واقعیاتی تلخ درباره سبک زندگی ایرانی

واقعیاتی تلخ درباره سبک زندگی ایرانی

 

"محمود سريع‌القلم" استاد دانشگاه شهيد بهشتي در گفتگوي مشروح با گروه دين و انديشه خبرگزاري مهر به بررسي سبک زندگي معطوف به توسعه يافتگي پرداخت و سبک کنوني زندگي ايراني را نقادي و راهکارهاي پيشنهادي خود براي اصلاح آن را مطرح ساخت.

 

دغدغه پيشرفت و توسعه يافتگي در آثار و آراي دکتر محمود سريع القلم برجسته است. اگر مخاطب آشنايي با سير فکري اين استاد علوم سياسي و روابط بين‌الملل دانشگاه شهيد بهشتي تهران داشته باشد درمي‌يابد که دغدغه سريع القلم توسعه يافتگي و طرح اصول ثابت آن با مطالعات مقايسه‌اي است. کتابهاي "عقلانيت و توسعه يافتگي ايران"، "فرهنگ سياسي ايران" و "اقتدارگرايي ايراني در عهد قاجار" از جمله آثار وي در واقع اين سير را مورد بررسي قرار مي‌دهند. در حال حاضر، کتاب "عقلانيت و توسعه يافتگي ايران" به چاپ نهم و کتاب "اقتدارگرايي ايراني در عهد قاجار" به چاپ پنجم رسيده است.

 

سريع القلم معتقد است که توسعه يافتگي از دو بخش کلان تشکيل مي شود: اصول ثابت و الگوهاي مختلف به تناسب شرايط گوناگون کشورها. کشورهايي مثل آلمان، انگليس و ژاپن و... از اصول ثابت توسعه يافتگي برخوردارند مانند دولت حداقل، صنعتي شدن، توجه فراگير به علم وعقلانيت، بخش خصوصي فعال، نظام آموزشي کاربردي، نخبگان ابزاري منسجم، مردم پرکار و مسئوليت پذير، دولت پاسخگو... ولي الگوهايي که طي سالها پرورش و تکامل يافته، متفاوت است.

 

در بررسي اين اصول، فرهنگ و سبک زندگي ايراني مورد توجه اين محقق بوده است. نقدهاي وارده بر سبک زندگي و مطالعه و بررسي مقايسه‌اي اين سبک با روش زندگي کشورهاي توسعه يافته از جمله مطالعات دامنه‌دار اين استاد دانشگاه بوده است. بر اين اساس و نظر به اهميت موضوع سبک زندگي معطوف به توسعه‌يافتگي گفتگويي با دکتر محمود سريع القلم انجام داده‌ايم که از نظر مي‌گذرد.

 

 

در نظر داشته باشيد که ما به سبک زندگي هيچ ملتي اصالتاً نمي توانيم ايراد بگيريم چون سبک زندگي نتيجه انباشت تجربيات تاريخي يک ملت است. اما مي توانيم معيارهايي را مشخص کنيم و از آن زاويه آسيب شناسي کنيم. در اينجا قصد دارم آسيب شناسي سبک زندگي ايراني را بر اساس خود فرهنگ ايراني و فرهنگ ديني مورد خطاب قرار دهم.

 

ماديات و خودخواهي کانونهاي سبک زندگي ما شده است

بر اساس تجربه‌اي که در مشاهدات بين‌المللي از جوامعي چون ترکيه، مالزي، کشورهاي عربي و اروپايي داشته‌ام اولين وجه مقايسه‌اي که مي‌توان در خصوص سبک زندگي ايراني و همه اين کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهايي که عموماً در ميان ما وجود دارد اين است که ميانگين ايراني خيلي دنيا دوست است. علاقه عميقي به دنيا و مال دنيا دارد ولي هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازي آنرا استتار مي‌کند. از اين دنيا هم، پول، لوازم زندگي، نمايش خانه، ويلا و اتومبيل به ديگران سهم مهمي از دنيادوستي ايراني دارد. در مقايسه، يک دانمارکي براي نقاشي، موزه، هنر، کتاب، آخرين رمانها، کنسرت، تئاتر، دوستان فرهنگي، کشف کشورها و فرهنگهاي ديگر، جا باز مي‌کند. در سبد کالاهاي ميانگين ايراني، اين موارد تقريباً تعطيل است. کافي است صورت آرام و خوش‌رنگ يک شهروند معمولي ترکيه را با يک ايراني مضطرب و هميشه در حال پول جمع کردن مقايسه کنيد.

 

ظاهر و باطن ميانگين ايراني بالاي 50 درصد شکاف دارد

اين يک پارادوکس است چرا که در جامعه‌اي زندگي مي کنيم که مباحث ديني و اخلاقي در آن سهم مهمي از تبليغات و آموزش را دارد. براي نمونه اين مباحث توسط رسانه‌ها، از طريق فضاي عمومي، از طريق آموزش و از طريق کتب مذهبي طرح و عنوان مي‌شود و آموزش معنوي و ديني جايگاه زيادي دارد اما اين بعد ديني به نظر مي رسد بيشتر بعدي ذهني است. يعني يک مداري در ذهن ميانگين ايراني هست که ارتباط بسيار محدودي با عمل فرد ايراني دارد. نکته دوم اين است که بخشي از فرهنگ ما تکرار آموزه‌هاي اخلاقي و ديني است. يعني شما اگر در طول يک روز هزار نفر ايراني را نمونه انتخاب کنيد مشاهده خواهيد کرد که آنها خيلي تذکر مي دهند و نکات اخلاقي را مورد اشاره قرار مي‌دهند و واژگان ديني، معنوي و اخلاقي زيادي را به کار مي برند. واژگاني مانند انسانيت، خدا، پيغمبر، پاکي، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگويي و وظيفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اينجاست که انعکاس اين واژه‌ها در زندگي و عمل ما چيست؟ نيم کره ذهني ما با نيم کره عملي ما تقريباً هيچ ارتباطي با هم ندارند.

 

نکته‌اي که حالت معماگونه دارد اين است که دايره ذهني اخلاقي و دايره بيان اخلاقي چه ارتباطي با عمل اجتماعي ما دارد؟

من در منطقه نياوران تهران به راننده اتومبيلي که سوبله (و نه دوبله) ايستاده بود با زبان خيلي ملايمي گفتم لطف مي‌کنيد قدري جلوتر پارک کنيد چون ترافيک سنگيني در نتيجه توقف شما ايجاد شده است. پاسخ ايشان اين بود که من هر کاري دوست داشته باشم مي کنم. در اعتراض شهروند ديگري، وي گفت زياد حرف بزنيد شما را مچاله مي‌کنم بعد مي‌اندازم در جوب. در مورد جملات اين راننده متخلف، مي توان تحقيقات گسترده‌اي درباره فرهنگ خودخواهانه ايراني انجام داد.

 

انعکاس اخلاق و معنويت و انسانيت در زندگي و عمل ما بسيار محدود است

در اينجا قصد اين است که رابطه بين ذهن و عمل را در خصوص سبک زندگي مورد بررسي قرار دهيم. تحقيقاً هيچ ملتي در دنيا به اندازه ايراني‌ها از اخلاق و معنويت و انسانيت صحبت نمي‌کنند، اما انعکاس اين در زندگي و عمل ما بسيار محدود است. اين اولين نقدي است که به زندگي ايراني وارد است که چرا اينقدر ظاهر اخلاقي و معنوي دارد، ولي باطن مادي. بعضي رسانه‌ها که به اروپايي‌ها حمله مي‌کنند و مي‌گويند آنها مادي هستند، مفيد خواهد بود اگر بروند در ميان آنها زندگي کنند و بعد منصفانه قضاوت کنند که ما مصرف‌گراتر هستيم يا آنها. ما به پول و جمع کردن مال دنيا و مقام و منصب وابسته‌تر هستيم يا آنها؟ بنابراين، اينگونه بايد تبيين کنيم که ماديات در سبک زندگي ايراني جايگاه بسيار کانوني دارد. جمع کردن پول و امکانات و داشتن سمت و منصب براي ميانگين ايراني بسيار مهم و بلکه تمام زندگي است.

 

خوشبختي را با راحتي اشتباه گرفته‌ايم

کم مي‌شناسم افرادي را که حتي اگر به پول و امکانات هم مي‌رسند از آن براي بهره‌برداري بهينه از زندگي استفاده بکنند. به جاي ارتقاء کيفيت زندگي، مصرف‌گراتر مي شوند. به نظر مي‌رسد بسياري از ما، خوشبختي را با راحتي اشتباه گرفته‌ايم و فکر مي کنيم تجملات يعني ايده‌آلهاي زندگي. بسياري از ما، هدفي بالاتر از تأمين غرايز اوليه نداريم. خلق کنيم؛ توليد کنيم؛ کار به جا ماندني انجام دهيم؛ چنين افرادي در اقليت محض هستند.

يک دليل مهم علاقه ما به دارايي و ماديات براي نمايش به ديگران و فخرفروشي است. از يک نفر که مدتي قبل در منطقه فرشته تهران قتلي را مرتکب شده بود پرسيدند که چرا اين کار را انجام داديد گفته بود که مقتول پولش را خيلي به رخ من مي‌کشيد. شايد فرهنگي که 45 سال پيش در مناطق فرودست تهران حاکم بود الان در منطقه فرشته تهران مي‌بينيد. يعني قتل، درگيري‌ها و نزاعهاي خياباني در تهران به خاطر فخرفروشي و مسائل غريزي و ماديات است.

از اينرو، اين سبک زندگي ايراني که به شدت علاقمند است پول جمع کند و به خصوص در اين هشت سال گذشته از هر وسيله‌اي استفاده کند تا به امکانات و مال برسد زندگي را بسيار دچار تنش مي‌کند و اضطراب‌آور است. بعد افراد دنبال اين هستند که آنچه را که به دست آورده‌اند حالا چگونه بايد حفظ کنند.

اين نکات را نمي شد بيان کرد اگر وجه مقايسه‌اي وجود نداشت. يعني اگر يک نفر صرفاً از دريچه فرهنگ داخلي ايران به اين مسائل نگاه کند ممکن است آنها را روندهاي طبيعي و عادي در جامعه ايراني تلقي کند. اما در کشوري مثل ترکيه و مالزي ديده مي شود که بخش مهمي از رسيدن به ثروت براي اين است که افراد هدفي در زندگي دارند و مي‌خواهند کالايي را خلق و خط توليدي را راه‌اندازي کنند و مي خواهند چه به صورت محلي و چه بين المللي رقابت کنند و به طور خلاصه مي خواهند کار مفيدي انجام دهند. يعني فضاي جامعه براي توليد ثروت و پول و براي يک نوع خلاقيت و نوآوري و افزايش ثروت ملي است. در اين بحث مثال آلمان را نمي‌زنم بلکه مثال ترکيه و مالزي را مي‌زنم. الان خانواده‌هايي که در ترکيه صاحب ثروت شده‌اند بعضاً نزديک يک قرن کار و تلاش و فعاليت کرده‌اند و با فکر و زحمت به اين جايگاه رسيده‌اند و در سطح ملي و بين‌المللي رقابت کرده‌اند تا توانسته‌اند به اين سطح از ثروت برسند.

 

ميانگين ايراني فردي کوتاه مدت است

سبک زندگي ايراني تا زماني که تلقي منطقي از پول و امکانات پيدا نکند اصلاح نمي‌شود. بخشي از اين مسأله به اين برمي‌گردد که ما مي‌ترسيم و زندگي را کوتاه مدت مي بينيم و عموماً در يک قرن و نيم گذشته در فضاهاي بي ثباتي زندگي کرده‌ايم. لذا افراد به دنبال اين هستند که نهايت بهره‌برداري را در زمانهاي کوتاه انجام دهند و حرصي که براي سريع به دست آوردن پول دارند فروبنشانند. البته اين مسايل ريشه‌هاي طبقاتي هم دارد. فردي را مي‌شناسم که سال 1370 راننده تاکسي بوده و هم اکنون با رانت، زد و بند و اجحاف به حقوق ديگران به ثروت دهها ميلياردي رسيده است. او را تشويق کردم به حج برود و آسيا، آفريقا و اروپا را کشف کند. جواب داد که دو کارخانه بايد راه‌اندازي کند شايد در هفتاد سالگي فرصت اين کارها فراهم شود. کسي که قبلاً در فقر و محروميت زندگي کرده الان از فرايند ناسالم پول درآوردن در اين جامعه به وجد آمده و معناي ديگري براي زندگي قايل نيست. کتاب خواندن و به موزه رفتن براي او مسخره است. رشد قواي فکري و معنوي براي او وقت تلف کردن است. به صورت اين شخص با اين ثروت نگاه کنيد فکر مي‌کنيد کارگر معدن است. اين صورت را مقايسه کنيد با مردم و کارآفرينان عادي جامعه ما که با زندگي معمولي، اميدوار و شاداب و سلامتي رواني دارند. بسيار جالب خواهد بود ما حتي در ميان مجريان مملکت، 5 نفر پيدا کنيم که خوش رنگ و خوش پوست باشند. صورت انسان، انعکاس آرامش، سلامتي رواني و روحي اوست. پول و سمت به طور باور نکردني براي ميانگين ايراني قداست پيدا کرده و معما اين است که اين در جامعه‌اي است که مي خواهد الهام‌بخش ديگر مسلمانان باشد!

 

سهم خوشگذراني و تفريح در زندگي ايراني در مقايسه با اروپايي‌ها بالاست

نقد سوم بر سبک زندگي ايراني اين است که در مقايسه با ملتهاي ديگر سهم تفريح و خوشگذاراني و دور هم جمع شدنهاي متعدد و طولاني بسيار بالاست. همه ملتها دنبال خوشگذراني و تفريح هستند اما سهم خوشگذراني و تفريح در زندگي ايراني افراطي است. اخلاق، معنويت و حرفهاي دلچسب به عنوان پوششي است بر آنچه ما در باطن انجام مي دهيم. بايد توجه داشت که سرنوشت هر ملتي با روحيه اکثريت آن ملت رقم مي خورد.

 

صحبت من اين نيست که همه ايرانيان اين ويژگي‌ها را دارند ولي اکثريت آنها چه در داخل و چه در خارج اين خصايص را دارند. براي همين تاريخ، فرهنگ و زندگي ما به شدت سينوسي و نوساني است. يکبار يک فرد ثروتمند هلندي را ملاقات کردم که عمده درآمد خود را صرف امور خيريه مي‌کرد. وي در يک آپارتمان نسبتاً متوسطي زندگي مي کرد و معتقد بود از اين فرصتي که در اختيار دارد و از اين امکاناتي که به دست آورده بايد کار مفيد اجتماعي انجام بدهد.

 

سبک زندگي ما به شدت خودمحور است

نقد چهارم اينکه سبک زندگي ما به شدت خودمحور است. ما بيشتر به دنبال حريم فردي خود هستيم و به آن حريم بيشتر توجه داريم. زيرا اگر کسي اجتماعي فکر کند بسياري از کارها را انجام نمي‌دهد. اگر من اجتماعي فکر کنم هيچ وقت از اتومبيل آشغال به بيرون نمي اندازم؛ اگر من اجتماعي فکر کنم هيچ وقت اتومبيل خود را دوبله پارک نمي کنم؛ اگر من اجتماعي فکر کنم هيچ وقت زمينه‌هاي آزار و اذيت همسايگان خود را فراهم نمي‌کنم. در يک مجتمع آپارتماني، يکي از دوستان مي‌گفت همسايه‌اي معتقد بود حتي ساعت دو نصف شب صداي بلند موسيقي پخش کند به کسي مربوط نيست. هر کاري که دوست داشته باشد و خانواده‌اش علاقمند باشند با هر سر و صدا و مزاحمتي حريم آپارتمان ايشان است. اين درصد قابل توجهي از توحش است که با زندگي انساني و مدني ناسازگار است. من حتي متغيرهاي اخلاقي و ديني را در اين قضاوت دخالت نمي‌دهم چون فرد اخلاقي و ديني بالاتر از فرد مدني است. خاطرم هست در دهه 1350 در دوره نوجواني، همسايه نمازخواني داشتيم که با نوک پا در کوچه راه مي‌رفت و معتقد بود ممکن است صداي کفش باعث ناراحتي همسايه‌ها شود.

 

به گونه‌اي تربيت مي شويم که نگاهمان اجتماعي نيست

به طور کلي ما به گونه‌اي در خانواده، مدرسه و جامعه تربيت مي شويم که نگاهمان نگاه اجتماعي نيست؛ نگاهمان نگاه عمومي نيست. به عنوان مثال در حال حاضر و در شهر تهران شهرداري همه جا تبليغ کرده که ما از شهروندان خواهش مي کنيم کمتر آشغال توليد کنند. چون ما ظاهراً در دنيا جزو شهرونداني هستيم که استعداد بالايي در توليد زباله دارند. اگر ما خارج از منافع شخصي فکر کنيم، جامعه و انسانهاي ديگر هم براي ما اهميت پيدا مي‌کنند. عجيب بسياري از افراد، خارج از خود و منافع خود به حقوق انسانهاي ديگر بي‌تفاوت شده‌اند.

 

ما ايراني ها يک ظاهري داريم و يک باطني. اين در حالي است که فرد ژاپني و آلماني و ترکيه‌اي يک کاراکتر و شخصيت بيشتر ندارد. اما ما به عنوان يک ايراني يک ظاهري داريم که خود را موجه معرفي مي کنيم و حرفهاي بسيار زيبايي مي زنيم و از قضا بخش مهمي از حرفهاي ما نيز اخلاقي و معنوي و در مذمت دنيا است اما سبک زندگي ما به شدت خودمحور و مادي است و به دنبال جمع‌آوري پول و حفاظت از حريمهاي فردي خود هستيم.

 

هنوز کشور و جامعه به معناي علمي کلمه نداريم

بر اين اساس است که معتقدم در اين جغرافيايي که ما زندگي مي کنيم هنوز دو مفهوم در ميان ما شکل نگرفته است. يکي اينکه ما هنوز کشور نداريم و ديگر اينکه ما هنوز جامعه نداريم. ما عده‌اي هستيم که با سنن و خلقيات مشترک در جغرافيايي زندگي مي‌کنيم. در علم جامعه شناسي، جامعه اينگونه تعريف مي شود که عده‌اي در آن داراي اهداف مشترک و جهت‌گيري مشترک هستند. ما هنوز به آن مرحله نرسيده‌ايم. شايد يک دليل اين باشد که ما امپراتوري بوده ايم. بر اين اساس معتقد هستم که ما هنوز کشور- ملت نشده‌ايم. البته ملت هستيم؛ ما ايراني هستيم و با زبان فارسي صحبت مي کنيم و داراي ادبيات غني و تاريخ کهن و سرزمين گسترده هستيم. اينها همه شاخصهاي يک ملت است. اما ما کشور- ملت نيستيم؛ چيني‌ها هستند، اما ما هنوز نيستيم؛ ژاپني‌ها هستند و ما نيستيم. اگر ما کشور بوديم و جامعه داشتيم، حتماً کسي از بيت‌المال اختلاس نمي‌کرد و راضي نمي‌شد از طريق تلفن، رانت و ارتباطات به ثروت برسد چون تعهد و وفاداري به کشور داشت و از مردم خجالت مي کشيد. آيا يک آلماني اين کار را مي کند؟ قبل از اينکه از قانون بترسد به احترام کشور و هموطنانش اين کار را نمي‌کند. دوستان بسياري در بخش خصوصي دارم که حاضر نشده‌اند پروژه‌هاي بزرگي را قبول کنند چون نخواسته‌اند رشوه و کميسيون پرداخت کنند. اينگونه افراد براي خود احترام قايل‌اند و مانند عالي نسب‌ها، خسروشاهي‌ها، خيامي‌ها و ايرواني‌ها، براي کشور، جامعه و شخص خودشان احترام قايل‌اند. البته اين گونه افراد از اصالت خانوادگي برخوردارند و تازه به دوران رسيده نيستند. وقتي کسي در فقر مطلق بزرگ شده و هم اکنون صاحب منصب شده، عموماً اين گونه افراد ديگر کسي را بنده نيستند و از فرصت به دست آمده نهايت استفاده نامشروع را مي‌کنند. کشور، جامعه، دين و اخلاق براي آنها در عمل تعطيل است و صرفاً تزئينات سخنراني است.

بنابراين وقتي ما مي خواهيم سبک زندگي را نقد کنيم در مقايسه با يک سري الگوها و ملاکها بايد اين کار را انجام دهيم. پرسش اين است که آيا مجموعه فعاليتهايي که ما ايراني‌ها انجام مي دهيم تبديل به سرمايه اجتماعي، ثروت ملي و پرستيژ جهاني مي شود يا نه؟ آن موقع مي توانيم بگوييم سبک زندگي کارآمدي داريم و نتيجه داده است و توانسته اين متغيرها را به صورت کمي و کيفي افزايش بدهد. هر کدام از ما مي تواند بر اساس وجدان خود به اينها پاسخ بدهد.

اگر به طور خلاصه بخواهيم بگوييم سبک زندگي ما داراي اين ضعف جدي است که خيلي خودمحور بار مي آئيم که براي تبيين اين نکته مثالهاي فراواني نيز وجود دارد. يکي از دوستان من که مطالعات اجتماعي انجام مي دهد به من گفت که آموزش مدني در مرکز و جنوب شهر تهران به مراتب موفق‌تر از شمال شهر تهران است. اين فرد مطرح مي کرد که اگر در يکي از مراکز جنوب و مرکز شهر تهران جلسه‌اي براي بهبود فرهنگ آپارتمان نشيني در محله‌اي برگزار شود جمعيت زيادي براي شنيدن اين بحث حضور خواهند داشت. در حالي که در شمال شهر تهران به خاطر اينکه افراد پول دارند احساس بي نيازي به فرهنگ مدني مي‌کنند. يعني براي نمونه کسي که ماشين 200 ميليون توماني سوار مي شود احساس مي کند به آموزش نيازي ندارد چون پول دارد. البته اگر کسي با زحمت و تلاش خود، اتومبيل پانصد ميليون توماني هم سوار شود هيچ اشکالي ندارد. چنين فردي، حتماً تربيت و مدنيت هم دارد.

 

رانت باعث به هم ريختگي طبقاتي و اجتماعي در جامعه شده است

بر خلاف کشورهاي صنعتي و يا ملتهايي چون ترکيه و مالزي و يا حتي ملتهاي منطقه حاشيه خليج‌فارس که بسيار مدني شده‌اند، ما در جامعه‌اي زندگي مي کنيم که آنهايي که بر اساس رانت، ارتباطات و تلفن صاحب امکانات و پول شده‌اند از مدنيت بسيار پايين‌تري برخوردارند. اصطلاحاً در فرهنگ ما به اين افراد "تازه به دوران رسيده‌ها" گفته مي شود. اين پديده نشان از "به هم‌ريختگي طبقاتي" در جامعه ماست. در سالهاي گذشته شاهد هستيم که يک دفعه در جامعه ما طبقه‌اي به وجود آمد که عمدتاً از طريق رانت صاحب ثروت شدند. البته اين يک پشتوانه علمي هم دارد. هر فردي در هر سمت و جايگاهي که قرار دارد اگر يک دفعه حالت جهشي پيدا کند حتماً نوعي نارسايي رفتاري در او پديدار مي‌شود. براي نمونه آيا مي توانيم تصور کنيم که يک طلبه 15 ساله مرجع تقليد بشود! چرا در دانشگاه عنوان مي شود که حداقل بايد 20 سال بگذرد تا فردي استاد تمام بشود مي شد به همه در همان سال اول استاد تمامي اعطا کرد! اخذ اين عناوين و درجات مرحله به مرحله است. آيا مي شود پزشکي را که يک سال طبابت کرده با پزشکي که 20 سال طبابت کرده يکي دانست؟! آيا مي توانيم تصور کنيم که فردي که در سه سال گذشته با حقوق ماهيانه معادل يک ميليون تومان زندگي مي کرده حالا گردش مالي او در يک سال براي نمونه 600 ميليارد تومان است. از اين تعداد در جامعه بسيار داريم. براي رسيدن به اين درجات و مقامات بايد زحمت کشيد. البته من از معتقدان جدي به توليد ثروت فردي و ملي هستم اما با فکر، زحمت و رقابت. ما در گذشته از اينگونه افراد داشته‌ايم و هنوز هم اقليتي با کار و زحمت، فعاليت خصوصي مي‌کنند اما افراد فراواني هم در دستگاههاي اجرايي داريم که با ارتباطات، بيت‌المال را بلعيده‌اند و به واسطه رسانه‌هاي فلج و عملکرد ناچيز نهادهاي نظارتي، موفق هم بوده‌اند. نقدينگي کشور در سال 1384، 69000 ميليارد تومان بود که هم اکنون به 410000 ميليارد تومان رسيده و در همين مدت، درآمد نفت کشور، 65 درصد درآمد کل نفت از زمان مظفرالدين شاه (108 سال پيش) تاکنون بوده است. آيا اين امکانات کم نظير به ارتقاء استاندارد زندگي ميانگين ايراني، عزت ملي، ساختار عمراني و جايگاه ويژه در منطقه تبديل شده است؟ به همين دليل بايد اين اصل مقدس سياسي و اقتصادي را که تجربه چند صد ساله بشري هست از طلا گرفت که حکمرانان يک کشور بايد از طبقه متوسط باشند.

بر اين اساس يک به هم ريختگي اجتماعي و طبقاتي در جامعه به وجود آمده که پيامدهاي آن به ويژه در کلان شهرها قابل مشاهده است. از بسياري از افراد فرهنگي در دنيا شنيده‌ام که ايراني‌ها از جهت ادب در ميان ملتهاي جهان زبانزد بوده‌اند. تهران متأسفانه در حال حاضر به يکي از شهرهايي تبديل شده که ادب و تربيت در آن در حداقل ممکن خود قرار دارد. اين موضوع به دليل به هم ريختگي طبقات اجتماعي و فقدان آموزش مدني در اين شهر است. ممکن است بعضي مجريان به اين نقد من، خرده بگيرند. به نظرم دليلش اين است که رابطه آنها با جامعه، حالت رسمي و مملو از تعارفات رايج ايراني است. براي من که در شهر تهران رفت و آمد دارم و با جامعه سروکار دارم، بي‌ادبي به يک اصل در شهر تهران تبديل شده است.

 

منبع: خبرگزاري مهر

سردمزاجی جنسی و عوامل آن

سردمزاجی جنسی و عوامل آن

اولین نکته ای که دراین زمینه باید به آن توجه نمود این است که سرد مزاجی در مرد و زن اگر به صورت ناتوانی جنسی بروز نکرده باشد ، جای نگرانی نداشته و فقط احتیاج به آگاهی دارد.

اکنون به چند نمونه از عواملی که سبب سرد مزاجی میشود اشاره میکنیم :

۱- ناراحتی های عصبی مهمترین دلیل سرد مزاجی است . سعی کنید از بروز تنش ها جلوگیری کرده و فاصله ی عاطفی بین خود و همسرتان را کم کنید تا سرد مزاجی در شما و همسرتان از بین برود.

۲- آیا میدانید تغذیه نامطلوب یکی دیگر از دلایلی است که شما را به سوی سرد مزاجی سوق میدهد . بهترین روش آن است که با استفاده از غذاهای مقوی و مفید مثل ماهی ، میگو ، کبوتر ، تخم پرندگان ، قلوه گوسفند ، شلغم پخته در شیر ، خاویار و تخم مرغ با پیاز و ... خود را تقویت کنید.

۳- بعضی عوامل روحی - روانی و تربیتی ، مثل خجالتی بودن ، اضطراب و نگرانی میتواند زمینه ساز سرد مزاجی باشد . پس سعی کنید این حالت را با همدلی و موعظه های شیرین دو طرفه ، برطرف کرده و هرگز یکدیگر را سرزنش یا تحقیر نکنید .

۴- زیاده روی در خوردن غذا میتواند موجب سخت شدن عواطف و احساسات شده و تمایلات جنسی را سرکوب کند .

۵- یکی دیگر از عوامل سرد مزاجی مقاربت منقطع است . در این هنگام مرد با عقب کشیدن خود در هنگام انزال باعث میشود نه خود لذت ببرد و نه زن به اوج لذت برسد .

۶- ترس از آبستنی از عوامل بسیار موثر در سرد مزاجی است . چرا که اضطراب را برای زن تشدید کرده و باعث ناهماهنگی جنسی میشود . برای از بین بردن این حالت با وسایل جلوگیری آشنا شده و راه مطمئن و مناسب را انتخاب کنید .

۷- خستگی مفرط بدن و ورزش های زیاد و سنگین قوای جنسی را کاهش میدهد در صورتی که حرکات عضلانی و ورزش های سبک به دلیل تاثیر برغدد داخلی میل جنسی را افزایش میدهد.

۸- اختلالات و بیماری های غده پروستات تنها یک بیماری نیست بلکه موجب سردی جنسی نیز میشود.

۹- ورم مفاصل بالاخص برای خانم ها یکی از عوارضی است که در میانسالی موجب ناراحتی های جنسی میشود . مراجعه به متخصص و استفاده از داروهای تجویزی میتواند شما را در رفع این مشکل یاری کند.

۱۰- دیابت میتواند در مجاری عروقی و عصبی مردان اختلال ایجاد کرده و نعوظ را با مشکل همراه سازد ، این بیماری در زنان نیز باعث از بین بردن لغزندگی واژن و تورم آن شده و آمیزش را غیر قابل تحمل میکند .

۱۱- فشار خون باعث کاسته شدن میزان خون در آلت تناسلی مرد شده و جلوی نعوظ را میگیرد .

۱۲- ناراحتی های قلبی و دلهره و اضطراب ناشی از آن برروی تمایلات جنسی تاثیر دارد

۱۳- برخی بیماریها ی مزمن مثل هیپوتیروئید ، آمفی زم ( مشکلات ریوی ) ، صرع ، و افسردگی و استعمال داروهای آن به صورت منظم و در طولانی مدت میتواند روی تمایلات جنسی تاثیر بگذارد

۱۴- در بعضی موارد به واسطه ی برش خوردن فرج با استفاده از فرسپس یا بعد از زایمان این بخش از بدن حساس شده و در موارد نادری منجر به ناراحتی های جنسی میشود که در این حالت ، مراجعه به متخصص زنان میتواند در رفع این مشکل تاثیر گذار باشد.

۱۵- فقدان استروژن در زنان بالای ۵۰ سال ، موجب خشک شدن واژن میشود که معمولا میتوان با مالیدن ژل هورمونی روی فرج یا خالی کردن ماده ای درون واژن این ناراحتی را درمان نمود .

 

*

برای رفع مشکل انزال زودرس و یا نعوظ دیر رس خوب است به نکات زیر توجه کنید:

الف ) خوردن شربت عسل را فراموش نکنید

ب ) ماساژ بیضه ها ، زیر شکم ، و اطراف آلت تناسلی با روغن زیتون بسیار موثر است

ج ) هرگز برای رفع این مشکل از مواد مخدر ، مشروبات الکلی و قرص های محرک میل جنسی بدون مشورت پزشک استفاده نکنید زیرا ممکن است به صورت مقطعی پاسخ مثبتی دریافت کنید ولی مطمئن باشید در دراز مدت اثرات منفی در توانایی جنسی شما به وجود خواهد آورد

د ) اگر مردی با وجود داشتن شهوت بتواند هیجاناتش را کنترل کند ، زن بهتر می تواند لذت برده و احساسات خود را بروز دهد

ه ) سعی کنید بین دو تماس جنسی شما فاصله ی زمانی زیادی پیش نیاید . وقتی احساسات خود را به صورت منظم بروز می دهید ، سلامت جسمی و روحی شما را تضمین کرده و باعث می شود ظرفیت شما برای عمل جنسی تا سنین بالای هشتاد سال نیز ادامه یابد .

خ ) فاصله و تعداد دفعات آمیزش در هر فرد را شرایط فیزیکی او تعیین می کند ولی بهتر است آمیزش در دوره ی آغازین زندگی بیشتر از ۳ بار در هفته نباشد . این عمل تا زیر ۶۰ سال هفته ای دو بار و بالای ۶۰ سال ماهی یک بار توصیه می شود

ز ) آمیزش جنسی تقریبا بر فعالیت تمام اعضا و دستگاه های بدن تاثیر میگذارد لذا زیاده روی در آمیزش و تکرار آن باعث ضعف و ناتوانی بدن شده و مقاومت آن را در برابر اکثر بیماریها به خصوص انواع سرماخوردگی کم می کند . همچنین باعث خستگی روحی و جسمی و ایجاد زمینه ی انحرافات جنسی و ... در شخص شده و لاغری و گودی و سیاهی اطراف چشم ، زودرنجی و عصبانیت را به دنبال می آورد .

زفاف و شیوه برقراری روابط جنسی

زفاف و شیوه برقراری روابط جنسی

 

زفاف در لغت عرب به معنای بردن عروس به خانه ی شوهر است و در اصطلاح ، اولین رابطه ی جنسی ( داخل شدن آلت تناسلی مرد در دستگاه تناسلی زن ) است که به واسطه ی آن پرده بکارت زن پاره می گردد . پاره شدن بکارت زن ممکن است با درد و خونریزی همراه باشد . این موضوع نباید در آینده سبب ترس از رابطه ی جنسی گردد چرا که در ارتباطات بعدی خونریزی و درد کاهش یافته و سپس تمام میگردد . درد و خونریزی زن به جنس و ساختمان پرده ی بکارت بستگی دارد ، چه بسا فردی باکره باشد اما زفاف وی با درد و خونریزی همراه نباشد .

- در مردان ، ادرار و منی هر دو از یک مجرا خارج می شوند ولی به دلیل هماهنگی دستگاه ادراری و تناسلی هرگز این دو با هم مخلوط نمیشوند . چون ادرار و منی هر دو از یک مجرا میگذرند و ادرار اسیدی است و برای اسپرماتوزوئید مضر است لذا غدد موجود در سراسر این مجرا در موقع تحریک جنسی یک مایع قلیایی ترشح میکنند که به این مایع زلال و شفاف « مذی » می گویند .

- در زنان برخلاف مردان مجرای ادرار و مجرای تناسلی یکی نیست بلکه مجرای ادرار بالاتر از مجرای تناسلی قرار دارد . پرده بکارت در قسمت پائینی دهانه ورودی مهبل قرار دارد . نوع و ضخامت پرده ی بکارت در افراد مختلف متفاوت می باشد . بعضی به حدی نازک است که با اولین نزدیکی پاره می شود و با درد و خونریزی بسیار کم همراه است . در بعضی این پرده بسیار ضخیم بوده و ممکن است زفاف به سختی صورت گیرد و خانم تا مدتی بعد از اولین نزدیکی خونریزی داشته باشد . در موارد نادری زفاف صورت نمی گیرد و این پرده باید با عمل جراحی پاره شود نوع سوم پرده ی ارتجاعی است که دخول انجام میگیرد ولی آسیبی به پرده ی بکارت نمی رسد چون این پرده به حالت اولیه ی خود باز میگردد . در این نوع پرده ، زفاف بدون خونریزی صورت می گیرد .

- نقش اساسی در زفاف را مرد به عهده دارد لذا لازم است قبل از عروسی از مشاوران امین و متخصص ، آگاهی های لازم در رابطه با چگونگی این عمل را کسب کند. عروس خانم نیز باید نهایت همکاری را با همسر خود به عمل آورده و دستگاه تناسلی خود را جمع و منقبض نکند .

- اگر هر یک از زوجین به بیماریهای خاصی همچون ناراحتی های قلبی ـ عروقی ، دستگاه تناسلی و ... مبتلا هستند لازم است قبل از عمل زفاف راجع به چگونگی انجام این عمل با پزشک متخصص خود مشورت کنند .

- عشق بازی و دلدادگی با خانم در شب عروسی میتواند به سهولت رابطه ی جنسی در این شب کمک زیادی بنماید . اگر فردی دوران عقد را گذرانده و با مسائل جنسی این دوران آشنا شده بهتر است بلافاصله بعد از برگزاری مراسم عروسی ، عمل زفاف را انجام دهد زیرا به تاخیر انداختن زفاف برای مدت طولانی بعد از مراسم عروسی باعث تشویش و اضطراب ، افسردگی ، ترس ، سرد مزاجی و ... در زوجین می گردد.

 

*

عروس و داماد جوان : یک شب هزار شب می شود . پس طوری برنامه ریزی کنید که نه تنها نماز مغرب و عشا در این شب ترک نشود بلکه به این دستور اسلامی عمل کرده و قبل از شروع عمل زفاف دو رکعت نماز شکر خوانده و برای خوشبختی خود و دیگران دعا کنید و از خداوند اولاد صالح بخواهید . زیرا نماز و دعا در این شب از اضطراب عروس و داماد کم کرده و اعتماد آنهارا به یکدیگر زیاد میکند . همین باعث می شود آنها فقط به دیده ی شهوت به یکدیگر نگاه نکنند .

* دامادها باید دقت کنند که ناشی گری ، عدم مهارت ، عجله و نزدیکی خشن ممکن است باعث شود که همسرشان برای مدتی از عمل جنسی بیزار شود .افراد باید مراقب باشند که به توصیه های اشتباه دوستان در شب عروسی از مواد مست کننده ، ژل ها و قرص های تحریک کننده و یا قرص های روان گردان استفاده نکنند .

* زوجین باید با مشورت پزشک متخصص روش جلوگیری مناسبی برای بارداری انتخاب کنند تا بر اثر بی تجربگی داماد در شب زفاف ، بارداری ناخواسته صورت نگیرد . ( تجربه ثابت کرده که قرص ضد بارداری که توسط عروس خانم از یک ماه قبل از عروسی مصرف می شود بهترین راه جلوگیری از بارداری برای شب عروسی است . )

* یکی از سفارشات اسلام به داماد ها در مورد شب زفاف ، این است که داماد قبل از هر عملی به عروس خانم هدیه دهد و بعد از زفاف هفت شبانه روز نزد او باشد نه به کار بپردازد و نه به مسافرت برود . همچنین بسیار نیکو و پسندیده است که روابط جنسی با وضو و بسم الله آغاز شود .

* زنان مسلمان ایرانی به علت تربیت اسلامی - اجتماعی شان شرم و حیا و ترس خاصی نسبت به عمل جنسی در شب زفاف دارند . لذا همسران آنان باید با بیان الفاظ عاشقانه و محبت آمیز صمیمیت و الفت خود را به آنان ابراز کنند تا زن آماده ی این عمل گردد . قبل از شروع عمل جنسی لازم است مرد به آرامی و با مهارت نقاط حساس بدن زن را تحریک نموده تا وی آماده ی این عمل گردد و زن نیز باید با آرامش کامل ، خود را به مرد تسلیم نماید . طریقه ی قرار گرفتن ( خوابیدن ) عروس و داماد در موفقیت زفاف نقش بسزایی دارد پس قبلا در این مورد با مشاوری امین مشورت کنید .

* ممکن است نزدیکی های نخست نه تنها برای عروس خانم هیچ لذتی نداشته باشد ، بلکه دردناک هم باشد در چنین مواردی نباید نا امید شد چرا که به مرور زمان با کسب تجربه و مهارت این عمل برای او هم لذت بخش خواهد شد .

* عروس خانم شما می توانید با یکی از دوستان امین و دانا و یا یکی از افراد فامیل که دانا و رازدار است هماهنگی کرده تا اگر شب زفاف به مشکل جدی برخورد کردید با او تماس تلفنی برقرار کرده و راهنمایی بخواهید .

 

زمینه سازی برای دست یابی به رابطه ی جنسی لذت بخش

- حتما همبستری و رابطه ی جنسی خود را با یاد خدا شروع کنید

- درباره ی روش های گوناگون ارضای جنسی با هم گفتگو کنید و به نظر همدیگر اهمیت بدهید

- سعی کنید همیشه با همسرتان در یک بستر بخوابید حتی اگر هیچ نیازی به معاشقه نداشته باشید

- رختخواب جدیت نمی پسندد اگر یک همسر جدی هستید در وقت آمیزش از سختی رفتارتان بکاهید

- نیمی از زیبایی ، رعایت بهداشت ، مرتب بودن و آراستگی است پس با بی توجهی به این نکات خود و همسرتان را تحقیر نکنید و همواره به دنبال بهبود و یا پیشرفت در این زمینه باشید . همواره لباس های تمیز و آراسته بپوشید و اگر قادر نیستید که لباس جداگانه ای برای آشپزی و شست و شو داشته باشید ، حداقل از پیش بند مخصوص این کار استفاده کنید

- یکی از آزار دهنده ترین موارد در هنگام برقراری رابطه ، بوی بد دهان است که در صورت برطرف نشدن ، طرف مقابل را از رابطه ی جنسی متنفر می کند . پس همیشه و به خصوص قبل از برقراری رابطه مسواک زده و در صورت برطرف نشدن بوی دهان از خوش بو کننده ی دهان استفاده کنید . در صورتی که این بو به بیماریهای عفونی دهان  و دندان مربوط می شود سریعا برای درمان اقدام کنید . ضمنا از مصرف مواد غذایی که بوی بد دهان را به دنبال می آورد پرهیز کنید . علت اهمیت بوی خوش دهان در رابطه ی جنسی از آن جاست که غدد مخاطی لب و دهان ، مربوط به منطقه ی حساس ( تحریک جنسی ) هستند پس بوسه بر لب و تن شدیدا میل جنسی معشوق را تحریک میکند

- بوسه های طولانی در شروع آمیزش ، نشان دهنده ی میل جنسی مرد و کسب اجازه در تصرفش است . همراهی و هماهنگی او در این موضوع علامت رضایت او از آمیزش است .

- اگر همسر یا نامزد قبلی داشته اید ، هرگز از او سخن به میان نیاورید

- رنگ اتاق خواب را از رنگ های شاد و مورد علاقه طرفین انتخاب کنید . ضمنا سعی کنید  از چراغ خواب های خوشرنگ و شمع های رنگی استفاده کنید

- سعی کنید قبل از خواب ، دوش آب ولرم بگیرید تا ضمن از بین رفتن حالت کسلی و خستگی با بدن خوشبو و پاکیزه ، زمینه را برای معاشقه مساعد کنید

- بهتر است در مسائل جنسی پرده پوشی نکنید . شاید تنها جایی که هیچ پرده حیایی در بین نباشد همین جاست . پس میل خود را صریحا بیان کنید

- پسندیده است هر شب با هم معاشقه داشته باشید ، اگر چه آمیزش در کار نباشد. این امر ارتباط عاطفی شما را بسیار عمیق و گسترده می کند

- اگر بر سر موضوعی اندک اختلافی میان شما به وجود آمده و یا کدورتی در دل دارید ، هرگز قهر نکنید و اگر هم قصد دارید ناراحتی خود را بروز دهید ، رختخواب خود را جدا نکنید ، اگر در این حالت همسرتان برای آشتی پیش قدم شد و با شما به معاشقه پرداخت شرایط را تغییر دهید و به او پاسخ مثبت دهید . زیرا قهر طولانی باعث کینه توزی و دوری دل های شما می شود

- در مواقعی که غرور شما اجازه نمی دهد با زبان عذر خواهی کنید ، شرایطی را فراهم کنید که عمل شما این خواسته رانشان دهد

- چنان چه مرد با همسرش قهر کرده پسندیده است زن خود را معطرو پاکیزه تر از همیشه آماده کند و در بستر پوست بدن خود را به بدن شوهرش بچسباند . در این صورت زمینه کشش و آشتی را فراهم کرده است . مرد نیز باید با در آغوش کشیدن و بوسیدن زن ، خاطره بد خطای گذشته را از ذهن همسرش بزداید

- در وقت آمیزش رو به قبله نباشید

- در جذب و جلب همسرتان به خود تردید راه ندهید . مردان همسران آراسته و شیرین سخن می خواهند و زنان شوهران مهربان

 

قابل توجه مردانی که به دنبال رابطه ی موثر و لذت بخش هستند:

- امنیت اقتصادی یکی از عواملی موثر در کامیابی جنسی است و بیکاری و پرکاری از عوامل تهدید کننده ی آن به شمار می رود

- خستگی روحی و فکری باعث کاهش میل جنسی می شود ، با ورزش سبک ، تحرک جسمی و یا تفریح کوتاه مدت می توان این حالت را برطرف نمود

- بسیاری از مواقع انزال زود رس باعث هراس شما می شود . در این مواقع سعی کنید قبل از رسیدن به هیجان زیاد از دخول دست بکشید و با انگشت سبابه و شست قبل از ختنه گاه رافشار دهید

- در بعضی مردان نعوظ دیر صورت میگیرد . در چنین مواردی ، مرد بایدتوجه خود را به شهوانی کردن زن معطوف کند ، با این روش در خودش نیز نعوظ صورت می گیرد .


اطلاعات عمومی در اخلاق جنسی

با پایان گرفتن شب عروسی ، دوران آغازین زندگی شروع میشود . در این مرحله عروس و داماد فرصت دارند تا پایه های ارتباطی خود را اصلاح و یا تقویت نمایند . در این زمان ، نوع و نحوه ی عملکرد مرد در برقراری رابطه ی جنسی بسیار مهم است زیرا باعث علاقه یا نفرت دائمی زن نسبت به انجام عمل زناشویی میگردد. لازم به ذکر است که در ابتدا اکثر زنان به دلائل مختلف ، تمایل چندانی نسبت به رابطه ی جنسی از خود نشان نمی دهند اما مهارت مرد قبل و حین عمل ، این علاقه را درآنها ایجاد میکند . البته زنان نیز باید از طریق مطالعه و یا مشاوره اطلاعات لازم را کسب کنند تا در برابر میل جنسی همسرشان عکس العمل به موقع و نشاط برانگیزی داشته باشند .

روابط جنسی در زندگی زناشویی از اهمیت زیادی برخوردار است چون یکی از پایه های نگهداری زندگی است. بیش از ۵۰ درصد از طلاق ها به دلیل مشکلات و مسائل جنسی صورت میگیرد.

 

- مرد و زن در رابطه ی زناشویی حالات متفاوتی دارند که میل و خواسته های مشترکی آنهارا به انجام این عمل سوق میدهد ، این میل اگر چه به صورت غریزی در همه ی انسان ها وجود دارد ولی فرا گرفتن اطلاعات خاص در مورد روابط زناشویی باعث رشد و پرورش این احساسات می شود . زمانی که زن و شوهر از ارتباط جنسی خود لذت و رضایت کامل داشته باشند ، روحیه ی هر دو برای قبول فعایت ها و مسئولیت های اجتماعی تقویت شده و راه های انحراف بر آن ها مسدود میشود.

- برای انجام عمل جنسی نمی توان الگوی خاصی را معرفی کرد چون به سلیقه و باورهای هر کسی بستگی دارد ، ولی زمینه سازی روحی و جسمی این موضوع احتیاج به آگاهی دارد. توجه داشته باشید سازگاری جنسی از عواملی است که میتواند فضایی پر از محبت در خانه ایجاد کرده و سلامت عاطفی را تضمین می کند .

- برای رسیدن به لذت کامل ، باید به تفاوت بین زن و مرد دقت شود . زن دیرتر از مرد به این حس دست می یابد و برای هماهنگی باید آمادگی زن در اولویت قرار گیرد . اگر مردان زمان بیشتری را صرف امور جنسی سازند ، نه تنها باعث رضایت بیشتر زن میشوند، بلکه خود نیز لذت بیشتری میبرند . برای هماهنگی بیشتر در عمل جنسی ، نوازش ، اظهار محبت و علاقه به خصوص از سوی مرد به زن اهمیت زیادی دارد. زنان زمانی که نمیتوانند سریعا راضی به عمل جنسی شوند ، بیشتر از صحبت کردن عاطفی لذت میبرند لذا شوهران می توانند از این طریق ایشان را آماده کنند . برای رسیدن به نشاط جنسی باید بین زن و شوهر در رسیدن به ارگاسم ، هماهنگی وجود داشته باشد.

- دقت کنید آمادگی قبل از آمیزش باعث تراوش غدد مرطوب کننده می شود که برای مرد عمل نزدیکی را آسان تر و برای زن لذت بخش تر میکند . به عکس آمیزش خشک و خشن مرد ، لذت را از زن میگیرد و باعث آسیب مهبل و لگن خاصره میشود .

آیا میدانید که آمیزش صحیح علاوه بر کامیابی جنسی ، شخص را زیباتر میکند ؟ چون تمام اعصاب و روان و جسم انسان را به کار انداخته و بدین وسیله سلامتی و زیبایی را برای او به ارمغان می آورد .

 

*

- از نظر شرعی برای انجام آمیزش های زناشویی صحیح و اخلاقی ، محدودیتی وجود ندارد مگر در مواردی که از نظر احکام دینی ممنوعیتی برای آن درنظر گرفته شده است : مثل ایام حیض ، روزه ماه رمضان و ... که امروزه علم نیز دلایل بسیاری از این ممنوعیت ها را ثابت کرده و بر آن صحه گذاشته است .

- آنچه به جدیت با آن برخورد شده و حتی کفاره نیز برای آن تعیین شده است ، آمیزش با زنان حائض است . از نظر اسلام آمیزش با زن حائض عملی حرام است . از نظر علمی نیز در این ایام ، طبیعت زنانه مشغول تمیز کردن رحم و آماده کردن آن برای بارگیری است. لذا آمیزش در دوران قاعدگی طبیعت را مختل کرده و به نتایجی آن از قبیل آبستنی و غیره آسیب می رساند . عده ای از پزشکان نیز عقیده دارند که آمیزش در دوران قاعدگی باعث سرطان رحم شده و به اعضاء تناسلی زن صدمه میزند . در عین حال طول دوران قاعدگی را نیز افزایش میدهد .

ازنظر رسول اکرم ص مجامعت غیر طبیعی ( نزدیکی از پشت ) با زنان نیز از نزدیکی های حرام است . این ارضای غیر طبیعی ناسازگاری های خانوادگی و انقطاع نسل را به دنبال داشته و منجر به پرده دری می شود .

زن نیز مکلف  به تمکین در برابر چنین در خواستی ( مجامعت از پشت ) از جانب شوهر نبوده و دادگاه نیز حق ندارد حکم به تمکین دهد. از نظر فقهای معاصر نیز چنین عملی حرام بوده و مراجع تقلید حاضر ، حکم به کراهت شدید آن داده اند و هم چنین این عمل نشانگر نوعی ضعف اخلاقی در ارتباط جنسی است چرا که این نوع ارتباط ، زیاده خواهی است و اغلب با رضایت دو طرف همراه نیست .

خداوند در ارتباط زن و شوهر از راه فرج لذت دوجانبه را قرار داده است ولی در ارتباط غیر طبیعی ( از پشت ) لذت بیشتر یک جانبه و به سود مرد است .

- به طور کلی اگر فرج و رحم در صحت و سلامت باشد ، یکی از پاکیزه ترین و لطیف ترین قسمت های بدن زن برای لذت بردن مرد است . پس چرا مرد این انتخاب برتر را نادیده بگیرد؟! به علاوه رحم زن جایگاه باکرامتی است چرا که خداوند آن را مهد پرورش انسان سالم و صالح قرار می دهد، در حالی که دبر (پشت ) زن جایگاه دفع فضولات بدن است . پس انتخاب ارتباط غیر طبیعی نوعی توهین به زن است .

در مردانی که به این راه متوسل شوند، کم کم این نوع استفاده به صورت عادت در می اید و باعث ایجاد مشکلات جسمی و روحی برای زن می شود . از نظر بهداشتی نیز در آمیزشی که در عین حال هم از جلو و هم از پشت انجام می شود ، بسیاری از میکروب هاو انگل ها توسط آلت مرد به رحم زن منتقل شده و باعث عفونت می شود . خود مرد نیز از آسیب این میکروب ها در امان نخواهد بود . همچنین فشارهایی که در رابطه ی جنسی غیر طبیعی ، به زن وارد میشود ممکن است پارگی رگ های بواسیری را به دنبال آورده یا روی پوست مقعد زن پارگی بوجود آورد که بعضا موجب عفونت و درد و سوزش شدید میشود.

از نظر امام صادق ع این عمل نوعی آزار جنسی تلقی شده است.

طبق روایات ، توجیه آیه ی ۲۲۳ بقره به نزدیکی از پشت صحیح نیست بلکه هدف آیه بیان چگونگی مقاربت از فرج میباشد.

 

 

با تشکر از وبلاگ: هدیه به همسر

توصیه های کلیدی دوران عقد در خصوص مسائل زناشويي

توصیه های کلیدی دوران عقد در خصوص مسائل زناشويي

 

یکی از مهمترین موضوعاتی که دختر و پسر جوان بعد از عقد به ان می اندیشند یا نگران  آن هستند و یا احتمالا از آن ترس دارند ، چگونگی برقراری رابطه ی جنسی است .

نکته ی قابل توجه این است که اکثر زوجین جوان نسبت به این موضوع اطلاعات بسیار ناچیزی دارند و متاسفانه صرف نظر از علت آن ، نه تنها از سوی خانواده ها آموزش و یا آگاهی خاصی به آنها داده نمی شود بلکه گاه گاهی از گوشه و کنار هشدارهایی به آنها داده میشود که نوش آنها را به نیش تبدیل میکند .

 

توصیه ها:

۱- اگر در آستانه ی ازدواج ، نخواسته یا نتوانسته اید اطلاعاتی پیرامون عمل زناشویی کسب کنید در ابتدای دوران عقد با مطالعه و یا مشاوره اطلاعات زیر را جمع آوری کنید.

الف - اطلاعات جسمی شامل :

- ساختمان و عمل دستگاه تناسلی زن و مرد

- تغییراتی که در اثر تحریک در آنها به وجود می آید

- وضعیتی که برای قرار گرفتن آنها در مجاورت یکدیگر لازم است

ب - اطلاعات روحی - روانی شامل :

- هدف از آفرینش غریزه جنسی

- عوامل موثر در بروز تحریکات جنسی

- تفاوت میان عکس العمل جنسی زن و مرد

- اهمیت و ارزش مهارت در امور جنسی

۲ - چنانچه زن و مرد به عکس العمل جنسی یکدیگر آشنا باشند روابط جنسی لذت بخش تر خواهد بود و دوران عقد فرصت خوبی برای این شناسایی است .

۳ - تفاوت های کلی زن و مرد از لحاظ عکس العمل های جنسی :

الف - مرد فاعل است و زن مفعول ، همان طور که اسپرم مرد فعال و متحرک است و تخمک زن آرام و بی حرکت

ب - میل جنسی مرد سرکش بوده و زودتر بیدار میشود اما میل جنسی زن به آرامی تحریک میشود و تمایل زیادی به تماس بدنی و معاشقه دارد.

ج - مرد در مدت کوتاهی به اوج شهوت و انزال میرسد در حالی که این مدت برای زن طولانی تر است.

د - انزال در مرد با خروج منی همراه است در حالی که از زن رطوبت و ترشحاتی خارج میشود که فاقد هر گونه تخمک است.

۴ - در دوران عقد لازم است زن و مرد تمام نقاط حساس بدن یکدیگر را شناسایی کنند.

۵ - با جاری شدن صیغه ی عقد رعایت تمام حقوق و مسئولیتهای زناشویی از جمله پرداخت مهریه و نفقه از سوی مرد و تمکین به ویژه در امور جنسی توسط زن واجب میگردد.

۶ - بهتر است داماد بلافاصله بعد از عقد از همسرش تقاضای امور جنسی نداشته باشد تا هم دراثر روابط عاطفی ایجاد شده کمی از شرم و حیای عروس کاسته شود و هم سوء تفاهمی برای وی ایجاد نشود.

۷ - ارتباط جنسی زناشویی در دوران عقد گرچه شرعی است اما همسران جوان باید عرف جامعه  و خانواده را در نظر بگیرند تا مجبور به تغییر برنامه های خود ( کوتاه کردن دوران عقد ، نیمه تمام گذاشتن تحصیلات و ...)نشوند.

۸ - عرف جامعه ی ایرانی روابط جنسی در این دوران را کاملا آزاد میداند مگر عمل زفاف که باید شب عروسی صورت گیرد.

۹ - در فرهنگ ایرانی حتی روابط آزاد جنسی هم باید تحت نظارت خانواده ها به خصوص خانواده ی عروس صورت گیرد .

۱۰ - زن و شوهر جوان در دوران عقد میتوانند با راهنمایی یک مشاور متخصص و یا یک فرد امین و آگاه به گونه ای از روابط جنسی برخوردار شوند که هم عمل زفاف صورت نگیرد و هم هر دو از لذت جنسی نسبی بهره مند شوند.

۱۱ - دختران جوان باید بدانند چنان چه عمل زفاف در زمان عقد صورت بگیرد در صورت مطلع شدن دیگران و یا جدایی ، بیشترین آسیب روانی و جسمی به ایشان وارد می شود.

۱۲ - در تماس ها و بازی های جنسی ، زن باید هوشیارانه عمل کند تا در هیجانات جنسی اجازه ی نزدیکی به همسر خود را ندهد .

۱۳ - برای آموزش باید اصول روابط جنسی را که شامل چهار مرحله تحریک و تمایل ، نعوظ ، ارگاسم و فرونشینی است فرا بگیرند و بدانید چه فرایندی باید طی شود تا زوجین به ارگاسم برسند این بهترین الگوست .

۱۴ - چنان چه بیماری های مقاربتی دارید قبل از هر گونه رابطه ی جنسی با شریک زندگیتان یا پزشک مخصوص خود مشورت کنید.

۱۵ - سعی کنید دردوران عقد بیشتر از تماس های جنسی بهره مند شوید

۱۶ - چون بعد از هر انزال ۲۴ ساعت وقت لازم است تا کیسه های منی پر شود لذا در انزال های متوالی اولا مایع منی رقیق شده و مقدار اسپرماتوزئید آن کمتر است ثانیا قدرت و فعالیت اسپرماتوزوئید در انزال های دوم به بعد منتر است پس اگر در دوران آغازین زندگی هم مقاربت به طور دائم و مکرر صورت گیرد اسپرماتوزوئیدها نمیتوانند کاملا بالغ شوند و قدرت فیزیولوژیکی آن ها کامل نخواهد بود .

۱۷ - گاهی در دوران عقد با وجود سالم بودن بکارت ، زن آبستن میشود . این موضوع فقط موقعی اتفاق می افتد که مایع منی که حاوی اسپرماتوزوئید است خیلی نزدیک به مجرای ورودی مهبل ریخته شود و چون اسپرم ها دارای حرکت هستند خود را به مهبل رسانده و از آنجا وارد رحم شده و درنتیجه خانم آبستن می شود .

۱۸ - اگر مرد در دوران عقد از تماس های جنسی بهره مند می شود بهتر است هنگام خروج منی ، آ ن را با دستمال پاک کند و یا در هر صورت مواظب باشد منی بر دهانه ی مهبل زن نریزد.

۱۹ - اگر خانمی در تماس های جنسی مطمئن نبود که مایع منی بر دهانه ی مهبل ریخته شده یا نه باید فورا خود را با دستمال تمیز پاک کرده و بلافاصله محل دستگاه تناسلی خود را با آب ساده و یا آب و صابون شستشو دهد.

۲۰ - اگر خانمی در دوران عقد به این نتیجه رسید که همسرش قدرت نعوظ ندارد و یا با گذشت مدت زمانی از عقد، متوجه شد که انزال بلافاصله بعد از نعوظ صورت میگیرد لازم است با مشاوری متخصص در مورد این مشکل صحبت کند.

۲۱ - اگر مردی به این نتیجه رسید که همسرش عادت ماهیانه ندارد و یا عادت ماهیانه او در فواصل بسیار طولانی ( سه ماه به بالا) رخ میدهد لازم است با مشاوری متخصص در این زمینه صحبت کند.

اوصاف زنان شایسته و ناپسند در شرع اسلام

اوصاف زنان شایسته و ناپسند در شرع اسلام

 

زنان شایسته

۱- فالصالحات « صالحه»

خداوند تبارک و تعالی در آیه ۳۳ سوره نساء سه صفت مهم از اوصاف زنان شایسته را بیان کرده است.

«فالصالحات قانتات حافظات للغیب»

صالحه به زن مومنه و متدین گفته می شود که وظائف بندگی و دستورات دینی و شرعی خود را یاد گرفته باشد و واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک نماید .

رسول اکرم ص درباره زنان که در واجبات کوشا بوده و از محرمات اجتناب می کنند ، میفرماید هر گاه زن نماز پنج وقت را خواند ، روزه ماه رمضان را گرفت ، و دامن خود را از آلودگی پاک کرد و از شوهرش اطاعت نمود ( روز قیامت ) به او گفته می شود از هر کدام از درها که میخواهی داخل بهشت شو »

 

۲- قانتات « قانته»

به زنی که کاملا مطیع شوهرش بوده و در خدمت و اطاعت او باشد و از اعمال و رفتاری که باعث دلسردی ، دلگیری ، و آزردگی خاطر اوست ، اجتناب کند .

شخصی به نام حصین می گوید :

رسول خدا ص از عمه ام پرسید : آیا شوهر داری ؟

جواب داد : بله

پرسید : رفتارت با او چگونه است ؟

عمه ام گفت : هر چه از دستم می آید به او خدمت نموده و از دستوراتش اطاعت می کنم

حضرت فرمود :« فانه جنتک و نارک » همانا شوهرت بهشت و جهنم تو است

 

3- «حافظه للغیب»

زنی که در غیاب شوهرش خود را از نشان دادن به بیگانه و خانه و ثروت او را از تباهی و دستبرد زدن حفظ نماید .

رسول اکرم ص فرمودند بهترین زنان ، زنی است که اگر به او نگاه کنی مسرور شوی و اگر دستوری دهی اطاعت نماید ، و درغیاب تو ثروت ترا و نفس خود را حفظ کند »

 

۴- عفیفه

زنی که دارای حجب و حیا باشد و آبرو و عصمت خود را کاملا رعایت نماید . و از برخورد و اختلاط بانامحرم خودداری نماید.

پیامبر اکرم ص از دخترش حضرت زهرا س پرسیدند : چه چیزی برای زن بهتر است ؟

گفت : ندیدن نامحرم او را و او نامحرم را .

رسول اکرم ص دخترش فاطمه زهرا س را به سینه اش چسبانید و فرمود :« فرزندانی که بعضی از نسل بعضی هستند و سخن را پسندید »

و نیز رسول اکرم ص نهی کردند از حرف زدن زن درنزد غیر شوهر و یا غیر محرم بیش از ۵ کلمه که لابد و ناچار است از زدن آنها . و این چند کلمه هم باید « و قلن قولا معروفا » یعنی زنان نامحرم بامردان نامحرم در موقع حرف زدن باید سخن معروف و نیک بزنند .

و با نامحرم روبه رو نشده بلکه بین خود و نامحرم پرده و حجاب قرار دهند و در موقع سخن گفتن مواظب باشند که در صدای آنها نرمش و دلبری نباشد تا باعث تحریک شهوت شده و در نتیجه مورد طمع قرار گیرند .

و در سخن خود خضوع و نرمش نشان ندهید تا طمع ورزد آن که در دلش مرض ( شهوت ) هست و در موقع بیرون آمدن از خانه باید با لباس ساده  و عادی که جالب و جذاب کننده نیست خارج شود . و در راه دقت کنند که با مردان مخلوط نشده و از کنا ر جاده و دیوار راه بروند .

رسول اکرم ص فرمودند:« برای زنان از وسط جاده راه رفتن شایسته نیست آنها باید از کنار دیوار و جاده راه بروند. »

تمام این بیانات و سفارشات ، به خاطر محفوظ ماندن آبرو و عصمت زنان است . و زن عفیفه دارای حجب و حیا است و آبرو و عصمت خود را حفظ میکند .

 

۵- فاضله

زنی که صاحب علم و فضیلت بوده و مسائل شرعی و دینی خود را به نحو احسن انجام میدهد و علم و فضل خود را در راه تربیت صحیح فرزندان و شوهر داری و خانه داری بکار می برد.

 

۶- حانیه

زنی که فوق العاده به شوهر و فرزندانش مهربان و دلسوز باشد . و بعد از فوت شوهرش سرپرستی و یتیم داری را بر انتخاب شوهر مجدد ترجیح می دهد گر چه برای این گونه زن ها ( ازدواج مجدد ) از نظر شرع مقدس اسلام بهتر است .

 

۷- معاون بودن

زن همواره در فراز و نشیب های زندگی ، یار وفادار و معاون صدیق شوهرش می شود و در کارهای شایسته او را تشویق نموده و از ارتکاب ناروا باز می دارد .

رسول اکرم ص می فرمایند :« هر زنی شوهرش را برای رفتن به زیارت مکه ، جهاد ، تحصیل علم ، یاری نماید ، خداوند به اندازه ثواب زن حضرت ایوب ع به این زن رحمت می فرماید »

 

۸- بیکار نماندن

بیکاری منشاء و علت مفسده های زیادی است . مولای متقیان علی ع می فرمایند :« گر چه مشغول شدن و کار کردن پر زحمت است اما بیکاری فاسد کننده می باشد »

زن صالحه حتی در محیط خانه بیکار نمی ماند . و بهترین کار برای زنان شایسته رشتن و بافتن است .

رسول اکرم ص فرمودند :« عمل مردان نیکوکار خیاطی کردن و عمل زنان نیکوکار رشتن ( بافتن ) است »

و نیز فرمودند :« امر کنید زنان خود را به رشتن ( بافتن ) ، چون این کار برای آنها بهتر و زینت آور تر است . چه سرگرمی خوبی است ، ریسندگی و بافندگی برای زن صالحه . میل در دست زن صالحه مانند نیزه در دست جهاد کننده است . یعنی آن ثوابی را که خداوند به آن نیزه دار جهاد کننده می دهد به همان اندازه ثواب به آن زن صالحه که در خانه میل به دست گرفته و مشغول بافتن لباس برای شوهر و فرزندان خود است مرحمت می فرماید »

 

۹- مقتصد ( میانه رو و صرفه جو ) بودن

یکی از اوصاف زنان شایسته ، میانه روی و صرفه جویی در زندگی بوده و از اسراف و ریخت و پاش ها جلوگیری می کنند .

رسول اکرم ص فرمودند :« وقتی خداوند اراده کرد که به اهل خانه خیر مرحمت فرماید ، روزی میکند به آنها دو صفت را ، نرمش در زندگی و صرفه جویی در مصرف ، و خوش اخلاقی را»

و نیز فرمودند :« خداوند روزی داد به آن که صرفه جویی کرد . و هیچ فردی فقیر و بی چیز نشدند هنگامی که میانه روی و صرفه جویی کردند »

و نیز حضرت علی ع فرمودند :« میانه رو باش ، سخت گیر مباش ( زن باید صرفه جو باشد نه سخت گیر

امام صادق ع فرمودند :« من برای کسی که اقتصاد را رعایت کند ضامن می شوم که فقیر نشود »

عبدالله بن ابان می گوید : از موسی بن جفعر ع راجع به انفاق بر خانواده سوال کردم فرمود اسراف و تنگ گیری هر دو مکروه است. میانه روی را نباید از دست داد »

 

  

*

زنان ناپسند

۱- دنسه ( با فتح خوانده میشود)

زنی که به طهارت و نظافت خود نمی رسد و همیشه بدن او متعفن و لباس هایش چرکین  و کثیف باشد.

رسول اکرم ص فرمودند آدم کثیف بنده ی بدی است »

زن باید در پاکیزگی و نظافت لباس و بدن خود دقت و اهتمام نماید  و صفت بد دنسه را از خود دور نماید

۲- مکثره ( با ضم خوانده می شود)

زنی که پر گو و طویل کلام است و از صحبت کردن بیهوده و بی فایده خسته نمی شود و زبانش در اختیار خودش نیست . مولای متقیان دراوصاف این چنین افراد می فرماید وقتی عقل کامل شد سخن کم می شود »

۳- طوافه ( با تشدید واو)

زنی که همواره در حرکت و گردش است و درخانه قرار نمی گیرد . چنین زنی موفق به خانه داری و شوهر داری و تربیت فرزندان خود نمی باشد .

خداوند در قرآن کریم درباره زنان پیامبر ص می فرماید :«در خانه های خود باشید و مانند زنان جاهلیت اول از برج ( حیا و عصمت که همان خانه شما است ) خارج نشوید»

۴- صخابه ( با تشدید خ)

زنی که بلند صحبت می کند ، فریاد می کشد ، بی جهت پرخاش میکند و موقع عصبانیت ، ظرفها و در و پنجره را بهم می کوبد و بی جهت قهر می کند و گریه سر میدهد . و این نشانگر حماقت و سبک سری اوست .

رسول اکرم ص می فرمایند :« خداوند ، آرام حرف زدن را دوست و بلند سخن گفتن را دشمن میدارد»

۵- اَنّانه

زنی که همیشه افسرده حال است و هر وقت حالش را بپرسی آه می کشد . و جواب میدهد : سرم درد میکند ، قلبم ناراحت است ، اعصابم ضعیف ، ...

شخصی از چنین زنی به علی ع شکایت کرد و در ضمن گفت : هر وقت به همسرم نزدیک می شوم آه و فریاد می کند که مُردم . علی ع فرمودند :« او را این گونه بُکش خون او بگردن من » { بنظر بنده یعنی با او نزدیکی کن به گردن من }

۶- مُتَشبّه

زنی که خود را شبیه مرد کند و لباس ها و چیزهایی که اختصاص به مرد دارد بپوشد .

در روایت وارد شده که زنی به نام ام سعید ، دختر ابوجهل ، مثل یک سرباز تیر و کمان به خود بسته و مثل یک مرد راه می رفت . رسول خدا بعد از مشاهده او فرمودند :« از ما نیستند زنانی که خود را شبیه مردان می کند».

 

فواید ازدواج

فواید ازدواج

 

۱. اجرای فرمان و دستور الهی

خدای سبحان و حکیم با مشیت حکیمانه ی خود ، برای ابقای نسل هر آفریده ای آن را جفت آفریده است و نیز او جل و علا برای تولید و تکثیر انسان ها این طبیعت را بنا نهاد تا بر اساس فرمان و دستورش به سوی کمال حرکت کنند .

برای انسان ها از جنس خودشان همسرانی آفریده و محبت آنان را در قلبشان نهاده و همه ی انسان ها را سفارش به این امر کرده تا از الطاف بینهایت خویش بر آنها فرو فرستد .

انسان ها در پی اجرای فرمان و دستور الهی دنبال تولید و تکثیر نسل رفته و با ازدواج این خواسته ی الهی را تحقق می بخشند .

 

۲. ارضای غریزه ی جنسی

یکی از اهداف ازدواج بعد از تداوم نسل ، دفع غرایز شهوانی است که خداوند سبحان درهمه ی موجودات و به طور خاص در انسان ها قرار داده است .

با ازدواج غریزه جنسی و شهوانی از راه حلال ارضا می شود و از لذت های پاک و خداپسندانه بهره می برد .

افراط و تفریط در ارضاء و تعدیل غرایز بر اساس شریعت مقدس اسلام ممنوع است و همیشه به حالت متعادل سفارش می کند و بهترین و تنها وسیله ی طبیعی در ارضای غرایز جنسی ، ازدواج و تشکیل خانواده است . رسول خدا فرمودند :« هر کس که میخواهد پاک و پاکیزه خدا را ملاقات نماید باید ازدواج کند »

 

۳. آرامش روحی و روانی

خداوند در سوره روم می فرماید:« و از نشانه های او این است که از نوع خودتان همسرانی برای شما آفرید و بین شما مهر و محبت ایجاد کرد تا کنار همسران خود از سکون و آرامش خاطر برخوردار شوید

زن و مرد نیاز عاطفی شدیدی نسبت به همدیگر دارند و به وسیله هم به آرامش روحی و روانی می رسند و این آرامش در اثر پیوند و ازدواج آنان حاصل می شود .

بهترین و ارزنده ترین فایده ازدواج ، همان آرامش خاطر است که توسط همسر شایسته و مهربان به همدیگر هدیه  می دهند .

از آنجا که زن و مرد هدف مشترک دارند و نیازهای همدیگر را برآورده می سازند در کنار هم به آرامش خاطر میرسند چون دوستی و محبت آنان نسبت به یکدیگر واقعی و حقیقی است .

 

۴. پرهیز از بی عفتی و گناه

با ازدواج و احیای سنت نبوی ، انسان خود را از زنا و پیامدهای دنیایی آن ( مانند نابودی شادمانی ، کاهش روزی ، کوتاه شدن زندگی، خواری ) و پیامدهای اخروی اش ( مانند حساب سخت ، خشم خدا ، آتش جاودانه ) می رهاند .

روایات اسلامی ازدواج را به عنوان یک عامل مهم حفظ دین معرفی میکنند به طوری که رسول خدا فرمود :« هر کس که ازدواج کرد نصف دینش را حفظ کرده است . »

و هم چنین فرمودند :« ای گروه جوانان هر یک از شما که میتواند ازدواج کند در این باره اقدام نماید زیرا به وسیله ی ازدواج می توان چشم و دامن را از گناه بازداشت و هر کس که توانایی ازدواج ندارد روزه بگیرد زیرا روزه از شهوت میکاهد . »

 

۵. افزایش برکت و روزی

خداوند در قران کریم مژده داده و پیمان بسته است که هر کس ازدواج کند بر روزی اش بیفزاید :« بی همسران خود ، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر دانا است

پیامبر اعظم فرمودند :« برای افزایش روزی ازدواج کنید که زن برکت دارد . » و همچنین « هر کس از ترس تنگدستی ازدواج نکند به خداوند گمان بد برده است

 

۶. کسب معنویت

وقتی بر اثر ازدواج تعادل در غریزه جنسی ایجاد شد انسان میتواند در پرتو آرامش حاصل از آن به عبادت بپردازد و به مبداء و معاد توجه بیشتری داشته باشد .

 

۷. یادگار نیک

یکی از آثار مهم ازدواج این است که انسان میتواند یادگاری شایسته به نام فرزند صالح  تحویل جامعه دهد ثمره ی صالحی که چه بسا به مصلحی بدل شود و با فکر و اندیشه خود عالمی را دگرگون میسازد . روشن است که با خودداری از ازدواج ظهور چنین مصلحانی ممکن نخواهد بود از این رو قرآن به دنبال بیان « حرث لکم» میفرماید « قدموا لانفسکم » با پرورش فرزندان خوب اثر نیکی را از پیش بفرستید .

جانم فداي رهبر

 

جانم فداي رهبر

 

مطلب ويژه وبلاگ: به خاطر غائله‌ي باخت اخلاق در احوال دولت و مجلس

 

مقام معظم رهبری در جلسه ای که سه هفته پیش با روسای دولت و مجلس ایران و تیم های اقتصادی آنها داشته، از رئیس جمهور و رئیس مجلس به خاطر اختلافاتشان گلایه کرده و "دردمندانه" گفته است: "اگر در قیامت خداوند از من بپرسد چه کردی؟ من می‌گویم که کسی جز اینها را نداشتم". ایشان همچنین به روسای دو قوه هشدار داده که اگر به اختلافات خود ادامه بدهند "خیانت" کرده‌اند. ایشان همچنین دو ماه پیش هم در یک سخنرانی علنی، در واکنش به انتقادهای خبرساز سران دو قوه مجریه و قضاییه از یکدیگر، علنی شدن اختلافات مسئولان کشور را "خیانت" دانسته بود.

 

خدايا خدايا

تا انقلاب مهدي از نهضت خميني محافظت بفرما

خامنه اي رهبر به لطف خود نگه دار

 

 

ادامه نوشته

نیازهای اساسی عاشقانه زن و مرد

نیازهای اساسی عاشقانه زن و مرد

 

نیاز های اساسی زن : ۱- علاقه ۲- درک ۳- احترام ۴- عشق ورزی ۵- اعتبار ۶- اطمینان خاطر

نیازهای اساسی مرد : ۱- اعتماد ۲- پذیرش ( باور داشتن ) ۳- قدردانی ۴- تحسین ۵- تایید ۶- تشویق

 

این بدان معنا نیست که هر کدام از زن و مرد به نیازهای اساسی دیگری نیاز ندارند. بلکه منظور این است که شخص ، پیش از آنکه بتواند از انواع دیگر عشق بهره مند شود باید یکی از نیازهای اساسی اش بر آورده گردد.

چگونه این نیازها را برآورده کنیم:

 

۱- زن به علاقه و مرد به اعتماد نیاز دارد

وقتی مرد به احساسات همسرش ابراز علاقه نشان می دهد ، زن احساس می کند که شوهرش به او علاقه مند است و به او توجه دارد و مرد توانسته نیاز اساسی همسرش را بر آورده سازد . زن نیز اگر به گونه ای به شوهرش بنگرد که او را باور دارد ، مرد احساس می کند که همسرش به او اعتماد دارد و همین بارور مثبت ، نخستین نیاز اساسی عاشقانه مرد را بر آورده می سازد و به خودی خود مرد نیز توجه بیشتری به احساسات و نیازهای همسرش می نماید.

 

۲- زن نیازمند درک و مرد نیازمند پذیرش است

وقتی مرد بدون داوری و از روی همدلی به ابراز احساسات همسرش گوش می دهد زن حس میکند که او به حرفهایش توجه و او را درک میکند . مفهوم درک کردن این نیست که با افکار و احساسات شخص تا حال حاضر آشنا باشیم بلکه مفهوم درک کردن از آنچه می شنویم و آنچه در جریان گفتگو و ارتباط ، ارزش پیدا میکند به دست می آید.

هر چه بیشتر زن احساس کند که شوهرش به حرفهای او گوش میدهد و او را درک می کند آسانتر میتواند شوهرش را بپذیرد و باور داشته باشد . مفهوم باور داشتن و پذیرش به این معناست که زن ، شوهرش را به گونه ای صمیمانه بپذیرد و از او استقبال کند و به این معنا نیست که زن فکر کند شوهرش از هر جهت کامل و بی عیب است بلکه حاکی از آن است که زن تلاش نمی کند شوهرش را اصلاح نماید . او به شوهرش اعتماد می کند که خودش در پی اصلاح خویش باشد در نتیجه مرد هم بهتر او را درک میکند

 

۳- زن به احترام و مرد به تقدیر نیاز دارد

وقتی مرد نشان میدهد که حقوق و خواسته ها و نیازهای زن در اولویت قرار دارد در واقع به همسرش احترام گذاشته است . تقدیم یک شاخه گل و به یاد داشتن سالگرد تولد یا ازدواج ، ازجمله جنبه های عینی احترام گذاشتن است که برای بر آورده ساختن سومین نیاز اساسی زن بسیار ضروری است و در نتیجه به راحتی از شوهرش تقدیر می کند و یکی از نیازهای اساسی مرد را بر طرف میکند  و وقتی مرد مورد تقدیر قرار میگیرد احساس می کند که تلاشهای او بی فایده نبوده است و دلگرم می شود تا بیشتر تلاش کند و خود به خود انگیزه پیدا می کند تا به همسرش بیشتر احترام بگذارد

 

۴- زن به عشق ورزی و مرد به تحسین نیاز دارد

وقتی مرد به نیازهای همسرش اولویت می دهد و خود را متعهد می سازد تا از همسرش  حمایت کند و نیازهای او را بر آورده سازد در واقع چهارمین نیاز اساسی همسرش از این طریق تامین می شود و وقتی زن دریابد که شوهرش دیوانه وار او را دوست دارد و تنها به او می اندیشد احساس بالندگی می کند و باعث می شود که به راحتی به تحسین و ستایش شوهرش بپردازد . مرد زمانی احساس ستایش میکند که همسرش از ویژگی های منحصر به فرد یا استعداد های او به وجد آید مثل شوخ طبعی ، مقاومت ، صداقت ، مهربانی ، عاقل بودن و ...

 

۵- زن خواهای کسب اعتبار و مرد نیازمند تایید است

وقتی مرد مخالفتی با احساسات و خواسته های همسرش ندارد و در عوض ، آنها را تایید میکند و میپذیرد ( البته در مورد احساسات و خواسته هاس شرعی و منطقی و دور از گناه ) همسرش احساس میکند مورد محبت قرار گرفته و پنجمین نیاز اساسی او بر آورده می شود و وقتی مرد می فهمد که چگونه به همسرش ثابت کند که نظر او را محترم می شمارد در واقع اطمینان خاطر پیدا میکند که همسرش با او موافق است و از این طریق نیاز مرد براورده میشود . هر مردی دوست دارد که در نزد همسرش یک قهرمان باشد.

 

۶- زن به اطمینان خاطر و مرد به تشویق نیاز دارد

وقتی مردبارها به همسرش نشان میدهد که به او توجه دارد و او را درک کرده ، احترام میگذارد و به او اعتبار می بخشد و محبت میکند همسرش اطمینان خاطر پیدا میکند و نیازش برآورده می شود و احساس میکند که شوهرش همچنان او را دوست دارد و دوستی او لحظه ای نیست . مرد برای اینکه ششمین نیاز اساسی عاشقانه همسرش را براورده سازد بایستی به او بارها و بارها اطمینان خاطر دهد و به همین شکل ، زن نیز باید با تشویق کردن همسرش نیاز اساسی او را براورده سازد . زن باید با اطمینان به توانا ییها و قابلیتهای همسرش و تشویق او ، احساساتی چون امیدواری و شجاعت را به وی منتقل کند . مرد وقتی مورد تشویق قرار بگیرد انگیزه پیدا میکند تا اطمینان خاطر عاشقانه ای را که همسرش نیازمندآن است به او ببخشد.

 

نکته :

در تمام مواردی که نیازهای اساسی زن و مرد مطرح شد شروع کننده ، مرد می باشد پس مرد نقش اساسی در برطرف کردن نیازهای اساسی طرفین دارد.

رهنمودهاي آقا به به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني- قسمت هفتم

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني

قسمت هفتم

 

 

رهنمود هفتم

 

آسان‌گیری

اشاره
از آفات بزرگی كه در زندگی ما انسانها فراوان دیده می‌شود، آفت تكلّف است. وقتی كاری را كه می‌توان به راحتی و آسانی انجام داد، با مشقّت و كُلفَت همراه می‌كنیم، در حقیقت خود و دیگران را به سختی انداخته‌ایم. تولید شرطهای خیالی و وَهمی و كش دادن عرض و طول كارها، یعنی افتادن به دام خطرناك تكلُّف!
  
ما، در جریان زندگی دنیایی خود به صورت طبیعی و معمول با گرفتاریهای فراوانی روبه‌رو هستیم. چقدر احمقانه است اگر خود نیز با عدم پای‌بندی به قواعد خِرَد، كار را بر خویش سخت‌تر كنیم!
  
و همگان به اندك تأمّلی در می‌یابند كه: انجام دقیق، مُتقَن، منظّم و با كیفیت هر كار، با پیچیده كردن، سخت كردن و تكلّف، زمین تا آسمان متفاوت است.
  
تكلّف، فرصت سوز است، عمر را بر باد می‌دهد؛امكان موفقیّت را كاهش می‌دهد، دلسردی و افسردگی را دامن می‌زند، سرمایه‌ها را نابود می‌كند و زندگی را به كام آدم تلخ می‌سازد. از همین روی خاتم پیامبران و افتخار مسلمانان و مؤمنان(صلی الله علیه وآله) از تكلّف پیشگان اعلام بیزاری می‌كند و صف خود را از آنان جدا می‌سازد:
«
وَ ما اَنا منَ المُتَكَلِفینَ »[1]
از جمله اموری كه در جامعه‌ی ما در میان بسیاری از خانواده‌ها، به این آفت خطرناك ( تكلّف) مبتلا شده است، مسأله‌ی مهم و سرنوشت ساز ازدواج است. به بهانه‌ی انجام آداب و رسوم، آبروداری، حفظ حیثیّت و ارزش نهادن بر دختر و پسر و... این شیرین‌ترین حادثه‌ی زندگی جوانان را به كابوسی وحشتناك تبدیل كرده‌ایم. نتایج تلخ این نگاه بیمار، تعداد زیادی از جوانان را از تشكیل زندگی ناامكید كرده است و تعداد فراوان دیگری را با مشكلات فراوانی در آغاز راه روبه‌رو كرده است.

 

ادامه نوشته

رهنمودهاي آقا به به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني- قسمت ششم

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني

قسمت ششم

 

 

رهنمود ششم

 

هشدارها و یادآوری‌ها

اشاره
طراوت و شیرینیِ زندگی، محصول مهارتها و رعایتهای زن و شوهر است. علی عیله السلام فرمودند: لِكُلِّ شَیٍ آفةٌ[1]
هر چیزی در این عالم آفتی دارد.
برای نگاهداری و بهرهمندی شایسته از هر چیزِ خوب و با ارزشی، باید اوّل آفات آن را شناسایی كرد. آنگاه با درایت و هوشمندی به مقاوم سازی و ایجاد صیانت همّت گماشت .این قاعده‌ی زندگیِ دنیاست. هر چه ارزش چیزی افزونتر باشد، آفات آن هم بیشتر و خطرناكتر است.
زندگیِ مشترك كه با میثاق مقدّس ازدواج آغاز میشود، یكی از با ارزشترین نعمتهای الهی برای انسانهاست و از اتفاق در معرض آفتهای فراوان قرار دارد. چشمِ باز و مراقبتِ همسران جوان و شناخت درست از آسیبها، راهِ نجات از فتنههای شیطان است .راهنمای بیدار و خردمندِ ما در این باره هشدارهای مهمی دارند:


ادامه نوشته

رهنمودهاي آقا به به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني- قسمت پنجم

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني

قسمت پنجم

 

رهنمود پنجم

 

زندگی شیرین

اشاره
طراوت و شیرینیِ زندگی، محصول مهارتها و رعایتهای زن و شوهر است. جوانان عزیز ما در آغاز راه زندگی، باید خود را نیازمند تمرین فراوان برای دستیابی به تواناییهای ذهنی و رفتاری لازم در صحنه‌ی زندگی مشترك بدانند. این گونه است كه زندگیِ آنان هر روز با صفاتر و شیرین‌تر خواهد شد. در این رهنمود، مقتدای مهربانمان راههای دست یابی به یك زندگی خواستنی را به عزیزانشان یاد آوری می‌كنند:

ادامه نوشته

رهنمودهاي آقا به به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني- قسمت چهارم

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني

قسمت چهارم

 

 

رهنمود چهارم

 

سازش و سازگاری

اشاره
در گرما گرم عشق نخستین، تفاوتها خود را نشان نمی‌دهند. دختر و پسر جوان، مجذوب یار خویشند و غرق دریای رؤیاهای شیرین، كه هر یك در سیمای همسر عزیز خود، آرمانها و آرزوهای دیرین خود را می‌بیند و در آیینه‌ی محبوب، گویا به چهره‌ی خویش می‌نگرد. اما دیری نمی‌پاید كه این وحدتِ رؤیایی و این همگونی عاشقانه، در مواجهه با واقعیّات زندگی و شخصیّت متفاوتِ همسر، رنگ می‌بازد. تفاوت سلیقه‌ها و دیدگاه‌ها در رویارویی با مسائل گوناگونِ زندگی هر روز بیش از گذشته خود را نشان می‌دهند. بی‌تجربگی و بی‌توجّهی همسرانِ جوان در مواجهه‌ی درست با واقعیّتها می‌تواند در همین روزهای آغازِ زندگی، آنان را با چالشهای فراوانی روبه‌رو كند. و گاه تبعات آن تا سالها باعث ناراحتی و رنجش طرفین شود. جوانانِ عزیزِ ما با كوتاه آمدن از ایده‌ آلها و پذیرش شخصیّتِ واقعی همسر، با همه‌ی تفاوتها و تقویت درك متقابل، می‌توانند بنیان زندگیِ مشترك خود را به مدد الهی هر روز محكم‌تر كنند. رهنمود پیر فرزانه‌ی ما ره توشه‌ی دیگری برای راه پر فراز و نشیب زندگی است: باهم بسازید ...
 

ادامه نوشته

رهنمودهاي آقا به به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني- قسمت سوم

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني

قسمت سوم

 

 

رهنمود  سوم

 

هنر تقسیم كار

اشاره
دو جوان عزیز ما با هدف مشتركِ تكامل مادّی و معنوی و با سرمایه عشق خدادادی، برای آغاز زندگی جدید خویش مهیا می‌شوند. خداوندِ حكیم، زن و شوهر را مكمّل یكدیگر قرار داده است. و متناسب با نیازهای گوناگونِ میدان زندگی، متفاوت آفریده است. در شكل گیری یك خانواده‌ی بالنده و موفّق و یك زندگی شیرین، « هنرِ تقسیم كار»، از اهمیّت بالایی برخوردار است. هر یك باری را متناسب با توانایی خویش بردارند، و ضمن اهمیّت دادن به نقش خویش به اهمیّت و حسّاسیّت نقش طرفِ مقابل هم ایمان داشته باشند و كاری را كه به عهده می‌گیرند، با تمام توانِ خود و با سلیقه فراوان انجام دهند و هم زمان با همتای خود در تحقق نقش خاص او همفكری و همكاری نمایند.
در نحوه‌ی تقسیم كار و نقش مخصوص بانویِ خانه در اداره‌ی امور داخلی و درجه اهمیّت آن و نیز فعالیّت و كار بیرون منزل دیدگاه‌های متفاوت و سئوالات فراوانی وجود دارد.
«
مرشد حكیم» ما در این باره نیز نكته‌هایی نغز و راهگشا دارند:

ادامه نوشته

رهنمودهاي آقا به به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني- قسمت دوم

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني

قسمت دوم

 

 

رهنمود چهارم

 

سازش و سازگاری

اشاره
در گرما گرم عشق نخستین، تفاوتها خود را نشان نمی‌دهند. دختر و پسر جوان، مجذوب یار خویشند و غرق دریای رؤیاهای شیرین، كه هر یك در سیمای همسر عزیز خود، آرمانها و آرزوهای دیرین خود را می‌بیند و در آیینه‌ی محبوب، گویا به چهره‌ی خویش می‌نگرد. اما دیری نمی‌پاید كه این وحدتِ رؤیایی و این همگونی عاشقانه، در مواجهه با واقعیّات زندگی و شخصیّت متفاوتِ همسر، رنگ می‌بازد. تفاوت سلیقه‌ها و دیدگاه‌ها در رویارویی با مسائل گوناگونِ زندگی هر روز بیش از گذشته خود را نشان می‌دهند. بی‌تجربگی و بی‌توجّهی همسرانِ جوان در مواجهه‌ی درست با واقعیّتها می‌تواند در همین روزهای آغازِ زندگی، آنان را با چالشهای فراوانی روبه‌رو كند. و گاه تبعات آن تا سالها باعث ناراحتی و رنجش طرفین شود. جوانانِ عزیزِ ما با كوتاه آمدن از ایده‌ آلها و پذیرش شخصیّتِ واقعی همسر، با همه‌ی تفاوتها و تقویت درك متقابل، می‌توانند بنیان زندگیِ مشترك خود را به مدد الهی هر روز محكم‌تر كنند. رهنمود پیر فرزانه‌ی ما ره توشه‌ی دیگری برای راه پر فراز و نشیب زندگی است: باهم بسازید ...
 

ادامه نوشته

رهنمودهاي آقا به به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني- قسمت اول

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

به زوج هاي جوان و خانواده هاي ايراني

قسمت اول

 

رهنمود اول

 

همسفر تا بهشت

اشاره
چند روزی از آغاز زندگی مشترك علی و فاطمه علیهما السلام می‌گذشت. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نظرِ علی علیه السلام را درباره‌ی همسرش جویا شد: علی جان! فاطمه را چگونه همسری یافتی؟
علی علیه السلام هم با كلامی كه حكایت از اوج شكر و سپاس او داشت، نظر خود را درباره‌ی عشق جاودانی‌اش این گونه خلاصه كرد: « نِعْمَ العَونُ عَلی طاعَه‌یِ الله ».[1]
سرورم، او بهترین یار در انجام طاعت پروردگار است.
و بدین سان بهترین داماد عالم از سِرّ عشقِ الهی خویش پرده بر می‌دارد و راه سعادت ابدی را در زندگی مشترك به همه عروسها و دامادها نشان می‌دهد. یعنی ای دامادهای علوی و ای عروسهای فاطمی! دست یكدیگر را به خاطر خداوند و برای انجام طاعت او بگیرید و تا بهشت رضوانِ خدای مهربان همسفر هم باشید! وقت كم است و دنیا برای همه زود می‌گذرد. به همین مجلس عقد نگاه كنید. پدران و مادران عزیزشما، دامادها و عروسهای « دیروز» نه چندان دور هستند. و « فردا»یی نزدیك، شما هستید كه در مجلس عقد و ازدواج فرزندانتان شركت می‌كنید. و این یعنی عبور سریع ابر فرصتها از آسمان زندگی.
آن چه زندگی و پیوند دنیاییِ شما را به زندگی همیشگی در پرتو خورشید مهر الهی متّصل می‌كند، تنها و تنها «تقوا» و « طاعتِ حق» است.
در تقویت ایمان هم بكوشید و از دست یكدیگر جام ذكر بنوشید و در برابر حملات شیطان سِپَر هم باشید و در انجام وظایف دینی مشوّق و یار یكدیگر! می‌پرسید چگونه؟
می‌گویم از كسی بپرسید كه پیر راه است و واقف سرّ عشق. از « او» كه چهره‌ی آسمانی‌اش یاد حق را میهمان دلهایمان می‌كند:

 

 

ادامه نوشته

سبك زندگي و خانواده ايراني - قسمت چهارم

سبك زندگي و خانواده ايراني

به روايت رهبر انقلاب اسلامي

 

 

قسمت چهارم

 

حقوق متقابل زن و شوهر

اشاره
با اجرای صیغه‌ی عقد و قبول پیمان ازدواج، دختر و پسر دیروز، زن و شوهر امروز می‌شوند. خانواده‌ی جدیدی شكل می‌گیرد و سلّول تازه‌ای در پیكر جامعه می‌روید. گرچه در نگاه خالق حكیم، زن و مرد در گوهر انسانی و روح آسمانی همتا و همسان‌اند، و سهم هر یك از حقیقت آدمیّت به یك اندازه است، ولی حكمت الهی این گوهر ملكوتی را در دو صدف زمینی با پیكره‌های متفاوت و ساختی ممتاز و البته نیازمند به یكدیگر جای داده است.
این « زوجیّت» همان قانون فرازمند و سنّت جامع و زیبایی است كه بر سراسر آفرینِش این جهان حكم فرما است، و یكی از پُرشكوه‌ترین نشانه‌های جمال معمار هستی به شمار می‌رود.
«
ازدواج» یعنی به هم رسیدن دو ستون برای برافراشتن بنای خانواده و به هم پیوستن این دو كفه برای فراهم آمدن ترازوی زندگی انسانی!
حكمت تفاوتهای طبیعی و این جهانی در ساخت جسم و روان زن و مرد را در نقش مكمّل هر یك برای تشكیل این واحد نوین ـ یعنی خانواده ـ می‌توان یافت.
به راستی نقش هر یك از زوجین در ساختن خانواده چیست؟ نقش كدامیك مهم‌تر است؟ آیا جای هر یك را می‌شود با دیگری عوض كرد؟ حقوق متقابل آنان چگونه است؟ و سهم هر یك از مواهب زندگی چه میزان است؟ و بالاخره ... زن سالاری خوب است یا مرد سالاری یا هیچ كدام؟
و سئوالاتی از این دست كه جُز پاسخی استادانه، ذهنِ نگران عروس و داماد جوان ما را آرام و آسوده نمی‌كند. در آغاز راهِ زندگی چشم امیدشان به كلمات راهگشای « استاد»ی است كه آشنای راه است و محرم دل!
 

ادامه نوشته

سبك زندگي و خانواده ايراني - قسمت سوم

سبك زندگي و خانواده ايراني

به روايت رهبر انقلاب اسلامي

 

قسمت سوم

 

غروب عشق و قحطی عاطفه در غرب

اشاره
برای تقویت حسّ قدرشناسی و سپاسگزاری نسبت به آن چه داریم، یك راه میان‌بَر وجود دارد و آن دیدن حال و روز كسانی است كه از آن بی‌بهره و یا كم بهره‌اند.
برای پاسداشت نعمت بزرگی كه هنوز از آن بهره‌مندیم، خوب است نیم نگاهی داشته باشیم به جوامعی كه به این نعمت ممتاز خداوندی با عناوینی گوش‌نواز و دل فریب چوب حراج زدند و امروز تازیانه‌ی عذاب این گناه كبیره بر سر و روی افسرده شان نواخته می‌شود، « غرب» را می‌گویم! یعنی همان سرزمین تاریكی كه مدّتها است خورشید عشق از آسمان زندگی مردمانش غروب كرده است، و تمنّای یك جرعه عاطفه را در چشمان كم فروغشان می‌توان دید. بحران خانواده، طوفان خشم الهی است كه طومار خوشبختی مردمان این غربتكده را در هم می‌پیچید. دلمان برایشان می‌سوزد. كاش می‌شد برایشان كاری كرد. امّا خیلی دیر شده است. بهتر است به فكر خودمان باشیم و از حال كسانی كه حرمت خانواده را شكستند و با طوفان شیطانی شهوت مهار نشده تار و پود سعادت خود را گسستند، عبرت بگیریم. آنها به ما حسودی می‌كنند. از حسودی باید ترسید. از حسود باید به خداوند پناهنده شد: « و من شر حاسدٍ اذا حسد»[1] .
دیدن عمق فاجعه آسان نیست. هنر غربیان در بَزَك كردن و سانسور و پوشش نامرئی پشت صحنه زندگی تباهشان زبانزد است.
نگاهی عمیق می‌خواهد و دیده‌وری ژرف نگر تا از عمق فاجعه پرده بردارد! چه كسی بهتر از « آقا»ی عزیزمان!

 

 

ادامه نوشته

سبك زندگي و خانواده ايراني - قسمت دوم

سبك زندگي و خانواده ايراني

به روايت رهبر انقلاب اسلامي

 

قسمت دوم

 

كانون گرم خانواده

اشاره
اینك دختر و پسر عزیز جوان ما خوب می‌دانند كه هدف اصلی در «ازدواج» و نتیجه‌ی عالی این پیوند مقدّس «تشكیل خانواده» است.
  
در روزگار ما همه از خانواده می گویند و دغدغه‌ی خانواده را دارند. جامعه شناسان اولین حلقه‌ی شكل‌گیری بنیان جامعه را خانواده می‌دانند. روانشناسان ریشه‌ی حالات روانی انسانها را در خانواده جستجو می‌كنند. دانشمندان تربیت، نقطه‌ی عزیمت تربیت را خانواده می‌دانند و مصلحان اجتماعی هر نوع تحول صلاح گرایانه را منوط به خانواده می‌دانند و...
  
به راستی خانواده چقدر اهمیت دارد؟
  
نظر اسلام در این باره چیست؟
چگونه می‌توان شالوده‌ی خانواده را محكم كرد؟
و...
شنیدن سخنان رهبر عزیز به عنوان یك دانشمند برجسته‌ی اسلامی و متفكر زمان شناس در ترسیم جایگاه خانواده و نقشهای گوناگون آن برای جوانانی كه در آغاز تشكیل این نهاد پُر ارج هستند، راهگشاست:

ادامه نوشته

سبك زندگي و خانواده ايراني - قسمت اول

سبك زندگي و خانواده ايراني

به روايت رهبر انقلاب اسلامي

 

قسمت اول

 

ازدواج؛ ناموس طبیعت، دستور شریعت

 

اشاره
اینك لحظه‌ی پر شكوه یك پیوند آسمانی از راه رسیده است.
  
دو رهرو جوان می خواهند بر اساس خواست و رضای خداوند، دست در دست هم، راه زندگی را به سوی هدف والای آن سیر كنند.
  
راستی! این چه میثاق عمیق و مهمی است!
  
طبع و غریزه، «زوج» می خواهد. روان پر تلاطم، «همسر» می طلبد. روح بی قرار، بدون«او» احساس نقصان و كمبود می كند. خداوند هر یك را بدون دیگری نمی‌پسندد و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله «ازدواج» را سنت خویش و راه رسیدن به رضای الهی و صیانت بخشیدن به نیمی از دین معرفی می‌كند.
  
می خواهند بیشتر بدانند تا با هشیاری «بله» بگویند.
  
شنیدن از این «سید» چقدر مغتنم است.
  
خوشا بحالشان!


 
هدف زندگی
زندگی یك كاروان طولانی است كه منازل و مراحلی دارد، هدف والایی نیز دارد. هدف انسان در زندگی باید این باشد كه از وجود خود و موجودات پیرامونش برای تكامل معنوی و نفسانی استفاده نماید.
اصلاً ما برای این به دنیا آمده‌ایم. ما در حالی وارد دنیا می شویم كه از خود اختیاری نداریم. كودكیم و تحت تأثیر هستیم، اما تدریجاً عقل ما رشد می كند و قدرت اختیار و انتخاب پیدا می‌كنیم. این جا آن جایی است كه لازم است انسان درست بیندیشد و درست انتخاب كند و بر اساس این انتخاب حركت كند و به جلو برود.
اگر انسان این فرصت را مغتنم بشمرد و از این چند صباحی كه در این دنیا هست خوب استفاده كند و بتواند خودش را به كمال برساند، آن روزی كه از دنیا خارج می‌شود...

 

ادامه نوشته

سبك زندگي از منظر رهبر انقلاب اسلامي

 

سبك زندگي از منظر رهبر انقلاب اسلامي

ما اگر پيشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوين اسلامى بگيريم - بالاخره يك مصداق عينى و خارجى براى پيشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اينجور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.

آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است.

اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است.

اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همه‌ى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مى‌بينيد در دنياى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، نااميدى هست، از درون به هم ريختن هست، عدم امنيت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بى‌هدفى و پوچى هست؛ با اينكه ثروت هست، بمب اتم هست، پيشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟

بنده طرفدار اين نيستم كه حالا در مورد لباس، در مورد مسكن، در مورد ساير چيزها، يكباره يك حركت جمعى و عمومى انجام بگيرد؛ نه، اين كارها بايد بتدريج انجام بگيرد؛ دستورى هم نيست؛ اينها فرهنگ‌سازى لازم دارد. همان طور كه گفتم، كار نخبگان است، كار فرهنگ‌سازان است. و شما جوانها بايد خودتان را براى اين آماده كنيد؛ اين، رسالت اصلى است.

ما از علم ترويج ميكنيم، از صنعت ترويج ميكنيم، از اختراع و نوآورى ترويج ميكنيم، هر مبتكرى و هر ابتكارى را با احترامِ تمام بر روى چشم مينشانيم - اين به جاى خود محفوظ - اما همان طور كه گفتيم، اصل قضيه جاى ديگر است؛ اصل قضيه، درست كردن سبك زندگى است، رفتار اجتماعى است، اخلاق عمومى است، فرهنگ زندگى است. بايد در اين بخش، ما پيش برويم؛ بايد تلاش كنيم.

تمدن نوين اسلامى كه ما مدعى‌اش هستيم و دنبالش هستيم و انقلاب اسلامى ميخواهد آن را به وجود بياورد، بدون اين بخش تحقق پيدا نخواهد كرد. اگر آن تمدن به وجود آمد، آن وقت ملت ايران در اوج عزت است؛ ثروت هم دنبالش هست، رفاه هم دنبالش هست، امنيت هم دنبالش هست، عزت بين‌المللى هم دنبالش هست؛ همه چيز با او خواهد بود، همراه با معنويت.


۱۳۹۱/۰۷/۲۳

 

دانلود صوت

 

 

 

 

 

مرا همانگونه که هستم دوست داشته باش!

مرا همانگونه که هستم دوست داشته باش!

 

اين روايت را حتما زوج هاي جوان بخوانند

یک روز، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش می‌آید و می‌گوید، «عزیزم، این مقاله فوق‌العاده است. یک فعالیتی را توضیح می‌دهد که هر دوی ما می‌توانیم برای بهتر کردن زندگي مان آن را انجام دهیم. موافقی امتحانش کنیم؟»

همسرش می‌گوید، «حتماً!»

زن توضیح می‌دهد، «این مقاله می‌گوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست جداگانه از چیزهایی درمورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم. چیزهایی که اذیتمان می‌کنند، اشکالات کوچک و از این قبیل. و بعد فردای آن روز این لیست را به همدیگر بدهیم، موافقی؟»

شوهر لبخند زده می‌گوید، «موافقم!»

آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست. زن به اتاق خواب رفت و همان کار را کرد.

 

روز بعد، سر میز صبحانه، زن گفت، «شروع کنیم؟ اشکالی ندارد اگر من اول شروع کنم؟»

مرد گفت، «شروع کن.»

زن سه ورق درآورد. لیست بلندبالایی بود. شروع به خواندن لیستش کرد. «عزیزم اصلاً دوست ندارم وقتی…» و همینطور لیست را که از کارهای کوچکی درمورد همسرش که او را اذیت می‌کرد تشکیل شده بود، ادامه داد.

مرد احساس کرد خنجری به قلبش وارد شده است. زن متوجه این قضیه شد و پرسید، «دوست داری ادامه بدم؟»

مرد گفت، «اشکالی ندارد، ادامه بده، می‌تونم تحمل کنم.»

زن به خواندن ادامه داد.

آخر کار زن گفت، «خوب تمام شد. حالا تو شروع کن.»

 

مرد ورقی را از جیبش درآورد و گفت، «دیروز از خودم پرسیدم دوست دارم چه تغییراتی در تو ایجاد کنم. هر چقدر فکر کردم، حتی یک چیز به ذهنم نرسید.» بعد کاغذ که سفیدِ سفید بود را به همسرش نشان داد. بعد ادامه داد، «چون به نظر من تو در نقص‌هایت کاملاً بی‌نقصی. من تو را آنطور که هستی قبول کرده‌ام--با همه نقاط مثبت و منفی که داری. من کل این مجموعه را دوست دارم. تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی و من واقعاً عاشقتم.»

 

زن ناراحت شد. سه ورق کاغذ را در دستانش مچاله کرد و محکم خود را به آغوش همسرش انداخت.

*

ما به این دلیل دوست داریم آدمها را تغییر دهیم، که دوستشان داریم. اما گاهی‌اوقات، انگیزه‌های ما خالص نیستند. گاهی وقت‌ها از روی خجالت دوست داریم که عزیزانمان را تغییر دهیم. از اینکه دیگران درمورد فرزندان، همسر، خواهر و برادرها و والدینمان چه می‌گویند، خجالت می‌کشیم. یک دلیل دیگر برای میل ما به تغییر آدمها این است که دچار بیماری مقایسه کردن هستیم. ازدواج کردن مثل رفتن به رستوران است؛ وقتی غذایتان را سفارش می‌دهید، می‌فهمید که میز بغلی هم چه غذایی سفارش داده است و یکدفعه از چیزی که سفارش داده بودید، پشیمان می‌شوید. این میل به مقایسه کردن، مایه بدبختی‌ بسیاری از زندگی‌های زناشویی است. اگر همیشه هیکل همسرتان را با جنیفرلوپز مقایسه کنید، مطمئناً او قادر به رقابت با آن نخواهد بود. یا اگر درآمد شوهرتان را با بیل‌گیتس مقایسه کنید، او هم توان رقابت نخواهد داشت. خیلی وقت‌ها، حتی همسرانمان را با کسی مقایسه می‌کنیم که اصلاً وجود ندارد. مثلاً درمورد یک ستاره هالیوودی خیالپردازی می‌کنیم که اصلاً واقعی نیست. چون همه نقص‌ها و عیب و ایرادهای آنها با فتوشاپ از بین می‌رود.

قبل از اینکه ازدواج کنید، برای ارزیابی همسر آینده‌تان باید خیلی دقیق باشید. همه چیز را بررسی کنید. ارزش‌ها، پیشینه، اولویت‌ها، واکنش‌ها، اعتقادات، همه چیز. اما وقتی ازدواج کردید، دیگر دست از ارزیابی کردن بردارید، از انتقاد کردن دست بکشید. دیگر وقت درست کردن طرف مقابل تمام شده است. باید بتوانید او را همانطور که هست تحسین کنید. از پشت میز قضاوت بیرون بیایید و حس نقاشی را پیدا کنید که می‌خواهد تصویری زیبا را نقاشی کند. یک هنرمند همه چیز را همانطور که هست قبول می‌کند. وقتی فرد مقابل را بپذیرید و تحسینش کنید، یک معجزه اتفاق می‌افتد: فرد مقابل یاد می‌گیرد خود را بپذیرد و درنتیجه زخم روی دلش التیام یافته و تغییرها شروع می‌شود.

چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید؟ ممکن است یک چیز را هم دوست داشته باشید و هم نداشته باشید. مثلاً تلفن‌همراهتان. چرا دوستش دارید؟ چون هر زمان که خواستید می‌توانید به کسانیکه در دفترچه آن ذخیره هستند زنگ بزنید، مثل وقت‌هایی که مثلاً در خیابان پنچر شده‌اید، یا به دعا نیاز دارید یا هر چیز دیگر. چرا ممکن است دوستش نداشته باشید؟ اینکه آن تعداد آدم هم بتوانند هر زمان که دوست دارند به شما زنگ بزنند، حتی وقت‌هایی که دوست دارید استراحت کنید و برای خودتان وقت بگذرانید. خنده‌دار است اما درمورد روابط هم همینطور است.

 

چرا عاشق شدید؟ شوکه نشوید، اما همان چیزی که باعث شد عاشق یک نفر شوید، سال‌های بعد روی اعصابتان خواهد بود. شوخی نمی‌کنیم. اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که وقتی در مهمانی او را دیدید بسیار خوش‌مشرب و بشاش به نظر می‌رسید، سال‌های بعد ملتمسانه دوست دارید زیپ دهان او را بکشید که دست از حرف زدن بردارد. اگر به این دلیل عاشق شوهرتان شدید که ساکت، قوی و جدی بود، امروز دوست دارید بخاطر سرد بودنش خفه‌اش کنید. اگر بخاطر زیبایی بی‌نظیرش عاشق همسرتان شدید، امروز وقتی مجبور می‌شوید سه ساعت در ماشین بنشینید تا برای بیرون رفتن آماده شود دوست دارید تک تک موهایتان را بکنید. یادتان باشد، هر نقطه قوتی یک ضعف دارد.

باز هم نکته‌مان را تکرار می‌کنیم: اگر می‌خواهید ازدواجی شاد و آرام داشته باشید، باید دست از اصلاح کردن همسرتان بردارید و شروع به تحسین کردنش کنید.

 

اینکه باید از اصلاح کردن همسرتان دست بردارید دو دلیل دارد:

 

اول اینکه نمی توانید.

دوم اینکه آدمها مثل خانه‌های قدیمی می‌مانند. اگر یک جای آنها درست شود، یک چیز دیگر در آنها خراب می‌شود.

یادتان باشد، هیچوقت نمی‌توانید کسی را درست کنید چون اصلاح کردن دیگران یک کار درونی است. هیچوقت از بیرون نمی‌توان به آن اجبار کرد. باید دیگران را تحسین و راهنمایی کنید. باید به آنها آموزش دهید. اما نباید اجبار کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که همسرتان را دوست داشته باشید و به او برای اصلاح خودش فضا بدهید.

 

 

 

 

یاد بیگیرید چطور زندگی زناشویی نامطلوب خود را دوست بدارید

یاد بیگیرید چطور زندگی زناشویی نامطلوب خود را دوست بدارید

 

یک روز صبح پاییزی مریم در آشپزخانه مشغول نوشیدن چای بود. درخت داخل حیاط طلایی شده بود و خورشید می‌تابید. او باید آماده می‌شد تا سر کار خود در دفتر مجله حاضر شود. با نارضایتی به این فکر می‌کرد، "چرا حالا که ازدواج کرده‌ام هم باز باید سر کار بروم؟ چرا شوهرم نباید از من محافظت کند؟ دوست دارم در خانه بمانم."

 

به یاد می‌آورد، "این فکر شوکه‌ام کرد. بعد از فکرم خنده‌ام گرفت. من عاشق کارم بودم و هیچوقت به این فکر نمی‌کردم که از آن بیرون بیایم. تازه به درآمد آن هم نیاز داشتیم. متوجه شدم که آن قسمت از من به دنبال یک ازدواج خیلی سنتی بود. آنجا شوهرم را بخاطر یک انتظار ناگفته و درواقع احمقانه متهم کردم که از دوران کودکی با من بوده است."

 

انتظارات و توقعات زندگی زناشویی که نیمه پنهان بوده و به زبان نمی‌آیند، زن و شوهرها را در مرحله ادراک به آزمایش می‌کشد. این "قوانین" که در دوران کودکی و سالهای نوجوانی با نگاه کردن به والدینمان و جذب مفاهیم مربوط به نقش زن و شوهر در جامعه؛ از وابستگی‌ها و اعتقادات مذهبی ما؛ از برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و کتاب‌ها شکل می‌گیرند. عشق‌ها و دوستی‌های قبلی هم می‌توانند شکل‌دهنده انتظارات ما باشند. و در سطحی عمیق‌تر، معمولاً باور داریم که همسرمان زخم و جراحت‌های روحی درونی ما را التیام خواهد بخشید.

 

این تخیلات بعد از ازدواج بیرون می‌آیند (که برای آنهایی که سالها قبل از ازدواج دوست بوده و رابطه داشته‌اند واقعاً تعحب‌برانگیز است). اما متخصصین عقیده دارند که تخیلات مربوط به کارهایی که همسرتان باید و نباید انجام دهد، خطرناک هستند. اگر همسرتان را با یک استاندارد غیرممکن مقایسه ‌کنید، اگر نتواند ذهن شما را خوانده و آسیب‌های کودکی شما را التیام بخشیده و به طرز جادویی زندگی رویایی برای شما بسازد، ناامید و دلسرد خواهید شد.

 

وقتی زوجی هنوز دلباخته هم هستند، نیاز به چیز زیادی ندارند چون هنوز از آن عشق و دلباختگی اولیه لذت می‌برند. توقعتان خیلی کم است، احساسی عالی دارید و زمان زیادی را برای خوشنود کردن همدیگر صرف می‌کنید. اما هرچه رابطه عمیق‌تر می‌شود، توقعات و انتظارات تغییر می‌کنند. و زمانیکه آن نیازها برآورده نشوند، دیگر کاری از دست همسرتان برای خوشنود کردن شما برنخواهد آمد و همه چیز آزاردهنده به نظر خواهد رسید. هر خستگی و دلزدگی ثابت می‌‌کند که رابطه‌تان درست نبوده و برای هم ساخته نشده‌اید. دعواها و مشاجره‌ها شروع می‌شوند و این مشاجرات بر سر موضوعات اصلی که اذیتتان می‌کند نیست.

 

دلیل آن معمولاً این است که خودتان هم نمی‌فهمید که موضوعات و مشکلات اصلی چه هستند—یا از به زبان آوردن آنها واهمه دارید. اولین قدمتان؟ باید انتظارات و توقعات خودتان درمورد ازدواج را آشکار کنید—مجموعه‌ای از اعتقادات شوکه‌کننده، گاهی مسخره و خنده‌دار و معمولاً آسیب‌پذیر. از اینکه آماده کردن صبحانه صبح با کدامتان باشد گرفته تا زمانی که می‌خواهید بچه‌دار شوید، از اینکه در چه چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید تا اینکه چند وقت یکبار رابطه‌جنسی داشته باشید، از اینکه همسرتان درمورد مدل موی جدیدتان چه باید بگوید تا اینکه صبحها چطور به هم صبح‌بخیر بگویید.

 

در هر مرحله از زندگی زناشویی ممکن است انتظارات جدیدی به وجود آید، مثل اینکه کی خانه بخرید، کی به اتفاق هم در باغچه گلکاری کنید، کی بچه‌دار شوید، چطور با یک بیماری حاد کنار بیایید، در زمان سختی‌های اقتصادی چه برخوردی داشته باشید و یا حتی رفتارتان در زمان میانسالی. اگر الان مهارت لازم برای کشف انتظاراتتان را به دست آورید، به شما کمک می‌کند کشف کنید در هر مرحله از زندگی واقعاً چه در ذهنتان می‌گذرد.

 

اشتباه متوجه منظورمان نشوید. همه توقعات و انتظارات غیرواقعبینانه نیستند. نیازی هم نیست که انتظاراتتان را نادیده بگیرید. وقتی کنترل توقعاتتان را به دست گرفتید—و همسرتان هم همین کار را کرد—می توانید لیست انتظاراتتان را با هم مقایسه کنید. برای شناختن بهتر همدیگر، درمورد هر کدام با هم صحبت کنید.

تصمیم بگیرید که کدامیک از انتظارات همدیگر را می‌توانید برآورده کنید. خیلی مهم است که برای خوشنودی همسرتان تلاش کنید، حتی اگر دیدگاه خودتان درمورد یک ازدواج موفق آنگونه نباشد. و از سایر انتظارات بعنوان یک نقطه شروع برای کشف و رشد فردی استفاده کنید: شاید از همسرتان انتظار داشته‌اید که یک هیجان جدید وارد زندگیتان کند اما توقعاتتان برآورده نشده است. خودتان فعالیت‌هایی که دوست دارید را دنبال کنید: صخره‌نوردی؟ اسکیت؟ یا شاید هم طراحی جواهر؟

 

 

 

نکاتی مثبت

 

انتظارات خود - و همسرتان- را بپذیرید. این امیدها و آرزوها - و حتی بایدها - نشانه نیازهای عمیق شماست. ازدواج شما قادر به برآورده کردن همه آنها نیست اما نادیده گرفتن آنها هم باعث می‌شود هر دوی شما احساس ناامیدی، تنهایی و خشم کنید.

 

چیزهایی از همسرتان بخواهید که واقعبینانه باشند. احتمالاً همسرتان نمی‌تواند هر روز صبح صبحانه را آماده کرده و در تختتان بیاورد، روزی سه بار از ظاهر شما تعریف و تمجید کند یا هیچوقت دعوایی شروع نکند. اما می‌تواند زمان بیشتری برای درست کردن غذا و گذراندن وقت با شما صرف کند. توافق درمورد برخی توقعات واقعبینانه احساس موفقیت و رضایت را در هر دوی شما ایجاد خواهد کرد.

 

ببینید چه کاری از دست خودتان برمی‌آید. مریم داستان ما نمی‌توانست از شغل خود استعفا دهد و بی‌خیال در خانه بماند، در صندلی زیر درخت زیبای حیاط لم بدهد و کتاب بخواند اما متوجه شد که می‌تواند کاری با استرس کمتر پیدا کند که اجازه دهد بتواند از زندگی زناشویی خود لذت بیشتری ببرد. یک سال بعد، کار خود را عوض کرد و زمان بیشتری برای زندگی زناشویی خود و خانواده داشت.

 

برای چیزی که نمی‌توانید داشته باشید افسوس نخورید. یکی از سخت‌ترین کارها در ازدواج قبول کردن این است که بعضی از موارد لیست بایدهایتان هیچوقت توسط همسرتان اجرا نخواهد شد—بخاطر اینکه او کامل نیست و دلیلی هم ندارد که شاهزاده قصه‌ شما باشد. وقتی چیزی را واقعاً می‌خواهید که می‌دانید قرار نیست به دست بیاورید، می‌توانید ناراحت یا عصبانی شوید و یا کاری را بکنیدکه همه زن و شوهرها بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان می‌کنند: افسوس چیزهایی را بخورید که به خاطر تعهد ازدواج نتوانستید به دست آورید. قبول کردن ازدواج و همسرتان باوجود ناکاملی آنها، تمرینی درازمدت است که برای یک رابطه سالم و خوشبخت ضروری است.

 

از ناامیدی بعنوان نشانه‌ای از انتظارات ناخودآگاه استفاده کنید. وقتی در زندگی زناشویی خود و از دست همسرتان ناامید و دلسرد شدید، کمی مکث کرده و به آن توقعتان فکر کنید. این کار باعث می‌شود درمورد انتظاراتتان هوشیاری و آگاهی به دست آورید که اعمال و رفتارهایتان را هدایت می‌کند. آیا توقعتان منطقی بوده است؟ آیا بهتر نیست خودتان آن را برآورده کنید؟

 

همسرتان را با همسر دیگران مقایسه نکنید—یا ازدواجتان را با دیگر ازدواج‌ها. روی عشق، خنده‌ها، غصه‌ها و کشمکش‌های دنیای خودتان تمرکز کنید. هیچ همسری ایدآل نیست و هیچ ازدواج ایدآلی هم وجود ندارد. با این وسوسه که به خودتان بگویید "اگر فقط همسرم شبیه به شوهر دوستم بود" یا "اگر ازدواج ما مثل ازدواج آنها بود" مقابله کنید. هر ازدواجی خاص است و پستی‌بلندی‌های خاص خود را دارد.

 

مراقب توقعاتی که از خودتان دارید باشید. 30 سال پیش نیست و شما هم پدر و مادرتان نیستید. بااینکه بسیاری از زوج‌های تازه ازدواج‌کرده ناخودآگاه از خود انتظار دارند که زندگیشان به اندازه زندگی والدینشان خوب و کامل باشد. درمورد کلیشه‌های فرهنگی جامعه از همسر ایدآل نیر همینطور است.

 

۳۷ روش جذب محبت همسر  

 

۳۷ روش جذب محبت همسر 

 

در برابر دیگران او را مورد انتقاد قرار ندهید. اگر حس می كنید همسرتان نیاز به كمی انتقاد سازنده دارد، به هیچ وجه آن را مطرح نكنید مگر خصوصی و با لحنی دوستانه مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پایین آمدن عزت نفس و جریحه دار شدن احساسات می گردد.

 

یكی از اشتباهات جبران ناپذیر زوج ها بعد از آغاز زندگی مشترك، فراموش كردن ابراز علاقه و گذاشتن وقت برای یكدیگر است. گویا همه چیز فدای روزمرگی ها می شود. غافل از اینكه این مساله باعث دور شدن و دلخوری زن و شوهر از یكدیگر و ایجاد فاصله بین آن دو می گردد.

 

در حالی كه با یك شاخه گل، یك كلمه محبت آمیز و چند دقیقه صحبت صمیمانه می توان مشكلات و دلخوری ها را از سر راه برداشت و زندگی شیرینی را در كنار همسر خود در پیش گرفت. شاید باور نكنید ولی راه های ساده ای برای ابراز علاقه به همسرتان وجود دارد:

 

1- برای او پیام های محبت آمیز بفرستید. به تلفن همراه او پیامی صمیمانه بفرستید. مطمئن باشید كه این كار هم شیرین و هم جالب است.

 

2- یكی از كارهای مشكل او را انجام دهید. یكی از كارهای روزمره كه او رغبتی به انجام آن ندارد، مانند چیدن علف های هرز، را انتخاب و برای او انجام دهید و هنگامی كه او از انجام گرفتن آن توسط شما احساس راحتی می كند، نظاره گر باشید.

 

3- با هم یك كار سرگرم كننده انجام دهید. یك سرگرمی مانند حل جدول، تكمیل پروژه ای برای بهتر كردن محیط خانه، یا فروش اجناس غیرقابل مصرف منزل كه می تواند شما را به هم نزدیك كند را انتخاب و در انجام آن با یكدیگر مشاركت كنید.

 

4- با هم بازی كنید. با انجام بازی هایی نظیر شطرنج، لحظات خوبی را ایجاد كنید. فقط به یاد داشته باشید كه اگر شما را شكست داد، با او درگیر نشده و تنها لبخند بزنید.

 

5- حس قدردانی خود را ابراز كنید. وقتی همسرتان سخت كار می كند یا برایتان كاری انجام می دهد، بگذارید بداند كه شما قدردان زحمات او هستید.

 

6- خانه را تبدیل به پناهگاهی برای او كنید. خانه را محل امنی برای همسرتان كنید تا بتواند از استرس های زندگی رهایی یابد. تمام تلاش خود را برای ساختن محیطی مطلوب در خانه، بنمایید.

 

7- به كارهای عجیب و غریب او بخندید. اجازه ندهید كارهای كوچكی كه همسرتان انجام می دهد، اعصاب شما را درهم بریزد. اگر درباره آن بیندیشید، ممكن است برخی از آنها شما را بیشتر به همسرتان جذب كند. اگر او این كارها را انجام نداده، فقط می خواسته كه تكراری عمل نكند.

 

8- برای او دعا كنید. از خداوند بخواهید كه در درست انجام دادن همه كارها، او را یاری كند. همچنین گاهی اجازه دهید همسرتان این دعا را بشنود. این كار سبب می شود تا او دریابد كه وقتی او قادر به انجام كاری نیست، شما از شخصی توانا برایش درخواست كمك می كنید.

 

9- قبل از دور انداختن چیزی هماهنگ كنید. اگر همسرتان وسایلی دارد كه به نظر شما غیرقابل استفاده است، پیش از آن كه مطمئن نشده اید كه به آن احتیاجی ندارد، آن را دور نیندازید.

 

10- قبل از نظافت هماهنگ كنید. پیش از جابه جایی یا مرتب كردن وسایل روی میز كار همسرتان، از او اجازه بگیرید. شاید او وسایلی را طوری قرار داده كه دسترسی به آنها برایش راحت تر است و ممكن است در صورت جابه جا كردن آنها، برای او بی نظمی به وجود آید.

 

11- با هم به پیاده روی یا گردش بروید. بگذارید طبیعت خلق و خوی شما را برای دوست داشتن تنظیم كند. صحبت كنید، گوش دهید.

 

12- انتظار نداشته باشید آنچه را در ذهنتان می گذرد را بخواند. اگر موضوعی هست كه می خواهید همسرتان بداند، به او بگویید، از او انتظار نداشته باشید كه از افكار و احتیاجاتتان باخبر باشد.

 

13- با هم بخندید. دوران بزرگسالی خود را برای لحظاتی فراموش كنید و با هم كارهای بچه گانه و شادی آور انجام دهید. همچنین، اگر كار اشتباهی انجام شد، سعی كنید با شوخی و خنده از آن بگذرید. این كار سبب كاهش استرس در آن شرایط خواهد شد.

 

14- از جاسوسی كردن بپرهیزید. از مخفیانه زیر نظر گرفتن و بررسی همسرتان دوری كنید. اگر می خواهید چیزی را بدانید، بدون رودربایستی از او سؤال كنید.

 

15- كارت پستال های عاشقانه به او بدهید. منتظر یك مناسبت خاص نباشید تا به او هدیه ای بدهید. عاشقانه ترین كارتی كه می توانید را پیدا كنید و در ماشین او بگذارید. فراموش نكنید كه پیام عاشقانه خود را هم در آن بنویسید.

 

16- خوراكی های مورد علاقه او را تهیه كنید. شكلات یا هر خوراكی دیگری كه او دوست دارد را بخرید و در كنار ظرف غذای او با یك جمله زیبا بسته بندی كنید.

 

17- درباره آینده گفت وگو كنید. آینده خیلی هم از آنچه كه به نظر می رسد دور نیست. درباره جاهایی كه دوست دارید وقتی 50 سال از ازدواجتان گذشت بروید، با هم حرف بزنید و سعی كنید تا آن رویاها به واقعیت تبدیل شوند.

 

18- شك و تردیدها را روشن كنید. اگر همسرتان گفتار یا رفتاری مشكوك داشت، زود نتیجه گیری نكنید. به او فرصت دهید تا پیش از آن كه شما قضاوت كنید، آن را توضیح دهد.

 

19- بگذارید او مرد خانه باشد. اگر چه این مسئله هر روز كمتر در نظر گرفته می شود، اما هنوز هم مفید است. اما این بدان معنا نیست كه چون فقط همسرتان خانه را اداره می كند و چرخ زندگی را می چرخاند، شما نباید حق انتخاب داشته باشید. این یعنی او رئیس تیم است.

 

20- بگویید "معذرت می خواهم ". اگر چه شرایطی وجود دارد كه ممكن است شما نخواهید بپذیرید كه اشتباه می كنید. شاید حرف آزاردهنده ای گفته باشید یا كار بی اهمیتی انجام داده باشید. هیچ گاه برای اظهار تأسف و عذرخواهی از همسرتان غرور نداشته باشید.

 

21- به قول های خود عمل كنید. اگر به همسرتان قول انجام كاری را داده اید، باید تا پایان آن را دنبال كنید.

 

22- گذشته ها، گذشته! چنانچه همسرتان با رفتار یا گفتارش باعث آزردگی شما شده است، او را ببخشید. هرگاه اختلافی به وجود آمد، گذشته ها را به رخ او نكشید، به خصوص اگر اظهار پشیمانی كرده بود.

 

23- صادق باشید. چیزی را از همسرتان مخفی نكنید. روراست و شفاف باشید. این مورد به درستكاری بیشتر شما كمك خواهد كرد.

 

24- در برابر دوستانش به او افتخار كنید. مردها به طور ذاتی روی بالا بردن خود حساب می كنند. گاهی اوقات به منظور دلگرمی دادن به او بگذارید تعریف های شما را در مورد رفتارها و كردارهای خوبش بشنود.

 

25- ماشینش را بشویید. او را با شستن و تمیز كردن ماشینش غافلگیر كنید. اگر نمی توانید خودتان كار را برعهده بگیرید، آن را به یك متخصص بسپارید.

 

26- عكس او را در صفحه كامپیوتر قرار دهید. با قرار دادن عكس او بر پس زمینه كامپیوتر خود، اجازه دهید او بداند كه هنوز هم مردی خوش تیپ است.

 

27- با هم عبادت كنید. زوجی كه با هم نماز می خوانند، با یكدیگر می مانند. اینها لحظاتی لطیف و خاص هستند كه بین هر دو شما به یك میزان تقسیم شده و به یك اندازه اهمیت دارد.

 

28- غذایتان را زیر نور شمع بخورید. غذای مورد علاقه او را بپزید و شمعها را روشن كنید. زمانی را به تمركز و توجه به یكدیگر و نگاه كردن در چشمان هم اختصاص دهید.

 

29- در مقابل دیگران با او مخالفت نكنید. این كار سبب شرمنده شدن او خواهد شد و باعث می شود تا احترام دیگران نسبت به او از بین برود. درنظر داشتن این نكته به خصوص اگر دارای فرزند هستید، بسیار اهمیت دارد.

 

30- در برابر دیگران او را مورد انتقاد قرار ندهید. اگر حس می كنید همسرتان نیاز به كمی انتقاد سازنده دارد، به هیچ وجه آن را مطرح نكنید مگر خصوصی و با لحنی دوستانه مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پایین آمدن عزت نفس و جریحه دار شدن احساسات می گردد.

 

31- از او حمایت كنید. به دیگران اجازه ندهید به همسرتان بی احترامی كنند. حتی نظریه ای كنایه آمیز می تواند آزار دهنده باشد. از او دفاع كنید. نگذارید شخصی، مهم ترین و با ارزش ترین فرد زندگیتان را به زمین بزند.

 

32- خودتان را دوست بدارید. خیلی وقتها ما به عنوان یك زن، به خاطر سستی خودمان، جلوی شوهرانمان را می گیریم. یاد بگیرید كه آنها را آزاد بگذارید. موضوعاتی كه شما را نگران می كنند، اغلب حتی آنها را آزار هم نمی دهند. آنچه آنها را اذیت می كند، زمانی است كه ما مانع آنها می شویم. به یاد داشته باشید، گرچه ممكن است عجیب به نظر برسد، اما وقتی خودتان را دوست نداشته باشید نمی توانید واقعا شخص دیگری را دوست بدارید.

 

33- هنگام بیماری مراقبش باشید. مردها نازپروردگی را دوست دارند، بخصوص هنگامی كه بیمارند. همه چیز را برای او فراهم كنید و سوپ مخصوصی هم برایش بپزید.

 

34- در چشمان او بنگرید. زمانی كه همسرتان با شما صحبت می كند، مستقیم به چشمان او نگاه كنید. نه تنها این كار نشانگر این است كه شما به آنچه او می گوید علاقه مندید، بلكه چیزی در نگاه كردن در چشمان او وجود دارد كه به شما والایی خواهد داد.

 

35- عكسهای عروسی تان را قاب كنید. پس از این كه مدتی از ازدواجتان گذشت، عكسهای عروسی تان را مخفی نكنید. بلكه آنها را در قاب عكس بگذارید. این كار یادآوری خواهد كرد كه چگونه در ابتدا عاشق هم شدید و چقدر این عشق افزایش یافته است.

 

36- سند ازدواجتان را به نمایش بگذارید. سند مقدس ازدواجتان را قاب بگیرید. این كار یك یادآوری شگفت انگیز و پایدار مبنی بر این خواهد بود كه عشق شما مهر و موم شده است و شما به طور قطع به یكدیگر تعلق دارید.

 

37- به او اعتماد كنید. بیشتر اوقات زنها نشسته اند و منتظرند تا همسرشان كار خطایی انجام دهد. تا مچشان را بگیرند. جرات داشته باشید و او را باور كنید.

 

گرم گرم با تنها همسر خود

 

گرم گرم با تنها همسر خود  

بسياري از زوجهاي جوان به دليل عدم آشنايي و در پاره اي از موارد نبود آگاهي كافي درباره نحوه برخورد با روابط عاطفي و زناشويي بين همسران ، با مشكلاتي مواجه هستند، كه متاسفانه اين مشكلات در برخي از موارد تبديل به بحران هاي خانوادگي مي گردد كه آثار آن در معضلاتي همچون افزايش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبي جنسي و.... قابل مشاهده مي باشد .

 

اگر از زوجي كه سال ها با هم زندگي كرده اند، پيرامون زندگي جنسي آنان بپرسيد ، به احتمال زياد با اين پاسخ رو به رو مي شويد:” به گرمي روزهاي نخستين نيست، اما هنوز هم چيز بسيار خوبي است.” بله، فروكش كردن شدت اشتياق جنسي طي زمان براي هر زوجي پيش مي آيد و عادي است. به طور معمول، حدود ?? ماه پس از زندگي مشترك، يعني پس از پشت سر گذاشتن مرحله شيدايي، اختلاف در ميل جنسي به تدريج خودش را نشان مي دهد.

كسب اطلاعات درست درباره مهارت هاي بهبود روابط بين دو جنس، تقويت احساس مسؤوليت در قبال زندگي جنسي خويش و آگاهي بيشتر درباره روابط جنسي سالم به شما كمك مي كند به ارتباط جنسي خود انرژي ببخشيد

منظور از اختلاف در ميل جنسي وضعيتي است كه شدت كاهش اشتياق جنسي در يكي از زوج ها از ديگري بيشتراست. اگر به اين اختلاف به اندازه كافي توجه نشود، كم كم حالت غير عادي به خود مي گيرد و به سرد شدن ارتباط جنسي زوج ها مي انجامد. از اين رو، شما بايد پيرامون ارتباط جنسي بيش از پيش اطلاعات به دست آوريد.

 

اغلب افراد ارتباط جنسي را عملي خود جوش و عاشقانه مي دانند كه به هيچ گونه آموزش يا برنامه ريزي نياز ندارد. اما توجه داشته باشيد رابطه جنسي، كه بخش مهمي از زندگي انسان را تشكيل مي دهد و حتي در تعيين ميزان احساس رضايت از زندگي نقش كليدي دارد، مانند بسياري از رفتارهاي ما در اثر آموزش و يادگيري جهت دهي مناسب پيدا مي كند.كسب اطلاعات درست درباره مهارت هاي بهبود روابط بين دو جنس، تقويت احساس مسؤوليت در قبال زندگي جنسي خويش و آگاهي بيشتر درباره روابط جنسي سالم به شما كمك مي كند به ارتباط جنسي خود انرژي ببخشيد و از خاموش شدن شمعي كه روشني زندگي شما تاحدود زيادي به آن وابسته است جلوگيري كنيد.

 

دكتر پت لاو ، نويسنده كتاب هاي (گرم گرم با يك همسر) و  ( حقيقت عشق)، معتقد است” درك زباني كه همسر شما با كمك آن به شما ابراز عشق مي كند” كليد حل اختلاف در ميل جنسي است. اگر شما اين زبان را بشناسيد و به موقع به آن پاسخ دهيد، تفاهم جنسي را تقويت كرده ايد كه نتيجه آن اشتياق جنسي و گرم شدن ارتباط جنسي است. به نظر دكتر لاو ” براي به دست آوردن آن چه كه از همسر خود مي خواهيد، بايدآن چه را كه او مي خواهد به او بدهيد.”

 

 درباره خواسته هاي خود با هم گفت و گو كنيد

شما بايد بتوانيد درباره مسائل جنسي به راحتي با هم صحبت كنيد. اغلب زوج ها در بيان مناسب خواسته هاي جنسي خود مشكل دارند. آنان به طور معمول درباره اين موضوع چيزي نمي گويند يا به شيوه منفي آن را بيان مي كنند كه خود راه گفت و گو را مي بندد. بنابراين بايد تفاوت انتقاد و خواستن را به روشني درك كنيم و به جاي استفاده از جملات انتقادي از عبارت هايي مانند” به نظر من به جاي … بهتر است …” يا ” من ترجيح مي دهم …” را به كار ببريم. تانسند ،كه كارگاهي را با نام” گرم گرم با تنها همسر خود” برگزار كرده است، مي گويد:” شايد باور كردني نباشد اما وقتي شركت كنندگان اين كارگاه از عبارت” به نظر من به جاي … بهتر است …” استفاده كردند، رشد چشمگيري در گفت و گو هاي جنسي آنان به وجود آمد.

 

قرار داد جنسي بنويسيد و از آن پيروي كنيد

شما و همسرتان گفت و گو هاي مثبتي درباره خواسته هاي جنسي خود داريد و خود را نسبت به خواسته هاي يكديگر متعهد مي دانيد. اكنون زمان آن رسيده است كه ، قراردادي در اين زمينه داشته باشيد.

 مشكل اغلب زوج ها بيان مثبت خواسته ها نيست. به نظر او خستگي كار روزانه حتي قويترين ميل هاي جنسي را هم دفن مي كند. او از بسياري از زوج هايي كه براي مشاوره به او مراجعه مي كنند، مي خواهد: ” براي به دست آوردن ثروت جنسي با هم معامله كنيد.” خواسته هاي جنسي خود را روي كاغذ بنويسيد. براي مثال، شما تصميم مي گيريد كه در ماه آينده يكي از شما آغاز كننده  اين تعامل باشد. كسي كه به عنوان آغاز كننده انتخاب مي شود بايد خواسته هاي طرف مقابل را برآورده كند.

براي اين كه قرار داد نتيجه بخش باشد، در ابتدا خواسته هاي كمتري مطرح كنيد. اين كار مانند ورزش است. در ورزش از سطح فعاليت پايين شروع مي كنيم تا به سطح بالاتري برسيم. در ابتدا ممكن است هميشه به ورزش كردن علاقه نداشته باشيم ، اما وقتي به اين كار ادامه بدهيم، به تدريج از آن خوشمان مي آيد. ” در ابتدا ممكن است چندان احساس خوشي از آن نداشته باشيم، اما پس از اين كه وارد معامله شديم، از اين كه چنين معامله پر سودي را انجام مي دهيم خوشحاليم و اغلب از آرامش حاصل از آن لذت مي بريم.”پس از يك ماه درباره نتيجه قرارداد با هم صحبت كنيد؛ اين كه، كدام تجربه ها لذت بخش تر بودند، كدام كارها بهتر جواب دادند و كدام كارها نتيجه اي نداشتند.

 

مشكل اختلاف ميل جنسي را برطرف كنيد

پس از اين كه گفت و گوهاي جنسي مثبتي داشتيد و بر اساس قرارداد عمل كرديد، ممكن است با مشكل اختلاف در ميل جنسي رو به رو شويد كه مشكل بسيار شايعي است. اين مشكل در زوج هاي سنين مختلف بروز مي كند و برعكس آن چه ممكن است در ذهن داشته باشيد، هميشه مردان نيستند كه نسبت به زنان ميل جنسي بالاتري دارند. يك زن ، به خصوص در اواسط زندگي، ممكن است در زماني كه مردش در رابطه جنسي كمتر تهاجمي عمل كند، برتري جنسي خاص خودش را به دست آورد.

تغيير جهت ميل جنسي بين زوج ها تا حدود زيادي مشكلي ايجاد نمي كند و چيز بدي هم نيست، مگر اين كه يكي از آنان احساس بيهودگي و نااميدي داشته باشد يا پس زده شود. اين مشكل به طور معمول براي كسي پيش مي آيد كه اشتياق بيشتري دارد، زيرا او تعامل را آغاز مي كند اما مورد بي اعتنايي يا تمسخر قرار مي گيرد.

تغيير جهت ميل جنسي بين زوج ها تا حدود زيادي مشكلي ايجاد نمي كند و چيز بدي هم نيست، مگر اين كه يكي از آنان احساس بيهودگي و نااميدي داشته باشد يا پس زده شود.

 نكته هاي كاربردي براي كساني كه اشتياق جنسي بالايي دارند

- بپذيريد كه ممكن است زوج شما براي برانگيخته شدن كامل به تحريك بيشتري نياز دارد. بنابراين، حوصله بيشتري خرج كنيد.

- از اين كه آگاهانه اشتياق جنسي خود را بيشتر و بيشتر تقويت كنيد، بپرهيزيد. اين كار به اختلاف ميل جنسي دامن مي زند.

- به پيش شرط ها و پيش نيازهاي جنسي همسرتان براي عشق ورزي توجه كنيد. هر چه به او بيشتر توجه كنيد، توجه بيشتري به خود داشته ايد.

- ميل جنسي را با عشق اشتباه نگيريد. اگر همسر شما اشتياق جنسي پاييني دارد، به اين معني نيست كه شما را دوست ندارد. اگر چنين باشد، شما فقدان عشق را در ساير زمينه هاي زندگي نيز مي بينيد.

- انرژي خود را به جهت ديگري سوق دهيد. ورزش و تفريحات سالم ديگر به شما كمك مي كند.

 

 نكته هاي كاربردي براي كساني كه اشتياق جنسي پاييني دارند

- در قبال اشتياق جنسي خود احساس مسووليت بيشتري داشته باشيد و بخشي از زندگي را به رابطه جنسي اختصاص دهيد.

- قراردادي را كه پيشتر توضيح داديم، بنويسيد و امضا كنيد! وقتي حوصله داريد به قرارداد عمل كنيد . به شرايطي كه باعث تقويت اشتياق جنسي شما مي شود، توجه داشته باشيد و در قرارداد بر آنها تاكيد كنيد.

-درباره پيش شرط ها و پيش نيازهاي جنسي خود شفاف و منطقي باشيد و به نحو مثببتي با همسرتان در ميان بگذاريد.

-اگر دوست نداريد عمل جنسي داشته باشيد، بدون پرده به همسرتان بگوييد. اگر مي خواهيد با همسرتان سازش داشته باشيد، هنگامي كه پاسختان منفي است، نبايد احساس پرده پوشي داشته باشيد.

-اشتياق ذهني خود را جشن بگيريد. رضايت شما از اين كه در چارچوب ذهني همسرتان قرار گرفته ايد و به وجود آوردن اشتياق بيشتر در خودتان، دليل خوشي و شادكامي است.

 

 

 

پندهاي پيران حق براي زندگي حقيقي

عالم ربانی میرزا اسماعیل دولابی می‌فرمود:

وقتی می‌خواهید از منزل خارج شوید، اهل خانه را خشنود کنید و بیرون بیایید وقتی هم خواستید وارد خانه شوید، بیرون در استغفار کنید و صلوات بفرستید و هر ناراحتی که دارید بیرون بگذارید و با روی خوش داخل شوید. اهل خانه هم با روی خوش به استقبال شما بیایند.

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خیرکم خیرکم لأهله و انا خیرکم لأهلی. بهترین شما کسی است که بهترین شما در رابطه با خانواده‌اش باشد و من بهترین شما در رابطه با خانواده‌ام هستم.

حاج آقای دولابی می‌فرمود: از حدیث کساء ادب صحبت کردن فرزندان و شوهر و همسر با یکدیگر را بیاموزید.

 

و می‌فرمود: به همسر یا مادر خود به نیت فاطمه زهرا سلام الله علیها خدمت کن. زن نیز اگر به قصد خدمت به اهل بیت در منزل کار کند، بهره می‌برد.


يكى از مهم ترين قانون هاى معنوى همان چيزى است كه خداوند در سوره الرحمان مى فرمايند: آيا جزاى خوبى است؟ جواب اين سؤال مى دانيد يعنى چى؟ اين يعنى همان قانونى كه ما همه مى دانيم ،خوبى ،خوبى مى آورد .

 

خوبى گسترده ترين ،عام ترين و بزرگترين قوانينى است كه همه عالم راپر مى كند. آدم هايى كه مؤمن نيستند نتيجه كارهاى خوبشان را مى بيننداما كوتاه مدت،مانند يك قلعه شنى كنار ساحل،بنابراين خداوند به ما ياد كه بگوييم (دعاى قنوت) يعنى از خدا مى خواهيم اين پاداش حقيقى را استمرار بخشد. يكى از قانون هاى مهم و اصلى هم همين هل جزاء الاحسان الاّ الاحسان است .

 

وواى به حال كسى كه به او خوبى كنند ولى او بدى كند،خدا ديگر از اين آدم نمى گذرد. 

 

 در طى 1هفته حداقل 1بار با نيت (فقط براى خدا) به كسانى كه دوستش نداريد محبت كنيم البته در شرايطى كه طرف شايستگى آن خوبى را داشته باشد يعنى محبت شمارا در راه گناه فرض نكند(عميقاً براى او خير بخواهيد.)

چند نكته براي بهبود زندگي

 

چند نكته براي بهبود زندگي

  - در حل مشکلات زناشویی متوجه باشیم که گذشت را با ترسویی و عقب‌نشینی اشتباه نکنیم و بجای حل مسئله و تدبیر در زندگی دائماً عقب‌نشینی نکنیم.

 

- اسلام هیچ‌وقت نمی‌گوید بسوزید و بسازید. اسلام می‌گوید سازگار باشید و بدی را دفع کنید. امام حسین(علیه‌السلام) به این دلیل با یزید جنگیدند که می‌خواستند با ظلم کنار نیایند و البته آنرا دفع کنند.

 

- سکوت در برابر بدی‌ها گذشت نیست, بلکه به این معنی است که ما راه‌حل و تدبیر نداریم و باید در زندگی این اصول را در خودمان بیابیم.

 

- ما شیعیان ثروتمندترین مردمان هستیم زیرا با هر کدام از ائمه ارتباط برقرار کنیم, راه‌حل مشکلمان را می‌یابیم و اگر اعتقاد داشته باشیم که این زندگی باید خوب شود, زندگی خوب خواهد شد.

 

- آنچه قرآن در مورد زندگی خوب می‌گوید این است که عمل ما باید متعالی باشد, نه معمولی. البته عمل متعالی باید دنباله داشته باشد. مثلا در رابطه با همسر شئونات انسانی او را مد نظر بگیریم.

 

- هدف زندگی از دید قرآن عمل متعالی, خودسازی و تکامل است واینکه اهداف بالایی داشته باشیم. و باید از زندگی محافظت کنیم.

 

- زندگی زناشویی دارای فراز و نشیب‌های بسیاری است. برای اینکه بتوانیم از این فراز و نشیب‌ها سربلند بیرون بیاییم, باید از قبل درست زندگی کردن را بیاموزیم و برای زندگی خود حتما برنامه‌ریزی داشته باشیم.

 

- در زندگی باید لحظه به لحظه در برابر مسائل هوشیار باشیم و چه کنیم که مشکلات بوجود نیایند و طراوت و شادابی ما همیشه حفظ شود و سه چیزی که مردها همیشه به آن نیاز دارند برقرار باشد: آرامش, لذت و سرگرمی.

 

- تنوع باعث نزول شادبی در منزل می‌شود. سعی کنیم مرتب منزل را نو کنیم, مثلا تغییر مدل دهیم زیرا محیط روی انسان اثر می‌گذارد.

 

- سعی کنیم هر بار با همسر خود دعوا می‌کنیم طرح اتاق خواب را عوض کنیم یا حداقل ملافه‌اش را عوض کنیم. رنگ دیوارها, رنگ پرده‌ها حتی عوض کردن جای یک قاب. سعی کنیم به چیزهای ثابت عادت نکنیم. حتی خداوند هم در طبیعت تنوع ایجاد می‌کند.

 

-  در اسلام هم شادابی در زندگی را داریم که در روایتی می‌گویند :" مؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه " وقتی به انسانی تبدیل شویم که دائم غر می‌زند و همه چیز را منفی می‌بیند, زندگی از بین می‌رود.

 

- مثبت‌نگری زندگی را زیبا می‌کند. باید الهامات منفی را مدیریت کنیم تا از شر شیطان دور بمانیم.در قرآن دو بار داریم که " ان مع العسر یسری فان مع العسر یسری " . همین فراز و نشیب‌ها در زندگی شادابی می‌آورد.

ميلاد پيامبر اسلام و روز اخلاق و مهرورزي

ميلاد با بركت پيامبر مكرم اسلام

و ولادت امام ششم شیعیان

حضرت امام جعفر صادق(ع)، مؤسس مذهب جعفری

و روز اخلاق و مهرورزي به مسلمانان ِمومن مباركباد

 


قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:

إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.

عاجز و ناتوان‌ترين افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل‌ترين اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نمايد.

 

قالَ الإمامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ(ع):

الصَّمْتُ کَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَیْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.

سکوت همانند گنجى پربها، زینت‌بخش حلم و بردبارى است، و نیز سکوت، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى‌باشد.

 

***************************

دو شمس عالم آرا

بــه روزى در جــهان ظاهر دو شـمس عـالم آرا شد

بــه فردوس بــــــرین رقصان شـجر مانند حورا شد

زِه هــــــا زِه حَبّذا ایــن روز، روز وجــد کبرى شد

ســـــــحرگه معنى نــــــور على نــــــور آشـکارا شد

چـــو خوش بــاشد دو مــولودى کنم اعـلام عــالم را

شدم از عشق هر یک زان دو سرور واله و مجنون

دل آشـــفته‌ام بـاشد بـــــه حبّ هر یــــــکى مــرهون

یــــکى کــنزالله مـــکنون یــــکى ســرالله مــــخزون

دو فــــیروزى دو دلـــشادى بشارت مـــى‌دهم اکنون

ظّـــهور صـــادق و عــــید مــــحمد فــخر عـــالم را

پـــى تـــشریف مـــیلاد نـبى دانــى که چـــون گردید

ســـریـــر خـــسروان دهـــــر آندم واژگــــون گردید

ز رود خـــــشک و بـــى‌آب ســماوه نـم برون گردید

مـــحمد چون ولادت یــافت بــت‌ها ســرنگون گردید

دو مـــولود درخـــشان کرد نــــورانى دو عــــالم را

منـــــور گشت از نـــــورش تــــمام کـوچه و بـرزن

مـــصفا کــرد گــیتى را رخــش چـون صحنه گلشن

تــــولایش به حـــفظ جان نـــکوتر بـــاشد از جوشن

جــــهان شد از قــــدوم صــــــادق آل نــــبى روشن

بــــه بام شـــــادمانى‌ها بـــزن اى شـــیعه پــرچم را

مــــه بـــرج امــــامت ســـرور ما نــــــجل پــیغمبر

دُرّ درج ولایــــــــت، یــــــــاور ما، حـــــجت داور

بــــلى دریاى رحــــمت، پـــــرورد مـانند این گوهر

رئــــــیس مذهب شـــــــیعه، پناه مــــــــسلمین یکسر

مــــلک تبریک گـــوید بر فـلک این جشن درهم را

***************************

 

مروری است بر چند خبر در منابع قدیم در باره ولادت رسول اکرم (ص)

 

تولد رسول خدا (ص‌) در روايت ابن اسحاق‌، روز دوشنبه 12 ربيع الاول «عام الفيل‌»دانسته شده است‌. اين در حالي است كه بر اساس محاسبه محمد حميدالله سالروز دقيق تولد آن حضرت‌، 17 ربيع الاول دانسته شده است‌. محمد رسول خدا (ص‌)، شيمل‌، ص 11 ) قيس بن مَخْرمه گويد: من و رسول‌خدا عام الفيل به دنيا آمديم و (كه اصطلاحا به اين قبيل موارد) براي همين جهت به ما لِدان‌» گفته مي‌شود السيرة النبويه‌: 142.1) بعدها خود پيامبر (ص‌) فرمود كه روز دوشنبه روزي است كه من درآن متولد شدم و در آن روز مبعوث گشتم‌.( سبل الهدي‌:226.2)

 

محل تولد پيامبر در شعبي قرار داشت كه به شعب ابي‌طالب مشهور بود و در پايين ابطح در فاصله يك صد تا يك صد و پنجاه متري كعبه قرار داشت‌. محل فعلي آن‌كتابخانه و مشهور به مولد النبي (ص‌) است و مردمان بعدها در آنجا نماز مي‌گذاردند.( اخبار مكه فاكهي‌: 269.3 )

 

امروز اين شعب را شعب علي مي‌نامند، جایی که روبروی صفا و مروه قرار دارد. همين جا بود كه بني هاشم زندگي مي‌كردند و درسالهاي فشار قريش نمي‌توانستند از اين محل خارج شوند. ( اخبار مكه‌: 264.3)

 

فاكهي مي‌گويد مردم مكه براين باورند كه اين شعب از آن بني هاشم بود كه سپس به فرزندش عبدالمطلب رسيد و اوميان فرزندانش تقسيم كرد و محمد (ص‌) هم حق پدرش را از آنجا داشت‌.( فاكهي‌: 265.3 )

 

گفته‌اند كه‌آن حضرت حق خود را بخشيد و بيشتر يا همه شعب زماني از عقيل بن ابي‌طالب بود.گفته‌اند كه معراج پيامبر هم از شعب ابي‌طالب بوده است‌. (همان)

 

واقدي از امام باقر (ع‌) روايت كرده است كه محمد (ص‌) روز دوشنبه دهم ربيع الاول‌تولد يافته و اصحاب فيل در محرم آن سال بود كه به مكه آمدند و ميان آمدن اصحاب فيل و تولد حضرت 55 شب فاصله بوده است‌. ابومعشر مدني‌، سيره نويس ديگر مدني‌، روز تولد پيامبر را دوشنبه دوم ربيع الاول ‌دانسته است‌.

 

برخي از منابع دوازده ربيع الاول و برخي هفدهم آن ماه را روز تولد محمد (ص‌)دانسته‌اند. در حال حاضر، اهل سنت روز دوازدهم و شیعیان هفدهم را جشن مي‌گيرند. همه منابع متفق هستند كه محمد (ص‌) در عام الفيل به دنيا آمده است‌.

 

آمنه مي‌گويد كه در وقت تولد فرزندش‌، همراه او نوري آمد كه كاخها و بازارهاي ‌شام را روشن كرد و من گردن شتران را در بُصْري مي‌ديدم‌. او گفت‌: در وقت ولادت‌ فرزندم‌، گويي شهابي از من سر زد كه تمام زمين را روشن كرد.

 

همچنين نقل شده است كه بعد از ولادت‌، سرپوشي بر او گذاشتم‌، سرپوش به يكطرف افتاد. نگاه كردم‌، ديدم چشم گشوده و به آسمان مي‌نگرد.

 

ابن اسحاق مي‌گويد: وقتي آمنه وضع حمل كرد، به عبدالمطلب كه همراه برخي ازبزرگان قريش در حِجْر اسماعيل نشسته بود، پيغام فرستاد كه فرزندي براي تو متولد شده‌، بيا و او را بنگر. او آمد و به غلام نگاه كرد و آمنه آنچه را كه در وقت حمل ديده بود و به‌او گفته شده بود و آنچه به او در باره نامگذاري فرزندش به او دستور داده شده بود كه نامش را احمد بگذار، براي عبدالمطلب بيان كرد.

براي نوزاد، نام محمد و احمد و كنيه ابوالقاسم برگزيده شد. بعدها كه فرزندي براي يكي از انصار به دنيا آمد، نامش را محمد گذاشت‌. ديگران گفتند كه بايد از پيامبر (ص‌)بپرسيم‌. وقتي پرسيدند، فرمود گذاشتن نام من بر ديگران رواست‌.

 

ابن اسحاق مي‌گويد: ]راويان‌[ چنين مي‌پندارند كه عبدالمطلب او را گرفت‌، به داخل كعبه برد و در آنجا ايستاده دعا كرد و به خاطر آنچه به او اعطا گشته شكر گزاري نمود. پس از آن بچه را نزد مادرش آورد و به او داد و به دنبال دايه براي رسول خدا (ص‌) گشت‌.

 

خرگوشي در شرف النبي‌ (متن فارسي‌، ص 28) نوشته است‌: در آن وقت (وقت تولد محمد (ص‌)) قريش در قحط‌هاي بسيار بودند، چون آمنه حامله شد به رسول (ص‌)، آن سال را سال فتح خواندند و زمين سبز شد و درختان بارور گشتند و عبدالمطلب هر روزمي‌رفتي و طواف خانه مي‌كردي و ابن عباس گفت از دليل حمل رسول (ص‌) آن بود كه‌هر چهارپايي كه قريش را بود در آن سال به آواز آمد و گفتند كه بار گرفتند به رسول‌(ص‌) و به خداي كعبه سوگند مي‌خوردند و مي‌گفتند كه رسول (ص‌) امان اهل دنياست وروشنايي دنيا.

 

در روايات تاريخي آمده است كه در هنگام تولد محمد (ص‌) آثاري در اوضاع واحوال كواكب پديدار شد. اين اخبار هرچند به لحاظ تاريخي قابل اثبات نيست‌، اما ميان مورخان ‌بعدي اسلامي شهرت دارد.

 

يكي از علائم آن است كه ايوان كسري تكان شديدي خورده و سيزده كنگره آن‌فروريخت‌. دومين حادثه آن بود كه آتشكده فارس كه براي هزار سال روشن مانده بود خاموش‌ گشت‌. سومين حادثه خشك شدن درياچه ساوه در ايران يا سماوه در جنوب عراق (بعضي به‌درياچه طبريه اشاره كرده‌اند).

 

چهارمين رخداد خواب ديدن موبد موبدان بود. ابوسعيد خرگوشي نوشته است‌: روايت كرده‌اند كه آن شب كه رسول عليه السلام بزاد از مادر، ايوان كسري بيفتاد وچهارده كنگره ويران شد و آتش فارس بمرد و پيش از آن به هزار سال نمرده بود و درياي‌ساوه به زمين فرو شد، و موبد موبدان به خواب ديد كه شتري چند مي‌رفتند و اسبان تازي‌را به قود مي‌بردند. چون كسري از بامداد آمد از آن خواب بهراسيد و تجلد مي‌نمود و برآن صبر مي‌كرد و فرا نمي‌نمود. پس با وزير در ميان نهاد. چون از حد برفت بزرگان لشكررا جمع كرد و تاج بر سر نهاد و بر تخت نشست و گفت‌: مي‌دانيد كه شما را از بهرِ چه جمع‌كرده‌ام‌؟ گفتند: تا ملك بفرمايد و تا ايشان در اين سخن بودند نامه‌اي برسيد كه آتش فارس بمرد. كسري را غم زيادت گشت و ايشان را خبر داد از آنچه در خواب ديده بود واز آن هراسيده (شرف النبي (ص‌): 236 ) وي در خواب چنين ديد كه شتران عربي‌، اسبان سخت‌كوشي را چندان‌كشيدند تا از دجله گذشته و در سرزمين ايران پراكنده شدند.

 

اين زمان‌، زمان حكومت انوشيروان بود. وي در پي تعبير اين خواب شگفت برآمد.كاهني با نام سطيح در شام بود. انوشيروان از نعمان بن منذر حاكم عراق خواست تا كسي‌را نزد او بفرستد تا كاهن مزبور خواب موبذ موبذان را تعبير كند. واسطه‌اي كه فرستاده‌شده يك مسيحي با نام عبدالمسيح بود. وقتي عبدالمسيح به شام و شهر جابيه كه محل‌ زندگي كاهن بود رسيد، سطيح در بستر مرگ افتاده بود. بلند در گوش او گفت كه براي ‌شاه مشكلي پيش آمده است‌. سطيح با نثر مسجع كه معمول كاهنان بود به او گفت‌: تو ازطرف كسري آمده‌اي و در باره خرابي ايوان كسري‌، خاموشي آتشكده‌ها و خواب موبدموبدان مي‌خواهي پرسش كني‌. سپس گفت‌: ويراني سيزده كنگره اشاره به حكومت‌سيزده پادشاه و تمام شدن كار ساساني‌هاست‌. او همچنين گفت كه درياچه ساوه هم خشك خواهد شد و تلاوت قرآن در تهامه آشكار خواهد گرديد. پس از آن از دنيا رفت‌.

 

به نوشته ابن سعد، سالها بعد كه محمد (ص‌) در مدينه حكومت اسلامي تأسيس كرد، مردي نزد وي آمد در حالي كه لرزان بود. حضرت به او فرمودند: آرام گير و آسوده باش‌.من پادشاه نيستم‌، كسي از قريشم كه گوشت در آفتاب خشك كرده مي‌خورد.

 

به نقل ابن سعد، از امام باقر (ع‌) نقل شده است كه پيامبر (ص‌) فرمود: از زمان آدم من‌ همواره از نسلي كه ازدواج شرعي مي‌كرده‌اند، متولد شده‌ام و هيچ از زنا و سنت‌هاي ‌جاهلي نسب مرا مخدوش نساخته و با طهارت مرا زاييده‌اند.

 

منبع: ویژه نامه فرهنگی روزنامه قدس: بهمن 1391

 

مدیریت بحران و روش های آن را یاد بگیرید!

 

مدیریت بحران را یاد بگیرید!

وقتی پای زندگی خانوادگی به میان می آید ، پرسش این نیست که بحران ، ضربه می زند یا خیر . پرسش این است: بحران چه زمانی اتفاق می افتد.

 

صرف نظر از اینکه زندگی شما تا چه اندازه آرام می گذرد ، فرزند خود را هدفمند تربیت می کنید ،با بحرانهایی روبه رو خواهید شد که در ارتباط با خانواده ، روی همه شما تأثیر می گذارد . ممکن است خدای ناکرده پی ببرید که فرزندتان به مواد مخدر معتاد شده است ، یا خانواده باید بیماری مزمن پدر یا مادر یا کودکی را تحمل کند . شاید خانواده شما درگیر مسئله طلاق باشد ، یا مدرکی پیدا کنید که فرزند شما با کارهای خلاف فرهنگی آشنا شده است . شاید شما پسری داشته باشید که در آستانه اخراج شدن از مدرسه قرار داشته باشد . مشکلات تمام نشدنی وجود دارند که می توانند شما را گرفتار کنند ، زیرا زندگی تنها سفری بی خطر نیست .

 

یک نشانه خانواده نمونه این است که افراد آن هنگام فشار ، دچار ترس نمی شوند و یکدیگر را مقصر نمی‌دانند. خانواده های نمونه به یکدیگر وفادارند و پس از بحرانها، نیرومند تر و به یکدیگر وابسته تر می شوند.

 

بعضی از بحرانها را خودمان به وجود می آوریم ؛ بقیه از جهان بیرون به خانواده تحمیل می شوند . صرف نظر از اینکه بحران از کجا سرچشمه می گیرد ، هشداری است مبنی بر اینکه در خانواده مشکلی وجود دارد و می تواند زندگی خانوادگی را تهدید کند . یادتان باشد که بعضی از حوادث ، به چشم شما که پدر و مادر هستید ، بحران نمی آید ؛ اما به چشم کودک شما ممکن است ستمی تاریخی محسوب شود .

 

خانواده هایی هستند که در رویارویی با بحران قربانی ترس ، انتقام گرفتن یا از هم پاشیدگی می شوند. این خانواده ها هنگام روبه رو شدن با دشواریها ،به دلیل باورهای محدود خود ناتوان می شوند . آن باورها بسیار مهم هستند ، زیرا من معتقدم که مردم آنچه را باور دارند و شایسته آن هستند در زندگی خودشان به وجود می آورند . اگر شما پدر و مادری هستید که معتقدید صلح و آرامش و همه چیزهای خوب زندگی ، برای دیگر مردمانی است که لیاقت چیزهای خوب را دارند ، پس افراد خانواده شما محکوم به زندگی دردآوری هستند . این گونه پدر و مادرها این باور را که هربحرانی آن قدر پرفشار است که غلبه بر آن ممکن نیست ، حفظ می کنند . آنان بدون هیچ ایستادگی و جنگیدنی تسلیم نتیجه منفی آن بحران می شوند.

 

از سوی دیگر ، اطمینان دارم شما خانواده هایی را دیده اید که با روشی سازنده بر بحرانهای ویرانگر فایق می آیند . آنها با هم در این عقیده سهیم می شوند که : « ما معتقدیم شایسته بقا هستیم و راهی برای رفع بحران پیدا خواهیم کرد .» در نتیجه ، برای یافتن راه حل های درست مجهزتر می شوند و کمتر به راه چاره های باور نکردنی توجه دارند . این خانواده ها مهارت گذر از بحرانها و نیرومند تر شدن را دارند – با توجه بیشتر به آنچه مهم است ، تمرکز دوباره بر اولویتها ، راهنمای اخلاقی روشن تر و احساس والای هدف در زندگی یا روابط خانوادگی شان که اکنون بیشتر از گذشته دوست داشتنی است . این را بدانید : شما میان اینکه بحران را برای خانواده خود اسباب روسیاهی بدانید ، یا اینکه برای خانواده شما به فرصتی بدل خواهد شد که از آن جانی تازه می گیرد ، قدرتمند می شود و از بدبختی ، ارزش به وجود می آورد حق انتخاب دارید . بدترین اوقات می تواند برای خانواد شما بهترین ها را به بار آورد.

بهترین فرصت برای عبور از طوفان بحران ، داشتن نقشه آگاهانه طراحی شده مدیریت بحران برای غلبه بر موارد سخت پیش از وارد آوردن ضربه است

 

من معتقدم که خانواده ها نیز بایستی چنین نقشه مدیریت بحرانی را داشته باشند – جمله هایی که زیر آنهاخط کشیده شده است و به شما می گوید که وقتی اختیار از دست شما خارج شد ، هر وقت اتفاقی برای خانواده پیش آمد ، این نوشته ها را داشته باشید که حتی مجبور به فکر کردن هم نشوید . زمان انجام دادن این کار اکنون است .

 

«نقشه برجسته» شما بایستی شامل هر یک از موارد زیر باشد:

آماده بودن پیش از رسیدن بحران: آنچه در مورد بحران حیاتی است ، آماده بودن است . در مقام پدر و مادر از نشانه های هشداردهنده اولیه آگاه باشید . نادیده گرفتن هشدارها به معنای نتیجه دردآوری برای کودک یا خانواده شما خواهد بود .

 

آرام ماندن: مهم نیست که وقتی بحران از راه می رسد شما چه احساسی دارید ، بایستی آرام باشید . خودتان را نگه دارید ، این کار شما به بقیه افراد خانواده نیز اعتماد و اطمینان می دهد . تمرین تنفس عمیق را انجام دهید . این کار به مغز شما اکسیژن بیشتری می رساند و شما را در روشن تر فکر کردن و تصمیم گیری بهتر کمک می کند .

 

دور کردن خطر: این شاید به معنای آن باشد که خودتان به پلیس تلفن کنید ، چیزهای خطرناک را ضبط کنید ، کودکتان را از تماس با مردم خاصی دور نگه دارید یا او را از محل خطر ( از نظر جسمی یا احساسی ) یا فرد خطرناک دور کنید .

 

کار کردن روی مشکل، نه فرد : یکی از نیرومندترین ابزاری که برای مدیریت و غلبه بر بحران در اختیار دارید این است که روی مشکل کار کنید نه روی فرد .

در بحرانها هرگز افراد خانواده را سرزنش نکنید و مورد حمله قرار ندهید . وقتی از بچه ای عصبانی هستید ، بسیار وسوسه می شوید که او را سرزنش کنید و مورد انتقاد قرار دهید . اما وقتی سرزنش کردن را انتخاب می کنید ، کودکی که دچار مشکل است یاد می گیرد بار دیگری که دچار مشکل شد آن را پنهان کند . حرفم را باور کنید ، او دوباره دچار دردسر می شود ، زیرا رفتار بحران زا که حل نشده باقی بماند راهی ندارد به جز تشدید شدن .

 

مدیریت در خانواده

در عوض، با صرف انرژی برای حل مشکل ، مطمئن می شوید که تنها دور خود نمی چرخید و با بحران با دیدگاه حل کردن رویارو می شوید ، نه سرزنش و تنبیه فرد . تنها با این کنترل ساده خانواده خودتان – کار کردن روی مشکل و بحران ، نه شخص – گام بزرگ دیگری به سوی ساختن خانواده نمونه برداشته‌اید .

 

نزدیک شدن به هم : وقتی بحرانی به وجود می آید افراد خانواده میل دارند تقصیر را به گردن یکدیگر بیندازند ، با حملات شخصی کسی را سرزنش و با او برخورد کنند . وقتی این روحیه حاکم شود ،پیوند میان افراد تمام و خراب شدن روابط خانوادگی آغاز می شود . میان افرادی که لازم است خودشان و دیگران را باور داشته باشند ، همزیستی مسالمت آمیز و دلگرم کننده اندکی وجود دارد . هیچ وقت و هرگز یکدیگر را مقصر قلمداد نکنید ، روابط خانوادگی را هنگام گرفتاری دچار مشکل نسازید ، در عوض به هم نزدیک تر شوید و از یکدیگر حمایت کنید . بایستی بدانید که روابط شما بالاتر از سرزنش و حملات شخصی وجود خواهد داشت . اگر افراد خانواده نمی توانند یکدیگر را مقصر ندانند ، یک بحران ، یگانگی را از هم می پاشد و به ویژه حل مشکل را با کمک یکدیگر ناممکن می سازد .

 

گفت وگو کردن: برای خانواده ای که دچار بحران شده ، گفت و گو حیاتی است . صادق باشید و محیط آزاد اندیشی را تشویق کنید . بهترین راه برای انجام دادن این کار دست از صحبت کشیدن و گوش دادن است . توجه خاص خودتان را به فرزندتان بدهید . به حرفهای او و داستانش گوش دهید ، یا به سخنان مسئولان و دیدگاههایشان گوش سپارید . اجازه بدهید فرزندانتان به راحتی پرسش کنند و پاسخ پرسشهای آنان را با جملاتی از این قبیل:« خوشحالم که این پرسش را از من می کنی .» بدهید . همین طور به آنان بگویید :« من برای تو اینجا هستم ، تا پرسشها و مشکلات تو را جواب بدهم.» وقتی صحبت می کنید ، کلمات شما اهمیت کمتری از دیدگاههای شما دارند . بهتر است دیدگاهی اختیار کنید که امید برای حل بحران و عشق به فرزندتان باشد ، مهم نیست چه دیدگاهی باشد .

 

اطمینان دادن به آن فرد خانواده بحران دیده که محیط خانه جای امنی است که خانواده از او مراقبت می کند: امکان دارد آنچه را کودک انجام داده است دوست نداشته باشید – مسلما افت نمره ها ، مواد مخدر ، آشفتگی یا هر بحرانی را تأیید نمی کنید و فرزندتان را مسئول این رفتارش می دانید – اما او می داند که شما در این وضعیت به وی کمک می کنید . در حقیقت، در خانواده سالم هیچ کس نبایستی رفتار بد دیگری ، از جمله خشونت جسمی ، بد رفتاری روحی یا احساسی را آشکارا تحمل کند . اگرچرخی از حرکت باز ایستند دیگر از حرکت افتاده است ؛ ولی در هنگام بحران شما در کنار فرزندتان می مانید و به او کمک می کنید تا بحران را پشت سر بگذارد .

شما برای فرزندانتان یک سرچشمه هستید ، به فرزندتان بگویید :« از تو مراقبت می شود ، تو برای من مقدم بر هر چیزی هستی و از تو مواظبت خواهد شد .» علاوه بر این برای خانواده این طور بفهمانید که « زندگی همیشه این طور نخواهد ماند . خانواده ما بهبود خواهد یافت .»

 

تا اندازه ای طبیعی بودن: ممکن است نتوانید هر چه را که عادت داشتید انجام دهید ؛ ولی سعی کنید روش معمول زندگی خودتان را نگه دارید و سنتهای خانوادگی را ، تا حد امکان رعایت کنید . این کار اثر آرام کننده و استحکام بخشی بر دیگر افراد خانواده را دارد .

 

پذیرای همه راه حلها بودن: حتی آنهایی که در ابتدا نمی پذیرید . تنها چون راه حلی را باهمه وجود قبول ندارید به این معنا نیست که برای خانواده شما راه حلی نباشد . در را به روی راه چارهای خاص نبندید یا حتی از ابزارهایی که می توانند از میزان فشار بکاهند ، پیش از آنکه آنها را کاملا کشف کنید ، رو برنگردانید . ممکن است تصور کنید فایده ای ندارند ؛ اما اگر چیزی شبیه همین ها برای حل مشکل شما لازم باشد ، چه خواهید گفت ؟ اگه باشد چی ؟ لطفا بدانید : حالا زمان داوری ، مقاومت در برابر بعضی ابزار و منابع که ممکن است به شما کمک کند نیست . اگر حالا بد عمل کنید امکان دارد خانواده خودتان را بعدها مغبون سازید .

 

نگران نبودن در مورد آینده: از این پرسش که « اگر دوباره اتفاق بیفتد چی ؟ » دست بردارید . یادتان باشد اتفاق بدی افتاده است و شما ازآن گذشته اید . اگر اتفاق دیگری هم بیفتد باز از آن هم می گذرید .

 

در رنجهای خود معنا پیدا کردن: اجازه دهید بدون معنا ، هدف و دلیل از هم گسیخته شوید . بایستی از رنجی که در زندگی تان می برید ارزشی به دست آورید . نمی گویم هر اتفاقی و هر انتخابی که در زندگی دارید مثبت است . بدیهی است که این همیشه واکنشی منطقی نیست. امکان دارد اتفاق درد ناک یا آسیبی برای یکی از فرزندان یا فردی از خانواده پیش بیاید . بایستی از این حادثه درسی بگیرید و در آینده از او و دیگر فرزندانتان به خوبی نگاهداری کنید . شاید شما تصورکنید که فرزندتان از این حادثه برخورد و غلبه را خواهد آموخت . ممکن است شما به کسانی که محاکمه ای در پیش دارند کمک کنید . شاید بخواهید برای با معنا کردن رنج دست به کاری اجتماعی بزنید و موقعیت بحران زا را تغییر دهید تا دیگر خانواده ها محفوظ بمانند . اگر شما از درد خود و آنچه در زندگی تان گذشته است بهره بگیرید ، از بدبختی ، ارزش خواهید ساخت .

چگونه مهارتهای ارتباطی خود را قوی کنیم

 

چگونه مهارتهای ارتباطی خود را قوی کنیم

به کمک یادگیری مهارت‌های ارتباطی می‌توان رابطه خود با دیگران را استحکام بیشتری بخشید.

 

پیش آمدن اختلاف در روابط با دیگران، تقریباً اجتناب ناپذیر است. اختلاف، به خودی خود مشکلی نیست امّا چگونگی برخورد با آن است که می‌تواند باعث نزدیک‌تر کردن دو طرف به یکدیگر و یا جدا شدن آن‌ها از همدیگر شود. ارتباطات ضعیف، اختلاف نظر و سوء تفاهم می‌تواند منبع خشم و جدایی، و یا تخته پرشی برای یک رابطه قوی‌تر و آینده‌ای شادتر باشد. به کمک یادگیری مهارت‌های ارتباطی می‌توان رابطه خود با دیگران را استحکام بیشتری بخشید. دفعه بعد که در ارتباط خود دچار اختلاف و مشکل شدید این توصیه‌ها را به ذهن آورید تا به نتیجه مثبت‌تری دست یابید:

 

۱- تمرکز خود را از دست ندهید
گاهی اوقات آدم وسوسه می‌شود که به هنگام پرداختن به یک اختلاف، اختلافات ظاهراً مرتبطی که در گذشته وجود داشته است را نیز به میان بکشد یا در نظر آورد. این کار متاسفانه غالباً موضوع اصلی را تیره و تار می‌کند و شانس دست‌یابی به درک متقابل و راه حلی برای اختلاف فعلی را کمتر می‌سازد و کل مباحثات را بیفایده و حتی گیج‌کننده می‌نماید. سعی کنید موضوعات قبلی یا جانبی را به میان نکشید. بر روی موضوع فعلی تمرکز کنید و سعی کنید با درک یکدیگر، به راه حل مشترکی دست یابید.

 

۲- به دقت گوش کنید
مردم غالباً فکر می‌کنند که دارند گوش می‌کنند امّا کاری که واقعاً دارند می‌کنند فکر کردن به جوابی است که می‌خواهند پس از تمام شدن صحبت‌های طرف مقابل به او بدهند. هر چند ممکن است دشوار باشد امّا واقعاً سعی کنید به آنچه طرف مقابل می‌گوید گوش فرا دهید. حرف او را قطع نکنید. موضع دفاعی نگیرید. فقط گوش کنید که او چه می‌گوید و این اطمینان را در او به وجود آورید که حرف‌هایش به طور دقیق شنیده شده است. دراین صورت، شما او را بهتر درک خواهید کرد و او نیز بیشتر تشویق می‌شود که به حرف‌های شما گوش دهد.

 

۳- سعی کنید نقطه نظرات او را درک کنید
وقتی اختلاف پیش می‌آید، اغلب ما فقط می‌خواهیم که حرف‌های خودمان شنیده و درک شوند. درباره نقطه نظراتمان آنقدر حرف می‌زنیم تا طرف مقابل را مجبور کنیم او هم چیزها را از دریچه چشم ما بنگرد. شگفت آن که اگر همه ما همواره این کار را بکنیم، توجه کمی به نقطه نظرات طرف مقابل می‌شود و هیچکس حس نمی‌کند که حرف‌هایش به خوبی درک شده است. سعی کنید نقطه نظرات طرف مقابل را درک کنید. در این صورت بهتر می‌توانید نقطه نظرات خودتان را توضیح دهید. همیشه یادتان باشد که اگر دیگران حس کنند که حرف‌هایشان شینده شده است، احتمال بیشتری دارد که به حرف‌های شما گوش فرا دهند.

 

۴- به انتقادات با احساس همدلی پاسخ دهید
هنگامی که کسی از شما انتقاد می‌کند، آدم فوراً حس می‌کند که او در اشتباه است و موضع دفاعی می‌گیرد. با وجودی که شنیدن انتقاد سخت است و غالباً به دلیل هیجانات و احساسات گوینده به نحو اغراق‌آمیزی بیان می‌گردد امّا اهمیت دارد که برای فرونشاندن ناراحتی طرف مقابل به آن گوش کنیم و با احساس همدلی نسبت به احساسات طرف مقابل به آن پاسخ دهیم. همچنین باید ببینیم چه حرف‌ها و نکات درستی در میان انتقادهای طرف مقابل وجود دارد. این‌ها می‌توانند اطلاعات ارزشمندی برای ما باشد.

 

۵- مسئولیت کارهایتان را بر عهده بگیرید
باور کنید که مسئولیت‌پذیری یک نقطه قوت است نه ضعف. بنابراین مسئولیت کارهای اشتباه خود را بر عهده بگیرید. اگر هر دوی شما در اختلاف پیش آمده تا حدّی مقصر باشید (که معمولاً هم همین طور است) به دنبال تقصیرهای خود بگردید و مسئولیت آن‌ها را بپذیرید. این کار، وضعیت را آرام‌تر می‌سازد و در ضمن نشانگر بلوغ شماست. همچنین معمولاً الهام‌بخش طرف مقابل می‌گردد تا او هم واکنش مشابهی بروز دهد و بدین ترتیب به یافتن درک متقابل و راه حلی برای اختلاف نزدیکتر می‌شوید.

 

۶- از واژه «من» استفاده کنید
به جای آن که مثلاً بگوئید «دراینجا تو اشتباه کردی»، جمله خود را با «من» شروع کنید و بگذارید طرف مقابل، احساس شما را بهتر درک کند. مثلاً بگوئید «من وقتی این اتفاق افتاد ناراحت شدم.» این گونه جملات کمتر سرزنش آمیزند و کمتر طرف مقابل را به موضع دفاعی وامی‌دارد و به او کمک می‌کند که به جای آن که حس کند مورد حمله قرار گرفته، نقطه نظر شما را بهتر درک کند.

 

۷- به دنبال مصالحه باشید
به جای آن که سعی کنید «برنده » بحث شوید در جستجوی راه حلی باشید که خواسته‌های همه را برآورده سازد. تمرکز بر روی مصالحه یا راه حل جدیدی که خواسته‌های هر دو طرف را بیشتر ارضاء کند، بسیار موثرتر از این است که یک نفر به قیمت نادیده گرفتن طرف مقابل به خواسته‌هایش دست یابد.

 

۸- به خودتان فرصت استراحت بدهید
گاهی اوقات اوضاع آنچنان حاد می‌شود که ادامه دادن بحث به دعوا و جنگ و جدل منتهی خواهد شد. اگر حس کردید خودتان یا طرف مقابلتان آنقدر عصبانی شده‌اید که نمی‌توانید دیگر بحث‌های سازنده کنید و یا خطر برهم خوردن ارتباطتان وجود دارد، خوب است که بحث را متوقف کنید تا هر دو خونسردی خود را دوباره به دست آورید. یکی از نشانه‌های ارتباطات خوب، دانستن این است که چه موقع باید موقتاً از یکدیگر فاصله گرفت.

 

۹- اختلافات را نیمه کاره رها نکنید
هر چند گاهی اوقات رها کردن ادامه بحث، کار خوبی است امّا همیشه به آن برگردید و آن را نیمه کاره رها نسازید. اگر هر دوی شما با نگرش سازنده، احترام متقابل و تمایل به درک نقطه نظر طرف مقابل یا حداقل دستیابی به یک راه حل، به موضوع بپردازید می‌توان به پیشرفت به سوی هدف که همانا حل اختلاف است امیدوار بود. مگر در موقعی که زمان قطع رابطه فرا رسیده باشد، هیچگاه اختلافات پیش آمده و مباحثات را نیمه کاره رها نکنید.

 

۱۰- در صورت نیاز، درخواست کمک کنید
اگر شما و طرف مقابل سعی کردید اختلافتان را خودتان برطرف کنید ولی پیشرفتی حاصل نشد می‌توانید از راهنمائی‌های یک روان درمانگر یا مشاور بهره گیرید. مشاوران خانواده می‌توانند به کشمکش پیش آمده خاتمه دهند و مهارت‌هایی را برای حل اختلافات در آینده به شما بیاموزند. اگر طرف مقابل حاضر نیست با شما پیش مشاور بیاید، مراجعه خود شما به تنهایی نیز می‌تواند سودمند باشد.

 

چرا از کوره در می‌رویم؟

 

چرا از کوره در می‌رویم؟

 

به آخرین باری که از کوره در رفتید فکر کنید ! چه چیزی باعث شد خونسردی خود را از دست بدهید ؟ خودتان را مقصر می دانید یا شخص دیگری را ؟

متفکران قرن هاست که با این پرسش ها کلنجار می روند و هر کدام ، پاسخ ها و تبیین های بعضا گوناگونی را مطرح ساخته اند . برآنیم تا در این مقاله چند نمونه از این تبیین ها را مورد بررسی قرار دهیم .

یک تبیین و احتمالا قدیمی ترین دیدگاه برای پرخاشگری ، این است که انسان ها به نوعی به وسیله ی طبیعت ذاتی خود برای خشونت "برنامه ریزی" شده اند ! برخی این دیدگاه را می پذیرند و برخی دیگر به هیچ وجه پرخاشگری انسان را ناشی از عوامل ذاتی و فطری نمی دانند ؛ ولی بسیاری از آنان این احتمال که عوامل ژنتیکی ممکن است به نوعی در پرخاشگری انسان نقش داشته باشد را می پذیرند.

بهتر است بحث خود را با یک اندیشه ی منطقی آغاز نمائیم : " انسان ها با مجموعه ی بزرگی از پاسخ های پرخاشگرانه ی ذخیره شده در خزانه ی رفتاری خود به دنیا نمی آیند ، بلکه آنرا از طریق تجربه یا مشاهده ی رفتار دیگران می آموزد . به صراحت می توان گفت : " ما شیوه های مختلف آسیب زدن به دیگران را یاد می گیریم ، درست به همان صورت که بسیاری از شکل های دیگر رفتار اجتماعی را می آموزیم . "

اینکه یک شخص خاص در یک موقعیت مفروض پرخاشگری خواهد کرد یا نه ، بستگی به عوامل مختلف زیادی دارد، مثل تجربه های گذشته ی فرد ، و یا پاداش هایی که از تجربه ی پرخاشگری خود به دست آورده است . در این مجال ، عواملی را مورد بررسی قرار می دهیم که در پرخاشگری انسان نقش مهمی بازی می کنند . عواملی چون ویژگی ها و تفاوت های شخصیتی ، عوامل فرهنگی و اجتماعی.

 

 

علل پرخاشگری

 

عوامل شخصیتی

** تیپ: روان شناسان افراد را به دو نوع تیپ دسته بندی کرده اند: نوع اول افرادی شدیدا رقابت جو ، همیشه در حال عجله و به ویژه زود رنج و پرخاشگر هستند. اینان با ساعت و عقربه هایش سرجنگ دارند. نوع دوم، افراد آرامی هستند که اهل رقابت نیستند، نسبت به گذشت زمان حساس نمی‌باشند و زود از کوره در نمی روند. پس می توان گفت نوع شخصیت آدمها می تواند میزان پرخاشگری شان را توجیه نماید .

** تصور مقاصد شیطانی در دیگران: اینکه علت رفتارهای دیگران را چه چیزی بدانیم، نقش مهمی در پرخاشگری دارد. اگر فرض کنیم که هر عمل خشم برانگیز از سوی دیگران از روی قصد و عمد است، سبب افزایش پرخاشگری می شود، و اگر نیات آدمها را مثبت فرض کنیم و ناشی از عوامل موقعیتی (مثل عجله داشتن ، اشتباه لفظی و ...) بدانیم، آرامتر خواهیم بود و سبب کاهش پرخاشگری شده‌ایم.

**خود شیفتگی: داشتن دیدگاهی اغراق آمیز در مورد فضایل یا موفقیت های خود ، می تواند به صورت های مبهمی با پرخاشگری پیوند داشته باشد . افرادی که کوچکترین "کم محلی" از سوی دیگران را تهدیدی علیه خود می دانند ، مستعد پرخاشگری بیشتری هستند . افراد خودشیفته ، به خاطر خودانگاره ی اغراق آمیزی که دارند ، خودشان را بیشتر از دیگران قربانی تجاوز و تبعیض می دانند و احساس می کنند نسبت به دیگران ظلم بیشتری بهشان شده است . جالب است در این مجال بحث عزت نفس بالا و مقایسه ی آن با خودشیفتگی را نیز مطرح نمائیم . این روزها والدین یا مربیان مدارس ، سعی در ساختن عزت نفس بالا در کودکان یا دانش آموزان خود دارند . این کار تا مرحله ای ممکن است سودمند باشد ، اما اگر این راهکارهای عزت نفس سازی زیاد پیش رود ، کودکانی بارخواهند آمد که باورهایشان نسبت به خودشان به شکل غیرواقع بینانه ای بالا است . همان طور که عرض شد حاصل آن ممکن است افزایش توان بالقوه برای خشونت باشد.

برخی فرهنگ ها ، پرخاشگری را در شرایطی خاص ، نه تنها موجه می دانند ، بلکه مورد تاکید قرار می دهند . مثلا هنگامی که شرافت شخصی مورد توهین قرار می گیرد . در این صورت باید انتقام گرفت ، وگرنه انسانیت او زیر سوال می رود!

**عاشق "زد و خورد": افرادی که دوستدار هیجان مفرط هستند، احتمال بیشتری دارد که خشم و احساسات خصمانه را تجربه نمایند و در آینده، سطوح بالاتری از پرخاشگری بدنی و کلامی از خود نشان دهند. پس والدین گرامی باید توجه بیشتری نسبت به فرزندان ماجراجو، هیجان خواه و حادثه جوی خود داشته باشند.

 

**جنسیت: تحقیقات بسیاری صورت گرفته است در رابطه با اینکه آیا واقعا مردان پرخاشگرتر از زنان هستند ؟ یافته های پژوهشی نشان می دهند که مردان بیش از زنان احتمال دارد که به پرخاشگری مستقیم دست بزنند؛ یعنی اعمالی که هدف آنها مستقیما متوجه فرد مورد نظر است مثل هُل دادن ، پرتاب کردن چیزی ، داد کشیدن یا به کار بردن عبارت های توهین آمیز . اما زنان بیشتر احتمال دارد که متوسل به پرخاشگری غیر مستقیم شوند ؛ یعنی اعمالی که به پرخاشگر امکان می دهد هویت خود را از قربانی پنهان کند . مثل پخش شایعه ، غیبت پشت سر فرد مورد نظر و ... . البته واضح است که هیچ قطعیتی در این مورد وجود ندارد و در هر دو جنس ، بسته به شرایط ، هر دو نوع پرخاشگری اعمال می شود.

 

عوامل فرهنگی

برخی فرهنگ ها ، پرخاشگری را در شرایطی خاص ، نه تنها موجه می دانند ، بلکه مورد تاکید قرار می دهند . مثلا هنگامی که شرافت شخصی مورد توهین قرار می گیرد . در این صورت باید انتقام گرفت ، وگرنه انسانیت او زیر سوال می رود ! ضرب المثلی که می گوید :" فقط خون می تواند شرافت از دست رفته را بازیابد " ، متعلق به این نوع از فرهنگ ها در سراسر جهان است.

 

پرخاشگری

خیانت و حسادت نیز دو عاملی است که گویی به فرد حق می دهد تا پرخاشگری نماید و هرجور شده انتقام بگیرد . جالب اینجاست که گاهی حسادت و پرخاشگریِ ناشی از آن ، به عنوان نشانه ای از "عشق " تلقی می شود ! مثل زمانیکه فرد به ظاعر عاشق ، به خاطر نرسیدن به عشق خود به هر دلیل ، روی صورت معشوقه ی خود اسید می پاشد و این کار را به پای شرافت از دست داده اش می گذارد . فرهنگی که اینگونه افکار را ترویج می دهد ، عامل مهمی جهت ترویج پرخاشگری و فجایع بدتر و پنهانی تری چون خشونت جنسی و غیره می باشد .

 

با توجه به تمام عوامل عرض شده می توان به صراحت بیان کرد که پرخاشگری ، رفتاری غیر قابل اجتناب یا غیر قابل تغییر نیست ، بلکه چون ناشی از تعامل های پیچیده بین رویدادهای بیرونی ، شناخت ها ، و ویژگی های شخصی است ، می توان آنرا پیش بینی کرد یا آنها کاهش داد.

 

 

 

عوامل اجتماعی

**ناکامی: به دست نیاوردن چیزی که می خواهید یا انتظار دارید داشته باشید، عمدتا منجر به پرخاشگری می شود. البته افراد در مقابل ناکامی به یک شکل پاسخ نمی دهند؛ برخی غمگین و ناامید می شوند، برخی افسردگی و منزوی ، و برخی دیگر برای غلبه بر ناکامی دست به تلاش مستقیم و فعال می زنند . دسته ی آخر ، افراد خودشکوفائی هستند که سعی در حل مشکلات خود دارند و با شیوه ای پرخاشگرانه و انزواطلبانه نسبت به ناکامی های خود رفتار نمی نمایند.

** رسانه: تحقیقات بسیاری صورت گرفته است که نتایج شان حاکی ازرابطه ی مستقیم تماشای پرخاشگری و اعمال پرخاشگرایانه است . پژوهش ها ثابت کرده اند افرادی که در کودکی فیلم های خشن بیشتری مشاهده کرده اند ، در بزرگسالی بیشتر مرتکب اعمال خلاف وجرائم اخلاقی شده اند . علت این است : دیدن کارتون های خشن در کودکی و فیلم های جنایی در نوجوانی ، این دیدگاه را به انسان ارزانی می دارد که اغلب آدمها فریبکار و خشن هستند ، باید از آدمها انتظار خشونت داشت ، نباید به هیچ کس اعتماد کرد ، همه می خواهند تو را نابود کنند ، ... . با کمال تاسف این روزها سازندگان فیلم ها و کارتون ها در سراسر جهان به این واقعیت تلخ رسیده اند که : " خشونت ، فروش دارد " . یعنی هرچه میزان خشونت در فیلم هایشان بیشتر باشد ، بیشتر فروش می کنند و بیشتر سود خواهند کرد .

** تحریک: تحریک کلامی یا بدنی از سوی دیگران ، یکی از نیرومند ترین علت های پرخاشگری در انسان است . اینکه دیگران نسبت به ما تکبر داشته باشند و به هر طریقی بخواهند ما را تحقیر نمایند، سبب پرخاشگری و ابراز خشم می گردد.

 

*

بخشایش، به معنای صرف نظر کردن از تنبیهِ کسانی که به ما آسیب زده اند و به جای آن با مهربانی و کمک با آنها رفتار کردن ، لذتی به انسان می بخشد که به هیچ وجه در انتقام یافت نمی شود . بخشایش ، یک مهارت اجتماعی است که باید سعی کنیم در خودمان ایجاد نمائیم.

 

شفقت به جای انتقام و پرخاش

تقریبا هر کسی تمایل شدید به انتقام گرفتن را تجربه کرده است . افراد دیگر به طرقی به ما آسیب می زنند و ما نتیجه می گیریم که تلافی کردن علیه آنها مناسب است . تلاش برای تلافی کاملا طبیعی به نظر می رسد و ما اغلب فکر می کنیم که تلافی به ما احساس خوبی می دهد و از همه مهمتر ، حس عدالتخواهی ما را ارضا می کند . در واقع ، انتقام جویی اغلب اثرات زیان باری برای ذی نفع دارد . افرادی که آن را می جویند ممکن است موقتا احساس بهتری داشته باشند ، اما به علت انجام عمل پرخاشگرایانه ممکن است ذهنی خسته و افسرده داشته باشند . بخشایش ، به معنای صرف نظر کردن از تنبیهِ کسانی که به ما آسیب زده اند و به جای آن با مهربانی و کمک با آنها رفتار کردن ، لذتی به انسان می بخشد که به هیچ وجه در انتقام یافت نمی شود . بخشایش ، یک مهارت اجتماعی است که باید سعی کنیم در خودمان ایجاد نمائیم . وقتی چنین کنیم ، ممکن است پی ببریم که در ضرب المثل " خطا کردن انسانی است ، بخشیدن ملکوتی است "و از همه زیباتر حدیث پیامبر اکرم (ص)که می فرمایند : به اهل زمین رحم کنید تا آنکه در آسمان است به شما رحم کند ." چه حقایق بزرگی نهفته است .