رحلت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

با عرض تسليت به مناسبت شهادت كريمه اهل بيت

حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها

 

 

دوباره آمده ام تا به من بها بدهي

مرا مريض كني و مرا شفا بدهي

 

گره به كار من افتاده اي كليد بهشت

خدا كند كه به من فرصت دعا بدهي

 

من از زيارت قبلي خراب تر شده ام

خداكند به من بي پناه جا بدهي

 

من از زبان رضا با تو درد دل دارم

مگر كه پاسخ اين اشفعي لنا بدهي

 

توآمدي و مقام رضا مشخص شد

تو خواستي كه كليدي به دست ما بدهي

 

دلم براي محرم چه زود تنگ شده

مگر كه باز تو امضاي كربلا بدهي

 

هزار عيد فداي دو روز ماتم تو

اگر اشاره كني٫رخصت عزا بدهي...

 

تمام سال براي تو روضه مي گيريم

هزار مرتبه هم در عزات مي ميريم

پیامبر گرامی اسلام را آنگونه که بود، بشناسیم

به مناسبت گراميداشت سالروز ميلاد پيامبر مكرم اسلام

پیامبر گرامی اسلام را آنگونه که بود، بشناسیم

در عصری به سر می بریم كه از لحاظ ظلمت با جاهلیت اولی تفاوتی ندارد جز این كه آن جاهلیت، بسیط و كهنه بود اما جاهلیت عصر مدرن جاهلیت پیشرفته است. اگر در آن جاهلیت با شمشیر و هجو و خاكستر و خار و شكمبه شتر به جنگ نبی اكرم صلی الله علیه و آله می آمدند، در این جاهلیت نیز با كاریكاتور و كتاب و ماهواره و اینترنت و انواع و اقسام دروغ پردازی ها آن هم با رنگ و لعاب زیبا و جذاب و پشت سر قیافه های جذاب و ادكلن و كراوات زده و حق به جانب ، به جنگ پیامبر اخلاق و خوبی ها می آیند.

كسانی كه با فشردن یك دكمه صدها هزار نفر را در ژاپن به كام مرگ می فرستند و هواپیمای مسافر بری ایران را كه پر از زن و كودك است منهدم می نمایند و سایر فجایع را در ویتنام و افغانستان و عراق و پاناما و سایر نقاط دنیا در كارنامه سیاه خود دارند با قیافه ای كاملا حق به جانب در رسانه های خود، دین اسلام را متهم به خشونت می نمایند و احكام تربیتی و انسانی آن را از قبیل قصاص و مجازات های مختلف زیر سۆال می برند!!!

نكته ای كه در این نوشتار به مناسبت میلاد نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و آله قصد پرداختن به آن را داریم این است كه ما مسلمان ها در مقابله با این هجمه دنیای غرب علیه نباید منفعل شویم، این دنیای اسلام است كه حق دارد غرب را در اخلاق به چالش بكشد و در زمینه حقوق بشر و مسائل خانواده و حقوق زنان از آنها به پرسشگری بپردازد ، این غربیها هستند كه به تمام دنیا باید پاسخگو باشند. پس ما نباید بنشینیم تا اینكه آنها هجمه ای كنند و شبهه ای طرح نمایند و ما از روی انفعال پاسخی مطرح كنیم كه آن هم در هیاهوی رسانه ای آنها گم شود!

نكته دیگر این كه وقتی ...

باقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

نهم ماه ربیع الاول و آغاز ولایت امام زمان (عج) مبارک باد

آدم هر چه دیرتر به سمت خودسازی برود زحمتش بیشتر می شود

سخنرانی استاد جاودان و مداحی حاج ماشاالله عابدی در حسینیه آیت الله حق شناس(ره)

آدم هر چه دیرتر به سمت خودسازی برود زحمتش بیشتر می شود

پیامبر(ص) هیچ وقت نگذاشتند کسی بر ایشان پیش سلام شود، حتی روزی فرد پشت دیوار پنهان شد که زودتر به ایشان سلام دهدولی پیامبر قبل از اینکه پشت دیوار را ببیند زود تر به او سلام داد...

عقیق: مراسم عزاداری دهه سوم صفر در هیئت محبان العباس(ع) با سخنرانی آیت االله جاودان و مداحی حاج ماشاالله عابدی وسایر ذاکرین اهل بیت(ع) برگزار شد.


نکاتی از سخنرانی آیت الله جاودان را بخوانید:
*اگر کسی می خواهد قدمی در راه آدمیت بردارد چگون برود و از چه راهی برود؟ مثلا شخصی بنشیند روزی صد هزار بار ذکر بگویید از آن راه نمی شود؟ تنها راه این است که، اولا آدم عزم کند معصیت را ترک کند و واجبات را انجام دهد ثانیا جبران گذشته بکند ، ثالثا عزم بر آن کند که ظاهر خود را شکلی کند عقلی و شرعی باشد.

*مکرر آیت الله حق شناس می فرمودند: اگر شخصی به تو گفت، یک کلمه(زشت) به من بگویی صد کلمه جوابت را می دهم، تو پاسخ بده اگر صد حرف به من بزنی یک کلمه هم جواب تو را نخواهم داد.

*کمی زحمت دارد کمی طول می کشد، باید رفتارت مطلوب شرع باشد، و ظاهرمان باید شبیه ظاهر رسول اکرم باشد، قرآن می فرماید: پیامبر اکرم برای شما یک اسوه حسنه است، اسوه را ما در زبان فارسی که لغت آن از اروپا آمده به الگو ترجمه کرده ایم اگر بخواهیم بهتر بگوییم همان سرمشق است، اسوه را به زبان دیگر معنی می کنیم می گوییم امام، در این معنا پیامبر اول امام است، یعنی کسی که رفتار و اعمال و اخلاق او سرمشق ماست در این معنا، وگرنه امام در معنای جانشین پیامبر، اول امیرالمومنین است.

*خداوند کسی را به عنوان سرمشق برای ما قرار داده ولی ما اصلا توانایی سرمشق گرفتن از ایشان را نداریم، زمانی ما مدرسه می رفتیم حتی در دبیرستان هم ما معلم مشق خط داشتیم، ایشان یک خط بالای صفحه می نوشت ما باید سعی می کردیم شبیه او بنویسیم، اگر آدم خسته نشود و از میدان در نرود مثل او می شود نوشت، ولی زحمت دارد آدم باید تمرین کند دنبال کند، پی بگیرد و خسته نشود، اگر اینقدر همت داشته باشیم می شود مثل او نوشت.

*زمانی که مکه فتح شد همه مردم مکه مسلمان شدند اگرچه اسلام بسیاری ظاهری بود، مردم با ایشان بیعت کردند و تشت آبی آوردند حضرت دست خود را در آن گذاشت و بعد زنان دست خود را در آن آب می گذاشتند و با ایشان بیعت می کردند من اگر اینکار را انجام دهم یعنی به پیامبر تاسی کردم.

* پیامبرهیچ وقت نگذاشت هیچ کس بر ایشان پیش سلام  شود، حتی روزی فردی پشت دیوار پنهان شد که زودتر به ایشان سلام دهد ولی پیامبر قبل از اینکه پشت دیوار را ببیند زودتر به  او سلام داد، حال اگر من این اخلاق پیامبر را انجام دهم در حقیقت به ایشان تاسی کرده ام.

*آدم هرچه دیرتر بخواهد به سمت خودسازی برود زحمت او بیشتر می شود، در فرهنگ مذهبی قدیم ما چیزی باب شده بود که می گفتند ائمه کجا ما کجا؟ ما که نمی توانیم مثل آنها زندگی کنیم! اینکه آنها کجا و ما کجا درست است ولی رفتاری که ایشان انجام داده اند رفتاری بوده است که تاسی به آن مقدور است.

روزهاي پاياني غم و اندوه ائمه معصومين

به مناسبت ايام سوگواري دهه و روزهاي پاياني ماه صفر
 
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ وَاَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ يا اَبَاالْقاسِمِ يا رَسُولَ اللّهِ يا اِمامَ الرَّحْمَةِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

خدايا از تو درخواست دارم و به سويت روى آوردم به وسيله پيامبرت، پيامبر رحمت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش) اى ابا القاسم، اى فرستاده خدا، اى پيشواى رحمت، اى آقا و مولاى ما، به تو رو آورديم و تو را واسطه قرار قرار داديم، و به سوى خدا تو را وسيله ساختيم، و تو را پيش روى حاجاتمان نهاديم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت‏ كن.
 
يا اَبا مُحَمَّدٍ يا حَسَنَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا الْمُجْتَبى يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
 
اى ابا محمّد، اى حسن بن على، اى برگزيده،‏ اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوى خدا به تو توسّل جستيم، و تو را پيش روى حاجاتمان نهاديم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت كن.
 
يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِىَّ بْنَ مُوسى اَيُّهَا الرِّضا يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

اى ابا الحسن‏، اى على بن موسى، اى رضا، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان اى آقا و مولاى ما به تو روى آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوى خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روى حاجاتمان نهاديم، اى آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت كن.
 
*********
فرارسیدن سالروز رحلت جانگداز پیامبر گرامی و عظیم‌الشأن اسلام حضرت رسول اکرم(ص)،
 شهادت دومین اختر تابناک ولایت و امامت حضرت امام حسن مجتبی(ع)
 و سالروز شهادت جانسوز هشتمین گوهر درخشان آسمان ولایت و امامت، عالم آل محمد(ص) حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)
 بر شیفتگان و ارادتمندان خاندان عصمت‎‎ و طهارت(ع) و تمامی مسلمین جهان تسلیت باد.


به مناسبت شهادت حضرت امام رضا عليه السلام

يا رئوف

 

بر در دوست به امید پناه آمدهایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمدهایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ایم

*******

امروز که سر بر حرمت می آیم

انگار تمام عشق کامل شده است

ای ضامن آهو! به غریبی سوگند

دل کندن از این ضریح مشکل شده است

*******

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

*******

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

 

پیشاپیش سالروز شهادت هشتمين اختر تابناک ولايت و امامت ، خورشيد پر نور ايران زمين ، امام رضا عليه السلام را به همه رهپويان راه حق تسلیت می گویيم.

 

روزهای آخر محرم و صفر و عزاداری های ناب برای امام حسین علیه السلام

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 

به مناسبت اربعین حسینی - روایت اسیران کربلا از شام تا مدینه

اگر زنان و کودکان در کنار این قبور میماندند،خودرا دراثر شیون و زاری وگریستن ونوحه کردن هلاک می نمودند،لذا علی بن الحسین(ع)فرمان داد تا بارشتران را ببندند و ازکربلا حركت كنند...

حرکت از شام
بهر حال پس از هفت روز که اهل بیت در شام بودند، به دستور یزید نعمان بن بشیر (1) وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهی مردی امین آنان را روانه مدینه منوره کرد (2) .
در هنگام حرکت، یزید
امام سجاد علیه السلام را فرا خواند تا با او وداع کند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت کند! اگر من با پدرت حسین ملاقات کرده بودم، هر خواسته ای که داشت، می پذیرفتم! و کشته شدن را به هر نحوی که بود، گرچه بعضی از فرزندانم کشته می شدند از او دور می کردم! ولی همانگونه که دیدی شهادت او قضای الهی بود! ! چون به وطن رفتی و در آنجا استقرار یافتی، پیوسته با من مکاتبه کن و حاجات و خواسته های خود را برای من بنویس! (3) آنگاه دوباره نعمان بن بشیر را خواست و برای رعایت حال و حفظ آبروی اهل بیت به او سفارش کرد که شبها اهل بیت را حرکت دهد و در پیشاپیش آنان خود حرکت کند و اگر علی بن الحسین را در بین راه حاجتی باشد برآورده سازد؛ و نیز سی سوار در خدمت ایشان مأمور ساخت؛ و به روایتی خود نعمان بن بشیر را و به قولی بشیر بن حذلم را با آنان همراه کرد (4) .
و همانگونه که یزید سفارش کرده بود به آهستگی و مدارا طی مسافت کردند و به هنگام حرکت، فرستادگان یزید بسان نگهبانان گرداگرد آنان را می گرفتند، و چون در مکانی فرود می آمدند از اطراف آنان دور می شدند که به آسانی بتوانند وضو سازند.

اربعین
اهل بیت علیهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهی جاده عراق و مدینه رسیدند، چون به این مکان رسیدند، از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، و او آنان را بسوی کربلا حرکت داد، چون به کربلا رسیدند، جابر بن عبد الله انصاری (5) را دیدند که با تنی چند از بنی هاشم و خاندان پیامبر برای زیارت حسین علیه السلام آمده بودند، همزمان با آنان به کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زاری کردند و بر صورت خود سیلی زده و ناله های جانسوز سر دادند و زنان روستاهای مجاور نیز به آنان پیوستند (6) ، زینب علیها السلام در میان جمع زنان آمد و گریبان چاک زد و با صوتی حزین که دلها را جریحه دار می کرد می گفت: «وا اخاه! و احسیناه! و احبیب رسول الله و ابن مکة و منی! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن علی المرتضی! آه ثم آه!» پس بیهوش گردید.
آنگاه ام کلثوم لطمه به صورت زد و با صدایی بلند می گفت: امروز محمد مصطفی و علی مرتضی و
فاطمه زهرا از دنیا رفته اند؛ و دیگر زنان نیز سیلی به صورت زده و گریه و شیون می کردند .

باقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

اربعین اوج رفتن است، قله رسیدن است.

اربعین اوج رفتن است، قله رسیدن است

روزهای محرم که فرا می‌رسد برای خیلی از ما ایرانی‌ها انگار دمیدن خون تازه‌ای در رگ‌های وجودمان است.

خیلی از ما ایرانی‌های شیعه، زندگی‌مان را با ماه محرم تنظیم می‌کنیم. آن‌گونه که بتوانیم از سرمستی محرم بهره‌مند شویم و توشه‌ای برای روزهای سال برداریم تا در بقچه ایمان‌مان نان و ریحانی از عشق حسین علیه‌السلام باشد.. تا حلاوت‌بخش زندگی‌مان باشد. چند سال پیش لابلای همین نوشته‌ها  اقرار کردم که بهشت جایی است مثل همین هیئت‌های خودمان. از چای با استکان‌های کوچک در هیئت گرفته تا شور آخر سینه‌زن‌ها تا نذری‌دادن مادر‌های‌مان هر چه که هست و بود و خواهد بود؛ انعکاس تصویر بهشت است. یعنی گویی بهشت یک هیئت عزاداری است که همه جمع می‌شوند تا برای حسین فاطمه علیهماالسلام گریه کنند.. و این گریه، همان جنات عدنی است که خدا در کتابش وعده داده است و غیر از هیئات حسین علیه‌السلام کجا می‌توان طعم «یطعمون الطعام علی حبه» را چشید؟

جز در حلقه سینه‌زنی برای حسین علیه‌السلام کجا می توان «وِلدانٌ مخلدونَ بأکواب و أباریق» را دید؟

این که می‌گویند «مزاجه من تسنیم» مگر غیر از نذری‌های مجالس حسین علیه‌السلام چیز دیگری می‌تواند باشد؟ شما فکر می‌کنید موسی علیه‌السلام در کوه طور چرا به فرمان «فاخلع نعلیک» گوش جان سپرد؟ برای ورود به هیئت حسین علیه السلام. از هفت بطن قرآن مجید، حداقل یکی از دهلیزهای معنایی قرآن، در هیئت حسین علیه‌السلام گشوده می‌شود. این را شک ندارم.

شاید وقتی دیگر باز هم در این باره نوشتم اما امروز می‌خواهم حرف دیگری بزنم. می‌خواهم برای آنهایی بنویسم که عاشقانه در هیئت حسین علیه‌السلام از جان می‌گذرند . می‌خواهم بنویسم زندگی پای این عَلَم، آدابی دارد که جز با تسلط بر دائرةالمعارف عاشقی عاشورا، نمی‌توان آن  را دریافت. هر کدام از  ارکان هیئت حسین علیه‌السلام برای خودش قاموسی است عظیم. گذشته‌ای دارد و حالی و آینده‌ای...

یکی از ارکان این هیئت، "همرکابی" است. یعنی عاشق باید "پای کار" باشد. باید بیاید به هر جا که مولایش می‌خواهد. پای منبر آقا که نشسته است باید آماده باشد تا روضه‌خوان نفسش هُرم کربلا می‌گیرد دلش را پرواز بدهد برود روی تل زینبیه و در کنار مویه‌های زینب بگرید. باید بلد باشد «برود»... کربلا منتظر ماست بیا تا برویم.. بیا تا برویم..
 
این رفتن، خودش روضه است. خیلی‌ها آن روز پای رفتن نداشتند اگرچه زبان نوشتن نامه داشتند. کربلا پر است از نرفتن‌ها... و این نرفتن‌هاست که سوگواره طف را را رقم می‌زند. خوش به حال آنهایی که رفتند. زهیر هم اول، پای رفتن نداشت اما بالاخره رفت. حُر هم با پای نرفتن آمده بود اما رفت. خلاصه اینکه رفتن و رسیدن از ارکان حضور در هیئت حسین علیه السلام است. در اوج رفتن‌های کربلایی، به آنجا می‌رسیم که زینب سلام الله علیها رفتن را بر ماندن در کربلا ترجیح می‌دهد. «علیکنّ بالفِرار»....این رفتن دلخواسته نبود، اجباری بود. هم برای حفظ جان دخترکان حرم و هم رفتن برای برافراشتن پرچم خون‌خواهی خدا. این رفتن با تمام آنجه تا کنون گذشت در این هیئت فرق می‌کند. این رفتن، رسیدن به اربعین را دارد و رسیدن به اربعین، یعنی نقطه اوج هیئت حسین علیه‌السلام. اربعین، یعنی چهل روز مدام در سرمستی جرعه‌نوشی جام نیزه‌ها باشی.. اربعین یعنی رسیدن به همان قاب قوسینی که پر جبرییل در رسیدن به آن آتش می‌گیرد. اربعین یعنی به جوش‌آمدن پیمانه‌هایی که در هیئت حسین علیه‌السلام در جام‌های خالی ما ریخته‌اند.


این روزها بازار رفتن به کربلا داغ است. مسافران اربعین کوله‌های‌شان را بسته‌اند تا از شهر پدری‌شان نجف به کربلای حسین علیه السلام پیاده بروند.  

این روزها پاها آماده می‌شوند تاول بزنند.

چشم‌ها مهیا می‌شوند بارانی شوند.

سینه‌ها به شور می‌آیند تا بی‌تاب شوند..

و حنجره‌ها هم‌نفس با خستگان کاروان، می‌خواهند سلامی عاشقانه به "اربعین" بدهند. اربعین، هر سال فریاد می‌زند آنها که نرفته‌اند برخیزند... اربعین وقتی می‌آید، می‌خواهد جامانده‌ها را با خود ببرد... اربعین اوج رفتن است، قله رسیدن است. آنهایی که اربعین کربلا نرفته‌اند که خدا به داد دل‌شان برسد. آنهایی هم که امسال می‌خواهند بروند باز خدا به داد دل‌شان برسد؛ اما امان از آنهایی که اربعین َکربلا را دیده‌اند، رفته‌اند، رسیده‌اند و امسال...


 

عاشورا یک روز بود اما هیچ‌وقت این یک روز تمام نشده و نمی‌شود... همان‌طور که هیئت حسین علیه‌السلام هر سال جاری است در شهر های ما و هنوز تمام نشده است. اربعین هم هر سال هست. همه باید بیایند همان طور که همه هیئات می‌آیند... دلم برای آنهایی می‌سوزد که سال‌های گذشته آمده‌اند و امسال نمی‌آیند. خدا کند لااقل اربعین سر به بیابان بگذارند، جایی که بتوانند با تمام حنجره‌شان حسین علیه‌السلام را فریاد بزند...

می‌گویند کربلا نرفته یک داغ دارد، کربلا رفته 72 داغ. من می‌گویم اربعین‌نرفته... نرفته... اما کسی که اربعین کربلا بوده است نمی‌تواند بازگشت کاروان را ندیده باشد... امکان ندارد ندیده باشد که هرکسی گوشه‌ای قبری را در آغوش گرفته است... زیارت اربعین از این جهت، "علامت شیعه" است که اگر کربلا باشی در آن زیارت پرده‌ها کنار می‌رود... آرزو می‌کنم جای کسانی نباشم که اربعین کربلا را دیده‌اند و امسال نمی‌توانند به کربلا بروند. همین!

*دلنوشته آقای حامد حجتی

منبع:مشرق

در آستانه اربعین حسينی؛ رهنمودهاي مقام معظم رهبري به هيئات عزاداري

بیانات در ديدار اعضاى ستاد مركزى هيئت رزمندگان اسلام‌

اعضای ستاد مركزی هیئت رزمندگان اسلام در تاریخ  بیستم آبانماه امسال، مصادف با هفتم محرم‌الحرام ۱۴۳۵ با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار كردند. رهبر انقلاب در این دیدار رهنمودهایی درباره هیئات مذهبی و مجالس عزاداری اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام ارائه كردند.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن، صوت و فیلم بیانات ایشان در این دیدار را در آستانه‌ی اربعین حسینی منتشر میكند.


بسم‌‌الله‌‌الرّحمن‌‌الرّحيم‌‌
هيئت رزمندگان يك پديده‌‌ى مباركى است؛ نَفْس اينكه رزمندگان ما هيئت عزادارى تشكيل بدهند - محور و نقطه‌‌ى ثقل اصلى هم عزادارى عاشورا است؛ بقيّه‌‌اى كه فرموديد، اينها حواشى لازم و خوبى است، امّا آن نقطه‌‌ى ثقل، احياى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌يابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چيز بسيار مبارك و مهمّى است.
 يك نكته اين است كه اصل انتساب هيئت به رزمندگان، يك معناى مهمّى دارد. رزمندگان يعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله يعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اينها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اينها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدايند - يكى از خصوصيّات مجاهدت و معناى جهاد اين است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نميگويند؛ ممكن است كسى يك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با يك خصم، با يك دشمن، انجام ميگيرد - و اين خصوصيّت را دارند، اين روحيّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نيستند - حالا كم يا زياد؛ يك وقت مثل ما دشمن زياد دارند، يك وقت هم اين قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه اين جامعه در درون خود يك نيروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزين و رزمندگان و مجاهدين هستند، ميتواند احساس امنيّت بكند؛ والّا اگر اين را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفيد را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بيمارى‌‌ها بر اين جامعه ممكن است عارض بشود. اينكه اين مجموعه بيايند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسين‌‌بن‌‌على (عليهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، اين خيلى كار مناسب و لازمى است. بنابراين نَفْس اين انتساب، يعنى انتساب هيئت عزادارى به رزمندگان، چيز مباركى است، چيز خيلى خوبى است، اين را رها نكنيد و هر چه ميتوانيد حفظ كنيد و نگه داريد.
 نكته‌‌ى ديگر اين است كه اسم هيئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ ميگويند فلانى هيئتى عمل ميكند، يعنى بى‌‌نظم عمل ميكند. تقريباً ميشود گفت  شما اوّلين كسانى هستيد كه آمديد اين مجموعه‌‌اى را كه گويا طبيعتش طبيعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآوريد؛ اين خيلى چيز خوبى است.
 خب، هيئتى بودن - كه به اصطلاح تعبيرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چيست؟ به‌‌خاطر اين است كه وقتى كسى وارد هيئت امام حسين ميشود هيچ‌‌كس به او نميگويد فلان جا بنشين، فلان جا ننشين؛ فلان جور بنشين، فلان جور ننشين؛ كِى بيا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ايمان آنها است؛ اين چيز خيلى خوبى است، اين را بايد نگه داريد؛ يعنى ارتباط هيئت را به ايمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گيرايى خود هيئت و خود اين كانون را براى دلهاى مردم بايد نگه داريد، اين را بايد حفظ كنيد، يعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اينها پيدا بكند.
به نظر من مراكز شماها حسينيّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نميخواهيد؛ حسينيّه، هيئت، مسجد، مراكز شما اينها است. يعنى اگر آمديم ما اينجا را وابسته كرديم به يك اداره‌‌اى و يك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اينها، اين ديگر هيئت نميشود؛ ميترسم اشكال پيدا بكند، نميگويم قطعاً هيئت نميشود، امّا به نظرم ميرسد كه طبيعت كار هيئت اين است كه مردم با عشق و شور و اشك بيايند طرف مجلس امام حسين؛ اين است كه اثر ميكند؛ اين است كه از دلش اين انقلاب ميجوشد، يا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى ميشود.
 نكته‌‌ى بعد كه خيلى مهم است، همين مسئله‌‌ى تربيت نيروها يا حراست از نيروهاى گوينده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ اين خيلى مهم است. واقعاً يكى از گرفتارى‌‌هاى ما اين است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نيست، مدّاح و غير مدّاح ندارد. از كسانى كه در اين ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اينها - مواردى ديده شده كه حرفهاى نامناسبى از اينها صادر شده. يك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ايم، يك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آيد بيرون، چيزى نيست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نيست؛ يك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داريم، گاهى اين جمعيّت تبديل ميشود به جمعيّتهاى ميليونى به‌‌خاطر انتشار؛ اينجا بايد محاسبه بشودكه تأثير يك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چيست. يك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول ميكنند، و يك معرفت غلطى پيدا ميكنند؛ يك عدّه‌‌اى آن را استنكار ميكنند و اين استنكار موجب ميشود كه از اصل دين زده بشوند؛ بين كسانى و كسانى سرِ اين حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببينيد، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آيد براى يك حرف غلطى كه يك نفر ميزند. از قديم ديده بوديم ما - مخصوص حالا نيست؛ از بچّگى ميرفتيم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هايى ميخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا ميخواندند؛ براى اينكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گريه كنند. مگر به هر قيمتى بايد اين كار را كرد؟ حادثه را بيان كنيد؛ با هنرمندى بيان كنند تا مردم دلشان شيفته بشود و منقلب بشود، نه اينكه خلاف بگويند. حالاها هم ميشنوم، منبرى يا مدّاح سر منبر خطاب به اميرالمؤمنين ميكند و ميگويد آقا هرچه دارى از امام حسين دارى! شما فكرش را بكنيد! اين چه حرفى است و اين چه مُهمل‌‌گويى‌‌اى است كه كسى اين‌‌جور درباره‌‌ى اميرالمؤمنين حرف بزند؟ امام حسين هرچه دارد از اميرالمؤمنين دارد، امام حسين هرچه دارد از پيغمبر دارد؛ چرا نميفهمند اين معانى و اين مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بيايد ميگويند؛ يعنى اينها را خيلى بايد به‌‌نظر من بزرگ بشمُريم.
 يك نكته هم همين مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هيئتها نميتوانند سكولار باشند؛ هيئتِ امام حسينِ سكولار ما نداريم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسين است، يعنى علاقه‌‌مند به اسلام سياسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسين اين است. اينكه آدم در يك مجلس روضه يا هيئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سياسى بشود، اين غلط است. البتّه معناى اين حرف اين نيست كه هر حادثه‌‌ى سياسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما بايد حتماً در مجلس روضه آن را با يك گرايش خاصّى - حالا يا اين طرف، يا آن طرف - بيان كنيم و احياناً با يك چيزهايى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله عليه) در اين مملكت ترسيم كردند و باقى گذاشتند، اينها بايستى در مجموعه‌‌ها و مانند اينها حضور داشته باشد.
 به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شايسته‌‌ترين مجموعه‌‌هايى كه ميتوانند براى امام حسين عزادارى كنند، واقعاً همين مجاهدين فى‌‌سبيل‌‌الله‌‌اند، همين رزمندگانند، همين جوانها هستند؛ و شما اين را قدر بدانيد و اين را هدايت كنيد؛ هدايت كنيد. اين ميتواند يك چشمه‌‌ى خورشيد و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبين كه بتواند اينها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دينى بالا ببرد.
 چقدر خوب است كه در محافل هيئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزيده بشود؛ چقدر خوب است كه در اين نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامين اسلامى، مضامين انقلابى، مضامين قرآنى گنجانده بشود؛  يك وقت هست كه سينه ميزنند و صد بار با تعبيرات مختلف مثلاً ميگويند «حسين واى»، خب اين يك كارى است امّا هيچ فايده‌‌اى ندارد و هيچ چيزى از «حسين واى» انسان نميفهمد و ياد نميگيرد. يك وقت هست كه شما در همين مطلبى كه [عزادار] تكرار ميكند و حرفى كه [با آن] سينه ميزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، يك مسئله‌‌ى روز، يك مسئله‌‌ى انقلابى، يك مسئله‌‌ى اسلامى، يك معرفت قرآنى را ميگنجانيد؛ او وقتى تكرار ميكند، در ذهن او ملكه ميشود؛ اين خيلى باارزش است، كارى است كه هيچ‌‌كس ديگر غير از شما نميتواند اين كار را بكند؛ يعنى هيچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نيست كه اين‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اينها آميخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و اميدواريم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفيق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانيد به بهترين وجهى ان‌‌شاءالله اين كار را پيش ببريد.
والسّلام  عليكم و رحمةالله و بركاته‌‌

شهادت امام سجاد عليه السلام

شهادت امام سجاد علیه السلام؛ این داغدار صبور صحرای کربلا ؛ تسلیت باد

مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر

فارس گزارش می‌دهد
مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر

یک خانواده‌‌‌‌ مظلوم و غریب در همین حوالی و در بزرگترین کشور شیعی جهان با هزاران مشقت و زیر سنگین‌ترین هجمه‌ها، حسینیه‌ای را بنا کرده‌اند تا غریو نام زیبای «حسین(ع)» در روستایشان طنین‌انداز شود.

خبرگزاری فارس: مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر

خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: در همین نزدیکی در یکی از استان‌های جنوبی روستایی قرار دارد که حدود 400 خانوار دارد و فقط یک خانواده آن شیعه هستند. آن هم چه شیعه با معرفتی که در این زمانه نظیرشان کم پیدا می‌شود! این خانواده با اینکه خودشان فقیر هستند یک حسینیه کوچک در کنار منزلشان ساخته‌اند. این حسینیه با شرایط خاصش می‌تواند گوشه‌ای از مظلومیت اهل‌بیت(ع) را در مملکت شیعه به تصویر بکشد، با همکاری مسئول گروه جهادی مروجین مذهب با این خانواده مظلوم اما بلندهمت گفت‌وگو‌ کردیم که در ادامه می‌خوانید.

 

ادامه نوشته

کدام وقایع عاشورا تحریف شده ‌است؟

کدام وقایع عاشورا تحریف شده ‌است؟
 
در لابلای این شور حسینی و اندر عزای آن حضرت، بدعت ها و تحریف هایی رشد کرده که لاجرم آن شعور عاشورایی را هدف اصابت قرار داده است.
کدام وقایع عاشورا تحریف شده ‌است؟
به گزارش جهان، عاشورا آن بزرگ روز تاریخ است که همچون زر، بر زره روزگار نقش بسته؛ کربلا همان قطعه بهشت است که رودخانه خروشان حقایق در دل شیعیان و همه آزادی خواهان وحق طلبان از چشمه زلال آن سرچشمه می گیرد. این حقیقت نه تنها شعور امت های در بند ستم را دگرگون کرده، بلکه شوری عاشورایی بدان بخشیده است.

اما در لابلای این شور حسینی و اندر عزای آن حضرت، بدعت ها و تحریف هایی رشد کرده که لاجرم آن شعور عاشورایی را هدف اصابت قرار داده است. هراس ما از آن است که روزی فرا رسد که از حسین(ع)، عاشورا و کربلا چیزی جز بدعت و خرافه باقی نماند.

مسترهمفر(جاسوس انگلیسی در کشور های اسلامی) در کتابش می نویسد: «شیعیان حسینیه هایی دارند که در اوقاتی خاص در آن تجمع می کنند و سخنران ها باعث تقویت ایمان در وجودشان می شود.»

وی در جایی دیگر می نویسد: «باید به این بهانه که حسینیه ها بدعت وگمراهی تلقی می شود... حسینیه ها را نابود کنیم.»

به همین دلیل برآنیم تا در این مطلب مختصر چند اشتباه را اصلاح و بلکه توطئه انگلیس را خنثی کنیم.

اشتباه اول: اوج عزاداری امام حسین(ع) ده روز اول ماه محرم الحرام است. بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.

اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.

اشتباه دوم: باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.

در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب...دست بر گریبان برده...و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.

شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید.»

اشتباه سوم: یکی از معروف ترین تحریف ها ماجرای حضرت لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) است وچه روضه ها که در این زمینه خوانده نمی شود؛ در روضه ها ذکر می شود که حضرت علی اکبر قبل از رفتن به میدان با مادرش چه نجواهایی می کرد، یا اینکه حضرت لیلی در خیمه ها رفته و در آنجا دعا کرده که خداوند حضرت علی اکبر را سالم برگرداند که متأسفانه این موضوع محور بعضی تعزیه ها نیز شده است.

اما حقیقت این است که اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ البته لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) هست؛ اما حتی یک مورخ هم به حضور آن حضرت در کربلا و روز عاشورا گواهی نمی دهد. (به نقل از حماسه حسینی،جلد۱،مرتضی مطهری)

اشتباه چهارم: مطلب بعدی مربوط به حضرت علی اکبر(ع) این است که آن حضرت قبل از رفتن به معرکه جنگ از پدر رخصت خواست و آن حضرت اذن میدان نداده اند و مثلاً فرموده اند که تو هنوز جوانی و حیف است که از دست بروی و چه اشعار و تعزیه ها که پیرامون آن نساخته ایم؛ اما حقیقت این است که تمام مورخین نوشته اند، هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اگر می شد حضرت برایشان عذری می آورد ولی در مورد جناب علی اکبر گفته اند: «فاستأذن اباه،فأذن له» یعنی تا اجازه خواست گفت برو.

پی نوشت:
(حماسه حسینی،جلد۱، مرتضی مطهری)
 

11 معجزه بعد از عاشورا

از خاکستر شدن گياهان تا تلخي گوشت شتر

11 معجزه بعد از عاشورا

در روايات و كتب اهل شيعه و سني آمده است كه بعد از شهادت سالار شهيدان كربلا 11 اتفاق باورنكردني رخ داده كه در نوع خود معجزات شهادت امام حسين(ع) محسوب مي شود.
معتبرترين كتابها، احاديث و روايات معجزاتي را از سالار شهيدان كربلا منعكس كرده اند تا حجت بر آنانيكه راه انكار را بر واقعه كربلا پيش گرفته اند به يقين تاريخي ترين حادثه عالم خلقت پي ببرند. معجزاتي كه حتي در كتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.

1. برخورد ستارگان آسمان با يکديگر

عن عيسى بن الحارث الكندي مي گويد: هنگامي حسين بن على (عليه السلام) را شهيد كردند، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را مي خوانديم مي ديديم آفتابي كه بر ديوارهاى خانه ها مي تابيد به قدري قرمز بود که گويا چادر هاي سرخ است که بر آن  کشيده اند ، و مي ديديم که برخي از ستارگان همديگر را مي زدند (با يکديگر برخورد مي کردند).

منبع: تهذيب الكمال، المزي، ج 6، ص 432 – 433 و تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .

2 . آسمان خون گريه کرد

نضره ازديه گويد: هنگامى كه حسين بن علي (عليهما السّلام) شهيد شدند، آسمان خون باريد و ما همچنان مي ديديم كه تمام اشياء  و اسباب ما مملو از خون است.

همچنين جعفر بن سليمان، روايت كرده كه خاله‏ ام، ام سالم، گفت: بعد از شهادت مولا حسين(ع) باراني همانند خون بر ديوارها و خانه ها مي باريد. به من خبر داند که همين باران خون، در خراسان، شام و كوفه نيز باريده است.

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 ، 313 و الثقات ، ابن حبان ، ج 5 ، ص 487 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 – 228 .

3 . اشک ريختن آسمان

ابن سيرين گفت: آسمان براي هيچ کسي جز يحيي بن زکريا و حسين بن علي (عليهم السلام) گريه نکرده است.

منبع: سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 225 – 226

4 . تاريک شدن دنيا

خلف بن خليفه از پدرش نقل مي کند که گفت : زماني که امام حسين (عليه السلام) به شهادت رسيد ، آن قدر آسمان تاريک شد که هنگام ظهر ستاره هاي آسمان ظاهر شدند ؛ تا جائي که ستاره  جوزا در عصر ديده شده و خاک سرخ از آسمان فرو ريخت.

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 431 – 432  و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 226

علي بن مسهر از جده اش نقل مي كند كه مي گفت: هنگامي كه امام حسين به شهادت رسيد من دختري نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود كه گويا لخته خون بود.

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 226

5 . سرخ شدن آسمان

علي بن مدرك از پدر بزرگش اسود بن قيس نقل مي كند كه گفت: پهنه آسمان پس از شهادت امام حسين به مدت شش ماه سرخرنگ شده بود كه ما آن را شبيه خون در آسمان مشاهده مي كرديم، علي بن محمد مدائني از وي سؤال كرد: چه نسبتي با اسود داري؟ گفت: او جد مادري من است گفت: به خدا سوگند كه او راستگو و امانتداري بزرگ وميهمان نواز بود.

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .

يزيد بن ابي زياد مي گويد: من چهارده ساله بودم كه حسين بن علي به شهادت رسيد گياه ورس در بين لشكر به خاكستر تبديل شد و پهنه آسمان قرمز رنگ شد شتري را لشكريان ذبح كردند آتش از گوشتش زبانه مي كشيد.

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 – 435 و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230.

6 . ديوار دار الإماره خون گريه کرد

حدثني أبو يحيى مهدي بن ميمون مي گويد: هنگامى كه سر مبارك امام حسين عليه السلام را در برابر ابن زياد نهادند، ديدم كه از ديوارهاى دارالاماره خون جارى مي ‏گشت‏.

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 – 434 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229 .

7 . گرفتن خورشيد

هنگامى كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، خورشيد گرفت و آن قدر تاريك شد كه هنگام ظهر ستاره‏هاى آسمان ظاهر گرديدند . از اين اتفاق چنين پنداشتم كه قيامت برپا شده است!

منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433  و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 228 و تلخيص الحبير ، ابن حجر ، ج 5 ، ص 84 و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج 3 ، ص 337 .

8 . جاري شدن خون تازه از زير سنگ ها

ابو بكر بيهقى از معروف روايت كرده كه وليد بن عبد الملك از زهرى پرسيد سنگ‏هاى بيت المقدس در روز كشته شدن حسين بن على چه حالتى به خود گرفتند ، زهرى‏ گفت : به من خبر دادند كه در روز شهادت حسين بن علي هر سنگى را كه از زمين بر مي داشتند در زير او خون تازه مي ديدند.

منبع: تهذيب التهذيب، ابن حجر، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال، المزي ، ج 6 ، ص 434 و  سير أعلام النبلاء، الذهبي ، ج 3 ، ص 314 و تاريخ الإسلام، الذهبي ، ج 5، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229

از ام حيان نقل است كه گفت: روز شهادت حسين اسمان سه شبانه روز تاريك شد وهر كس دست به زعفران مي زد دستش مي سوخت و زير هر سنگي در بيت المقدس خون ديده مي شد.

منبع: تهذيب الكمال، المزي ، ج 6، ص 434 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 229

9 . خاکستر شدن گياه ورس (اسپرک)

يزيد بن ابي زياد مي گويد: من چهارده ساله بودم كه حسين بن علي به شهادت رسيد گياه ورس در بين لشكر به خاكستر تبديل شد .

منبع: تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 – 435 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230 .

ابن عيينه از مادر بزرگ پدري اش نقل مي كند كه گفت: هنگام شهادت حسين گياه ورس را ديدم كه تبديل به خاكستر شد و در گوشتها آتش مي ديدم.

ورس: همان اسپرك است كه گياهى است شبيه به كنجد با برگ هاى سبز رنگ كه از رنگ آن براى رنگ كردن لباس ها استفاده مي ‏شود و در يمن زياد مي ‏رويد و لباس ورسى ، لباس سرخ رنگ را گويند .

10. تلخ شدن گوشت شتر غنيمت گرفته شده از امام

جميل بن مره گويد: شترى از لشكرگاه حسين بن علي را در روز شهادت او غارت گرفتند ، و سپس او را نحر كرده و طبخ نمودند ، راوى گويد : گوشت او آن چنان تلخ شد که آنان نتوانستند از آن گوشت استفاده كنند.

منبع: تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 306 و تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 435 – 436 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 16 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 231 .

11 . ديده شدن آتش درگوشت شتر غنيمت گرفته شده

از حميد طحان روايت شده است كه در قبيله خزاعه بودم، از جمله چيزهائى كه از امام حسين عليه السلام چپاول شده بود و به آن قبيله آورده بودند، يك شتر بود. مردم آن قبيله گفتند: اين شتر را نحر كنيم و يا معامله نمائيم ؟ كسى كه شتر را آورده بود گفت: مي خواهم آن را نحر كنيد.

منبع: وقال محمد بن عبد الله الحضرمي: حدثنا أحمد بن يحيى الصوفي، قال: حدثنا أبو غسان، قال: حدثنا، أبو نمير عم الحسن ابن شعيب، عن أبي حميد الطحان، قال: كنت في خزاعة فجاؤوا بشئ من تركة الحسين فقيل لهم: ننحر أو نبيع فنقسم ؟ قالوا : انحروا ، قال : فجعل على جفنة فلما وضعت فارت نارا.
منبع: مهر

۲۰ جمله از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام

۲۰ جمله از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام

در آستانه فرارسیدن محرم الحرام و ایام عزاداری شهادت حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام و یاران باوفای ایشان، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بیست جمله‌ی برگزیده از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام را منتشر كرد:

*
در زندگى حسين‌بن‌على عليه‌السّلام، يك نقطه‌ى برجسته، مثل قله‌اى كه همه‌ى دامنه‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار مى‌دهد، وجود دارد و آن عاشورا است. ۱۳۷۱/۱۱/۰۶

* تحقيقاً يكى از مهمترين امتيازات جامعه شيعه بر ديگر جوامع مسلمان، اين است كه جامعه شيعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* يكى از بزرگترين نعمتها، نعمت خاطره و ياد حسين‌بن‌على عليه‌السّلام، يعنى نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا براى جامعه شيعىِ ماست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* قدر مجالس عزادارى را بدانند، از اين مجالس استفاده كنند و روحاً و قلباً اين مجالس را وسيله‌اى براى ايجاد ارتباط و اتّصالِ هرچه محكم‌تر ميان خودشان و حسين‌بن‌على عليه‌السّلام، خاندان پيغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21660/C/13910909_0221660.jpg
* در ماه محرم، معارف حسينى و معارف علوى را كه همان معارف قرآنى و اسلامى اصيل و صحيح است براى مردم بيان كنيد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶

* اگر براى ذكر مصيبت، كتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمى» را باز كنيدو از رو بخوانيد، براى مستمع گريه‌آور است و همان عواطفِ جوشان را به‌وجود مى‌آورد. چه لزومى دارد كه ما به خيال خودمان، براى مجلس‌آرايى كارى كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه واقعى‌اش دور بماند؟! ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* وقتى شعر را ميخوانيم، به فكر باشيم كه از اين شعر ما ايمان مخاطبان ما زياد شود. پس، هر شعرى را نميخوانيم؛ هرجور خواندنى را انتخاب نميكنيم؛ جورى ميخوانيم كه لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد. در چه؟ در افزايش ايمان مخاطب. ۱۳۸۶/۰۴/۱۴

* برخى كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دين نزديك مى‌كند. يكى از آن كارها، همين عزاداريهاى سنّتى است كه باعث تقرّبِ بيشترِ مردم به دين مى‌شود. اين‌كه امام فرمودند «عزادارى سنّتى بكنيد» به خاطر همين تقريب است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گريه كردن، به سروسينه زدن و مواكب عزا و دسته‌هاى عزادارى به راه انداختن، از امورى است كه عواطف عمومى را نسبت به خاندان پيغمبر، پرجوش مى‌كند و بسيار خوب است. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18074/C/13900903_0118074.jpg


* من حقيقتاً هر چه فكر كردم، ديدم نمى‌توانم اين مطلب - قمه‌زدن - را كه قطعاً يك خلاف و يك بدعت است، به اطّلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنند. بنده راضى نيستم. اگر كسى تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضى‌ام. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* لازم است از همه برادران و خواهرانى كه در سراسر كشور، در ايّام عزادارى، با اقامه عزا و به راه انداختن مراسم عزادارى، بخصوص با اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا و با عرض ارادت به خاندان پيامبر، اين روزها را بزرگ داشتند سپاسگزارى كنم. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

* هيچ وقت نبايد امت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى ماجراى عاشورا را به عنوان يك درس، به عنوان يك عبرت، به عنوان يك پرچم هدايت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ى به عاشورا و به حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱

* اگر كسانى براى حفظ جانشان، راه خدا را ترك كنند و آن‌جا كه بايد حق بگويند، نگويند، چون جانشان به خطر مى‌افتد، يا براى مقامشان يا براى شغلشان يا براى پولشان يا محبّت به اولاد، خانواده و نزديكان و دوستانشان، راه خدا را رها كنند، آن وقت حسين‌بن‌على‌ها به مسلخ كربلا خواهند رفت و به قتلگاه كشيده خواهند شد. ۱۳۷۵/۰۳/۲۰

* اگر فداكارى بزرگ حسين‌بن‌على عليه‌السلام نمى‌بود كه اين فداكارى، وجدان تاريخ را به كلى متوجه و بيدار كرد در همان قرن اول يا نيمه‌ى قرن دوم هجرى، بساط اسلام به كلى برچيده مى‌شد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶

* كار امام حسين عليه‌الصّلاه والسّلام در كربلا، با كار جدّ مطهرش حضرت محمد بن عبداللَّه صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله‌وسلم در بعثت، قابل تشبيه و مقايسه است. قضيه اين است. همان طور كه پيغمبر در آن جا، يك تنه با يك دنيا مواجه شد، امام حسين هم در ماجراى كربلا، يك تنه با يك دنيا مواجه بود. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴

* عبرت آن است كه انسان نگاه كند و ببيند چطور شد حسين‌بن‌على عليه‌السّلام - همان كودكى كه جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجليلِ پيغمبر بود و پيغمبر درباره‌ى او فرموده بود: «سيّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت - بعد از گذشت نيم قرن از زمان پيغمبر، با آن وضعِ فجيع كشته شد؟! ۱۳۷۳/۱۰/۱۵

* امام حسين را فقط به جنگِ روز عاشورا نبايد شناخت؛ آن يك بخش از جهاد امام حسين است. به تبيين او، امر به معروف او، نهى از منكر او، توضيح مسائل گوناگون در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان- حضرت بيانات عجيبى دارد كه تو كتابها ثبت و ضبط است- بعد هم در راه به سمت كربلا، هم در خود عرصه‌‌ى كربلا و ميدان كربلا، بايد شناخت. ۱۳۸۸/۰۵/۰۵

* عاشورا پيامها و درسهايى دارد. عاشورا درس مى‌دهد كه براى حفظ دين، بايد فداكارى كرد. درس مى‌دهد كه در راه قرآن، از همه چيز بايد گذشت. درس مى‌دهد كه در ميدان نبرد حق و باطل، كوچك و بزرگ، زن و مرد، پير و جوان، شريف و وضيع و امام و رعيت، با هم در يك صف قرار مى‌گيرند. ۱۳۷۱/۰۴/۲۲
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24385/C/13920813_0124385.jpg
* درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى و شجاعت و مواسات و درس قيام للَّه و درس محبّت و عشق است. يكى از درسهاى عاشورا، همين انقلاب عظيم و كبيرى است كه شما ملت ايران پشت سر حسين زمان و فرزند ابى‌عبداللَّه الحسين عليه‌السّلام انجام داديد. خود اين، يكى از درسهاى عاشورا بود. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

* امام بزرگوار ما، محرّم را به عنوان ماهى كه در آن، خون بر شمشير پيروز مى‌شود، مطرح نمود و به بركت محرّم، با همين تحليل و منطق، خون را بر شمشير پيروز كرد. اين، يك نمونه از جلوه‌هاى نعمت ماه محرّم و مجالس ذكر و ياد امام حسين عليه‌السّلام است كه شما ديديد. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21518/C/13910827_0521518.jpg
 

* درس حسين‌بن‌على عليه‌الصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى اين است كه براى حقّ، براى عدل، براى اقامه‌ى عدل، براى مقابله‌ى با ظلم، بايد هميشه آماده بود و بايد موجودى خود را به ميدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقياس، كار من و شما نيست؛ امّا در سطوحى كه با وضعيّت ما، با خُلقيّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ بايد ياد بگيريم. ۱۳۹۲/۰۳/۲۲
 
* پروردگارا! تو را به حسين و زينب عليهماالسّلام قسم مى‌دهيم كه ما را جزو دوستان و ياران و دنباله‌روان آنان قرار بده.
* پروردگارا! حيات و زندگى ما را زندگى حسينى و مرگ ما را مرگ حسينى قرار بده.
* پروردگارا! امام بزرگوار ما را كه به اين راه هدايتمان كرد، با شهداى كربلا محشور كن. شهداى عزيز ما را با شهداى كربلا محشور كن. ۱۳۷۴/۰۳/۱۹

برنامه مراسم عزاداری محرم در حضور رهبر انقلاب

برنامه مراسم عزاداری محرم در حضور رهبر انقلاب

همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.
به گزارش KHAMENEI.IR، این مراسم از هفتم تا یازدهم محرم (۱۴۳۵ ه. ق) برابر با دوشنبه ۹۲/۸/۲۰ تا جمعه ۹۲/۸/۲۴، به مدت ۵ شب، همراه با اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی(ره) واقع در خیابان فلسطین، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار می‌شود. همچنین هر شب قبل از اقامه‌ی نماز مغرب و عشاء، احكام شرعی توسط حجت‌الاسلام فلاح‌زاده بیان می‌شود.
از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام دعوت می‌شود تا در این مراسم شركت فرمایند.
برنامه‌ی این مراسم به شرح زیر است:

ایام مراسم تاریخ قبل از منبر سخنران عزاداری
شب اول
دوشنبه
۷ محرم
۹۲/۸/۲۰

قاری: سعیدیان
مداح: احمد چینی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین صدیقی آقای مهدی سلحشور
شب دوم
سه‌شنبه
۸ محرم
۹۲/۸/۲۱

آقای نورائی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیداحمد خاتمی آقای محمود كریمی
شب سوم
چهارشنبه
۹ محرم
۹۲/۸/۲۲
آقای بهتاش حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان آقای سعید حدادیان
شب چهارم
پنج‌شنبه
۱۰ محرم
۹۲/۸/۲۳
آقای سماواتی حجت‌الاسلام‌والمسلمین عالی آقای مرتضی طاهری
شب پنجم
جمعه
۱۱ محرم
۹۲/۸/۲۴

آقای سادات رضوی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین رفیعی آقای محمدرضا طاهری

نماز روز آخر ذي الحجه

نماز روز آخر ذي الحجه

 

امروز ، روز آخر سال اسلامى قمرى است.

 

لذا مرحوم «سيّد بن طاووس» نقل كرده است كه در اين روز، دو ركعت نماز مى خوانى و در هر ركعت، يك مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو الله» و ده مرتبه «آية الكرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گويى:

 

أللهُمَّ ما عَمِلتُ فى هذِهِ السـّـنةِ مِنْ عَمَل نـَهَيتـَـنى عـَـنهُ و لمْ ترْضَهُ، و نـَسيتهُ ولمْ تنسَهُ، وَدَعَوتنى اِلى التوبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَليْكَ، اَللهُمَّ فاِنى أسْتغفِرُكَ مِنهُ فاغفِرْ لى، وَما عَمِلتُ مِنْ عَمَل يُقَرّبـُـنى اِليكَ فاقبَلهُ مِنى، وَلا تقطعْ رَجائى مِنكَ ياكَريمُ.

 

وقتي چنين كردى شيطان مى گويد: واى بر من! هرچه در مدّت اين سال زحمت كشيدم (و او راوسوسه كردم) با اين عمل، همه را از بين برد و سالش را به خير پايان داد

برنامه سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در محرم  92

برنامه سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در محرم  92

عقیق: برنامه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در دهه اول محرم 92 به شرح زیر می باشد:

ساعت 6:45 صبح | حسینیه آیت الله حق شناس | موضوع: "دین و زیبایی های آن" | میدان شهدا، خ مجاهدین اسلام، ایستگاه بهنام، بن بست هدایت

 

ساعت  8:00 صبح | بیت الزهرا(س) | موضوع: "زندگی برتر" | میدان صنعت، بلوار شهید پاک نژاد، بلوار دریا، خ گلها، خ توحید1، پلاک 102   -یا-   میدان صنعت، بلوار خوردین، بعد از تقاطع دادمان، خ توحید1، پلاک 102

 

بعد از نماز ظهر و عصر | مسجد دانشگاه تهران | موضوع: "محبت خدا، نزدیک ترین راه" | میدان انقلاب، دانشگاه تهران

 

ساعت 19:00 | مسجد دانشگاه امام صادق(ع) | موضوع: "تعیین کننده ترین عامل در مقدّرات بشر" | اتوبان شهید چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق(ع)، مسجد دانشگاه

 

 

برنامه سخنرانی دهه اول محرم 92

ساعت

مکان

موضوع

آدرس

06:45

حسینیه آیت الله حق شناس(ره)

دین و زیبایی های آن

میدان شهدا، خ مجاهدین اسلام، ایستگاه بهنام، بن بست هدایت

08:00

بیت الزهرا(س)

زندگی برتر

میدان صنعت، بلوار شهید پاک نژاد، بلوار دریا، خ گلها، خ توحید1، پلاک 102 -یا-   میدان صنعت، بلوار خوردین، بعد از تقاطع دادمان، خ توحید1، پلاک 102

بعد از نماز ظهر و عصر

مسجد دانشگاه تهران

محبت خدا، نزدیک ترین راه

میدان انقلاب، دانشگاه تهران

19:00

مسجد دانشگاه امام صادق(ع)

تعیین کننده ترین عامل در مقدّرات بشر

اتوبان شهید چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق(ع)، مسجد دانشگاه

 

در ذكر استحباب روزه‌ي روز اول ماه محرم

در ذكر استحباب روزه‌ي روز اول ماه محرم

 

ريان بن شبيب گويد:

روز اول ماه محرم خدمت حضرت رضا رسيدم بمن فرمود اى پسر شبيب روزه اى ؟ گفتم نه فرمود اين روزيست كه زكريا بدرگاه پروردگارش دعا كرد و گفت پروردگارا بمن ببخش از پيش خود نژاد پاكى زيرا تو شنواى دعائى خدا برايش اجابت كرد و بفرشتگان دستور داد ندا كردند زكريا را كه در محراب ايستاده بود كه خدا تو را به يحيى بشارت ميدهد هر كه اين روز را روزه بدارد و سپس دعا بدرگاه خدا كند خدا مستجاب كند چنان كه براى زكريا مستجاب كرد سپس گفت اى پسر شبيب به راستى محرم همان ماهى است كه اهل جاهليت در زمان گذشته ظلم و قتال را بخاطر احترامش در آن حرام مى دانستند و اين امت حرمت اين ماه را نگه نداشتند و نه حرمت پيغمبرش را در اين ماه ذريه او را كشتند و زنانش را اسير كردند و بنه اش را غارت كردند خدا هرگز اين گناه آنها را نيامرزد اى پسر شبيب اگر براى چيزى گريه خواهى كرد براى حسين (ع) گريه كن كه چون گوسفند سرش را بريدند و هجده كس از خاندانش با او كشته شد كه روى زمين مانندى نداشتند و آسمانهاى هفت گانه و زمين براى كشتن او گريستند و چهار هزار فرشته براى ياريش بزمين آمدند و ديدند كشته شده و بر سر قبرش ژوليده و خاك آلود باشند تا قائم (ع) ظهور كند و ياريش كند و شعار آنها يا لثارات الحسين است اى پسر شبيب پدرم از پدرش از جدش برايم باز گفت كه چون جدم حسين (ع) كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد اى پسر شبيب اگر بر حسين گريه كنى تا اشگت بر گونه هايت روان شود خدا هر گناهى كردى از خرد و درشت و كم و بيش بيامرزد. اى پسر شبيب اگر خواهى خدا را بر خورى و گناهى نداشته باشى حسين را زيارت كن اى پسر شبيب اگر خواهى در غرفه هاى ساخته بهشت با پيغمبر ساكن شوى بر قاتلان حسين لعن كن اى پسر شبيب اگر خواهى ثواب شهيدان با حسين را دريابى هر وقت بيادش افتادى بگو كاش با آنها بودم و بفوز عظيمى مى رسيدم اى پسر شبيب اگر خواهى با ما در درجات بلند بهشت باشى براى حزن ما محزون باش و و براى شادى ما شاد باش و ملازم ولايت ما باش و اگر مردى سنگى را دوست دارد با آن خدا روز قيامت محشورش ‍ كند.

 

امالى شيخ صدوق

مجلس بيست و هفتم

روز جمعه غره محرم سال 368 پس از رجوع از مشهد

 

به مناسبت آغاز ماه محرم و عزای حسینی

آغاز محرم الحرام

و دهه ی عزای حسینی

گر وصال تو جان بود خریدارم یا حسین ع
پیام تسلیت ماه محرم سال 91 سالروز شهادت امام حسین ع و اصحاب باوفایش

پیام تسلیت ماه محرم سال 91 سالروز شهادت امام حسین ع و اصحاب باوفایش

پیام تسلیت ماه محرم سال 91 سالروز شهادت امام حسین ع و اصحاب باوفایش
فرا رسیدن ماه محرم ؛ ماه شهادت سومین اختر امامت و ولایت امام حسین ع با اصحاب با وفایش بر شیعیان تسلیت باد
محرم
نام نخستین ماه از ماههای دوازده گانه قمری ، علت نامگذاری این ماه به محرم ، آن بوده که در ایام جاهلیت ، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند . اما بنی امیه با ریختن خون سیدالشهدا در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا ، احترام ماه حرام را نگه نداشتند
« کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا »
هر روز عاشورا و هر سر زمین ، کربلاست
شمس هدی حسین حسین ؛ صوتی بشنوید
حسین ای آبروی دو عالم ؛ صوتی بشنوید
چه کرده آفتاب گرم ؛ صوتی بشنوید
آیه ای که سر بریده امام حسین ع بر سر نیزه در شام قرائت فرمود
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَبَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُواْ مِنْ ءَايَتِنَا عَجَباً
ترجمه
آيا پنداشته ‏اى كه اصحاب كهف و رقيم ، از نشانه ‏هاى شگفت ما بودند ؟
تفسیر آیه 9 سوره کهف در جلد 13 المیزان


« کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا »
هر روز عاشورا و هر سر زمین ، کربلاست
این جمله و شعار ، نشان دهنده پیوستگی و تداوم خط درگیری حق و باطل در همه زمانها و مکانهاست . عاشورا و کربلا ، یکی از بارزترین حلقه های این زنجیره طولانی است . همیشه حق و باطل رو در روی همند و انسانهای آزاده ، وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل را بر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل ، بی دینی است.
عزت یا ذلت
ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد ! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی.
پیام دشمن شکن « هیهات منا الذله » ات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است.
امت عاشورایی
عاشورا ؛ در متن زندگی شیعه و در عمق باورهای پاک او جریان داشته و نهضت کربلا در طول چهارده قرن با کوثری زلال و عمیق - سیراب کننده جانها بوده است.
هم اکنون نیز عاشورا کانونی است که میلیونها دایره ریز و درشت از ارزشها - احساسها- عاطفه ها- خردها و اراده ها بر گرد آن می چرخد و پر گاری است که عشق را ترسیم میکند ...
بی شک محتوای آن حماسه عظیم و انگیزه ها و اهداف و درسهایش یک فرهنگ غنی و ناب و الهام بخش را تشکیل می دهد و در حوزه وسیع تری تشیع و دلباختگان اهل بیت - کوچک و بزرگ و عالم و عامی- همواره با فرهنگ عاشورا زیسته - رشد کرده و برای آن جان باخته اند. تا آنجا که در آغاز تولد - کام نوزاد را با تربت سید الشهدا ع و آب فرات بر می دارند و هنگام خاکسپاری تربت کربلا همراه مرده می گذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسین بن علی ع عشق می ورزند و برای شهادتش اشک می ریزند و این مهر مقدس با شیر دادن جان می شود و با جان بدر می رود.
عاشورا ، مائده بزرگ روح انسان است در تداوم اعصار ، تجسم اعلای وجدان بزرگ است در دادگاه روزگار ، صلابت شجاعت انسان است در تجلّیگاه ایمان ، طواف خون است در احرام فریاد ، تجلّی کعبه است در میقات خون ، نقش بیدار گذرها و رهگذرهاست در کاروان دراز آهنگ زندگیها و عبورها .
عاشورا ، باز خوان تورات و انجیل و زبور است در معبد اقدام ، ترتیل آیات قران است در الواح ابدیت ، خون خداست جاری در رگهای تنزیل ، حنجره خونین کوه حراست در ستیغ ابلاغ.
عاشورا ، درگیری دوباره محمد ص است با جاهلیت بنی امیه و شرک قریش ، تجدید مطلع رجزهای بدر است و حنین ، انفجار نماز است در شهادت و انفجار شهادت است در نماز ، تبلور شکوهزاد جاودانگی حق است درتباهستان نابود باطل.
عاشورا ، هشدار خونین حسینیّه هاست در معبر اقوام ، فریاد گستر انسانهای مظلوم است در همه تاریخ ، دست نوازش انسانیّت است بر سر بی پناهان.
عاشورا ، رواق سرخ حماسه است در تاریکستان سیاهی و بیداد ، قلب تپنده دادخواهان است در محکمه بشرّیت ، طنین بلند پیروزی است در گوش آبادیها ، عطشی است دریا آفرین در اقیانوس حیات ، رسالتی است بزرگ بر دوش اسارتی رهایی بخش.
عاشورا ، آبروی نماز گزاران است و عزت مسلمانان ، و سر انجام .
عاشورا ، رکن کعبه است و پایه قبله و عماد امّت و حیات قران و روح نماز و بقای حج و صفای صفا و مروه و جان مشعر و منا .
و عاشورا ، هدیه اسلام است به بشریت و تاریخ ...
کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا
تقویم اعمال و نماز و زیارت امام حسین ع در مفاتیح الجنان
زيارت امام حسين(ع) از نزديك
زيارات مخصوصه امام حسين ع از نزديك
زيارت امام حسين(ع) از راه دور
زيارت امام حسين ع در شب جمعه
فضيلت تربت امام حسين ع
زيارت حضرت اباالفضل ع
نماز امام حسين(ع)
تقويم ماه محرّم
ماه محرّم، ماه حماسه و ماتم
اعمال ماه محرّم
اعمال شب عاشورا
اعمال روز عاشورا
شهادت نامه امام حسين ع ( دانشنامه ) : بر پايه قرآن حديث و تاریخ
درسى كه حسين ع به انسانها آموخت
نماز و عبادت امام حسين ع
حوادث محرم الحرام
قيام جاودانه
نغمه كوثرى
مطالب متنوع حسینی و عاشورائی
حضرت امام حسین (ع)
زندگانی امام حسین ع در یک نگاه
امام سجاد ع در یک نگاه کربلا بازار عشق و آزادگی
مدح حضرت امام حسین (ع)
مرثیه حضرت امام حسین (ع)
مدح حضرت امام سجاد (ع)
مرثیه حضرت امام سجاد (ع)
مدیحه سلاله هاي نور مرثیه سلاله هاي نور
دانلود کده حسینی (کتاب و فایل صوتی)
چهل حديث از : حضرت امام حسین (ع)
حدیث حسین منی و انا من حسین
شرح دعای عرفه

تا عاشورا ؛ مطالب هر روز اضافه در سايت ذيل می شود
منبع: سايت ليله القدر

اعمال روز مباهله

ياد و اعمال روز بيست و چهارم ذيحجه

روز مباهله و نزول آيه تطهير

خاتم بخشي اميرالمومنين در حال ركوع و نزول آيه ولايت (10ق)

 

بيست و چهارم ماه ذى الحجّه، يادآورِ دو خاطره مهمّ تاريخى در اسلام است:

روزى است كه امير مؤمنان على(عليه السلام) در آن روز، در حال ركوع انگشتر خود را به سائل فقير عنايت كرد; اين عمل خالصانه و ايثارگرانه امير مؤمنان(عليه السلام) بقدرى پرارزش بود كه آيه 55 سوره مائده در شأن آن نازل شد: «(إنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنوُا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ); سرپرست و ولىّ شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند; همانها كه نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع، زكات مى دهند!»(1)

جا دارد كه مؤمنان با يادآورى اين خاطره مهم و تفسير آيه شريفه، و ذكر مناقب و فضايل اميرمؤمنان(عليه السلام)اين روز را گرامى دارند و خود نيز در تصدّق و انفاق به فقرا و نيازمندان، به آن حضرت تأسّى جويند.

واقعه مهمّ ديگر «مباهله» رسول خدا با مسيحيان نجران است.(2)

پس از گفتگوى فراوان نصاراى نجران با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درباره حضرت مسيح(عليه السلام) سرانجام علماى نصارا از پذيرفتن حق خوددارى كردند و كار به مباهله كشيده شد. (مباهله يعنى نفرين كردن دو نفر نسبت به يكديگر كه هركس ناحق مى گويد گرفتار مجازات الهى شود).

براين امر توافق شد كه در چنين روزى مسيحيان نجران با رسول خدا «مباهله» نمايند و نفرين كنند كه هر گروه و جمعيّتى كه ناحق مى گويد، رسوا و مجازات شود.

خداوند طبق آيه 61 سوره آل عمران به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «(فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْنائَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكاذبِينَ); هرگاه بعد از علم و دانشى كه (درباره حضرت مسيح(عليه السلام)) به تو رسيده، كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خويش را دعوت نماييم شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».

پيرو اين دستور الهى، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در حالى كه فرزندش حسين(عليه السلام) را در آغوش داشت و دست حسن(عليه السلام) را در دست گرفته بود و على و فاطمه(عليهما السلام) نيز همراه او بودند، به سمت محلّ مباهله حركت كرد. نصارا، چون چنين جمعيّتى و نشانه هايى را از نزديك شدن كيفر

الهى ديدند، وحشت كردند و از «مباهله» منصرف شدند و حاضر به پذيرفتن جزيه گرديدند.(3)

اين داستان نشانه ديگرى از عظمت اهل بيت(عليهم السلام) و حقّانيّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و دين اسلام است.

بنابراين، بسيار شايسته است مسلمانان در چنين روزى، با يادآورى و آگاهى بيشتر از اين جريان، عظمت و بزرگى رسول خدا و اهل بيت پاكش را به خاطر آورند و بر معرفت خويش نسبت به آنان بيفزايند، و به شكرانه آن به نيازمندان انفاق كنند.

 

به هر حال، اين روز، روز باعظمتى است كه چند عمل براى آن نقل شده است:

1ـ اين روز را به شكرانه اين بركات بزرگ، روزه بدارد.(4)

2ـ غسل كند و بهترين لباسش را بپوشد و خود را معطّر نمايد.(5)

3ـ نيم ساعت قبل از ظهر، دو ركعت نماز بخواند; در هر ركعتى يك مرتبه سوره «حمد» و ده بار سوره «قل هو اللّه احد»، ده بار «آية الكرسى» و ده بار سوره «انّا انزلناه» را بخواند.

در روايتى از امام صادق(عليه السلام) براى اين نماز پاداش فراوانى ذكر شده است.(6)

دعاى روز «مباهله» را بخواند كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است و آن چنين است:

ادامه نوشته

عقربه زمان بر نمی‌گردد

 

رهبر انقلاب در پیام حج:

ما البتّه تردید نداریم كه ملّتهای بهپاخاستهی آن منطقه كه بیداری اسلامی را تجسّم بخشیدند، بإذنالله اجازه نخواهند داد كه عقربهی زمان به عقب برگردد و دوران زمامداران فاسد و وابسته و دیكتاتور، تكرار شود، لیكن غفلت از نقش قدرتهای استكباری در فتنهانگیزی و دخالتهای ویرانگر، كار آنان را دشوار خواهد كرد و دوران عزّت و امنیّت و رفاه را سالها به عقب خواهد افكند.

 

 

 

 

عید غدیر خم

عيد غدير خم

روز امامت بر عموم شيعيان مبارك باد

 

 

در روز عرفه و نیایش از خدا چه بخواهیم ؟

در روز عرفه از خدا چه بخواهیم ؟

 

روز برآورده شدن حاجات و نزول رحمت الهی و روز بخشیده شدن و قبول توبه حضرت آدم و در شب و روز عرفه سفارش شده به مناجات با خدا برای گرفتن تمام خواسته ها و آرزوها و توبه از گناهان گذشته قبول است  و دُعا در عرفه مُستَجاب است و کسى که آن شب را به عبادت به سر آورد اجر صد و هفتاد سال عبادت داشته باشد و هدف خداوند از عرفه دعوت از ما برای خوشبخت شدن در دنیا و بهشتی شدن بعد از مرگ است.

 

در عرفه چه کارهایی انجام دهیم؟

روز عرفه از اعیاد بزرگ است و روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و بستر و احسان خود را براى ما گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر و خشمناکترین اوقات خواهد بود و سفارش شده از خدا ناامید نباشیم و هرچه میخواهیم از او بطلبیم و امام زین العابدین علیه السلام فرموده در این روز حتی بچه های در شکم مادر هم از فضل خدا بهره مند می شوند و امید بسیار برای قبول دعاست.

خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم

 

اعمال روز عرفه

در کتاب مفاتیح در قسمت اعمال 9 ذی الحجه بطور کامل ذکر شده و بطور خلاصه عبارتند از :

1- غسل به نیت توبه و پاک شدن

2- خواندن دعای شب و روز عرفه

3- زیارت امام حسین علیه السلام که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است.

4- بعد از نماز عصر پیش از آنکه مشغول بخواندن دعاهاى عرفه شویم خواندم دو رکعت نماز با حضور قلب و  آمرزش گناهان.

5- گرفتن روزه به شرط آنکه از خواندن دعا خسته نشویم مستحب است !

 

سجادیه

حدیث قدسی درباره عرفه

- خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم.

 

بهترین مکان دعا در عرفه کجاست؟

1- بهتر است در حرم امام حسین علیه السلام که فرشته ها اول در کربلا فرود می آیند اگر نشد دلت را روانه آنجا کن و خداى سبحان در قبال شهادت امام حسین (علیه السلام) چهار خصلت به او داد: در خاک قبرش شفا قرار داد و دعا را در زیر گنبد او اجابت مى‏کند و ائمه علیهم السلام را از فرزندان او قرار داد و روزهایى که زائرین زیارت قبرش مى‏کنند جزء عمرشان بحساب نمى‏آورد.

2- سپس در سرزمین عرفات که فرشتگان بعد از کربلا به مکه  می آیند و اگر نشد دلت را روانه آنجا کن.

3- در مسجد که خدا می فرماید "بدانید که خانه‏هاى من در زمین مساجدند"، و خوشا بحال بنده‏اى که در خانه‏اش تطهیر و غسل کند، سپس مرا در خانه‏ام زیارت کند و خدا کریم تر از آن است که زائر و خواهان خود را دست خالى بازگرداند. و امام باقر ع وقتى نیاز و خواسته و مشکلی داشت به هنگام زوال ظهر آن را از خداوند درخواست مى‏کرد، وقتى مى‏خواست درخواست کند ابتدا صدقه‏اى مى‏داد و بوى خوش استشمام مى‏کرد و به مسجد مى‏رفت و براى حاجت خود دعا مى‏کرد. (مفاتیح الجنان)

خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم.

 

امام حسین علیه السلام در عرفه از خدا چه می خواهد :

1ـ ستایش حق تعالی:

ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بیدریغ است. اوست که بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت....

 

2- تجدید عهد و میثاق با خدا:

پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این که چیز قابل ذکری باشم... .

 

3ـ خود شناسی:

و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمتهای بیکرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکیهای سهگانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچیک از امورم را به خودم وانگذاشتی... .

 

4ـ راز آفرینش انسان:

ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی. و  در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دلهای پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

 

5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:

تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمتهای بیکرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .

خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را میبینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!

6ـ نعمتهای خداوند:

آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بیکرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این که همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی... .

 

7ـ شهادت به بیکرانی نعمتهای الهی:

الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوستهای جریان نور دیدهام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانیام، و روزنههای تنفسیام، و نرمههای تیغه بینیام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لبهای من پنهان است... .

 

8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:

گواهی میدهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشهدار باشد... .

 

9- ستایش خدای یگانه:

بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا که وسعم میرسد با ایمان و یقین قلبی گواهی میدهم. و اظهار میدارم:

حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراثبرش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد... .

 

10ـ خواستههای یک انسان متعالی:

خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را میبینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!

 

11ـ سپاس به تربیتهای الهی:

خداوندا! ستایش از آن توست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. به خاطر لطفی که به من داشتی والا... .

 

12ـ نیازهای تربیتی از خدا:

و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شبها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنجهای این جهان و محنتهای آن جهان نجات بده و از شر بدیهایی که ستمکاران در زمین میکنند نگاه بدار... .

تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز میداری. و اگر پردهپوشی تو نبود از رسوایان بودم

13ـ شکایت به پیشگاه خداوند:

خدایا! مرا به که وا میگذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانی که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتی که تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟

 

14- ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:

ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میکائیل و اسرافیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیدهاش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .

 

15- تو پناهگاه منی:

تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز میداری. و اگر پردهپوشی تو نبود از رسوایان بودم.

 

منتخبی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام

از دعاهای حضرت امام سجاد علیه السلام در روز عرفه است که:

خدایا! مرا شاکر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان .

خدایا! در همه کارها عاقبت ما را به خیر کن و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگهدار .

خدایا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوا عزیز کن و به عافیت زیبایی ده .

خدایا! از زوال(از بین رفتن، نابود شدن) نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی و همه چیزهایی که مایه ناخشنودی توست به تو پناه می برم .

خدایا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوسهای بد و مرضهای بد به تو پناه می برم .

خدایا! سحرخیزی را بر امت من مبارک ساز .

خدایا! تو را به غیب دانی و قدرتی که بر آفرینش داری سوگند می دهم تا موقعی که زندگی را برای من بهتر می دانی مرا زنده نگهدار و موقعی که مرگ را برای من بهتر می دانی مرا بمیران .

خدایا! از تو می خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصیب من کنی و در حال خشنودی و خشم کلمه اخلاص را به زبان من جاری نمایی و در حال فقر و توانگری میانه روی را شعار من سازی .

 خدایا! چنان که خلقت مرا نیک کردی سیرتم را نیز نیک کن .

خداوندا! یک لحظه مرا به خودم واگذار مکن و چیزهای خوبی که به من بخشیده ای، از من باز مگیر.

خدایا بر محمد و خاندان پاکش درود فرست .

درودهای پربرکت و پاکیزه و فزاینده ای که صبح گاهان و شامگاهان در رسند،

و درود فرست بر ایشان و بر ارواح شان،

و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،

و احوالشان را به سامان آر،

و ما را به رحمت خود در جایگاه امن و امان در کنار ایشان قرار ده،

ای مهربانترین مهربانان.( منتخبی از دعای امام سجاد علیه السلام در روز عرفه، مترجم: حسین انصاریان)

 

 


منابع:

المعارف تشیع، جلد هفتم، ص 529 و 530.

دعای عرفه عبدالکریم بی آزار شیرازی

ماهنامه موعود، ش 71 .

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام حاتم پوری کرمانی

دعای عرفه را کجا بخوانیم؟

برنامه های هیئت ها و حسینیه های تهران در روز عرفه
روز عرفه، روز شناخت است. روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه...
منبع: عقیق

فهرست مراسم را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه نوشته

اعمال روز عرفه از ماه ذي الحجه + روز نیایش

اعمال روز عرفه از ماه ذي الحجه

 

روز نهم (روز عرفه)

 

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گويد: روز عرفه از اعياد بزرگ اسلامى است و كسى كه بتواند اين روز را در «عرفات» باشد، توفيق بزرگى دارد. اين روز اعمال و دعاهاى فراوانى دارد و بهترين عمل در اين روز، دعا است.(1)

 

اين روز، براى تقويت معرفت الهى، و رابطه عميق تر با حضرت حق و شناخت صفات جمال و جلال پروردگار، بسيار مناسب و مغتنم است.

اين روز، بويژه براى كسانى كه در سرزمين پرخاطره و انسان ساز «عرفات» باشند و در مناسك حج شركت داشته باشند، سعادت مضاعف خواهد بود; آنان كه در لباس سفيد احرام، با قلبى مملوّ از عشق خداوند، دعاى عرفه امام حسين(عليه السلام) را در سرزمين عرفات زمزمه مى كنند، از اين زلال معرفت ناب، بيش از ديگران سيراب مى شوند.

 

امام باقر(عليه السلام) از امام زين العابدين(عليه السلام) روايت كرده است كه آن حضرت در روز عرفه جمعى را مشاهده كرد كه دست نياز به سوى مردم دراز كرده و كمك مى خواستند! حضرت فرمود: واى بر شما! آيا از غير خدا در اين روز حاجت مى طلبيد در حالى كه در اين روز اميد مى رود كه فضل خداوند حتّى شامل بچّه هايى شود كه در شكم مادرانند.(2)

در روز عرفه، مخصوصاً دعا براى مؤمنان و دوستان بسيار سفارش شده است. چه آنان كه زنده اند و چه كسانى كه از دنيا رفته اند.(3)

از ابراهيم بن هاشم كه از بزرگان شيعه است چنين نقل شده كه: «عبد اللّه بن جندب» را در سرزمين عرفات ديدم كه در روز عرفه، غرق در دعا و راز و نياز بود. دست هاى خود را به سوى آسمان بلند كرده بود و اشك از چشمانش سرازير بود، و فراوان گريه مى كرد; در پايان نزد او رفتم و گفتم: وقوف و عبادت هيچ كس را مثل تو نديدم. گفت به خدا سوگند! فقط براى برادران مؤمن دعا كردم، زيرا از امام موسى كاظم(عليه السلام) شنيدم كه فرمود: هر كس براى برادران مؤمن خود دعا كند، از عرش ندا مى رسد كه صدهزار برابر آن براى خود تو خواهد بود، و من نخواستم از صد هزار برابر دعاى فرشتگان كه يقيناً مستجاب است، دست بردارم! و براى خودم دعا كنم كه نمى دانم مستجاب خواهد شد يا خير!(4)

 

اعمال روز عرفه:

براى روز عرفه چند عمل وارد شده است:

 

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید/ التماس دعا

ادامه نوشته

اعمال شب عرفه از ماه ذي الحجه

اعمال شب عرفه از ماه ذي الحجه

 

شب نهم (شب عرفه)

 

شب عرفه از شب هاى مبارك و بافضيلت است كه عبادت و توبه و راز و نياز با حضرت حقّ در آن بسيار پرارزش است.

در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه فرمود: شب عرفه شبى است كه دعاها در آن مستجاب است، و كسى كه آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش سالها عبادت را دارد و اين شب، شبِ مناجات و توبه است.(1)

براى اين شب، اعمالى نقل شده است:

1ـ اين دعا را كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است بخواند، و در پاداش آن فرموده هر كس آن را در شب عرفه يا شب هاى جمعه بخواند، خداوند او را بيامرزد:

 

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید/ التماس دعا

ادامه نوشته

سالروز ازدواج حضرت علي عليه السلام و زهرا سلام الله عليها

سالروز ازدواج حضرت علي عليه السلام و زهرا سلام الله عليها مبارك باد

 

روشن‏ترين تلاقي آيينه و آب،

در آوازهاي روشن شهر زمزمه مي‏شود

و دو بهار، توأمان، در فصلي گم شده در تاريخ،

از راه مي‏رسند و با هم پيوند مي‏خورند.

***

مدينه به وجد آمده است. مدال همسري فاطمه (س)، گردن آويز علي (ع) مي‌شود.

اول ذي الحجه، راز عشقي بزرگ.

مرج البحرين يلتقيان ،پيوند دو دريا، درياي علم و حلم ،علي و فاطمه؛ تا جهان به بركت وجودشان به ساحل آرامش برسد.

و آب، چه زيبا مهر فاطمه را به دل دارد و خاك، راز بزرگي علي را به دوش مي كشد.

و عشق، حيات مي گيرد.

دين اسلام از اين پس آسوده خاطر خواهد بود در سايه سار محبت و مهرباني اين عروس و داماد.

و له الجوار المنشئات في البحر كالاعلام، و از آن دريا، دو گوهر هستي پديد مي آيد: حسن و حسين، سيد جوانان اهل بهشت.

اعمال روز بیست و پنج ذی القعده + دحوالارض

 

سه شنبه‌ي اين هفته (فردا)

بيست و پنج ماه ذي القعده

روز دحو الارض است

 

بيست و پنجم ماه ذى القعده:

طبق روايتى از امام رضا(عليه السلام) روز دحوالأرض است (روزى است كه نخستين خشكى ها از زير آب - كه تمام روى زمين را فراگرفته بود - سربرآورد و مطابق بعضى از روايات، نخستين جايى كه از زير آب بيرون آمد و خشك شد و سپس گسترش يافت، سرزمين «مكّه» و بخصوص محلّ «خانه كعبه» بود و لذا مكّه «امّ القرى»]= مادر همه آبادى ها[ نام گرفت).

 

روز بيست و پنجم (روز دحوالارض):

همان گونه كه پيش از اين گفته شد، روز بيست و پنجم ذى القعده، روزى است كه نخستين خشكى ها از زير آب سربرآورد، و سپس گسترش يافت.

 

براى اين روز اعمالى نقل شده است:

الف) در روايتى از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: اوّل رحمتى كه از آسمان به زمين نازل شد، روز بيست و پنجم ذى القعده بود; بنابراين اگر كسى آن روز را روزه بگيرد، و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت يكصد سال را دارد.

همچنين فرمود: در آن روز، اگر گروهى به ذكر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پيش از آن كه متفرّق شوند برآورده سازد; خداوند در اين روز هزار هزار رحمت نازل مى كند كه قسمتى از آن شامل كسانى است كه جمع گردند و به ذكر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت كنند.

 

ب) مستحب است در آغاز روز (هنگامى كه آفتاب كمى بلند شود) دو ركعت نماز بجا آورد و در هر ركعت، بعد از سوره حمد پنج مرتبه سوره والشمس را بخواند و پس از سلام نماز، اين دعا را بخواند:

 

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ، يا مُقيلَ الْعَثَراتِ، اَقِلْنى عَثْرَتى،

جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ اى ناديده گير لغزشها، ناديده گير لغزشم را

يا مُجيبَ الدَّعَواتِ، اَجِبْ دَعْوَتى، يا سامِعَ الاَْصْواتِ، اِسْمَعْ صَوْتى،

اى اجابت كننده دعاها اجابت كن دعايم را اى شنواى صداها بشنو صدايم را

وَارْحَمْنى وَتَجاوَزْ عَنْ سَيِّئاتى وَما عِنْدى، يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ.

و به من رحم كن و از گناهانم و آنچه بدى دارم درگذر اى صاحب جلالت و بزرگوارى.

 

ج) «شيخ طوسى» فرمود: مستحب است در اين روز، اين دعا را بخواند:

 

اَللّـهُمَّ داحِىَ الْكَعْبَةِ، وَفـالِقَ الْحَـبَّةِ، وَصارِفَ اللَّزْبَةِ، وَكاشِفَ كُـلِّ

خدايا اى گسترنده خانه كعبه و شكافنده دانه و برطرف كننده سختى و گشاينده هر

كُـرْبَـة، اَسْئَلُكَ فى هذَا الْيَوْمِ مِنْ اَيّامِكَ الَّتى اَعْظَمْتَ حَقَّها، وَاَقْدَمْتَ

غم و گرفتارى از تو خواهم در اين روز از روزهايت كه بزرگ گرداندى حقش را و در سبقت

سَبْقَها، وَجَعَلْتَها عِنْدَ الْمُؤْمِنينَ وَديعَةً، وَ اِلَيْكَ ذَريعَةً، وَ بِرَحْمَتِكَ

پيشش انداختى و در نزد مؤمنين آن را به وديعت نهادى و آن را وسيله اى براى آمدن به پيشگاهت و رسيدن برحمت

الْوَسيعَةِ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ، فِى الْميثاقِ الْقَريبِ

وسيعت قراردادى كه درود فرستى بر محمّد بنده برگزيده ات در روز ميثاق نزديك كه

يَوْمَ التَّلاقِ، فاتِقِ كُلِّ رَتْق، وَداع اِلى كُلِّ حَقٍّ، وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاَْطْهارِ

روز ديدار و ملاقات است آن بزرگوارى كه هر در بسته اى را گشود و به هر حقى دعوت فرمود و بر خاندان پاكيزه

الْهُداةِ الْمَنارِ، دَعائِمِ الْجَبّارِ، وَوُلاةِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ، وَاَعْطِنا فى يَوْمِنا هذا

و راهنمايان روشنى بخش و پايه هاى دين خدا و زمامداران كار بهشت و دوزخند و عطا كن به ما در اين روز

مِنْ عَطآئِكَ الْمَخْزُونِ، غَيْرَ مَقْطوُع وَلا مَمْنوُن، تَجْمَعُ لَنا بِهِ التَّوْبَةَ،

از عطاى موجود در خزينه ات كه نه پايان دارد و نه منّتى در آن است گردآورى بدان براى ما توبه

وَحُسْنَ الاَْوْبَةِ، يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَاَكْرَمَ مَرْجُوٍّ، يا كَفِىُّ يا وَفِىُّ، يا مَنْ لُطْفُهُ

و بازگشت خوبى را بسوى خودت اى بهترين خوانده شدگان و بزرگوارترين مايه اميد اى كفايت كننده اى وفادار اى كه لطفش در

خَفِىٌّ، اُلْطُفْ لى بِلُطْفِكَ، وَاَسْعِدْنى بِعَفْوِكَ، وَاَيِّدْنى بِنَصْرِكَ، وَلا تُنْسِنى

نهان و خفاست بلطف خويش بر من لطف فرما و به عفوت سعادتمندم كن و به ياريت كمكم ده و از ياد

كَريمَ ذِكْرِكَ، بِوُلاةِ اَمْرِكَ، وَحَفَظَةِ سِرِّكَ، وَ احْفَظْنى مِنْ شَوائِبِ الدَّهْرِ،

كريمانه ات فراموشم مكن به حق زمامداران كار خود و نگهبانان رازت و نگاهم دار از آلودگيهاى روزگار

اِلى يَوْمِ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ، وَاَشْهِدْنى اَوْلِيآئَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسى، وَحُلُولِ

تا روز حشر و برانگيخته شدن و گواه گير برايم دوستانت را هنگام جان دادنم و سرازير

رَمْسى، وَانْقِطاعِ عَمَلى، وَانْقِضآءِ اَجَلى، اَللّهُمَّ وَاذْكُرْنى عَلى طُولِ

شدنم در قبر و به پايان رسيدن كردارم و بسر آمدن عمرم خدايا يادم كن در دوران دراز

الْبِلى، اِذا حَلَلْتُ بَيْنَ اَطْباقِ الثَّرى، وَنَسِيَنِى النّاسُونَ مِنَ الْوَرى،

پوسيده شدنم در آن هنگام كه ميان توده هاى خاك وارد شوم و مردم فراموشكار يكسره فراموشم كرده اند

وَاَحْلِلْنى دارَ الْمُقامَةِ، وَ بَوِّئْنى مَنْزِلَ الْكَرامَةِ، وَاجْعَلْنى مِنْ مُرافِقى

و در خانه ماندنى (بهشت) فرودم آر و در منزل كرامت جايم ده و از رفقاى دوستانت و

اَوْلِيآئِكَ، وَاَهْلِ اجْتِبآئِكَ وَأصْفِيائِكَ، وَبارِكْ لى فى لِقآئِكَ، وَارْزُقْنى

برگزيدگان و مخصوصانت قرارم ده و ديدارت را بر من مبارك گردان و حسن عمل روزيم كن

حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الاَْجَلِ، بَريئاً مِنَ الزَّلَلِ وَسُوءِ الْخَطَلِ، اَللّـهُمَّ وَ

پيش از آن كه عمرم بسر رسد در حالى كه پاك از لغزش و بد كردارى باشم خدايا

اَوْرِدْنى حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، وَاسْقِنى مِنْهُ

مرا به حوض پيامبرت محمّد درود خدا بر او و خاندانش باد (يعنى حوض كوثر) واردم كن و بنوشان مرا از آن

مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنيئاً، لا اَظْمَأُ بَعْدَهُ، وَلا اُحَلاَُّ وِرْدَهُ، وَ لا عَنْهُ اُذادُ،

حوض نوشاندنى سيراب كننده و روان و گوارا كه ديگر تشنه نشوم و از ورود بدان جلوگيريم نكنند و بازم ندارند

وَاجْعَلْهُ لى خَيْرَ زاد، وَ اَوْفى ميعاد، يَوْمَ يَقُومُ الاَْشْهادُ، اَللّهُمَّ وَالْعَنْ

و آن را برايم بهترين توشه راه و كاملترين وعده گاه در روز به پا خواستن گواهان قرار ده خدايا دور ساز

جَبابِرَةَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ، وَبِحُقُوقِ اَوْلِيآئِكَ الْمُسْتَاْثِرينَ، اَللّـهُمَّ

از رحمتت سركشان اوّلين و آخرين را و آنان كه به حقوق دوستان برگزيده ات تجاوز و تعدّى كردند خدايا

وَاقْصِمْ دَعآئِمَهُمْ، وَاَهْلِكْ اَشْياعَهُمْ وَ عامِلَهُمْ، وَ عَجِّلْ مَهالِكَهُمْ،

پايه هاى حكومتشان را در هم شكن و پيروان و عمالشان را نابود گردان و به هلاكتشان تعجيل كن

وَاسْلُبْهُمْ مَمالِكَهُمْ، وَضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسالِكَهُمْ، وَالْعَنْ مُساهِمَهُمْ

و مملكتهاشان را از ايشان بگير و راهها را بر ايشان تنگ فرما و آنان كه با ايشان سهيم

وَمُشارِكَهُمْ، اَللّـهُمَّ وَعَجِّلْ فَرَجَ اَوْلِيآئِكَ، وَارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظالِمَهُمْ،

و شريك هستند نيز از رحمتت دور كن خدايا شتاب كن در فرج دوستانت و حقوق از دست رفته شان را به آنها باز گردان

وَاَظْهِرْ بِالْحَقِّ قآئِمَهُمْ، وَاجْعَلْهُ لِدينِكَ مُنْتَصِراً، وَبِاَمْرِكَ فى اَعْدآئِكَ

و قائمشان را به حق ظاهر گردان و يارى ستاننده دينت و فرمانرواى در ميان دشمنانت قرارش ده

مُؤْتَمِراً، اَللّـهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ، وَبِما اَلْقَيْتَ اِلَيْهِ مِنَ الاَْمْرِ فى لَيْلَةِ

خدايا فرشتگان يارى دهنده را گرداگردش قرار ده و بدان دستورى كه در شب قدر بر او فرستى وى را

الْقَدْرِ، مُنْتَقِماً لَكَ حَتّى تَرْضى، وَيَعُودَ دينُكَ بِهِ وَعَلى يَدَيْهِ جَديداً

انتقام كشَنده براى خودت قرار ده بدان حد كه تو خشنود گردى و دين تو به وسيله او و بدست او بصورت نو و تازه اى

غَضّاً، وَيَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضاً، وَيَرْفِضَ الْباطِلَ رَفْضاً، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ

درآيد و حق كاملاً خالص گردد و باطل يكسره از بين برود خدايا درود فرست بر او و

وَعَلى جَميعِ آبائِهِ، وَاجْعَلْنا مِنْ صَحْبِهِ وَاُسْرَتِهِ، وَابْعَثْنا فى كَرَّتِهِ، حَتّى

بر همه پدرانش و قرار ده ما را از اصحاب و نزديكانش و در زمان رجعت او ما را برانگيز تا

نَكُونَ فى زَمانِهِ مِنْ اَعْوانِهِ، اَللّهُمَّ اَدْرِكْ بِنا قِيامَهُ، وَاَشْهِدْنا اَيّامَهُ، وَصَلِّ

ما در زمان او جزء يارانش باشيم خدايا توفيق درك زمان قيام او را نصيب ما گردان و در روزگار ظهورش ما را حاضر كن و درود فرست

عَلَيْهِ، وَعَلَيْهِ السَّلامُ، وَارْدُدْ اِلَيْنا سَلامَهُ، وَرَحْمَـةُ اللهِ وَبَرَكـاتُهُ.(7)

بر او و سلام او را بسوى ما بازگردان و سلام و تحيت و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.

 

 

از كتاب المراقبات/ ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي

 

اعمال روز بيست و پنجم ، روز «دحوالارض»
كار مهم در اين ماه آگاهى از نعمتهايى است كه خداوند در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمين )) به بشر ارزانى داشته است . زيرا آگاهى از نعمت و كم و كيف آن اولين مرتبه شكر است . همانگونه كه در روايات بر اين مطلب تصريح و در علم اخلاق ثابت شده است .
در روايات زيادى آمده است كه در بيست و پنجم ذى القعده كعبه نصب گرديده ، زمين گسترده شده ، آدم پايين آمده ، خليل و عيسى (عليهما السلام ) متولد شدند و رحمت پخش شده است .
از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) روايت شده است كه فرمودند: ((اولين رحمتى كه از آسمان به زمين نازل شد، در بيست و پنجم ذى القعده بود. كسى كه اين روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بايستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت . هر گروهى كه در اين روز براى ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آيند، پراكنده نمى گردند مگر اين كه خواسته آنان داده مى شود. در اين روز يك ميليون رحمت نازل مى شود كه نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران اين روز و عبادت كنندگان اين شب خواهد بود.))
دو ركعت نماز در اين روز
روايت شده است : پيش از ظهر، دو ركعت نماز با يك بار حمد و پنج بار شمس و ضحى خوانده و بعد از سلام بگويد: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و دعا كرده و بگويد: يا مقيل العثرات ! اءقلنى عثرتى . يا مجيب الدعوات ! اءجب دعوتى . يا سامع الاصوات اسمع صوتى و ارحمنى و تجاوز عن سيئاتى و ما عندى ، يا ذالجلال و الاكرام !
نيز مستحب است دعايى را كه اول آن ((يا داحى الكعبه )) است بخواند.
نعمت نصب كعبه و گسترش زمين
نعمت نصب كعبه و گسترش زمين شكلى دارد و ماهيتى . شكل ظاهرى آن همانگونه كه در ((اقبال )) به آن اشاره شده اين است كه خداى متعال در اين روز زمين را براى سكونت و زندگى انسانها آفريد و از رحمتى كه در اين روز نازل گرديد، زمين و نعمتهاى آن حتى بدن و روزى ما بوجود آمد. بنابراين تمام نعمتها از هر جنس ، نوع و صفت ، كه كسى قادر به شمارش آن نيست ، در اين روز فرود آمده و پخش شده است .
بنابراين لازم است بنده اى كه مراقب مولايش بوده و در پى شكر نعمتهاى اوست ، درباره نعمتهايى كه از آن آگاهى داشته و با آفرينش زمين و آنچه در آن است از آن بهره مند گرديده ، بينديشد. مثلا از نعمتهاى خداوند متعال در بدن خود شروع نمايد كه با فراوانى و لطافت آن قطعا نمى تواند تمام آن نعمتها را درك كند. كه براى توضيح بيشتر مى توان به علم تشريح پزشكى مراجعه نمود. در كتاب جديدى از يكى از نويسندگان اروپايى عكسهايى ديدم كه پوشش عضوى را با عضو ديگر و رگها و مويرگها را با رنگهاى مختلف و مدارها، رگها و اجزاى ديگر بدن را نشان مى داد بگونه اى كه انسان و حتى پزشك به شگفت مى آيد كه چگونه تمام اينها بطور مستقيم يا غير مستقيم در سلامتى آن عضو و بطور غير مستقيم در سلامتى مزاج انسان مؤ ثرند. و بالاخره نعمتهايى كه با حس درك مى شوند بالغ بر چند ميليون هستند. و از اينجا مى توانيم بفهميم نعمتهاى غير محسوس بيش از نعمتهاى محسوس است .
اين گونه اى از نعمتهاى بدنى است كه انواع ديگرى نيز دارد كه شايد تعداد آن بيشتر و عجيب تر از اين باشد. از جمله نعمتها نيروهايى نامرئى است كه در اين اجزاء با تكثير، تحريك ، شكل دادن ، تغذيه ، رشد، هضم ، دفع و... فعاليت مى كنند. و هر كدام علامت و آثار خاص خود را دارند. يكى ديگر از نعمتها وجود ملكوتى اين نيروها، قوايى كه از آنها تبعيت نموده ، كاركرد و تاءثير آن بر كار نيروهاى نامرئى كه به شرايط زمانى ، مكانى ، وضعيت جسمى و روحى و ساير شرايط خارجى بستگى دارد، مى باشد؛ كه هيچكس قادر به شمارش عناوين اين گونه نعمتها نمى باشد، مگر خدا يا كسى كه از جانب او از آن مطلع شده باشد؛ چه رسد به شمارش تك تك آن . و اگر انسان شكل ارتباط عوالم با يكديگر را بفهمد، بروشنى مى يابد كه تمام اين عوالم در سلامتى كامل هر كدام از اعضاى بدن و حتى هر جزء از اجزاى آن عضو، نقش دارند؛ و مى فهمد كه خداوند متعال براى اعطاى يك نعمت بظاهر جزئى به او اين همه مقدمات را ايجاد نموده است .
آنگاه اگر درباره نعمتهاى خارجى از قبيل خوردنى ، نوشيدنى ، لباس ، چيزهايى كه در آن دخل و تصرف مى كند و حواس ظاهرى و باطنى كه در عوالم مختلف هستند انديشه نمايد، فرموده خداوند: ((قادر به شمارش ‍ كامل نعمتهاى خدا نيستيد)) و ((لشكريان پروردگارت را بجز خود او كسى نمى داند.)) را بهتر درك مى كند.
يكى از عالمهايى كه انسان با نيروى خيال در آن دخل و تصرفات جزيى دارد عالم مثال است كه بشر توانايى فهم و و گستردگى آن را ندارد. چه رسد به دخل و تصرفاتى كه با عقل محيط خود در تمام اين عالمها، مى نمايد. اى مسكين ! تو كجا و فهم تفصيلى يكى از امور يكى از عالمهايى كه عقل تو در آن دخل و تصرف مى كند كجا. به اين نعمتها بنگر و خود قضاوت كن كه چگونه بايد شكر اين نعمتها را بجا آورى .
تازه اينها ظاهر نعمتهايى است كه آفريننده زمين با گسترش زمين به تو عنايت نموده است و اگر درباره عطاياى مالك دنيا و آخرت كه با آفريدن زمين به تو عنايت نموده ، انديشه كرده و آن را كاملا درك كنى ، شگفتيت افزون خواهد شد.
در اين مورد باختصار مى توان گفت : آنچه اهل حق و مكاشفه دريافته و روايات اهل بيت وحى (عليهم السلام ) به آن اشاره دارد اين است كه خداى متعال آدم را آفريده و او را در عالم مثال قرار داد - عالمى كه در بعضى از روايات از آن به بهشت و در بعضى ديگر به شهر ((جابلقا)) تعبير شده است . و اين همان بهشت آدم است كه از آن به زمين فرود آمده ، تا با عبور از اين دنيا از نعمتهاى مثالى ، كه در عالم برزخ براى او آماده شده بهره بردارى كند؛ كه اين عالم در برابر بهشت آدم بوده و ((جابلسا)) ناميده مى شود؛ و نيز به اين جهت فرود آمد كه در عالم آخرت و در بهشتهاى جاويد از نعمتهايى كه براى او مهيا شده ، استفاده نمايد. و اگر آدم به اين دنيا نمى آمد، هيچگاه به نعمتهاى سراى آخرت نمى رسيد؛ و تمام نعمتهايى كه خداوند به پيامبران ، جانشينان آنان ، اوليا و مؤ منين وعده داده است از فوايد سفر به اين عالم بوده و اين عالم ايستگاهى از ايستگاههاى سفر آخرت مى باشد. حتى از يك جهت منشاء و سرچشمه نعمتهاى آن است . بهمين جهت نيز در روايات ((مزرعه آخرت )) ناميده شده است . و شايد اين آيه قرآن نيز به همين مطلب اشاره داشته باشد: ((اين همان چيزى است كه قبلا روزى ما بوده و اكنون مانند آن روزى ما شده است .))
بنابراين تمام نعمتهاى جاويد و فناناپذير كه قابل مقايسه با نعمتهاى اين دنياى پست نمى باشد - و خالق آن از هنگام آفرينش دنيا هيچگاه به آن نظر نكرده و آن را براى بندگانش انتخاب ننموده و سراى پاداش نيست - منشاء و سرچشمه آن همين عالم دنيا است . بنابراين عارف مراقب در روز ((دحوالارض ؛ گسترش زمين )) بر خود لازم مى بيند كه در مقابل تمام اين نعمتها شكرگزارى نمايد.
و در اين هنگام بخوبى مى يابد كه نمى تواند حق مقدار كمى از اجزاى گوشه كوچكى از آن را ادا نمايد؛ گرچه تمام عابدين شاكر را به كمك طلبيده و تا ابد مشغول شكرگزارى گردند. نه باين جهت كه شكر اين نعمتها نيز از نعمتهاى خدا بوده و بر آن نيز شكرى واجب است ، بلكه بخاطر بزرگى ، فراوانى ، ظرافت و ديده نشدن آن نعمتهاست . و آنگاه كه بنده به اين شناخت رسيده و نعمتهاى الهى را قدر شناخت ، نشانه كسانى را كه بخوبى ناتوانى و كوتاهى خود را در شكرگزارى خداى متعال فهميده اند پيدا كرده و خجالت مى كشد كوشش خود را - هر مقدار كه باشد - شكرگزارى بداند. و مى فهمد كه خداوند با قبول اين شكرگزارى كم و ناچيز اين نعمتها چه منتى بر او دارد. و خداوند متعال را براى اين انجام دادن اين شكرگزارى ، سپاس مى گويد. و معنى شكور (بسيار شكرگزار) را كه از نامهاى خداوند است ، تا اندازه اى مى فهمد. گرچه شناخت كنه نامهاى خداوند متعال محال است .
از بزرگترين نعمتهاى اين روز اين است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زيارت نموده و با پاداش و رضايت فراوان اين عمل را از آنان مى پذيرد. و اين نهايت لطف ، مهربانى و كرم است . آنگاه كه انسان با چشم باز در معانى اعمال حج تاءمل نمايد به لطف بزرگ خدا پى مى برد. و بالاتر از اين ، مى يابد كه او تا چه اندازه دوست دارد كه دست عنايت خود را روى سر مؤ منين نگهدارد. نيز نهايت عنايت او در جذب آنان به در خود و دعوت آنان به نزديكى و پناه خود را درك كرده و قدر نعمت وجود اين پيامبر بزرگوار را كه بواسطه آن ما را به اين عالمهاى گرانقدر هدايت نموده و ما را از اسرار آن آگاه نموده ، و اين دلهاى مرده را با نور ايمان حيات بخشيده و گمراهى آن را با نور يقين تبديل به هدايت نموده ، خواهد دانست .
بطور اختصار درباره نعمت نصب كعبه مى توان گفت : خداوند متعال انسان را از خاك آفريده و او را به ديدار و پناه خود دعوت نمود. نزديكى و پناه او نيز مخصوص بلند مرتبگان و افراد با معنويت است . و به جهت اين كه انسان در اوايل كار، به جهت فرو رفتن در تاريكيهاى عالم طبيعت و اسارت در كره خاكى و ميان آب و گل ، به اين عالمهاى عالى دسترسى ندارد، خداوند، عالم او را با ايجاد مكانى آباد كرده و آن را خانه خود ناميد. و آن را زيارتگاه زائرانش و طالبين حضرتش قرار داد تا بر گرد آن چرخيده ، زيارتش كرده ، به مقتضاى حال خود با پروردگارشان ماءنوس ‍ شده و با اين امور آماده عالمهاى قدس و نزديك شدن به خدا گردند. براى اين زيارت نيز عبادتهايى مقرر فرموده كه تمامى آنان باعث پرواز از عالم خاكى به عالم ملكوت ، جبروت و لاهوت است . بعبارت ديگر اين عبادتها عبادت كننده را آماده زيارت كعبه حقيقى مى نمايد كه درباره آن در روايت آمده است : ((زمين و آسمانم گنجايش من را ندارد بلكه قلب بنده مؤ منم گنجايش مرا دارد)). بعبارت ديگر اين عبادات باعث شناخت نفس مى شود كه شناخت پروردگار را در بر دارد. همانگونه كه در مناجات شعبانيه به آن اشاره شده است : ((چشم قلبهاى ما را با نگاه آن به خودت روشن فرما تا ديدگان قلبها حجابهاى نورى را پاره كرده و آنگاه به معدن بزرگى رسيده و روحهاى ما به پاكى گرانقدرت آويزان گردد.))
انسان بخاطر حجابهاى تاريكى و نورى نمى تواند به معدن بزرگى برسد. حجابهاى تاريكى همان عالم طبيعت است كه آنرا ديده و حس مى كنيم البته بعضى از عالمهاى مثال نيز به حجابهاى تاريكى ملحق مى شوند. حجابهاى نورى نيز از آنجا شروع مى شود كه انسان با واگذاشتن ماده و شكل از عالم طبيعت ترقى ، نفس خود را مجرد از اين دو ديده ، نفس و حقيقت او بدون پوسته ماده و شكل براى او آشكار شده و نفس خود را امر بزرگى ببيند. و با بقاى حجابهاى نورى در معارف كشفى بر او گشوده مى شود و آنگاه باندازه اى كه اين حجابها كنار رفته و در عوالم نورى انديشه نمايد، علم به مبداء، معاد و حقايق مقامات دينى كه در اين آيه آمده است : ((و كسى كه به خداوند، فرشتگان ، كتابها و پيامبران او و روز قيامت ايمان آورد...)) براى او منكشف مى شود. تا جايى كه ديدگان دلها حجابهاى نورى را پاره كرده و به معدن بزرگى برسد؛ و در اين هنگام به مقام قرب رسيده ، و با مشاهده جلوه هاى نامها و صفات خداوند رستگار شده و از زائرين و پناه داده شده هاى او محسوب مى گردد. و خلاصه خداوند با لطف خود براى اهل اين عالم خانه اى همجنس عالم خودشان قرار داده تا از فيض زيارتش محروم نمانده و براى اين خانه نيز عباداتى را مقرر داشته كه باعث آماده نمودن ديدار كننده و شايسته گرداندن او براى ديدار خانه حقيقى اش مى گردد.

امروز هشتم ذي القعده است

 

در آستانه‌ي يازدهم ذي القعده

 

و

ميلاد با بركت و موجب السرور

امام هشتم شيعيان

 

حضرت علي ابن موسي الرضا عليه السلام

 

 

 

 

 

 

 

باب الجواد، راه ورودي به قلب توست

حاجت رواست هر كه از اين راه مي رود

 

 

 

 

حاجی ایرانی و توصيه هاي مقام معظم رهبري

توصیه های مقام معظم رهبری به حجاج ایرانی بیت الله الحرام

متن: گزيده بيانات و متن توصيه ها به حجاج و در ادامه مطلب

مجموعه كامل تصاوير را با كيفيت بالا از اينجا ببينيد

مروري بر توصيه هاي مقام معظم رهبري به حجاج ايراني را در ادامه مطلب بخوانيد

ادامه نوشته