گزارشی دربارهی چیستی و چگونگی «آموزش فكر و فلسفه به كودكان»
«فكركردن» آموختنی است
كودكان هر جامعه، سرمایههای آن جامعهاند. سرمایه اگر در اختیار انسان آگاه و كاربلد باشد، افزونش میكنند و ناشی هدرش میدهد. برخورد اصولی و حسابشده با استعداد كودكان باعث شكوفایی ذهن، رشدِ خلاقیتها خواهد شد و به بالندگی جامعه خواهد انجامید. متقابلاً رهاكردن یا آموزش نادرست، زمینهی ظهور نسلی خموده و وابسته را فراهم میسازد.رهبر انقلاب اسلامی ۱۴ سال پیش و ضمن دیدار جمعی از كارگران و معلمان با ایشان فرمودند: «معلّم، يعنى آن كسى كه مىتواند خصوصيّات اخلاقى خوب را در بچه پرورش دهد، معلومات خوب را به كودك بياموزد، فكركردن را به كودك بياموزد، استقلال رأى را به كودك بياموزد.» بعدها هم این مهم در رئوس تذكرات و مطالبات و مثالهای رهبر انقلاب قرار گرفت، تا جایی كه سال گذشته تعبیر «فلسفیدن برای كودكان» را تعبیری درست خواندند و آن را از كارهاى اساسى و رشتهاى مهم دانستند.
اما مراد و منظور از آموزش فكر و فلسفه به كودكان چیست؟
آموزش فلسفه به كودكان در غرب چطور و از كجا شروع شد؟
بسیاری «متیو لیمپن» را بنیانگذار فلسفه برای كودك میدانند. این استاد فلسفه دانشگاه كلمبیا در مورد تأسیس این رشته میگوید: «در سال ۱۹۶۰ در دانشگاه كلمبیا فكر میكردم دانشجویانم فاقد قدرت استدلال، قدرت تمیز و داوری هستند. اما برای تقویت قابل ملاحظهی قدرت تفكر آنها، دیگر بسیار دیر شده بود. به این نتیجه رسیدم كه این كار باید در دوران كودكی انجام میگرفت. باید وقتی كودكان در ۱۱ یا ۱۲ سالگی بودند، یكسری دورههای درسی در خصوص تفكر انتقادی را میگذراندند. اما برای تهیهی موضوعی قابل فهم و مخاطبپسند، متن درسی باید به شكل داستان نوشته میشد. داستانی دربارهی كودكانی كه در پی اكتشاف منطقیاند. ولی به نظر میرسید كه این كار نیز باید با دقت و ظرافت بسیار انجام میگرفت.»لیمپن در ادامه تعریف میكند كه: « من كتاب كشف هری استوتلمیر را نوشتم. این عنوان، ایما و اشارهای است به اسم ارسطو و وقتی آن را در سال ۱۹۷۰ به آزمایش گذاشتم، به نظر میرسید بسیار مؤثر افتاده است. بعد از آن یك كتاب راهنما كه شامل صدها تمرین فلسفی بود، برای معلمان نوشتم. سپس شهر كلمبیا را ترك كردم و پژوهشگاه «توسعه و پیشبرد فلسفه برای كودكان» را در دانشگاه دولتی مونتكلیر تأسیس كردم. آنگاه كتابهای بیشتری نوشته شد كه هركدام ویژهی سطوح سنی خاصی بود. برنامهی فلسفه برای كودكان علاوه بر فراهم آوردن كتابهای درسی متحدالشكل، طرح آموزشی واحدی دارد كه در آن دانشآموزان با قرائت بخشی از داستان با صدای بلند، كلاس را آغاز میكنند. سپس پرسشهایی را راجع به داستان طرح میكنند و دربارهی آنها به بحث مینشینند.
روش كار به نحوی است كه در طول كلاس، انتقاد متقابل و دوجانبه و ابراز عقاید در نهایت دقت صورت میگیرد. این برنامه بر اساس رهنمودهای جان دیویی شكل گرفته است كه بر ضرورت تعلیم تفكر و تأمل و نفی آموزش صرف حفظ كردن تأكید میكرد.
پس از آزمایشی كوچك اما فشرده كه در این طرح به عمل آمد، به تعدادی از افراد كه دكترای فلسفه داشتند، تعلیم داده شد كه معلمان سراسر ایالات متحده را آموزش دهند. آنان در سالهای ۱۹۷۰ این كار را شروع كردند. در پایان این دهه ۵ هزار كلاس در این كشور از این برنامه بهره میبردند. این آزمایش نشان داد كه با ارائهی این برنامه در طول ۲۷ هفته سن هوشی بالاتری پیدا میكنند.»۱
این چند شرط مهم را به یاد داشته باشیدتعاریف مختلفی از فلسفه برای كودك ارائه شده است. طبق گفتهی دكتر قاسم پورحسن، مدیر گروه فلسفه برای كودكان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، «فلسفه برای كودكان، به معنای فلسفه گفتن برای كودكان نیست. اگر بخواهیم تعریف دقیقتری برای فلسفه برای كودكان ارائه دهیم باید به چند عنصر مهم توجه كنیم؛ عنصر اول منطق مكالمه است. جدی گرفتن كودكان، یعنی گوشسپردن به تمامی حرفهای آنها و اینكه بگذاریم كودكان آنچه میخواهند به ما بگویند. انسانها معمولاً با كودكان طوری صحبت میكنند كه موجب خفهكردن ندای آنها در نطفه میشوند. ما با این كار مانع از شنیدن همهی حرفهای آنها میشویم. عنصر دوم هدایت به سمت فكرورزی است و سومین عنصر را میتوان خلاقیت دانست. برنامهی فلسفه برای كودك، تعلیم و تربیت و اخلاق نیست و آن را نمیتوان تفكر دانست بلكه برنامهی «فلسفه برای كودكان» هدایت به سوی فكرورزی بهصورت دقیق و روشن است.»
این استاد دانشگاه معتقد است: «نظام آموزش و پرورش كنونی خلاقیت از كودك را سلب میكند. آموزش و پرورش از كودك میخواهد كه مطالب را حفظ كند. نكتهی مهم توجه به جمعیبودن فعالیتهاست كه در نظام آموزش و پرورش كنونی ما ضعیف است. فعالیت جمعی به معنای احترام به كلام دیگری است. پریدن میان حرف دیگری یكی از نشانههای نداشتن روحیهی فعالیتهای جمعی است. خردمندی و معقولیت، قدرت تشخیص و داوری، ارتباط صحیح با دیگری و انسگرفتن با دلیلآوردن از دیگر عناصری است كه باید آنها را در این برنامه اعمال كرد.»
ویژگیهای روش تدریس فلسفه برای كودكشیوههای آموزش فلسفه برای كودكان با آموزشهای معمول متفاوت است. مربی آموزش فلسفه برای كودك باید ویژگیهای خاصی داشته باشد؛ از جمله صبر و حوصلهی فراوان، مهربانی و تعهد، علاقهمندی به كودكان، رفتار جذاب و دلنشین، فكر باز، روشن و بدون تعصب. این مربیان باید بتوانند اندیشهورزی را در كودكان شكوفا كنند، كلاس را با موضوعات خاص به چالش بكشند، در كلاس تنوع ایجاد كنند، كودكان را به بحث تشویق كنند، به فنون مهارت فلسفه و كودك آشنا و نیز به تغییرات رفتاری دانشآموزان حساس باشند.
كلاس فلسفه برای كودك با دیگر كلاسهای معمول متفاوت است. در این كلاس دانشآموزان به صورت دایرهوار مینشینند تا بهراحتی یكدیگر را ببینند و در بحث مشاركت كنند. رعایت آداب بحث یا همان قوانین اجرایی در كلاس بسیار مهم است. مفاهیم انتخابی برای بحث در كلاس نیز باید بحثانگیز، متناسب با سن كودك و اساسی باشد.
از اساسیترین موارد قابل استفاده برای انتقال مفاهیم به كودكان در این حوزه، داستان است. كودكان مفاهیم فكری را از طریق داستان بهتر میآموزند و برایشان لذتبخش است. البته لازم است كه داستان فكری با فرهنگ بومی، ملی و مذهبی كودكان همسو باشد. از بچهها خواسته میشود داستان را به زبان خودشان بازگو كنند. داستان باید جالب باشد و انگیزهی گفتوگو را در كودكان تحریك كند و آنها را به تعجب و فكر فروبرد. بعد از تعریف داستان، كودكان باید در مورد آن نظر بدهند و برای نظراتشان دلیل بیاورند. بچهها در مورد داستان باید سؤالاتی را مطرح كنند كه روی تخته نوشته میشود و در كنارشان نام هر كودك پرسشگر را نیز مینویسند. حتی سؤالات بیربط را هم باید شنید، ولی باید تنها به سؤالات مهمتر پرداخت. گفتوگو در كلاس باید پایان واضح و مشخصی داشته باشد و البته پرواضح است كه تعامل در این كلاس، از «معلممدار» بودن به «دانشآموز مدار» بودن تغییر میكند. همچنین مربی میتواند توسط عكس، فیلم و كارتونهای فكری یا خاطرهگویی و فعالیتهای مرتبط به بازیهای فكری نیز كودكان را برای آموزش فلسفه یاری دهد.

آموزش فكر و فلسفه به كودكان یك مسیر تازه باز شده است. مراكزی و اساتیدی صاحبتجربه كار را شروع كردهاند و تا جاهایی هم پیش بردهاند، اما هنوز این دورهها به چهارچوب رسمی نظام آموزش و پرورش وارد نشده است. آموزش فكركردن به كودكان یعنی ساختن آیندهی آنان و كشور، و حالا شاید این جمله بهتر درك شود كه امام خمینی رضواناللهعلیه میگفتند: «امید من به شما دبستانیهاست.»۲
پینوشتها:
۱. كتاب كند و كاو فلسفی برای كودكان و نوجوانان. جلد اول. سعید ناجی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. صفحات ۲۵ تا ۲۷
۲. صحیفهی امام خمینی (ره) بیانات امام خمینی در جمع عدهای از دانشآموزان جنوب شهر تهران- ۱۳۵۸/۰۱/۱۷
خصلت های خوب برای کودکان
خلقیاتی كه باید برای شكلدهی هویت انسانی كودكانمان به آنها بیاموزیم.
برگرفته از بیانات حضرت آیتالله خامنهای در دیدار معلمان و اساتید خراسان شمالی؛ 1391/7/20
پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
توصیههایی از رهبر معظم انقلاب درباره تشكیل و حفظ خانواده و زندگی زناشویی.
برگرفته از بیانات حضرت آیتالله خامنهای در دیدار معلمان و اساتید خراسان شمالی؛ 1391/7/20
پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
توصیههایی از رهبر معظم انقلاب درباره تشكیل و حفظ خانواده و زندگی زناشویی.

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:53 توسط
|
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿۸﴾