بسته ويژه: آزمون مزاج شناسي + مزاج خوراکی ها + پخت و پز در طب سنتي

آزمون مزاج شناسي بر اساس طبايع

از اينجا وارد شويد

(پس از وارد كردن ايميل، جهت ارسال پاسخ، روي گزينه شروع آزمون كليك كنيد)

 


مزاج خوراكي ها

(روي هر عكس كليك راست و Open Link New Tabكنيد. با تشكر از سايت طبايع)

  • لبنياتريشه هاتوت‌ها و بذرهای ملین
  •  
  • صیفی‌ها سبزی‌هاحبوبات
  • ميوه هاگوشت هاادویه‌ها و چای‌های سنتی
  • مغزهای گیاهی و آجیل‌ها غذاهای فرآوری شده عرقیات


پخت و پز در طب سنتي و گروه هاي غذايي

(براي مشاهده هر دسته و دستورهاي غذايي مفيد، روي تصاوير كليك كنيد)

روي هر عكس كليك راست و Open Link New Tabكنيد

گروه های غذایی
 
صبحانه ها     دسرها      شيريني ها   دمنوش ها  شربت ها    سوپ و آش  پلوها
 
خوراکها   خورش ها    آبگوشتها     كوبيدنيها      سس ها    سالادها

 

منبع: سايت طبايع

مزاج بدن خود را از بوعلی سینا بپرسید

 

مزاج بدن خود را از بوعلی سینا بپرسید

 

شناسایی طبع یا مزاج انسان از جمله مباحثی است که نه تنها در طب سنتی ایران بلکه در سایر طب‌های سنتی نیز دیده می‌شود. از اینرو شناسایی مزاج و پرداختن به آن در طول زندگی یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین شیوه‌ها برای حفظ سلامت، تندرستی و نشاط عمومی بدن است.

 

شناسایی طبع یا مزاج انسان از جمله مباحثی است که نه تنها در طب سنتی ایران بلکه در سایر طب‌های سنتی جهان مثل طب سنتی چینی، رومی، یونانی و هندی نیز دیده می‌شود. از اين رو شناسایی مزاج و پرداختن به آن در طول زندگی یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین شیوه‌ها برای حفظ سلامت، تندرستی و نشاط عمومی بدن است. شناسایی ویژگی‌ها و خصوصیات بدنی و پرداختن به آنها نقش بزرگی در عملکرد صحیح و مناسب اندام‌ها و اعضای درونی بدن از قبیل مغز، دستگاه اعصاب، دستگاه گوارش، کلیه‌ها و دیگر اعضای بدن دارد. مصرف مواد غذایی مناسب و همسو با مزاج و طبع افراد کمک می‌کند تا ما در زندگی کمتر با اختلال‌ها، بیماری‌ها و تنش‌های جسمی و روحی روبه‌رو شویم و در مقایسه با افراد دیگر سلامت بیشتری داشته باشيم. با مطالعه این مطلب و بررسی چارت‌هایی که در این شماره و شماره‌های بعدی مجله سیب سبز منتشر خواهد شد، می‌توانید تا حدود زیادی با نوع مزاج و طبع خود آشنا شوید. اگرچه برای شناسایی دقیق‌تر و مطمئن‌تر مزاج و طبع بدن توصیه مي‌کنیم با یک متخصص طب سنتی در این زمینه مشورت کنید.


با 1+7 گام مزاج‌تان را شناسايي كنيد


برای شناسایی مزاج و طبع هر فرد لازم است ويژگي‌ها و خصوصيات جسماني وي مورد بررسي قرار گيرد. اين شيوه يكي از ساده‌ترين راه‌ها براي شناسايي طبع و مزاج هر فرد است كه اگر چه روشي ساده به نظر مي‌رسد اما در عين حال دقت و هوشياري زيادي براي شناسايي مزاج و كيفيت آن لازم است به گونه‌اي كه در بسياري از موارد پيچيدگي‌هايي براي شناسايي طبع اتفاق مي‌افتد كه شايد تشخيص مزاج براي فرد عادي ممكن نباشد. با وجود اين براي شناسايي مزاج بررسی میزان گوشت و چربی بدن، بررسی ویژگی محل لمس شده در بدن از قبیل نرمی و سفتی، رنگ پوست، ویژگی های مو، شکل و خصوصیات اعضا، چگونگی خواب و بیداری،کیفیت و خصوصیات فضولات بدن و فعل و انفعالات حرکتی همگی از جمله مواردی است که برای تشخیص مزاج و طبع جبلی افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد، اگر چه تک تک اندام و اعضای بدن علاوه بر مزاج جبلی که حاکم بر بدن است دارای مزاجی جداگانه هستند و گاهی ممکن است با غلبه یکی از اخلاط بدن در یکی از اندام‌ها روبه‌رو شوند و این مسئله اختلال‌هایی در عملکرد آنها پدید آورد. با مطالعه هر یک از سرفصل‌هایی که در این شماره و شماره‌های بعدی مجله سیب ارائه می‌شود و با جمع زدن علامت‌هایی که در مقابل هر یک از انواع مزاجی می‌زنید تا حدود زیادی می‌توانید نوع مزاج خود را تشخیص دهید.


1- سردي و گرمي بدن را بررسي كنيد
براي شروع بايد سردي و گرمي بدن را بررسي كنيد. به كمك اين روش مي‌توانيد نخستين قدم را براي شناسايي گرمي يا سردي مزاج‌تان برداريد. تنها كافي است بخشي از بدن مانند ساعد فرد را لمس كنيد و دقت كنيد كه با لمس آن چه احساسي را تجربه مي‌كنيد.

  •   در صورتي كه با لمس بدن فرد مثلا لمس ساعد يا بازويش احساس گرما و حرارت كرديد او داراي مزاج گرم است.
  •   اما اگر هنگام لمس بدن فرد احساس سرما كرديد اين امر يكي از نشانه‌هاي سردمزاجي در آن فرد است.


2- بافت بدني نرم داريد يا سفت؟
مرحله بعدي براي شناسايي نوع مزاج، بررسي ميزان نرمي و سفتي بافت‌هاي بدن، عضلات و پوست فرد است. چرا كه افراد مختلف در مقايسه با هم بافت‌هاي بدني متفاوتي دارند كه تشخيص و شناسايي دقيق آنها مي‌تواند جزئيات كامل‌تري براي شناسايي نوع مزاج در اختيار فرد قرار دهد.

  •   در صورتي كه با لمس بدن فرد گرما احساس كرديد و علاوه بر گرما متوجه شديد بافت بدني او نرم است و با فشار سرانگشتان بافت به راحتي فرو مي‌رود اين فرد علاوه بر گرمي مزاج داراي رطوبت نيز هست. بنابراين او  ويژگي‌هاي مزاج گرم و مرطوب را دارد.
  •   اما در صورتي كه با لمس كردن بدن فرد احساس گرما كرديد اما خشكي و زبري خفيفي را زير سرانگشتان دست‌تان احساس كرديد او علاوه بر گرمي، خشكي مزاج نيز دارد. پس او يكي از علائم گرمي و خشكي مزاج كه همان حس گرما و خشكي در بافت و پوست بدن است را دارد.
  •   ممكن است با لمس بدن فرد تجربه ديگري داشته باشيد. در شرايطي كه با لمس بدن فرد احساس سردي كرديد اما اين سردي با نرمي پوست و بافت گوشت آلود بدن نيز همراه بود او داراي يكي از علائم مزاج سرد و مرطوب است كه در ميان درمانگران طب سنتي با عنوان مزاج سرد و تر نيز معروف است.
  •   و اما در شرايطي كه شما بدن فرد را لمس كرديد و از آن سرما دريافت كرديد و در عين حال با لمس بافت بدن با سختي و سفتي رو به رو شديد و احساس كرديد بافت بدن او خشك است مي‌توانيد او را  داراي ويژگي‌هاي مزاج سرد و خشك بدانيد.


3- پوست شما چه رنگي است؟
بررسي رنگ پوست در كنار بررسي بافت بدن و سردي و گرمي آن مي‌تواند سومين گام براي نزديك شدن به نوع مزاج و طبع هر فرد باشد. درمانگران طب سنتی برای شناسایی نوع مزاج علاوه بر بافت بدن و استخوان‌بندی به رنگ پوست نیز برای شناسایی نوع مزاج افراد توجه می‌کنند. از ديدگاه اين درمانگران رنگ پوست مي‌تواند نشانه خوبي براي بررسي نوع مزاج و طبع باشد.

  •   در شرايطي كه پوست فرد سفيدرنگ و مايل به سفيد باشد مي‌تواند نشانه خوبي براي تشخيص سردمزاجي فرد باشد. البته اين رنگ علاوه بر اين مي‌تواند نشانه كم‌خوني او نيز باشد.
  •   افرادي كه پوست بدن آنها قرمز رنگ يا مايل به قرمز است از جمله افرادي هستند كه داراي مزاج گرم هستند. اين افراد پوست مايل به صورتي و قرمز دارند و علاوه بر گرمي مزاج در گروه افراد پرخون نيز قرار دارند.
  •   كساني كه پوست بدن‌شان زرد رنگ يا مايل به زردي است از جمله افرادي هستند كه علاوه بر گرمي مزاج با خشكي مزاج نيز رو به رو هستند. اين افراد در طول زندگي با مشكلات ناشي از غلبه صفرا در بدن رو‌به‌رو مي‌شوند.
  •   در افرادي كه پوست بدن آنها تيره و كدر است و به اصطلاح  رنگ لب‌ آنها بادمجاني‌رنگ است نشانه‌هاي مزاج سرد و خشك وجود دارد. اين افراد با غلبه سودا نيز در بدن روبه‌رو هستند.
  •   مردان و زناني كه پوست آنها سفيد رنگ و مايل به رنگ گچ است. در گروه مزاج‌هاي سرد و مرطوب يا سرد و تر قرار دارند. يكي از نشانه‌هاي بارز وجود اين افراد غلبه بلغم است كه بر زندگي روزانه آنها تاثيرگذار است.


4- عضلاني هستيد يا استخواني؟
یکی دیگر از مواردی که درمانگران طب سنتی به کمک آن برای شناسایی مزاج افراد مختلف اقدام می‌کنند، بررسی ظاهر و شکل اندام، عضلات و میزان عضلانی بودن بدن است.

  •   افرادی که دارای بلاتنه‌ای فراخ و پهن هستند دارای گرمی مزاج‌اند.
  •   افرادی که اندام‌های بدن آنها بزرگ است و عروق برجسته و نبض قوی دارند هم اصطلاحا دارای گرمی مزاج هستند.
  •   در صورتی که فردی عضلات کلفت و بزرگ و تاندون‌های ظریف‌تر داشته باشد این امر نیز نشانه گرمی مزاج است.
  •    برخلاف موارد ذکر شده اگر فردی دارای اندام‌های کوچک و بلاتنه کوچک داشته باشد  این امر نشانه سردی مزاج است.
  •   داشتن نبض ضعیف و عضلات ظریف نیز از دیگر علائم سردی مزاج در افراد است.
  •   درمانگران طب سنتی افرادی را که دارای چهره لاغر و پوست به استخوان چسبیده دارند، دارای مزاج خشک می‌دانند.
  •   افرادی که مفاصل قابل مشاهده و برجسته دارند و غضروف حنجره و بینی آنها نیز برجسته و واضح است در گروه افرادی که دارای مزاج خشک هستند، قرار می‌گیرند.


5- چند ساعت در شبانه‌روز مي‌خوابيد؟
يكي ديگر از روش‌هاي شناسايي مزاج و طبع هر فرد بررسي ساعت، كيفيت و چگونگي خواب هر فرد است. درمانگران طب سنتي با بررسي كيفيت و كميت خواب و بررسي ديگر ويژگي‌هاي فردي مي‌توانند مزاج افراد را شناسايي كنند.  از ديدگاه اين گروه افرادي كه در طول شبانه‌روز به اندازه كافي مي‌خوابند و افرادي كه در خوابيدن افراط و تفريط مي‌كنند طبع و مزاجي متفاوت دارند.

  •   اگر در گروه افرادي هستيد كه ساعت خواب شما بيشتر از حد مجاز يعني 8 ساعت است در اين صورت در گروه افرادي قرار داريد كه داراي مزاج سرد و تر يا سرد و مرطوب هستيد.
  •   ولي اگر ساعت خواب شما كمتر از 8 ساعت است و شما در بيشتر ساعات روز بيدار هستيد و كار مي‌كنيد يا خود را به كاري سرگرم و مشغول مي‌كنيد در گروه افرادي كه دچار مزاج گرم و خشك هستند، قرار مي‌گيريد.


6- به موهای‌تان نگاه کنید
براي تشخيص نوع مزاج نياز به بررسي مو، جنس و كيفيت رشد آن داريد. به اين ترتيب مي‌توانيد پنجمين فاكتوري را كه به شناسايي نوع مزاج شما كمك مي‌كند، بررسي كنيد. جنس مو و ميزان رشد آن در افراد مختلف كه مزاج‌هاي متفاوتي دارند، فرق مي‌كند.

  •   افرادي كه سرعت رشد موهاي‌شان زياد است و در گروه افراد پرمو قرار مي‌گيرند، از جمله افرادي هستند كه به گفته درمانگران طب سنتي در گروه مزاجي گرم جاي مي‌گيرند.
  •   اما افرادي كه رشد موي آنها كم است به‌گونه‌اي كه از اين موضوع شكايت دارند در گروه افراد سردمزاج قرار مي‌گيرند. اين گروه علاوه بر آنكه موي سر و ابروي‌شان كم‌پشت است در ديگر اندام‌هاي بدن‌شان نيز موي زيادي ندارند.
  •   اگر رشد مو در مرد يا زني خيلي سريع باشد به گونه‌اي كه او احساس كند موهايش بيش از حد طبيعي زود رشد مي‌كند و بلند مي‌شود در صورتي كه ديگر علائم را داشته باشد در گروه افرادي قرار مي‌گيرد كه مزاج گرم و خشك دارد. در كنار اين مورد مجعد بودن و حالت‌دار بودن موها نيز نشانه گرمي و خشكي مزاج است و نبايد از آن غافل بود.
  •   نازكي مو نيز يكي از دلايلي است كه مي‌تواند نشانه سردي و تري مزاج افراد باشد. بنابراين بايد به اين موضوع نيز توجه كنيد و بهتر است براي بررسي آن از مشورت يك متخصص طب سنتي استفاده كنيد. چون ممكن است كم‌پشتي و نازكي مو نتيجه يك بيماري باشد. علاوه بر اين داشتن موي صاف و لخت نيز يكي ديگر از علائم مزاج سرد و مرطوب در مردان و زنان است.
  •   افرادي كه موي كلفت دارند نيز در گروه افرادي كه مزاج گرم و خشك دارند محسوب مي‌شود و اين امر يكي از نشانه‌هاي گرمي مزاج در مردان و زنان است.
  •   رنگ موي مردان و زنان  نیز یکی دیگر از نشانه‌های تشخیص مزاج استافرادی که  رنگ موی آنها سياه است معمولا در گروه افرادي كه طبع گرم و خشك دارند قرار مي‌گيرند.
  •   افرادي كه رنگ موي آنها به سفيدي ميل مي‌كند و زودتر از بقيه تارهاي سفيد در سر آنها ديده مي‌شود نيز از جمله افرادي هستند كه مزاج سرد و تر دارند.



7- اجابت مزاج
رنگ مدفوع و کیفیت آن از دیگر مواردی است که توسط درمانگران طب سنتی برای تشخیص نوع مزاج استفاده می‌شود. برای این منظور بررسی کل فضولات بدن شامل ادرار، مدفوع، عرق، مو، ناخن و خون در تشخیص دقیق نوع مزاج و طبع موثر است.

  •   اگر رنگ مدفوع یا ادرار تیره‌تر از حد معمول یا بدبوتر از حد نرمال باشد این امر نشان‌دهنده گرمی مزاج و غلبه صفرا در بدن است.
  •   بی‌رنگ بودن فضولات و کم بودن بوی آن از علائم سردی مزاج است.


8- ميزان سازگاري شما با محيط چگونه است؟
 
اگر عضوی در برخورد با گرما، سرما، خشکی و رطوبت خیلی سریع آن را بپذیرد این موضوع نشان‌دهنده غلبه آن مزاج است. به عنوان مثال اگر در معرض گرما قرار بگیرید یا خوراکی با طبع گرم بخورید و زود احساس گرما درشما ایجاد شود این امر نشان‌دهنده گرمی مزاج شماست.


 

در همين وبلاگ بخوانيد و بسنجيد

 

                     آزمون مزاج شناسي بر اساس طبايع 

۵ تکنیک برای وداع با غم و ناراحتی

۵ تکنیک برای وداع با غم و ناراحتی

 

در دنیای اطراف ما افراد با مشكلات و سختی های متنوع و متعددی دست و پنجه نرم می كنند ،برخی همه مشكلاتشان به خاطر فقر و نداری است و عده ای همه درد سرهایشان به خاطر ثروت و دارایی است، عده‌ای به نان شب خود محتاج هستند و به خاطر كمبود انواع ویتامین ها در بدن خود دچار بیماری های مختلفی می شوند و از آن طرف عده ای آن قدر در مصرف غذاهای رنگین اسراف می كنند كه راهی بیمارستان می شوند و با بیماری‌های قلبی و .... دست پنجه نرم می كنند. خلاصه نمی توان دست روی یك فرد جامعه گذاشت و با یقین و اطمینان گفت كه او هیچ مشكلی در زندگی خود ندارد .

 

ایمان
در میان همه مشكلاتی كه برای انسان ها به ذهن می رسد برخی از سختی ها و رنج ها بیشتر به چشم می خورد و افراد از مبتلا بودن به آنها بیشتر اظهار عجز و ناله می كنند، مشكلاتی از قبیل ترس نسبت به آینده و غم و اندوه كه بیشتر به جنبه روح و روان انسان تعلق دارد، چرا كه اگر انسان از روح و روان سالمی برخوردار نباشد نمی تواند به خوبی از لذت های مادی و جسمی بهره ببرد و به عبارتی دیگر دنیا در پیش چشمان او تیره و تار می شود.

اما با وجود تمام مشكلاتی كه برای انسان ها تصور می شود در این میان افرادی هستند كه با آرامش كامل و بدون هیچ دغدغه ای زندگی می كنند و خوشبختی و سعادت سرتاسر زندگی آنها را فرا گرفته است،افرادی كه نه ترسی در وجود آنها وجود دارد و نه غم و اندوهی و با امیدی كه به آینده دارند روز به روز بر سرعت خود برای رسیدن به آخرین ایستگاه خوشبختی می افزایند .

خداوند متعال برای اینكه ما هم بتوانیم یك زندگی سراسر آرامش و امنیت برای خود و اطرافیان خود فراهم كنیم خصوصیات و ویژگی های منحصر به فرد این این افراد را در آیات متعددی از قرآن مجید برای ما به تصویر كشیده است تا با اجرایی كردن آنها،یك زندگی كاملاً لذت بخش را تجربه كنیم.

تكنیك اول: ایمان و عمل صالح
نه ایمان به تنهایی می تواند آرامش را در زندگی انسان حكمفرما كند و نه عمل صالح بدون ایمان به خداوند متعال چرا كه این دو مانند دو بال مهم برای پرواز قلمداد می شوند و بدون وجود هر كدام مسیر زندگی انسان به سمت سقوط و هلاكت جلو می رود و به همین جهت خداوند متعال ،افرادی را كه در زندگی آنها دو بال ایمان و عمل صالح وجود داشته باشد را افرادی معرفی می كند كه نه ترسی در زندگی آنها وجود دارد و نه غم و اندوهی دیده می شود:

(إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ: به یقین كسانى كه (به اسلام) ایمان آورده‏اند و كسانى كه یهودى شده‏اند و نصارى و صابئین (پیروان نوح یا یحیى)، هر یك (از این گروه‏ها كه در عصر پیامبر خود) به خدا و روز واپسین ایمان آورده و عمل شایسته انجام داده باشند، آنها را اجرى درخور حالشان در نزد پروردگارشان ثابت است، و نه بیمى بر آنها (در روز قیامت) مى‏رود و نه اندوهگین مى‏شوند.)( البقرة :۶۲)

گروهی كه هم اهل انفاق هستند و هم منت و آذیت و آزاری از انها دیده نمی شود این گروه گروهی هستند كه یك زندگی بدون غم و اندوه و سرشار از آرامش و امنیت را تجربه می كنند: الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ: كسانى كه اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند، سپس در پىِ آنچه انفاق كرده‏اند، منّت و آزارى روا نمى‏دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‏شوند

 

تكنیك دوم: در زندگی تسلیم خداوند باشد
با نگاه اجمالی به زندگی برخی از افراد می توان مشاهده كرد كه هر دستوری از طرف خداوند كه مطابق میل و سلیقه آنها باشد ، اجرا می كنند و هر توصیه ای كه با خصوصیات اخلاقی آنها سازگار نباشد را با بهانه ها و اشكلات و ... ترك می كنند .

طبق آیات الهی این افراد هیچ گاه نمی‌توانند به یك زندگی توأم با آرامش و بدون هیچ غم و اندوهی دست پیدا كنند چرا كه طبق آیات الهی رمز اصلی رسیدن به این زندگی آرمانی ، تسلیم همه جانبه در برابر دستورات خداوند متعال است و به عبارتی دیگر معنای اصلی مسلمان نیز همین است ، یعنی كسی كه در برابر تمام دستورات خداوند مطیع و تسلیم محض باشد:

(بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ : چرا كسى كه تمام وجود خود را تسلیم خدا كند در حالى كه (در عمل) نكوكار است، او را پاداشى است درخور مقامش در نزد پروردگار خود، و نه بر آنها بیمى مى‏رود (در آخرت) و نه غمگین مى‏شوند.)( البقرة : ۱۱۲)

تكنیك سوم: بخشش بدون منت
طبق آیات طلایی قرآن مجید دو گروه هیچ گاه به آرامش در زندگی دست پیدا نمی كنند :
گروه اول: كسانی كه نسبت به اموال و سرمایه های خود بخیل هستند و به هیچ وجه كمك و انفاق به دیگران در زندگی آنها دیده نمی شود .

گروه دوم: كسانی كه اهل انفاق هستند اما با منت ها و اذیت و آزارهایی كه بعد از بخشش خود دارند انفاق خود را تبدیل به بخششی كاملا بی اثر می‌كنند.

اما گروهی كه هم اهل انفاق هستند و هم منت و آذیت و آزاری از آنها دیده نمی شود ، این گروه گروهی هستند كه یك زندگی بدون غم و اندوه و سرشار از آرامش و امنیت را تجربه می كنند:

(الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ : كسانى كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند سپس منّت و آزارى (زخم زبانى) به دنبال انفاقشان نمى‏آورند، آنان را در نزد پروردگارشان پاداشى درخور آنهاست، و (در آن جهان) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت.)( البقرة : ۲۶۲)

نه ایمان به تنهایی می تواند آرامش را در زندگی انسان حكمفرما كند و نه عمل صالح بدون ایمان به خداوند متعال چرا كه این دو مانند دو بال مهم برای پرواز قلمداد می شوند و بدون وجود هر كدام مسیر زندگی انسان به سمت سقوط و هلاكت جلو می رود و به همین جهت خداوند متعال ،افرادی را كه در زندگی آنها دو بال ایمان و عمل صالح وجود داشته باشد را افرادی معرفی می كند كه نه ترسی در زندگی آنها وجود دارد و نه غم و اندوهی دیده می شود

تكنیك چهارم: اهمیت به نماز
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ :همانا كسانى كه ایمان آورده و عمل‏هاى شایسته كرده و نماز را به‏پا داشته و زكات پرداخته‏اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت.( البقرة : ۲۷۷)

تكنیك پنجم: استقامت و صبر
استقامت و صبر در برابر مشكلات نیز یكی دیگر از تكنیك های مهم برای وداع با ناراحتی و غم در زندگی محسوب می شود ،چنین افرادی با استقامت و صبر و همچنین تلاش برای برطرف كردن مشكلات آنها را پشت سر می گذارند و هرگز اجازه نمی دهند وجود برخی از گرفتاری ها زندگی آنها را تلخ كند:

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ :

محقّقاً كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگى كردند، بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.( الأحقاف : ۱۳)

خلاصه كلام آنكه امروزه سازمان ها و مراكز مختلف در دنیا با تبلیغات نجومی خود در صدد هدیه دادن دادن یك زندگی بدون دغدغه و غم و اندوه به افراد هستند ، غافل از آنكه در آیات الهی و نسخه های طلایی قرآن مجید برای موفقیت تكنیك هایی بیان شده است كه هركدام می تواند زندگی ما را متحول كند و ادامه زندگی را برای ما از آنچه هست لذت بخش تر كند.

 

۱۵توصیه حاج آقا دولابی برای سبک زندگی

 

۱۵توصیه حاج آقا دولابی برای سبک زندگی

استاد اخلاق میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است.

به گزارش  آنا، استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:

 

1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

 

2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

 

3.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

 

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

 

5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

 

6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

 

7.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

 

8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

 

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

 

10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

 

11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

 

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

 

 

13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

 

14.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

 

15.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.

 

چطور با وجود بچه‌ها در خانه با همسرتان رابطه‌جنسی داشته باشید

چطور با وجود بچه‌ها در خانه با همسرتان رابطه‌جنسی داشته باشید

 

زندگی جنسی شما و همسرتان وقتی بچه‌دار می‌شوید دیگر به آن سادگی قبل نخواهد بود.

 

برای آندسته از والدینی که به تازگی صاحب فرزند شده‌اند و هنوز با مشکلاتی مثل کمبود خواب دست و پنجه نرم می‌کنند، شاید بزرگترین قاتل شور و اشتیاق شما این فکر است که تصور کنید با وجود بچه‌ها در خانه دیگر نمی‌توانید به همسرتان نزدیک شوید چون ممکن است آنها شما را ببینند یا صدایتان را بشنوند که باعث وحشت آنها و خجالت شما بشود.

 

اما با وجود این، شما هنوز هم می‌توانید با وجود آنها از زندگی جنسی خود در کنار همسرتان لذت ببرید. ما به شما کمک می‌کنیم.

 

 

باقی متن را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

۵ راه برای اینکه همیشه عاشق بمانید

 

۵ راه برای اینکه همیشه عاشق بمانید

 

توصیه‌هایی عالی مخصوص همه زوج‌ها

 

۱. همسرتان را عزیز کنید، به شوهرتان احترام بگذارید.

هسته اصلی نیاز احساسی خانم‌ها عزیز شدن است. این مسئولیت شماره یک همه شوهرهاست. معنی آن این است که باید کاری کنید که همسرتان احساس کند دوستش دارید و قدرش را می‌دانید، اینکه او اولین اولویت زندگی شماست.

هسته اصلی نیاز احساسی مردها هم این است که مورد احترام همسرشان باشند. وقتی به خانه می‌آید دوست دارد احساس کند که حداقل یک نفر در دنیا هست که فکر کند او فردی باکفایت و لیاقت است. منظورمان این است که وقتی شوهرتان به خانه می‌آید، تلفن را قطع کنید و به استقبال او بروید.

۲. با همدیگر مثل دوست‌هایی خوب رفتار کنید.

یکی از هفت نعمتی که به زن و شوهر داده شده است این است که باید دوستانی صمیمی با هم باشند.

اصل دوستی بر این است که دو طرف باید به احساسات و نیازهای طرف‌مقابل خود ارزش و احترام بگذارند. یعنی هرچه که برای تو مهم است برای من هم باشد. این رمز این است که همسرتان همیشه احساس دوست داشته شدن کند.

۳. چهار فعل طلایی را به خاطر داشته باشید: گوش دادن، کنار آمدن، بازسازی کردن، قدردانی کردن.

در همان ابتدای ازدواجتان با هم توافق کنید که یک قانون اصلی داشته باشید: هرچقدر هم که ناراحت باشید، هیچوقت با هم درگیری لفظی پیدا نکنید. این نوع و جنگ و جدل‌ها فقط مشکلات را بدتر کرده و رابطه را هم خراب می‌کند. درعوض، سعی کنید این چهار فعل طلایی را در زندگی‌تان پیاده کنید:

گوش دادن: این کار برای کنار هم کار کردن و حل مشکلات لازم است. به همسرتان اجازه دهید بدون اینکه حرف‌هایش را قطع کنید صحبت کند و بعد آنچه که گفته شده را تکرار کنید. این همسرتان را مطمئن می‌سازد که حرف‌هایش را خوب گوش کرده‌اید.

کنار بیایید: سعی کنید مشکلات را طوری حل کنید که هر دو شما از راه‌حل انتخابی شاد و راضی باشید. نباید هیچکدام از شما به اجبار به خاطر طرف مقابل راه‌حل را بپذیرد. 

بازسازی کنید: وقتی به همدیگر صدمه احساسی می‌زنید، باید بتوانید این دلشکستگی را ترمیم کرده و احساس عصبانیت و خشم طرف‌مقابل را برطرف کنید. باید به دنبال بازسازی ۱۰۰٪ باشید. حتی کمی خشم می‌تواند دیواری از کینه و تلخی بینتان ایجاد کند.

قدردانی کنید: هیچوقت نمی‌توانید به اندازه کافی از همسرتان تشکر کنید. سعی کنید هر کاری که برایتان انجام می‌دهد را فهمیده و آن را با قدردانی نشان دهید.

۴. مرزهایی قوی بسازید.

همسرتان اولویت درجه یک شماست -- نه والدینتان، خویشان و نزدیکانتان، دوستانتان، فرزندانتان، همکاران یا سرگرمی‌هایتان. مرزهایی محکم ایجاد کنید که نشان دهد برای ازدواجتان ارزش قائلید و به هیچکس و هیچ‌چیز اجازه نمی‌دهید رابطه‌تان را ضعیف کند.

این یعنی قبل از نیازهای والدینتان به نیازهای همسرتان برسید و بعد از کار سعی کنید به اندازه کافی برای همدیگر وقت بگذارید.

۵. هر روز به همدیگر لذت بدهید.

ازدواج یعنی کاری کنید که طرف‌مقابلتان احساس خوبی پیدا کند و به صورت روزانه به او لذت بدهید (البته همانطور که خودش دوست دارد). اگر خانمتان می‌گوید از گل زنبق خوشش می‌آید، چون خودتان فکر می‌کنید گل رز رمانتیک‌تر است، برای او رز نخرید.

یاد بگیرید همسرتان چطور دوست دارد به او لذت بدهید -- چه محبت فیزیکی باشد، چه جملات محبت‌آمیز، چه هدیه دادن، کمک کردن و یا گذراندن وقت با او -- و عادت کنید این کارها را به صورت روزانه برایش انجام دهید.

مطمئن باشید از لذت دادن بیشتر از لذت گرفتن لذت خواهید برد.

 

منبع: مردمان

 

علت ایجاد یکنواختی و دلزدگی در روابط عاشقانه و راههای رفع آن

علت ایجاد یکنواختی و دلزدگی در روابط عاشقانه

 

راحتی زیاد شور و اشتیاق را کم می‌کند

در هر مرحله‌ای از زندگی، و در هر موقعیت جدید، همه آدمها باید بطور مداوم بین امنیت و قابل پیش‌بینی بودن از یک طرف و عطش ماجراجویی و چالش از طرف دیگر انتخاب کنند. وقتی افراد امنیت زیاد داشته باشند، ممکن است دچار یکنواختی کُشنده‌ای شوند که ذهن را تیره و تار کرده و روحیه را از بین می‌برد. اگر از طرف دیگر، زندگی سراسر چالش و ماجراجویی داشته باشند، ممکن است منابع‌شان به شدت تخلیه شود و زندگی پرهرج‌مرج و غیرقابل‌پیش‌بینی را بگذرانند. هدف عالی برای هر فرد پیدا کردن بهترین تعادل بین این دو انتخاب است.

وقتی قرار باشد فقط خودمان را در نظر داشته باشیم، این فرایند به اندازه کافی مشکل خواهد بود. وقتی وارد یک رابطه نزدیک می‌شویم، از ‌آن سخت‌تر شده و مجبور خواهیم بود به طور متقابل بین تعارضاتمان با طرف‌مقابل تعادل ایجاد کنیم.

زوج‌ها در ابتدای رابطه تا حد زیادی برای استقبال از ماجراجویی‌هایی که ارتباطشان ایجاد می‌کند مشتاق هستند. آنها جذب سختی کشف همدیگر می‌شوند و به طور پیوسته افکار، اعمال و احساسات جدیدی را تجربه می‌کنند. در این شرایط که هنوز نمی‌دانند رابطه‌شان تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد،نیاز به راحتی و امنیت هنوز به خاطرشان خطور نکرده است.

همینطور که همدیگر را می‌شناسند و سرعت اکتشافات جدید کاهش می‌یابد، زوج بیشتر و بیشتر نگران آینده رابطه می‌شوند. هر دو طرف یا یکی از آنها هرگونه تغییرات شخصی تهدیدآمیز را محدود می‌کند و به جای روابط قابل‌پیش‌بینی به هم پاداش می‌دهند. به شریک‌هایی تبدیل می‌شوند که سعی می‌کنند محدودیت‌های همدیگر را بپذیرند به جای اینکه آنها را به چالش بکشند. وقتی دو طرف اجازه می‌دهند که گذشته، آینده‌شان را تعریف کند، اکتشافات اولیه آنها در منطقه ناشناخته به وضعیت رکود تبدیل می‌شود و این محدودیت‌های انتخاب شده را عشق واقعی و ماندگار می‌پندارند.

«می‌دانم که همیشه همینطور دوستت خواهم داشت.»
«هیچوقت عوض نشو. هیمنطور که هستی عالی هستی.»
«ما اینقدر خوب و کامل همدیگر را می‌فهمیم که دیگر لازم نیست درموردش فکر کنیم.»
«من می‌توانم هر چیزی که او می‌خواهد را پیش‌بینی کنم و همیشه در دسترسش باشم.»
«به محض اینکه به چیزی که نیاز دارم فکر می‌کنم، طرفم قبل از من آن را به زبان می‌آورد.»
«ما عشقی جاودانه بینمان ساخته‌ایم. بگذار همیشه همینطور بمانیم.»
«ما اشتباهات و نقص‌های هم را به طور کامل می‌پذیریم. به خاطر همین است که اینقدر خوب با هم کنار می‌آییم.»
«هیچوقت نمی‌گذاریم چیزی ما را از هم جدا کند.»

این نوع نظرات دقیقاً ایده‌های ایدآل‌گراهای رمانتیک است. متاسفانه، آنها در وضعیت رکود می‌مانند که رشد بیشتر رابطه را محدود می‌کند. زوج‌هایی که این حرف‌ها را به هم می‌زنند اعتقاد دارند که آشناییت و قابل‌پیش‌بینی بودن آنها جبران از دست رفتن هیجانی که در ابتدا تجربه کرده بودند را می‌کند. صمیمیت امنیت، جایگزین ترس اکتشاف شده است و آنها را برای از دست رفتن عشقی که ساخته‌اند آسیب‌پذیر کرده است.

وقتی افراد دست از چالش و اکتشاف برداشته و به امنیت روی می‌آورند، در خطر گذاشتن انرژی کمتر قرار می‌گیرند زیرا رابطه دیگر به انرژی زیادی نیاز ندارد. درعوض، دو طرف آداب و رفتارهای کلامی و فیزیکی قابل‌پیش‌بینی به دست می‌آورند. درنتیجه، دیگر هر ایده‌ای که آنچه پیش‌بینی می‌کرده‌اند را به خطر می‌اندازد، به زبان نمی‌آورند.

پیش‌بینی‌پذیری بیش از اندازه می‌تواند منجر به بی‌تفاوتی شود. به مرور زمان، بی‌علاقگی می‌تواند به غضب، آزار  و اذیت شدن منجر شود. امنیتی که یک روز قلعه محافظ آنها بود حالا به زندانی برایشان تبدیل می‌شود. بدون آنکه بدانند خسته شده و برای هم یکنواخت می‌شوند.

زوج‌ها معمولاً نمی‌فهمند که مشکلشان از خستگی که نادانسته ایجاد کرده‌اند ریشه می‌گیرد. مشاجره بر سر مسائل آزاردهنده کوچک به چالش‌ها و مشکلاتی فاجعه‌بار تبدیل می‌شود. زوج ممکن است گمان ببرند که شکایت‌هایشان مشکل اصلی نیست اما دیگر قادر نیستند علت اصلی را درک کنند.

معمولاً مشخص می‌شود که مشکل اصلی از دست رفتن همان حس اکتشاف است. آنها زندگی را بدون پیش آمدن اتفاقات تازه پذیرفته‌اند. و بااینکه به طور متقابل به چالش‌های خارجی زندگی متعهد شده‌اند، اما علاقه‌شان به رابطه‌شان را از دست داده‌اند.

چرا زوج‌های متعهد، امنیت را به اکتشافات پیوسته ترجیح می‌دهند؟
امنیت بسیار شیرین است. زوج‌های رابطه‌های جدی از اینکه بدانند چه انتظاراتی باید داشته باشند و بتوانند با پیشامدها کنار بیایند برایشان کافی است. چالش‌های عادی زندگی برای اینکه زوج‌ها در کنار هم با آن مقابله کنند، کافی است.

وقتی از آنها می‌پرسید که چرا امنیت را به اکتشاف ترجیح می‌دهند، می‌گویند نزدیکی به وجود آمده و انرژی کمتری که طلب می‌کند را دوست دارند. وقتی نباید همیشه گوش به زنگ آماده چالش بعدی در رابطه باشند، اضطراب کمتری دارند.

«از صورتش می‌فهمم که چه می‌خواهد بگوید و معمولاً هم درست حدس زده‌ام.»
«وقتی وارد خانه می‌شود و با عصبانیت شروع به تمیز کردن می‌کند، می‌دانم که مشکلی پیش آمده و باید حرف بزنیم.»
«از سر کار که می‌آیم، وقتی می‌بینم که ملحفه‌های تخت را عوض کرده و کامپیوتر خاموش است می‌فهمم که دوست دارد رابطه‌جنسی داشته باشد.»
«وقتی آن لبخند مسخره روی لبانش می‌آید، می‌دانم که می‌خواهد هرچه که می‌گوید بگویم باشه!»
«وقتی در سه قرار قبلی دیر رسیده، می‌دانم که امروز برایم گل می‌آورد.»
«وقتی خیلی با من مهربان می‌شود، می‌فهمم که مادرش قرار است بیاید و یک ماه پیش ما بماند.»

چرا عاشق و معشوق‌های جدید، دست از هیجان اکتشاف می‌کشند؟
عشاق جدید مدام در حال کشف همدیگر هستند. آنها بدن هم، قلب، ذهن و خاطرات هم را با هیجان و شدت بسیار زیاد بررسی می‌کنند و به دنبال راه‌هایی تازه برای برقراری ارتباط هستند. هر اکتشاف تازه ذخیره شده و برای مراجعات بعدی آرشیو می‌شود. آنها از به دست آوردن توانایی حدس زدن نیازهای طرفشان به شوق می‌آیند. در آن زمان قابل پیش‌بینی بودن برایشان راهی به ایجاد یکنواختی در رابطه نیست؛ آنها آن را راهی عالی برای راحتی متقابل می‌بینند.

هر طرف در تغییر مداوم است و برای هر تجربه جدید شدیداً زنده و آماده. هر دو طرف از نظر احساسی خوب واکنش داده و مداوم پیام امید و تایید به هم می‌فرستند. از هیجانات مداوم هم لذت برده و از آرزوهای هم پشتیبانی کرده، آرزوهایی تازه با هم می‌سازند و قادر به انجام کارهایی می‌شوند که به تنهایی توان آن را نداشتند.

عشاق تازه در کنار هم زندگی متقابل می‌سازند. عشق درونی آنها به جستجو، درکنار ارتباطات جسمی پرشهوتشان، آنها را به عمیق‌ترین تجربیات جدید می‌رساند. مردمک چشمانشان گشاد شده و بدنشان سرشار از آدرنالین می‌شود و با هر اکتشاف جدید، انرژی بیشتری به هم می‌دهند.

درکنار هیجان اکتشاف، زوج‌ها احساس اضطراب و عدم‌امنیت را هم تجربه می‌کنند. آنها مدام نگران این هستند که ارتباط جدیدشان نتواند به شدت کنونی باقی بماند. هرچه بیشتر در عشق گرفتار می‌شوند، بیشتر از درد احتمالی پایان گرفتن رابطه‌شان می‌ترسند. این ترس باعث می‌شود دست از ریسک کردن افکار و رفتارهای جدید بردارند و درعوض به دنبال راحتی و امنیت باشند.

این دو میل، اکتشاف و ترس/عدم‌امنیت شروع به تعارض می‌کنند. قبل‌تر زوج‌ از تازگی مداوم تجربیاتشان لذت می‌برند و حالا دوست دارند بدانند که طرفشان برای همیشه دوستشان خواهد داشت. برای مطمئن شدن از چنین نتیجه‌ای، هر دو آنها شروع به مخفی کردن افکار، احساسات و رفتارهایی از خود می‌کنند که ممکن است باعث دور شدن طرفشان شود. فقط چیزهایی را ارائه می‌دهند که باور دارند مورد قبول واقع می‌شود و دست از جستجو درمورد هر اطلاعات جدیدی که ممکن است خطر امتناع طرفشان را به دنبال داشته باشد، می‌کشند. جستجو و اکتشاف دیگر تمام شده است و دو طرف وارد رابطه منطقی‌تر، قابل‌پیش‌بینی‌تر و کم‌تر هیجان‌انگیز می‌شوند.

این زوج‌ها چطور به درمان واکنش می‌دهند
بسیار زوج‌های متعهد وقتی نمی‌توانند به هسته دلشکستگی‌شان نفوذ کنند، از مشاوره گرفتن خسته می‌شوند. هر زمان که چیزی که فکر می‌کنند مشکل اصلی است را حل می‌کنند، مشکل دیگری نمودار می‌شود و شکایت جدید آغاز می‌شود. اگر خستگی و یکنواختی مسئله و مشکل باشد، معمولاً در این روابط غیرخیالی پدیدار می‌شود.

دو طرف که دیگر نمی‌توانند فقدان شور و اشتیاق از دست‌رفته را تحمل کنند، شروع به بحث و مجادله بر سر مسائل پیش‌پاافتاده و انرژی‌گیر می‌کنند. بی‌حوصلگی آنها به دشمنی تبدیل می‌شود که جای صمیمیت واقعی را می‌گیرد. دیگر از امتحان کردن انگیزه‌شان یا پیدا کردن راه برای انجام متفاوت‌تر کارها خسته هستند و دیگر علاقه‌ای به نظرات و احساسات همدیگر نشان نمی‌دهند. وقتی از آنها درمورد وقت یا علاقه‌ای سوال می‌شود معمولاً پاسخ‌هایی آزاردهنده در آستین دارند.

«می‌دونم، می‌دونم. وقت بیشتری برای خودت می‌خوای، درسته؟ دیگه همان بهانه همیشگی را پیش نکش.»
«چرا درک نمی‌کنی چقدر خسته‌ام؟ هیچ‌وقت راضی نمیشی.»
«هزار بار به تو گفتم امکان نداره باهات به اون کلاس رقص مسخره بیام. اصلاً علاقه‌ای ندارم.»
«اینقدر غُر نزن. گفتم یه لیست بنویس هر وقت بتونم برات می‌گیرم.»
«اگه چیزی می‌خوای، بهم بگو. من که نمیتونم فکرتو بخونم.»
«اصلاً برام مهم نیست که چرا اینکار رو کردی، هنوزم ازش خوشم نمیاد. یا رفتارت رو عوض کن یا اینقدر اصرار نداشته باش که من با این رفتار کنار بیام.»

بیشتر زوج‌هایی که می‌بینیم هیچوقت در ابتدای رابطه با هم اینطور حرف نمی‌زده‌اند. مطمئناً خیلی خوب همدیگر را درک می‌کرده و برایشان مهم بوده که طرفشان چه احساسی داشته و برای پیدا کردن راهکارهای موفق برای مشکلاتشان بسیار پرانگیزه بوده‌اند.
بعد از بروز مشکلات درخواست کمک می‌کنند. دوست دارند حالشان بهتر شود. حتی دوست دارند دوباره عاشق بشوند و واقعاً نمی‌فهمند مشکل کجاست.


چطور دوباره به اکتشاف و هیجان برسید
اگر شما و همسرتان بر سر مسائل پیش‌پاافتاده با هم جنگ می‌کنید، به هم بی‌توجهی می‌کنید یا مدتی طولانی است که با هم حرف نمی‌زنید، برای برگرداندن اشتیاق نسبت به همدیگر چه می‌توانید بکنید؟ این مراحل را باید طی کنید:

۱. ارزیابی کنید که تا چه حد اجازه داده‌اید که رابطه‌تان از توازن خود خارج شود.
۲. انگیزه‌تان برای تغییر را بسنجید.
۳. میل اولیه‌تان برای کشف همدیگر را دوباره بسازید.

تمرینات زیر می‌تواند کمکتان کند:

تمرین ۱ - ارزیابی
سوالات زیر را پاسخ دهید و به پاسخ‌هایتان امتیاز دهید. وقتی جواب‌هایتان تمام شد، از همسرتان هم بخواهید همین کار را بکند. بعد پاسخ‌هایتان را با هم درمیان بگذارید. اگر هرکدام از شما احساس کرد که بین هر پاسخی نیاز دارید بپرسید که چرا و چطور به این نتیجه رسیده است، هیچ اشکالی ندارد.

به پاسخ‌هایتان به طریق زیر امتیاز دهید:
همیشه = ۵
اغلب = ۴
گاهی = ۳
نه خیلی زیاد = ۲
به‌ندرت = ۱

وقتی همسرتان می‌خواهد تجربه مهمی را با شما درمیان بگذارد، بی‌صبرانه منتظر این هستید که صحبتش تمام شود؟ -------------
آیا جملات همسرتان را چون می‌دانید چطور می‌خواهد آن را تمام کند، خودتان به پایان می‌رسانید؟ -------------
وقتی همسرتان نظری می‌دهد، آیا می‌توانستید حدس بزنید؟ -------------
اگر همسرتان سوالی از شما بپرسد، آیا احتمال اینکه یک پاسخ سطحی به آن بدهید زیاد است؟ -------------
آیا از اینکه به نظر می‌رسد همسرتان دیگر چندان علاقه‌ای به شما ندارد ناراحت هستید؟ -------------
آیا به این دلیل مسائل را از همسرتان پنهان می‌کنید که فکر می‌کنید ممکن است واقعاً به آن علاقه‌مند نباشد؟ -------------
آیا احساس می‌کنید که دیگر دوست ندارید آرزوهایتان را با همسرتان مطرح کنید؟ -------------
آیا احساس می‌کنید که به دنبال هیجان بیشتر در رابطه‌تان هستید؟ -------------
چند وقت یکبار احساس می‌کنید که انرژی با هم بودنتان از بین رفته است؟ -------------
آیا آرزو دارید که می‌توانستید رابطه‌تان را هیجان‌انگیزتر کنید اما این افکار را از همسرتان مخفی می‌کنید؟ -------------

امتیازاتتان را جمع بزنید.
امتیاز بین ۲۰-۱۰ یعنی آنقدرها که فکر می‌کنید دچار یکنواختی و خستگی از رابطه‌تان نشده‌اید.
امتیاز بین ۳۰-۲۰ یعنی در منطقه نگرانی هستید.
امتیاز بین ۴۰-۳۰ یعنی چند سانتیمتر فقط با از بین رفتن کامل علاقه در رابطه‌تان فاصله دارید.
امیتاز بین ۵۰-۴۰ یعنی یک هشدار مهم که رابطه‌تان به طور جدی دچار مشکل شده است.
اگر هرکدام از شما نگران امتیازاتتان هستید، قدم بعدی‌تان ارزیابی سطح انگیزه‌تان برای تغییر اوضاع است.

تمرین ۲ - انگیزه
بااستفاده از انتخاب‌های زیر به سوالات امتیاز دهید:

۱ = فوراً    
۲ = با کمی احتیاط
۳ = با ملاحظه‌کاری اما علاقه‌مند به امتحان کردن
۴ = به من ثابتش کن
۵ = باور ندارم که قابل تغییر باشد

آیا اگر همسرتان ایده‌های تازه و مسائل چالش‌برانگیز برای گفتن داشته باشد، برای گوش دادن به افکار و احساسات او علاقه‌مند هستید؟ -------------
آیا دوست دارید از آنچه که همسرتان می‌خواهد بگوید تعجب کنید؟ -------------
آیا اگر سوالات همسرتان آن چیزی نباشد که شما انتظار داشتید، خوشحال‌تر می‌شوید؟ -------------
آیا دوست دارید همسرتان انتظار داشته باشد که فردی جالب‌تر باشید؟ -------------
آیا دوست دارید که همسرتان علاقه بیشتری به چیزهایی که می‌گویید نشان دهد؟ -------------
آیا آرزو داشتید که برای گفتن افکار و احساساتتان به همسرتان مشتاق‌تر بودید؟ -------------
آیا دوست داشتید که برای در میان گذاشتن ایده و احساسات جدید هیجان بیشتری داشته باشید؟ -------------
آیا دوست دارید که همسرتان شما را با افکار و احساساتی که قبلاً نشنیده بودید، متعجب کند؟ -------------
آیا تبادلات مثبت‌تر و پرانرژی‌تر با همسرتان می‌خواهید؟ -------------
آیا به طور کلی در رابطه‌تان عشق و شور بیشتری می‌خواهید؟ -------------
آیا دوست داشتید که همسرتان مرموز‌تر بود؟ -------------

امتیازاتتان را با هم جمع کنید.
امتیاز بین ۲۰-۱۰ یعنی این احتمال وجود دارد که بتوانید چالش‌های موجود در رابطه‌تان را دوباره پیدا کنید.
امتیاز بین ۳۰-۲۰ یعنی کمی امید از دست داده‌اید ولی هنوز برای امتحان کردن تلاش می‌کنید.
امتیاز بین ۴۰-۳۰ یعنی ازاینکه نتوانید دوباره اوضاع را به وضع سابق برگردانید، ناامید شده‌اید.
امتیاز بین ۵۰-۴۰ یعنی کاملاً مشخص است که خسته شده‌اید اما همه چیز را آنطور که هست پذیرفته‌اید و می‌خواهید امنیت را بدون هیچ تلاطم خاصی قبول کنید.

ممکن است احساس کنید که تحت هیچ شرایطی تغییری رخ نخواهد داد اما وقتی امتحان کنید، رویکردتان تغییر خواهد کرد، حتی تغییر خیلی کم. امید تولید انرژی می‌کند و برای برگرداندن رابطه‌تان به وضعیت سابق نیاز به چیز زیادی ندارید.

زوج‌هایی که روابط موفق دارند بطور مداوم مطمئن می‌شوند که تعادل بین امنیت و اکتشافات از بین نرفته است. از صمیمیت ایجاد شده بخاطر شناخت کامل همدیگر لذت می‌برند اما همچنین درک می‌کنند که نیاز به چالش‌ها و اکتشافات جدید درمورد هم دارند. می‌دانند که باید به تغییر و تکامل ادامه دهند، حتی اگر این فرایند به طور موقت امنیت رابطه‌شان را تهدید کند. آنها راحتی به دست آمده را مثل جواهر می‌دانند و درعین‌حال به دنبال راه‌های تازه‌ای برای شناختن همدیگر هستند. خیلی مهم است که بدانید می‌توانید به طور همزمان بر روی آشناییت و قابل‌پیش‌بینی بودن حساب کنید اما به همان اندازه هم مهم است که با تجربیات جدید به هیجان بیایید.

تازمانیکه خودتان بر روی ظرفیت خودتان برای به هیجان آوردن طرفتان کار نکرده‌اید، نمی‌توانید از همسرتان بخواهید که به شما علاقه‌مندتر شود. با تغییر رفتارهای قابل‌پیش‌بینی خودتان شروع کنید. از خودتان بپرسید آخرین باری که هدف خودتان را به چالش کشیدید، به دنبال مفهوم عمیق‌تری از زندگی بوده‌اید یا آدابی بی‌فایده بر جای گذاشتید، کی بوده است. چه ایده‌ها و افکار جدیدی را از ترس تهدید شدن راحتی رابطه، از همسرتان پنهان کرده‌اید؟ اگر هر دو شما با این قوانین زندگی کنید، آنوقت می‌توانید تغییر روبه پیشرفت پیدا کردن کشفیات جدید در همسرتان، کسی که فکر می‌کردید خیلی خوب می‌شناختید، را آغاز خواهید کرد.

اگر می‌خواهید چالش و اکتشاف بیشتری وارد رابطه‌تان کنید، لطفاً به خاطر بیاورید که اوایل رابطه تان وقتی عشقتان تازه بود، چه کارهایی انجام می دادید و به دنبال چه میگشتید. متاسفانه بسیاری از آنهایی که بخاطر یکنواختی رابطه‌ ای که به آن متعهد هستند، شروع به قرار گذاشتن با افراد تازه می‌کنند، فوراً و با علاقه تمام کارهایی را انجام می‌دهند که اگر در رابطه قبلی اجرا می‌کردند، وضعیتشان در رابطه قبلی بهبود می‌یافت. شما سرمایه زیادی را در چیزی که در کنار هم ساخته‌اید گذاشته‌اید. اضافه کردن هیجان تجربیات غیرقابل‌پیش‌بینی و جالب، رابطه‌تان را به بهترین حالت سابق خود برمی‌گرداند

 

منبع: مردمان

توصیه‌ای برای عبور از تلاطمات فردی و اجتماعی

توصیه‌ای برای عبور از تلاطمات فردی و اجتماعی

ماه رمضان به پایان رسید. ماه خودسازی و تهذیب نفس. رمضان فرصتی بود برای كسب فضایل ایمانی و اخلاقی. یكی از این فضایل «آرامش و سكینه» است. رهبر معظم انقلاب درباره‌ی وجود این حالت در فرد مسلمان فرموده‌اند: «سكينه، يعنى حالت استقرار، حالت آرامش؛ آرامش روانى، آرامش فكرى. نقطه‌‌ى مقابل اين اطمينان، حالت تشنّج فكرى و آشوب فكرى و بى‌‌انضباطى فكر و انديشه و احساسات در وجود يك فرد است كه او را به انواع و اقسام بدبختی‌هاى شخصى و اختلالات اجتماعى مى‌‌كشاند.» حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مهدی شب‌زنده‌دار، استاد درس خارج فقه و اصول و عضو فقهای شورای نگهبان در گفتاری به بررسی آثار و خصوصیات حالت «سكینه و آرامش» در فرد مسلمان و جامعه‌ی اسلامی می‌پردازد.

* معنی آرامش و سكینه
بحث اول در معنای سكینه است. سكینه در لغت عرب از ماده‌ی «سُكون» مشتق شده است. سكون در مقابل حركت، تذبذب و اضطراب است. اگر در چیزی حركت نباشد، می‌گویند ساكن است و سكینه دارد. عوامل تشویش و اضطراب و ناآرامی -چه در اندام‌های بیرونی و چه در قلب و نهاد انسان- مختلف و گوناگون است. یكی از این عوامل ممكن است جهل آدمی باشد. مثلاً كسی در محاسبه‌‌ای گیر افتاده، لذا اضطراب دارد و نگران است. یا مثلاً یك مهندس می‌خواهد برای یك زمینی نقشه‌ای ارائه دهد، اطلاعات او در جهات مختلفی كه مثلاً این زمین چقدر استحكام دارد، طول و عرض آن چقدر است و ... كافی نیست ولذا اضطراب دارد.

زمانی ممكن است جهت دیگری موجب رعب و وحشت شود. مثلاً خبری منتشر شده كه گسل‌های یك منطقه و یك شهر در آستانه‌ی لرزش است و ممكن است زلزله‌ی شدیدی رخ بدهد. همه‌ی دل‌ها مضطرب می‌شود و وحشت در آن‌ها می‌افتد. یا مثلاً اعلام جنگ می‌كنند یا كشوری در آستانه‌ی جنگ با كشوری دیگر، یا منطقه‌ای با منطقه‌ای دیگر یا مذهبی با مذهبی دیگر قرار می‌گیرد. این‌‌ها می‌تواند از عواملی باشد كه در درون اغلب انسان‌ها ایجاد ناآرامی می‌كند.

از طرفی، حركات مختلف می‌تواند قوا‌ی واهمه و خیال آدمی را به این سو و آن سو ببرد. این‌ها همه حركت هستند و به این دلیل است كه آدمی مضطرب است. سكینه در این‌جا این است كه یا این عوامل زدوده شود و عوامل موجد اضطراب از بین برود، یا این‌‌كه انسان آن‌چنان سعه‌ی صدر و ایمانی داشته باشد كه ولو این‌ عوامل از بین نرفته، اما از چنان ظرفیت بالایی برخوردار باشد كه همه‌ی این اتفاقات را تحمل ‌كند و اضطراب نداشته باشد.

در حركات ظاهری هم باز همین‌طور است. كسی كه مثلاً در رفتارش گاهی می‌دود یا این‌طرف و آن‌طرف را نگاه می‌كند یا می‌چرخد و ... این فرد حركت آرامی ندارد. در مقابل  كسی كه این‌طور نیست و با گام‌های استوار حركت می‌كند و مدام به این‌طرف و آن‌طرف مایل نمی‌شود، می‌گویند او انسانی باسكینه است.
 
* ترغیب‌های فراوان به آرامش و سكینه دل
تحریضات و ترغیب‌های فراوانی هست كه به زبان‌ها و به بیان‌های مختلفی در قرآن شریف و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و ادعیه‌ی مأثوره از آن بزرگواران آمده است و ذهن‌ها را متوجه این ارزش نموده‌ و مردم را تحریض و ترغیب كرده‌‌ ‌كه واجد این صفت مهم شوند.

امام صادق علیه‌السلام نامه‌ای دارند كه در كتاب شریف كافی -معتبرترین منبع حدیثی شیعه- آمده. نامه‌ی نسبتاً مفصلی هم هست. بر حسب این نقل، امام صادق علیه‌السلام برای اصحاب و شیعیان خود نوشته‌اند و دستور فرموده‌اند كه پیوسته به این نامه مراجعه و در آن تأمل و به آن عمل كنند. ایشان نامه‌ را این‌طور شروع كرده‌اند: «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم، أما بعدُ فاسئَلُوا رَبّكُم العافِية وَ عَلَيكُم بالدَّعة و الوقار و السكينة» حضرت در این‌جا امر می‌فرمایند و طلب وقار و سكینه را بر عهده‌ی اصحاب خود می‌گذارند. البته نامه‌ی طولانی و بلندی است و ما این قسمت را به مناسبت آوردیم. در این‌جا امام صادق علیه‌السلام شیعیان و اصحاب‌شان را به این مهم امر كرده‌اند و می‌توان از این سفارش عمومی این‌گونه برداشت كرد كه هم بُعد سكینه‌ی فردی مدّ نظر امام علیه‌السلام است و هم بُعد اجتماعی آن. یعنی ایشان می‌خواهند تك‌تك افراد دارای این صفت شوند و با توجه به این‌كه دستور همگانی داده‌اند، گویی می‌خواهند جامعه‌ی شیعه هم یك جامعه‌ی باسكینه و باوقار باشد. این سكینه و وقار باعث می‌شود كه مذاهب و نحله‌ها و جوامع دیگر به جامعه‌ی‌ شیعی جذب شوند؛ همچنان‌كه در روایت دیگری هست كه «كُونوا لَنا زَیناً وَ لا تَكُونوا عَلَینا شَیناً» چون وجهه‌ی اجتماعی یك جامعه بسیار مهم است.

شما می‌بینید كه در یكی از ادعیه‌ی حضرت بقیةالله عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف نقل است كه ایشان برای اصناف مختلف به درگاه خدای متعال دعا فرموده‌اند و صفات و ویژگی‌هایی را تقاضا كرده‌اند. در آن دعا این‌طور آمده كه: «وَ عَلی مَشایِخِنا بِالوقارِ وَ السَّكینة» حضرت علیه‌السلام از خدای متعال برای مشایخ -یعنی كهنسال‌ها و بزرگسالان و پیشكسوت‌ها- وقار و سكینه آرزو می‌كنند. جالب است كه این دعا را برای مشایخ آورده‌اند، زیرا وقار موجب نفوذ كلام می‌شود. كسی كه در چشم‌های دیگران بزرگ و محترم باشد، حرفش هم نافذ است، اما اگر برای كسی اهمیتی قائل نباشند، برای حرف‌های او هم اهمیتی قائل نمی‌شوند.
كلیپ صوتی: العبد الصالح | مؤمن به خدا

میرزای شیرازی قدّس‌سرّه در مسأله‌ی تحریم تنباكو نفوذ كلام داشتند وگرنه ایشان نه اسلحه‌ای داشتند و نه قدرت مادّی. این نفوذ كلام از كجا ‌آمد؟ از وقار و سكینه؛ از این‌كه در چشم‌ها محترم و معزّز بود. این دعا و طلب وقار و سكینه برای مشایخ نیز به همین دلیل است كه ابّهت و بزرگی آن‌ها محفوظ بماند تا آن‌ها بتوانند امر و نهی و هدایت داشته باشند تا دیگران به حرف آن‌ها گوش كنند و الگو باشند و بقیه‌ی افراد رفتار خود را با رفتار آنان منطبق كنند. این‌كه حضرت در دعای‌شان بر این مسأله تأكید كرده‌اند، بر این موضوع دلالت دارد كه وقار و سكینه یك نقش اساسی و محوری دارد.

در دیگر ادعیه هم این مسأله هست كه مثلاً «اللّهم و أنزِل عَلَیَّ مِن السَّكینةِ» به ما دستور داده‌اند كه این دعا را بخوانیم و از خدای متعال بخواهیم. چرا؟ چون این یك روش و راهی است برای این‌كه كسی را متوجه كنند. می‌دانیم كه ادعیه‌ی وارده حداقل دومنظوره است؛ اگر نگوییم كه چندمنظوره است. یكی از این منظور‌ها، وسیله‌ی ارتباط و اُنس با خدای متعال است و دوم این‌كه معانی و مضامین گنجانده‌شده در این دعاها نشانگر و معرّف كمالات و قله‌های معرفت است. یعنی ما باید عقاید و روش‌های اخلاقی و تربیتی خود را از این‌ ادعیه بگیریم. بنابراین دستیابی به سكینه و وقار هم باید جزو برنامه‌های ما قرار بگیرد.

همچنین شیخ صدوق قدّس‌سّره در كتاب «مَن لا یَحضُرُه الفقیه» از امام صادق علیه‌السلام حدیثی نقل فرموده كه «أحسنُ زینةِ الرّجلِ السّكینَة مَعَ الأیمانِ» زیباترین زینت مرد، «سكینه» همراه با ایمان است.
 
* آرامش فردی؛ آرامش اجتماعی
گاهی قلبِ یك فرد دارای سكینه‌ است و او این‌چنین است، در حالی كه بقیه‌ی مردم و جامعه‌ی او این‌طور نیستند. یعنی در رفتارها و حركات و سكنات و صحبت‌های او یك آرامش و سكینه‌ای وجود دارد، اما ممكن است جامعه‌ی او مضطرب و دارای رعب و وحشت و دلهره و ... باشد و از نظر باطنی و ظاهری پر از رفتارهای ناهنجار باشد. وقار و سكینه یك ابّهت و عظمتی به این‌چنین افراد آرام و باسكینه می‌دهد.

من وقتی بچه بودم، با پدرم به درس‌های مراجع یا نماز مراجع می‌رفتیم. آن زمان درس مرحوم امام خمینی قدّس‌سرّه ابتدای صبح در مسجد سلماسی بود و من با پدرم به آن‌جا می‌رفتیم. امام خمینی قدّس‌سرّه وقتی می‌آمدند، بسیار باوقار بودند، البته تكبر نداشتند. وقار غیر از تكبر است. در احوالات حضرت سجّاد علیه‌الصلوةوالسلام آمده كه ایشان باوقار و باسكینه راه می‌رفتند و دست‌هایشان را بالا می‌گرفتند. مرحوم امام خمینی قدّس‌سرّه هم همین‌طور بودند و عبای خود را بالا می‌گرفتند. بسیار باوقار بودند. انسان وقتی نگاه می‌كرد، لذت می‌برد. ما در آن سن، عظمت امام خمینی قدّس‌سرّه و علم امام خمینی قدّس‌سرّه را درك نمی‌كردیم، اما همین رفتار كه چطور باوقار به درس می‌آمدند یا وقتی بیرون بودند، چطور باوقار بودند، این جاذبه‌اش باعث می‌شد كه انسان ایشان را دنبال كند و كم‌كم نزدیك ‌شود و متوجه فضائل او ‌شود و به آن فضائل اقتدا ‌كند. دیدن این سكینه و وقار از خیلی از این گفتارها و رفتارهای عملی موثرتر بود. رفتار عملی بسیار اثرگذارتر است. بنابراین و به همین خاطر است كه اسلام دستور می‌دهد جامعه‌ی خود را جامعه‌ای باوقار و باسكینه قرار بدهید.

اما سكینه‌ی اجتماعی و جمعی این است كه غالب یك جامعه، چه از نظر باطنی دارای سكون و آرامش باشند و چه از نظر رفتاری دارای وزانت و وقار باشند. البته ممكن است افرادی هم در این جامعه پیدا شوند كه این‌گونه نباشند، اما معیار، روحیه و فرهنگ غالب در آن جامعه است.
 
* بركات آرامش
آثار و خواص و منافعی مترتب می‌شود بر این صفت محموده  كه آنها را بر حسب اصطلاح اصولی، به آثار ذاتی و آثار طریقی تقسیم می‌كنند. یعنی سكینه یك آثار ذاتی دارد، یعنی خودش مطلوب است. آرامش دل، اضطراب‌نداشتن، محزون و مغموم‌نبودن خودش مطلوب است. لذا به آن یك اثر ذاتی می‌گوییم.

از سوی دیگر، كسی كه دارای صفت سكینه شد، این مقدمه و سبب رسیدن او به ارزش‌های بالاتر هم می‌شود كه به آن «آثار طریقی» می‌گویند. مثلاً همان‌طور كه در آیه‌ی شریفه‌ی «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ» آمده است، خداوند متعال سكینه را بر قلوب مؤمنین نازل فرموده تا ایمان آن‌ها افزون گردد. این غیر از آن اثر ذاتی و مطلوبیت ذاتی است، بلكه از باب مقدمه است برای این‌كه به ارزش بالاتری –ایمان برتر- نائل شود. یا جامعه را به سكون و آرامش و سكینه ترغیب می‌كند برای این‌كه در چشم عالمیان عزیز و مورد احترام باشد. هركدام از این ارزش‌ها ممكن است طریقی و ذاتی باشند. چرا عزیز باشد؟ برای این‌كه آن‌ها در اثر آن به این جامعه نزدیك شوند و در اثر نزدیك‌شدن به این جامعه، با اعتقادات و افكار و اندیشه‌ها و ارزش‌های آن آشنا شوند و متحول شوند و آن‌ها هم در طریق الهی واقع شوند.
 
* رابطه‌ی متقابل آرامش و ایمان
یكی از عواملی كه سكینه و آرامش را ایجاد می‌كند، ایمان است. ایمان موجب سكینه می‌شود. مثلاً كسی كه مضطرب است، اما اگر ایمان به خدا داشته باشد، می‌گوید خدا مهربان است، پس من چرا باید مضطرب باشم؟ روزی‌رسان خدا است. این اضطرابی كه وجود داشت و در قرآن هم هست كه اگر فرزند می‌خواستند، می‌گفتند كه ما چطور روزی و زندگی فرزندان را تأمین كنیم، خدا فرموده كه روزی بندگان با من است و شما وسیله هستید. كسی كه این‌چنین ایمانی دارد، این اضطراب در او از بین می‌رود. متقابلاً كسی كه گناهانی دارد و ناامید است و مدام اضطراب دارد كه من اهل جهنم هستم و آینده‌ی تاریكی دارم، اگر توجه و ایمان داشته باشد كه خداوند غفار و رحیم است و خداوند از كسی توبه‌كننده‌ی واقعی می‌گذرد، او هم آرامش پیدا می‌كند.

پس همین ایمان‌ها موجب و موجد سكینه است. در واقع بین سكینه و ایمان، رابطه‌ی دوسویه برقرار است. یعنی وقتی سكینه ایجاد شود، مرتبه‌ی ایمان بالا می‌رود. بنابراین اصل ایمان، سكینه است و سكینه هم مرتبه‌ی بالاتری از ایمان را ایجاد می‌كند. باز همین‌طور تصاعدی ادامه پیدا می‌كند؛ آن‌مرتبه از ایمان كه در اثر سكینه ایجاد شد، سكینه‌ی جدیدی را ایجاد می‌كند و آن سكینه جدید هم به ایمان جدیدی می‌انجامد، چون مراتب ایمان غیر متناهی است. بنابراین ایمان و سكینه این‌چنین خدمات متقابلی دارد و هركدام می‌تواند بر دیگری تأثیر بگذارد.

مراقبات شب و روز عيد فطر

 

با تبريك عيد سعيد فطر به مومنان حقيقي روزه دار

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شكر كه اين امد و صد حيف كه آن رفت

 

از كتاب المراقبات:

 

مراقبت شب عيد فطر

حقيقت عيد

عيد زمانى است كه خداوند متعال براى جايزه دادن و بهره مند كردن بندگان از نعمتها، آن را در ميان روزها انتخاب مى كند، تا براى گرفتن خلعتها و عطايا جمع شوند و به همگان اعلام كرده است كه به درگاه او روى آورده و با اعتراف به بندگى و آمرزش خواستن از گناهان و عرضه نيازها و آرزوهايشان براى او تواضع نمايند. خداوند نيز در تمام اين موارد به آنان وعده اجابت و اعطايى بالاتر از آرزوهايشان بلكه بالاتر از آنچه در دل بشرى خطور كرده ، داده است . دوست دارد در چنين روزى به او خوش گمان بوده و جانب اميدوارى به قبول خداوند و آمرزش و عطاى او را بر جانب ترس از رد و عذابش ترجيح بدهند.

و نااميد ورشكسته در اين روز از معنى عيد غافل و سرگرم آرايش خود براى مردم و كف زدن و شانه كردن مو بوده و از امر مهم درخواست عطوفت و رحمت پروردگار غافل است . و بجاى انس در مجالس پاكان و خواص پروردگار جهانيان ، پيامبران و رسولان و شهدا و صديقين ، با چهارپايانى مانند خود خو گرفته و درجات بهترين جاهاى بهشت را رها و به طبقات جهنم چسبيده است . و بالاتر، پناه خداى متعال و جبار آسمانها و زمين را به چسبيدن به زمين و عالم طبيعت فروخته است . چه ورشكستگى آشكار و بزرگى .

خلاصه خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه عبادت خود قرار داده و بندگانش را در روز عيد فرا خوانده تا براى گرفتن جوايز و هدايا جمع شوند.

گروههاى مختلف در برابر عيد

مردم در رابطه با عيد به چند دسته تقسيم مى شوند:

 

باقي را در ادامه مطلب بخوانيد

ادامه نوشته

اعمال شب آخر ماه رمضان / از کتاب : المراقبات

 

پس از شب هاي گرامي قدر

و در روز واپسين از ماه مبارك

اعمال شب آخر ماه رمضان

 

اعمال مهمى در اين شب براى اهل بيدارى وجود دارد از قبيل:

عملى براى قبول شدن اعمال ماه رمضان

(1 براى قبول شدن اعمال ماه رمضان اين عمل وارد شده است : عمل شريفى كه سيد (قدس سره ) آن را در ((اقبال )) از ((جعفر بن محمد الدوريستى )) از كتاب ((حسنى )) از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه فرمودند: ((كسى كه در شب آخر ماه رمضان ده ركعت نماز بجا آورد؛ در هر ركعت يك بار فاتحة الكتاب و ده بار قل هو الله احد بخواند و در سجده و ركوع خود ده بار بگويد: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر و در هر دو ركعت يك بار تشهد خوانده و سپس سلام بدهد؛ و در پايان ده ركعت نماز بعد از سلام دادن صد بار ((استغفر الله )) بگويد و هنگامى كه از استغفار فارغ شد سجده كند و در سجده بگويد: يا حى يا قيوم يا ذوالجلال و الاكرام يا رحمن الدنيا و الاخره و رحيمهما، يا اله الاولين و الاخرين اغفر لنا ذنوبنا، و تقبل منا صلواتنا، و صيامنا و قيامنا قسم به كسى كه مرا بحق به پيامبرى برانگيخت ، جبرئيل بنقل از اسرافيل و او از پروردگار متعال به من خبر داد كه : او سرش را از سجده برنمى دارد مگر اين كه خداوند او را آمرزيده ، ماه رمضان را از او قبول نموده و از گناهش ‍ مى گذرد، گرچه هفتاد گناه انجام داده باشد كه هر كدام از آنان بزرگتر از گناهان بندگان باشد؛ و از تمام اهالى منطقه اى كه در آن است قبول مى كند تا اين كه فرمود: اين هديه ، مخصوص من و مردان و زنان امتم مى باشد و خداوند متعال آن را به هيچكدام از پيامبران و مردم قبل از من نداده است .))

مؤ منى كه در پى اصلاح مردم بوده و بهره اى از رحمت خداوندى دارد، بايد اين نماز را بخاطر خير زيادى كه براى بندگان خدا دارد بخواند. عالمى كه در طول ماه براى هدايت مردم و اصلاح اعمال آنان در جايگاه وعظ نشسته بود چگونه مى تواند نسبت به اين عمل جزئى كه حتى باندازه يك جلسه وعظ نيز زحمت ندارد بى تفاوت باشد در حالى كه بخوبى مى داند كه موعظه هاى او براى تمامى كسانى كه در مجلس وعظ او حضور پيدا مى كنند سودمند نيست ؛ چه رسد به اهل منطقه اش كه ممكن است گاهى جمعيت آن به چند ميليون نفر برسد. و نيز فايده وعظ براى آنان يك دهم فايده آمرزش و قبول تمامى اعمال اين ماه كه در روايت آمده نيست .

اگر كسى بگويد كه روايت قطعى نيست . در جواب او بايد گفت : با تمسك به ((روايات تسامح )) اين مشكل حل مى گردد. و اگر باز بگويد: فرض كن ((روايات تسامح )) اين روايات را مانند روايات قطعى گردانيد، ولى از كجا يقين كنيم كه اين عمل قبول مى گردد تا به فايده مذكور يقين پيدا كنيم ؟ در جواب مى گوييم : اين اشكال در وعظ نيز موجود است ؛ در حالى كه اين مشكل در اين عمل كمتر از وعظ مى باشد. زيرا اصلاح نيت در وعظ از چند جهت مشكلتر از اصلاح نيت در عبادت است . كه واضحترين آن همين است كه وعظ مناسب با دوستى مقام است ؛ همچنين وعظ فقط در ميان جمعيت كثيرى از مردم امكان پذير است كه موجب مشكل شدن اصلاح نيت مى گردد.

عملى از امام زين العابدين (عليه السلام ) در اين شب

(2 از كارهاى مهم مطالعه مطالب و كارهايى است كه از امام زين العابدين (عليه السلام ) در اين شب نقل شده و انديشيدن در مقام ، عبادت ، تلاش زياد و عمل اوست . آنگاه ببيند كه خود با اين بدحالى ، مقام پست و كوتاهى در عبادت پروردگارش ، چه بايد بكند.

 

باقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

کدام زن، مي رود به بهشت...

 

از آداب شعور محض زني به نام رضوان

 

با هم از وبلاگ : «تو فقط ليلي باش» مي خوانيم

 

* اين متن زير خلاصه است، كامل آن را در اين لينك بخوانيد

 

در یکی از همین روزهای گرم روزه داری، بعد از ظهر دیگه از حال رفته بودم، که ناگهان فکری به ذهنم رسید: من الان به خاطر روزه داری در ماه مبارک، یک قدم به یکی از درهای بهشت نزدیک شده ام!  ... چون در روایتهایی از پیامبر مهربانیها (ص) و همینطور امام صادق (ع) داریم که :

 

 اگر زن نماز پنج وقت را بخواند، و ماه رمضان روزه بگیرد و عفت و پاکدامنی را رعایت کند، و از شوهرش اطاعت نماید، و محبت علی بن ابیطالب را در دل داشته باشد، به او گفته می شود: از هر دروازه ی بهشت که می خواهی وارد شو ... ( وسائل الشیعه،ج20، ص159 )

 

به همین سادگی و به همین خوشمزگی ... و گرنه این بزرگواران هم بلد بودند قضیه رو مرموز کنند و سخت جلوه بدن و برای بهشت رفتن، کلی کار جلوی خانمها ردیف کنند ... اما پیامبر از روی سلیقه خودشون چیزی نمیگن : و ما ینطق عن الهوی . ان هو الا وحی یوحی ... او هیچگاه به دلخواه خود چیزی نمیگوید، بلکه هر چه میگوید وحی الهیست ...

 

وقتی این بزرگان خیلی راحت، خیلی ساده و قابل فهم فقط این 5 شرط رو برای ورود زنان به بهشت میگذارن، یعنی واقعا برای بهشت رفتن یک زن تحقق این 5 شرط کافیه :

 

1-   * اقامه صحیح نماز

2-   * روزه ماه مبارک

3-   * مراعات عفت و پاکدامنی

4-   * داشتن محبت اهل بیت (ع)

5-   * اطاعت از شوهر

 

حالا اگه این شرطها به مذاق ما خانمهای توانای قرن 21 پیش پا افتاده میاد، و فکر میکنیم خوب اینطوری که اون خانوم کم سواد توی یک روستای دور افتاده، که با کمک نهضت فقط سواد خوندن و نوشتن داره هم میتونه اجراش کنه، و وارد بهشت بشه ، دیگه مشکل خود ما و ذهنیتهامون هست ... و گرنه دین خدا دین سادگیه، دین آرامش روانه، دین لذت بردن از لحظه لحظه زندگیه ...

 

قرار نیست ما توی این چهار صباح عمرمون فیل هوا کنیم ... خدا از ما خانمها همین 5 کار رو خواسته ... اما ما میایم به جای اینکه تلاش اصلیمون رو روی اینها متمرکز کنیم، خودمون رو سر چیزهای دیگه خسته میکنیم، و بعد نوبت نماز که میشه با کسالت میخونیم ... یا مثلا اینقدر برای خودمون اهداف ریز و درشت می چینیم که بعدش مجردها پدر و مادر، و ما متاهلها هم شوهر و بچه و زندگی رو مزاحم اون اهداف می بینیم، و دیگه ازشون بیزار میشیم و با هر بهانه ای بهشون غر میزنیم ...

 

چیزی که روز قیامت از من می پرسن، این نیست که ارشد و دکترا داری یا نه؟ نمیپرسن تونستی مدیر موفق فلان شرکت باشی، یا نه؟ از من میپرسن آیا تونستی نفست رو مهار کنی و با خانواده ت مهربون باشی؟ تونستی منم منم رو کنار بذاری و مطیع همسرت باشی؟ تونستی اونقدر وجودت رو پرورش بدی که " لتسکنوا الیها" رو محقق کنی؟ ... تونستی پر و بال تواضع و خاکساری جلوی پدر و مادرت پهن کنی و به این فکر نکنی که اونها با این کار پررو میشن و توقعشون بالا میره ...

 

اگر تونستی این اولیه ها رو محقق کنی، نوش جونت ... برو و از بقیه جنبه های زندگی و تواناییهات هم استفاده کن ... اما اگر می بینی توانت محدوده و نمیتونی، وظیفه اصلیت این هست که به این 5 کار برسی، نه کارهای دیگه ای که به نظرت مهم میان ...

 

وقتی دروازه های اون دنیا به روی ما باز میشه و دیگه فرصت عمل کردن ازمون گرفته میشه، از من میپرسند تو که ادعای محبت اهل بیت (ع) رو داری، امامت رو چقدر شناخته ای و چقدر سعی کردی سبک زندگیت شبیه او باشه؟ ... چطور میشه من ادعای دوست داشتن کسی رو داشته باشم، اما درست برخلاف اون چیزی که او عمل کرده، عمل کنم ؟ ...

 

گزارشی از حضور آیت‌الله خامنه‌ای در انجمن‌های شعری

به مناسبت دیدار سالانه ی مقام معظم رهبری با اهالی شعر و ادب

در شب میلاد با برکت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

گزارشی از حضور آیت‌الله خامنه‌ای در انجمن‌های شعری


* وادی شعر
بی‌تردید نخستین معلم ادبیات آقاسیدعلی، مادر ایشان بودە است:
«مادرم خانمی بود بسیار فهمیده، باسواد، كتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ‌شناس؛ البته نه به معنای علمی، بلكه به معنای مأنوس‌بودن با دیوان حافظ، با قرآن كاملاً آشنا بود [...] بعضی از شعرهای حافظ كه هنوز یادم است، از شعرهایی است كه آن‌وقت از مادرم شنیدم؛ از جمله این یك بیت یادم است: سحر چون خسرو خاور عَلم در كوهساران زد   به دست مرحمت یارم درِ امیدواران زد»۱ بنابراین آشنایی آقا با وادی شعر و رمان به دوران كودكی ایشان برمی‌گردد؛ روزهایی كه مادر داستان‌های شیرین قرآنی را به همراه اشعار حافظ برای او و برادر بزرگ‌تر و خواهرشان زمزمه می‌كرد.

اما كم‌كم شعر، نقش پررنگ‌تری در زندگی ایشان گرفت. در سال‌های آغازین دهه‌ی ۳۰ خورشیدی كتاب‌های بررسی سبك‌های ادبی را مطالعه می‌كرد و نیز پس از مدتی، نخستین مصرع‌ها و بیت‌ها را سرود. در آن سال‌ها ایشان دفترچه‌ای هم به نام «سفینه‌ی غزل» داشت كه اشعار زیبا و تك‌بیت‌های مورد علاقه‌اش را از شاعران می‌نوشت و زیرش تاریخ می‌گذاشت. پشت كتاب‌هایش هم پر بود از اشعار مختلف؛ شعرهایی كه معمولاً برای رفع خستگی درس و بحث آن‌ها را می‌خواند.
 


* انجمن ادبی فردوسی
دوستی آقاسیدعلی با غلامرضا قدسی -از غزلسرایان برجسته‌ی كشور، متوفی ۱۳۶۸ خورشیدی-  به شكلی جالب توجه آغاز شد. آقا كه از یكی از شعرهای ضد استعماری قدسی در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت خوشش آمده بود و آن را به خاطر سپرده بود، در اثنای آماده‌كردن مدرسه‌ی نواب مشهد برای استقبال از علامه امینی، قدسی را دید و آن شعر را برایش خواند. این سرآغاز دوستی آیت‌الله خامنه‌ای و مرحوم قدسی بود و باعث شد ایشان با انجمن ادبی فردوسی در مشهد نیز آشنا شود. این محفل ادبی را سال ۱۳۲۵ آقای نگارنده و دوستان شعرپرداز او پایه‌گذاری كرده بودند. آیت‌الله خامنه‌ای شخصیت سرگرد نگارنده را این‌گونه توصیف می‌كنند: «عبدالعلى نگارنده، سرگرد بازنشسته و پيرمرد خيلى نازنينى بود. چيزى كه به او نمى‌آمد، اين بود كه يك روز سرگرد بوده باشد! هميشه من تعجب مى‌كردم و مى‌گفتم شما كه سرگرد بودى، چه‌كار مى‌كردى؟! مرد بسيار لطيفى بود. خانه‌ى او مركز انجمن ادبى فردوسى بود.»۲ جلسات این انجمن شب‌ها برگزار می‌شد؛ ابتدا به صورت دوره‌ای در منزل اعضا، اما بعد از مدتی سرگرد نگارنده میزبانی جلسات را بر عهده گرفت.
مرحوم غلامرضا قدسی
        مرحوم غلامرضا قدسی
آقاسیدعلی جوان خیلی زود در انجمن فردوسی جایگاه خود را یافت. آن‌قدر كه حتی بعضی از شاعران خراسانی پیش از نظر او سروده‌هاشان را در جایی مطرح نمی‌كردند. «در انجمن، نقدهای منصفانه -نقد در لفظ، در معنا، در ریخت كلّی شعر- صورت می‌گرفت. یعنی گاهی مثلاً گفته می‌شد كه این ریخت كلّی درست نیست. مثلاً در بیت اول، این دو مصرع باید جابه‌جا شوند. [...] گاهی بەخصوص در قصیده كه ریخت طولی آن چیز مهمّی است، این‌جوری بود، چون بیت‌های قصیده مثل زنجیر به هم وصل است و باید با هم تناسب داشته باشد. از جایی شروع می‌شود و به جایی ختم می‌شود. اگر وسطش این تناسب رعایت نشود، سؤال و احساس خلأ ایجاد می‌كند، و مستمع خوشش نمی‌آید. حتی این چیزها گفته می‌شد كه مثلاً این‌جا بین این دو بیت، یك بیت كم است. یا این بیت جایش این‌جا نیست.»۳

در جای دیگری ایشان می‌گویند: «شعری كه بهتر بود بيشتر سر و كله باهاش می‌‌زدند توی منزل مرحوم نگارنده. مثلاً با شعر آقای قدسی، با شعر كمال بيشتر ورمی‌رفتند تا با شعر يك آدمی كه سطحش پايين‌‌تر باشد. او [شاعر] هم مطلقاً بهش برنمی‌‌خورد و ناراحت نمی‌‌شد و همين بود كه آن‌جا، آن جلسه جلسه‌‌ی خوبی شد. هركس تو آن جلسه بارآمد، خوب بارآمد.»۴

آقای خامنه‌ای با این‌كه شعرهایی برای خواندن داشت، اما از ارائه‌ی آنها در جلسه‌ی انجمن خودداری می‌كرد: «وقتی كه شعر خودم را نگاه می‌كردم با دید یك نقاد، می‌دیدم كه این شعر مرا راضی نمی‌كند. لذا نمی‌خواستم آن شعر را بخوانم. یعنی اگر شعری بود كه از شعر آن روز بهتر بود، حتماً می‌خواندم.»۵
آقا از یكی از شعرهای ضد استعماری قدسی در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت خوشش آمده بود، در اثنای آماده‌كردن مدرسه‌ی نواب مشهد برای استقبال از علامه امینی، قدسی را دید و آن شعر را برایش خواند. این سرآغاز دوستی آیت‌الله خامنه‌ای و مرحوم قدسی بود و باعث شد ایشان با انجمن ادبی فردوسی در مشهد نیز آشنا شود.

شاعران انجمن ادبی فردوسی دوستدار سبك هندی و نكته‌پردازی‌های صائب تبریزی بودند. آقای خامنه‌ای نیز تحت تأثیر مضمون‌پردازی‌ها و نازك‌اندیشی‌های سبك هندی قرار گرفت و از آن حظّ بیشتری برد.

ایشان خود درباره‌ی اشتیاق به انجمن و دوستان انجمنی گفته‌اند: «زمانی كه قم بودم، از قم كه به مشهد می‌آمدم، برنامه را جوری ترتیب می‌دادم كه جلسه‌ی آن هفته‌ی انجمن ادبی را درك كنم».۶ از اعضای آن انجمن می‌توان از كسانی همچون احمد كمال‌پور، علی باقرزاده، نعمت میرزاده، محمد قهرمان، محمدرضا حكیمی و ذبیح‌الله صاحبكار را نام برد. البته شاعران برجسته‌ای نظیر مرحوم مهرداد اوستا كه به مشهد سفر می‌كردند، معمولاً در انجمن ادبی فردوسی نیز حضور می‌یافتند.

* انجمن ادبی فرخ
«انجمن فرّخ» انجمن دیگری بود كه آیت‌الله خامنه‌ای‌‌‌ پیش از رفتن به قم برای ادامه‌ی تحصیل در آن شركت می‌كرد: «در منزل مرحوم فرّخ در مشهد، انجمن ادبى‌اى بود كه روزهاى جمعه تشكيل مى‌شد و من تا هنگامى كه در مشهد بودم، روزهاى جمعه در اين انجمن شركت مى‌كردم. در آن مجموعه‌ى ادبى، يكى دو شاعر برجسته‌ى افغان هم شركت مى‌كردند [...] اين دو شاعر افغان، به سبك هندى غزل‌هايى بسيار عالى مى‌گفتند. اين بيت در غزل يكى از آن دو بود كه در منزل فرّخ خوانده شد و به ياد من مانده است: ز بس نازك‌مزاجم ناز گردون برنمى‌دارم   من آن شاخم كه نكهت بار سنگينى است بر دوشم»۷ اساتید مشهور ادبیات و تاریخ دانشگاه مشهد -نظیر دكتر علی‌اكبر فیاض، غلامحسین یوسفی، دكتر رجایی خراسانی و ...- نیز در جلسات انجمن فرّخ شركت می‌كردند.

      شرح عكس: حضور آیت‌الله خامنه‌ای در یكی از جلسات
      انجمن ادبی فرخ كه در همان زمان در یكی از مجلات
      معتبر لبنان به چاپ رسیده است.

به هر حال، حضور مستمر آقای خامنه‌ای در این جلسات شعری، با رفتن ایشان به قم متوقف شد، اما مجالست چندساله‌ی ایشان با شاعران انجمن موجب شد كه بیشترین دوستان خراسانی او ادیبان و شعرای این خطه باشند: «هرچند «امین» بسته‌ی دنیا نی‌ام اما     دلبسته‌ی یاران خراسانی خویشم»۸

معاشرت و مجالست آقا با شعرا و ادیبان بزرگ كشور محدود به حضور ایشان در انجمن‌های ادبی نبوده است؛ ایشان با شاعرانی همچون مرحوم امیری فیروزكوهی و مرحوم اوستا و ... مراودات فراوانی داشتند كه باید در جای دیگری به آن‌ها پرداخت.

* محفل ادبی قم
حضور آقاسیدعلی جوان در حوزه‌ی علمیه‌ی قم، فصل جدیدی در زندگی علمی و فرهنگی ایشان به شمار می‌رفت. تحصیل فرصت چندانی برای پرداختن به شعر و ادبیات باقی نمی‌گذاشت، اما روزهای تعطیل مجال خوبی برای غوطه‌ور شدن در دریای شعر و ادبیات بود. در قم ایشان با اغلب طلاب و همدرسان خود رفیق و مأنوس بودند، اما این محفل ادبی بیشتر با حضور آقایان بهجتی (شفق)، ابراهیمی دینانی، سید محمد خامنه‌ای و حجتی كرمانی و به‌طور خصوصی برگزار می‌شد.
آقای دینانی در رباعی زیر، تخلص اعضای آن جلسه را چنین آورده است:
«نسیم آمد و از نكهت هم خبر آورد    ز باغ طبع دل‌آرا  شعر تر آورد
هر آن‌چه ناقد مسكین به عمر خویش سرود    تمام رسته به یك بیت مختصر آورد»۹
آیت‌الله خامنه‌ای آن زمان با تخلص «نسیم» شعر می‌سرودند.

* محفل شعری در زندان
آیت‌الله‌خامنه‌ای در ماه رمضان (بهمن‌ماه) سال ۴۲ برای زنده‌نگهداشتن حادثه‌ی ۱۵ خرداد و امام خمینی به زاهدان سفر ‌كردند. در آن روزها كه همزمان با سالگرد برگزاری رفراندوم «انقلاب سفید» هم بود، ایشان علیه رژیم پهلوی موضع‌ گرفتند كه منجر به دستگیری و انتقال ایشان به زندان قزل‌قلعه‌ی تهران ‌شد. در آن زندان بود كه ایشان با «ابوذیه‌های» عربی آشنا شدند. هر چند پیش از این و در كتاب‌های درسی حوزه با شعر عربی آشنا بودند و تأثیر آن در تحریك عواطف و احساسات را بی همتا در سبك‌های شعری فارسی می‌دانستند، اما انگار ابوزیه‌ها اشعار منحصر‌به‌فردی هستند كه هنوز هم در ذهن ایشان مانده‌اند.
مشهد در تاریخ‌ معاصر شعر فارسی‌ به‌ كثرت‌ شاعران‌ با كیفیت‌، اشتهار یافت‌ و به‌ گرمی‌ دل‌ و محول‌ آنان‌ بود كه‌ سه انجمن ادبی آن شهره‌ی‌ آفاق‌ گشت‌. از قدسی‌ و نگارنده‌ و آگاهی‌ تا فرخ‌ و گلشن‌ و نوید و تا فیاض‌ و یوسفی‌ و رجائی‌ و شاعران‌ و ادیبان‌ دیگری‌ كه‌ بحمدالله‌ برخی‌ از آنان‌ تا امروز می‌درخشند. (پیام به كنگره‌ی بزرگداشت احمد كمال‌پور)

آیت‌الله خامنه‌ای در این‌باره می‌گویند: «يك ماه رمضانی ما با اين خوزستانی‌‌‌ها در زندان بوديم [...] زمستان ۴۲ آن‌جا توی اين زندان قزل‌قلعه با اين‌ها بوديم و چندتايشان را اعدام كردند، البته تويشان يك چندتا آدم‌‌‌های بسيار باكمالی بودند. يكيشان يك آقايی بود، سيد باقر نذاری -اخيراً شنيدم فوت كرده، يكی دو سال پيش فوت كرده- و بسيار همه‌‌‌شان، يعنی تقريباً همه‌‌‌شان اهل شعر و اهل ادب و اهل ذوق و اين‌ها بودند، لكن يكی دو سه تايشان خيلی خوب بودند از اين جهت. ما هم با اين‌ها مأنوس بوديم ديگر. من جز همان شب‌‌‌های اول كه يك خرده‌‌‌ای سخت می‌‌‌گرفتند به ما، بعد كه يك مقداری گشايش می‌‌‌شد، ديگر معمولاً يك چند شب اول و آن بازجويی‌‌‌های كذايی كه می‌‌‌گذشت، بعد ديگر يك‌خرده‌‌‌ای راحت می‌‌‌شد توی زندان معاشرت كرد. با سلول‌‌‌های بغلی كه اين‌ها بودند، با اين‌ها من معاشر بودم. توی ماه رمضان ما را بردند كه تا بعد هم ادامه داشت. بله آن‌جا من اين ابوذيات را از آنها ياد گرفتم. ابوذيات يكی از آن به‌اصطلاح انواع شعر محلی بسيار با‌حال عربی است كه قوامش هم با آهنگ است. يعنی فقط لفظ نيست، بلكه بايستی آن را با آهنگ مخصوصی هم خواند.»۱۰

* سال‌های مبارزه و كمرنگ‌شدن حضور در محافل شعری
ورود آقاسیدعلی به وادی مبارزه با رژیم پهلوی -كه آن زمان ۲۴ سال داشتند- زندگی شخصی ایشان را با تغییراتی همراه كرد: «وقتی مبارزه شروع شد، همه‌چیز زندگی من مبارزه شد و اصلاً در این ۱۵ سال [۴۲ تا ۵۷] غیر از كارهای مبارزاتی كار دیگری نداشتم.» از همین مقطع بود كه حضورشان در محافل ادبی و شعری بسیار كمرنگ شد.

«از سال ۴۱ به بعد، ابواب بسیار تازه‌ای در زندگی ما باز شد كه قبلاً اصلاً سابقه‌ نداشت؛ و خیلی از كارهای قبلی‌مان تعطیل شد. برای نمونه، من دفتر شعری كه داشتم و در آن شعر می‌نوشتم، آخرین تاریخش سال ۴۳ است. در واقع تا سال ۴۱ ادامه دارد، بعد كم می‌شود. به ۴۳ كه می‌رسد، تمام می‌شود. یعنی باب شعر و ارتباط با شاعران و مسائلی مانند این‌ها اصلاً بسته می‌شود. البته با رفقای شاعر ارتباط داشتم [...] ارتباطم با رفقای شاعر، منحصر به رفقایی مثل مرحوم قدسی و امثال او شد كه در مقوله‌ی ما وارد بودند. یعنی به‌كلْ وضع زندگی ما عوض شد.»۱۱

پی‌نوشت‌ها:
۱. گفت و شنود صميمانه‌ی رهبر انقلاب با گروهى از جوانان و نوجوانان ۱۳۷۶/۱۱/۱۴
۲. بيانات رهبر انقلاب در ديدار اعضاى شوراى عالى ويرايش زبان فارسى در صداوسيما ۱۳۷۰/۹/۱۸
۳. گزارشی كوتاه از زندگی ادبی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، محسن مؤمنی شریف
۴. بیانات رهبر انقلاب در دیدار شعرای مشهد ۱۳۷۴/۵/۳۱
۵. گفت و شنود صميمانه‌ی رهبر انقلاب با گروهى از جوانان و نوجوانان ۱۳۷۶/۱۱/۱۴
۶. گزارشی كوتاه از زندگی ادبی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، محسن مؤمنی شریف
۷. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با حامد كرزای، رئیس جمهور موقت دولت افغانستان، ۱۳۸۲/۳/۲۸
۸. بهبودی، هدایت‌الله. ۱۳۹۱. شرح اسم: زندگی‌نامه‌ی آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای. تهران: مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی. صفحه‌ی ۷۶
۹. گزارشی كوتاه از زندگی ادبی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، محسن مؤمنی شریف
۱۰. بیانات رهبر انقلاب در جلسه‌ی شب شعر حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳۷۲/۱۲/۱۷
۱۱. گزارشی كوتاه از زندگی ادبی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، محسن مؤمنی شریف

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام/ دانلود فایل های صوتی ماه مبارک رمضان 92

نيمه‌ي ماه پر مهر رمضان است و

ميلاد كريم اهل بيت، امام حسن مجتبي عليه السلام

بر تمامي شيعيان راستين آن حضرت مبارك باد

 

باشد كه الگوي رفتاري آن حضرت، ميثاق مردان زندگي؛ و شرارت هاي همسر آن حضرت، هزاران سال نوري از ساحت زنان مسلمان ايران زمين به دور باشد.

 

* هديه‌ي اين ميلاد پر بركت؛ بسته‌ي صوتي ماه مبارك رمضان ( صفحات ذيل تا آخر ماه مبارك هر روز آپديت و  براي دانلود تكميل مي شود. روي عكس مورد نظر كليك كنيد. منبع: سایت عقیق)