بسیار تاکید شده بود و در مقابل آن تره تیز برگ که جزو سبزی های جهنم برشمرده شده بود و از خوردن آن نهی کرده بودند

 

۱۰. حضرت فاطمه سلام الله علیها : خوردن کاهو خون را صاف میکند

 

۱۱. امام صادق علیه السلام : خوردن کرفس بر شما باد.

 

۱۲. امام رضا علیه السلام : برگ چغندر سبب راحت خوابیدن میگردد

 

توی تمام موارد زمانی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله غذایی میخوردند این دعا رو ذکر میکردند :

 

"" اللهم بارِک لـنا فیهِ و أبدِلْنا خیراً منهُ : خداوندا برای ما دراین که خوردیم برکت ده و به عوض آن بهترش را به ما عطا فرما ""

 

و زمانی که چیزی می نوشیدند میفرمودند:

 

"" اللهم بارِک لـنا فیهِ وزِدْنا فیه: خداوندا برای ما دراین که نوشیدیم برکت ده و بهترش را به ما عطا فرما ""

 

 

منبع: وبلاگ يك به علاوه يك ميشه يك

براي زحماتش، ممنون. خداوند خيرش بدهد.

 

شیوه تغذیه در معنویات جامعه / ضرورت پرداختن به طب اسلامی در حوزه علمیه

تأثیر شیوه تغذیه در معنویات جامعه/ ضرورت پرداختن به طب اسلامی در حوزه علمیه

خبرگزاری فارس: استاد حوزه علمیه گفت: علمای قدیم اسلامی در طب و بسیاری از علوم دیگر دست داشتند اما متاسفانه اکنون حوزه‌های علمیه ما جسم را رها کرده‌اند، در حالی‌ که حوزه می‌تواند در ترویج طب اسلامی نقش مهمی داشته باشد.

خبرگزاری فارس: تأثیر شیوه تغذیه در معنویات جامعه/ ضرورت پرداختن به طب اسلامی در حوزه علمیه

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، نوع تغذیه از جهت حلال و حرام بودن و نیز صحیح و ناصحیح بودن از مهمترین مسائلی است که در جسم و بدن و نیز در روح و صفات روحی انسان‌ها نقش و اثر ویژه دارد. تغذیه می‌تواند بدن انسان را سالم یا مریض و حقیقت او را به سوی سعادت ابدی یا شقاوت ابدی بکشاند. به همین جهت علمای اسلامی به این مساله بسیار اهمیت می‌دهند و مراعات آن را از اساسی‌ترین مقدمات حرکت به سوی کمال می‌دانند.

به بیان دیگر درست است که سعادت واقعی انسان در معنویات و روحیات او نهفته است اما در این میان، بدن انسان نقش ویژه‌ای دارد که اگر سالم باشد، انسان را در رسیدن به کمالات روحی و معنوی بهتر یاری می‌کند. در این راستا گفت‌وگوی مشروحی با حجت‌الاسلام والمسلمین «اسلام درخشان‌پور» از پژوهشگران و مشاوران طب اسلامی و استاد حوزه علمیه انجام داده که متن آن از نظر می‌گذرد: 

* «خداوند» اول طبیب عالم است

حجت‌الاسلام درخشان‌پور در توضیحات اولیه خود در مورد طب بیان داشت: ما در قدم اول باید بدانیم طب از کجا آمده و قرآن و احادیث اهل بیت علیهم‌السلام به چه شکلی در این‌باره مطلب فرموده‌اند.

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

حديثي از امام رضا عليه السلام

حدیث عجیبی از امام رضا عليه السلام

امام رضا(ع) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌(ع) نقل می‌فرمایند:

اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عُرضۀ گناه کردن نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عرضۀ گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش، فریب نخور، ممکن است گناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود. زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد، اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد، اما حرام نمی‌خورد. سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور، ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌مقام دارد، یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند. حدیث عجیبی است. امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: «إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید «به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.» بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند.( وسائل الشیعه، ج 8، ص 317)

10- وَ قَالَ الرِّضَا ع قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع‏ إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ قَدْ حَسُنَ سَمْتُهُ وَ هَدْیُهُ وَ تَمَاوَتَ فِی مَنْطِقِهِ وَ تَخَاضَعَ فِی حَرَکَاتِهِ فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّنَّکُمْ فَمَا أَکْثَرَ مَنْ یُعْجِزُهُ تَنَاوُلُ الدُّنْیَا وَ رُکُوبُ الْحَرَامِ مِنْهَا لِضَعْفِ نِیَّتِهِ وَ مَهَانَتِهِ وَ جُبْنِ قَلْبِهِ فَنَصَبَ الدِّینَ فَخّاً لَهَا[1] فَهُوَ لَا یَزَالُ یَخْتِلُ النَّاسَ بِظَاهِرِهِ فَإِنْ تَمَکَّنَ مِنْ حَرَامٍ اقْتَحَمَهُ وَ إِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّنَّکُمْ فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَةٌ فَمَا أَکْثَرَ مَنْ یَنْبُو[2] عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ وَ إِنْ کَثُرَ وَ یَحْمِلُ نَفْسَهُ عَلَى شَوْهَاءَ قَبِیحَةٍ فَیَأْتِی مِنْهَا مُحَرَّماً فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنْ ذَلِکَ فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّکُمْ حَتَّى تَنْظُرُوا مَا عَقَدَهُ عَقْلُهُ فَمَا أَکْثَرَ مَنْ تَرَکَ ذَلِکَ أَجْمَعَ ثُمَّ لَا یَرْجِعُ إِلَى عَقْلٍ مَتِینٍ فَیَکُونُ مَا یُفْسِدُهُ بِجَهْلِهِ أَکْثَرَ مِمَّا یُصْلِحُهُ بِعَقْلِهِ فَإِذَا وَجَدْتُمْ عَقْلَهُ مَتِیناً فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّکُمْ حَتَّى تَنْظُرُوا أَ مَعَ هَوَاهُ یَکُونُ عَلَى عَقْلِهِ أَوْ یَکُونُ مَعَ عَقْلِهِ عَلَى هَوَاهُ وَ کَیْفَ مَحَبَّتُهُ لِلرِّئَاسَاتِ الْبَاطِلَةِ وَ زُهْدُهُ فِیهَا فَإِنَّ فِی النَّاسِ مَنْ خَسِرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةَ یَتْرُکُ الدُّنْیَا لِلدُّنْیَا وَ یَرَى أَنَّ لَذَّةَ الرِّئَاسَةِ الْبَاطِلَةِ أَفْضَلُ مِنْ لَذَّةِ الْأَمْوَالِ وَ النِّعَمِ الْمُبَاحَةِ الْمُحَلَّلَةِ فَیَتْرُکُ ذَلِکَ أَجْمَعَ طَلَباً لِلرِّئَاسَةِ حَتَّى‏ إِذا قِیلَ لَهُ اتَّقِ‏ اللَّهَ‏ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ فَهُوَ یَخْبِطُ خَبْطَ عَشْوَاءَ یَقُودُهُ أَوَّلُ بَاطِلٍ إِلَى أَبْعَدِ غَایَاتِ الْخَسَارَةِ وَ یُمِدُّهُ رَبُّهُ بَعْدَ طَلَبِهِ لِمَا لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ فِی طُغْیَانِهِ فَهُوَ یُحِلُّ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَا یُبَالِی بِمَا فَاتَ مِنْ دِینِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ رِئَاسَتُهُ الَّتِی قَدْ یَتَّقِی مِنْ أَجْلِهَا فَأُولَئِکَ الَّذِینَ‏ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ‏ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً ////

و به اسناد مذکور در قبل از حضرت رضا علیه السّلام نقل است که فرمود: حضرت سجّاد علیه السّلام فرموده: اگر شما فرد ظاهر الصّلاحى دیدید که از پارسایى سکوت اختیار نموده و خضوع در حرکاتش هویدا بود، صبر کنید؛ آهسته! مبادا این ظاهر شما را گول بزند، زیرا بیشتر افرادى که در بدست آوردن دنیا و ارتکاب محرّمات ناتوانند و داراى نیّتى ضعیف و ترس قلبى‏اند؛ دین را دام و تله‏اى براى دنیاى خود ساخته‏اند، و پیوسته مردم فریب ظاهر اینان را مى‏خورند، و اگر امکان عمل حرامى را پیدا کنند حتماً مرتکب آن خواهند شد. و اگر دیدید او از مال حرام خوددارى مى‏کند، صبر کن؛ آهسته! گول نخور که‏ شهوات آدمها گوناگون است، زیرا تعداد افرادى که از مال حرام خوددارى مى‏کنند زیاد نیست هر چند در ظاهر زیاد باشند، و در عوض خود را اجبار به اعمال زشتى (زنا) مى‏کنند و در آن مرتکب حرام مى‏شوند.

و اگر دیدید از این کارهاى زشت نیز خوددارى مى‏کنند باز هم صبر کنید! مبادا گولشان را بخورید، تا اینکه کاملًا به عقده دلشان بنگرید، زیرا همه افرادى که این گونه‏اند در آخر به اندیشه‏اى متین باز نمى‏گردند، و افرادى که بواسطه جهل به فساد مى‏افتند بیشتر از گروهى است که با عقل اصلاح مى‏شوند. و اگر عقل او را نیز متین و استوار یافتید، باز هم صبر کنید و گول نخورید! ببینید هواى او متابع عقل است، یا عقل پیروى هوى؟ و ببینید عکس العمل او در برابر ریاستهاى باطل چگونه است؛ مثبت یا منفى؟.زیرا گروهى از مردم در دنیا و آخرت زیان مى‏کنند، دنیا را براى دنیا ترک نمودند، و لذّت ریاست باطله را بر خوشى اموال و نعمتهاى مباح حلال ترجیح دادند، و همه اینها را براى ریاست باطله رها نمودند، تا اینکه اگر به او گویند: از خداى بترس، بزرگ- منشى او را به گناه وادارد (یا: عزّت ظاهرى که با گناه بدست آورده او را مى‏گیرد). دوزخ او را بس است و هر آینه بد بسترى است. و او بى‏هدف به هر درى مى‏کوبد، اوّلین باطل او را به دورترین اهداف زیان و خسارت رهبرى مى‏کند، و پس از آنکه درخواست کار باطل را مى‏کند خدایش نیز او را در طغیانش مى‏کشاند، پس او حرام خدا را حلال داشته و حلال خداوند را تحریم مى‏کند، و اگر ریاستش- همان که موجب بدبختى او شده- سالم بماند دیگر برایش مهمّ نیست مطلبى از دینش فوت شود، این افراد همانهایند که خدا بر ایشان غضب نموده و مشمول لعن و نفرین خود ساخته و عذابى خوارکننده برایشان مهیّا فرموده است.

ولى انسان اصلى و مرد کارزار تکامل همان انسان نیکویى است که تمام وجودش تابع امر و فرمان خدا است، و نیرویش وقف رضاى خدا است، خوارى با حقّ که همراه عزّت ابد باشد را بر عزّت ظاهرى که در باطل است ترجیح مى‏دهد، و نیک مى‏داند که ضرر اندکى که از این رفتار عایدش مى‏گردد در نهایت او را به سرایى که نعماتش دائمى و عارى از هر هلاک و نابودى است رهنمون مى‏شود، و خوب دریافته که خوشى بسیار هواپرستى او را گرفتار عذابى خواهد کرد که قطع و زوال ندارد. اینان انسانند و مردان نیکو! پس پیرو ایشان شده و اقتدا به راهشان کنید، و بدرگاه پروردگارتان بدیشان متوسّل شوید که بازگشت نداشته و خواسته‏اى ناکام نماند. الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 156


[1] ( 1) الفخ: آلة یصاد بها.

[2] ( 2) أی من ینفر عنه و لا یقبل إلیه.

اهمیت صدقه دادن در احادیث

اهمیت صدقه دادن در احادیث

  • به جای صندوقهای کمیته امداد که ممکن است بیش از یکماه طول بکشد تا خالی شود(یا توسط ماموران زحمتکش کمیته، یا توسط کسانی که فکر می کنند مستحق تر از دیگران هستند!) ، می توانید صدقات خود را به صورت آنلاین و از طریق شماره کارت خود به حساب کمیته امداد امام خمینی یا خیریه های دیگر(20 خیریه دیگر) بریزید.
  • ضمنا کسانی که خارج از کشور هستند نیز می توانند از این سرویس استفاده کنند.
  • برای این منظور به این آدرس مراجعه کنید:



برخي احاديث قابل تامل در خصوص اهميت صدقه دادن


  • الإمامُ الصّادقُ (ع):خداوند تبارک و تعالى مى فرماید : هیچ چیزى نیست مگر این که کسى را مأمور گرفتن آن کرده ام بجز صدقه که آن را با دست خودم مى قاپم/  إنّ اللّه َ تبارَکَ و تعالى یقولُ : ما مِن شَیءٍ إلاّ و قد وَکَّلتُ مَن یَقبِضُهُ غَیرِی، إلاّ الصَّدَقةَ؛ فإنّی أتَلَقَّفُها بِیَدِی تَلَقُّـفا ./ (میزان الحکمه/ ١٠٤٩٨)
  • رسولُ اللّه(ص): صدقه ، بلا را دفع مى کند و مؤثرترین داروست ؛ صدقه ، قضاى حتمى را دفع مى کند و چیزى جز دعا و صدقه درد و بیماریها را از بین نبرد . / الصَّدَقةُ تَدفَعُ البَلاءَ، و هِی أنجَحُ دَواءٍ، و تَدفَعُ القَضاءَ و قد اُبرِمَ إبراما، و لا یَذهَبُ بالأدواءِ إلاّ الدعاءُ و الصَّدَقةُ/  (میزان الحمه/١٠٥٠٢)
  • امام کاظم علیه السلام ـ وقتى مردى از عیالوارى خود و این که همه آنها بیمارند، شِکوه کرد ـ فرمود : آنها را با صدقه درمان کن ؛ زیرا هیچ چیز زودتر از صدقه به درگاه خدا پذیرفته نمى شود و براى بیمار دارویى سودمندتر از صدقه [به مومنین] نیست./ الإمامُ الکاظمُ علیه السلام ـ لَمّا شَکا إلَیهِ رجُلٌ فی کَثرَةٍ مِنَ العِیالِ کُلِّهِم مَرضى ـ : داوُوهُم بِالصَّدَقةِ، فَلَیسَ شَیءٌ أسرَعَ إجابَةً مِنَ الصَّدَقةِ، و لا أجدى مَنفَعةً على المَرِیضِ مِنَ الصَّدَقةِ ./  (میزان الحکمه/10516)
  • رسولُ اللّه(ص) : زیاد صدقه بدهید تا روزى داده شوید/ أکثِرُوا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرزَقُوا (میزان الحکمه/10517)
  • رسولُ اللّه(ص): صدقه بر روزى و دارایى صدقه دهنده مى افزاید ؛ پس ، خدایتان رحمت کناد ، صدقه بدهید ./ إنَّ الصَّدَقَةَ تَزِیدُ صاحِبَها کَثرَةً ، فَتَصَدَّقُوا یَرحَمْکُمُ اللّه ُ ./ (میزان الحکمه/10518)
  • الإمامُ الصّادقُ(ص):گاهى اوقات من تنگ دست مى شوم و به وسیله صدقه ، با خدا سودا مى کنم/ إنّی لاَُملِقُ أحیانا، فَاُتاجِرُ اللّه َ بِالصَّدَقةِ(میزان الحکمه/10521)
  • الکافى ـ به نقل از هارون بن عیسى ـ : امام صادق علیه السلام به فرزند خود محمّد فرمود : فرزندم! از آن خرجى، چقدر اضافه آمده است؟ عرض کرد : چهل دینار . فرمود : برو و آنها را صدقه بده . عرض کرد : فقط همین چهل دینار باقى مانده است . حضرت فرمود : آنها را صدقه بده ؛ زیرا خداوند عزّ و جلّ عوضش را مى دهد . مگر نمى دانى که هر چیزى کلیدى دارد و کلید روزى، صدقه دادن است ، پس آن چهل دینار را صدقه بده .  محمّد چنین کرد ، و ده روز بیشتر بر ابو عبد اللّه (امام صادق) علیه السلام نگذشت که از جایى چهار هزار دینار به ایشان رسید ./  الکافی عن هارون بن عیسى : قال أبو عبد اللّه علیه السلام لمحمّد ابنه: یا بُنَیَّ، کَم فَضَلَ مَعَکَ مِن تلکَ النَّفَقَةِ ؟ قالَ : أربَعونَ دِینارا، قالَ : اُخرُجْ فَتَصَدَّقْ بها، قالَ : إنّهُ لَم یَبقَ مَعِی غَیرُها! قالَ : تَصَدَّقْ بها؛ فَإنَّ اللّه َ عزّ و جلّ یُخلِفُها، أ مَا عَلِمتَ أنَّ لِکُلِّ شَیءٍ مِفتاحا و مِفتاحُ الرِّزقِ الصَّدَقةُ؟ فَتَصَدَّقْ بها .  فَفَعَلَ ، فما لَبِثَ أبُو عبدِ اللّه ِ علیه السلام عَشرَةَ أیّامٍ حتّى جاءَهُ مِن مَوضِعٍ أربَعَةُ آلافِ دِینارٍ(میزان الحکمه/1053 و -الکافی : ٤ / ٩ / ٣)
  • رسول الله(ص): صدقه دادن به خویشاوند ، اجرش دو چندان است/ إنَّ الصَّدَقةَ على ذِی القَرابَةِ یُضَعَّفُ أجرُها مَرَّتَینِ/ .(میزان الحمه/10588)
  • رسول الله(ص): برترین صدقه آن است که به خواهرت یا دخترت بدهى . این صدقه به خودت برمى گردد و جز تو کسى دریافت کننده آن نیست/ أفضَلُ الصَّدقَةِ على اُختِکَ أو ابنَتِکَ، و هِی مَردُودَةٌ علَیکَ لَیسَ لَها کاسِبٌ غَیرُکَ(میزان الحکمه/١٠٥٥٩)
  • رسولُ اللّه(ص): چون روز خود را آغاز کردى ، صدقه اى بده، تا شومى آن روز را از تو دور گرداند و چون شب شد صدقه اى بده، تا نحوست آن شب را از تو بِبَرد / إذا أصبَحتَ فَتَصَدَّقْ بصَدقَةٍ تُذهِبُ عنکَ نَحَسَ ذلکَ الیَومِ، و إذا أمسَیتَ فَتَصَدَّقْ بصَدقَةٍ تُذهِبُ عنکَ نَحَسَ تلکَ اللیلةِ(میزان الحکمه/١٠٥٧٦)
  • رسول خدا(ص): هرکه صدقه اى را به نیازمندى رساند ، اجر صاحب آن صدقه را دارد و از اجر صدقه دهنده نیز چیزى کم نشود./ مَن مَشى بصَدَقةٍ إلى مُحتاجٍ کانَ له کَأجرِ صاحِبِها، مِن غَیرِ أن یَنقُصَ مِن أجرِهِ شَیءٌ(میزان الحکمه/١٠٥٨٨)
  • رسول خدا(ص): هرکه براى مستمندى صدقه اى گرد آورد ، اجرى همانند اجر صدقه دهنده دارد و اگر چهل هزار انسان هم آن صدقه را دست به دست کنند و سپس به دست مستمند برسد باز به همه آنها اجر کامل داده می شود./ مَن تَصَدَّقَ بصَدَقةٍ على رَجُلٍ مِسکینٍ کانَ لَهُ مِثلُ أجرِهِ، و لَو تَداوَلَها أربَعونَ ألفَ إنسانٍ ثُمّ وَصَلَت إلى المِسکینِ کانَ لَهُم أجرا کامِلاً(میزان الحکمه/10589)
آدرس برای صدقه آنلاین از طریق درگاه بانک ملت(از طریق همه کارتهای عضو شبکه شتاب):
http://echarity.bankmellat.ir/Echarity/payment/InstituteList.aspx
 
 
منبع: گلستان و بوستان كلام اهل بيت عليهم السلام

معیارهای انتخاب همسر از نگاه پیامبر اکرم (ص)

معیارهای انتخاب همسر از نگاه پیامبر اکرم(ص)


ازدواج در نگاه هر کس معیارهایی دارد. با این حال، معیارهایی که بزرگان دین معرفی کرده اند، سالم ترین و مطمئن ترین معیارها است.

شرط اول؛ ایمان

در اسلام شرط اول انتخاب همسر ایمان و تقوا معرفی شده است. دین بنیان خانواده را حفظ می کند و همسر باتقوا بیشتر از همسری که تقوای کمتری دارد، می تواند اعتماد و آرامش شما را تامین کند. بنابراین پرهیزگاری شرط اول ازدواج از نگاه ائمه و معصومین است. کسی که پایبند به دین نباشد هیچ ضمانتی وجود ندارد که به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک پایبند باشد. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: وقتی کسی که به خواستگاری می آید و اخلاق و دین اش مایه رضایت است به او زن دهید که اگر چنین نکنید، فتنه و فساد زمین را پر خواهد کرد. (نهج الفصاحه ، ح247)

در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: با زن به خاطر 4 چیز ازدواج می شود: مال و ثروتش، زیبایی اش، دینداری اش و اصل و نسب خانواده اش؛ و تو با زنان متدین ازدواج کن. (کنز العمال . ح44602)

حس خلق

توصیه بعدی اسلام درباره ملاک های ازدواج، حسن خلق است. مردی در این زمینه با امام رضا (علیه السلام) مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمود: اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور. ( وسائل الشیعه، ج14،ص54). دینداری و اخلاق از مهمترین ملاک هایی است که باید هنگام انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرند و اگر این دو خصوصیت در کسی وجود نداشت، در ازدواج با او باید تردید کرد. حسن خلق به دارا بودن اخلاق های خوب مثل صداقت، عفت کلام، نگاه پاک، امانتداری، فروتنی، بخشندگی و در کنار آن دوری از اخلاق های بد نظیر تندخویی، بی وفایی، کینه و حسادت و... را شامل می شود.

وصلت خانوادگی

ازدواج یک پیوند خانوادگی است نه پیوند دو نفر. از سوی دیگر، خانواده اولین و مهم ترین ریشه هر فرد و آموزشگاهی است که او داشته هایش، خلق و خو، عادت ها و نگاهش به زندگی را از آنجا کسب کرده. بنابراین مهم است با خانواده ای سالم و اصیل وصلت کنیم. اصالت خانوادگی به معنای سلامت خانواده و خوشنام بودن آن ها است. نه ثروت و اصل و نسب و نام و فامیل. اسلام تأکید دارد که درباره سابقه خانوادگی همسر، تحقیق لازم صورت گیرد و به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی آنها در نظر گرفته شود. زیرا این اصالت خانوادگی در زندگی جدید و نسل بعد تأثیر خواهد گذاشت. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این رابطه می فرمایند: «برای نطفه های خود، بهترین را گزینش کنید. »

امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که هم نشینی با او مایه اندوه و بلاست.»

همتایی

کفویت در ازدواج هم همیشه مورد تاکید پیامبر اکرم(ص) و ائمه بوده است. کفویت به معنای تناسب و همتایی و هماهنگی در ویژگی های اصلی افراد است و در جنبه های ایمانی، فکری، اقتصادی، سنی، ظاهری، خانوادگی، فرهنگی، تحصیلی و... مطرح می شود. در اسلام تاکید زیادی بر کفویت اعتقادی شده است چرا که اعتقادات هر فرد درون مایه وجودی او را مشخص می کنند و تضاد در اعتقادات تنش های زیادی در زندگی در پی دارد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مرد مۆمن، کفو و همتای زن مۆمن است؛ و مرد مسلمان، همتای زن مسلمان.» (وسائل الشیعه، ج14، ص44.)

بر این اساس بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، حضرت علی (علیه السلام) را برای همسری دختر خود انتخاب نمودند. بعضی روایات همچنین کفویت را شامل دو چیز دانسته‌اند: یکی عفت ناشی از ایمان و اعتقاد و دیگری تأمین امکانات زندگی.

سلامت

سلامت جسم و روح در ازدواج همیشه مورد تاکید اسلام بوده است. امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که هم نشینی با او مایه اندوه و بلاست.» (جعفریات، ص 92.)

احادیثی از پیامبر اکرم (ص) درباره ازدواج:

* مراسم ازدواج را آشکار برگزار کنید و خواستگاری را پنهان .(کنز العمال . ح44532)

* بهترین ازدواجها ها آن است که آسان تر انجام گیرد .(نهج الفصاحه ، ح248) درباره افزایش روزی پس از ازدواج احادیث دیگری هم از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. ایشان می فرمایند: زن بگیرید؛ زیرا که ازدواج کردن روزی شما را بیشتر می کند .(بحار الانوار . ج103 0ص217)

* مردان عزب خود را زن دهید؛ زیرا با این کار خداوند اخلاق آنان را نیکو می گرداند و روزیهایشان را زیاد می کند و بر جوانمردی های آنان می افزاید. (بحار الانوار . ج103 0ص222).

در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد، که نزد خدای عزوجل محبوبتر و ارجمند تر از ازدواج باشد. (بحار الانوار . ج103 0ص222)

هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد بر آورد که: وای بر او دین خود را از گزند من حفظ کرد .(کنز العمال . ح44441)

دو رکعت نمازی که ازدواج کرده می خواند، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که فرد عزب می خواند .(بحار الانوار . ج103 0ص219).

فاطمه ایمانی

بخش کلوب ازدواج تبیان

نهم ماه ربیع الاول و آغاز ولایت امام زمان (عج) مبارک باد

۱۱ فایده برای انجام امر به معروف و نهى از منکر

 

۱۱ فایده برای انجام امر به معروف و نهى از منکر، حتى اگر اثر نکرد:

 

۱) گاهی امر و نهی ما امروز اثر نمی کند، ولی در تاریخ روی فطرت و قضاوت دیگران اثر دارد. چنان که امام حسین علیه السلام در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد، تا وجدان مردم در طول تاریخ بیدار شود.

۲) گاهی امر و نهی، فضا را برای دیگران حفظ می کند. چنان که فریاد اذان مستحب است، گرچه شنونده ای نباشد؛ ایستادن به هنگام قرمز شدن چراغ راهنمایی لازم است، گرچه ماشینی نباشد. زیرا حفظ قانون و فضای احترام به قانون لازم است.

۳) گاهی امر و نهی ما، گناهکاران را از گناه باز نمی دارد؛ ولی گفتن های پی در پی، لذت گناه را در کام او تلخ می کند و لااقل با خیال راحت گناه نمی کند.

۴)برای حفظ آزادی باید امر و نهی کرد؛ زیرا نگفتن، جامعه را به محیط خفقان و ترس و سکوت تبدیل می کند.

۵) امر و نهی برای خود انسان مقام آفرین است، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: « و من احسن قولاً ممّن دعا الی الله »

۶) امر به معروف و نهی از منکر، اگر در دیگران اثر نکند؛ لااقل برای خود ما یک نوع قرب به خداوند، تلقین و تمرین شجاعت و جلوه ی سوز و تعهد است.

۷) گاهی امر و نهی ما امروز اثر نمی کند، اما روزی که خلافکار در بن بست قرار گرفت و وجدانش بیدار شد، می فهمد که شما حق گفته اید. بنابراین اگر امروز اثر نکند، روزگاری اثر خواهد کرد.

۸) امر و نهی، وجدان انسان را آرام می کند، انسان با خود می گوید که من به وظیفه ام عمل کردم. این آرامش وجدان با ارزش است، گرچه دیگران گوش ندهند.

۹)امر به معروف و نهی از منکر، سیره ی انبیاست، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: « و اذا ذکّروا لا یذکرون » و یا بار ها می فرماید: مردم سخنان و ارشاد های پیامبران را گوش نمی دهند و از آن ها روی بر می گردانند. بنابراین ما نباید توقع داشته باشیم که همه به سخنان ما گوش بدهند.

۱۰) امر به معروف، اتمام حجت برای خلافکار است تا در قیامت نگوید کسی به من نگفت، علاوه بر آنکه عذری برای گوینده است تا به او نگویند چرا نگفتی؟

۱۱) هنگام قهر الهی، آمرین به معروف نجات خواهند یافت.

 

به نقل از کتاب دقایقی با قران از استاد قرائتی

نماز روز آخر ذي الحجه

نماز روز آخر ذي الحجه

 

امروز ، روز آخر سال اسلامى قمرى است.

 

لذا مرحوم «سيّد بن طاووس» نقل كرده است كه در اين روز، دو ركعت نماز مى خوانى و در هر ركعت، يك مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو الله» و ده مرتبه «آية الكرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گويى:

 

أللهُمَّ ما عَمِلتُ فى هذِهِ السـّـنةِ مِنْ عَمَل نـَهَيتـَـنى عـَـنهُ و لمْ ترْضَهُ، و نـَسيتهُ ولمْ تنسَهُ، وَدَعَوتنى اِلى التوبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَليْكَ، اَللهُمَّ فاِنى أسْتغفِرُكَ مِنهُ فاغفِرْ لى، وَما عَمِلتُ مِنْ عَمَل يُقَرّبـُـنى اِليكَ فاقبَلهُ مِنى، وَلا تقطعْ رَجائى مِنكَ ياكَريمُ.

 

وقتي چنين كردى شيطان مى گويد: واى بر من! هرچه در مدّت اين سال زحمت كشيدم (و او راوسوسه كردم) با اين عمل، همه را از بين برد و سالش را به خير پايان داد

در ذكر استحباب روزه‌ي روز اول ماه محرم

در ذكر استحباب روزه‌ي روز اول ماه محرم

 

ريان بن شبيب گويد:

روز اول ماه محرم خدمت حضرت رضا رسيدم بمن فرمود اى پسر شبيب روزه اى ؟ گفتم نه فرمود اين روزيست كه زكريا بدرگاه پروردگارش دعا كرد و گفت پروردگارا بمن ببخش از پيش خود نژاد پاكى زيرا تو شنواى دعائى خدا برايش اجابت كرد و بفرشتگان دستور داد ندا كردند زكريا را كه در محراب ايستاده بود كه خدا تو را به يحيى بشارت ميدهد هر كه اين روز را روزه بدارد و سپس دعا بدرگاه خدا كند خدا مستجاب كند چنان كه براى زكريا مستجاب كرد سپس گفت اى پسر شبيب به راستى محرم همان ماهى است كه اهل جاهليت در زمان گذشته ظلم و قتال را بخاطر احترامش در آن حرام مى دانستند و اين امت حرمت اين ماه را نگه نداشتند و نه حرمت پيغمبرش را در اين ماه ذريه او را كشتند و زنانش را اسير كردند و بنه اش را غارت كردند خدا هرگز اين گناه آنها را نيامرزد اى پسر شبيب اگر براى چيزى گريه خواهى كرد براى حسين (ع) گريه كن كه چون گوسفند سرش را بريدند و هجده كس از خاندانش با او كشته شد كه روى زمين مانندى نداشتند و آسمانهاى هفت گانه و زمين براى كشتن او گريستند و چهار هزار فرشته براى ياريش بزمين آمدند و ديدند كشته شده و بر سر قبرش ژوليده و خاك آلود باشند تا قائم (ع) ظهور كند و ياريش كند و شعار آنها يا لثارات الحسين است اى پسر شبيب پدرم از پدرش از جدش برايم باز گفت كه چون جدم حسين (ع) كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد اى پسر شبيب اگر بر حسين گريه كنى تا اشگت بر گونه هايت روان شود خدا هر گناهى كردى از خرد و درشت و كم و بيش بيامرزد. اى پسر شبيب اگر خواهى خدا را بر خورى و گناهى نداشته باشى حسين را زيارت كن اى پسر شبيب اگر خواهى در غرفه هاى ساخته بهشت با پيغمبر ساكن شوى بر قاتلان حسين لعن كن اى پسر شبيب اگر خواهى ثواب شهيدان با حسين را دريابى هر وقت بيادش افتادى بگو كاش با آنها بودم و بفوز عظيمى مى رسيدم اى پسر شبيب اگر خواهى با ما در درجات بلند بهشت باشى براى حزن ما محزون باش و و براى شادى ما شاد باش و ملازم ولايت ما باش و اگر مردى سنگى را دوست دارد با آن خدا روز قيامت محشورش ‍ كند.

 

امالى شيخ صدوق

مجلس بيست و هفتم

روز جمعه غره محرم سال 368 پس از رجوع از مشهد

 

احكام و آداب انگشتر دست كردن

چه انگشتری دستم کنم خوب است

 

در احکام انگشتر در دست کردن

1) . در حدیث معتبر از بشیر دهام منقول است که به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم کدامیک از نگین ها را بر انگشت خود بنشانم؟ فرمود که چرا غافلی از عقیق سرخ و عقیق زرد و عقیق سفید که اینها سه کوهند در بهشت.

اما کوه عقیق سرخ پس مشرف است بر خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله اما کوه عقیق زرد پس مشرف است به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها ، اما کوه عقیق سفید پس مشرف است بر خانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام ، و همه آنها یک خانه است و از زیر هر کوهی نهری جاری است از برف سردتر و از عسل شیرین تر و از شیر سفیدتر و نمی خورند از آن نهرها مگر مسلمانان و هر سه نهر از کوثر میاید و به یکجا میریزد و این سه کوه تسبیح و تقدیس و تمجید الهی می کنند.

 ۲). حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود که انگشتر عقیق در انگشت کنید که آن اول کوهی است که اقرار کرده است به یگانگی خدا و به پیغمبری من و به امامت علی .

 ۳). و از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است که نماز کسی که انگشتر عقیق در دست داشته باشد بر نماز کسی که انگشتر غیر عقیق در دست داشته باشد به چهل درجه زیادتی دارد

۴). از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که انگشتر را به بند پائین انگشت برسانید که انگشتر به سر انگشتان کردن عمل قوم لوط است .

 ۵). و نیز از آن حضرت منقول است که حضرت جبرئیل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله گفت هر کس از امت تو که انگشتر در دست راست کند و ببینم او را که در قیامت متحیر مانده است دستش را بگیرم و به تو و به حضرت امیرالمؤمنین برسانم .

 ۶). در روایت معتبر منقول است که شخصی را از برابر حضرت امام محمد باقر علیه السلام گذرانیدند که تازیانه بسیار بر او زده بودند، فرمود انگشتر عقیق او کجاست؟ اگر با او بود تازیانه نمی خورد .

 ۷). امام صادق علیه السلام : انگشتر عقیق در دست کنید که مبارک است و صاحب آن عاقبتش به خیر و نیکی باشد .

 ۸). پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش بر آورده می شود .

 ۹). امام صادق علیه السلام : انگشتر عقیق باعث ایمنی در سفر است .

 ۱۰). امام صادق علیه السلام : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد پریشان نشود و عاقبت کارش ا لبته نیکو باشد.

 ۱۱). پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : انگشتر عقیق در دست کنید مادامی که آدم آن را با خود داشته باشد اندوهی به او نمی رسد .

 ۱۲). امام علی علیه السلام : دو رکعت نماز با انگشتر عقیق بهتر است از هزار رکعت که با آن نباشد .

۱۳). آقا علی بن موسی رضا علیه السلام : انگشتر یاقوت در دست کنید  که پریشانی را برطرف می کند .

 ۱۴). امام موسی کاظم علیه السلام : انگشتر زرد در دست کنید که موجب آسانی است و درآن هیچ دشواری نباشد .

 ۱۵). امام رضا علیه السلام : انگشتر ” زبر جد ” در دست داشتن فقر را به توانگری بدل میکند و هر که انگشتری یاقوت زرد در دست کند فقیر نشود .

 ۱۶). در حدیث معتبر از امام موسی علیه السلام سوال کردند که به چه علت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام انگشتر در دست راست می کردند؟ فرمود زیرا که آنحضرت پیشوای اصحاب یمین است که در قیامت نامه هایشان را به دست راست می دهند .

 ۱۷). حضرت رسول صلی الله علیه و آله انگشتر را دردست راست می کردند و این علامتی است برای شیعیان ما که به این علامت ایشان را می شناسند و به محافظت کردن در وقت نمازهای پنجگانه و به دادن زکات و به قسمت کردن مال خود با برادران مؤمن خود و امر به نیکی ها کردن و نهی از بدی ها کردن .

  ۱۸).و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام منقول است که حضرت جبرئیل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله گفت هر که انگشتر در دست راست کند و غرضش سنت و متابعت از تو باشد و ببینم او را که در قیامت متحیر مانده است دستش بگیرم و به تو حضرت امیرالمومنین برسانم .

 ۱۹). و از حضرت صادق منقول است که از سنت پیغمبران انگشتر در دست راست کردن است .

 ۲۰). و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود هر که انگشتری در دست چپ داشته باشد که نام خدا در آن باشد در وقت استنجا بدرآورد و در دست دیگر کند .

 ۲۱).  و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلی الله علیه و آلة نهی فرمود از انگشتر در دست شهادت کردن و انگشت میانه .

 ۲۲). و از حضرت صادق منقول است که انگشتر را به بند پایین انگشت برسانید و در روایتی وارد شده است که انگشتر به سرانگشت کردن عمل قوم لوط است .

 

در بیان جنس انگشتر

۲۳). سنت است که انگشتر از نقره باشد انگشتر طلا دردست مردان حرام است و انگشتر آهن و برنج و فولاد برای  مردان وزنان مکروه می باشد در چندین حدیث معتبر منقول است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت امیرالمؤمنین فرمود یا علی انگشتر طلا در دست مکن که آن زینت تو است در بهشت. (حلیة المتقین)

 ۲۴). طلا زینت اهل بهشت است وخداوند طلا را دردنیا زینت زنان قرار داده وبرمردان پوشیدن طلا ونماز خواندن باآن حرام است(وسائل الشیعه۲/۱۰۰).  (نکاتی علمی )

 

از دكتر احمد علي آقا رفيعي ( مصاحبه ایشان در حوزه طب سنتی را از این وبلاگ بخوانید )

لا تختموا بغیر الفضه فان رسول الله علیه و آله قال” جز انگشتر نقره بدست مکنید زیرا پیامبر فرمود خدا پاک نکند دستی که در آن انگشتر آهن باشد .    

 نقره صد ها بار بیش از سایر مواد ضد عفونی کننده موثر است و ۶۵۰ میکرب را از بین می برد. شاید خود شما که همیشه یک انگشتر نقره با نگین عقیق در دست دارید ,اطلاع نداشته باشید که چه خاصیت بزرگی در این فلز گرانبها هست وچگونه بدون اینکه خود بدانید مراقب سلامت شماست.اخیرا” دکتر هاری مارکراف استاد پزشکی دانشگاه سانت دویس پس از آزمایشهای متعدد اعلام کرد که نقره صدها بار بیش از سایر داروهای ضد عفونی و ضد میکرب , میکربها را از بین می برد در حالیکه  نقره به تنهایی می تواند ۶۵۰  میکرب را نابود کند بدون اینکه مانند دیگر ضد عفونیها عوارض بعدی بر جای گذارد.استاد دیگری بنام چالز فوکس دارویی از نقره تهیه کرده است به نام سولفادیازین نقره , که در معالجه سر ما خوردگی و جوش های پوستی و در  هفتاد در صد سوختگیهای جلدی مورد استفاده قرار می گیرد .     

همچنین شر کت های هواپیمایی انگلستان , سویس , آلمان , اسکاندیناوی, فرانسه ,کانادا , ایتالیا  , ژاپن  و… از آن در داخل هواپیما به عنوان یک میکرب کش قوی استفاده می کنند  . حتی در سویس برای ضد عفونی کردن آب آشامیدنی شهر از نقره استفاده می کنند. فضه ( نقره ) در تفریح و دلگشایی قلب , نزدیک به  یا قوت  است . برای بد بویی دهان و رفع رطوبتهای لزج و عفونت بلغم و مالیخولیا , دیوانگی , وسواس , سرفه , استسقا , طحال , سنگ مثانه و کلیه ها سودمند است .       

ضمادش تحلیل برنده ورمها و با جیوه کشته شده برای رفع بواسیر مفید است. نقره در  داروهای چشم جهت روشنایی و تقویت چشم سودمند است , مصلح ضرر نقره , کتیرا است .      

 گوگرد خام باعث سیاهی آن می شود اما مالیدن نمک رفع سیاهی آن کند فلز سیم با گوگرد در حرارت سولفور دارژان بوجود می آید ارنگ این واکنش شیمیایی به شرح زیر  است .اما پلاتین یا طلای سفید برای مردان چه حکمی دارد ؟    به فقهای معاصر رجوع و نظراتشان را می آوریم ( کتاب مسائل جدید از دیگاه علما ومراجع تقلید) مولف سید محسن محمودی . جلد ۲  پوشیدن طلای سفید و پلاتین جهت مردان چگونه است؟    حضرت آیة الله خامنه ای : اگر طلاست که براثر مخلوط کردن ماده ای رنگ آن سفید شده است حرام است ولی اگر پلاتین است یا عنصر طلا در آن به قدری کم است که عرفا به آن طلا نمی گویند مانع ندارد . حضرت آیة الله فاضل لنکرانی: ظاهرا پلاتین غیر ازطلای سفید است لذا پلاتین برای مردان حلال است اگر چه طلای سفید حرام است .   حضرت آیت الله  بهجت: اگر از جنس طلا نباشد مانع ندارد .  حضرت آیت الله مکارم شیرازی: زینت به طلای سفید برای مردان جایز نیست ولی پلاتین که فلز دیگری است اشکال ندارد .

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: اگر طلا باشد جایز نیست واگر فلز دیگری محسوب شود اشکال ندارد .

حضرت آیت الله تبریزی: پوشیدن طلا ولو سفید باشد برای مردان جایز نیست ولی پلاتین که فلز دیگر است مانعی ندارد .

 

منبع: افسران جوان جنگ نرم

 

اعمال روز مباهله

ياد و اعمال روز بيست و چهارم ذيحجه

روز مباهله و نزول آيه تطهير

خاتم بخشي اميرالمومنين در حال ركوع و نزول آيه ولايت (10ق)

 

بيست و چهارم ماه ذى الحجّه، يادآورِ دو خاطره مهمّ تاريخى در اسلام است:

روزى است كه امير مؤمنان على(عليه السلام) در آن روز، در حال ركوع انگشتر خود را به سائل فقير عنايت كرد; اين عمل خالصانه و ايثارگرانه امير مؤمنان(عليه السلام) بقدرى پرارزش بود كه آيه 55 سوره مائده در شأن آن نازل شد: «(إنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنوُا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ); سرپرست و ولىّ شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند; همانها كه نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع، زكات مى دهند!»(1)

جا دارد كه مؤمنان با يادآورى اين خاطره مهم و تفسير آيه شريفه، و ذكر مناقب و فضايل اميرمؤمنان(عليه السلام)اين روز را گرامى دارند و خود نيز در تصدّق و انفاق به فقرا و نيازمندان، به آن حضرت تأسّى جويند.

واقعه مهمّ ديگر «مباهله» رسول خدا با مسيحيان نجران است.(2)

پس از گفتگوى فراوان نصاراى نجران با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درباره حضرت مسيح(عليه السلام) سرانجام علماى نصارا از پذيرفتن حق خوددارى كردند و كار به مباهله كشيده شد. (مباهله يعنى نفرين كردن دو نفر نسبت به يكديگر كه هركس ناحق مى گويد گرفتار مجازات الهى شود).

براين امر توافق شد كه در چنين روزى مسيحيان نجران با رسول خدا «مباهله» نمايند و نفرين كنند كه هر گروه و جمعيّتى كه ناحق مى گويد، رسوا و مجازات شود.

خداوند طبق آيه 61 سوره آل عمران به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «(فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْنائَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكاذبِينَ); هرگاه بعد از علم و دانشى كه (درباره حضرت مسيح(عليه السلام)) به تو رسيده، كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خويش را دعوت نماييم شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».

پيرو اين دستور الهى، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در حالى كه فرزندش حسين(عليه السلام) را در آغوش داشت و دست حسن(عليه السلام) را در دست گرفته بود و على و فاطمه(عليهما السلام) نيز همراه او بودند، به سمت محلّ مباهله حركت كرد. نصارا، چون چنين جمعيّتى و نشانه هايى را از نزديك شدن كيفر

الهى ديدند، وحشت كردند و از «مباهله» منصرف شدند و حاضر به پذيرفتن جزيه گرديدند.(3)

اين داستان نشانه ديگرى از عظمت اهل بيت(عليهم السلام) و حقّانيّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و دين اسلام است.

بنابراين، بسيار شايسته است مسلمانان در چنين روزى، با يادآورى و آگاهى بيشتر از اين جريان، عظمت و بزرگى رسول خدا و اهل بيت پاكش را به خاطر آورند و بر معرفت خويش نسبت به آنان بيفزايند، و به شكرانه آن به نيازمندان انفاق كنند.

 

به هر حال، اين روز، روز باعظمتى است كه چند عمل براى آن نقل شده است:

1ـ اين روز را به شكرانه اين بركات بزرگ، روزه بدارد.(4)

2ـ غسل كند و بهترين لباسش را بپوشد و خود را معطّر نمايد.(5)

3ـ نيم ساعت قبل از ظهر، دو ركعت نماز بخواند; در هر ركعتى يك مرتبه سوره «حمد» و ده بار سوره «قل هو اللّه احد»، ده بار «آية الكرسى» و ده بار سوره «انّا انزلناه» را بخواند.

در روايتى از امام صادق(عليه السلام) براى اين نماز پاداش فراوانى ذكر شده است.(6)

دعاى روز «مباهله» را بخواند كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است و آن چنين است:

ادامه نوشته

مروری بر وظایف مردان در منزل بر اساس احادیث و روایات


منزل مردانگی!
مروری بر وظایف مردان در منزل، در قبال همسرانشان،بر پایه روایات وارد شده از حضرات معصومین، علیهم السّلام. 

   
درآمد
ازدواج، محبوبترین اتّفاق در نزد خداوند کریم می باشد؛ چنان که نبی مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرموده اند: « ‏ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج: هیچ بنایی در اسلام، نزد خداوند محبوبتر از بنای ازدواج نیست.»‏ و در این میان، آن چه که بیش از هر چیز در استحکام این بنیان شامخ، مفید و موثّر است؛ الفت و مودّت بین زن و شوهر است:
 
« وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً اِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ: و از نشانه های {خداوند} این است که از خودتان، برایتان زوج هایی آفرید تا به ایشان آرامش پیدا کنید و بین شما، مودّت و رحمت برقرار ساخت؛ همانا در این امور نشانه هایی است برای آنان که اهل تفکّر هستند.»(سوره مبارکه روم، آیه۲۱)
 
این روزها و با عادت کردن ما به زندگی ماشینی و پـر از دغدغه امروزی، بـه نـظر می رسد که محبّت بین همسران، تا حدّی رو به سردی گراییده است. از سوی دیگر، ظهور نظرات افراطی مردسالارانه و عقاید تفریطی فمینیستی، کانون اصلی عاطفه در خانواده یعنی زن را مورد هجوم قرار داده اند و این باعث شده است که بنیان بسیاری از خانواده ها رو به سستی گذارد. اطّلاع از نظرات ناب اسلام و احادیث وارد شده از حضرات معصومین، علیهم السّلام، مثل هر عرصه دیگری از زندگی، در این عرصه نیز می تواند راهگشا باشد. از آنجا که به دلایل فوق الذّکر، در این سالها، بیشترین تغافل نسبت به وظایف واقعی مرد در خانواده صورت گرفته است و از سوی دیگر، وجود پر از محبّت زن، با اندک انعطاف و توجّه از سوی مرد، به راحتی، به مسیر مهرورزی بازخواهد گشت؛ برآن شدیم تا نگاهی کوتاه به برخی از حقوق زنان در خانواده و وظایف مردان نسبت به همسران خود، از منظر احادیث وارد شده از حضرات معصومین علیهم السّلام، بیندازیم؛ باشد که شاهد جوشش محبّت و بلندای الفت در میان خانواده ها باشیم.
 
فرمان خداوند کریم
* «عاشروهنّ بالمعروف: با زنها، به نیکویی رفتار کنید.»(سوره مبارکه نساء، آیه ۱۹)
 
محبوب پیامبر، صلّی الله علیه و آله وسلّم
* نبی مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند:«حبّب الیّ من دنیاکم ثلاث: الطیب و النساء و قرّه عینی فی الصلاه: از دنیای شما، سه چیز برای من پسندیده شده است: بوی خوش، زنان و روشنی چشم من که در نماز است.»
 
بزرگترین فایده پس از اسلام
* رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند:«ما استفاد امرو مسلم فایده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسرّه اذا نظر الیها، و تطیعه اذا امرها، و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله : مرد مسلمان ، بعد از اسلام، فایده ای بزرگتر از داشتن همسر مسلمان خود کسب نکرده است که هنگامی که به رویش نگاه می کند؛ شاد می شود و وقتی که به او دستوری می دهد؛ اطاعت می کند و در غیاب او از خود و اموال شوهرش حفاظت می کند.»
 
 بـیـشـتـریـن خیر
* امام صادق علیه السّلام، فرمودند: « اکثر الخیر فی النساء: بیشترین خیر در زنهاست.»
 
سه خصلت ضروری
  امام صادق علیه السّلام، فرمودند: «هر مردی، در منزل خود نسبت به عیال و خانواده‌اش به سه خصلت احتیاج دارد: معاشرت خوب، وسعت در زندگی، و غیرت بر حفاظت آنها.» (بحارالانوار، ج۷۸، ص۲۳۶)
 
کودک منزل
  لقمان نبی علیه السّلام، فرمودند: « مـرد خردمند باید در بـین خـانـواده‏اش مانند کودک باشد و رفتار مردانه را برای خارج منزل بگذارد.» (محجه البیضاء ج ۲ ص ۵۴ )
 
موجب طول عمر
* امام صادق علیه السّلام، فرمودند: « من حسن برّه باهله زادالله فی عمره: هر کس به خانواده خود نیکی کند؛ خداوند عمر او را زیاد می‌کند.»(وسایل الشّیعه، ج۱، ص۳۹)
 
بـهـتـریـن مـرد
* حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:« بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»(کنزالعمال ، ج ‌۷، ص ۲۲۵)
 
* رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« خیرکم خیرکم لا هله و انا خیرکم لاهلی: بهترین شما کسی است‏ که با خانواده اش خوشرفتارتر باشد و من از همه شما نسبت ‏به خانواده ام، خوشرفتارترم.»(وسایل ج ۱۴ ص ۱۲۲ )
 
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند: « از بهترین مـردان شـما، مــرد بـا تقوی و پاکیزه و دست و دل بازی است که نگاه او سالم باشد؛ به پدر و مادرش ‍ مهربان بوده؛ عیال خود را به دیگری محتاج نکند….»
 
بـدتـریـن مـرد
 پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند: « از بدترین مردان، مـرد تهمت زننده ای است که بخیل و بـد دهن باشد، تـنـها غـذا خـورده ، میهمان دوست نباشد، همسر و خدمتکار خویش را بزند و عیال خویش را به دیگری محتاج کند و پدر و مادرش را اذیت نماید. »
 
زن؛ ریــحـانـه خـانـه
* امیرالمومنین علیه السّلام، فرمودند: « فان المراه ریحانه و لیست بقهرمانه… : زن، ریحانه است است و نه قهرمان. با او به هر حال مدارا کن و نیکو برخورد نما تا زندگی تو با صفا شود.»
 
مسوولیت مرد
* رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند: «مرد، سرپرست ‏خانواده ‏است و هر سرپرستی نسبت ‏به زیردستانش مسوولیت دارد.» (مستدرک ج ۲ ص ۵۵۰)
 
حدّاقل حقّ زن بر مرد
* رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند:«حقّ المراه علی زوج‌ها ان یسدّجوعتها، و یستر عورتها، و لا یقبح لها وجهاً: حقّ زن بر شوهر این است که او را سیر کند، و بدنش را (یا عیب هایش را) بپوشاند، و با او ترشرویی نکند.» (بحارالانوار، ج۱۰۳، ص ۲۵۴)
 
احـتـرام و تـکـریـم
* امام صادق علیه السّلام، از پدر بزرگوارشان نقل فرمودند:« هر کس زن گرفت؛ باید او را گرامی و محترم شمرد.»
* رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند:« زنان را گرامی نمی دارند مگر افراد بزرگوار و به ایشان توهین نمی کنند؛ جز مردم پست و فرومایه.»
 
خوش رفتاری
* امیر المومنین‏ علی علیه السّلام، فرمودند:« آنها (زنان) نزد شما امانت های خدا هستند ، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید.»(مستدرک، جلد ۲، ص ۵۵۱)
* رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« اکمل المومنین ایمانا احسنهم خلقا و الطفهم باهله: کامل ترین ایمان را در بین مومنین، کسی دارد که از همه خوش اخلاق تر باشد و به خانواده خود، مهربان تر.»
 
محبّت کردن
* امام صادق علیه السّلام، فرمودند:«یکی از اخلاق پیغمبران اینست که نسبت‏ به‏ همسرانشان محبت دارند.»(بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۳۶ )
* امام صادق علیه السّلام، فرمودند: «العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا: بنده، هر قدر محبتش به زنانش زیادتر شود؛ ایمانش فضیلت بیشتری می یابد.»
* پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:«و انّ الرّجل لیوجر فی رفع اللقمه الی فم امراته: مرد اگر لقمه به دهان همسر خویش گذارد؛ برای او ثواب دارد.»(جامع السّعادات، ج۲، ص۱۳۹)
 
ابراز محبّت؛ شیرینی جاودانه
* حضرت صادق علیه السّلام، فرمودند:«هر کس از دوستان ما باشد؛ به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند.»(بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۲۳ )
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند: « قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا: مردی که به همسرش بگوید دوستت دارم ، این سخن هرگز از قلب زن خارج نخواهد شد.»
 
هــدیــه دادن
* پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« مردی که به بازار بـرود و هدیه ای بخرد و آن را به خانواده اش برساند؛ در ثواب، مانند کسی است که صدقه ای را به نیازمندان برساند.»
* امام صادق علیه السّلام، فرمودند:«تَهَادَوْا تَحَابُّوا فَاِنَّ الْهَدِیَّهَ تَذْهَبُ بِالضَّغَایِنِ: به یکدیگر هدیه دهـیـد تـا مـحبّت بین شما فزونی گـیـرد؛ بـه درســتــی که هـدیـه، کـیـنـه هـا را می برد.»(وسایل‏الشیعه، ج۱۷،ص۲۸۹)
 
پـرهـیـز از ظـلـم
* رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:«‏خیر الرجال من امتی الذین لا یتطاولون علی اهلیهم و یحنون‏ علیهم و لا یظلمونهم: بهترین مردان امّت من کسانی هستند که بر خانواده خود فخر نمی فروشند، با ایشان مهربانند و به آنها ستم روا نمی دارند.» ( مکارم‏الاخلاق؛ ص ۲۱۷)
 
نتیجه بدرفتاری با خانواده
* سـعد بـن معاذ که از اصحاب بزرگ رسول خدا و مورد احترام آن جناب بود؛ درگذشت. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم،  مانند صاحبان عزا با پای برهنه ‏در تشییع جنازه ‏اش شرکت نمود؛ به دست مبارک خویش جنازه را در قبر نهاده روی آنرا پوشاند. مادر سعد که آن همه احترام را از رسول ‏خداصلّی الله علیه و آله وسلّم،  مشاهده نمود فرزندش را مخاطب قرار داده گفت : ای سعد بـهشت گـوارایت‏ بـاد. پیغمبر اکرمصلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمود:« ای مادر سعد! این چنین مگو ، زیرا در قبر، فشار سختی به سعد وارد شد. » علت را ‏پرسیدند؛ فرمود : «علتش آن بود که با خانواده ‏اش بد اخلاقی می کرد.» (بحار ج ۷۳ ص ۲۹۸)
 
وسـعـت دادن به  زندگی
* حضرت محمد صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« از ما نیست کسی که وسعت زندگی به او داده شود{وضعش خوب شود} و او بر خانواده اش سخت بگیرد.»(مستدرک ج ۲ ص ۶۴۳ )
 
* امام سجاد علیه السّلام، فرموده اند:« دوست دارم پولی داشته، وارد بازار شوم و از قصابی گوشتی بخرم و برای همسر و عایله ام ببرم. من این کار را از آزاد کردن بنده در راه خداوند تبارک و تعالی بیشتر دوست دارم.»(بحار ج ۴۶ ص ۶۶ )
* در حدیث وارد شده که یکی از جاهایی که دعا مستجاب می شود ، آن جایی است که مرد وضع مالی خوبی داشته باشد ولی در مخارج اهل و عیال خود سخت گیری کند؛ در اینجا اگر اهل و عیال او دست به دعا بلند کنند و مرگش را از خدا بخواهند دعای آنها زود مستجاب می شود تا مال او به دست خود عیال و بچه ها بیفتد و از آن استفاده کنند.»(به نقل از رساله امام سجادعلیه السّلام)
 
صبر بر ناملایمات همسر
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند:« من صبر علی خلق امراه سینه الخلق و احتسب فی ذلک الاجر اعطاه الله ثواب الشاکرین: هر مردی که اخلاق بد همسر خود را به خاطر پاداش آن ، تحمل کند، خداوند پاداش شاکرین به او عطا خواهد نمود.»
* امام محمد باقر علیه السّلام، فرمودند:«هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید؛ اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد؛ خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند؛ بهشت را بـر او واجـب گـرداند؛ در نامه عمل او دویست هزار نیکی بنویسد؛ دویست هزار زشتی از آن محو کند؛ مقام او را دویست هزار درجه بلند نماید و به شماره موهای بدنش عبادت یک سال برای او بنویسد.» (مکارم اخلاق طبرسی )
 
خوب صحبت کردن
* امـیرالمو منین، عـلی علیه السّلام، فـرمـودند:« فداروهن علی کل حال و احسنوا لهن المقال…: با زنها در همه حال مدارا کنید و با ایشان خوب سخن بگویید.»
 
نتیجه شکستن دل همسر
* بزرگی از علماء نقل فرمود:« پـدر علامه ام را در خواب دیدم؛ بدن پدرم سالم و نورانی بود ولی لبهای او زخمی و آلوده به چرک و خون؛ از ایشان سبب را پرسیدم و گفتم اگر کاری از دست من بر می آید برای بفرمایید تا انجام دهم. در پاسخ فرمود: تنها علاج آنها به دست مادر علویه شما است، زیرا سبب این عذاب، اهانتی است که در دنیا به او می نمودم و او را با لقب بدی صدا می کردم و او رنجیده خاطر می شد، اگر بتوانی او را از من راضی کنی امید بهبودی هست. صبح  مطلب را به مادرم گفتم، در جواب گفت : بلی؛ پدر شما هر وقت مرا می خواند از روی تحقیر صدا می کرد و من سخت آزرده و رنجیده می شدم ولی اظهار نمی کردم و به احترام ایشان چیزی نمی گفتم و چون فعلا گرفتار و ناراحت است او را حلال نموده؛ از او راضی هستم و برایش دعا می کنم.»
 
کـتـک زدن!
* نبی مکّرم اسلام صلّی الله علیه و آله وسلّم، می‌فرماید:«من ضرب امراه بغیر حقّ فانا خصمه یوم القیامه. لا تضربوا نسایکم، فمن ضربها بغیر حقّ فقد عصی ‌الله و رسوله: هر کس عیال خود را بدون هیچ حقّی بزند من در روز قیامت دشمن اویم. نزنید زنهای خود را، که هر کس بی‌حقّ آنها را بزند از فرمان خدا و رسول سرپیچی کرده است.»(ارشاد القلوب، ص ۲۹۱)
* پیامبر اسلام‏ صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« هر مردی که ‏به صورت همسرش سیلی بزند؛ خدا به فرشته مامور دوزخ (مالک) دستور می دهد که در دوزخ هفتاد سیلی بر صورتش بزند …»( مستدرک جلد ۲ ص ۵۵۰ )
 
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند: « انی اتعجب ممن یضرب امراته و هو بالضرب اولی منها: تـعجّب مـی کنم از مردی که همسرش ‍ را می زند در حالی که خودش مستحق تر است به کتک خوردن.»
 
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« ایضرب احدکم المراه ثم یظل معانقها: {چگونه}همسر خود را کـتـک می زنید و بـعد دست در گـردن او می اندازید؟»
 
پـرداخت مـهریه
* پیامبر گرامی اسلام  صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:«من اضرّ بامراه تفتدی نفس‌هالم یرض‌الله له بعقوبه دون النّار: هر مردی که همسرش را آزار دهد تا مهرش را ببخشد و جانش را آزاد کند، خداوند به کمتر از جهنّم برای او راضی نخواهد شد.»(وسایل الشّیعه، ج۱۴، ص ۶)
 
* حضرت صادق، علیه السّلام، فرمودند:«‏من تزوج امراه و لم ینو ان یوفیها صداقها فهو عند الله عز و جل زان‏: هر که زن بگیرد و در خاطر داشته باشد که مهر او را نپردازد؛ نـزد خداوند، زناکار به حساب می آید.»
 
پـرهـیز از طـلاق
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« همانا خداوند جایی که در آن عروسی واقع شود دوست دارد و جایی که در آن طلاق واقع شود دشمن می دارد، خداوند از هیچ کاری مثل طلاق نفرت ندارد.»
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند: « اوصانی جبرییل بالمراءه حتی ظننت انه لا ینبغی طلاقها الا من فاحشه مبینه: جبرییل به قدری در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان بردم که طلاق دادن آنان سزاوار نیست مگر این که عمل زشتی (فاحشه بینه) از ایشان آشکار گردد.»(مکارم الاخلاق طبرسی )
* حضرت محمد صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« زن بگیرید و طلاق مدهید ، زیرا عرش از وقوع طلاق می لرزد.»(نهج الفصاحه ، حدیث ۱۱۴۷)
 
غـــیـــرت
* حضرت امیرالمومنین، علی علیه السّلام، فـرمـودند:« یا اهل العراق نبیت ان نسایکم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحون لعن الله من لایغار: ای اهل عراق، شنیده ام که زنهای شما در راه رفتن با مردها برخورد پیدا می کنند، آیا خجالت نمی کشید؟ خدا لعنت کند بی غیرتها را.»
* پیامبر اکرم، صلّی الله علیه و آله وسلّم،  فرمودند:«کان ابی ابراهیم غیورا و انا اغیر منه و ارغم الله انف من لایغار من المو منین: پدرم ابراهیم با غیرت بود و من از او با غیرت ترم ، خدا به خاک مالد بینی آن مو منی را که غیرت ندارد.»
 
پرهیز از غیرت بیجا و تهمت
* علی ‌علیه السّلام، فرمودند:« ایّاک و التّغایر فی غیر موضع الغیره فانّ ذلک یدعو الصّحیه منهنّ الی السّقم: از غیرت بیجا بپرهیز زیرا این کار، زن پاکدامن را به آلودگی گرایش می‌‌دهد.» (ارشاد القلوب، ص ۲۹۱)
 
پاکدامنی مرد، شرط پاکدامنی زن
* پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم، فرمودند:« نسبت به زنـان مـردم عـفّت پـیشه کنید تا زنان شما با عفت باشند.»( امالی صدوق ص ۳۶۴)
 
کـمـک در کـارهای مـنزل
* حضرت امیرالمومنین علی، علیه السّلام، فرمودند:« روزی رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم، بر ما در منزل وارد شد. فاطمه نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت …. اظهار داشتند:
 
«اسْمَعْ وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مَا أَمَرَ رَبِّي مَا مِنْ رَجُلٍ يُعِينُ امْرَأَتَهُ فِي بَيْتِهَا إِلَّا كَانَ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ عَلَى بَدَنِهِ عِبَادَةُ سَنَةٍ صِيَامُ نَهَارِهَا وَ قِيَامُ لَيْلِهَا وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الثَّوَابِ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ دَاوُدَ النَّبِيَّ وَ يَعْقُوبَ وَ عِيسَى ع
 
بشنو از من که جز آنچه را که پروردگارم امر کرده  نمی گویم! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد، ثواب یک سال عبادتی است که روزهایش را روزه گرفته و شب هایش را شب زنده داری کرده باشد و خداوند به او ثوابی می بخشد که به صابرین و داوود نبی و یعقوب و عیسی بخشیده باشد.
 
يَا عَلِيُّ مَنْ كَانَ فِي خِدْمَةِ عِيَالِهِ فِي الْبَيْتِ وَ لَمْ يَأْنَفْ كَتَبَ اللَّهُ اسْمَهُ فِي دِيوَانِ الشُّهَدَاءِ وَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِيدٍ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى بِكُلِّ عِرْقٍ فِي جَسَدِهِ مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ

ای علی! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون تکبر خدمت نماید، پـروردگار اسـمش را در دفـتر شـهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد ثواب حج و عمره می دهد و به ازای هر رگی در بدنش؛ یک شهر در بهشت برایش منظور می نماید.
 
يَا عَلِيُّ سَاعَةٌ فِي خِدْمَةِ الْبَيْتِ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ أَلْفِ سَنَةٍ وَ أَلْفِ حَجٍّ وَ أَلْفِ عُمْرَةٍ وَ خَيْرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَةٍ وَ أَلْفِ غَزْوَةٍ وَ أَلْفِ مَرِيضٍ عَادَهُ وَ أَلْفِ جُمُعَةٍ وَ أَلْفِ جَنَازَةٍ وَ أَلْفِ جَائِعٍ يُشْبِعُهُمْ وَ أَلْفِ عَارٍ يَكْسُوهُمْ وَ أَلْفِ فَرَسٍ يُوَجِّهُهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ دِينَارٍ يَتَصَدَّقُ عَلَى الْمَسَاكِينِ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَقْرَأَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ وَ مِنْ أَلْفِ أَسِيرٍ اشْتَرَاهَا فَأَعْتَقَهَا وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ بَدَنَةٍ يُعْطِي لِلْمَسَاكِينِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَرَى مَكَانَهُ مِنَ الْجَنَّةِ
 
ای علی! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده و هزار غزوه و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که سیرشان کند و هزار برهنه را پوشاندن و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و فرقان است و بهتر از خریدن و آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر، از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خود را در بهشت ببیند.
 
يَا عَلِيُّ مَنْ لَمْ يَأْنَفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعِيَالِ دَخَلَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ يَا عَلِيُّ خِدْمَةُ الْعِيَالِ كَفَّارَةٌ لِلْكَبَائِرِ وَ يُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِ الْعِينِ وَ يَزِيدُ فِي الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ يَا عَلِيُّ لَا يَخْدُمُ الْعِيَالَ إِلَّا صَدِّيقٌ أَوْ شَهِيدٌ أَوْ رَجُلٌ يُرِيدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ   
 
ای علی! کسی که در خدمت به همسرش، تکبر نکند بدون حساب وارد بهشت می شود. ای علی ! خدمت به همسر، کفاره گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار و مهریه حورالعین و این خدمت، موجب زیادی خوبی ها و درجات است. ای علی! به همسر خدمت نمی کند مگر شخص صدیق و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد.» (مستدرك ‏الوسائل، ج 13، ص 49)
 
افـتـخـار خـانـه داری
* حضرت زهرا علیها السلام، پس از این که پیامبر، صلّی الله علیه و آله وسلّم،  کارهای بیرون خانه را به عهده علی، علیه السّلام، و کارهای خانه را به عهده ایشان گذاشتند؛ می فرمودند:« یک دنیا خوشحال شدم که رسول خدا مرا از سر و کار پیدا کردن با مردان معاف کردند.»
 
 
 

اعمال روز عرفه از ماه ذي الحجه + روز نیایش

اعمال روز عرفه از ماه ذي الحجه

 

روز نهم (روز عرفه)

 

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گويد: روز عرفه از اعياد بزرگ اسلامى است و كسى كه بتواند اين روز را در «عرفات» باشد، توفيق بزرگى دارد. اين روز اعمال و دعاهاى فراوانى دارد و بهترين عمل در اين روز، دعا است.(1)

 

اين روز، براى تقويت معرفت الهى، و رابطه عميق تر با حضرت حق و شناخت صفات جمال و جلال پروردگار، بسيار مناسب و مغتنم است.

اين روز، بويژه براى كسانى كه در سرزمين پرخاطره و انسان ساز «عرفات» باشند و در مناسك حج شركت داشته باشند، سعادت مضاعف خواهد بود; آنان كه در لباس سفيد احرام، با قلبى مملوّ از عشق خداوند، دعاى عرفه امام حسين(عليه السلام) را در سرزمين عرفات زمزمه مى كنند، از اين زلال معرفت ناب، بيش از ديگران سيراب مى شوند.

 

امام باقر(عليه السلام) از امام زين العابدين(عليه السلام) روايت كرده است كه آن حضرت در روز عرفه جمعى را مشاهده كرد كه دست نياز به سوى مردم دراز كرده و كمك مى خواستند! حضرت فرمود: واى بر شما! آيا از غير خدا در اين روز حاجت مى طلبيد در حالى كه در اين روز اميد مى رود كه فضل خداوند حتّى شامل بچّه هايى شود كه در شكم مادرانند.(2)

در روز عرفه، مخصوصاً دعا براى مؤمنان و دوستان بسيار سفارش شده است. چه آنان كه زنده اند و چه كسانى كه از دنيا رفته اند.(3)

از ابراهيم بن هاشم كه از بزرگان شيعه است چنين نقل شده كه: «عبد اللّه بن جندب» را در سرزمين عرفات ديدم كه در روز عرفه، غرق در دعا و راز و نياز بود. دست هاى خود را به سوى آسمان بلند كرده بود و اشك از چشمانش سرازير بود، و فراوان گريه مى كرد; در پايان نزد او رفتم و گفتم: وقوف و عبادت هيچ كس را مثل تو نديدم. گفت به خدا سوگند! فقط براى برادران مؤمن دعا كردم، زيرا از امام موسى كاظم(عليه السلام) شنيدم كه فرمود: هر كس براى برادران مؤمن خود دعا كند، از عرش ندا مى رسد كه صدهزار برابر آن براى خود تو خواهد بود، و من نخواستم از صد هزار برابر دعاى فرشتگان كه يقيناً مستجاب است، دست بردارم! و براى خودم دعا كنم كه نمى دانم مستجاب خواهد شد يا خير!(4)

 

اعمال روز عرفه:

براى روز عرفه چند عمل وارد شده است:

 

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید/ التماس دعا

ادامه نوشته

اعمال شب عرفه از ماه ذي الحجه

اعمال شب عرفه از ماه ذي الحجه

 

شب نهم (شب عرفه)

 

شب عرفه از شب هاى مبارك و بافضيلت است كه عبادت و توبه و راز و نياز با حضرت حقّ در آن بسيار پرارزش است.

در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه فرمود: شب عرفه شبى است كه دعاها در آن مستجاب است، و كسى كه آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش سالها عبادت را دارد و اين شب، شبِ مناجات و توبه است.(1)

براى اين شب، اعمالى نقل شده است:

1ـ اين دعا را كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است بخواند، و در پاداش آن فرموده هر كس آن را در شب عرفه يا شب هاى جمعه بخواند، خداوند او را بيامرزد:

 

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید/ التماس دعا

ادامه نوشته

هفتاد گناه زبان

70 گناه زبان

 

1. غيبت. 2. نميمه. 3. دروغ. 4. دو زباني. 5. بهتان و افتراء. 6. قذف. 7. افشاء اسرار مؤمن. 8. دشنام 9. لعن و نفرين. 10. طعن و شماتت. 11. سُخريه و استهزاء. 12. مدح. 13. اظهار غضب. 14. غنا. 15. كثرت مزاح و خنده. 16. مراء و جدال. 17. خصومت.18. سؤال عوام از امور مشكله. 19. تكلم بدون علم. 20. تكلم بي فايده. 21. منكر خدا شدن. 22. غير خدا را پرستش كردن. 23. دروغ بستن به خدا. 24. تكذيب آيات خدا. 25. كفران نعمت. 26. از خدا شكوه كردن. 27.اظهار نااميدي كردن از خداوند. 28. به خداوند دشنام دادن. 29. نسبت فرزند به خدا دادن. 30. نسبت بي عدالتي به خدا. 31. ادعاي خدائي كردن. 32. از خدا درخواست بيجا كردن. 33. دعاي خير براي ستمگران. 34. نفرين كردن. 35. چون و چرا كردن در كار خدا. 36. خدا را متهم كردن كه به قتل امام حسين راضي بوده. 37. با دشمنان خدا اظهار دوستي كردن. 38. منكر رسالت پيامبر شدن. 39. پيامبر را مجنون خواندن. 40. اسرار امامان معصوم را فاش كردن. 41. از سخن امام عيب گرفتن. 42. براي ظهور امام زمان وقت تعيين كردن. 43. ادعاي امامت كردن. 44. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. 45. احكام را با قياس سنجيدن. 46. به ناحق شهادت دادن. 47. تفسير به رأي كردن قرآن. 48. مؤمن را خوار كردن. 49. فاسق را عزيز شمردن. 50. مؤمن را ترساندن. 51. اظهار فقر و تنگدستي كردن. 52. راز خود را به ديگران گفتن. 53. به پدر و مادر اُف گفتن. 54. عيبجوئي كردن. 55. نسبت زنا به كسي دادن. 56. خلافكار را تشويق كردن. 57. مؤمنان را با القاب زشت خواندن. 59. به مال و منال ديگران غبطه خوردن. 60. وعدة دروغ دادن. 61. صفات نيك زنان را به نامحرمان گفتن. 62. با زن نامحرم شوخي كردن. 63. فال بد زدن. 64. عذرتراشي براي ظلم ظالمان. 65. سخن برادر مسلمان خود را قطع كردن. 66. پيشگويي و كهانت. 67. منّت كشيدن. 68. با خواندن قرآن كسب روزي كردن. 69. امر سلاطين را امر خدا دانستن. 70. در كيفيت خدا سخن گفتن.

 

منبع:(صفري، محمدعلي، گناهان زبان، تهران، چاپ فرهنگ، چاپ اول، شهريور 1361.)

 

اعمال روز بیست و پنج ذی القعده + دحوالارض

 

سه شنبه‌ي اين هفته (فردا)

بيست و پنج ماه ذي القعده

روز دحو الارض است

 

بيست و پنجم ماه ذى القعده:

طبق روايتى از امام رضا(عليه السلام) روز دحوالأرض است (روزى است كه نخستين خشكى ها از زير آب - كه تمام روى زمين را فراگرفته بود - سربرآورد و مطابق بعضى از روايات، نخستين جايى كه از زير آب بيرون آمد و خشك شد و سپس گسترش يافت، سرزمين «مكّه» و بخصوص محلّ «خانه كعبه» بود و لذا مكّه «امّ القرى»]= مادر همه آبادى ها[ نام گرفت).

 

روز بيست و پنجم (روز دحوالارض):

همان گونه كه پيش از اين گفته شد، روز بيست و پنجم ذى القعده، روزى است كه نخستين خشكى ها از زير آب سربرآورد، و سپس گسترش يافت.

 

براى اين روز اعمالى نقل شده است:

الف) در روايتى از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: اوّل رحمتى كه از آسمان به زمين نازل شد، روز بيست و پنجم ذى القعده بود; بنابراين اگر كسى آن روز را روزه بگيرد، و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت يكصد سال را دارد.

همچنين فرمود: در آن روز، اگر گروهى به ذكر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پيش از آن كه متفرّق شوند برآورده سازد; خداوند در اين روز هزار هزار رحمت نازل مى كند كه قسمتى از آن شامل كسانى است كه جمع گردند و به ذكر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت كنند.

 

ب) مستحب است در آغاز روز (هنگامى كه آفتاب كمى بلند شود) دو ركعت نماز بجا آورد و در هر ركعت، بعد از سوره حمد پنج مرتبه سوره والشمس را بخواند و پس از سلام نماز، اين دعا را بخواند:

 

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ، يا مُقيلَ الْعَثَراتِ، اَقِلْنى عَثْرَتى،

جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ اى ناديده گير لغزشها، ناديده گير لغزشم را

يا مُجيبَ الدَّعَواتِ، اَجِبْ دَعْوَتى، يا سامِعَ الاَْصْواتِ، اِسْمَعْ صَوْتى،

اى اجابت كننده دعاها اجابت كن دعايم را اى شنواى صداها بشنو صدايم را

وَارْحَمْنى وَتَجاوَزْ عَنْ سَيِّئاتى وَما عِنْدى، يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ.

و به من رحم كن و از گناهانم و آنچه بدى دارم درگذر اى صاحب جلالت و بزرگوارى.

 

ج) «شيخ طوسى» فرمود: مستحب است در اين روز، اين دعا را بخواند:

 

اَللّـهُمَّ داحِىَ الْكَعْبَةِ، وَفـالِقَ الْحَـبَّةِ، وَصارِفَ اللَّزْبَةِ، وَكاشِفَ كُـلِّ

خدايا اى گسترنده خانه كعبه و شكافنده دانه و برطرف كننده سختى و گشاينده هر

كُـرْبَـة، اَسْئَلُكَ فى هذَا الْيَوْمِ مِنْ اَيّامِكَ الَّتى اَعْظَمْتَ حَقَّها، وَاَقْدَمْتَ

غم و گرفتارى از تو خواهم در اين روز از روزهايت كه بزرگ گرداندى حقش را و در سبقت

سَبْقَها، وَجَعَلْتَها عِنْدَ الْمُؤْمِنينَ وَديعَةً، وَ اِلَيْكَ ذَريعَةً، وَ بِرَحْمَتِكَ

پيشش انداختى و در نزد مؤمنين آن را به وديعت نهادى و آن را وسيله اى براى آمدن به پيشگاهت و رسيدن برحمت

الْوَسيعَةِ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ، فِى الْميثاقِ الْقَريبِ

وسيعت قراردادى كه درود فرستى بر محمّد بنده برگزيده ات در روز ميثاق نزديك كه

يَوْمَ التَّلاقِ، فاتِقِ كُلِّ رَتْق، وَداع اِلى كُلِّ حَقٍّ، وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاَْطْهارِ

روز ديدار و ملاقات است آن بزرگوارى كه هر در بسته اى را گشود و به هر حقى دعوت فرمود و بر خاندان پاكيزه

الْهُداةِ الْمَنارِ، دَعائِمِ الْجَبّارِ، وَوُلاةِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ، وَاَعْطِنا فى يَوْمِنا هذا

و راهنمايان روشنى بخش و پايه هاى دين خدا و زمامداران كار بهشت و دوزخند و عطا كن به ما در اين روز

مِنْ عَطآئِكَ الْمَخْزُونِ، غَيْرَ مَقْطوُع وَلا مَمْنوُن، تَجْمَعُ لَنا بِهِ التَّوْبَةَ،

از عطاى موجود در خزينه ات كه نه پايان دارد و نه منّتى در آن است گردآورى بدان براى ما توبه

وَحُسْنَ الاَْوْبَةِ، يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَاَكْرَمَ مَرْجُوٍّ، يا كَفِىُّ يا وَفِىُّ، يا مَنْ لُطْفُهُ

و بازگشت خوبى را بسوى خودت اى بهترين خوانده شدگان و بزرگوارترين مايه اميد اى كفايت كننده اى وفادار اى كه لطفش در

خَفِىٌّ، اُلْطُفْ لى بِلُطْفِكَ، وَاَسْعِدْنى بِعَفْوِكَ، وَاَيِّدْنى بِنَصْرِكَ، وَلا تُنْسِنى

نهان و خفاست بلطف خويش بر من لطف فرما و به عفوت سعادتمندم كن و به ياريت كمكم ده و از ياد

كَريمَ ذِكْرِكَ، بِوُلاةِ اَمْرِكَ، وَحَفَظَةِ سِرِّكَ، وَ احْفَظْنى مِنْ شَوائِبِ الدَّهْرِ،

كريمانه ات فراموشم مكن به حق زمامداران كار خود و نگهبانان رازت و نگاهم دار از آلودگيهاى روزگار

اِلى يَوْمِ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ، وَاَشْهِدْنى اَوْلِيآئَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسى، وَحُلُولِ

تا روز حشر و برانگيخته شدن و گواه گير برايم دوستانت را هنگام جان دادنم و سرازير

رَمْسى، وَانْقِطاعِ عَمَلى، وَانْقِضآءِ اَجَلى، اَللّهُمَّ وَاذْكُرْنى عَلى طُولِ

شدنم در قبر و به پايان رسيدن كردارم و بسر آمدن عمرم خدايا يادم كن در دوران دراز

الْبِلى، اِذا حَلَلْتُ بَيْنَ اَطْباقِ الثَّرى، وَنَسِيَنِى النّاسُونَ مِنَ الْوَرى،

پوسيده شدنم در آن هنگام كه ميان توده هاى خاك وارد شوم و مردم فراموشكار يكسره فراموشم كرده اند

وَاَحْلِلْنى دارَ الْمُقامَةِ، وَ بَوِّئْنى مَنْزِلَ الْكَرامَةِ، وَاجْعَلْنى مِنْ مُرافِقى

و در خانه ماندنى (بهشت) فرودم آر و در منزل كرامت جايم ده و از رفقاى دوستانت و

اَوْلِيآئِكَ، وَاَهْلِ اجْتِبآئِكَ وَأصْفِيائِكَ، وَبارِكْ لى فى لِقآئِكَ، وَارْزُقْنى

برگزيدگان و مخصوصانت قرارم ده و ديدارت را بر من مبارك گردان و حسن عمل روزيم كن

حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الاَْجَلِ، بَريئاً مِنَ الزَّلَلِ وَسُوءِ الْخَطَلِ، اَللّـهُمَّ وَ

پيش از آن كه عمرم بسر رسد در حالى كه پاك از لغزش و بد كردارى باشم خدايا

اَوْرِدْنى حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، وَاسْقِنى مِنْهُ

مرا به حوض پيامبرت محمّد درود خدا بر او و خاندانش باد (يعنى حوض كوثر) واردم كن و بنوشان مرا از آن

مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنيئاً، لا اَظْمَأُ بَعْدَهُ، وَلا اُحَلاَُّ وِرْدَهُ، وَ لا عَنْهُ اُذادُ،

حوض نوشاندنى سيراب كننده و روان و گوارا كه ديگر تشنه نشوم و از ورود بدان جلوگيريم نكنند و بازم ندارند

وَاجْعَلْهُ لى خَيْرَ زاد، وَ اَوْفى ميعاد، يَوْمَ يَقُومُ الاَْشْهادُ، اَللّهُمَّ وَالْعَنْ

و آن را برايم بهترين توشه راه و كاملترين وعده گاه در روز به پا خواستن گواهان قرار ده خدايا دور ساز

جَبابِرَةَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ، وَبِحُقُوقِ اَوْلِيآئِكَ الْمُسْتَاْثِرينَ، اَللّـهُمَّ

از رحمتت سركشان اوّلين و آخرين را و آنان كه به حقوق دوستان برگزيده ات تجاوز و تعدّى كردند خدايا

وَاقْصِمْ دَعآئِمَهُمْ، وَاَهْلِكْ اَشْياعَهُمْ وَ عامِلَهُمْ، وَ عَجِّلْ مَهالِكَهُمْ،

پايه هاى حكومتشان را در هم شكن و پيروان و عمالشان را نابود گردان و به هلاكتشان تعجيل كن

وَاسْلُبْهُمْ مَمالِكَهُمْ، وَضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسالِكَهُمْ، وَالْعَنْ مُساهِمَهُمْ

و مملكتهاشان را از ايشان بگير و راهها را بر ايشان تنگ فرما و آنان كه با ايشان سهيم

وَمُشارِكَهُمْ، اَللّـهُمَّ وَعَجِّلْ فَرَجَ اَوْلِيآئِكَ، وَارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظالِمَهُمْ،

و شريك هستند نيز از رحمتت دور كن خدايا شتاب كن در فرج دوستانت و حقوق از دست رفته شان را به آنها باز گردان

وَاَظْهِرْ بِالْحَقِّ قآئِمَهُمْ، وَاجْعَلْهُ لِدينِكَ مُنْتَصِراً، وَبِاَمْرِكَ فى اَعْدآئِكَ

و قائمشان را به حق ظاهر گردان و يارى ستاننده دينت و فرمانرواى در ميان دشمنانت قرارش ده

مُؤْتَمِراً، اَللّـهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ، وَبِما اَلْقَيْتَ اِلَيْهِ مِنَ الاَْمْرِ فى لَيْلَةِ

خدايا فرشتگان يارى دهنده را گرداگردش قرار ده و بدان دستورى كه در شب قدر بر او فرستى وى را

الْقَدْرِ، مُنْتَقِماً لَكَ حَتّى تَرْضى، وَيَعُودَ دينُكَ بِهِ وَعَلى يَدَيْهِ جَديداً

انتقام كشَنده براى خودت قرار ده بدان حد كه تو خشنود گردى و دين تو به وسيله او و بدست او بصورت نو و تازه اى

غَضّاً، وَيَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضاً، وَيَرْفِضَ الْباطِلَ رَفْضاً، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ

درآيد و حق كاملاً خالص گردد و باطل يكسره از بين برود خدايا درود فرست بر او و

وَعَلى جَميعِ آبائِهِ، وَاجْعَلْنا مِنْ صَحْبِهِ وَاُسْرَتِهِ، وَابْعَثْنا فى كَرَّتِهِ، حَتّى

بر همه پدرانش و قرار ده ما را از اصحاب و نزديكانش و در زمان رجعت او ما را برانگيز تا

نَكُونَ فى زَمانِهِ مِنْ اَعْوانِهِ، اَللّهُمَّ اَدْرِكْ بِنا قِيامَهُ، وَاَشْهِدْنا اَيّامَهُ، وَصَلِّ

ما در زمان او جزء يارانش باشيم خدايا توفيق درك زمان قيام او را نصيب ما گردان و در روزگار ظهورش ما را حاضر كن و درود فرست

عَلَيْهِ، وَعَلَيْهِ السَّلامُ، وَارْدُدْ اِلَيْنا سَلامَهُ، وَرَحْمَـةُ اللهِ وَبَرَكـاتُهُ.(7)

بر او و سلام او را بسوى ما بازگردان و سلام و تحيت و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.

 

 

از كتاب المراقبات/ ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي

 

اعمال روز بيست و پنجم ، روز «دحوالارض»
كار مهم در اين ماه آگاهى از نعمتهايى است كه خداوند در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمين )) به بشر ارزانى داشته است . زيرا آگاهى از نعمت و كم و كيف آن اولين مرتبه شكر است . همانگونه كه در روايات بر اين مطلب تصريح و در علم اخلاق ثابت شده است .
در روايات زيادى آمده است كه در بيست و پنجم ذى القعده كعبه نصب گرديده ، زمين گسترده شده ، آدم پايين آمده ، خليل و عيسى (عليهما السلام ) متولد شدند و رحمت پخش شده است .
از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) روايت شده است كه فرمودند: ((اولين رحمتى كه از آسمان به زمين نازل شد، در بيست و پنجم ذى القعده بود. كسى كه اين روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بايستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت . هر گروهى كه در اين روز براى ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آيند، پراكنده نمى گردند مگر اين كه خواسته آنان داده مى شود. در اين روز يك ميليون رحمت نازل مى شود كه نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران اين روز و عبادت كنندگان اين شب خواهد بود.))
دو ركعت نماز در اين روز
روايت شده است : پيش از ظهر، دو ركعت نماز با يك بار حمد و پنج بار شمس و ضحى خوانده و بعد از سلام بگويد: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و دعا كرده و بگويد: يا مقيل العثرات ! اءقلنى عثرتى . يا مجيب الدعوات ! اءجب دعوتى . يا سامع الاصوات اسمع صوتى و ارحمنى و تجاوز عن سيئاتى و ما عندى ، يا ذالجلال و الاكرام !
نيز مستحب است دعايى را كه اول آن ((يا داحى الكعبه )) است بخواند.
نعمت نصب كعبه و گسترش زمين
نعمت نصب كعبه و گسترش زمين شكلى دارد و ماهيتى . شكل ظاهرى آن همانگونه كه در ((اقبال )) به آن اشاره شده اين است كه خداى متعال در اين روز زمين را براى سكونت و زندگى انسانها آفريد و از رحمتى كه در اين روز نازل گرديد، زمين و نعمتهاى آن حتى بدن و روزى ما بوجود آمد. بنابراين تمام نعمتها از هر جنس ، نوع و صفت ، كه كسى قادر به شمارش آن نيست ، در اين روز فرود آمده و پخش شده است .
بنابراين لازم است بنده اى كه مراقب مولايش بوده و در پى شكر نعمتهاى اوست ، درباره نعمتهايى كه از آن آگاهى داشته و با آفرينش زمين و آنچه در آن است از آن بهره مند گرديده ، بينديشد. مثلا از نعمتهاى خداوند متعال در بدن خود شروع نمايد كه با فراوانى و لطافت آن قطعا نمى تواند تمام آن نعمتها را درك كند. كه براى توضيح بيشتر مى توان به علم تشريح پزشكى مراجعه نمود. در كتاب جديدى از يكى از نويسندگان اروپايى عكسهايى ديدم كه پوشش عضوى را با عضو ديگر و رگها و مويرگها را با رنگهاى مختلف و مدارها، رگها و اجزاى ديگر بدن را نشان مى داد بگونه اى كه انسان و حتى پزشك به شگفت مى آيد كه چگونه تمام اينها بطور مستقيم يا غير مستقيم در سلامتى آن عضو و بطور غير مستقيم در سلامتى مزاج انسان مؤ ثرند. و بالاخره نعمتهايى كه با حس درك مى شوند بالغ بر چند ميليون هستند. و از اينجا مى توانيم بفهميم نعمتهاى غير محسوس بيش از نعمتهاى محسوس است .
اين گونه اى از نعمتهاى بدنى است كه انواع ديگرى نيز دارد كه شايد تعداد آن بيشتر و عجيب تر از اين باشد. از جمله نعمتها نيروهايى نامرئى است كه در اين اجزاء با تكثير، تحريك ، شكل دادن ، تغذيه ، رشد، هضم ، دفع و... فعاليت مى كنند. و هر كدام علامت و آثار خاص خود را دارند. يكى ديگر از نعمتها وجود ملكوتى اين نيروها، قوايى كه از آنها تبعيت نموده ، كاركرد و تاءثير آن بر كار نيروهاى نامرئى كه به شرايط زمانى ، مكانى ، وضعيت جسمى و روحى و ساير شرايط خارجى بستگى دارد، مى باشد؛ كه هيچكس قادر به شمارش عناوين اين گونه نعمتها نمى باشد، مگر خدا يا كسى كه از جانب او از آن مطلع شده باشد؛ چه رسد به شمارش تك تك آن . و اگر انسان شكل ارتباط عوالم با يكديگر را بفهمد، بروشنى مى يابد كه تمام اين عوالم در سلامتى كامل هر كدام از اعضاى بدن و حتى هر جزء از اجزاى آن عضو، نقش دارند؛ و مى فهمد كه خداوند متعال براى اعطاى يك نعمت بظاهر جزئى به او اين همه مقدمات را ايجاد نموده است .
آنگاه اگر درباره نعمتهاى خارجى از قبيل خوردنى ، نوشيدنى ، لباس ، چيزهايى كه در آن دخل و تصرف مى كند و حواس ظاهرى و باطنى كه در عوالم مختلف هستند انديشه نمايد، فرموده خداوند: ((قادر به شمارش ‍ كامل نعمتهاى خدا نيستيد)) و ((لشكريان پروردگارت را بجز خود او كسى نمى داند.)) را بهتر درك مى كند.
يكى از عالمهايى كه انسان با نيروى خيال در آن دخل و تصرفات جزيى دارد عالم مثال است كه بشر توانايى فهم و و گستردگى آن را ندارد. چه رسد به دخل و تصرفاتى كه با عقل محيط خود در تمام اين عالمها، مى نمايد. اى مسكين ! تو كجا و فهم تفصيلى يكى از امور يكى از عالمهايى كه عقل تو در آن دخل و تصرف مى كند كجا. به اين نعمتها بنگر و خود قضاوت كن كه چگونه بايد شكر اين نعمتها را بجا آورى .
تازه اينها ظاهر نعمتهايى است كه آفريننده زمين با گسترش زمين به تو عنايت نموده است و اگر درباره عطاياى مالك دنيا و آخرت كه با آفريدن زمين به تو عنايت نموده ، انديشه كرده و آن را كاملا درك كنى ، شگفتيت افزون خواهد شد.
در اين مورد باختصار مى توان گفت : آنچه اهل حق و مكاشفه دريافته و روايات اهل بيت وحى (عليهم السلام ) به آن اشاره دارد اين است كه خداى متعال آدم را آفريده و او را در عالم مثال قرار داد - عالمى كه در بعضى از روايات از آن به بهشت و در بعضى ديگر به شهر ((جابلقا)) تعبير شده است . و اين همان بهشت آدم است كه از آن به زمين فرود آمده ، تا با عبور از اين دنيا از نعمتهاى مثالى ، كه در عالم برزخ براى او آماده شده بهره بردارى كند؛ كه اين عالم در برابر بهشت آدم بوده و ((جابلسا)) ناميده مى شود؛ و نيز به اين جهت فرود آمد كه در عالم آخرت و در بهشتهاى جاويد از نعمتهايى كه براى او مهيا شده ، استفاده نمايد. و اگر آدم به اين دنيا نمى آمد، هيچگاه به نعمتهاى سراى آخرت نمى رسيد؛ و تمام نعمتهايى كه خداوند به پيامبران ، جانشينان آنان ، اوليا و مؤ منين وعده داده است از فوايد سفر به اين عالم بوده و اين عالم ايستگاهى از ايستگاههاى سفر آخرت مى باشد. حتى از يك جهت منشاء و سرچشمه نعمتهاى آن است . بهمين جهت نيز در روايات ((مزرعه آخرت )) ناميده شده است . و شايد اين آيه قرآن نيز به همين مطلب اشاره داشته باشد: ((اين همان چيزى است كه قبلا روزى ما بوده و اكنون مانند آن روزى ما شده است .))
بنابراين تمام نعمتهاى جاويد و فناناپذير كه قابل مقايسه با نعمتهاى اين دنياى پست نمى باشد - و خالق آن از هنگام آفرينش دنيا هيچگاه به آن نظر نكرده و آن را براى بندگانش انتخاب ننموده و سراى پاداش نيست - منشاء و سرچشمه آن همين عالم دنيا است . بنابراين عارف مراقب در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمين )) بر خود لازم مى بيند كه در مقابل تمام اين نعمتها شكرگزارى نمايد.
و در اين هنگام بخوبى مى يابد كه نمى تواند حق مقدار كمى از اجزاى گوشه كوچكى از آن را ادا نمايد؛ گرچه تمام عابدين شاكر را به كمك طلبيده و تا ابد مشغول شكرگزارى گردند. نه باين جهت كه شكر اين نعمتها نيز از نعمتهاى خدا بوده و بر آن نيز شكرى واجب است ، بلكه بخاطر بزرگى ، فراوانى ، ظرافت و ديده نشدن آن نعمتهاست . و آنگاه كه بنده به اين شناخت رسيده و نعمتهاى الهى را قدر شناخت ، نشانه كسانى را كه بخوبى ناتوانى و كوتاهى خود را در شكرگزارى خداى متعال فهميده اند پيدا كرده و خجالت مى كشد كوشش خود را - هر مقدار كه باشد - شكرگزارى بداند. و مى فهمد كه خداوند با قبول اين شكرگزارى كم و ناچيز اين نعمتها چه منتى بر او دارد. و خداوند متعال را براى اين انجام دادن اين شكرگزارى ، سپاس مى گويد. و معنى شكور (بسيار شكرگزار) را كه از نامهاى خداوند است ، تا اندازه اى مى فهمد. گرچه شناخت كنه نامهاى خداوند متعال محال است .
از بزرگترين نعمتهاى اين روز اين است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زيارت نموده و با پاداش و رضايت فراوان اين عمل را از آنان مى پذيرد. و اين نهايت لطف ، مهربانى و كرم است . آنگاه كه انسان با چشم باز در معانى اعمال حج تاءمل نمايد به لطف بزرگ خدا پى مى برد. و بالاتر از اين ، مى يابد كه او تا چه اندازه دوست دارد كه دست عنايت خود را روى سر مؤ منين نگهدارد. نيز نهايت عنايت او در جذب آنان به در خود و دعوت آنان به نزديكى و پناه خود را درك كرده و قدر نعمت وجود اين پيامبر بزرگوار را كه بواسطه آن ما را به اين عالمهاى گرانقدر هدايت نموده و ما را از اسرار آن آگاه نموده ، و اين دلهاى مرده را با نور ايمان حيات بخشيده و گمراهى آن را با نور يقين تبديل به هدايت نموده ، خواهد دانست .
بطور اختصار درباره نعمت نصب كعبه مى توان گفت : خداوند متعال انسان را از خاك آفريده و او را به ديدار و پناه خود دعوت نمود. نزديكى و پناه او نيز مخصوص بلند مرتبگان و افراد با معنويت است . و به جهت اين كه انسان در اوايل كار، به جهت فرو رفتن در تاريكيهاى عالم طبيعت و اسارت در كره خاكى و ميان آب و گل ، به اين عالمهاى عالى دسترسى ندارد، خداوند، عالم او را با ايجاد مكانى آباد كرده و آن را خانه خود ناميد. و آن را زيارتگاه زائرانش و طالبين حضرتش قرار داد تا بر گرد آن چرخيده ، زيارتش كرده ، به مقتضاى حال خود با پروردگارشان ماءنوس ‍ شده و با اين امور آماده عالمهاى قدس و نزديك شدن به خدا گردند. براى اين زيارت نيز عبادتهايى مقرر فرموده كه تمامى آنان باعث پرواز از عالم خاكى به عالم ملكوت ، جبروت و لاهوت است . بعبارت ديگر اين عبادتها عبادت كننده را آماده زيارت كعبه حقيقى مى نمايد كه درباره آن در روايت آمده است : ((زمين و آسمانم گنجايش من را ندارد بلكه قلب بنده مؤ منم گنجايش مرا دارد)). بعبارت ديگر اين عبادات باعث شناخت نفس مى شود كه شناخت پروردگار را در بر دارد. همانگونه كه در مناجات شعبانيه به آن اشاره شده است : ((چشم قلبهاى ما را با نگاه آن به خودت روشن فرما تا ديدگان قلبها حجابهاى نورى را پاره كرده و آنگاه به معدن بزرگى رسيده و روحهاى ما به پاكى گرانقدرت آويزان گردد.))
انسان بخاطر حجابهاى تاريكى و نورى نمى تواند به معدن بزرگى برسد. حجابهاى تاريكى همان عالم طبيعت است كه آنرا ديده و حس مى كنيم البته بعضى از عالمهاى مثال نيز به حجابهاى تاريكى ملحق مى شوند. حجابهاى نورى نيز از آنجا شروع مى شود كه انسان با واگذاشتن ماده و شكل از عالم طبيعت ترقى ، نفس خود را مجرد از اين دو ديده ، نفس و حقيقت او بدون پوسته ماده و شكل براى او آشكار شده و نفس خود را امر بزرگى ببيند. و با بقاى حجابهاى نورى در معارف كشفى بر او گشوده مى شود و آنگاه باندازه اى كه اين حجابها كنار رفته و در عوالم نورى انديشه نمايد، علم به مبداء، معاد و حقايق مقامات دينى كه در اين آيه آمده است : ((و كسى كه به خداوند، فرشتگان ، كتابها و پيامبران او و روز قيامت ايمان آورد...)) براى او منكشف مى شود. تا جايى كه ديدگان دلها حجابهاى نورى را پاره كرده و به معدن بزرگى برسد؛ و در اين هنگام به مقام قرب رسيده ، و با مشاهده جلوه هاى نامها و صفات خداوند رستگار شده و از زائرين و پناه داده شده هاى او محسوب مى گردد. و خلاصه خداوند با لطف خود براى اهل اين عالم خانه اى همجنس عالم خودشان قرار داده تا از فيض زيارتش محروم نمانده و براى اين خانه نيز عباداتى را مقرر داشته كه باعث آماده نمودن ديدار كننده و شايسته گرداندن او براى ديدار خانه حقيقى اش مى گردد.

داروخانه ی معنوی آیت الله بهجت (ره)

 

داروخانه ی معنوی آیت الله بهجت (ره) :


برای دوری از ریا:  لاحول و لاقوه الا بالله زیاد بگویید.

برای درمان عصبانیت:         زیاد صلوات بفرستید.

برای تمرکز فکر:    زیاد لااله الا الله بگویید.

برای رفع اختلاف زوجین :  صدقه متعدد به افراد متعدد بدهید.

برای دفع شر و بلا :    بخوانید اللهم صل علی محمد و آله وادفع عنا السوء

برای محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگویید:

اللهم اجعلنی فی درعک الحصینه التی تجعل فیها من ترید

خداوندا مرا در زره قوی و نگهدارنده خود، که هر کس را بخواهی در آن قرار میدهی، قرار بده!

 

446 حديث از امام جعفر صادق عليه السلام در موضوعات مختلف/ قسمت دوم

446 حديث از امام جعفر صادق عليه السلام در موضوعات مختلف

قسمت دوم

متن قسمت دوم احادیث را در ادامه مطلب بخوانید

قسمت اول

ادامه نوشته

446 حديث از امام جعفر صادق عليه السلام در موضوعات مختلف/ قسمت اول

446 حديث از امام جعفر صادق عليه السلام در موضوعات مختلف

قسمت اول

 

متن قسمت اول احادیث را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

شهادت امام جعفر صادق عليه السلام و احادیثی در خصوص خانواده از حضرت ایشان

 

 

شهادت امام جعفر صادق عليه السلام

رئيس مذهب تشيع

 

بر عموم مسلمانان و شيعيان واقعي آن حضرت

و زنان و مردان مومن

تسليت باد

 

 

 

وبلاگ دين و حديث

 

 


446 حديث از امام جعفر صادق عليه اسلام در موضوعات مختلف ( در یادداشت بعدی)

 

چكيده و برگزيده اين وبلاگ از مجموعه‌ي احاديث:

 

آداب غذا خوردن

14- امام صادق علیه السلام فرمودند: دمیدن در دعاها و غذا و جای سجده مکروه است.

15- از امام صادق علیه السلام پرسیدند از دمیدن و فوت کردن در کاسه ی غذا؟ فرمودند: مانعی ندارد، کـــراهت دمیدن زمانی است که دیگری همراه او باشد و او از دمیدن خوشش نیاید و با آن حضرت درباره ی دمیدن در غذا پرسیده شد؟ فرمود: مگر نه این است که می خواهد سرد شود ؟ عرض شد: آری، فرمود: مانعی ندارد.

16- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: برای دل مومن چیزی زیان آورتر از پرخوری نخواهد بود زیرا پر خوری دو چیز را در پی خواهد داشت یکی سخت دلی و دیگری برانگیخته شدن شهوت.

17- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: هر کس خود را پیش از طعام و بعد از طعام بشوید در ظرفی زندگی خواهد کرد و از رسیدن هر آسیبی به تنش مصون خواهد ماند.

18- امام صادق علیه السلام فرمودند: هر که ترک کند غذا خوردن را در شب شنبه و شب یکشنبه پی هم قوت از او بر طرف شود تا چهل روز به او بر نگردد، و فرمود: غذای شب نافع تر از غذای روز است.

19- امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه خواهی پی حاجتی بروی پاره ی نان با نمک بخور که بیشتر باعث عزّت توست و حاجت زودتر بر می آید.

20- امام صادق علیه السلام فرمودند: نان را گرامی بدارید زیرا خدای تعالی برای نان کرامتی مقرر داشته است. گفته شد کرامتش چیست؟ فرمود: بریده نشود و پایمال نگردد و چون حاضر شد به انتظار آوردن چیز دیگری نباید باشد.

21- امام صادق علیه السلام فرمودند: شایسته ی مرد است که با شکم انباشته از خوراکی بخوابد.

22- امام صادق علیه السلام فرمودند: آب در روز به حالت ایستاده نوشیدن موجب افزونی عــــرق و بیشتر شدن نیروی بدن می گردد.

 

ازدواج

52-از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: بهترین زنان شما زنانی خواهند بود که خودشان را خوشبو و دست پختشان لذیذ و خوشبو باشد.

53- امام صـادق علیه السلام فرمودند: هر زنی که به شوهرش شربت آبی دهد برای او بهتر است از اینکه یک سال عبـادت کند و در آن سال روزها روزه بدارد و شبها را نماز بخواند و نیز خداوند در برابر هر شربت آبی که به شوهــرش می دهد شهری در بهشت برایش بنا میکند و شصت گناه او را می آمرزد.

56- امام صادق علیه السلام فرمودند: هر زنی که برای غیر شوهرش خود را خوشبو کند خداوند نماز او را قبول نکند تا زمانی که مثل اینکه غسل جنابت می کند خود را از آن بوی خوش پاک گرداند.

54- امام صادق علیه السلام فرمودند: مرد نباید هر روز به سر خود روغن بمــــالد و مرد باید آشفته مو دیده شود ، مرد نباید مانند زن مو درخشان دیده شود.

55- امام صادق علیه السلام فرمودند: شرابخوار شایسته گی ازدواج را ندارد و نباید امانتی به او سپرد ه شود زیرا خداوند متعال فرموده :« اموال خود را به سفیهان ندهید».

56- امام صادق علیه السلام فرمودند: زفاف را شب برگزار کنید و ولیمه اش را روز بدهید.

57- امام صادق علیه السلام فرمودند: درخانه ای که کودکی باشد با همسرت نزدیکی مکن.

58- امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که عمری بیشتر می خواهد باید با زنان کمتر آمیزش کند.

59- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: بپرهیزید از ازدواج با زن ابله زیرا همنشینی با او باعث گرفتاری و فرزندانش تباه خواهند بود.

60- امام صادق علیه السلام فرمودند: چون خواهید زنی را خواستگاری کنید از مویش بپرسید چنانچه از رویش می پرسید.

61- امام صادق علیه السلام فرمودند: مانعی ندارد که [مرد] چون بخواهد زنی را به همسری انتخاب کند بصورت و مچهای دست و پای او بنگرد.

62- امام صادق علیه السلام فرمودند: شومی زن در افزونی مهر و نافرمانی او از شوهر است.

63- امام صادق علیه السلام فرمودند: زنان بر سه گروه اند: گروهی به سود تو و گروهی به سود و زیان تو و گروهی که تمام به زیان توست و هیچ سودی به تو نمی رساند، آن زنی که به تو سود می رساند دوشیزه است و آن زنی که به سود و زیان تو می باشد زن شوهر دیده است و آن زنی که همه به زیان توست زنی است که بچه از شوهر دیگری دارد و با خود به خانه ی تو می آورد.

64- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: دوشیزه را با اذن پدرانشان ازدواج کنید.

65- امام صادق علیه السلام فرمودند: مکروه است که چون مرد شبانه از مسافرت برگردد با همسرش درآمیزد.

 

روش همسرداری

235- امام صادق علیه السلام فرمودند: بهترین زنان شما زنی است که خوشبو و خوش طبخ باشد.

236- امام صادق علیه السلام فرمودند: بیشتر خیر در وجود زنان است.

237- امام صـادق علیه السلام فرمودند: هر کس زنی بگیرد باید احترامش کند زن شما لعبت و دلبر است هر کس لعبتی به دست آورد نباید آن را ضایع سازد.

238- امام صادق علیه السلام فرمودند:خدا بیامرزد مردی را که رابطه ی میان خود و همسرش را نیکو سازد خداونداختیار او را به دست مرد داده و وی را سرپرست او قرار داده است.

239- امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس با خانواده اش نیکو رفتار باشد خداوند بر عمرش بیفزاید14- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:لذت بردن زن در عمل زناشویی نودونه برابر لذتی است که مرد از آن عمل لذت می برد ولکن خدا آنان را در پوششی از شرم قرار داده است.

240- امام صادق علیه السلام فرمودند: مرد در خانه و خانواده به سه خصلت محتـاج است که اگر در طبیعتش هم نباشد باید بر خود تحمیل کند: خوشرفتاری، گشاده دستی به اندازه و غیرت ناموسی.

241- امام صادق علیه السلام فرمودند: به زنان مردم خیانت نکنید تا زنانتان خائن نشوند.

242- امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا خداوند تبارک و تعالی میل زناشویی را در ده سهم قرار داده است که نه سهم آن در زن است و یک سهم در مردان، واگر نبود آن مقــدار حیــا که خدای عزّوجلّ به مقدار شهوت در زنان قرار داده به هر مردی نه زن در می آویخت.

243- امام صــادق علیه السلام فرمودند: وقتی شوهر به خانه وارد می شود بایـد به خانواده اش سلام کند و قبلاً کفشش را به زمین بزند و سرفه کند تا خانواده را از آمدن خود خبر دهد مبادا چیزی بییند که او را ناخوش آید.

244- امام صادق علیه السلام فرمودنـــد: سزاوارنیست که زن هیچگاه بدن خودرا بـــدون زینت گذارد اگر چه با آویزان کردن گردنبندی باشد و سزاوار نیست که دست زن بدون رنگ باشد اگر چه با کمی حنا باشد واگر چه آن زن پیر و کهنسال بوده باشد.

245- امام صادق علیه السلام فرمودند: کسانی که به پشت و عقب زنان نگاه می کننداین نباشد از این که دیگران به عقب زنان آنها نگاه کنند.

246- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: هر قـــدر مرد زنان را بیشتر دوست داشته باشد فضیلت ایمانش زیادتر است.

247- امام صادق علیه السلام فرمودند:از نیک بختی مرد است که به سرپرستی همسرش قرار گرفته باشد.

248- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: چهار چیز از اخلاق و روش پیامبران است، پاکیزگی خود را، خوشبو ساختن، مو رااز بدن ازاله کردن و زیاد با زنان همبستر شدن.

249- از امام صادق علیه السلام روایت شده که رسولخداصلی الله علیه وآله وسلّم فرمودند: هرزنی که در خانه ی شوهرش چیزی را از جایی بردارد و به جای مناسبی بگذارد و هدفش اصلاح در نظم خانه باشد خــــدای بزرگ بسویش نظر افکند و هرکس که خدا بسویش نظر نماید عذابش نخواهد نمود ، ام سلمه گفت: همه چیز برای زنان بی نوا مانده است ،حضرت فرمود:آری،آنگاه که زن بادار شود به منزله ی روزه داری است که با جان و مال در راه خدا پیـــکار می کند و خواهدبود آنگاه که وضع حمل نمود برایش اجری که به سبب بزرگی آن نـــدانی چه چیز است وآنگاه که به کودکش شیر می دهـــد از برای هر مکیدنی ثوابی برابر با آزاد نمودن یکی از فرزنـــــدان اسماعیل برای آن زن خواهد بود وآنگاه که از شیر دادن فراغت یافت فرشته ای به پهلویش دست می زند و به وی می گوید کارت رااز سر بگیر که خدا گناهانت را همه آمرزید.

250- امام صادق علیه السلام فرمودند: هرزنی از شوهر شرابخوار خود اطاعت کند گناهش بشمار ستارگان آسمان خواهد بود و هر زنی نوزادی که از او بیاورد پلید است و خدا هیچ عبادتی از او نمی پذیرد تا شوهرش بمیرد یا خود را از قید آن شوهر آزاد سازد .

251- امام صـــادق علیه السلام فرمودند: هرزنی که جامه اش را بـــدون اجازه ی شوهرش در خانه بیگانه بگذارد پیوسته در لعنت خداست تا به خانه اش برگردد.

 

صله ی ارحام

362 امام صادق علیه السلام از رسولخداصلی الله علیه وآله وسلّم روایت کرده که فرمودند: قطع رحم خود مکن اگرچه او از تو قطع کند.

363- امام صادق علیه السلام از رسولخداصلی الله علیه وآله وسلّم روایت کرده که فرمودند: قطع رحم خود نکن اگر چه او از تو قطع کند.

364- امام صــادق علیه السلام فرمودند : نخستین سخنگوی اعضای بدن در روز قیــامت رحم است ، که گوید: پروردگارا! هر که در دنیا مرا پیوست امروز میان خودت و او پیوست ده، و هر که در دنیا مرا برید، امروز خود را از او ببر.

365- امام صادق علیه السلام فرمودند: ملعون است ملعون است کسی که از رحم خویش ببرد.

366-امام صادق علیه السلام فرمودند: صله با ارحام به انسان خوی نیک،سخاوتمند، پاکی نفس، افزایش روزی و به تأخیر افتادن مرگ را می بخشد.

367- امام صادق علیه السلام فرمودند: صله با ارحام و خوشرفتاری با همسایگان شهرها راآباد و عمرها را افزایش می دهد.

368- امام صــادق علیه السلام فرمودند: پیوستن با خویشاوند حساب را در روز رستاخیزآسان می کند و باعث به تأخیر افتادن در عمر می گردد و از کشته شدن بد جلوگیری می نماید، و صدقه دادن در شب خشم خدا را فرو می نشاند.

369- از امام صادق علیه السلام پرسیدند برخی از خویشاوندانم خط وتفکر دیگری دارند غیر از فکر ومرامی که من دارم، آیا آنان بر من حقی دارند؟ فرمودند:آری، حق قرابت وخویشاوندی را چیزی قطع نمی کند اگر با تو همفکر و هم عقیده باشند دو حق بر تو دارند یکی حق خویشاوندی،دوم حق اسلامی و مسلمانی.

 

فرزند و تربیت آن

404- امام صادق علیه السلام فرمودند: دختران حسنه [کار خیر] اند و پسران نعمت، حسنه ثواب دارد و نعمت باز خواست.

405- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: همانا رسولخداصلی الله علیه وآله وسلّم فرمودند: هر کس چهار فرزند برایش متولد شود و یکی از آنها را بنام من نامگذاری نکند به من جفا کرده است.

406-از امام صادق علیه السلامروایت شده که فرمودند: خداوند هر گاه بنده ای را دوست دارد محبوبترین فرزندش را ازاو می گیرد.

407- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: کام فرزندانتان را با آب فرات وخاک قبر حسین علیه السلام بردارید واگر این دو در دسترستان نباشد از آب باران استفاده نمایید.

408-ازامام صادق علیه السلامروایت شده که امام علیعلیه السلام فرمودند: هیچ شیری که کودک بنوشد برکت دارتراز شیر مادر نخواهد بود.

409- امام صادق علیه السلام فرمودند: به فرزندانتان سوره ی یاسین بیاموزید که یاسین دسته گل بوستان قرآن است.

410- امام صادق علیه السلام فرمودند: بهتراست که طفل در کودکی با مسائل اجتناب ناپذیر حیات که غرامت زندگی است روبرو شود تا در جوانی و بزرگسالی بردبار و صبور باشد.

411- امام صادق علیه السلام فرمودند: فرزندت را تا شش سالی مهلت بــده، سپس او را به مدت هفت سال با خود همراه کن و به ادب خود مؤدب گردان اگر پذیرفت و صالح شد چه بهتر و گر نه رهایش کن.

412- امام صادق علیه السلام فرمودند: فرزندت را بگذار تا هفت سال بازی کند و هفت سال باید ادب شود و هفت سال باید ملازم او باشی اگر رستگار شد چه بهتر و گر نه خیری در او نیست.

413- امام صادق علیه السلام فرمودند: کودکان را دوست بدارید با آنها مهربان باشید هنگامی که وعدهایی به آنها میدهید حتماً به آن وعده وفا کنید، زیرا کودکان شما را، روزی دهنده ی خود می دانند.

414- امام صادق علیه السلام فرمودند: به کودکان خود سویق [غذایی که از آرد گندم وجو تهیه کنند] بخورانیــد زیرا تغذیه ی اینگونه مواد، گوشت بدن را می رویاند واستخوانها را محکم می گرداند.

415- امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکس فرزند خود را نفرین کند فقر و تنگدستی را برایش به ارث گذاشته است.

416- امام صادق علیه السلام فرمودند: بر جوانان خود از خطر غالیان بپرهیزید تا[عقیده]آنها را فاسد نکنند، چرا که غالیان بدترین مخلوقات خدایند ، بزرگی خدا را کوچک می کنند و برای خدا ادّعای ربوبیّت می کند.

417- امام صادق علیه السلام فرمودند: چون پسر سه ساله شد به او بگویند که هفت بار بگو «لااله الاالله» و چون سه سال وهفت ماه وبیست روز از عمرش گذشت به او بگویند که هفت مرتبه بگوید «محمد رسول الله» پس چهار» سالش تمام شود به او می گویند که هفت بار بگوید « صلی الله علی محمد وآله » پس چون پنج سال تمام شود او را وامی دارند که خدا را سجده کند پس چون شش سالش تمام شود نماز یادش می دهند و به نمازش می دارند و چون هفت سالش تمام شود وضو را به او یاد می دهند و امر به نماز می کنند او را، و چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را خوب به یادش می دهند و بر ترک وضو و نماز می زنند پس چون وضو و نماز را یاد گرفت خدا پدرومادرش را بیامرزد .

 

فواید بعضی از غذاها

418- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:آب سرد حرارت را فرو نشاند و صفرا را تسکین می دهد و طعام را در معده هضم و تب رااز بین می برد.

419- امام صادق علیه السلام فرمودند: سرکه ی شراب بن دندان را محکم می کند و کرمهای شکم را می کشد و عقل را زیاد می کند.

420- امام صادق علیه السلام فرمودند: کاهو خون را فرو می نشاند.

421- امام صادق علیه السلام فرمودند: برگ خرفه عقل را زیاد می کنـد و هیچ گیاهی از آن شریف تر و نافـع تر نیست.

422- امام صادق علیه السلام فرمودند: هر مومنی که یک انار را تمام بخورد خــدا شیطان را از روشنی دل او چهل روز دور گرداند، و هرمومنی که دو انار تمام بخورد خدای تعالی شیطان را از روشنی دل او صدروز دور کند، و هر مومنی که سه انار را تمام بخورد خدای تعالی شیطان رااز روشنی دل او یک سال دور گردانـد، و هر که یک سال شیطان از او دور گردد گناه نکند داخل بهشت می شود.

423- امام صادق علیه السلام فرمودند: بخورید خربزه، که در آن ده خصلت است که دردی و فسادی در آن نیست و خودنی است وآشامیدنی است و میوه است و گل است واشنان است که دهان را پاک می کند و نان خورش است و قوت جماع رازیاد می کند و مثانه را می شوید وادار و بول می کند و ریگ مثانه را دفع می کند.

424- امام صادق علیه السلام فرمودند: بخور تره را که در آن چهار فایده است: گند دهان را می برد و بادها را دفع می کند و هرکه مداومت کند بر آن از خوره ایمن است.

425- امام صادق علیه السلام فرمودند: خوردن پیاز دهان را خوشبو و پوست بدن را نرم و رقیق می سازد.

426- امام صادق علیه السلام فرمودند: خوردن پیاز درد را می برد واعصاب را محکم می کند و موجب افزایش آب [منی] می گردد و بر نیروی راه رفتن می افزاید و تب را می زداید.

427- امام صادق علیه السلام فرمودند: بادنجان بخورید که مرض را می برد و هیچ گونه دردی ایجاد نمی کند.

428- امام صادق علیه السلام فرمودند : خیار را از پایینش بخورید که این گونه خوردن برکت خیـار را بزرگ می سازد.

429- امام صادق علیه السلام فرمودند: شلغم را از یاد نبرید و به خوردن آن مداومت ورزید و آن را از نااهلان کتمان کنید، زیرا کسی نیست که رگی از جذام در بدن نداشته باشد با خوردن شلغم، آن رگ را آب کنید و از میان ببرید.

430- امام صادق علیه السلام فرمودند: خوردن ریشه ی ترب ، بلغم را می برد و مغز آن موجب هضم غذا و برگ آن سبب جریان بول می گردد.

431- امام صادق علیه السلام فرمودند: برخوردن بادنجان بورانی مداومت کنید که در آن شفا است و ایمنی از بیماریهای برص می بخشد و همچنین اگر با روغن زیتون بریان گردد نیز مفید است.

432- از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند: در تب سه خصلت وجود دارد: برگ آن بـادهای[معده]را بیـرون می کنـد و بـرگش بـول را بـه راه می اندازد و ریشه ی آن بلغم را قطع می سازد.

433- امام صادق علیه السلام فرمودند: خوردن هویچ موجب ایمنی از بیماریهای قولنج و بواسیر است و بر قدرت جماع کردن کمک می دهد .

434- امام صادق علیه السلام فرمودند: کاهو بخورید که موجب قطع خونریزی می شود.

435- امام صادق علیه السلام فرمودند: شما را بخوردن کاهو سفارش می کنم، زیرا کاهو خون را صاف می کند .

436- امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکه دوست دارد که نطفه ی او فراوان و فرزندانش زیاد شود پیوسته کاسنی بخورد.

437- امام صادق علیه السلام فرمودند: از بسیار نوشیدن آب خودداری کنید زیرا که آب زیاد خوردن ماده واساس هر گونه بیماری و درد می گردد.

 

 

446 حديث از امام جعفر صادق عليه اسلام در موضوعات مختلف ( در یادداشت بعدی)

 

۵ تکنیک برای وداع با غم و ناراحتی

۵ تکنیک برای وداع با غم و ناراحتی

 

در دنیای اطراف ما افراد با مشكلات و سختی های متنوع و متعددی دست و پنجه نرم می كنند ،برخی همه مشكلاتشان به خاطر فقر و نداری است و عده ای همه درد سرهایشان به خاطر ثروت و دارایی است، عده‌ای به نان شب خود محتاج هستند و به خاطر كمبود انواع ویتامین ها در بدن خود دچار بیماری های مختلفی می شوند و از آن طرف عده ای آن قدر در مصرف غذاهای رنگین اسراف می كنند كه راهی بیمارستان می شوند و با بیماری‌های قلبی و .... دست پنجه نرم می كنند. خلاصه نمی توان دست روی یك فرد جامعه گذاشت و با یقین و اطمینان گفت كه او هیچ مشكلی در زندگی خود ندارد .

 

ایمان
در میان همه مشكلاتی كه برای انسان ها به ذهن می رسد برخی از سختی ها و رنج ها بیشتر به چشم می خورد و افراد از مبتلا بودن به آنها بیشتر اظهار عجز و ناله می كنند، مشكلاتی از قبیل ترس نسبت به آینده و غم و اندوه كه بیشتر به جنبه روح و روان انسان تعلق دارد، چرا كه اگر انسان از روح و روان سالمی برخوردار نباشد نمی تواند به خوبی از لذت های مادی و جسمی بهره ببرد و به عبارتی دیگر دنیا در پیش چشمان او تیره و تار می شود.

اما با وجود تمام مشكلاتی كه برای انسان ها تصور می شود در این میان افرادی هستند كه با آرامش كامل و بدون هیچ دغدغه ای زندگی می كنند و خوشبختی و سعادت سرتاسر زندگی آنها را فرا گرفته است،افرادی كه نه ترسی در وجود آنها وجود دارد و نه غم و اندوهی و با امیدی كه به آینده دارند روز به روز بر سرعت خود برای رسیدن به آخرین ایستگاه خوشبختی می افزایند .

خداوند متعال برای اینكه ما هم بتوانیم یك زندگی سراسر آرامش و امنیت برای خود و اطرافیان خود فراهم كنیم خصوصیات و ویژگی های منحصر به فرد این این افراد را در آیات متعددی از قرآن مجید برای ما به تصویر كشیده است تا با اجرایی كردن آنها،یك زندگی كاملاً لذت بخش را تجربه كنیم.

تكنیك اول: ایمان و عمل صالح
نه ایمان به تنهایی می تواند آرامش را در زندگی انسان حكمفرما كند و نه عمل صالح بدون ایمان به خداوند متعال چرا كه این دو مانند دو بال مهم برای پرواز قلمداد می شوند و بدون وجود هر كدام مسیر زندگی انسان به سمت سقوط و هلاكت جلو می رود و به همین جهت خداوند متعال ،افرادی را كه در زندگی آنها دو بال ایمان و عمل صالح وجود داشته باشد را افرادی معرفی می كند كه نه ترسی در زندگی آنها وجود دارد و نه غم و اندوهی دیده می شود:

(إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ: به یقین كسانى كه (به اسلام) ایمان آورده‏اند و كسانى كه یهودى شده‏اند و نصارى و صابئین (پیروان نوح یا یحیى)، هر یك (از این گروه‏ها كه در عصر پیامبر خود) به خدا و روز واپسین ایمان آورده و عمل شایسته انجام داده باشند، آنها را اجرى درخور حالشان در نزد پروردگارشان ثابت است، و نه بیمى بر آنها (در روز قیامت) مى‏رود و نه اندوهگین مى‏شوند.)( البقرة :۶۲)

گروهی كه هم اهل انفاق هستند و هم منت و آذیت و آزاری از انها دیده نمی شود این گروه گروهی هستند كه یك زندگی بدون غم و اندوه و سرشار از آرامش و امنیت را تجربه می كنند: الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ: كسانى كه اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند، سپس در پىِ آنچه انفاق كرده‏اند، منّت و آزارى روا نمى‏دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‏شوند

 

تكنیك دوم: در زندگی تسلیم خداوند باشد
با نگاه اجمالی به زندگی برخی از افراد می توان مشاهده كرد كه هر دستوری از طرف خداوند كه مطابق میل و سلیقه آنها باشد ، اجرا می كنند و هر توصیه ای كه با خصوصیات اخلاقی آنها سازگار نباشد را با بهانه ها و اشكلات و ... ترك می كنند .

طبق آیات الهی این افراد هیچ گاه نمی‌توانند به یك زندگی توأم با آرامش و بدون هیچ غم و اندوهی دست پیدا كنند چرا كه طبق آیات الهی رمز اصلی رسیدن به این زندگی آرمانی ، تسلیم همه جانبه در برابر دستورات خداوند متعال است و به عبارتی دیگر معنای اصلی مسلمان نیز همین است ، یعنی كسی كه در برابر تمام دستورات خداوند مطیع و تسلیم محض باشد:

(بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ : چرا كسى كه تمام وجود خود را تسلیم خدا كند در حالى كه (در عمل) نكوكار است، او را پاداشى است درخور مقامش در نزد پروردگار خود، و نه بر آنها بیمى مى‏رود (در آخرت) و نه غمگین مى‏شوند.)( البقرة : ۱۱۲)

تكنیك سوم: بخشش بدون منت
طبق آیات طلایی قرآن مجید دو گروه هیچ گاه به آرامش در زندگی دست پیدا نمی كنند :
گروه اول: كسانی كه نسبت به اموال و سرمایه های خود بخیل هستند و به هیچ وجه كمك و انفاق به دیگران در زندگی آنها دیده نمی شود .

گروه دوم: كسانی كه اهل انفاق هستند اما با منت ها و اذیت و آزارهایی كه بعد از بخشش خود دارند انفاق خود را تبدیل به بخششی كاملا بی اثر می‌كنند.

اما گروهی كه هم اهل انفاق هستند و هم منت و آذیت و آزاری از آنها دیده نمی شود ، این گروه گروهی هستند كه یك زندگی بدون غم و اندوه و سرشار از آرامش و امنیت را تجربه می كنند:

(الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ : كسانى كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند سپس منّت و آزارى (زخم زبانى) به دنبال انفاقشان نمى‏آورند، آنان را در نزد پروردگارشان پاداشى درخور آنهاست، و (در آن جهان) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت.)( البقرة : ۲۶۲)

نه ایمان به تنهایی می تواند آرامش را در زندگی انسان حكمفرما كند و نه عمل صالح بدون ایمان به خداوند متعال چرا كه این دو مانند دو بال مهم برای پرواز قلمداد می شوند و بدون وجود هر كدام مسیر زندگی انسان به سمت سقوط و هلاكت جلو می رود و به همین جهت خداوند متعال ،افرادی را كه در زندگی آنها دو بال ایمان و عمل صالح وجود داشته باشد را افرادی معرفی می كند كه نه ترسی در زندگی آنها وجود دارد و نه غم و اندوهی دیده می شود

تكنیك چهارم: اهمیت به نماز
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ :همانا كسانى كه ایمان آورده و عمل‏هاى شایسته كرده و نماز را به‏پا داشته و زكات پرداخته‏اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت.( البقرة : ۲۷۷)

تكنیك پنجم: استقامت و صبر
استقامت و صبر در برابر مشكلات نیز یكی دیگر از تكنیك های مهم برای وداع با ناراحتی و غم در زندگی محسوب می شود ،چنین افرادی با استقامت و صبر و همچنین تلاش برای برطرف كردن مشكلات آنها را پشت سر می گذارند و هرگز اجازه نمی دهند وجود برخی از گرفتاری ها زندگی آنها را تلخ كند:

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ :

محقّقاً كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگى كردند، بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.( الأحقاف : ۱۳)

خلاصه كلام آنكه امروزه سازمان ها و مراكز مختلف در دنیا با تبلیغات نجومی خود در صدد هدیه دادن دادن یك زندگی بدون دغدغه و غم و اندوه به افراد هستند ، غافل از آنكه در آیات الهی و نسخه های طلایی قرآن مجید برای موفقیت تكنیك هایی بیان شده است كه هركدام می تواند زندگی ما را متحول كند و ادامه زندگی را برای ما از آنچه هست لذت بخش تر كند.

 

کدام زن، مي رود به بهشت...

 

از آداب شعور محض زني به نام رضوان

 

با هم از وبلاگ : «تو فقط ليلي باش» مي خوانيم

 

* اين متن زير خلاصه است، كامل آن را در اين لينك بخوانيد

 

در یکی از همین روزهای گرم روزه داری، بعد از ظهر دیگه از حال رفته بودم، که ناگهان فکری به ذهنم رسید: من الان به خاطر روزه داری در ماه مبارک، یک قدم به یکی از درهای بهشت نزدیک شده ام!  ... چون در روایتهایی از پیامبر مهربانیها (ص) و همینطور امام صادق (ع) داریم که :

 

 اگر زن نماز پنج وقت را بخواند، و ماه رمضان روزه بگیرد و عفت و پاکدامنی را رعایت کند، و از شوهرش اطاعت نماید، و محبت علی بن ابیطالب را در دل داشته باشد، به او گفته می شود: از هر دروازه ی بهشت که می خواهی وارد شو ... ( وسائل الشیعه،ج20، ص159 )

 

به همین سادگی و به همین خوشمزگی ... و گرنه این بزرگواران هم بلد بودند قضیه رو مرموز کنند و سخت جلوه بدن و برای بهشت رفتن، کلی کار جلوی خانمها ردیف کنند ... اما پیامبر از روی سلیقه خودشون چیزی نمیگن : و ما ینطق عن الهوی . ان هو الا وحی یوحی ... او هیچگاه به دلخواه خود چیزی نمیگوید، بلکه هر چه میگوید وحی الهیست ...

 

وقتی این بزرگان خیلی راحت، خیلی ساده و قابل فهم فقط این 5 شرط رو برای ورود زنان به بهشت میگذارن، یعنی واقعا برای بهشت رفتن یک زن تحقق این 5 شرط کافیه :

 

1-   * اقامه صحیح نماز

2-   * روزه ماه مبارک

3-   * مراعات عفت و پاکدامنی

4-   * داشتن محبت اهل بیت (ع)

5-   * اطاعت از شوهر

 

حالا اگه این شرطها به مذاق ما خانمهای توانای قرن 21 پیش پا افتاده میاد، و فکر میکنیم خوب اینطوری که اون خانوم کم سواد توی یک روستای دور افتاده، که با کمک نهضت فقط سواد خوندن و نوشتن داره هم میتونه اجراش کنه، و وارد بهشت بشه ، دیگه مشکل خود ما و ذهنیتهامون هست ... و گرنه دین خدا دین سادگیه، دین آرامش روانه، دین لذت بردن از لحظه لحظه زندگیه ...

 

قرار نیست ما توی این چهار صباح عمرمون فیل هوا کنیم ... خدا از ما خانمها همین 5 کار رو خواسته ... اما ما میایم به جای اینکه تلاش اصلیمون رو روی اینها متمرکز کنیم، خودمون رو سر چیزهای دیگه خسته میکنیم، و بعد نوبت نماز که میشه با کسالت میخونیم ... یا مثلا اینقدر برای خودمون اهداف ریز و درشت می چینیم که بعدش مجردها پدر و مادر، و ما متاهلها هم شوهر و بچه و زندگی رو مزاحم اون اهداف می بینیم، و دیگه ازشون بیزار میشیم و با هر بهانه ای بهشون غر میزنیم ...

 

چیزی که روز قیامت از من می پرسن، این نیست که ارشد و دکترا داری یا نه؟ نمیپرسن تونستی مدیر موفق فلان شرکت باشی، یا نه؟ از من میپرسن آیا تونستی نفست رو مهار کنی و با خانواده ت مهربون باشی؟ تونستی منم منم رو کنار بذاری و مطیع همسرت باشی؟ تونستی اونقدر وجودت رو پرورش بدی که " لتسکنوا الیها" رو محقق کنی؟ ... تونستی پر و بال تواضع و خاکساری جلوی پدر و مادرت پهن کنی و به این فکر نکنی که اونها با این کار پررو میشن و توقعشون بالا میره ...

 

اگر تونستی این اولیه ها رو محقق کنی، نوش جونت ... برو و از بقیه جنبه های زندگی و تواناییهات هم استفاده کن ... اما اگر می بینی توانت محدوده و نمیتونی، وظیفه اصلیت این هست که به این 5 کار برسی، نه کارهای دیگه ای که به نظرت مهم میان ...

 

وقتی دروازه های اون دنیا به روی ما باز میشه و دیگه فرصت عمل کردن ازمون گرفته میشه، از من میپرسند تو که ادعای محبت اهل بیت (ع) رو داری، امامت رو چقدر شناخته ای و چقدر سعی کردی سبک زندگیت شبیه او باشه؟ ... چطور میشه من ادعای دوست داشتن کسی رو داشته باشم، اما درست برخلاف اون چیزی که او عمل کرده، عمل کنم ؟ ...

 

ادعيه هنگام افطار

ادعيه هنگام افطار

1- اللّهُمَّ لَکَ صُمتُ و عَلي رِزقِکَ اَفطَرتُ وَ عَلَيکَ تَوکَّلتُ تا خدا عطا کند به او ثواب هر کسی که در این روز روزه داشته.

2- «امام صادق فرمودند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به اميرالمؤ منين (عليه السلام) فرمود: اباالحسن! ماه رمضان نزديك شده است؛ قبل از افطار دعا كن؛ جبرئيل پيش من آمد و گفت: يا محمد! كسى كه در ماه رمضان، با اين دعا، قبل از افطار، دعا كند، خداوند دعاى او را مستجاب، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى كند؛ گناه او را بخشيده، غم و غصه او را از بين برده، گرفتاريهايش را بر طرف كرده، حاجات او را برآورده نموده، او را به مقصودش رسانيده، عمل او را با عمل پيامبران و صديقين بالا برده و در روز قيامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود. گفتم: چه دعايى است؟ جبرئيل گفت:

اللَّهمَّ ربَّ النُّورِ العَظيم، ورَبَّ الکُرسيِّ الرَّفيع، ورَبَّ البَحرِ المَسجور، ورَبَّ الشَّفعِ الکَبير، والنُّور العَزيز، ورَبَّ  التَّوراهِ والإنجيلِ والزَّبورِ، والفُرقانِ العَظيمِ. أنت إلهٌ مَن في السَّمواتِ وإلهُ مَن في الأرضِ لا إلهَ فِيهِما غَيرُکَ، وأنتَ جَبّارُ مِن في السِّموات وجَبّار مَن في  الإرضِ لا جَبّار فيهِما غَيرُکَ، أنت مَلِکُ مَن في السَّموات، ومَلِکُ مَن في الأرضِ، لا مَلِکَ فيهما غَيرُکَ، أسألُکَ  بِاسمِکَ الکَبيرِ، و نُور وَجهِکَ المُنيرِ، وبمُلکِکَ القَديمِ. يا حَيُّ يا قَيِّومُ، يا حَيُّ يا قَيُّوم يا حَيُّ يا قَيّوم، أسألُکَ بِاسمِکَ الّذي أشرَقَ بِهِ کُلِّ شَيءٍ، وبِاسمِکَ الّذي أشرَقَت  بِهِ السّمواتُ والأرضُ، وبِاسمِکَ الّذي صَلُحَ بِهِ الأوَّلونَ، و بِهِ يَصلُحُ الاخِرونَ.

يا حَيّاً قَبلَ کُلِّ حَيّ، و يا حَيّاً بَعدَ کُلِّ حَيّ، و يا حَيُّ لا إلهَ إلا أنت صَلِّ علي مُحَمّدٍ وآلِ مُحَمَّد، و اغفِر لي ذُنُوبي،  و اجعَل لي مِن أمرِي يُسراً و فَرَجاً قَريباً، و ثَبِّتني علي دينِ مُحَمَّدً و آل محمد و علي هُدي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد،  و علي سُنَّهِ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد، عليه و عليهِم ُ السَّلام. و اجعَل عَملِي في المَرفوعِ المُتَقَبِّلِ، وهَب لي کما وَهَبتَ لأوليائِکِ وأهلِ طاعَتِکَ، فانّي مُؤمِنٌ بِکَ، ومُتَوَکِّلٌ عَليک،  مُنيبٌ اليکَ، مَعَ مَصيري إليکَ، وَتَجمَع لي ولأهلِي وَ لوِلَدَي الخَيرَ کُلَّهُ، وتَصرِف عَنّي وَعَن وَلَدي وأهلِي الشَّرَّ کُلَّهُ. أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ بَديعُ السّمواتِ و الأرضِ، تُعطِي الخَيرَ مَن تَشاءُ، و تَصرِفُهُ عَمَّن تَشاءُ، فَامنُن علي بِرَحمَتِکَ يا  أرحَمَ الرّاحِمِينَ.

خدايا! اي پروردگار روشني بزرگ و اي پروردگار تخت بلند، و اي پروردگار درياي جوشان، و اي پروردگار شفع بزرگ و نور ارجمند، و اي پروردگار تورات و انجيل و زبور و قرآن عظيم، تويي معبود هر كس كه در آسمانها است و معبود هر كس كه در زمين است، و جز تو معبودي در ميان آنها نيست، و تويي قاهر و مسلط بر هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است، و جز تو قاهري در ميان آنها نيست، و تويي پادشاه هر كس كه در آسمانها است و پادشاه هر كه در زمين است و جز تو پادشاهي در ميان آنها نيست، از تو مي خواهم بحق نام بزرگت و بنور ذات بزرگوارت، و عظمت و پادشاهي ديرينه ات، اي زنده و اي پاينده، اي زنده و اي پاينده، اي زنده و اي پاينده .

و از تو مي خواهم بحق آن نامت كه هر چيز بدان پرتو گرفت، و بدان نامت كه آسمانها و زمين بدان روشن گشت، و بدان نامت كه پيشينيان بدان شايستگي يافتند و پيشينيان بدان شايسته گردند، اي زنده پيش از هر زنده، و اي زنده پس از هر زنده، معبودي جز تو نيست، درود فرست بر محمد و خاندان محمد و بيامرز گناهان مرا، و در كار من آساني و گشايشي نزديك مقرر فرما، و مرا بر دين محمد و خاندان محمد و بر هدايت محمد و خاندان محمد و بر سنت و روش محمد و خاندان محمد كه درود بر او و آنان باد پابرجا و ثابت قدم بدار، و عمل و كردار مرا در فرمانبرداريت بخشودي زيرا كه من بتو ايمان دارم و بر تو توكل كنم، و بدرگاه توانا به كنم با اينكه مي دانم باز گشتم بسوي تو است، و هر آنچه خير و خوبي است از تو خواهم كه همه را براي من و پدر و مادر و خاندان و فرزندانم باز گرداني، و تويي مهرپيشه و نعمت بخش، پديد آرنده آسمانها و زمين، عطا فرمايي خير و خوبي را بهر كه خواهي، و بگرداني آن را از هر كه خواهي، پس بمهر و رحمت خويش بر من منت بنه اي مهربانترين مهربانان.

منابع: المراقبات - مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى (ره) و صحيفه علويه، متن عربى، ص: 219       بنقل از: سايت مشرق

 

3- روایت شده که امیرالمومنین علیه السلام در وقت افطار می گفت: بسم الله اللّهُمَّ لَکَ صُمنا وَ عَلي رِزقِکَ اَفطَرنا وَ عَليکَ تَوکَّلنا فَتَقَّّبَّل (فَتَقَّّبَّلهُ) مِنِّا اِنَّکَ اَنتَ السَّميعُ العَليم.

4- در لقمه اول: بسم الله الرحمن الرحيم يا واسِعَ المَغفِره اِغفر لي تا خدا اورا بیامرزد.

5- سوره قدر هر که این سوره مبارکه را در وقت افطار و سحور بخواند در ما بین این دو وقت ثواب کسی داشته باشد که در راه خدا در خون خود بغلطد.

منبع (غیر از مواردی که ذکر شده): کتاب شریف مفاتیح الجنان

توصیه‌های آیت‌الله مظاهری برای درک بهتر ماه مبارک رمضان

توصیه‌های آیت‌الله مظاهری برای درک بهتر ماه مبارک رمضان

گروهی از مردم در پایان ماه مبارک رمضان، به بهشت می‌رسند، گروهی حسن عاقبت از خدا می‌گیرند، پاداش برخی آخرت است و بالأخره هر کسی متناسب با اعمال خود و بر اساس میزان بهره‌مندی خود از برکات ماه رمضان، پاداشی می‌گیرد.

آیت‌الله مظاهری از علما و مراجع تقلید در درس اخلاق خود به بیان برکات معنوی ماه مبارک رمضان پرداخته است که مشروح آن در ادامه می‌آید:

با توجه به اینکه آخرین روزهای ماه شعبان در حال سپری شدن است، لازم است در این جلسه قدری راجع به ماه مبارک رمضان صحبت شود و همگی در این روزهای باقیمانده از خداوند متعال بخواهیم که با آمادگی کامل وارد ماه مبارک رمضان شویم و بتوانیم از فضائل و برکات آن ماه نورانی بهره‌مند گردیم.

 

توصیه پیامبر اکرم(ص) در آخرین جمعه ماه شعبان

 

پیامبر اکرم(ص) در خطبه‌ای درباره ماه مبارک رمضان، ضمن توصیه‌های مفصلی که به مسلمانان داشتند، فرمودند:

 

«إِنَ الشَقِیَ حَقَ الشَقِیِ مَنْ خَرَجَ عَنْهُ هَذَا الشَهْرُ وَ لَمْ یُغْفَرْ ذُنُوبُهُ»‌

 

شقی‌ترین مردم کسی است که ماه مبارک رمضان بر او بگذرد و او سعادتمند و آمرزیده نشود. پیامبر اکرم(ص)با این بیان نورانی، از یک سو مژده و بشارت امکان دستیابی به رستگاری و حسن عاقبت در ماه مبارک رمضان را به مسلمین می‌دهند و از سوی دیگر، جمله ایشان یک تهدید جدی برای افراد بی‌تفاوت نسبت به برکات ماه مبارک رمضان محسوب می‌شود. در واقع، افرادی که ماه مبارک رمضان را درک کنند و نتوانند از این فرصت معنوی گرانبها بهره‌مند شوند و غفران حق تعالی شامل حال آنان نشود و نیز کسانی که نتوانند در این فرصت بی‌نظیر، رشد معنوی بیابند و قدمی به سوی کمال و پیشرفت بردارند، در بیان پیامبر گرامی(ص)شقی‌ترین و بدبخت‌ترین مردم هستند.

 

همچنین آن حضرت در خطبه آخرین جمعه ماه شعبان درباره برکات این ماه فرمودند: نفس‌های شما در ماه مبارک رمضان تسبیح و خواب شما عبادت است و همه شیاطین در غل و زنجیرند. باید مراقب باشید در این ماه، خود شما غل و زنجیر شیاطین را باز نکنید. فرمودند: ملائکه رحمت، مواظبت کامل نسبت به شما دارند و مراقب باشید خود را از حفظ و حراست آنها خارج نکنید و مواظبت ملائکه را از دست ندهید.

 

اجتناب از گناه، افضل اعمال ماه مبارک رمضان

در حین خطبه ‌پیامبر(ص)امیرالمؤمنین(ع) از جابرخاستند و عرض کردند:‌ یا رسول الله! برترین و والاترین عمل در ماه مبارک رمضان چیست؟ پیامبر اکرم(ص)در پاسخ فرمودند:

 

«أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَهِ عَزَ وَ جَلَ»؛ برترین عمل این است که انسان در ماه مبارک رمضان گناه نکند.

حتی اگر کسی ملکه عدالت را هم نداشته باشد، اما لازم است در این ماه عزیز از گناه اجتناب ورزد؛ زبان، چشم و گوش او آلوده به گناه نشود و با تمرین اجتناب از گناه، کم‌کم در آخر ماه مبارک رمضان به جایگاهی برسد که دل او هم گناه نداشته باشد. چنین کسی می‌تواند روز عید فطر، از خداوند متعال عیدی بگیرید. عیدی هر کسی هم در فراخور حال او و مطابق با میزان بهره‌مندی او از برکات ماه مبارک رمضان است؛ اما آنچه خود خداوند متعال فرموده است، اینکه: «روزه مال من است و من خودم پاداش آن هستم».

 

«الصَوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ»

 

این عیدی عظیم و این پاداشی که حق تعالی برای روزه مقرر فرموده است، برای هیچ عبادت دیگری مقرر نفرموده است و معلوم می‌شود که نزد خداوند، روزه، اهمیت بسیاری دارد و نیز معلوم می‌شود که روزه ماه مبارک رمضان می‌تواند انسان را به مقام عبودیت برساند. یعنی روزه قادر است به آدمی نفس مطمئنه ببخشد و او را چنان به مقامات والای عرفانی و روحانی صعود دهد که در روز عید فطر نظاره‌گر حکومت خداوند بر دل خویش باشد. در این حالت، هیچ چیزی و هیچ کسی بر دل او حکومت نمی‌کند به جز خداوند متعال و به عبارت دیگر، دوام توجه دارد.

قران کریم به چنین مقام بلندی، «تبتل» می‌گوید و در بیان عرفا و سالکان الی الله چنین کسی انقطاع عن الناس و انقطاع الی الله دارد و تنها و تنها خدا را دارد و به سوی خدا در حرکت است.

تبتل یا دوام توجه آن است که حضرت امام خمینی(ره) به زبان ساده فرمودند: «عالم محضر خداست‏، در محضر خدا معصیت خدا نکنید.

 

قرآن کریم می‌فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏»

 

می‌فرماید: هر عملی که می‌خواهید، انجام دهید، اما حیا داشته باشید و توجه کنید که در محضر خداوند هستید، توجه کنید در محضر رسول خدا هستید، توجه کنید در محضر همه معصومین، همه ائمه طاهرین(ع)و از جمله در محضر حضرت ولی عصر«ارواحنا‌فداه» هستید که فعلا واسطه فیض عالم هستند.

 

به عبارت دیگر، قرآن کریم می‌فرماید: حیا داشته باشید و ادب حضور را در محضر خداوند و معصومین رعایت کنید. اگر انسان در مقابل یکی از بزرگان نشسته باشد و بداند که آن بزرگ به او توجه می‌کند، در آن حالت چشم و گوش و زبانش و حتی دلش، در اثر توجه آن شخص بزرگ به او و در اثر توجهی که او به آن شخص بزرگ دارد، منحرف نخواهد شد. یعنی به هیچ چیزی و هیچ کسی غیر از او توجه ندارد.

 

چند حکایت درس‌ آموز در رابطه با ادب حضور

نقل می‌کنند که محمود غزنوی، یکی از پادشاهان ایران، غلامی به نام ایاز داشته که نزد او بسیار محبوب بوده است. ایاز، غلامی بسیار مؤدب بوده و از جهت محبوبیتی که نزد محمود غزنوی داشته، افراد حسود مکرراً سعایت و بدگویی او را می‌کرده‌اند تا بتوانند از التفات و محبت سلطان نسبت به ایاز بکاهند. روزی از روزها بدخواهان در کفش او عقربی انداخته بودند تا او نتواند ادب ایستادن نزد ارباب خود را مراعات کند، ولی ایاز وقتی در مقابل سلطان ایستاده بود و با وی صحبت می‌کرد، توجهی به نیش عقب نداشت و در حالی که عقرب او را می‌گزید، همچنان در مقابل ارباب خود مؤدب ایستاد و صحبت کرد و نیش عقرب از ادب او نکاست.

وقتی سلطان متوجه موضوع شد، به او گفت چرا چنین کردی؟ ایاز گفت: در هر حال و حتی با نیش عقرب، ادب حضور باید مراعات شود.

 

در حکایت دیگری نقل می‌کنند که محمود غزنوی و همراهان او از سفر هندوستان بر می‌گشتند و بار آنها مرواریدها و درهایی بود که از هندوستان به وطن خود می‌بردند. در بین راه یکی از کیسه‌های پر از در گرانبها بر زمین افتاد و درهای آن در بیابان پخش شد. محمود غزنوی از درهای ریخته، گذشت و اعلام کرد، هر کس هر مقدار در و مروارید بردارد، مال خودش می‌شود.

در آن هنگام همه اهل کاروان به سوی درها شتافتند و هر کس هر چه می‌توانست جمع کرد، ولی از بین کاروان فقط یک نفر از محمود غزنوی جدا نشد و برای جمع آوری در نرفت و او ایاز بود.

محمود غزنوی از ایاز پرسید: تو چرا نرفتی؟ ایاز گفت: من دری گرانبهاتر و مطلوب‌تر از محمود غزنوی سراغ نداشتم و به این جهت نزد شما ماندم.

 

در حکایت دیگری، نقل می‌کنند روزی محمود غزنوی یک دُر شب چراغ را آورد و از وزرای خود خواست که در مقابل جمعیت، آن دُر را بشکنند. وزرا و سران حکومت، هر یک در برابر دستور پادشاه توجیهی درست کردند و چون آن در بسیار باارزش بود، حرف پادشاه را نشنیدند و در را نشکستند.

پس از آن، محمود، آن در را به دست ایاز داد و گفت بشکن. ایاز هم بدون درنگ و معطلی در را شکست. وزرا او را ملامت کردند و گفتند: چرا این در با ارزش را شکستی؟ ایاز گفت: اگر در را نمی‌شکستم کلام محمود را می‌شکستم و شکستن در برای من بهتر از شکستن کلام مولا و اربابم است.

از این حکایات آموزنده باید استفاده و بهره‌برداری معنوی در جهت رعایت ادب حضور در محضر خداوند متعال بشود. اهل معرفت با درس‌آموزی از اینگونه داستان‌ها و با عمل به نکات آموزنده آن، مسیر کمال و تقرب را طی می‌کنند.

 

برکات ادب حضور در محضر خداوند

کسانی که به راستی به ماه مبارک رمضان و برکات و ارزش‌های معنوی آن اهمیت می‌دهند و ادب حضور در محضر خداوند متعال را نظیر ادب ایاز در مقابل مولای خود، مراعات می‌کنند، در آخر ماه مبارک رمضان خود مولا و خود خداوند متعال را پاداش می‌گیرند. نظیر ایاز که با مراعات ادب در برابر مولا، تمام محبت و التفات محمود غزنوی را به سوی خود جلب کرده بود و در واقع، محمود غزنوی را پاداش گرفته بود.

 

وقتی خداوند، خودش عیدی و پاداش کسی شود، همه‌ عالم وجود و هه ثروت‌ها و متعلقات دنیا، در نظر او و در برابر خداوند متعال و ارزش‌های معنوی، هیچ ارزش و جلوه‌ای ندارد. به همه دنیا پشت پا می‌زند، زیرا دائما و کاملاً به خداوند توجه دارد.

 

امام حسین(ع)‌ نه فقط دنیا و زندگی دنیوی، بلکه خود و حتی عیال و فرزندان خود را فدای خدا و دین خدا کردند؛ چرا که هیچ چیزی و هیچ کسی در نظر آن حضرت، با ارزش‌تر از خداوند و محبوب‌تر از اطاعت امر خداوند متعال نیست.

 

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند:

«وَ اللَهِ لَوْ أُعْطِیتُ الْأَقَالِیمَ السَبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاکِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِیَ اللَهَ فِی نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ»

به خدا قسم، اگر نه تنها کره زمین، بلکه عالم وجود را به من بدهند و بگویند با امر خداوند مخالفت کن، چنین نخواهم کرد.

 

امیرالمؤمنین(ع) حاضر نیستند به اندازه گرفتن پوست جو از دهان مورچه، با فرمان حق تعالی مخالفت کنند، گر چه در مقابل این مخافت به ظاهر کوچک، همه عالم را به ایشان بدهند.

 

پیام این روایت امیرالمؤمنین(ع) و پیام آن ایثار و فداکاری امام حسین(ع) در کربلا و نیز پیام گفتار و رفتار همه معصومین(ع)این است که ای شیعیان! باید در برابر خداوند متعال، ادب حضور را مراعات کنید و خود را در محضر خداوند متعال و معصومین بدانید و گناه نکنید، نافرمانی خداوند متعال را نکنید، ظلم نکنید و با گفتار و کردار خود خداوند متعال و معصومین(ع)را نیازارید.

 

جلوه محبوب، مانع تأثیر جلوه گری اغیار

نتیجه رعایت ادب حضور و نتیجه اجتناب از گناه و نافرمانی خداوند متعال، رسیدن به مقام تبتل است؛ مقامی که در آن، انسان از همه چیز و همه کس می‌برد و به حق تعالی می‌پیوندد.

خداوند متعال وعده فرموده است که اگر کسی ماه مبارک رمضان، ادب حضور را مراعات کند، در آخر ماه، او را به مقام تبتل برساند. یعنی او را به جایگاهی می‌رساند که خود خداوند، پاداش اوست.

معمولا بزرگان، روایت «الصَوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ» را چنین معنا می‌کنند که خداوند می‌فرماید: روزه، مال من است و من خودم پاداش آن را می‌دهم. یعنی مثلاً بهشت را به عنوان پاداش، به روزه‌دار حقیقی عطا می‌کنم. اما من تصور می‌کنم معنای این روایت والاتر از این حرف‌هاست و خداوند متعال می‌فرماید: «روزه، مال من است و من، خودم، پاداش آن هستم».

زیرا بهشت و نعمت‌های آن در نظر کسی که حقیقتاً روزه‌دار بوده و از گناه اجتناب کرده و حتی توجه خود را به غیر خداوند معطوف نکرده است، جلوه و ارزشی ندارد و چنین کسانی به کمتر از خود خداوند و توجه دائمی او قانع نیستند.

مرحوم دیلمی در ارشاد روایتی بیان می‌کند که در آن روایت خداوند متعال به پیامبر اکرم(ص)می‌فرماید: بندگانی در بهشت دارم که هر روز به آنان نظر می‌افکنم و آن‌ها با هر نظری، سعه وجودی می‌یابند. بهشت و نعمت‌های بهشت که برای آن بندگان مهیا شده‌اند، از آن‌ها نزد خداوند شکایت می‌کنند و می‌گویند: خدایا تو ما را برای این بندگان خلق کردی، اما آنان به ما اعتنا و توجه ندارند.

خطاب می‌شود: بگذارید بندگان من از رابطه با من لذت ببرند. در واقع، بهشت و نعمت‌های آن در برابر خداوند، نزد این افراد، پوچ و بی‌ارزش است. تصور نکنید این حرف‌ها محال است و چنین افرادی با این سعه وجودی، افراد خارج از تصور و دور از ذهنی هستند.

 

مقام تبتل در سیره علمای ربانی

استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی در جلسه خصوصی شب‌های جمعه، از قول استاد بزرگوارشان مرحوم آیت‌الله قاضی می‌فرمودند که آقای قاضی در دستورات اخلاقی به شاگردان خود می‌گفتند: در ارتباط‌‌ های معنوی و در حین راز و نیاز و مناجات خود، اگر چیزی دیدید، نسبت به آن بی‌اعتنا باشید و فقط خداوند را در نظر داشته باشید.

خود علامه طباطبایی با یک تبسم شیرینی می‌فرمودند: مشغول نماز شب بودم که حورالعین با یک ظرف شراب طهور آمد. از جلو آمد، اعتنا نکردم، رفت و از طرف راست آمد، اعتنا نکردم، از طرف چپ آمد، اعتنا نکردم، مأیوس شد و رفت.

 

ایشان فرمودند: هرگاه یأس او را به یاد می‌آورم، برای او ناراحت می‌شوم.

رسیدن به این مقامات مشکل است، اما کسی نباید تصور کند غیر ممکن است. انسان می‌تواند در یک ماه مبارک رمضان، با عمل دقیق به واجبات و با اجتناب جدی از گناه و پرهیز از مکروهات و شبهات و نیز با اهمیت به مستحبات و نوافل، به چنین جایگاهی برسد و در عید فطر، خود خداوند را عیدی بگیرید.

گروهی از مردم در پایان ماه مبارک رمضان، به بهشت می‌رسند، گروهی حسن عاقبت از خدا می‌گیرند، پاداش برخی آخرت است و بالاخره هر کسی متناسب با اعمال خود و بر اساس میزان بهره‌مندی خود از برکات ماه رمضان، پاداشی می‌گیرد، اما انسان زرنگ آن است که در عید فطر خود خداوند را عیدی بگیرد و به کمتر از رسیدن به حق تعالی رضایت ندهد.

 

روزه‌داری، راهی برای رسیدن به خداوند متعال

روزه‌داری، مخصوصاً در این زمان مشکل است؛ اما کسانی که به مقام و منزلت معنوی خاصی رسیده‌اند، برترین لذت آنان همین روزه‌داری، آن هم در روزهای گرم و طاقت‌فرسا است. حضرت مریم(س) در پایان عمر به همراه حضرت عیسی(ع) آواره کوه و بیابان بودند. اما با این اوضاع و در روزهای گرم روزه‌دار بودند. حضرت عیسی(ع) برای تهیه مقداری گیاه بیابان رفته بود تا افطار کنند. وقتی برگشت، حضرت مریم از دنیا رفته بود. حضرت عیسی با معجزه الهی، مادر خویش را زنده کرد و گفت: آیا می‌خواهی به دنیا برگردی؟ حضرت مریم با اینکه در بهشت بود و مقام عنداللهی داشت، گفت: آری، می‌خواهم به دنیا برگردم. چرا؟ برای اینکه در دل شب عبادت کنم و نماز بخوانم و در روزهای گرم و طاقت‌فرسا روزه بگیرم.

 

یعنی می‌خواهد بهشت و نعمت‌های فراوان آن را رها کند و به دنیایی برگردد که در زیر آفتاب سوزان و در روزهای گرم، آواره بیابان شود و افطار او گیاه بیابان باشد.

 

انسان باید مثل حضرت مریم روزه بگیرد و مانند ایشان اشتیاق به روزه‌داری داشته باشد. نگرانی از گرمای هوا و طولانی بودن روزها و روزه‌داری با اجبار و اکراه، نه تنها خوب نیست، بلکه موجب مشقت بیشتر روزه‌دار می‌شود.

مسلمانان صدر اسلام در ده سال حکومت پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم»، هشتاد و چهار جنگ پشت سر گذاشتند. جرجی زیدان که مورخ مسیحی است، می‌نویسد: مسلمانان صدر اسلام در حالی می‌جنگیدند که گاهی یک خرما، جیره روزانه دو مسلمان بود و یکی از آنها باید آب خرما را می‌خورد و دیگری از سلف آن استفاده می‌کرد. آن مسلمانان با این اوضاع و با نبود امکانات جنگیدند و پیروز شدند. آنچه توجه می‌طلبد این است که در آن ده سال، ده ماه مبارک رمضان بود و مسلمانان صدر اسلام، در حالی بدون خورد و خوراک و بدون امکانات جنگیدند و پیروز شدند که روزه‌دار بودند.

مثلاً در تاریخ می‌خوانیم در جنگ احزاب، در آن بیابان گرم حجاز، پیامبر اکرم(ص)و مسلمانان روزه‌دار بودند. با روزه‌داری خندق حفر کردند و بعد هم جنگیدند و پیروز شدند.

 

رزمندگان عزیز کشور خودمان هم؛ چه پیر و چه جوان؛ در هشت سال دفاع مقدس، در گرمای جنوب، جنگیدند و از کشور دفاع کردند و در آن دوران، در هشت ماه مبارک رمضان هم در حالی که روزه‌دار بودند جنگیدند. در پشت جبهه هم مردم و به خصوص خانم‌ها در حالی که تشنه و گرسنه بودند، زحمت می‌کشیدند و هرچه داشتند، برای رزمندگان می‌فرستادند و نتیجه ایثار و عبادت خالصانه آنان پیروزی مردم بر دنیا شد؛ زیرا در آن دوران ما با دنیا با تمام تجهیزات جنگی که داشتند در حال جنگ بودیم.

بنابراین افراد عادی و کسانی که عذر جدی ندارند، حق ندارند بگویند نمی‌توانیم روزه بگیریم و نباید گرما یا طولانی‌بودن روزها یا تشنگی و نظایر آن را بهانه کنند و روزه نگیرند. بلکه هر کس، حتی آنان که به اقتضای شغلی که دارند، از گرمای شدید و تشنگی رنج می‌برند، باید با در نظر گرفتن ارزش معنوی روزه و برکات و فضائل بی‌نظیر آن، با اشتیاق کامل روزه بگیرند تا بتوانند در روز عید فطر از برکات و پاداش‌های الهی بهره‌مند شودند.

 

مختصات روزه حقیقی

پیامبر اکرم(ص)با یک جمله در پاسخ به سؤال امیرالمؤمنین(ع) مختصات روزه حقیقی و روزه مقبول را ترسیم فرمودند. بنابر فرمایش آن حضرت، روزه واقعی آن است که روزه‌دار، علاوه بر شکم، چشم و گوش و زبانش روزه باشد، یعنی اعضا و جوارح او تحت کنترل او باشد. چشم او آلودگی نداشته باشد و مناظر تحریک‌آمیز و شهوت‌انگیز و برنامه‌ها و فیلم‌های مبتذل و حرام و حتی بیهوده را نبیند. گوش او به شنیدن حرف‌های حرام و موسیقی‌های مبتذل آلوده نشود. زبانش دروغ نگوید، غیبت نکند، سخن‌چینی نداشته باشد و حرف‌های بیهوده هم نزند. به جای آن ذکر بگوید، با خداوند ارتباط داشته باشد و هر چه می‌تواند قرآن بخواند.

 

فضیلت خواندن قرآن در ماه مبارک رمضان

قرآن کریم در یک آیه بر خواندن مکرر آیات الهی تأکید می‌ورزد و تأکید آن منحصر به فرد است:

«فَاقْرَؤُا ما تَیَسَرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَرَ مِنْهُ»

این تأکید به خواندن قران کریم، مربوط به ایام عادی است و اما درباره ماه مبارک رمضان که خواندن یک آیه از قرآن، ثواب یک ختم قران را دارد، بر تأکید آن می‌افزاید.

واقعاً رهاکردن خواندن قرآن و انس با قرآن و ارتباط با خداوند و اتلاف وقت با دیدن فیلم‌ها و برنامه‌های مبتذل و دست‌کم بیهوده، حماقت نیست؟

اگر انسان به جای ذکر و ارتباط با قران، غیبت کند، تهمت بزند و دروغ بگوید، جهالت و دیوانگی خود را اثبات نکرده است؟

 

سه توصیه مهم

در پایان توصیه من برای درک بهتر ماه مبارک رمضان این است که:

 

اولاً: باید در یک ماه پیش رو همه با خدا آشتی کنند و به سوی او بازگردند، همه مراقب باشند گناه در زندگی نباشد، که گناه زندگی را تباه می‌کند و به خصوص چشم و گوش و زبان انسان باید تحت کنترل او باشد و به گناه و معصیت و حتی بیهودگی مبتلا نشود.

 

ثانیاً: در یک ماه، همه باید در مساجد، در نماز جماعت، در جلسات ختم قران و دعا، شرکت فعال داشته باشند و از وقت پر ارزش خود در راستای رشد معنوی و پیشرفت رو به کمال استفاده کنند.

یکی از مصائبی که امروزه گریبان مردم را گرفته، این است که متأسفانه مساجد آن طور که شایسته است، پر از جمعیت نیست و این بلای بزرگی است که باید دست کم در ماه مبارک رمضان جبران شود.

 

ثالثاً: در ماه مبارک رمضان به خواندن قرآن اهمیت بدهند و دست کم روزی یک جزء قرآن بخوانند تا در پایان، یک ختم قرآن که معادل بیش از شش هزار مرتبه ختم قرآْن ثواب دارد، در پرونده اعمال ثبت شود. و اگر نشد، هرچه انسان می‌تواند باید قرآن بخواند و دست کم در راه و در حین کار باید سوره‌هایی که حفظ هستند را مرتب بخوانند تا دست کم به این اندازه از برکات ماه مبارک رمضات استفاده کرده باشد.

دستورات مهم پيامبر(ص) براي ورود به ماه رمضان

 

دستورات مهم پيامبر(ص) براي ورود به ماه رمضان

حضرت رضا(ع)مي‌فرمايد يكي از روزهاي آخر ماه شعبان و در آستانهٔ رمضان پيامبر خدا، خطاب به ما، خطبهٔ مهمي خواند.

حضرت امام رضا(ع) از پدر گرامي خود و او از پدران بزرگوارش، و آنان هم از اميرالمؤمنان امام علي (ع) نقل كرده اند كه آن حضرت چنين فرمود: يكي از روزهاي آخر ماه شعبان و در آستانهٔ رمضان پيامبر خدا، خطاب به ما، خطبهٔ مهمي خواند كه مضمونش چنين است: 


۱- اي مردم، ماه خدا، همراه بركت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روي آورده است. 
۲- ماهي است كه از همه ماه¬ها ارزشمندتر و با فضيلت‌تر است. 
۳- روزهايش ارزشمندترين روزهاست. 
۴- و شبهايش با فضيلت‌ترين شب هاست. 
۵- و ساعت هايش از همهٔ ساعت‌ها ارزشمند‌تر و ارجمندتر است. 
۶- ماهي است كه شما به ميهماني خدا دعوت شده ايد. 
۷- و خدا شما را در اين ماه گرامي داشته است. 
۸- نفس‌هاي شما در ماه رمضان تسبيح است. 
۹- و خوابتان عبادت خداست. 
۱۰- و عمل شما مورد قبول درگاه خداست. 
۱۱- و دعايتان در اين ماه عزيز مستجاب است. 
۱۲- با نيت‌هاي درست و دلهاي پاك، خواسته هايتان را از خدا بخواهيد. 
۱۳- و بخواهيد كه شما را در اين ماه به گرفتن روزه توفيق دهد. 
۱۴- و نيز به تلاوت قرآن موفق سازد. 
۱۵- انسان شقي كسي است كه در اين ماه مورد بخشش و آمرزش خدا قرار نگيرد. 
۱۶- با گرسنگي و تشنگي اين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت بفتيد. 
۱۷- و به فقرا و محرومان صدقه بدهيد. 
۱۸- در ماه رمضان به بزرگانتان احترام كنيد. 
۱۹- و به كودكان و افراد كوچك تر، از هيچ محبتي دريغ نورزيد. 
۲۰- در اين ماه بيشتر صلهٔ رحم نماييد. 
۲۱- زبان خود را از گفتار ناپسند و زشت نگهداريد. 
۲۲- و از آنچه خدا بر شما حلال نكرده است، چشمانتان را ببنديد. 
۲۳- و آن چه را كه شنيدنش بر شما حلال نيست، گوش ننماييد. 
۲۴- و به يتيمان مهر و محبت كنيد تا بر يتيمان شما مهرورزند. 
۲۵- و از گناهانتان توبه كنيد. 
۲۶- به هنگام نماز، دو دست خود را به دعا به پيشگاه خدا بلند كنيد. 
۲۷- چه آن كه آن لحظه‌ها بهترين لحظه هاست. 
۲۸- خداوند در آن لحظات با مهر و لطف بر بندگان مي‌نگرد. 
۲۹- و اگر از او درخواست كنند، جواب مي‌دهد. 
۳۰- و وقتي او را بخوانند، لبيك مي‌گويد. 
۳۱- و دعاي آنان را اجابت مي‌كند. 
۳۲- اي مردم! جانتان در گروه اعمال شماست، با طلب مغفرت از خدا، آزادش كنيد. 
۳۳- و شانه‌هاي شما از وزر و وبال گناه و زشتي‌هاي سنگيني مي‌كند، با سجده‌هاي طولاني، آن وزر و وبال را سبك كنيد. 
۳۴- بدانيد كه خداوند به عزت خود قسم ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كننده گان را عذاب نكند. 
۳۵- اي مردم! هر كسي از شما روزه دار مؤمني را افطار دهد، چنان است كه گويا بنده اي را آزاد كرده، و خداوند از لغزش‌هاي گذشته اش مي‌گذرد. 
۳۶- يكي عرض كرد! اي رسول خدا، همهٔ ما قدرت افطاردادن و سيركردن شكم افراد را نداريم. 
۳۷- پيامبر فرمود: با پاره¬ي خرما، و مقداري آب، آتش را از خود دور كنيد. 
۳۸- اي مردم! اگر كسي در اين ماه اخلاق خودش را نيكو و اصلاح كند، جواز عبور از پل صراط براي او خواهد بود. 
۳۹- و آن كسي كه در اين ماه بر زيردستان خود آسان گرفته و سخت گيري نكند، خداوند حساب را بر او آسان مي‌گيرد. 
۴۰- و كسي كه در اين ماه مردم از شرش در امان باشند، خداوند در قيامت غضب خود را از او باز مي‌دارد. 
۴۱- و كسي كه يتيمي را نوازش نمايد، در قيامت مورد نوازش خداوند خواهد بود. 
۴۲- و كسي كه صله¬ي رحم كند، خداوند رحمتش را در قيامت بر او فرو¬مي¬فرستد. 
۴۳- و كسي كه قطع رحم كند، خداوند رحمتش را در قيامت از او دور دارد. 
۴۴- و كسي كه يك نماز مستحبي به قصد اطاعت و بندگي به جا آورد، خداوند برآت آزادي از آتش جهنم را براي او صادر مي‌كند. 
۴۵- و كسي كه يك واجب را انجام دهد ثواب هفتاد واجب به او داده مي‌شود. 

۴۶- و كسي كه در اين ماه بر من زياد درود فرستد، خداوند كفهٔ ميزان عمل نيك او را در قيامت سنگين مي‌كند. 
۴۷- و كسي كه يك آيه در اين ماه از قرآن تلاوت كند، پاداش يك ختم قرآن را خواهد داشت. 
۴۸- اي مردم، درهاي بهشت در اين ماه باز است، از خدا درخواست كنيد كه ان را بر روي شما نبندد. 
۴۹- و درهاي جهم بر روي شما بسته است، از خداوند بخواهيد كه آن را بر روي شما نگشايد. 
۵۰- و شيطان در اين ماه درغل و زنجير است، از خداوند بخواهيد كه آن را بر شما مسلط نكند. 
۵۱- اميرالمؤمنين گفت: از جا برخاستم و عرض كردم: اي رسول خدا، كدام عمل در اين ماه ارزشمند‌تر است؟ 
فرمود: اي ابالحسن، ارجمندترين عمل در رمضان آن است كه انسان از آن چه خدا حرام كرده است، دوري جويد. 
آن گاه گريه كرد. عرض كردم: چه چيزي باعث گريهٔ شما شد؟ 
فرمود: علي جان، گريهٔ من براي اين است كه در اين ماه در حالي كه به نماز ايستاده اي فرق سرت به دست شقي‌ترين انسان شكافته مي‌شود، و محاسن شريف تو خضاب مي‌گردد.
اميرالمؤمنين عرض كرد: اي رسول خدا، آيا دين من سالم است؟ 
رسول خدا فرمود: آري، در سلامت كامل ديني قرار داري. 
۵۲- سپس فرمود: يا علي، قاتل تو، قاتل من است، و كسي كه بر تو غضب كند بر من غضب كرده است. 
۵۳- و كسي كه به تو دشنام دهد به من دشنام داده است، تو براي من به منزلهٔ جان من هستي، روح تو از روح من است و طينت تو از طينت من است. 
۵۴- خداي تبارك و تعالي، من و تو را آفريد و انتخاب كرد. 
۵۵- مرا براي نبوت و پيامبري، و تو را براي امامت امت اسلامي اختيار كرد، و هر كسي امامت تو را انكار كند، در حقيقت منكر نبوت من شده است. 

پی نوشت :

(بحار/ ج۹۶/ص۱۵۷ و ۳۵۸؛ عيون أخبار الرضا/ ج۱/ص۲۹۵ )

منبع:حج

 

حجاب گفتاری و رفتاری چیست؟

حجاب و پوشش زن به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.
صراط: در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.
مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
 حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب
 هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت
دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب زنان سالمند
قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.
آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟
با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.
منبع:دیار سرسبز رابر

چه چیزهایی حرارت بدن را فرو می‌نشاند؟

چه چیزهایی حرارت بدن را فرو می‌نشاند؟

در روایتی به نقل از زیاد قندی که گفت بر امام کاظم(ع) درآمدم، در حالی که نزد وی، ظرف آبی قرار داشت و چند آلوی سیاه - که در همان زمان، هنگام چیدنش بود - در آن دیده می‏‌شد. فرمود: «حرارت در من بالا گرفته و آلوی تازه، حرارت را خاموش می‏‌کند و صفرا را فرو می‏‌نشانَد. خشک آن نیز خون را آرام می‏‌کند و دردهای بی‏ درمان را از تن، بیرون می‏‌کِشد1".

همچنین درباره این که چه چیزهایی برای فرو نشاندن مزاج صفراوی(گرم) مفید است؟ احادیثی از ائمه(ع) وارد شده است.

امام رضا(ع) فرمودند: "هر کس می‏‌خواهد مزاج صفراوی را فرو بنشاند، هر روز، چیزی تَر بخورد، بدن خویش را باد بزند، کمتر حرکت کند، و به آن که دوست دارد، فراوان بنگرد2".

امام صادق(ع) نیز فرمود: "به فرد تب دار، سه بار سویق شسته شده، داده می‏‌شود. این، تب را می‏‌بَرَد، تلخه و بلغم را می‏‌خشکانَد و ساق پاها را تقویت می‏‌کند3".

 امام کاظم(ع) نیز فرمودند: " به تب‌دار، گوشت کبک بخورانید؛ چرا که پاها را نیرو می‏‌دهد و تب را کاملاً دور می‏‌کند4".

امام صادق(ع) همچنین درخصوص تاثیر نوشیدن آب در فروکش کردن حرارت بدن، می‌فرمایند: " آب، معده و کبد را تمیز می‌کند، دهان را خوشبو می‌کند، دندان‌ها را محکم می‌سازد، چشم را قدرت می‌دهد و دیده را جلا می‌بخشد، گناهان را از انسان می‌شوید، رگ‌های برآشفته و تلخه تحریک شده را فرو می‌نشاند، بلغم را از میان می‌برد، حرارت را از معده بر می‌دارد، و سردرد را نیز از میان می‌برد5".

 ایشان درباره خواص میوه‌هایی که تب بدن را پایین می‌آورد، فرمودند: "به تب‌داران خود، سیب بدهید؛ چراکه هیچ چیز، سودمندتر از سیب نیست. همچنین پیاز، تب را می‏‌برد6".

 

منابع:

1- الکافی، جلد 6، صفحه 359، حدیث 1، مکارم الأخلاق، جلد 1، صفحه 379 ، حدیث 1267، بحار الأنوار، جلد 66، صفحه 189، حدیث 2 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 460

2- بحارالأنوار، صفحه 42، بحار الأنوار، جلد 62، صفحه 325، دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 98،

 3- دعائم الإسلام، جلد 2، صفحه 150، حدیث 537، مستدرک الوسائل، جلد 16، صفحه 337، حدیث 20077 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 566

4- الکافی، جلد 6، صفحه 312، بحارالأنوار، جلد 65، صفحه 43، حدیث 1 دانش نامه احادیث پزشکی: 1 / 566

 5- الکافی به نقل از ابو طیفور طبیب

 6- الکافی، جلد 6، صفحه 357، حدیث 10، المحاسن، جلد 2، صفحه 368، حدیث 2287، بحارالأنوار، جلد 62، صفحه 93، حدیث 3 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 238

 

مومن بایستی اذیت شود

مومن بایستی اذیت شود


در روایتی می‌فرماید مؤمن باید اذیّت بشود. مؤمن یا همسایه‌اش اذیّتش می‌کند، یا یک مؤمن دیگری که بهش حسودی می‌کند، یا خانواده‌اش اذیّتش می‌کند، بعد می‌فرماید: هیچ‌کس اذیّتش نکند، داره رد می‌شه در خیابان، رهگذر اذیّتش می‌کند.

امام باقر (ع) فرمود: مؤمن در زندگى خانواد‏گى مبتلا میگردد و همواره مورد اذیت‏ و آزار یکى از خویشاوندان هست و اگر در خانواده کسى نبود او را رنج دهد از همسایه در عذاب خواهد بود.

امام باقر (ع) فرمود: گروهى در زمان هود نبى (ع) گرفتار قحطى شدند آنها نزد هود رفتند و از او خواستند تا دعا کند خداوند براى آنان باران نافعى بفرستد، در این هنگام پیرزنى بدزبان و فحاش از منزل هود بیرون شد و گفت: چرا هود براى خودش دعا نمیکند. مردم گفتند  ای پیرزن ما را نزد هود ببر، گفت: او اکنون در میان مزرعه مشغول آبیارى است میخواهید نزد او بروید. آنها نزد هود رفتند و دیدند او مشغول نماز است، هود هر گاه از کار فارغ میشد دو رکعت نماز میخواند.

در این هنگام هود از آن‏ها پرسید حاجت شما چیست؟ گفتند: ما براى حاجتى نزد شما آمدیم ولى چیز شگفتى مشاهده کردیم، هود گفت چه دیدید؟گفتند: پیرزن بدزبان و فحاشى را مشاهده کردیم که بر سر ما فریاد کشید. هود گفت: او زن من است و من دوست دارم عمر او طولانى شود، گفتند: اى پیغمبر خدا چرا میخواهى عمر او طولانى شود؟ گفت: هیچ مؤمنى نیست مگر اینکه کسى او را اذیت میکند و من اکنون خداوند را سپاس میگویم که زیر دستم را آزار دهنده من قرار داده است، و اگر او نبود بدتر از آن بر من مسلط می‏شد.

امام على (ع) فرمود: رسول اکرم (ص) فرمودند: اگر مؤمن در سوراخ موشى قرار گیرد خداوند آزار دهنده‏اى براى او می‏رساند، زیرا مؤمن باید کفاره گناهان خود را در دنیا مشاهده کند.[1]

                                                                                                       مشکاة الأنوار / ترجمه عطاردى ؛ ص269

دستورالعمل ‌آيت‌الله ‌قاضي ‌به‌ شاگردانش‌ در ماه‌های سه‌گانه

دستورالعمل‌آيت‌الله‌قاضي‌به‌شاگردانش‌درماه‌های سه‌گانه
رجب، شعبان و رمضان قرقگاه ‌هاي خداوند
 
عارف رباني آيت‌الله‌ سيدعلي قاضي در آستانه ورود ماه رجب دستوراتي درباره ماه رجب، شعبان و رمضان به شاگردان خود توصيه كرده‌اند كه مرحوم آيت‌الله سيدمحمدحسين حسيني طهراني اين دستورات را در روز جمعه ۲۱ جمادي‌الثاني سال ۱۴۱۵ هجري قمري در شهر مقدس مشهد براي شاگردان خود بيان كرده‌اند و در كتاب مطلع انوار(۲/صص ۱۰۵ تا ۱۱۳) به چاپ رسيده است.
دستورالعمل‌آيت‌الله‌قاضي‌به‌شاگردانش‌درماه‌های سه‌گانه
به گزارش جهان به نقل از کیهان، اين دستورات مربوط به سال ۱۳۵۷ هجري قمري يعني ۹ سال قبل از رحلت آيت‌الله‌ قاضي به سال ۱۳۶۶ق است كه در آن، ضمن وصيتي به شاگردان خود، اهميت اين سه ماه ارجمند را متذكر شده‌اند. در مطلب حاضر ابتدا سخنان مرحوم علامه طهراني و سپس متن وصيت مرحوم قاضي به شاگردان خود آمده است وما آن را به نقل از ايکنا تقديم خوانندگان عزيز مي کنيم.

تنبَّه! متوجّه باش! آگاه باش! كه شهر‌هاي حُرُم داخل شد كه اولين آنها رجب است. بيدار شو، براي آنكه توشه خوبي براي خود برداري! شب‌هاي اين ماه را بيدار باش و روزهاي آن را روزه بگير، به جهت شكر خداوند كه به تو روزي كرده و مخواب مگر به مقدار معتنابهي و كم! و چه بسيار عاشقان دل‌سوخته‌اي كه شب را نمي‌خوابند. نماز شب را به نحو بيدار و خواب به جاي آور؛ يعني چند ركعتي نماز بخوان و كمي بخواب و سپس بيدار شو!

كتاب حق، قرآن را تلاوت كن؛ ولي تندتند نه، آرام‌آرام بخوان و با بهترين صوتي كه داري! چه، قرآن كتاب وحي است و نور قرآن، ظلمت‌ها را تبديل به نور مي‌كند و مي‌درخشاند.

پس تو بهره‌اي نبرده‌اي، بلكه هيچ‌كس به مانند قرآن بهره نبرده و هركس غير از اين را كه من مي‌گويم، گفته است، خطا كرده و اشتباه فكر مي‌كند.

سلام و صلوات بفرست به اصل قرآن و فصل آن، كه مراد از فصل قرآن پيامبر اكرم(ص) و اولاد طاهرين او هستند؛ در برابر آنها عبد بدون اراده و تسليم باش و با روح و جسم سالم در برابر آنها بدون چون و چرا باش و از آنها اطاعت كن و محبّت آنها را در دل داشته باش؛ چنانكه خداوند آنها را براي محبت خود قرار داده!

كسي كه در غير حب آنها خود را در ذمه خداوند رحمان درآورد، به درستي كه گمراه شده و در انكار او نعمت‌هاي خداوند از دستش رفته است و اگر خدا را در غير محبت آنها قرار دهي گم مي‌شوي؛ پس حب آنها حب خداست و به حب خدا پناه ببر! و ايشان عروه وثقي هستند و دستاويز محكم؛ پس چنگ خود را محكم بگير و به اين دستاويز چنگ بزن!

پناه ببر به خدا درباره قرآن كه قول خداست؛ درباره قرآن بازي نكن! با اهميت و احترام قرآن را بخوان و قرآن را از روي لهو و لعب نگاه مكن، چنان‌كه قرآن را عمل كني به واسطه دقت در آن، به بالاترين قله از قلل حق و ايمان و مجد و شرف نائل مي‌گردي. در هر حال بر تو باد به ذكر خدا و مبادا در خواندن قرآن كوتاهي كني! مگو چگونه مي‌شود و نگو به چه كيفيتي بخوانم! تشكيك در اين مسائل نكن!

در اين ماه‌ها قرآن را تلاوت كن و ملتزم و معتصم به خدا بشو! كسي كه اعتصام به خدا پيدا كند، خدا هم خود را به او نشان مي‌دهد اگر گفتي «ربيّ الله؛ پروردگار من خداست»، اي رفيق استقامت كن و دست از اين حرف بر مدار! اين ماه‌ها قرقگاه خداوند است، پس داخل در اين قرقگاه شو! خداوند فرموده: «وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و هر كس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت‏شده است»(آل عمران/۱۰۱) و باز فرموده: «وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ»(شوري/۴۲) و باز فرموده:«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ؛ آن كساني كه گفتند خداوند پروردگار ماست و سپس به اين قول خود استقامت كردند، ملائكه آسمان بر آنها فرود مي‌آيند»(فصلت/۳۰).

انتبهوا إخواني الأعاظم وفقكم الله لطاعته و قد دخل أشهر الحُرُم؛ يعني متوجه باش كه ما داخل در قرقگاه شده‌ايم و اين ماه‌ها براي كساني كه وارد مي‌شوند خصوصيتي دارد، مثل زمين‌هايي كه حُرُم حساب شده و داراي شرايطي است و بايد از محرمات اجتناب نمود؛ در اين ماه ها هم كه قرقگاه زماني است و انسان بايد از خيلي چيز‌ها اجتناب كند.
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000289/nf00289113-1.jpg
خدا در اين ماه‌ها خيلي به انسان نزديك است، بايد مراعات آن را بكند، همانند حَرَم و زمين‌هائي كه قرقگاه است و انسان وقتي وارد آنها مي‌شود به كعبه و آن امام نزديك است و زيارت مي‌كند؛ چقدر نعمت‌ها‌ي خداوند بر ما بزرگ است و او هرگونه نعمتي را بر ما تام و تمام كرده!

اولين چيزي كه بر ما واجب است، توبه است، با شروط لازم و نمازهايي كه در توبه وارد شده كه مقصود همان دستور توبه‌اي است كه حضرت رسول(ص) در ماه ذوالقعده دستور دادند، با همان كيفيت كه در كتب ادعيه آمده و در اعمال ماه ذوالقعده و در كتاب «مفاتيح» هم موجود است؛ البته حالا چون ماه ذوالقعده نيست در روز يكشنبه قبل از اول ماه يا شب جمعه و يا روز جمعه كه مي‌آيد، توبه كنيد.

پرهيز كنيد از كبائر و صغائر به قصد قربت! ملتزم شويد به مراقبه، هم صغري و كبري! كه مراقبه صغري نگاه داشتن خود است از مكروهات و خلاف «ما لايرضي الله به» و مراقبه كبري نگاه داشتن دل است از آنچه محبوب نمي‌پسندد، كه يك لحظه از مراقبت پروردگار خود را خارج نكند و در همه لحظات خدا را حاضر ببيند.

علاوه بر آن محاسبه و معاتبه داشته باشيد و نفس را معاقبه كنيد و بعد جريمه كنيد!...«ثمّ اقبلوا بقلوبكم؛ پس با دل‌ها‌ي خود اقرار كنيد به خدا» و مرض‌هاي گناه را معالجه كنيد و با استغفار، بزرگي گناه خويش را كاهش دهيد؛ چراكه استغفار،بزرگي گناه را از بين مي‌برد.

دستورالعمل مرحوم آيت‌الله قاضي به شاگردان خود درباره ورود ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان

مرحوم قاضي مي‌فرمودند: انسان بايد به خدا پناه ببرد و خداوند خيلي كمك‌كننده و خير المعين و پسنديده و اختيار كننده است؛ اما دستورالعمل اين سه ماه:

۱. عليكم بالفرائض في أحسن أوقاتها! دستورالعمل آن است كه نماز‌هاي واجب را در بهترين اوقات خودش انجام دهيد همراه نوافل آن! (كه مجموعاً پنجاه و يك ركعت مي‌شود، اگر نتوانستيد چهل و چهار ركعت) و اگر شواغل دنيا شما را منع كردند، صلاه أوابين را كه همان نماز ظهر است، ترك نكنيد، چون خيلي اهمّيّت دارد! خصوص نماز ظهر خيلي اهميت دارد و آن به واسطه وقت آن و خصوصيت و موقعيت آن در بين اوقات ديگر است! و «صلاه‌ وسطي» را كه در قرآن آمده، تفسير به نماز ظهر كرده‌اند، و «صلاه اوابين» يعني آنها كه خيلي توجه به پروردگار دارند، يعني رجوع‌كنندگان به خدا؛ زيرا رجوع‌كنندگان به خدا به آن تمسك مي‌كنند.

۲. نوافل شب را هيچ چاره‌اي نيست، مگر آنكه آنها را به جا آوريد، نه خيال كنيد نماز شب ساقط است و آن سد سكندري است كه هيچ شكسته نمي‌شود! عجب از كساني كه قصد دارند، دنبال كنند مرتبه‌اي از كمال را در حالي‌كه شب‌ها قيام نمي‌كنند؛ ما نشنيده‌ايم كسي به مرتبه‌اي از كمال برسد، مگر به قيام شب و نماز شب.

۳. عليكم بقرئه القرآن! بر شما باد به قرائت قرآن كريم با صوت حزين و باآهنگ و غنا! يعني با صداي خوش بخوان كه تو را تكان دهد و در روايات داريم كه قرآن را با تغنّي بخوانيد. امام زين‌العابدين تغنّي به قرآن مي‌كردند، اين تغني در قرآن براي انسان بسيار مفيد است. به طور كلي غناي صوتي حرام است و اين اصلاً در تحت غناي حرام نيست؛ زيرا غناي حرام آن است كه انسان را به سوي لهو و لعب بكشاند.

۴. بر شما باد به أوراد معتاده كه معروف است و هر كدام از شما كه ورد خاصي دارد كه بايد بجا آورد؛ و سجده يونسيه را از پانصد تا هزار به‌جا آوريد؛ يعني تا هزار هم مي‌توان به‌جا آورد، بسيار هم خوب است.

۵. بر تو باد زيارت مشهد أعظم در هر روز! (كه منظور از مشهد أعظم أميرالمؤمنين(ع) است، چون مرحوم قاضي در نجف بوده‌اند) و زيارت مساجد معظمه! (كه منظور كوفه و سهله است) و در بقيه مساجد عبادت خود را به‌جا آوريد! چون مؤمن در مسجد مثل ماهي است در آب؛ همان‌طوري كه حيات ماهي به آب است، حيات مؤمن هم در مسجد است؛ ماهي را از آب بيرون اندازند، مي‌ميرد.

۶. بعد از نماز‌هاي واجب تسبيح حضرت صديقه طاهره(س) را ترك نكنيد! زيرا كه آن ذكر كبيره شمرده شده و لااقل بعد از هر نماز يك‌بار بگوييد و اگر توانستيد دو يا سه بار بگوييد بهتر است.

۷. از لوازم مهم، دعا براي فرج حضرت حجت بقيه الله الأعظم است در قنوت نماز وتر، و از آن گذشته در هر روز، و در جميع دعاها براي حضرت دعا كنيد.

۸. زيارت جامعه را روز‌هاي جمعه به‌جاي آوريد! مقصود، زيارت جامعه معروف است: زيارت جامعه كبيره.

۹. قرآن كه مي‌خوانيد، در اين سه ماه از يك جزء كمتر نباشد، در هر روز يك جزء.

۱۰. زيارت و ديدار برادران خود را زياد كنيد! (مقصود رفقاي طريق هستند) خيلي آنها را زيارت كنيد و ببينيد؛ زيرا اينها هستند برادران طريقي شما كه در طريق و عقبات نفس و تنگنا ها كه انسان گير مي‌كند، كمك انسان مي‌كنند و نجات مي‌دهند.

۱۱. زيارت قبور كنيد نه هر روز بلكه كم‌كم و گاه‌گاهي، (هفته‌اي يك مرتبه خوب است) و در روز زيارت كنيد نه در شب.

ما را چه كار با دنيا؟! ما را چه كار با اسم دنيا؟! اين دنيا ما را گول زد و فريفت و ما را به پستي و ذلت گراييد، مقام ما را پائين آورد و پست كرد، دنيا مال ما نيست، دنيا را ول كنيد و بسپاريد به دست آنها كه دنبال آن هستند و به كساني كه اهل دنيا هستند بدهيد.

به‌به! خوشا به حال كساني و آن مرداني كه بدن‌هاي آنها در اين عالم خاك است و قلوب آنها در عالم لاهوت است و [در] عالم عز و جلال پروردگار است! اين افراد هستند كه از جهت عدد اقل هستند و خيلي عددشان كم است، امّا قوتشان و جانشان و روحشان خيلي زياد است، از جهت عددشان كم، ولي از جهت مدديت و اصالت، اكثريت عالم هستند. من مي‌گويم آنچه را شما مي‌شنويد و استغفار مي‌كنم براي پروردگار.

مرحوم علامه طهراني در پايان اين سخنان و در توضيحاتي تكميلي آورده‌اند كه: اين دستوراتي است كه مرحوم قاضي به شاگردان خود داده است و رفقا اين دستورات را در اين سه ماه انجام مي‌دهند. البته اين اعمال را در حد امكان انجام دهيد، هر كسي كه نمي‌تواند هر روز را روزه بگيرد حتي‌الإمكان پنج روز از رجب و ده روز از شعبان را بگيرد؛ خلاصه به حسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگيرد.

و ذكر يونسيه كه فرمود پانصد تا هزار، براي شاگردان مرحوم قاضي بوده كه بايد هر روز مي‌گفتند، (مرحوم آقا سيدجمال الدين گلپايگاني روزي سه هزار بار مي‌گفتند و البته چند ساعت طول مي‌كشيده) علي حد القدره و الإستطاعه و قرائت قرآن در شب علي حد القدره؛ اگر مي‌تواني نخواب و اگر كسي نمي‌تواند همه شب را نخوابد «علَي صَبٍّ»‌ باشد؛ صبّ يعني جگرسوخته، بيدارخوابي كند، شب زود بخوابد و سعي كند بيدارخواب كند، طوري كه بدن استراحت خود را بگيرد.

خود مرحوم قاضي اول شب مي‌خوابيدند، بعد نماز مي‌خواندند و بعد مي‌خوابيدند و باز نماز مي‌خواندند، همين طور تا دو ساعت به اذان كه ديگر نمي‌‌خوابيدند؛ مرحوم آخوند سه ساعت به اذان صبح بيدار بودند؛ اگر نافله شب را به‌جا نياوريد، فائده ندارد و عرفان معني ندارد؛ عرفان به عمل است نه به گفتن! .

دانلود نرم افزاري ويژه براي ماه رجب +دانلود

دانلود نرم افزاري ويژه براي ماه رجب +دانلود

عقیق: در این نرم افزار اسلامی و مذهبی؛ کاربر از مطالب ویژه ماه رجب و ابیام البیض بهره مند می گردد. این نرم افزار بگونه ای طراحی شده که امکان نصب و اجرا بر روی طیف وسیعی از گوشی ها و نیز گوشی هایی با سیستم عامل آندروید و جاوا را فراهم می سازد.

محتویات نرم افزار مذهبی تنهایی با خدا :

فضیلت ماه رجب

ادعیه روزانه ماه رجب

لیله الرغائب (شب آرزوها)

اعمال مخصوصه ماه رجب

معنا و پیشینه اعتکاف

شرایط اعتکاف و معتکف

روزه و اعمال اعتکاف

پیشینه و آثار اعتکاف

نیابت و اقسام اعتکاف

مکان و زمان اعتکاف

نیت اعتکاف

اعتکاف در احادیث و آیات قرآنی

استفتائات اعتکاف

محرمات اعتکاف

قضا و کفاره اعتکاف

مشخصات فنی نرم افزار :

امکان اجرا بر روی سیستم عامل آندروید و جاوا

امکان نمایش فهرست کتاب با قابلیت نمایش مسیر جاری، جستجو در زیر فهرست انتخابی

امکان ایجاد فهرست شخصی (منتخب) بر اساس فهرست اصلی

امکان برجسته نمودن (highlight) متن انتخابی بصورت نامحدود و دسته بندی آنها در گروههای مورد نظر

امکان علامت گذاری در متن بصورت نامحدود جهت دسترسی سریع به آن (افزودن به یادآوری ها) و دسته بندی آنها در گروههای مورد نظر

جستجوی سریع و دقیق

امکان ارسال مطلب مورد نظر از طریق پیام کوتاه و ایمیل

برخورداری از Editor کاملا فارسی

قابلیت پشتیبانی از گوشی های با صفحات لمسی

ظاهر گرافیکی شکیل و کاربر پسند

براي دانلود نسخه اندرويد اينجا را كليك كنيد.

براي دانلود نسخه جاوا اينجا را كليك كنيد.

منبع: باشگاه خبرنگاران