در ستايش حجاب/ قسمت چهارم: استدلالي منطقي در دفاع از فلسفه حجاب

استدلالي منطقي در دفاع از فلسفه حجاب

اذیت نميشی با این پارچه دراز دور و برت؟! چرا چادر سر میکنی؟

داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟

بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.

پرسیدم: با منی؟

گفت: بله! با توام و همه ی بیچاره هايی كه مثل تو گیر کرده اند توی افکار عهد عتیق! اذیت نمیشی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمیشی از رنگ همیشه سیاهش؟

تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت میشی، چرا مثل عزادارها سیاه میپوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدید به امثال من.

خندیدم و گفتم: چقدر دلت پر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگه اي مونده بگو.

خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده نداره.

گفتم: شاید حق با تو باشه عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.


چادر؛ مهربانیست

گفتم: من چادر را دوست دارم.

با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای…

گفتم: چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل؛ یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی توست.
با تعجب به چهره ام نگاه کرد.

پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟

گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم..

گفتم: خوب، خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مردها می گوید غض بصر داشته باشید. یعنی مراقب نگاهتان باشید. تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر. این تکالیف مکمل هم هستند، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد...

گفتم: همسر تو، تو را "دید"، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد. اما کجا نوشته شده است که همسرت نمی‌تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!

گفت: خب… ما به هم تعهد دادیم.

گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که با یک نگاه آلوده، به باد فنا رفته!.

گفتم: من چادر سر می کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد، و نگاهش را کنترل نکرد، زندگی تو، به هم نریزد. همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، به خاطر حفظ خانه و خانواده ی تو. من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. اما من روی تمام این علاقه ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم .

سکوت کرده بود.

گفتم: راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.

حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟

بعد از یک سکوت طولانی گفت؛ هیچ وقت به حجاب این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی!

 

معیارهای انتخاب همسر از نگاه پیامبر اکرم (ص)

معیارهای انتخاب همسر از نگاه پیامبر اکرم(ص)


ازدواج در نگاه هر کس معیارهایی دارد. با این حال، معیارهایی که بزرگان دین معرفی کرده اند، سالم ترین و مطمئن ترین معیارها است.

شرط اول؛ ایمان

در اسلام شرط اول انتخاب همسر ایمان و تقوا معرفی شده است. دین بنیان خانواده را حفظ می کند و همسر باتقوا بیشتر از همسری که تقوای کمتری دارد، می تواند اعتماد و آرامش شما را تامین کند. بنابراین پرهیزگاری شرط اول ازدواج از نگاه ائمه و معصومین است. کسی که پایبند به دین نباشد هیچ ضمانتی وجود ندارد که به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک پایبند باشد. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: وقتی کسی که به خواستگاری می آید و اخلاق و دین اش مایه رضایت است به او زن دهید که اگر چنین نکنید، فتنه و فساد زمین را پر خواهد کرد. (نهج الفصاحه ، ح247)

در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: با زن به خاطر 4 چیز ازدواج می شود: مال و ثروتش، زیبایی اش، دینداری اش و اصل و نسب خانواده اش؛ و تو با زنان متدین ازدواج کن. (کنز العمال . ح44602)

حس خلق

توصیه بعدی اسلام درباره ملاک های ازدواج، حسن خلق است. مردی در این زمینه با امام رضا (علیه السلام) مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمود: اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور. ( وسائل الشیعه، ج14،ص54). دینداری و اخلاق از مهمترین ملاک هایی است که باید هنگام انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرند و اگر این دو خصوصیت در کسی وجود نداشت، در ازدواج با او باید تردید کرد. حسن خلق به دارا بودن اخلاق های خوب مثل صداقت، عفت کلام، نگاه پاک، امانتداری، فروتنی، بخشندگی و در کنار آن دوری از اخلاق های بد نظیر تندخویی، بی وفایی، کینه و حسادت و... را شامل می شود.

وصلت خانوادگی

ازدواج یک پیوند خانوادگی است نه پیوند دو نفر. از سوی دیگر، خانواده اولین و مهم ترین ریشه هر فرد و آموزشگاهی است که او داشته هایش، خلق و خو، عادت ها و نگاهش به زندگی را از آنجا کسب کرده. بنابراین مهم است با خانواده ای سالم و اصیل وصلت کنیم. اصالت خانوادگی به معنای سلامت خانواده و خوشنام بودن آن ها است. نه ثروت و اصل و نسب و نام و فامیل. اسلام تأکید دارد که درباره سابقه خانوادگی همسر، تحقیق لازم صورت گیرد و به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی آنها در نظر گرفته شود. زیرا این اصالت خانوادگی در زندگی جدید و نسل بعد تأثیر خواهد گذاشت. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این رابطه می فرمایند: «برای نطفه های خود، بهترین را گزینش کنید. »

امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که هم نشینی با او مایه اندوه و بلاست.»

همتایی

کفویت در ازدواج هم همیشه مورد تاکید پیامبر اکرم(ص) و ائمه بوده است. کفویت به معنای تناسب و همتایی و هماهنگی در ویژگی های اصلی افراد است و در جنبه های ایمانی، فکری، اقتصادی، سنی، ظاهری، خانوادگی، فرهنگی، تحصیلی و... مطرح می شود. در اسلام تاکید زیادی بر کفویت اعتقادی شده است چرا که اعتقادات هر فرد درون مایه وجودی او را مشخص می کنند و تضاد در اعتقادات تنش های زیادی در زندگی در پی دارد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مرد مۆمن، کفو و همتای زن مۆمن است؛ و مرد مسلمان، همتای زن مسلمان.» (وسائل الشیعه، ج14، ص44.)

بر این اساس بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، حضرت علی (علیه السلام) را برای همسری دختر خود انتخاب نمودند. بعضی روایات همچنین کفویت را شامل دو چیز دانسته‌اند: یکی عفت ناشی از ایمان و اعتقاد و دیگری تأمین امکانات زندگی.

سلامت

سلامت جسم و روح در ازدواج همیشه مورد تاکید اسلام بوده است. امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که هم نشینی با او مایه اندوه و بلاست.» (جعفریات، ص 92.)

احادیثی از پیامبر اکرم (ص) درباره ازدواج:

* مراسم ازدواج را آشکار برگزار کنید و خواستگاری را پنهان .(کنز العمال . ح44532)

* بهترین ازدواجها ها آن است که آسان تر انجام گیرد .(نهج الفصاحه ، ح248) درباره افزایش روزی پس از ازدواج احادیث دیگری هم از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. ایشان می فرمایند: زن بگیرید؛ زیرا که ازدواج کردن روزی شما را بیشتر می کند .(بحار الانوار . ج103 0ص217)

* مردان عزب خود را زن دهید؛ زیرا با این کار خداوند اخلاق آنان را نیکو می گرداند و روزیهایشان را زیاد می کند و بر جوانمردی های آنان می افزاید. (بحار الانوار . ج103 0ص222).

در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد، که نزد خدای عزوجل محبوبتر و ارجمند تر از ازدواج باشد. (بحار الانوار . ج103 0ص222)

هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد بر آورد که: وای بر او دین خود را از گزند من حفظ کرد .(کنز العمال . ح44441)

دو رکعت نمازی که ازدواج کرده می خواند، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که فرد عزب می خواند .(بحار الانوار . ج103 0ص219).

فاطمه ایمانی

بخش کلوب ازدواج تبیان

پیامبر گرامی اسلام را آنگونه که بود، بشناسیم

به مناسبت گراميداشت سالروز ميلاد پيامبر مكرم اسلام

پیامبر گرامی اسلام را آنگونه که بود، بشناسیم

در عصری به سر می بریم كه از لحاظ ظلمت با جاهلیت اولی تفاوتی ندارد جز این كه آن جاهلیت، بسیط و كهنه بود اما جاهلیت عصر مدرن جاهلیت پیشرفته است. اگر در آن جاهلیت با شمشیر و هجو و خاكستر و خار و شكمبه شتر به جنگ نبی اكرم صلی الله علیه و آله می آمدند، در این جاهلیت نیز با كاریكاتور و كتاب و ماهواره و اینترنت و انواع و اقسام دروغ پردازی ها آن هم با رنگ و لعاب زیبا و جذاب و پشت سر قیافه های جذاب و ادكلن و كراوات زده و حق به جانب ، به جنگ پیامبر اخلاق و خوبی ها می آیند.

كسانی كه با فشردن یك دكمه صدها هزار نفر را در ژاپن به كام مرگ می فرستند و هواپیمای مسافر بری ایران را كه پر از زن و كودك است منهدم می نمایند و سایر فجایع را در ویتنام و افغانستان و عراق و پاناما و سایر نقاط دنیا در كارنامه سیاه خود دارند با قیافه ای كاملا حق به جانب در رسانه های خود، دین اسلام را متهم به خشونت می نمایند و احكام تربیتی و انسانی آن را از قبیل قصاص و مجازات های مختلف زیر سۆال می برند!!!

نكته ای كه در این نوشتار به مناسبت میلاد نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و آله قصد پرداختن به آن را داریم این است كه ما مسلمان ها در مقابله با این هجمه دنیای غرب علیه نباید منفعل شویم، این دنیای اسلام است كه حق دارد غرب را در اخلاق به چالش بكشد و در زمینه حقوق بشر و مسائل خانواده و حقوق زنان از آنها به پرسشگری بپردازد ، این غربیها هستند كه به تمام دنیا باید پاسخگو باشند. پس ما نباید بنشینیم تا اینكه آنها هجمه ای كنند و شبهه ای طرح نمایند و ما از روی انفعال پاسخی مطرح كنیم كه آن هم در هیاهوی رسانه ای آنها گم شود!

نكته دیگر این كه وقتی ...

باقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

نهم ماه ربیع الاول و آغاز ولایت امام زمان (عج) مبارک باد

آقا دامادها و عروس خانوم ها

ویژگی‌هاي بازی و اسباب‌بازی مناسب برای كودكان ایرانی

 

بازی‌های دوست‌داشتنی عنوان اینفوگرافیكی است كه در آن به تشریح بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (۹۲/۹/۱۹) درباره ویژگی‌هاي بازی و اسباب‌بازی مناسب برای كودكان ایرانی و همچنین آسیب‌های تهاجم فرهنگی غرب در این حوزه، پرداخته شده است.

 

تصوير بزرگ را با شرح آن از اينجا ببينيد


به علت اهميت بسيار سخنان مقام معظم رهبري در اين ديدار، وبلاگ دين و حديث، به نقل از سايت معظم له به بازنشر سخنان مي پردازد.

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به منظور آگاهی سریع و صحیح كاربران خود از «موضوعات اصلی» مطرح شده در بیانات و پیام‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی «مرور سریع» این بیانات و پیام‌ها را در اختیار كاربران خود قرار می‌دهد.
آنچه در ادامه می‌آید «مرور سریع» بيانات در ديدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى است.

در مرور سریع این بیانات می‌خوانید:
* موضوعات اصلی مطرح شده در بیانات
     * جملات طلایی بیانات
     * پیشنهاد بیانات یا پیام‌های مرتبط با موضوعات اصلی برای مطالعه بیشتر
     * واژگان كلیدی مطرح شده در بیانات
     * جزئیات تكمیلی قابل توجه در متن بیانات
«مرور سریع» در قالب‌های pdf (از اینجا) و  word (از اینجا) در دسترس كاربران است.

اطلاعات بارداری هفته به هفته

بارداری معمولا 280 روز یا 40 هفته بطول می انجامد، که بطور قراردادی از اولین روز آخرین قاعدگی شروع می شود. این دوران را می توان به سه "سه ماهه" بارداری تقسیم کرد که در هر یک وقایع خاصی اتفاق می افتد؛ سه ماهه اول از اولین هفته بارداری تا انتهای هفته 13، سه ماهه دوم از هفته 14 تا پایان هفته 27، و سه ماهه سوم از هفته 28 تا آخر هفته 40 است که عمدتا در این زمان ( کمی زودتر یا دیرتر) به زایمان و تولد نوزاد ختم می شود.

هر سه ماهه مشخصات مربوط به خود را دارد؛ در سه ماهه اول ضربان قلب جنین شنیده می شود، در سه ماهه دوم اولین حرکات جنین توسط مادر احساس می شود، و در سه ماهه آخر برخی از مادران انقباضات کاذب زایمانی موسوم به برکستون- هیکز را تجربه می کنند. بعضی از آزمایشات مانند نمونه برداری از پرزهای جفتی در سه ماهه اول و آمنیوسنتز در سه ماهه دوم انجام می شوند. برخی از مسائل مانند دیابت بارداری، در سه ماهه آخر تظاهر می کنند. در این دوران عواطف و احساسات شما نیز مانند بدنتان دستخوش تغییراتی می شود و شرایط زندگی برای خانواده بتدریج آماده پذیریی از کودک آینده خواهد شد.

ممکن است بخواهید در هر یک از این مراحل اطلاعات بیشتری از وضعیت رشد و تکامل جنین خود داشته باشید، یا شاید دوست دارید بدانید که در هر هفته باید انتظار چه تغییراتی را داشته باشید و خود را برای آنها آماده کنید. شماره هفته ای را که در آن هستید انتخاب کنید

هفته3          هفته13            هفته23           هفته33

هفته4          هفته14            هفته24           هفته34

هفته5          هفته15            هفته25           هفته35

هفته6          هفته16            هفته26            هفته36

هفته7          هفته17            هفته27            هفته37

هفته8          هفته18            هفته28           هفته38

هفته9          هفته19            هفته29           هفته39

هفته10        هفته20            هفته30           هفته40

هفته11        هفته21            هفته31

هفته12        هفته22            هفته32

نکته: مطالب هفته هایی که فعال نیستند به مرور در سایت منبع تکمیل خواهند شد.

منبع: مرکز مشاوره و خدامت مامایی رویان

آموزش نماز به كودكان و نوجوانان به همراه فايل هاي صوتي

كتابهاي اذان و احكام ويژه دانش آموزان راهنمايي و متوسطه

فايل صوتي قرائت نماز

آموزش اذان 

آموزش اقامه 

آموزش سوره حمد  

آموزش سوره توحيد

آموزش اذكارنماز 

اذان

آموزش قرائت صحيح نماز

آدم هر چه دیرتر به سمت خودسازی برود زحمتش بیشتر می شود

سخنرانی استاد جاودان و مداحی حاج ماشاالله عابدی در حسینیه آیت الله حق شناس(ره)

آدم هر چه دیرتر به سمت خودسازی برود زحمتش بیشتر می شود

پیامبر(ص) هیچ وقت نگذاشتند کسی بر ایشان پیش سلام شود، حتی روزی فرد پشت دیوار پنهان شد که زودتر به ایشان سلام دهدولی پیامبر قبل از اینکه پشت دیوار را ببیند زود تر به او سلام داد...

عقیق: مراسم عزاداری دهه سوم صفر در هیئت محبان العباس(ع) با سخنرانی آیت االله جاودان و مداحی حاج ماشاالله عابدی وسایر ذاکرین اهل بیت(ع) برگزار شد.


نکاتی از سخنرانی آیت الله جاودان را بخوانید:
*اگر کسی می خواهد قدمی در راه آدمیت بردارد چگون برود و از چه راهی برود؟ مثلا شخصی بنشیند روزی صد هزار بار ذکر بگویید از آن راه نمی شود؟ تنها راه این است که، اولا آدم عزم کند معصیت را ترک کند و واجبات را انجام دهد ثانیا جبران گذشته بکند ، ثالثا عزم بر آن کند که ظاهر خود را شکلی کند عقلی و شرعی باشد.

*مکرر آیت الله حق شناس می فرمودند: اگر شخصی به تو گفت، یک کلمه(زشت) به من بگویی صد کلمه جوابت را می دهم، تو پاسخ بده اگر صد حرف به من بزنی یک کلمه هم جواب تو را نخواهم داد.

*کمی زحمت دارد کمی طول می کشد، باید رفتارت مطلوب شرع باشد، و ظاهرمان باید شبیه ظاهر رسول اکرم باشد، قرآن می فرماید: پیامبر اکرم برای شما یک اسوه حسنه است، اسوه را ما در زبان فارسی که لغت آن از اروپا آمده به الگو ترجمه کرده ایم اگر بخواهیم بهتر بگوییم همان سرمشق است، اسوه را به زبان دیگر معنی می کنیم می گوییم امام، در این معنا پیامبر اول امام است، یعنی کسی که رفتار و اعمال و اخلاق او سرمشق ماست در این معنا، وگرنه امام در معنای جانشین پیامبر، اول امیرالمومنین است.

*خداوند کسی را به عنوان سرمشق برای ما قرار داده ولی ما اصلا توانایی سرمشق گرفتن از ایشان را نداریم، زمانی ما مدرسه می رفتیم حتی در دبیرستان هم ما معلم مشق خط داشتیم، ایشان یک خط بالای صفحه می نوشت ما باید سعی می کردیم شبیه او بنویسیم، اگر آدم خسته نشود و از میدان در نرود مثل او می شود نوشت، ولی زحمت دارد آدم باید تمرین کند دنبال کند، پی بگیرد و خسته نشود، اگر اینقدر همت داشته باشیم می شود مثل او نوشت.

*زمانی که مکه فتح شد همه مردم مکه مسلمان شدند اگرچه اسلام بسیاری ظاهری بود، مردم با ایشان بیعت کردند و تشت آبی آوردند حضرت دست خود را در آن گذاشت و بعد زنان دست خود را در آن آب می گذاشتند و با ایشان بیعت می کردند من اگر اینکار را انجام دهم یعنی به پیامبر تاسی کردم.

* پیامبرهیچ وقت نگذاشت هیچ کس بر ایشان پیش سلام  شود، حتی روزی فردی پشت دیوار پنهان شد که زودتر به ایشان سلام دهد ولی پیامبر قبل از اینکه پشت دیوار را ببیند زودتر به  او سلام داد، حال اگر من این اخلاق پیامبر را انجام دهم در حقیقت به ایشان تاسی کرده ام.

*آدم هرچه دیرتر بخواهد به سمت خودسازی برود زحمت او بیشتر می شود، در فرهنگ مذهبی قدیم ما چیزی باب شده بود که می گفتند ائمه کجا ما کجا؟ ما که نمی توانیم مثل آنها زندگی کنیم! اینکه آنها کجا و ما کجا درست است ولی رفتاری که ایشان انجام داده اند رفتاری بوده است که تاسی به آن مقدور است.

روزهاي پاياني غم و اندوه ائمه معصومين

به مناسبت ايام سوگواري دهه و روزهاي پاياني ماه صفر
 
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ وَاَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ يا اَبَاالْقاسِمِ يا رَسُولَ اللّهِ يا اِمامَ الرَّحْمَةِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

خدايا از تو درخواست دارم و به سويت روى آوردم به وسيله پيامبرت، پيامبر رحمت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش) اى ابا القاسم، اى فرستاده خدا، اى پيشواى رحمت، اى آقا و مولاى ما، به تو رو آورديم و تو را واسطه قرار قرار داديم، و به سوى خدا تو را وسيله ساختيم، و تو را پيش روى حاجاتمان نهاديم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت‏ كن.
 
يا اَبا مُحَمَّدٍ يا حَسَنَ بْنَ عَلِي اَيُّهَا الْمُجْتَبى يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.
 
اى ابا محمّد، اى حسن بن على، اى برگزيده،‏ اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوى خدا به تو توسّل جستيم، و تو را پيش روى حاجاتمان نهاديم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت كن.
 
يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِىَّ بْنَ مُوسى اَيُّهَا الرِّضا يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

اى ابا الحسن‏، اى على بن موسى، اى رضا، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان اى آقا و مولاى ما به تو روى آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوى خدا به تو توسّل جستيم و تو را پيش روى حاجاتمان نهاديم، اى آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت كن.
 
*********
فرارسیدن سالروز رحلت جانگداز پیامبر گرامی و عظیم‌الشأن اسلام حضرت رسول اکرم(ص)،
 شهادت دومین اختر تابناک ولایت و امامت حضرت امام حسن مجتبی(ع)
 و سالروز شهادت جانسوز هشتمین گوهر درخشان آسمان ولایت و امامت، عالم آل محمد(ص) حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)
 بر شیفتگان و ارادتمندان خاندان عصمت‎‎ و طهارت(ع) و تمامی مسلمین جهان تسلیت باد.


به مناسبت شهادت حضرت امام رضا عليه السلام

يا رئوف

 

بر در دوست به امید پناه آمدهایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمدهایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ایم

*******

امروز که سر بر حرمت می آیم

انگار تمام عشق کامل شده است

ای ضامن آهو! به غریبی سوگند

دل کندن از این ضریح مشکل شده است

*******

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

*******

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

 

پیشاپیش سالروز شهادت هشتمين اختر تابناک ولايت و امامت ، خورشيد پر نور ايران زمين ، امام رضا عليه السلام را به همه رهپويان راه حق تسلیت می گویيم.

 

روزهای آخر محرم و صفر و عزاداری های ناب برای امام حسین علیه السلام

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 

دستورالعمل های حضرت آیت الله بهجت

 

1. دستورالعمل اول

بسمه تعالی
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که ...

 

باقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

جملات حكيمانه عارف فرزانه، حضرت ‌آيت الله بهجت

جملات حكيمانه عارف فرزانه، حضرت ‌آيت الله بهجت

به نقل از دفتر نشر آثار ايشان

 

* آيا مي‌توانيم سالم بار به منزل ببريم و در عين حال به امور مسلمانان و مؤمنين بي‌تفاوت باشيم؟ آيا امكان دارد بدون اهتمام به امور مسلمانان به مقصود برسيم؟

 

* توسلات خيلي نافع است. به اين امام‌زاده‌ها زياد سر بزنيد. اين بزرگواران همچون ميوه‌ها كه هر كدام يك ويتامين خاصي دارند، هر كدام‌شان خواص و آثاري دارند.

 

* قلب‌ها از ايمان و نور معرفت خشكيده است. قلب آباد به ايمان و ياد خدا پيدا كنيد تا براي شما امضا كنيم كه امام زمان«عج» آنجا هست.

 

* اگر بي‌تفاوت باشيم و براي رفع گرفتاريها و بلاهايي كه اهل ايمان بدان مبتلا هستند دعا نكنيم، آن بلاها به ما هم نزديك خواهد بود.

 

* خدا نكند حرام در نزد انسان زينت داده شود! اين يك بيماري قلبي است كه انسان به آن مبتلا مي‌شود كه با وجود راههاي حلال كه نيازش را برآورده مي‌كند خود را به حرام گرفتار مي‌نمايد.

 

* به چيزي غير از توكل و ياد خدا براي انسان، آرامش حاصل نمي‌شود و چيزي غير از اعراض از ياد خدا و غفلت، زندگي را تلخ و ناگوار نمي‌سازد.

 

* با رعايت اخلاقيات و رفتار صحيح اسلامي، افراد غيرمسلمان هم به اسلام و مسلمانها گرايش پيدا مي‌كنند.

 

* عدم انجام كارهاي خير از قبيل صدقات جاريه و ساختن بناهاي خيريه مانند مساجد، حسينيه‌ها، مدارس و... كه امروز مردم از آنها محروم هستند از بي‌پولي نيست بلكه از بي‌توفيقي ماست!

 

* با كسي نشست و برخاست كنيد كه همين كه او را ديديد به ياد خدا بيفتيد، به ياد طاعت خدا بيفتيد، نه با كساني كه در فكر معاصي هستند و انسان را از ياد خدا باز مي‌دارند.

 

*دينداري انسان وقتي معلوم مي‌شود كه بر سر دو راهي دنيا و آخرت و متابعت هواي نفس و شيطان يا بندگي رحمان قرار گيرد.

 

* وداع از اين دنيا براي ما بسيار نزديك است، ولي ما آن را بسيار دور مي‌بينيم وگرنه اينقدر با هم نزاع نداشتيم.

 

* دنياپرستان را بنگريد كه به چه دل بسته‌اند و بر سر چه با هم نزاع دارند، به دنيايي از كاغذ و مقوا و خانه عنكبوت!

 

* چه خوب است انسان، عبادت و كار خير كه انجام مي‌دهد بگويد كاري نكردم اما كار نيك و خوبي كه از ديگران ديد بگويد چقدر كار بزرگي انجام داده است.

 

* معيار اصلي نماز است. اين نماز بالاترين ذكر است. شيرين‌ترين ذكر است. همه چيز تابع نماز است. بايد سعي كنيم اين نماز را حسابي درستش كنيم.

 

* هر چه هست از قامت ناساز بي‌اندام ماست. تا ما ناجور نشويم، آنچه از بالا بر سر ما نازل مي‌شود ناجور نمي‌شود بلكه كاري مي‌كنيم كه باران رحمت بر ما نقمت و عذاب مي‌شود.

 

* اگر به چيزي ظن و گمان داشته باشي و آن را به صورت يقيني بيان كني، همين دروغ محسوب مي‌شود.

 

* ما بايد در تحصيل صبر و حلم و تواضع سعي كنيم و از اينكه ديگران از ترس به ما احترام بگذارند احتراز كنيم.

 

* همه رذايل اخلاقي از ضعف در معرفت خداوند متعال پديد مي‌آيند! اگر انسان دريابد كه خداوند متعال هميشه و در همه حال از هر زيبايي زيباتر است، از انس به او هرگز جدا نخواهد شد.

 

* هر كسي كاسه‌اي از ابتلائات دارد كه مطابق وجود و استعداد اوست و كاسه‌هاي اشخاص از بلايا پر شده است ولي خدا همه را دوست دارد.

 

* اگر بدانيم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادات و در راس آنها نماز است كه بواسطه خضوع و خشوع و آن هم به اعراض از لغو محقق مي‌شود، كار تمام است!

 

* دعاي تعجيل فرج، دواي دردهاي ماست. مخصوصا دعاي شريف الهي عظم البلاء و برح الخفاء را بخوانيم و از خدا بخواهيم برساند صاحب كار را.

 

* لازم نيست انسان در پي اين باشد كه به خدمت حضرت ولي عصر «عج» تشرف حاصل كند بلكه شايد خواندن دو ركعت نماز و سپس توسل به ائمه«ع» بهتر از تشرف باشد.

 

* خدا كند ازخودراضي نباشيم، اگر از خودراضي باشيم، هرگز نمي‌توانيم حق ربوبيت را در عبوديت و بندگي ادا كنيم!با اينكه هيچ‌ايم خود را همه چيز مي‌دانيم!

 

* اصلاح نماز مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوري از منكرات ظاهريه و باطنيه است. و از راههاي اصلاح نماز، توسل جدي در حال شروع به نماز به حضرت ولي عصر «عج» است.

 

* ما در درياي زندگي در معرض غرق شدن هستيم، دستگيري ولي خدا لازم است. بايد به حضرت ولي عصر «عج» استغاثه كنيم كه مسير را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

 

* بعضي گمان مي‌كنند كه ما از ترك معصيت عبور كرده‌ايم، غافلند از اينكه معصيت، اختصاص به كبائر معروفه ندارد بلكه اصرار بر صغائر هم كبيره است.

 

* به هر اندازه از بيانات اهل بيت «ع» دور باشيم از خود ايشان دوريم.

 

* ترك معصيت حاصل نمي‌شود بطوريكه ملكه شخص شود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت.

 

* هيچ ذكري بالاتر از ذكر عملي نيست، هيچ ذكر عملي بالاتر از ترك معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست.

 

* خداوند ايمان كساني را كه در گرفتاري‌ها ثابت قدم بمانند، تقويت مي‌كند تا هيچ بلايي آنها را از پا در نياورد و با ايمان و ذكر و انس با خدا از دنيا بروند.

 

* آيا مي‌شود رئيس و مولاي ما، حضرت ولي عصر «عج» محزون باشد و ما خوشحال باشيم؟! ايشان در اثر ابتلاي دوستان، گريان باشد و ما خندان و خوشحال باشيم و در عين حال، خود را تابع آن حضرت بدانيم؟!

 

* مظلوميت اميرالمؤمنين «ع» مظلوميت بشر تا روز قيامت است. مناسب هست همانند مجالس عزاداري براي سيدالشهداء مجالس عزاداري براي اميرالمؤمنين هم بر پا گردد. اگر آنجا غصب نمي‌شد عاشورا هم پيدا نمي‌شد.

 

* قرآن، انسان را به غايت كمال انساني مي‌رساند. ما قدردان قرآن و عديل آن، اهل بيت «ع» نيستيم! كسي آشنا به قرآن است كه زيادتر در آن تدبر كند.

 

* اگر به قرآن عمل مي‌كرديم ديگران را به اسلام و قرآن جذب مي‌كرديم، زيرا قرآن جامع كمالات همه انبياء اولوالعزم است. توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، براي نجات عموم مردم مفيد است.

ويژگي هاي يك خانواده خوب و مسلمان از ديدگاه حجت الاسلام عليرضا پناهيان

چكيده قسمت اول تا سوم:

*امروز خیلی از پدر و مادرها از دست فرزندانشان گله‌مند هستند که «ما چه‌کار کنیم تا بچه‌های ما نمازخوان بشوند؟ چه‌کار کنیم تا کارهای بد نکنند؟ تا بی‌ادب نشوند؟» باید به این پدر و مادرها گفت: شما خودتان جلوی فرزندانتان چقدر مبارزه با نفس کرده‌اید؟ اینکه آدم خوبی باشید کفایت نمی‌کند و در تربیت فرزند به درد نمی‌خورد بلکه فرزندتان باید مبارزه با نفس کردن را در شما ببیند تا تأثیر بگیرد. مثلاً اگر شما به صورت ژنتیکی آدم مهربان یا خوش‌اخلاقی باشید این زیاد به دردِ تربیت بچۀ شما نمی‌خورد. مهم این است که چند بار جلوی فرزندتان پا روی نفس خودتان گذاشته‌اید و دوست‌داشتنی‌ خود را قربانی کرده‌اید و بچۀ شما این را فهمیده است؟ اگر این کار را جلوی بچۀ خودتان انجام نداده‌‌اید، انتظار نداشته باشید که راه‌حلی برای درست کردن فرزند خود پیدا کنید!

*اگر یک خانم بگوید: «من تحصیل کرده‌ام اما الان خانه‌داری را بر هر شغل دیگری ترجیح می‌دهم» او باید احترامش ده برابر شود، چون واقعاً آدم فهمیده‌ای است. خانه‌داری کار ساده‌ای نیست. البته بعضی‌ها با خانه‌داری، «حداقلی» برخورد می‌کنند و زیاد برایش وقت نمی‌گذارند ولی می‌شود با آن «حداکثری» برخورد کرد ... گاهی اوقات آقایانی که دیر ازدواج می‌کنند ناشی از بی‌غیرتی دینی است، یعنی زیاد دنبال تقرب به خدا و کسب نور و معنویت نیستند. آدم متاهل نسبت به مجرد، خیلی می‌تواند از نظر معنویت و نورانیت بالاتر باشد.

*اگر پدر و مادر، موقعی که عصبانی هستند بچۀ خود را تنبیه کنند، و موقعی که خوشحال و سرحال هستند بچه را تشویق کنند، این بچه تربیت نمی‌شود بلکه بی‌تربیت خواهد شد! چون بچه پیش خود می‌گوید: «ملاک تشویق و تنبیه، رفتار درست و غلط من نیست، بلکه ملاکش حال خوب و بد پدر و مادر من است! آنها هروقت سرحال باشند می‌بخشند و هروقت عصبانی باشند نمی‌بخشند و مجازات می‌کنند» وقتی رفتار پدر و مادر باعث شود که بچه‌ این‌طور نتیجه‌گیری کند، طبیعی است که این بچه هم طبق هوای نفسش عمل کند.

متن كامل را دريافت كنيد:

                           قسمت اول             قسمت دوم           قسمت سوم

علیرضا پناهیان؛ خانواده خوب/ قسمت سوم

راه رسیدن به لذت عمیق در خانواده «مبارزه با هوای نفس در محیط خانواده» است/ ازدواج یعنی می‌خواهم مبارزه با هوای نفس در خانواده را آغاز کنم/ بچه از 7 تا 14 ‌سالگی باید مثل عبد در مقابل ارباب منظم شود/ تشویق و تنبیه‌هایی که بچه را بی‌تربیت می‌کند

پناهیان: اگر پدر و مادر، موقعی که عصبانی هستند بچۀ خود را تنبیه کنند، و موقعی که خوشحال و سرحال هستند بچه را تشویق کنند، این بچه تربیت نمی‌شود بلکه بی‌تربیت خواهد شد! چون بچه پیش خود می‌گوید: «ملاک تشویق و تنبیه، رفتار درست و غلط من نیست، بلکه ملاکش حال خوب و بد پدر و مادر من است! آنها هروقت سرحال باشند می‌بخشند و هروقت عصبانی باشند نمی‌بخشند و مجازات می‌کنند» وقتی رفتار پدر و مادر باعث شود که بچه‌ این‌طور نتیجه‌گیری کند، طبیعی است که این بچه هم طبق هوای نفسش عمل کند.

بخش‌هایی از سومین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» را در ادامه می‌خوانید:

ادامه نوشته

علیرضا پناهیان؛ خانواده خوب/ قسمت دوم

کسی که برای بچه‌دار شدن ارزش قائل نیست؛ در واقع برای «انسان» و «بندۀ خدا» ارزش قائل نیست/ ثواب برخی کارهای سادۀ زن و مرد در خانه، از هزار عبادت و خدمت اجتماعی بالاتر است

پناهیان: اگر یک خانم بگوید: «من تحصیل کرده‌ام اما الان خانه‌داری را بر هر شغل دیگری ترجیح می‌دهم» او باید احترامش ده برابر شود، چون واقعاً آدم فهمیده‌ای است. خانه‌داری کار ساده‌ای نیست. البته بعضی‌ها با خانه‌داری، «حداقلی» برخورد می‌کنند و زیاد برایش وقت نمی‌گذارند ولی می‌شود با آن «حداکثری» برخورد کرد ... گاهی اوقات آقایانی که دیر ازدواج می‌کنند ناشی از بی‌غیرتی دینی است، یعنی زیاد دنبال تقرب به خدا و کسب نور و معنویت نیستند. آدم متاهل نسبت به مجرد، خیلی می‌تواند از نظر معنویت و نورانیت بالاتر باشد.

بخش‌هایی از دومین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» را در ادامه می‌خوانید:

ادامه نوشته

علیرضا پناهیان؛ خانواده خوب/ قسمت اول

چه‌کار کنیم تا فرزانمان بی‌ادب نشوند؟ / فرزندتان باید «مبارزه با نفس» شما را ببیند

پناهیان: امروز خیلی از پدر و مادرها از دست فرزندانشان گله‌مند هستند که «ما چه‌کار کنیم تا بچه‌های ما نمازخوان بشوند؟ چه‌کار کنیم تا کارهای بد نکنند؟ تا بی‌ادب نشوند؟» باید به این پدر و مادرها گفت: شما خودتان جلوی فرزندانتان چقدر مبارزه با نفس کرده‌اید؟ اینکه آدم خوبی باشید کفایت نمی‌کند و در تربیت فرزند به درد نمی‌خورد بلکه فرزندتان باید مبارزه با نفس کردن را در شما ببیند تا تأثیر بگیرد. مثلاً اگر شما به صورت ژنتیکی آدم مهربان یا خوش‌اخلاقی باشید این زیاد به دردِ تربیت بچۀ شما نمی‌خورد. مهم این است که چند بار جلوی فرزندتان پا روی نفس خودتان گذاشته‌اید و دوست‌داشتنی‌ خود را قربانی کرده‌اید و بچۀ شما این را فهمیده است؟ اگر این کار را جلوی بچۀ خودتان انجام نداده‌‌اید، انتظار نداشته باشید که راه‌حلی برای درست کردن فرزند خود پیدا کنید!

بخش‌هایی از اولین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» را در ادامه می‌خوانید:

 

ادامه نوشته

به مناسبت اربعین حسینی - روایت اسیران کربلا از شام تا مدینه

اگر زنان و کودکان در کنار این قبور میماندند،خودرا دراثر شیون و زاری وگریستن ونوحه کردن هلاک می نمودند،لذا علی بن الحسین(ع)فرمان داد تا بارشتران را ببندند و ازکربلا حركت كنند...

حرکت از شام
بهر حال پس از هفت روز که اهل بیت در شام بودند، به دستور یزید نعمان بن بشیر (1) وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهی مردی امین آنان را روانه مدینه منوره کرد (2) .
در هنگام حرکت، یزید
امام سجاد علیه السلام را فرا خواند تا با او وداع کند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت کند! اگر من با پدرت حسین ملاقات کرده بودم، هر خواسته ای که داشت، می پذیرفتم! و کشته شدن را به هر نحوی که بود، گرچه بعضی از فرزندانم کشته می شدند از او دور می کردم! ولی همانگونه که دیدی شهادت او قضای الهی بود! ! چون به وطن رفتی و در آنجا استقرار یافتی، پیوسته با من مکاتبه کن و حاجات و خواسته های خود را برای من بنویس! (3) آنگاه دوباره نعمان بن بشیر را خواست و برای رعایت حال و حفظ آبروی اهل بیت به او سفارش کرد که شبها اهل بیت را حرکت دهد و در پیشاپیش آنان خود حرکت کند و اگر علی بن الحسین را در بین راه حاجتی باشد برآورده سازد؛ و نیز سی سوار در خدمت ایشان مأمور ساخت؛ و به روایتی خود نعمان بن بشیر را و به قولی بشیر بن حذلم را با آنان همراه کرد (4) .
و همانگونه که یزید سفارش کرده بود به آهستگی و مدارا طی مسافت کردند و به هنگام حرکت، فرستادگان یزید بسان نگهبانان گرداگرد آنان را می گرفتند، و چون در مکانی فرود می آمدند از اطراف آنان دور می شدند که به آسانی بتوانند وضو سازند.

اربعین
اهل بیت علیهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهی جاده عراق و مدینه رسیدند، چون به این مکان رسیدند، از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، و او آنان را بسوی کربلا حرکت داد، چون به کربلا رسیدند، جابر بن عبد الله انصاری (5) را دیدند که با تنی چند از بنی هاشم و خاندان پیامبر برای زیارت حسین علیه السلام آمده بودند، همزمان با آنان به کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زاری کردند و بر صورت خود سیلی زده و ناله های جانسوز سر دادند و زنان روستاهای مجاور نیز به آنان پیوستند (6) ، زینب علیها السلام در میان جمع زنان آمد و گریبان چاک زد و با صوتی حزین که دلها را جریحه دار می کرد می گفت: «وا اخاه! و احسیناه! و احبیب رسول الله و ابن مکة و منی! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن علی المرتضی! آه ثم آه!» پس بیهوش گردید.
آنگاه ام کلثوم لطمه به صورت زد و با صدایی بلند می گفت: امروز محمد مصطفی و علی مرتضی و
فاطمه زهرا از دنیا رفته اند؛ و دیگر زنان نیز سیلی به صورت زده و گریه و شیون می کردند .

باقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

اربعین اوج رفتن است، قله رسیدن است.

اربعین اوج رفتن است، قله رسیدن است

روزهای محرم که فرا می‌رسد برای خیلی از ما ایرانی‌ها انگار دمیدن خون تازه‌ای در رگ‌های وجودمان است.

خیلی از ما ایرانی‌های شیعه، زندگی‌مان را با ماه محرم تنظیم می‌کنیم. آن‌گونه که بتوانیم از سرمستی محرم بهره‌مند شویم و توشه‌ای برای روزهای سال برداریم تا در بقچه ایمان‌مان نان و ریحانی از عشق حسین علیه‌السلام باشد.. تا حلاوت‌بخش زندگی‌مان باشد. چند سال پیش لابلای همین نوشته‌ها  اقرار کردم که بهشت جایی است مثل همین هیئت‌های خودمان. از چای با استکان‌های کوچک در هیئت گرفته تا شور آخر سینه‌زن‌ها تا نذری‌دادن مادر‌های‌مان هر چه که هست و بود و خواهد بود؛ انعکاس تصویر بهشت است. یعنی گویی بهشت یک هیئت عزاداری است که همه جمع می‌شوند تا برای حسین فاطمه علیهماالسلام گریه کنند.. و این گریه، همان جنات عدنی است که خدا در کتابش وعده داده است و غیر از هیئات حسین علیه‌السلام کجا می‌توان طعم «یطعمون الطعام علی حبه» را چشید؟

جز در حلقه سینه‌زنی برای حسین علیه‌السلام کجا می توان «وِلدانٌ مخلدونَ بأکواب و أباریق» را دید؟

این که می‌گویند «مزاجه من تسنیم» مگر غیر از نذری‌های مجالس حسین علیه‌السلام چیز دیگری می‌تواند باشد؟ شما فکر می‌کنید موسی علیه‌السلام در کوه طور چرا به فرمان «فاخلع نعلیک» گوش جان سپرد؟ برای ورود به هیئت حسین علیه السلام. از هفت بطن قرآن مجید، حداقل یکی از دهلیزهای معنایی قرآن، در هیئت حسین علیه‌السلام گشوده می‌شود. این را شک ندارم.

شاید وقتی دیگر باز هم در این باره نوشتم اما امروز می‌خواهم حرف دیگری بزنم. می‌خواهم برای آنهایی بنویسم که عاشقانه در هیئت حسین علیه‌السلام از جان می‌گذرند . می‌خواهم بنویسم زندگی پای این عَلَم، آدابی دارد که جز با تسلط بر دائرةالمعارف عاشقی عاشورا، نمی‌توان آن  را دریافت. هر کدام از  ارکان هیئت حسین علیه‌السلام برای خودش قاموسی است عظیم. گذشته‌ای دارد و حالی و آینده‌ای...

یکی از ارکان این هیئت، "همرکابی" است. یعنی عاشق باید "پای کار" باشد. باید بیاید به هر جا که مولایش می‌خواهد. پای منبر آقا که نشسته است باید آماده باشد تا روضه‌خوان نفسش هُرم کربلا می‌گیرد دلش را پرواز بدهد برود روی تل زینبیه و در کنار مویه‌های زینب بگرید. باید بلد باشد «برود»... کربلا منتظر ماست بیا تا برویم.. بیا تا برویم..
 
این رفتن، خودش روضه است. خیلی‌ها آن روز پای رفتن نداشتند اگرچه زبان نوشتن نامه داشتند. کربلا پر است از نرفتن‌ها... و این نرفتن‌هاست که سوگواره طف را را رقم می‌زند. خوش به حال آنهایی که رفتند. زهیر هم اول، پای رفتن نداشت اما بالاخره رفت. حُر هم با پای نرفتن آمده بود اما رفت. خلاصه اینکه رفتن و رسیدن از ارکان حضور در هیئت حسین علیه السلام است. در اوج رفتن‌های کربلایی، به آنجا می‌رسیم که زینب سلام الله علیها رفتن را بر ماندن در کربلا ترجیح می‌دهد. «علیکنّ بالفِرار»....این رفتن دلخواسته نبود، اجباری بود. هم برای حفظ جان دخترکان حرم و هم رفتن برای برافراشتن پرچم خون‌خواهی خدا. این رفتن با تمام آنجه تا کنون گذشت در این هیئت فرق می‌کند. این رفتن، رسیدن به اربعین را دارد و رسیدن به اربعین، یعنی نقطه اوج هیئت حسین علیه‌السلام. اربعین، یعنی چهل روز مدام در سرمستی جرعه‌نوشی جام نیزه‌ها باشی.. اربعین یعنی رسیدن به همان قاب قوسینی که پر جبرییل در رسیدن به آن آتش می‌گیرد. اربعین یعنی به جوش‌آمدن پیمانه‌هایی که در هیئت حسین علیه‌السلام در جام‌های خالی ما ریخته‌اند.


این روزها بازار رفتن به کربلا داغ است. مسافران اربعین کوله‌های‌شان را بسته‌اند تا از شهر پدری‌شان نجف به کربلای حسین علیه السلام پیاده بروند.  

این روزها پاها آماده می‌شوند تاول بزنند.

چشم‌ها مهیا می‌شوند بارانی شوند.

سینه‌ها به شور می‌آیند تا بی‌تاب شوند..

و حنجره‌ها هم‌نفس با خستگان کاروان، می‌خواهند سلامی عاشقانه به "اربعین" بدهند. اربعین، هر سال فریاد می‌زند آنها که نرفته‌اند برخیزند... اربعین وقتی می‌آید، می‌خواهد جامانده‌ها را با خود ببرد... اربعین اوج رفتن است، قله رسیدن است. آنهایی که اربعین کربلا نرفته‌اند که خدا به داد دل‌شان برسد. آنهایی هم که امسال می‌خواهند بروند باز خدا به داد دل‌شان برسد؛ اما امان از آنهایی که اربعین َکربلا را دیده‌اند، رفته‌اند، رسیده‌اند و امسال...


 

عاشورا یک روز بود اما هیچ‌وقت این یک روز تمام نشده و نمی‌شود... همان‌طور که هیئت حسین علیه‌السلام هر سال جاری است در شهر های ما و هنوز تمام نشده است. اربعین هم هر سال هست. همه باید بیایند همان طور که همه هیئات می‌آیند... دلم برای آنهایی می‌سوزد که سال‌های گذشته آمده‌اند و امسال نمی‌آیند. خدا کند لااقل اربعین سر به بیابان بگذارند، جایی که بتوانند با تمام حنجره‌شان حسین علیه‌السلام را فریاد بزند...

می‌گویند کربلا نرفته یک داغ دارد، کربلا رفته 72 داغ. من می‌گویم اربعین‌نرفته... نرفته... اما کسی که اربعین کربلا بوده است نمی‌تواند بازگشت کاروان را ندیده باشد... امکان ندارد ندیده باشد که هرکسی گوشه‌ای قبری را در آغوش گرفته است... زیارت اربعین از این جهت، "علامت شیعه" است که اگر کربلا باشی در آن زیارت پرده‌ها کنار می‌رود... آرزو می‌کنم جای کسانی نباشم که اربعین کربلا را دیده‌اند و امسال نمی‌توانند به کربلا بروند. همین!

*دلنوشته آقای حامد حجتی

منبع:مشرق

دعاهایی به جهت تقويت حافظه

دعاهایی به جهت تقويت حافظه

1ـ سوره الرحمن را تا فبای آلاء ربکما تکذبان هر روز بعد از نماز صبح بخواند.

۲ـ مرحوم شیخ بهائی در کتاب تهذیب فرموده است به جهت زیادتی حافظه این دعا را بخواند.

الَلِّهُمَ ارْزُقْنی فَهْمَ النَّبِییّنَ وَ حِفْظَ الْمُرْسَلینَ وَ اِلْهامَ الْمَلائِکهَ الْمُقَرّبینَ آمینَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

۳ـ بعد از هر نماز این دعا را بخواند مجرّب است.

سُبْحانَ مَنْ لا یَعْتَدی عَلی اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا یُاخِذُ اَهْلَ الاَرْضِ بِألْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّئُوفُ الرَّحیم اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلْبی نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِ شَیءٍ قَدیر.

۴ـ جهت قوت حافظه هر روز ده مرتبه بگوید:

فَفَهَّمْناها سُلیمْانَ وَ کُلاَّ آتیْنا فَهْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ مَعَ داوُدَ الْجِبالَ یَسْبَحْنَ وَ الطَّیْرَ وَ آلِهِ اَکْرِمْنی بِالْفَهْمِ وَ الْحْفِظِ وَ الْخَیْرّ یا قاضِیَ الْحاجاتِ وَ صلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ.

۵ ـ هر روز صبح قبل از آن که کسی سخن بگوید این جمله را بخواند.

یا حَیَّ یا قَیَُّومُ فَلا یَفُوتُ شَیءُ عِلْمُهُ وَ لا یَئُودُه.

۶ ـ هر روز بعد از نماز نافله صبح بگوید.

اَللَّهُمَّ لا تُنسِنی ما اَقْرَءُ فی یَوْم هذا فَانَّکَ قُلْتَ سَنَفْرَئَکَ فلا تُنسی.

۷ـ هر کس چیزی را فراموش کند دست خود بر پیشانی گذارد و بگوید.

اَنْسانِیَهُ الشَّیْطانَ.

۸ ـ در حدیث سلمان فارسی (رضی اللّه عنه) آمده است که رسول خدا(ع) فرموده است: هر کس آیهالکرسی را با زعفران برکف دست راست خود بنویسد و آن را با زبان بلیسد و هفت‌‌نوبت چنین کند هرگز چیزی را فراموش ننماید.

۹ـ پنج‌چیز است که حافظه را زیاد می‌کند و بلغم را از بین می‌برد:

۱ـ مسواک‌کردن، ۲ـ روزه‌گرفتن، ۳ـ قرائت قرآن‌نمودن، ۴ـ عسل‌خوردن، ۵ـ کندرجویدن.

 
۱۰ـ قبل از مطالعات این جملات را بخوانید.

اَللّهُمَّ اَخْرُجْنی مِنَ الظَّلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنی بِنُورِ الْفَهْمِ الَّلهُمَّ افْتَحْ عَلَینا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ وَ انْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

۱۱ـ مردی از شیعیان توسّلات و ختم‌ها انجام داده که حضرت‌زهرا(ع) را در خواب ببیند و تقاضای حافظه کند. شبی در عالم خواب حضرت‌زهرا(ع) را که در پشت‌پرده‌ای قرار داشت مشاهده نمود تقاضایش را پرسید. عرض کرد کم حافظه‌ هستم و به شما ملتجی می‌باشم. فرمود: از این پس وضو را با آن‌ نیم‌گرم بگیر، زیرا آب سرد جهت حافظه شما خوب نیست. آن مرد به دستور حضرت عمل‌نموده حافظه‌اش قوّت گرفت.

۱۲ـ کسی که می‌خواهد حافظه‌اش زیاد شود مسواک کند و روزه بگیرد و قرآن بخواند مخصوصاً آیهالکرسی را و ناشتا ۲۱ عدد مویز با هسته سرخ بخورد زیرا جهت فهم و حفظ ذهن مفید خواهد بود. نافع خوردن حلوا و گوشت نزدیک گردن و عسل‌وعدس و کُنّدر می‌باشد.

۱۳ـ هر روز هفت مثقال مویز ناشتا بخورد و همچنین هر روز با غذا خردل میل نماید.

۱۴ـ جهت حافظه شیخ کفعمی فرماید: مویز و سعد‌کوفی و زعفران را با هم کوبیده و مخلوط کرده ناشتا بخورد.

۱۵ـ قرنفل و کندر خوب کوبیده تا نرم شود هر روز قدری ناشتا بخورد.

۱۶ـ از زیاد خورده سردی بپرهیزد مانند ماست و برنج و امثال آن و خوردن آب زیاد.

۱۷ـ شیر حافظه را زیاد می‌کند و خورده شیرینیجات و گوشت و عدس و عسل مخصوصاً ناشتا خوردن انار بالیله آن.

۱۸ـ مربای آویشن که با شکر درست شده باشد و همچنین خوردن اسطو‌خدوس جهت حافظه مفید است.

۱۹ـ دائم‌الوضو‌بودن و رو به قبله نشستن و به صورت علما نگاه‌کردن و به عبادت مشغول‌بودن و اطاعت پدر و مادر نمودن و روزه‌داشتن و خوردن انگور و گرمی‌جات به طور عموم و خوردن آب‌کم و خوردن غذای کم جهت زیادی حافظه مؤثر است.

۲۰ـ از پیغمبر اکرم(ع) است که پنچ‌چیز حافظه را قوی‌می گرداند.

۱ـ شیرینی، ۲ـ گوشت نزدیک‌گردن، ۳ـ عدس، ۴ـ نان‌سرد، ۵ ـ خواندن آیهالکرسی.


پی نوشت:
کتاب گنج های معنوی